سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار شهادت و روضه های حُر علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


            

پیغمبر دکتر معرفی می کنه : "عباد الله انتم کالمرضاه و رب العالمین کالطبیب" به او مراجعه کنید ،بگو تو منو ساختی تو روزی منو دادی ، تو نمک منو تا حالا دادی ،من بنده ی توام ،من دچار بیماری چشمم،دچار بیماری دلم،دچار بیماری مغزم ، اونم تو تهرون دکتر نداریم ،من تو هر مطبی برم بگم آقای دکتر میگن شما فوق تخصص چشمی، میشه چشم منو عمل کنی من خدا بین بشم؟! من پیغمبر بین بشم؟! من حسین بین بشم؟!! میگه آقا اگه دستت میرسه دعا کن ماهم عمل بشیم ، ما هم بشیم خدا بین ،دکتری نیستش که ،دکتر خداست؛ دواهاشم داده به پیغمبر و به ائمه ،گفته بی دریغ به مریض بدین، هر کی بهتون متوسل شد بی دریغ بهش دوا بدید، بی دریغ ..."

باز آی هر آنچه هستی باز آی ...

گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی ...

این درگه ما درگه نا امیدی نیست ...

صد بار اگر توبه شکستی ...

نمونه ام میده ، به پسرش گفت بار کن بریم طرف ابی عبدالله ، گفت پدر از روی ابی عبدالله شرمنده نیستی؟ تو آدمی هستی که روز دوم محرم با هزار نفر جلوی حسین رو گرفتی او و این هفتاد و دو زن و بچه شو همه رو کنار این گرگ ها قرار دادی، بریم پیش حسین؟!! چی داری می گی بابا !! گفت عزیز دلم من پنجاه سالمه، شصت سالمه، من تجربه دارم تو حسین رو نمی شناسی ..."

من یقین صد در صد دارم بریم قبولمون می کنه ، حالا بیا بریم ..." ندیده بودم این روایت رو به این شکل ، اخیرا دیدم، وقتی که اومد خیلی جالبه ابی عبدالله و قمر بنی هاشم تو خیمه بودن ، اول صبح بود هنوز جنگ شروع نشده بود، هوا تازه آفتابی شده بود ، ابی عبدالله بلند شد از خیمه اومد بیرون ، قمر بنی هاشم هم دست به سینه دنبالش اومد ، امام چیزی نگفت ؛ ولی امام خودش میدونه مهمون داره ، مستحبه آدم به استقبال مهمان بره ..." حسین جان حر یه بار اومد ...؛ ما یه عمر داریم میایم ..." ما آگه سی سالمونه ، سی تا عاشورا دیوانه وار اومدیم دنبالت ..." آگه پنجاه سالمونه ، پنجاه بار اومدیم دنبالت ..." ما دیگه قیامت نمی تونیم دنبال تو بگردیم ..." اونجا دیگه نوبت تو هست ، تو دنبال ما بگرد ..." تا چشمش به ابی عبدالله افتاد ، با تمام روی بدن خودشو انداخت رو خاک که نگاه نکنه ابی عبدالله رو " صورتش رو گذاشت رو خاک ، بدن رو خاک امام اومد سریع بالاسرش فرمود سرت رو بلند کن ، "ارفع راسک" اینجا جایی نیست کسی سر افتاده باشه ..." به امر امام بلند شد گفت یابن رسول الله "هلی من توبه" واقعا جا برا من هست توبه کنم؟!! حضرت بهش فرمود «انت الحر کما سمیتک امک حرا» تو از عذاب دنیا و آخرت آزادی چنان که مادر اسمتو آزاد گذاشت ...*


                                 دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:06 ق.ظ | نظرات()

تا گریه بر حسین تمنای خلقت است

بین من و تمام ملائك رقابت است

نزدیك می كند دل ما را به هم حسین

این اشك روضه نیست، كه عقد اُخوت است

می گه:اربعین توی بین الحرمین دیدم یكی داره سینه می زنه،یكدفعه این دكمه های پیرهنش باز شد،پیراهن رفت كنار دیدم عجب صلیب گردنشه،میگه:آروم اومدم كنارش گفتم: تو مسیحی هستی،با علامت سر تأیید كرد،گفت:آره، گفتم: اینجا چیكار میكنی؟ بین الحرمین ،كربلا. بهم گفت:كتابمون،پیغمبرمون،دینمون با هم فرق داره،اما حسینمون یكیه،ما هم به حسین شما علاقه داریم.

مقبول اگر شداَست نمازی كه خوانده ایم

مهر قبولیش به خدا مهر تربت است

ما از غدیر سینه زن كربلا شدیم

این دست های رو به خدا دست بیعت است

پیدا شدیم هرچه در این راه گم شدیم

یعنی فقط حسین چراغ هدایت است

حسین... آرام جانم...حسین...روح و روانم.... گفت:رسیدم تو حرم ابی عبدالله دیدم یه عده آذری زبان اومدن تو حرم،پیاده اومده بودند، سر و وضعشون حرم رو به هم ریخت،همه نگاه ها رفت به اون طرف،پاها همه زخمی، لباس ها همه پاره،صورت ها همه سوخته،دیدم اون مداحشون اومد مقابل ضریح شش گوشه شروع كرد آذری با ابی عبدالله حرف زدن،به یكی  گفتم:این مداح چی داره میگه شما این جور دارید گریه میكنید؟ برام ترجمه كرد، گفت:ما تو راه كربلا گم شدیم،دوازده روز طول كشید، دو سه بار بیراهه رفتیم،اما بالاخره رسیدیم. گفت:این مداح داره به ابی عبدالله میگه: ایی عبدالله، آقاجان،ما چند بار گم شدیم،اما بالاخره پیدات كردیم، دلمون می خواد قیامت هم شما بگردید مارو پیدا كنید، نذارید دست ما رو بگیرند ببرند سمت عذاب.

یاد حاج آقای كوثری به خیر تا توی جماران جلوی امام میگفت: السلام علیك یا رحمة الله الواسعه. شونه های اما از گریه می لرزید،چراغ هدایت حسین ِ، كشتی ِ نجات حسین ِ،رحمة الواسعه حسین ِ. مرحوم دولابی نقل میكنه:می گفت:تو محله ی ما یه جوانی بود،این جوان گنهكار بود،اهل فسق و فجور بود،اما یه عادت داشت ،یه كاری می كرد ملكه اش شده بود، از مادرش داشت،میگه: مادر بهش گفته بود:شیرم رو حلالت نمی كنم،گفته بود:باید این كارو بكنی.چیكار كنم؟ گفت:هرجا رفتی دیدی یه پرچم زدند روش نوشته یا حسین،باید بری ادب كنی جلو پرچم به احترامش دستت رو روی سینه بذاری،عادتش شده بود،هر جایی می رفت می دید یه پرچم یا حسین زدند دستش رو می گذاشت روی سینه میگفت:السلام علیك یا اباعبدالله. میرزا اسماعیل دولابی میگه:این جوان از دنیا رفت،میگه:دیدنش در عالم برزخ دست و پاش رو بستن دارند می برندش سمت عذاب،یه مرتبه توی اون تاریكی و تو اون وانفسا دید خیمه ای وسط بیابونه،نور سبزش همه ی بیابون رو روشن كرده،اومد جلو."ببین هركاری توی دنیا بكنی و ملكه ات بشه، توی قیامت هم همون كارو میكنی"میگه:تا رسید جلوی خیمه دید یه پرچم جلوی خیمه زدند روش نوشتند یا حسین،به ملكه های عذاب گفت:یه دقیقه دستام روباز كنید،گفتند:چرا؟گفت:من عادت دارم،هر جا ببینم بگند یا حسین،منم دستم رو روی سینه ام می ذارم، دستش رو گذاشت روی سینه اش، تا گفت:السلام علیك یا اباعبدالله،دیدند یه آقایی از خیمه خارج شد،اومد جلو ملكه های عذاب به احترامش عقب وایستادند،حضرت گفت:بدید پرونده اش رو ببینم، دو دستی پرونده رو تقدیم كردند،مرحوم دولابی میگفت:حضرت پرونده رو باز كرد،یه سری به علامت تأسف تكون داد."آی جوان مواظب باش پرونده ات دست اربابت می اُفته، آقات به جای تو خجالت نكشه،زشت ِ،آدم كاری بكنه آقاش سر تكون بده" یه نگاه به جوان كرد گفت: تو چرا؟ تو كه مارو دوست داری چرا؟میگه:جوان شروع گرد گریه كردن"همین گریه های شماست كه فرمود:آتیش جهنم رو یه قطره اش خاموش میكنه،اینها تعارف نیست اینها كلام معصوم ِ برو توی كامل الزیارات بخون" میگه:حضرت یه نگاهی به پرونده كرد،پرونده رو زیر بغلش گذاشت،دو سه قدم با این جوان راه رفت،بعد برگشت پرونده رو داد به ملكه های عذاب،میگه:ملكه های عذاب پرونده رو باز كردند،دیدند نوشته:بسم الله الرحمن الرحیم، یا مُبَدّلَ السَیّئات بالحَسَنات اِغفِر لِهذا بحَقِّ الحُسَین... حالا دستت رو بیار بالا هركی كار داره ناله بزنه: الهی العفو..... شب توبه است امشب،بیا بریم در خونه ی ابی عبدالله،بزرگان ما از احادیث و روایات به ما یاد دادند،توبه شرایط داره،این روضه ی من ِ امشب، توبه شرایط داره،شرط اولش اینه سر بر خاك بذاری سجده كنی، شرط دوم اینه اعتراف به گناه كنی به محضر خدا،شرط سوم اینه كه خودت رو بشكنی ،شرط چهارم تصمیم بگیری تغییر كنی،فقط اعتراف و شكستن كافی نیست،تصمیم بگیریم دیگه بعد از عاشورا كارمون رو تكرار نكنیم،شرط پنجم اینه كه با عملت جبران كنی و آخریش هم اینه باید یه وسیله پیدا كنی برا توبه،باید می ری در خونه خدا وسیله بیاری،چه وسیله ای بهتر از حسین،امشب می خوام روضه ی كسی رو بخونم،همه ی این شرایط رو تو كربلا پیدا كرد،سلام خدا به حُربن یزید ریاحی،حُری كه تا یكی دو روز مونده به عاشورا امیر لشكر دشمن ِ،وسط جهنم،اما یك باره تغییر كرد،امشب شب چهارم ِ ما با حُر توبه كنیم. اونایی كه شرایط حُر رو دارند،حُر بشند امشب،آی رفیق بیا امشب از گناه آزاد بشو،

گفت ای عفو وکرامت ز ازل بنده ی تو

خصم شرمنده و دلباخته ی خنده ی تو

رحمت واسعه ی حق یم طوفنده ی تو

من کیم بنده ی درمانده ی شرمنده ی تو

سیدی حر سیه رو به شما پیوسته

این یزیدی به امام شهدا پیوسته

حر خودش رو شكست،سردار بود،یلی بود برا خودش،دیدن كلاه و خود و عمامه رو برداشته،موهاش رو پریشون كرده،چكمه هاش رو گردنش انداخته،داره میآد،همچین كه رسید جلوی ابی عبدالله خودش رو انداخت رو پاش. ببین حر چه طور حرف زده:

شیشه ام آمده ام تا گهرم گردانی

پیش شمشیر بلایت سپرم گردانی

از کرامت بکشی زنده ترم گردانی

چون غبار ره خود دور سرم گردانی

خود حسین واسطه ی رحمت خداست،حالا حر دره خونه ی ابی عبدالله یه واسطه برده،ببین چه كرده حر،صدا كرد آقا:

آب بر کام من از تیغه ی شمشیر ببخش

حر خود را به علی اصغر بی شیر ببخش

من و به بچه ی بی شیرت ببخش آقاجان. حالا امام داره جوای حر رو میده،سر حر رو بالا گرفت. اِرفَع رَأسَك

تو یزیدی نه، کز آغاز زما بودی حرّ

این یه بیت خیلی آدم رو به هم می ریزه،میشه آقا به ما هم همین جوری بگه،آقا ما كه آب رو به روت نبستیم،ما كه دل زینب رو نلرزوندیم.ببین آقا به حر چی میگه:

تو یزیدی نهف کز آغاز زما بودی حرّ

سخت دلتنگ تو بودیم کجا بودی حرّ

حُر منتظرت بودم،چرا دیر اومدی؟زودتر از اینها منتظرت بودم، آقا میشه به منم یه جوری بگی منتظرم بودی بفهمم آقام حواسش به من هم بوده

راه گم کردی و از دوست جدا بودی حرّ

بر سر قافله خون خدا بودی حرّ

تا بیایی به سوی یار دعایت کردم

نه به یک بار که صد بار دعایت کردم

آقا مارو دعا كردی كه تو خیمه ی عزاییم

تو از امروز دگر حرّ فداکار منی

بلکه همسنگر عباس علمدار منی

تا ابد یار منی یار منی یار منی

من خریدار تو گشتم که خریدار منی

سر زده صبح سعادت به مبارک بادت

خلعت خون ،تن صدچاک، مبارک بادت

اذن میدان داد،وقتی سرش رو بلند كرد،آقا بهش گفت:حر می خوای جبران كنی،می خوای توبه ات قبول بشه بسم الله،میدان عمل آماده است،روضه بخونم برات زود ببرمت سرغ اصل مطلب:رفت میدان،جنگید،وقتی افتاد روی خاك،ابی عبدالله دو تا مدال به حر داده،مدال اولی كه به حر داد این بود،آخه حضرت یه بار اسم مادر حر رو برده بود،نفرین كرده بود حر رو، فرموده بود: ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ مادرت به عزات بشینه. انگار می خواست از دل حر دربیاره،مدال اول رو بهش داد،وقتی سر خونیش رو بغل كرد،فرمود: أَنْتَ الحُرُّ کَما سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرَّاً تو آزاده ای همون جور كه مادرت تو رو آزاده نام نهاده. اینجا اینجوری اسم مادرش رو آورد كه از دلش درآره،یه مدال بهش داد،میدونی مدال بعدی چی بود؟دیدن ابی عبدالله یه دستمال از شال كمرش جدا كرد"اهل روضه كجاند؟از من جلوتر می ری من خیلی جلو نرم"دیدن با دستمال خودش سر حر رو بست،خوش به حالت حر،مدال از این بالاتر،خود حسین سرت رو با دستمال خودش بست،آخ دلم یه جایی رفته،كی با من میآد؟ من یه جمله بگم،اونی كه مریض دكتر جواب كرده داری،اونی كه مریض سرطانی داری. یه جمله: اینجا ابی عبدالله با دستمال خودش سر این سردار رو بست،چو می شد سرش رو ببندی،اما یه سردار كنار علقمه،چنان تیر سه شعبه،چنان عمود آهن، هر كاری كرد سر عباس رو ببنده،....امشب شبش نیست اما میگم:

سقای دشت كربلا اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

دستش شده از تن جدا اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

دستت رو پایین نیار به عباس و به حسین:الهی العفو،الهی العفو


                                      دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:06 ب.ظ | نظرات()

ای مردم! امشب، شب جنبیدن و جهش است. می دانید چرا؟ امشب هر پر و بالی دارید بزنید! آماده شوید که فردا شب شب احیا است. فیض بگیرید! این دل اگر کثیف است یک جارو بردارید و کثافتهایش را بیرون بریز! این روح اگر الوده است تمیزش کن! مبادا فردا، شب احیا و شب قدر دست خالی برگردی!

خدایا! این دل هوی و هوسی را از ما بگیر! یک دل خدایی به ما مرحمت کن! آی خدا! این دل بت پرست را از ما بگیر یک دل خدا پرست به ما بده! خدایا! عمرم دارد تمام می شود و هنوز خوب نشدم . ای خدا! پیمانه دارد پر می شود و آن جوری که خواستی از کار در نیامدم.

خدا! می ترسم بمیرم  و از تو جدا بمیرم. خدایا! می ترسم بمیرم و مغضوب تو بمیرم. ای خدا! می ترسم بمیرم و با دست خالی بمیرم. خدا! دل شب ماه رمضان است، ماه توست. آدم اگر یک کسی را در خیابان ببیند و یک کاری با او داشته باشد ممکن است او را ردّ کند. اما اگر برود داخل خانه اش و روی فرشش بنشیند، یک جور دیگر با آدم حرف می زند. می گوید: مهمان من است ، داخل خانه من است، روی فرش من است. حجة بن الحسن! امام زمان! ای کسی که کارهای خدا به دست توست. ای کسی که اگر دل شب این ماه رمضان لب از روی هم برداری، این قدر آبرومندی، این قدر عزیزی، این قدر مورد توجهی که خدا بی جوابت نمی گذارد. تو را به جان مادرت زهرا (ع) از خدا بخواه یک دین و ایمان ثابتی به ما بدهد. خدایا ! اگر بنا بود گناهکارها را قبول نکنی حرفی نداشتم. خدا! اگر بنا بود توبه ام را قبول نکنی پس چرا حرّ را راه دادی؟ خدا! من گناه کردم اما هر چه گناه کرده باشم گناه حرّ را نکردم. برای اینکه هر کاری کرده ام اما دیگر سر راه امام حسین (ع) را نگرفته ام. آی حسین! حسین!...

حرّ مگر چه کردی؟ با هزار سوار آمد سر راه امام حسین(ع) را گرفت. گفت: از این طرف نباید بروید از آن طرف بروید. یک چیز یادتان می دهم که رمز عوض شدن است. وقتی که داری می روی طرف گناه یک راه آشتی برای خودت بگذار. عرق خورهای سابق، لاتهای سابق در نهایت توبه می کردند. می دانی چرا؟ چون اول محرم که می شد شیشه را می بوسید و کنار می گذاشت. شب اول ماه رمضان هم کنار می  گذاشت.این راه آشتی بود، خدا هم خوشش می آمد، می گفت: عاقبتت را ختم به خیر می کنم. توفیق توبه به او می داد. این آدم غیر از آن گناهکاری است که شب وفات علی(ع) عرق می خورد. غیر از آن کسی است که روز عاشورا هم آب جو می خورد. حرّ با هزار سوار آمده جلوی امام حسین (ع) را گرفته است. اما حواسش جمع است. خیلی تند نمی رود، راه آشتی می گذارد. تا امام حسین (ع) فرمود: ظهر است می خواهیم نماز بخوانیم، حرّ گفت: هم با شما نماز می خوانم. فرمود: تو با ما نماز می خوانی؟ گفت: من که می دانم پسر فاطمه (س) هستی. عقیده ام با تو است. پول و حقوق و شکم پروری مرا سر راهت آورده است و الاّ دلم با تو است. نمازشان را خواندند. حرّ باز نگذاشت امام (ع) به راه خودش ادامه دهد. امام حسین (ع) ناراحت شد . فرمود: { ثکلتک اُمُّک؛} مادرت به عزایت بنشیند! یک نگاه به ابی عبدالله کرد و گفت: چه کنم که مادرت فاطمه (س) است. این احترامها عاقبت به خیری دارد. این راه آشتی است. حرّ در لشکر عمرسعد، رئیس قبیله و سردار یک جمعیت است. همین طور که داشت در لشکر عمر سعد قدم می زد یک وقت دید یک صدایی به گوشش رسید: یا حرّ « أبْشِرُ بِالجَنَّةِ؛» ای حرّ بشارتت می دهم به بهشت. به خدا اگر این صدا به گوشش نخورده بود این طرفی نمی شد. آی خدای عوض کن، آی خدای حرّ عوض کن، امشب یک ندای دیگری بده!و این بدها را عوض کن! حرّ تصمیمش را گرفت. گفت: بالاتر از کشته شدن که نیست بهشت می ارزد. به بهانه ای که اسبش را آب بدهد آمد طرف نهر و از طرف نخلستان خود را به لشکر امام حسین (ع) رسانید. برای امام حسین (ع) میهمان آمده است. آی حسین! امشب هم یک عده حرّ داری. حرّ آمد. آقا یک نگاهش کرد دید منقلب است. سرش را پایین انداخته است. امام حسین(ع) آمد نگاهش کرد. هر کس دیگر به جای آقا بود راهش نمیداد، کسی که امام حسین(ع) را به کشتن داد حرّ بود. ولی امام حسین(ع) توبه اش را پذیرفت

 

در آتشم بیفکن و نام از گنه مبر                   که آتش به گرمی عرق انفعال نیست  

 

« أالهمَ انَا نسئلک و ندعوک باسم العظیم بحقَ الزَهراء یا الله!»



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:16 ب.ظ | نظرات()

حر بدنش می لرزید ،یکی گفت چرا می لرزی گفت خودم را بین بهشت و جهنم می بینم، دیدن که داره میره، دیدن که می گه خدا من دوستان تو را اذیت کردم، ببخش، نگران بود ابی عبد الله بفر ماید: دیر آمدی 

هر کس را بخواند می آورد، آمد گفت: یا ابا عبد الله، بد کردم، به یک تعبیر گفت: به نظر شما من راه توبه دارم ،  به یک تعبیر از من ،آ مدم جانم را قر بانت کنم .اگر کشته بشم توبه حساب می شه ،آقا یک لحظه فاصله نداد فرمود بیا ، اجازه گرفت: رفت کشته شد، وقتی افتاد دید سرش را از زمین بلند می کنه، ابی عبد الله داره دستمال زردی به سرش می بنده .



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:49 ب.ظ | نظرات()

حسین ای خسرو خوبان ، شها التوبه التوبه                  ایا سلطان مظلومان ، شها التوبه التوبه

الا ای مظهر یکتا ، به حق سید بطحا                              به حق مادرت زهرا ، شها التوبه التوبه

حسین ای سبط پیغمبر ، حسین ای زادة حیدر              به حق شافع محشر ، شها التوبه التوبه

اگر ره بر تو سد کردم ، به حق خویش بد کردم                عدو را گر مدد کردم ، شها التوبه التوبه

به عباس علمدارت ، به خون پاک انصارت                           بیاران وفادارت ، شها التوبه التوبه

شها بین سوز آه من ، نگر حال تباه من                      تو بگذر از گناه من ، شها التوبه التوبه

من آن حرّ پشیمانم ، به کار خویش حیرانم                ز فعل خود پشیمانم ، شها التوبه التوبه

اگر راه تو را بستم ، دل زار تو را خستم                     مبر از دامنت دستم ، شها التوبه التوبه

به حق خالق اکبر ، به حق عصمت داور                    پشیمانم من مضطر ، شها التوبه التوبه

تو نور پاک یزدانی ، شهید راه قرآنی                    شفاعت کن ز مردانی ، شها التوبه التوبه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:57 ق.ظ | نظرات()

حرّم و نزد تو با روی سیاه آمده ام                                         بی پناهم من اینجا به پناه آمده ام

پسر فاطمه بگشا برویم باب کرم                                              شرمسار ز پی عفو گناه آمده ام

من خجالت زده از زینب و طفلان توام                                  تا نبخشی گنهم سینه پر آه آمده ام

تا کنی گوشة چشمی به من ای بحر کرم                                     در حضور تو امید نگاه آمده ام

راه بستم به تو ای راهگشای دو جهان                                 عذر خواهم ز تو و در پی راه آمده ام

                                    نادم از کردة خود در طلب عفو آمده ام

                                    سویت ای معدن غفران اله آمده ام



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:55 ق.ظ | نظرات()

ای پناه همه بر تو پنـــــــــــــــاه آوردم

 حرم و رو به تو با نـــــاله و آه آوردم

خجلم از تو و از فـــــاطمه و از زینب

اشک شرمندگی خـــــویش گواه آوردم

نکند زینـــــــــب دل سوخته ات نفرینم

که تو را این همه لشکر سر راه آوردم

تو حسین هستی و من حُر گنه کار توأم

به امید کرمت بــــــــــــــــار گناه آوردم

من از اول دل اطفال تــــــو را سوزاندم

من سر راه تو ای شـــــــــه سپاه آوردم

کورم از خجلت عبـــاس و علی اکبر تو

چشم بگشوده به حــــرف تو نگاه آوردم

ای نجات همـــــــــــه من غم به درگاه تو

ای طبیــــــــب همه من حال کباب آوردم

روز من چون شب تاریک شده در نظرم

تــــا کنم کسب ضیاء رو به تو ماه آوردم

 

رو سیــاهان همه گویند حسین است شفیع

ای شفیع همه من روی سیاه آوردم



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:51 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو