سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار شهادت و روضه های حُر علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



عزیزِ فاطمه حُرَم ولی حُرِ گرفتارم

اسمم حُر هست در ظاهر آزادم ، اما گرفتارم ... اون روایتِ عجیب رو که امام رد میشد از در خانه ای تو مدینه ، دید صدایِ ساز و دهل و طبل میاد در زد ، غلام درُ باز کرد،گفت به من بگو صاحب این خونه " حرِ" هست یا بنده است ؟ آزادِ یا گرفتارِ ؟ گفت نه آقا آزادِ ... حضرت فرمود اگه بنده بود گناه نمیکرد .. چون آزادِ داره گناه می کنه ... وقتی درُ بست صاحب خانه ازش پرسید چی بهت گفت دمِ در؟ گفت : یه آقایی رد شد گفت صاحبِ خانه" حرِ" یا بنده هست ؟ گفتم "حُرِ" آزادِ " گفت چون آزادِ داره گناه میکنه ... دَوید پابرهنه دنبالِ امام ... یه جملۀ امام عوضش کرد ...

"حُرَم" وقتی بندۀ امام شد از همۀ تعلقات آزاد شد ، تازه "حر" شد ... مواظب باشیم *

عزیزِ فاطمه حُرَم ولی حُرِ گرفتارم

گنهکارم ، گنهکارم ، گنهکارم ...

سرشکِ شرم بر رخسارُ چشمم بسته از خجلت

اگر چه از نظر افتاده ام،تنها تو را دارم

*آقاجانم،بزار از چشمِ همۀ دنیا بیفتیم،اما حسین ما رو بخره،این یعنی معامله پُر سود*

نگاهم کن،نگاهم کن،پناهم ده،پناهم ده

تو و آن لطفِ سرشارُ منُ این جُرمِ بسیارم

میان آن همه دشمن تو کردی دوستی بامن

دلم درخوابِ غفلت بودُ چشمت کرد بیدارم

نه تنها ترکِ دشمن کرده ام با دوست پیوستم

من از راه آمدم،تا سر به پایِ دوست بسپارم

*تاریخ می نویسه "حُر" یه معلم داشت تو نوجوانی،به نامِ " ابو عامِر" تاریخ مینویسه خیلی "حر" تو کربلا تو اون تصمیمِ مهمش نقشِ اون معلم واضحُ مشهودِ

این معلمِ که آدم رو تو این مسیر هدایت میکنه،خوش بحال اونایی که معلمِ خوب دارن

چی بهش گفته بود؟ به "حر" تو نوجوانی یه درسی داده بود . حُر اگه یه روز سرِ دو راهی قرار گرفتی،نمیدونستی کدوم راه درسته" ببین کدوم راه به نفعِ دنیایِ تو نیست به سودِ آخرتِتِ ... همون راه،راه درسته ... راهی که به نفعِ آخرتت باشه رو انتخاب کن ... "حُر" ایستاد،یه طرف عمر سعد،یه طرف اباعبداللهِ ... راهشُ کج کرد،کجا داری میری "حُر" ؟ ...

الله اکبر ... حواسمون باشه تو تصمیماتمون حواسمون جمع باشه یه شبه میتونیم فاصله ها رو طی کنیم .. سعود کنیم شهداء مگه کجایی بودن ؟ مال کجا بودن ؟ یه شبه ره صد ساله رفتن،جاودانه شدن . "حُر" یه لحظه از دلِ دشمن اومد بغلِ سید الشهداء ...

نه تنها ترکِ دشمن کرده ام با دوست پیوستم

من از راه آمدم،تا سر به پایِ دوست بسپارم

اگر چه از گناهم در گذشتی باز می باید

که از دستِ علمدارِ رشیدت بوسه بردارم

*چند جور حالات "حُر" رو نوشتند ، وقتی برگشت به طرفِ ابی عبدالله،چکمه هاشو انداخت گردنش،کلاه خودِشُ برداشت،موهاشو آشفته و پریشان کرد ... بعضی ها نوشتند به غلامش گفت منُ رو خاکا بکش که سر و صورتم خاکی بشه ... اما اینها مهم نیست مهمش اینجاست میدونی چه کرد؟ اول رفت سراغ عباس ... از راهِ اباالفضل وارد شد ... اول اومد پیشِ عباس اذن گرفت ... عباس برو به حسین بگو من غلط کردم ... عباس تو آبرو دارِ این خیمه هایی ...

اونایی که کربلا میرید اول میرید حرم اباالفضل،تا عباس اجازه نده نمیری سمتِ حرمِ داداشش ... بابا همه کاره عباسِ چه جوری بگم بابُ الحُسین عباسِ ...

این هنرِ "حُر" بود این زرنگیِ "حُر" بود اول اومد دستِ عباسُ بوسید ... گفت عباس ، عباس تو رو خدا برو به حسین سفارشِ "حُرُ " بکن ... دوتایی اومدن محضرِ ابی عبدالله ...

بعضی ها نوشتند اینقدر آشفته بود "حُر" ابی عبدالله تا نگاش کرد با تعجب گفت،کی هستی ؟ بارها "حر" رو دیده،اما سر وضعِ "حر" رو که دید"مَن انتَ یا شِیخ ؟" تو کی هستی ؟ خودش دست گرفت زیر صورتِ "حر" سر آورد بالا تو "حُری" دیگه سر تو پایین ننداز ... کسی درخونۀ من میاد سربلندِ عالمِ ... تو دیگه مالِ خودمی ... از این به بعد "حُر" منی ... آقاجان :

نگه کردی به حُر ، حُرِ یزیدی گشت زهرایی

به یُمنِ وصل تو خورشید سر زد از شبِ تارم



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:38 ب.ظ | نظرات()


رفت میدان ، نه خودش تاریخُ ورق بزن اول پسرشُ فرستاد ... الله اکبر ...

بعضی ها نوشتن دوتا پسر داشت بعضی ها میگن یه دونه . میگن لشگرِ دشمن بهش گفتن اول خودتُ بکشیم یا پسرت ؟ یا اول پسرِ تو بعد خودتُ؟ گفت نه میخوام بچه م فدایِ حسین بشه جلو چشم ،اول بچه مو بکشید ... الله اکبر ... بهش گفتن چرا ؟ گفت میترسم اول منو بکشید،پاهایِ بچم سست بشه برگرده ... من میخوام بچه هامم فدایِ حسین بشن ...

مُصعَب داداششم رفت ، عینِ عباس ... ببین کسی که دستش به دست عباس بخوره ، اینجوری بار میاد ... عباس هم اول برادرشُ فرستاد فدایِ حسین بشند ... "حُرَم" اول برادرش ، بعد غلامشُ همه کس و کارشُ فرستاد راحتت کنم ... همه که رفتند گفت حالا نوبت خودمِ ... رفت وسطِ میدان اسبشُ هِی کردن ... اسب از دستش فرار کرد تنها شد ... ریختن دورش هر چی کینه داشتن سرش خالی کردن ... یه وقتی رسید حسین دید "حُر" سرش رو خاک افتاده ... اومد نشست حُر باورش نمیشه ... من حُرِ گنه کارِ خطاکار ... کارم بجایی برسه چشمشُ وا کرد ، دید حسین بالا سرشِ ...

الله اکبر سرِ "حُر" رو بغل کرد با دستش پیشانیِ حرُ رو پاک کرد ... زخمایِ صورتِ "حرُ" پاک کرد ... خونُ از رو چشاش پاک کرد ... (حواست به جمله من بود یا نه؟) خون از رو چشمِ حر پاک کرد حُر دوباره حسینُ ببینه ، جون دادن براش راحت بشه ...

اینجا یه سردار خون رو چشمش بود ، حسین خونُ از رو چشم سردار پاک کرد ... یه سردار دیگه هم کنارِ علقمه ... حسین رسید دید یه تیر تو چشمش خورده ... یه عمود به فرق نازنینِش خورده ... از سر عباس چیزی نموده ... آخ نشست دو دستی ....

سر حُرُ یه دستی برداشت گذاشت رو پاش ، اما سرِ عباسُ دو دستی برداشت ... چراش باشِ شبِ عاشورا ...

تیر از چشمش درآورد خونُ از چشمش پاک کرد ... تموم شد روضه همینه ، اما جلوترم میتونم برم به شرطی که تو مشتری بشی ... من حرفمُ میزنم یه سوال دارم خونِ چشم حُرُ خودش گرفت ... خونِ چشمِ عباس رو هم خودش پاک کرد .... بگم آتیش بگیری ... خدا خیرت بده ... خودش هم سنگ به پیشونیش خورد وقتی افتاد تو گودال ... زینب میخواست بیاد خونِ چشمِ حسینُ پاک کنه ... وقتی رسید دید :

سری به نیزه بلند است ...

قسمتِ کی شد خونِ چشمِ حسینُ پاک کرد؟ ... نیزه به نیزه ... کوچه به کوچه ... منزل به منزل ... سرُ گذاشتن تو بغلِ دختر ... دید چشایِ باباش پره خونِ ...

همین الان وقتِش همتونُ دارم میبینم خیلی چشماتون اشکِ این اشکُ بمال کفِ دست دستتُ بیار از سرت بالاتر ... ما همۀ حاجتمون همینه الهی بحق الحسین ، الهی العفو .....

 

!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:37 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8274224584/%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86.jpg

یک پیکی از دوستانِ حر نامه آورد برایِ حر ابن یزیدِ ریاحی ، تو اون نامه عبیدالله ملعون نوشته بود راه رو بر حسینُ ببند و بر حسین سخت بگیر .

حر نامه رو دید و اومد پیشِ رفقایِ خودش برگشت به اون رفیقِ خودش که نامه رو آورده بود گفت بی چاره این چه نامه ای هست برا من آوردی ؟ خوش خبری آوردی ؟؟ ... گفت خو باید جلو امام حسین رو بگیری ، گفت باشه جلوش رو میگیرم ولی اینجا عبیدالله نوشته بر حسین سخت بگیر "

من به حسین بی ادبی کنم ؟؟ تند خویی کنم ؟؟ من نمی تونم ...

اومد با احترام به آقا گفت دیگه نمی تونید برید ، تصمیم گرفته خوب بشه ... حسین امامِ زمانِشِ ... اون معرفت نداره به امامِ زمانِش ، امامِ زمانِش که معرفت داره که ...

گفت حرتصمیم گرفته با ادب رفتار کنه ، یه امتحانش کنیم ، خودمم کمکش می کنم ... صدا زد حر ، مادرِت به عزات بشینه این چه برخوردیه ... (ببینِ حر از کوره در میره یا نه ) حر ادبِش نجاتش داد ...

اومد غضب کنه (ادب اینجا نجات میده) برگشت گفت یااباعبدالله ، چیکار کنم ، مادرت فاطمه ست ... من نامِ مادرت رو بر زبان هم جرات نمی کنم جاری کنم ... اباعبدالله الحسین چی فرمود ؟ علی القاعِده ها (تو دلش میدونی چی گفت ؟) صدا زد خدایا دیدی حر رو ... دیدی چه ادبی داره ... عادت کرده به مادرِ من احترام بزاره ... و اِلا اینجا جایِ هیجان بود ، باید یه چیزی می گفت ...

اگه عادت نداشت الان اون هیجانِ غضب او رو بیچاره کرده بود ...

جلویِ امام حسین رو گرفت ولی سخت نگرفت ... تندی نکرد ، درشتی نکرد ... تا حسین رسید به کربلا صدا زد اینجا چه سرزمینیه ؟ گفتن اینجا کربلاست ... گفت یکم از خاکِش رو بدید بو کنم ... گفتن آقا چرا ؟ فرمود من یه خاکی رو می شناسم ، رسول خدا وقتی من کودک بودم در آغوشش بودم اُمِ سلمه به من فرمود جبرییل امین صدا زد یا رسول الله این حسینِت رو دوست داری؟ رسول خدا فرمود بله دوست دارم ... رفت برگشت ، آیا حسینِتو دوست داری ؟ گفتن بله خیلی دوسش دارم ... آیا حسینتو دوست داری ؟ بارِ دیگه سوال کرد ... دوست دارم معلومه که دوسِش دارم ، خیلی دوسش دارم ... اصلاً دلبری میکرد اباعبدالله الحسین ، بعد صدا زد جبرییل خدا سلام میرساند می فرماید این حسینِتو می کُشن ... اونجا دیگه شیونی شد ... غوغایی شد ... انقدر رسولِ خدا اشک ریخت ...

یه دفعه ای جبرییل امین صدا زد میخوای یه مقدار از تربتِ خاکِ مکانی که حسینِتو به شهادت می رسد رو بیاورم ؟ رسول خدا درخواست کرد ، بله بیاور ... جبرییل امین این خاک رو آورد رسول خدا می بوییدُ گریه می کرد ...

ظاهراً این خاکُ همه بوییده بودن .. حسینم هم خودش بوییده بود ... خاک رو آوردن حسین بویید فرمود بله همین جا کربلاست ...  عباسم ، اکبرم ، خیمه ها رو برقرار کنید .... ولی با چه احترامی میومدن دورِ خیمۀ مخدرات ... دورِ محملِ مخدرات  ... محملِ حضرتِ زینب رو عنانِ ناقه رو اباالفضل العباس گرفته ... علی اکبر ، دستِ عمه اش زینب رو می گیره با چه احترامی این کاروان رو پیاده کردن ... امون از اون شبی که که این کاروان آوارۀ تو بیابان از یک نفر ازین مردهایِ مرد خبری نیست .....

علی لَعنةُ الله علی القُومِ الظالِمین

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:20 ب.ظ | نظرات()

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن  ،صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ،فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ،وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

دلم از انتظار آب نکن

با فراغت مرا عذاب نکن

گر جوابم نمیدهی دیگر

از در خانه ات جواب نکن ....

گرچه لایق نیم تو ای مولا

جز غلامت مرا حساب نکن

گرچه من خود حجاب وصل توام

تو دگر چهره در حجاب نکن

گنه بی حساب آوردم

تو کرامت کن و حساب نکن .....

یابن الحسن ..... یابن الحسن ......

السلام علی حجت رب العالمین

السلام علی خامس اصحاب الکسا

السلام علی ساکن کربلا ....

السلام علی الاعضاء المقتعات

أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ

أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ

أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ

حسین .....

حسین .......

حسین ............

ارباب خوب من .... 3

از نوکر بد هم که بپرسی گوید

ارباب به خوبی تو پیدا نشود ....

"إِلَهِی أَلْبَسَتْنِی الْخَطَایَا ثَوْبَ مَذَلَّتِی" خدایا این گناه باعث شده لباس ذلت و خواری به تن کنم ..."وَ جَلَّلَنِی التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِی وَ أَمَاتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنَایَتِی" من با گناه خودمو دل مرده کردم" چی جوری زنده اش کنم؟ فرمود "فاحینی بتوبه من" هر کی اومد توبه کنه دست گداییشو بیاره بالا (خسته نشیا) فَبِعِزَّتِكَ لا اَجِدُ لِذُنُوبی غافِرا به خدا غیر از خودت آمرزنده ای سراغ ندارم .. فَوَا أَسَفَا مِنْ خَجْلَتِی وَ افْتِضَاحِی إِلَهِی إِنْ كَانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً اگه پشیمانی توبه حساب میشه وَ عِزَّتِكَ مِنَ النَّادِمِینَ امروز اومدم بگم بعزت و جلالت من بد کردم پشیمانم ....

الهی العفو ....الهی العفو ....

از لشکر فاصله گرفت بعضیا نوشتن این سر و صورتشو خاک مالی کرد،بایدم اینجوری باشه چون این آقا پسر ابوترابه" اگه او پسر ترابه ما باید "کنت ترابا باشیم ..." چکمه های جنگیشو دور گردنش «َفَاخْلَعْ نَعْلَیْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً» موسی اینجا کربلاست کفش هاتو در بیار وقتی به موسی اینجوری ندا میاد حرم ادب کرد؛ کفش هاشو دور گردنش انداخت ؛ هنوز داره نادمو پشیمون میاد ، حتی بعضی ها گفتن پسرشو صدا زد، گفت گریبان منو کشون کشون بگیر هَلْ یَرْجِعُ العَبْدُ الآبِقُ إلاّ إلی مَوْلاهُ” عبد فراری دم خونه ی آقاش نره کجا بره ....؟!!

تا روبروی ابی عبدالله قرار گرفت یه سوال کرد و یه جواب شمید آقا هـــــل لـــی مـــن تـــوبـه؟! فبکا بُکَاءً شَدِیداً ..." تو گریه هاش گفت آیا راه برگشتی برا من هست؟!! ابی عبدالله فرمود: "ارفع راسک" هر کی در خونه ی ما بیاد دیگه سر به زیر نیست ...."

حالا هر کی سربلندیش باورش شده بگه حسین ....... اجازه رو گرفت اما حسین کربلا رو با خواهرش شروع کرده؛ اذن زینبم لازمه،نه بالاتر از اذن امام ؛ نه؛ زینب حلقه ی اتصال به فاطمه ست " گفت آقا اجازه میدی برم سمت خیام و حرمت؟ قربون حیا کردنت برم ...." اینجا همه بنی هاشم هنوز زنده ان تو اجازه گرفتی ...." آخ نبودی اون ساعتی که تن بچه ها به لرزه افتاد،هرچی نگاه کردن دیدن بنی هاشمی باقی نمانده ...." یه نانجیب فریاد میزنه کیه خیمه هاشو بسوزونه ........" یکی هم داره فریاد میزنه کیه به بدن حسین اسب بتازونه ....." یکی هم داره بلند بلند تکبیر میگه ....." این زن و بچه شروع کردن به لرزیدن ،اومدن پیش عمه جان ، دیدن عمه هم مستأصله ...." اومد پیش زین العابدین، حضرت بی معطلی فرمود علیکن بالفرارحسین......

                             دانلود روضه قسمت اول

دانلود روضه قسمت دوم




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:31 ب.ظ | نظرات()

                  

غلام امام حسینه،امام حسین میفرمایند:من تکلیف رو از تو برداشتم،پاشو برو؛آزادت کردم.گریه کرد،حسین جان کجا برم؟من بودن با تو رو رستگاری میدانم،کجا برم؟این جوری شو، جون بده برا ولی،بیین ولی برات چه کار میکنه! این غلام افتاد رو زمین،یه وقت دید صورتش گرم شد،یه دست مهربانی داره خون رو از رو صورتش پاک میکنه وقتی چشماشو باز کرد دید حسین فاطمه صورت به صورتش گذاشته.یه ناله ای زد:"مَن مثلی و ابن رسول الله واضع خَدّی علی خدی"کیه مثل من؟پسر پیغمبر صورت رو صورت من گذاشته.حالا بشنوید از حر.خیلی داستان این حر زیباست و چقدر آقاست حسین! کسیکه چند روز قبل اینجوری بهش فرموده ها:مادرت به عزات بشینه...حالا ابی عبدالله تو خیمه نشسته،یه وقت رو کرد به علی اکبر،برو به استقبال عمو جانت! پرده ی خیمه رو زدند بالا دیدند حر داره میاد.دستا بسته،چشما بسته،دستا به گردن،پا برهنه،ریسمان رو دست غلام یا پسرش(الان اشتباه از منه)داده،میکشه به سمت خیمه ی حسین،هی میگه:"التوبه...التوبه..‌"حسین جان منو قبول میکنی آقا؟بابا ولی خدا خیلی مهربان تر از این حرفاست،حسین غریبه،بی کَسه،الان کمکش کن.تِرِمّا داری میری به فکر زن و بچتی؟ضحاک بی معرفت ظهر عاشورا دیدی حسین نیاز به کمک داره ول کردی رفتی؟تو روز قیامت پیوسته این لعن و نفرین رو به خودت خریدی؟اما حر اومد.برا خودش یلیه،فرمانده ست،علمدار لشگر دشمنه،دیدند حر غرق در تفکره،نگاه کرد این ور کیان؟چند نفرند؟سی هزار نفر تا دندان مسلح! حسین میگه شما منو دعوت کردید نمیخواید برگردم ولی میگن دست از تو برنمیداریم تا بین دو نهر آب سرتو ببریم.این ور کیه؟اون ور کیه؟این ور دنیاست اون ور لبخند علی اصغر،لبخند رقیه ست،دلگرمی عیال حسینه،سربلندی حسینه که بزرگ اون طرف آمده این طرف.حسین جان قبولم کن...قبولم کن...ابی عبدالله پذیرفتش و فرمود:تو سعیدی در دنیا و آخرت بعد هم که به شهادت رسید حضرت فرمود:مادر خوب نامی برات گذاشت.

امروز از یکی از اساتید شنیدم من خودم ندیدم.حر وقتی دید امام حسین علیه السلام او را پذیرفته یه کاری کرد،چه کاری کرد؟اومد پیش ابالفضل گفت:عباس جان(همه فکر میکردند حر الان سوار مرکب میشه و میزنه به قلب دشمن)من نمیتونم این کارو بکنم تو این کارو بکن.بیا دست منو بگیر ببر کنار خیمه ی زینب،به زینب بگو حر آمده معذرت خواهی بکنه،منو قبول کن.ابالفضل العباس آمد تو خیمه ی زینب سلام الله علیها،خواهر جان! حر اومده برا معذرت خواهی،دل تو و بچه ها رو لرزونده.حر مشمول دعای عقیله العرب شد،اینگونه سعادتمندانه از دنیا رفت.

"اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن،صلواتک علیه و علی آبائه،فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا"

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:09 ق.ظ | نظرات()

چرا آواره کوه و بیابانم، نمی دانم

چه می خواهد غم عشق تو از جانم، نمی دانم

*یا صاحب الزمان!نمی دونم بالاخره می بینمت،نمی بینمت؟نمی دونم بالاخره سرم رو روی دامنت میذارم،نمی ذارم؟*

به سمت آسمان رو می کنم هر روز می پرسم

کجایی ماهِ پشت ابر پنهانم؟ نمی دانم

*مولای من!*

تو که هر هفته امضا می کنی پرونده ی مارا

*من فقط یه جمله دارم بگم،شرمنده اتم آقاجان*

تو که هر هفته امضا می کنی پرونده ی مارا

نمی مانم چرا بر عهد و پیمانم، نمی دانم

*چقدر مُحرما اومدم توبه کردم،اما الان سرم رو از خجالت انداختم پایین،بهت قول دادم دیگه گناه نکنم.اما نا امید نباشی، محرم بهاره توبه است،مگه نگفت: خدا اگه بخواد کسی رو هدایت کنه، مسیر کربلا رو نشونش میده. از این گریه کجا بالاتر پیدا می کنی؟ خدا رحمت کنه بزرگان مارو،علمای مارو ، حضرت آیت الله بهجت(ره) رحمة الله علیه نقل می کنن از ایشون، که فرمود:، "نگاه کردم توی مستحبات دیدم  هیچی ثوابش از گریه ی بر حسین بالاتر نیست، حتی از نماز شب" این گریه رو به همه نمیدن، این چشم پر اشک رو به همه نمیدن، حتماً دوستت داشته که صدات کرده،امشب اومدی بگی:حسین جان اومدم از نو شروع کنم*

در این عصر غم و تردید آقا با ظهور تو

به جا می ماند آیا دین و ایمانم؟ نمی دانم

*مگه نمیگن:دوره ی آخر الزمان نگه داشتن دین مثل نگه داشتن گلوله ی آتش کف دسته، راست و حسینی بگم. دستت رو از رو سرم برداری می خورم زمین،آقا هوام رو داشته باش، من گریه کن جدتم. خیالم راحت ِ جایی اومدم،که عاقبت به خیری تو همین راهه،آی رفیقای عزیز من! ابی عبدالله سر راه همه ی ما قرار می گیره، یکی از یاران حضرت نقل می کنه،میگه داشتیم می رفتیم سمت کربلا، تو راه یه مرتبه حضرت ایستاد، همه منتظرند دلیل این ایستادن حضرت چیه،حضرت نشون داد یه سیاهی داره از دور میاد،گفت:بایستید این داره به طرف ما میاد،بذارید مارو ببینه، میگه،اومد،اومد،نزدیک ِ حضرت که شد راهش رو کج کرد و رفت، دیدن امام یه دست حسرتی رو هم زد، امام گفت:ما ایستادیم ببینیمش،خودش نخواست،حواسمون باشه راهمون رو از حسین جدا نکنیم،حسین رحمة الله الواسعه است، همیشه دستش رو دراز میکنه، زهیر یه نمونه اش،حُر یه نمونه اش،چقدر زهیر راهش رو عوض کرد،یه جای دیگه خیمه زد، اما ابی عبدالله دستش رو دراز کرد،اینقدر رفت سراغش تا آخر زهیر خودش رو انداخت روی پای حسین، حُر و زهیر این طرف، عبیدالله حُر جفی و هرثمه اون طرف،اینها دست امام رو گرفتند،عبیدالله و هرثمه دست امام رو رها کردن، عمر سعد لعنت الله علیه،شما فکر می کنید امام به عمر سعد راه نشون نداد،دستش رو نگرفت، شروع کرد باهاش حرف زدن،خونه بخوای بهت میدم، امان بخوای بهت میدم،زن و بچه ات تو امان من،بیا برو دست از خون من بردار، بالاترش رو بگم، اما قول بده منو اونجا نکشونی،من می خوام برم و رد شم،بالاترش رو بگم، نگاه کرد دید شمر رو سینه اش نشسته، گفت: اگه پاشی بری قول میدم شفاعتت کنم.امشب ما با این حسین اومدیم در خونه ی خدا رو در بزنیم. مولا یا صاحب الزمان! *

فدای قلب پر مهرت که این شب ها پر از درد است

مُحرَم مثل تو ناحیه می خوانم، نمی دانم

*من اگه هزار سالم گریه کنم مثل شما نمیشه،شنیدم شب و روز برا جدت گریه می کنی، شنیدم، "اَبکِی صَباحَاً وَ مَساءَ" نمی فهمم " بَدَلَ الدُمُوعِ دَمَاً" یعنی چی؟ اما این رو می دونم*

چه می شد اینکه مانند شما خون گریه می کردم

خدا می کرد چون زینب (س) پریشانم، نمی دانم

*حسین... کسی آروم از کنار این اسم رد نشه، بی تفاوت رد نشی، اینقدر محرم ها بیاد و بره، زیر خاک بخوابیم و نتونیم بگیم، هر کی نفس داره،ناله بزنه:حسین....ببرمت سراغ روضه،آخر این غزل قشنگ من و تو رو وصل میکنه،آقاجان!امام زمان!*

شبیه حُر سرم زیر است پشت خیمه ی ارباب

نگاهش می کند امروز مهمانم؟، نمی دانم

شاعر: عباس احمدی

 

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:23 ب.ظ | نظرات()


از لشکر فاصله گرفت، بعضی از نقل ها نوشتن: سر و روش رو خاکی کرد، فرمانده ی سپاه دشمن ِ، یه مرد عادی نبوده حُر،اسمش توی کوفه میومده همه می لرزیدن، بعضی از نقل ها اومده:چکمه هاش رو انداخت گردنش، بعضی جاها نوشتن:به پسرش گفت :بیا، لباس منو بگیر،من رو بکش رو خاک، من باید زمین خورده ی حسین بشم، یه جوری اومد، ابی عبدالله از خیمه اومد به استقبالش،یه سئوال کرد،یه جواب شنید،خلاص،الله اکبر،اینی که میگم حسین کشتی ِ نجات ِ، اینی که میگم، امام صادق میگه: "کُلّنا سفینةُ النّجاه و سفینة الحسین اَسرع" "اَسرع" یعنی زودترین راه نجات حسین ِ، این شاهد مثالشه، یه سئوال کرد:"هل لی مِن تَوبه" آقا راهی برای من هست توبه کنم؟حسین گذشته اش رو بیادش نیاورد، تا گفت: :"هل لی مِن تَوبه" دیدن دست گذاشت زیر محاسن حُر،  سرش رو بالا گرفت،"اِرفَع رَأسَک"،حالا با زبان شعر جلو برم،زبان حال امام به حُر ِ، خیلی قشنگ ِ*

تو از امروز حُر زهرایی

قطره ای بوده ای و دریایی

تو زما اهلبیت پُر بود

بهر ما خانواده حُر بودی

شیشه بودی و عشق دُرَّت کرد

چشم من دل ربود و حُرت کرد

ای جدا گشته از حسین بیا

*آقا داره به من و تو میگه*

اشک افتاده از دو عین بیا

خالی از خود شدی و از ما پُر

سر خود را بلند که ای حُر

پیش تیر بلا سپر گشتی

ما صدایت زدیم برگشتی

*چقدر می خواستیم بریم تو دل گناه، اون دم آخر یکدفعه دیدیم یه نفر داره صدامون میکنه: نرو، تو گریه کن حسینی نرو، بخدا خودش صدات کرده*

تو ندانسته یار ما بودی

کاش دیشب کنار ما بودی

*حُر یک شب دیر اومدی، جات خالی بود دیشب، همه حرفای قشنگی زدن، یه مناجات قشنگی گفتن. حُر! اما به موقع اومدی*

کاش ای نیش تیرها نوشت

بود یک مشک آب بر دوشت

*حالا که اومدی کاش دست خالی نمی یومدی*

کاش ای موج بهر سرمستت

بود یک جام آب دردستت

*چرا؟چرا؟*

تشنگان را جواب میدادی

به علی اصغر آب میدادی

*حسین...*

تو نه حُر یزید حُر منی

عاشق ترک جان و ترک تنی

باش تا فانی حسین شوی

باش قربانی حسین شوی

شاعر : استاد سازگار

*فقط پشیومنی کافی نیست، باید جبران کنی،اگه گناه کردی،امشب توبه کردی،باید جبران گناهت رو بکنی،حُر جبران کرد،آقا اجازه بده برم میدان، اول پسرش رو فرستاد،یعنی حسین همه زندگیم رو در راهت میدم،آدم جوانش رو بده،می خواست داغم ببینه برا حسین، فقط جوونش رو نده،می خواست قبل از اینکه جان بده،جیگرش یه ذره برا امام حسین کباب بشه،حسین جان اجازه بده پسرم رو بفرستم،بعضی نقل ها میگه غلامش فرستاده شد،پسرش رفت، نوبت خودش شد، جنگ نمایانی کرد، خطبه خوند،جوری با لشکر کوفه حرف زد،  زهره شون رو درید،یه کاری کرد وقتی رو زمین افتاد، دیدن ابی عبدالله رفت بالا سرش، ای قربون تو آقا برم،ببین برگشتن،توبه کردن،جبران کردن عاقبت به خیری میاره،عاقبت از این بهتر،نگاه کرد دید حسین سرش رو از رو خاک برداشت، اصل روضه اینجاست، اونایی که ناله دارن، یه نگاه کرد،اما درست نمیتونه ببینه، چشم حُر پر از خون ِ، فرقش شکافته،یاالله،ابی عبدالله دستمال کمرش رو باز کرد، شروع کرد با دستمال چشمش رو پاک کردن، پیشونیش رو پاک کرد،بابا! آدم پیشونیش خون میاد با دستمالش پیشونیش رو پاک میکنه، کجا دیدید یه نفر پیراهنش رو بالا بزنه، این فقط مال حسین ِ، پیراهن عربیش رو بالا زد، قلبش پیدا شد، نانجیب صدا زد حرمله، کار حسین رو تمام کن، یه تیر سه شعبه زدن...حسین....


  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:20 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو