سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام حسن مجتبی علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


 

بر کویرِ سفرهایِ سائلان باران تویی

رحمتِ بی انتهایِ حضرت منان تویی

*اما قبل از اینکه ناله بزنی یه چیزی بگم،همتون منتظر بودید یه اسمی از دهانتون خارج بشه مثه هر شب میدونم،کربلا غوغاست میدونم،اما شب پنجم ماهِ محرمِ ... کربلا چقد شلوغه .. اما میخوام امشب برخلاف هر شب همه منتظرید بگید حسین ، بیایید امشب یه کاری کنیم دلِ زهرا شاد بشه ... هر شب حسین گفتی،همه تون الان منتظرید اما میخوام بگم : همۀ اهلِ خانه میگفتن حسین پیغمبر میگفت جانم حسن ...*

به جز غمت آقا غمی تو سینه نیست

شلوغه کربلا کسی مدینه نیست ...

*پیغمبر فرمود چشمی که برا حسنم گریه کنه قیامت گریان وارد نمیشه ....*

نواده هایِ تو حرم دارن ولی

چقد غریبی ای حسن بن علی ...

*امشب شبِ غریب نوازیُ یتیم نوازیِ یه جوری گریه کنیم مادرش نگه بچه ام غریبه ... امشب هم برا پدر گریه کنیم هم برا پسر ...*

بر کویرِ سفرهایِ سائلان باران تویی

رحمتِ بی انتهایِ حضرت منان تویی

آن که بوده خاندانش از اَزل مسکین منم

آن که بوده خاندانش صاحبِ احسان تویی

«عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ ، وَ سَجِیَّتُكُمُ الْكَرَمُ» ... احسان و کرَم مال شما خانواده ست ...

جود و احسان تو را نازم که بین خانه ت

سائلان هستند صاحبخانه و مهمان تویی

*یه جوری با گدا راحته اصلاً احساس نمیکنیم مهمانیم ... انگار میزبانی آقاجان ... من خیالم امشب راحت میخوام یه دل سیر برات گریه کنم اصلا یاد حاجات نباش اصلا فکر حاجات نباش همه رو بزار کنار با خیالت راحت دلِ سیر برا بچه اش گریه کن ... خودش میدونه چه جوری دستتُ پرکنه اون نمیزاره ما دست خالی بریم نه نه ... بالاترشُ بگم هنوز نیومده کیسه تو پر کرده ... همین اشکی که امشب بهت داده همینُ نشون میده *

جود و احسان تو را نازم که بین خانه ت

سائلان هستند صاحبخانه و مهمان تویی

هر کجا حرف از کریمان دو عالم میشود

اولین نامی که هرکس میکند عنوان تویی

*کریم آل الله ... همشون کریم اند،ابی عبدالله یه گدایی اومد درخانه اش حضرت یه مرحمتی کرده،دستِ حضرتُ بوسید مرد سائل و رفت حضرت گفت چرا اینکارو کردی گفت آقا شما خیلی کریمید ، دیدن امام گریه کرد فرمود : تو کرَم دیدی ولی کَریم ندیدی ، کریم داداشم حسن بود ... ببین وقتی حسین بگه کریم داداشم حسنِ کجایِ کاریم ... *

هر کجا حرف از کریمان دو عالم میشود

اولین نامی که هرکس میکند عنوان تویی

ظاهرت هرگز زِمسکین بهتر و برتر نبود

آن که قبرش نیز شد با سائلان یکسان تویی

یه مدینه یه بقیعه

یه امامی که حرم نداره ...

سینه زنها کسی نیست تا

روی قبرش یه دونه شمع بزاره ...

ظاهرت هرگز زِمسکین بهتر و برتر نبود

آن که قبرش نیز شد با سائلان یکسان تویی

پاسخت بر ناسزایِ دشمنت لبخند بود

خیرخواهِ مهربانِ خیلِ بدخواهان تویی

*میومد از شهرِ شام مقابلش،شروع میکرد به اهانت کردن،یه جمله ای تو تاریخ هست من زبون نمیچرخه، علما منو ببخشن، سادات منُ ببخشن ... جلو امام میگفت «یا مذل المؤمنین» ... حضرت سرشونُ می انداختن پایین، میذاشتن خوب حرفاشُ بزنه،بعد سرِ مبارک و می آوردن بالا یه نگاه به سر و وضعش می انداختن میگفتن از سر و وضعت پیداست غریبی تو مدینه ....  بیا بریم سرسفرۀ من بشین ... توخونۀ من کسی غریب نیست ...

امشب شبِ عبدالله بن الحسنِ .... همون هایی که سر سفره اش نمک گیر شدن،اومدن بچه شُ بکشن ... همونایی که بهشون لطف کرد ، بهشون کرَم کرد ، بچه شو سنگ باران کردن ... گفتند این پسرِ حسن بن علیِ ... خدا به ما رحم کنه ، روضۀ این آقازاده روضۀ عاشوراست روضۀ گودالِ ...*

یک نفر فهمیده باشد درد زهرا را اگر

آن تو هستی، آن تو هستی ، آن تو هستی ...



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:38 ب.ظ | نظرات()


بعد از آن کوچه فقط رویِ لب تو آه بود

غصه میخوردی از اینکه قدِ تو کوتاه بود

*اومد رو پنجۀ پا بلند شه اما یه دست بی حیا روی سرش رد شد ... امشب راحت بگو  یا زهرا ... پسرش هم این غصه رو داشت بردمت کربلا ... امام حسن اجازه بدن ... چرا اجازه بدن ؟ خودش داره میاد کربلا ... آقاجان ما امشب تنهایی نریم کربلا ، با شما بریم کربلا ... چه کربلایی بشه آدم با امام حسن بره کربلا ... آخه اول روضه خوان که گفت : لا یوم کیومک یا اباعبدالله ....

پسرش هم همین غصه رو داشت ،عبدالله بن حسن یه سالش بوده تو تاریخ نوشتن پدرش به شهادت رسید سال پنجاه و یک هجری تا شصت و یک ده سال ، از یه سالگی تو بغلِ حسین ... ده سال تا چشمشُ وا کرد دید حسین کنارشه ...

 بعضی ها نوشتن یه وقتایی به اشتباه به حسین میگفت بابا ... زود معذرت خواهی میکرد ابی عبدالله می گفت راحت باش عزیزم من باباتم ... یا اباالایتام ... اجازه بده ما هم بهت بگیم بابا ...

این آقازاده همه چیش با همۀ شهداء فرق میکنه خیلی با من بیا امشب شبِ پنجم محرم ... من از سادات عذر میخوام ...

این آقازاده جنگیدنش با همه فرق داشت ... جنگ و ببین ، دستش تو دست عمه است یکی یکی از صبحِ عاشورا شهداء رو میارن عقب ... هی میاد تو خیمه دارُالحرب ، بچه ده یازده ساله ، کنجکاوِ هی می بینه ، هی برمیگرده ... اصحاب رفتن ... بنی هاشم رفتن ... پسرعموهاش رفتن ... عمو هاش یکی یکی رفتن ... تکیه گاهش عمو عباسش رفت بی خداحافظی رفت ... همه رفتند ، داداش قاسمش هم رفت ... دبگه رویِ پایِ خودش بند نبود اما میدونید از کی،از چه زمانی،دیگه تصمیم خودشو گرفت ؟ ازکی تصمیم گرفت خودشم فدا کنه؟

 وقتی که دید عمو قنداقه رو زیرِ عبا گذاشت ... آخه دلش به این بچه خوش بود تو خیمه ... حالا که علی اصغر رفت من چرا بمونم ...

نوع شهادتش ، نوع جنگیدنش ، حتی رجزش  ... با همه فرق داشت ... دستش که از دست عمه جدا کرد ، دیدن این بچه یازده ساله داره تو میدون میدوه ... رجز و ببین داد میزد وَالله لا اُفارِقُ عَمّی ... من عموم رو یه لحظه دیگه تنها نمیزارم ....

می روم بی قرار و بی پروا

میروم لا اُفارِقُ عَمّی ...

میروم که دلم شده دریا

میروم لا اُفارِقُ عَمّی ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:37 ب.ظ | نظرات()

اجازه بدید ببرمتون یه جای دیگه ... دور بستر امام حسن نشستن ... خواهرا و برادرا ... با اشاره زینب رو صدا زد . زینب جان بیا جلو . سرش توی دامن امام حسینه ... فرمود زینب جان بچه هامو بگو بیان ، میخوام وداع کنم باهاشون . با یکی یکی بچه ها پسرا دخترا وداع کرد ... قاسم خیلی گریه میکرد ... قاسم سه سالشه اما سایه حسین بالاسرشه .. سایه عباس بالاسرشه . سایه عموها ، عمه جانی مثل زینب ، سایه مادرش بالاسرشه ... میخوام ببرمتون گوشه خرابه شام ...

دلها بسوزه برای اون سه ساله ای که نه بابا داره ، نه عمو داره ، برادراشو کشتن ، یه عمه کتک خورده داره ...

لحظه های نهایی و پایانی امام حسن ، عباس قاسم رو بقل کرد برد از حجره بیرون . گفت لحظه جان دادن برادرم ، بچه برادرم جون دادن باباشو نبینه ...

 اما گوشه خرابه یه سر بریده آوردن گذاشتن جلوش ... أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَ رِیدَیْكَ! ...

حسین

خون همه جارو گرفت ... نگاه کن ببین صورتها همه سرخه ... (صورتهای شما با نور چراغهای سرخ ، سرخ شده) ... این نازدانه یه نگاه به صورت بابا کرد ... کی پیشونیتو شکسته !؟!! ... همه روضه خوان بشن ...*

ای پدر کاش به جای سر تو

می بریدند سر دختر تو

این به دلداری و آن ، گرم دل آرایی بود

گفتگوهای دو دلداده تماشایی بود

*خدایا به حق این سه ساله ریشه داعشو بکَن.ای خدا . این دعارو بکنیم . اللهم اشغل الظالمین بالظالمین،خدایا خودشونو باعث ریشه کنی خودشون قرار بده.

خدایا ریشه وهابیا و سلفیا و تکفیریا و سعودیا و داعشیا و هر سگ و شغالی هستن که دشمن امیرالمؤمنین و شیعه هستن همین الان به عنایت و امضای امام حسن بکَن .

خدایا با ریشه کنی داعش دست مارو به گنبد و بارگاه امام حسن برسان ... ای خدا ... اینقدر التماسش میکنیم إن شا الله دست ما بیفته اینقدر التماسش میکنیم تا اجازه بده براش گنبد بسازیم ... اینقدر التماسش میکنیم تا اجازه بده براش گلدسته بسازیم .... به به . چی بشه بریم حرم بقیع ،صحن امام حسن، حرم بقیع صحن خانوم ام البنین ، حرم بقیع صحن خانوم حضرت زهرا سلام الله علیها ،خدایا با ریشه کنی سعودیا ، گنبد و بارگاه امام حسن و ائمه بقیع رو برپا کن ،خدایا به حق امام حسن مارو اهل معرفت این خانواده قرار بده.

عشق و محبت مارو لحظه به لحظه بی نهایت در بی نهایت اضافه کن.

خدایا بزرگان ما ، بزرگان دین ما ، علمای دین ما ، مراجع ، رهبر عزیز انقلاب در پناهت محافظت بفرما.مارا عاشق و قدردان و مطیعش قرار بده

خدایا گذشتگان از این جمع از شیعیان و محبین امیرالمؤمنین،پدران،مادران،حق داران،شهدا همه را غریق رحمت بفرما*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:40 ق.ظ | نظرات()

*اومد به خواب عبدالزهرای کعبی . میخوام روضه امام حسن بخونم اما روضه امام حسن زهر نیست ، جگر پاره نیست .

گفت عبدالزهرا.چرا روضه منو نمیخونی؟! عرض کرد آقا جان.من کارم روضه خونده. مکرر روضه شمارو خوندم. حضرت فرمود نه عبدالزهرا. هنوز روضه منو نخوندی...

عرض کرد آقاجان . مگه زهر ندادن !؟ مگه جگر پاره نشد ؟! مگه زینب تشت نیاورد ؟! مگه تیکه های جگر توی تشت نریخت ؟! مگه زینب نبود هی دست رو دست میکشید ؟! مگه زینب نبود هی به صورتش میزد به حسین میگفت داداشم داره از دستم میره ؟! مگه اینا نیست روضه های شما ؟!فرمود نه! روضه من اینا نیست ! *

غروب بود و یک کوچه تنگ و باریک

غروب بود و من بودم و مادر من

*مادرم گفت حسن جان پاشو آماده شو مادر ... دیگه میخوام برم فدکمو بگیرم. حسن جان به بابات که نمیتونم بگم همراهم بیاد ولی باید به مرد همرام باشه . نمیدونی چه قندی تو دلم آب کردم . مادرم به جای مرد میخواست منو ببره . گفت حسن جان تو بیا مواظب من باش .... *

مگه میره از یاد ، که اون پست نامرد

چه جوری گرفت ، توی کوچه راهمونو

*یه جوری زد اونجا .......شنیدی میگه ... من از بعضی باباها شنیدم . بچه وقتی کار خطایی میکنه ، میگه ببین بچه! یه جوری میزنم یکی از من بخوری دوتا از دیوار ... شنیدی یا نه ؟! ... امام حسن میگه مادرم داشت حرف میزد ... بی حیا بی هوا ... با امام حسن بگید ... وای مادرم مادرم مادرم ... وای مادرم مادرم مادرم *

ببین بغض دیرین ، چه کرده به مادر

باید روضه مقداد ، بخونه براتون

بگه دست سنگین ، چه کرده به مادر ...

*یه چیزی میشنوی طاقت نمیاری . نعره ت بلند میشه . داد میزنی. هی میگی نگو نخون .

قربون دلت برم امام حسن . بعد از مدتی از قضایای شهادت بی بی که گذشت . زینب دید حسن یه گوشه کز میکنه . بغض داره گریه نمیکنه ... یه روز اومد دستشو انداخت دور گردن حسن . گفت داداش گریه کن یه خرده . گریه کن دق میکنی ....

 همیشه این خوبه . رفقا یادتون باشه . آدمی که غم داره غصه داره حرف زدن و گفتن براش خوبه . اگه رفیقت غصه دار بود و توأم محرم بودی و سرّ نگهدارش بودی ، یه جوری به حرفش بیار همین که حرفاشو بزنه آروم میشه . یادت نره.

علی علیه السلام هم که علی بود باید حرفاشو به یکی میزد . چون کسیرو پیدا نمیکرد سرشو توی چاه میکرد ... یه رفیق نداشت ... یه رفیق ... نمیدونم به چاه چی میگفت . صبح که میومدن دَلو رو مینداختن آب بکشن ، خون بالا میومد ... حرفاشو میزد . علی هم که علی هست حرفاشو میزد...

 توأم اگه غم داری یه محرم پیدا کن حرفتو بزن ... نذار توی سینت بمونه و توأم اگر محرمش هستی و رفیقش هستی و سرّش رو نگه میداری و آبروشو نمیبری بشین بگو حرفاتو با من بزن . اینجا توی سینه من می مونه . بذار آروم بشه .

زینب گفت حسن جان ... با من حرف بزن . درد دلاتو با من بگو داداش . منم مادرمو از دست دادم .. منم پهلوشو دیدم . منم سینشو دیدم .. چرا اینجور کِز میکنی،؟!

به حرف اومد.شروع کرد گریه کردن . گفت زینب ... تو که نبودی . اینقدر مادرم خوشحال بود ... اینقدر ذوق میکرد . گفت حسن فدک رو گرفتم ... حالا فدک رو میدم به علی ، خرج این مردم نامرد دنیا کنه ، دست از سر علی بر دارن . زینب .... یه وقت دیدیم کوچه تاریک شد . نگاه کردم دیدم یه غول بی شاخ و دم ،یه لندهور از روبرو داره میاد ... جلو مادرمو گرفت ..مادرم رفت به راست . اونم اومد به راست . مادرم رفت به چپ اونم اومد چپ .. زینب ... رفتم جلو گفتم چیه ؟! اما حیف !! قدم کوتاه بود ... اونم بی حیا قدش درازه ... دستشو بلند کرد ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:35 ق.ظ | نظرات()

نام تو چیست!؟ گفت:به نام خدا ، کریم

از ابتدای واقعه تا انتها ، کریم

*عجب جایی اومدیم امشب.به خوده وجود مقدسش قسم... هرکی از اول محرم هرچی خواسته و نشده امشب بخواد .*

یا کریم إبن الکریم ... آقام

*قطعا بین شما هستند مادحین و مرثیه سراها و روضه خونا و مداحا ... جسارتا عرض میکنم به محضر بزرگواران ذاکر ... وقتی دیدی مستمع داره اینجور زمزمه میکنه ، خوندنتو متوقف کن ، چون داره با آقاش حرف میزنه. مجال بده بذار درد و دل کنه ... *

آقام آقام آقام حسن .... آقام آقام آقام حسن

*حرفاتو بزن ... هر کاری داری بسم الله،من صبر میکنم ، عجله ندارم ، خیلی وقت دارم، تو به این سادگی ممکنه دستت به دامنش نرسه حالا که رسیده بگیر ول نکن .یه چیزی بگم ... زرنگا حواسشون باشه که اربعینشونو از امام حسن میتونن بگیرن. بگیرید . از امام حسن بگیرید . هر چی میخواید بگیرید . این آقا همینطور ریخت و پاش میکنه.*

حسن آقام آقام آقام آقام .... حسن

نام تو چیست! گفت بنام خدا ، کریم

* قربون لبات برم،قربون شیرین زبونیات برم حسن جان*

از ابتدای واقعه تا انتها ، کریم

مشغول ذکر و خیر تو امشب منم چه خوب

*الحمدلله،مگه به این سادگیا به کسی اجازه میده امام حسن رو اسمشو ببره ... به جان خودت من خودم روضه خونم . شما اگه ده تا روضه رفتی من صدتا رفتم ،مگه به این سادگیا میذاره کسی گریه کنه براش... الان اینجوری نشستی من اسم مبارکشو میارم تو اینجوری ... هنوز روضه نخوندم تو اینجوری داری گریه میکنی ... این نظر خاص خاص خاص خوده آقاست . به جان خودش قسم والله ...

من سال هفتاد و دو مکه بودم. اونجا برخورد کردم با یه بزرگواری.گفتم آقا من میدونم که این قبرستان بقیع که اینجوریه ، با خاک یکسان شده، کار این سگها نیست.. اینا غلط بکنن دست بزنن به این قبرها اگر امام نخواد... حتما اینا خودشون اینجور خواستن ... دلیلش چیه ؟؟؟!!! چرا خواستن که قبرهاشون اینجور با خاک ؟!؟! ... فرمود هرچی هست زیر سر امام حسنه ... گفتم چرا آقا ؟ گفت این آقا میگه گنبد فقط حسین ، گلدسته فقط حسین ، همرو میفرسته سمت حسین .... بگو حسین ، دل امام حسنو ببر ؛ حسین ...

گفتی حسین و شدی محبوب حسن... گفتی حسین و بردی دل امام حسن ... مرحبا ... آفرین

گفت کار ، کار امام حسنه...توی گریه هم همینجوره ... نمیذاره به این سادگی براش گریه کنی ... میگه میخوای گریه کنی برو برای داداشم گریه کن ... به این سادگیا نشستیم اینجا داریم ازش میگیم و میشنویم ... خیلی ممنونم آقاجان ... *

مشغول ذکر خیر تو امشب منم چه خوب

لبهای خسته، امشب جمله بسازیم با کریم

*یا کریم إبن الکریم ادرکنی ... منو دریاب آقا ،قربونت برم آقا جانم.دورت بگردم آقا جانم ... همه دار و ندارم فدای یه تار موی سرت آقا جانم ... بچه هام فدا بچه هات آقا جانم ... خانوادم فدای خانوادت آقا جانم ... پدر و مادرم فدات آقا جانم ... جان ناقابلم پیشکشت آقا جانم ... ای غریب ای غریب ای غریب ...،

ای آسمان جود و کرامت ،امام من

*پوز میدم آقاجان ... داد میزنم آقاجان که تو امام منی*

خورشید و ماه پیش تو مثل دو یاکریم

*یعنی چی! حالا به فرض خورشید و ماه هم در محضر حضرتشون مثل دو تا یاکریم . خب کجاش فضیلته برای اهلبیت! خورشید و ماه مرکز اشاعه رحمت خدا هستند ... خورشید و ماه دو نعمت بزرگ الهی هستند ... این دو اگه نباشند روی خیلی نعمتا تأثیر میذارند و خیلی نعمتا از بین میره ... این دوئی که تا این حد مهمند در دستگاه امام حسن هیچی نیستند . مثل دو تا یاکریم میان اون گوشه میشینند . چشمشون به دست آقای ماست... یه دونه ای جلوشون بپاشه .

امشب بگو آقا جان مارم یاکریمای بقیعت قبول کن... مارم کبوترای حرم نداشتت قبول کن ... یه کاری کن آقا جان با ریشه کنی این سگهای سعودی و وهابی ما هم بتونیم بیاییم صورت روی قبرت بگذاریم آقا *




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:29 ق.ظ | نظرات()

درسته روز رحمت پیغمبر اما مطمئنم امروز (پیغمبر هم میگه جانم حسن) 2

اون روز وقتی داشتن تو خونه باهم کشتی میگرفتن بازی میکردن با اباعبدالله مادرش دید همه خونه دارن میگن حسین فقط پیغمبر هی میگه حسن حسن ،بعضی وقتهام با دستش کمکش میکرد،یا رسول الله بچه کوچیک تر و تشویق میکنن، صدا زد فاطمه جان حق داری گله کنی اما نگاه کردم دیدم ملک و ملکوت همه میگن حسین،  کسی نبود حسنم و صدا کنه.... *

هرگز یتیم های مدینه ندیده اند

از ذکر مهربان حسن چاره سازتر

)صلح تو شد دلیل سرافرازی حسین) 2

ای از تمام اهل جهان سرفرازتر

حتی شریک زندگیت دشمن تو بود

مولا کدام داغ از این جان گدازتر

*از برادرش هم مظلوم تر بود، ابی عبدالله یه همسر داشت به نام رباب اومد پیش زین العابدین کاروان میخواست از کربلا اربعین برگرده با ادب محضر امامش زانو زد آقا جان

اجازه میدید من کربلا بمونم... صدا زد رباب ماهمه داریم برمیگردیم ،چرا نمیخوای یا ما مدینه برگردی ،گفت من که دیگه مدینه کسی رو ندارم ،همه هستیم زیر خاکه.... ،امام سجاد به نقل معروف سپرد این بانو رو به طایفه بنی اسد.. ،میخوام یه لحظه مقایسه کنی که این امام کجا و اون امام کجا،طایفه بنی اسد فرمود این عروس ماست مواظبش باشید نزارید اذیت بشه ،می اومد کنار قبر ابی عبدالله چون امام سجاد بهش گفته بود که این قبر هم قبر حسینه هم قبر بچته دنبال بچه ات نگردی هابچه ات رو روی سینه بابام گذاشتم، می اومدن میگفتن خانم جان،بزار برات یه سایه بون درست کنیم این یه زنه ها وفا رو ببین.. میگفت زیر سایه نمیرم، خودم دیدم بدن آقام برهنه و عریان......*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:18 ق.ظ | نظرات()

لب ما و قصه زلف تو، چه توهمی، چه حکایتی!

تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی، چه عنایتی!

به نماز صبح و شبت سلام، و به نور در نَسَبت سلام

و به خال کنج لبت سلام، که نشسته با چه ملاحتی

به جمال، وارث کوثری، به خدا محمد دیگری

به روایتی خود حیدری، چه شباهتی، چه اصالتی!

بلغ‌العلی به کمال تو، کشف‌الدجی به جمال تو

به تو و قشنگی خال تو، صلوات هر دم و ساعتی

شده پر دو چشم در ازل، یکی از شراب و یکی عسل

نظرت چه کرده در این غزل، که چنین گرفته قرابتی

تو که آینه تو که آیتی، تو که آبروی عبادتی

تو که با دل همه راحتی، تو قیام کن که قیامتی

زد اگر کسی در ِخانه‌ات، دل ماست کرده بهانه‌ات

همه جا گرفته نشانه‌ات، به چه حسرتی، به چه حالتی!

نه مرا نبین، رصدم نکن، و نظر به خوب و بدم نکن

ز درت بیا و ردم نکن، تو که آستان سخاوتی

شاعر:قاسم صرافان

*یابن الزهرا...

مدح امام حسن هم میخوام بخونم ببرمت تو روضه...

***

ای کریم ِ دیار ِ تنهایی

خاک بوس ِ دَرَت شکیبایی

حسنی تو، حسن، حسن اما

بیشتر از سه بار زیبایی

پیش ِ جودت همه گدا هستند

ریزه خوار ِ تو حاتم طایی

تو دلیل غم همیشگی و

گریه های ماهیانِ دریایی

کودکِ هشت ساله ی مادر

پسر ِ غیرتی زهرایی

غربتِ تو زبانزدِ همه است

طوس، ری، کربلا و هرجایی

یا حسن با حسین میگوئیم

طپش ِ قلبِ سینه زنهایی

آتش افتاده بین سینه بگو

از غم و غربتِ مدینه بگو

یاس در پیش ِ چشم ما لِه شد

سوخت از هُرم ِ شعله ها له شد

پشتِ در، بین ِ کوچه، در مسجد

حُرمَتِ مادرم سه جا له شد

شوهری دید همسری افتاد

غیرتِ غیرتِ خدا له شد

در از چارچوب کَنده شد و

مادرم زیر ِ دست و پا له شد

بار ِ شیشه شکست، نَه بدتر

آنقَدَر ضربه خورد تا له شد

خبری نیست بین ِ آتش از او

یک نفر میزند صدا له شد

فضه در بین آن هیاهو ها

گفت اسما بیا بیا له شد

عصر ِ دیروز کوچه، سیلی، درد

نوجوانی مجتبی له شد

غم ِ غربت به کوچه تا افتاد

وایِ من مادرم ز پا افتاد

"شاعر:سیدپوریا هاشمی"

*مادر...مادر...مادر...

خانوم زینب دو جا طشت دید،دوجا گریه کرد جیگرش آتیش گرفت؛یه جا پاره های جیگر امام حسن تو طشت ریخت...لایوم کیومک یا اباعبدالله...یه جا تو مجلس نامحرما سر حسین....*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:26 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic