سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام حسن مجتبی علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


الان بقیع یه دونه زائر نداره ... الان یه نفر نیست تو بقیع به امام حسن سلام بده .. همۀ مفاتیحُ زیر و رو کنی امام حسن یه زیارت نامه نداره که اگه یه وقت بقیع رفتی بتونی برا امام حسن زیارتنامه بخوانی ..

 

خیلی امام حسن مظلومِ ... الان اگه بری حرم حضرت عبدالعظیم میگن شش پشتش به امام حسن میرسه الان چقدر زائر داره .. چقد اونجا زیارتنامه میخونن .. شبا بری اصلاً این حرم غرقِ نورِ .. اما شب بری بقیع یه شمع بالا قبرِ امام حسن روشن نیست .. روز بری یه سایبان ندارد .. یه زائر به اون سلام نمی کند ...

جوونا ، خانما ، آقایون هر جا هم برید واعظا ، مداحا میگن حسین غریبه ... اما همین الان شما کربلا باشی امام حسین چقدر زائر داره ؟.. چند روز دیگه اربعین میشه ، ببینید یه برادر بیست میلیون زائر داره یه برادر یه دونه زائر نداره ... این آقا این همه زائر داره . این همه عاشق داره .. اما بقیع یه نفر نیست یه سلام به حسن ابن علی بده ... این امام حسین این همه زائر داره .. این بارگاهِ عظیم رو داره ..

 

یه زنی خدا بهش داده بود مثه رباب ... همین اربعین که اومد کربلابعضی ها میگن یک سال کربلا موند ... از امام زین العابدین اجازه گرفت گفت من برام همسرم عزاداری نکردم ، اشک نریختم .. من از مادرش فاطمه خجالت می کشم ، اجازه بدید من یه سال اینجا بمونم سوگ نگه دارم ، عزاداری کنم .. میگن انقد میومد زیرِ آفتاب ناله میرد و گریه می کرد ، تمامِ صورتش پوست انداخته بود ... بنی اسد گفتن بابا این عروسِ فاطمه ست ، یادگاریِ ، امانتِ ؛ یه سایبان درست کردن ازش خواهش کردن که زیرِ آفتاب نشین بیا زیرِ این سایه بان .. یه بار زیرِ سایه بان نرفت .. بنی اسد گفتن سایه بان که هست ، گفت اخه پسرِ فاطمه که زیرِ سایه بان نرفت ...

گفت سه روز و سه شب انقده آفتاب به این بدن تابید ... این یه همسر ... اما امام حسن یه همسر داره جعده (لعنت الله) ... امام روزه دار بود جگرشُ پاره پاره کرد ... روزه دار چقد تشنه میشه ؟ .. میگن همین کوزه رو برداشت آب رو سر کشید صدا زد کنیزا بگین زینبم بیاد ... جگرش پاره پاره شد .. امام حسین سربازایی داشت جلوش ایستادن حضرت نماز بخونه ، اما امام حسن داشت نماز می خوند سربازاش اومدن سجاده رو از زیرِ پاش کشیدن .. با صورت زمین خورد ... با خنجر رانِ پایِ حضرت رو مجروح کردن ... حضرت بینِ لشگرش که می اومد زره می پوشید ، زیرِ عبا زره می پوشید ترورش نکنند ... اما می خوام بگم ، کاشک به همین اکتفا می کردن و بدنِ مطهرش رو تیر باران نمی کردن ...

 

دلها بسوزد برایِ اون آقایی که وقتی آوردن کنارِ بقیع این بدن رو گذاشتن زمین این تشییع کننده ها جمع شده بودن یکی یکی این تیرها رو از بدن حضرت خارج می کردن ... بعضیا میگن تا هفتاد تا تیر از این بدن خارح کردن ... امام حسین هی صدا می زد غارت زده کسی نیست که اموالش رو غارت کرده باشند ، غارت زده منم که داداشی مثه تو رو اینحور دارم به خاک می سپارم دیگه عطر استعمال نمی کنم .. دیگه محاسنم رو خضاب نمی کنم ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:03 ب.ظ | نظرات()

حسن جان ...

چهل ساله که ساکتی دیگه بس نیست،حسن جان

چقدر زجر کشیدی تو جات این قفس نیست،حسن جان

لبت غرق خون تو سینت نفس نیست،حسن جان ...

 

بگو از .. همه حرفایی که شنیدی

بگو از .. همه صحنه هایی که دیدی

بگو از .. غم و غربتی که کشیدی

حسن جان .. حسن جان .. حسن جان ..

 

حسن جان ...

یکم حرف بزن تا سبک شی برادر،حسن جان

چهل ساله که هی تو خواب میگی مادر،حسن جان

میری کوچه میشه غمت چند برابر،حسن جان

 

*ابی عبدالله التماسش میکرد داداش ...*

 

چی دیدی .. مگه کی باهاتون درافتاد

چی دیدی .. نمیگی چطور مادر افتاد

چی دیدی .. مگه مادرم با سر افتاد

حسن جان .. حسن جان .. حسن جان ..

 

حسن از کوچه چهل سال به خود میگوید

حرف ها را به برادر بزند یا نزند

دست بالا برود چون که به رویِ مادر

روضه برپا شده دیگر بزند یا نزند

 

*یعنی حرمت مادر رو جلوش شکستن .. همین بس که جلو چشم یه بچه ای یه نفر بخواد دست رو مادرش بلند کنه ..*

 

دست بالا برود چون که به رویِ مادر

روضه برپا شده دیگر بزند یا نزند

زهر تلخ است ولی با دلُ جان می نوشی

جعده در ظرف تو شکر بزند یا نزند

مانده تقدیر که آیا بشود یا نشود

از سر تشت حسن پا بشود یا نشود

 

*گفت داداش تو رو بارها زهر دادن، هربار زهر و پس دادی حالت بهتر شده .. گفت حسین این زهر با اون زهرها فرق میکنه، جگرم داخل تشت .. *

 

آنکه باید همۀ فاجعه را میداند

سر این زخم اگر وا بشود یا نشود

جا نشد در دلشو در وسط تشت چه سود

پاره های جگرش جا بشود یا نشود

 

*به عبدالزهرا فرمود،گفت روضۀ من اینه :*

 

کوچه ها علت پیریِ تو را میداند

بر سر تشت قدت تا بشود یا نشود

 

مادری هستی و در نزد تو هم زهرا هست

مدفن گمشده پیدا بشود یا نشود ...

 

*فرمود عبدالزهرا، روضۀ مارو اونطوری که هست نمیخونی برامون؟.. گفت آقاجان من روضۀ شمارو اون چیزی که شنیدم خوندم، شنیدم شمارو مسموم کردن، شنیدم پاره های جگرتون داخل تشت، شنیدم به بدن نازنینتون تیر زدن .. شنیدم نزاشتن بدنتون رو کنار قبر پیغمبر ببرن .. فرمود عبدالزهرا اینا همه روضه های من هست . اما روضۀ اصلی اینه برا گریه کنام اینطوری بگو ...

 

من دستم تو دست مادرم بود .. داشتیم از مسجد به سمت خونه میومدیم ، خوشحال بودم گفتم الان میرم برا بابا میگم مادر چه کرد .. میگم حقشُ چطور از اینا گرفت .. اما این خوشحالی چند دقیقه بیشتر طول نکشید .. یه وقت دیدم وسط کوچه نانجیب اومد .. دست به دیوار گذاشت ، مادرم هی عقب عقب سمت دیوار رفت .. چندتا نامحرم اومدن ، باورم نمیشد اینطور حرمت مادرم رو بشکنن .. عبدالزهرا چنان بی هوا سیلی ...*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:25 ب.ظ | نظرات()


(من غریب این دیارم

که همه ازم بریدن

این جماعت جانمازُ

از زیر پاهام کشیدن ..)2

 

با کی بگم که ، دل پریشونم

شد هم زبونم ، تشنۀ خونَم ..

 

چشمام ابر آسمونِ

لبهام غرقِ لخته خون ..

یادِ خنده هایِ قنفذ

قلبِ من رو میسوزونه ..

 

عمریِ طعنه شنیدم

شبها غرق اضطرابم

عمریِ که خاطرات

کوچه ها میده عزابم

 

*یه عمر امام حسن جلو چشمش میرفتن بالا منبرها به بابایِ مظلومش سب میگفتن .. یه عمر ، جلو چشمای امام حسن، سبّ و لعن میکردن امیرالمومنینُ ، نوشتن همه جا صبر کرد به جز اون لحظه ای که اون نانجیب مغیرۀ ملعون رفت بالا منبر ، تا اومد سبّ کنه حضرت از جا بلند شد فرمود ، بشین نانجیب تو دیگه بشین ، من یادم نرفته جلو چشمای من ، انقدر با غلاف شمشیر به بازویِ مادرم زدی ...*

 

دستش بلند شد ، ای داد بی داد

انقدر با پا زد ، از نفس افتاد ...

 

دست مادرم میلرزید

چشماش جایی رو نمیدید

مادر ، از رو خاک بلند شد

راهِ  خونه رو می پرسید ..

 

زینبم گریه نکن که

تو روزایِ سختی داری

یه روزی لباتُ رویِ

رگایِ پاره میزاری ...

 

اونجا میفهمی ، که کی غریبه

تو قابِ چشمات ، شیبُ الخَضیبِ ..

 

شمر و میبینی که خواهر

رویِ عرشِ حق نشسته

مثله سینۀ حسینت

قلبِ فاطمه شکسته ..

 

*بعضیا نوشتن ، امروز تشت و پاره هایِ جگر امان حسن ، داخل تشت جلو امام مجتبی بود، اما تا شنید خواهرش زینب داره از در میاد، اشاره کرد فرمود تشت رو ببرید .. زینب نبینه .. زینبم طاقت نداره ..

همه مراعاتِ حالِ زینب و کردن .. باباش امیرالمومنینم وقتی با سر خون آلود داشتن میاوردنش جلو در خونه، فرمود حسنم حسینم زیر بغلمُ رها کنید با پای خودم وارد شم .. زینب طاقت نداره منو با این حال ببینه .. مادرش زهرا هم مراعاتش رو میکرد .. همه مراعات کردن،بزا اینکه میدونستن چه صحنه هایی رو زینب میبینه ، برا اون لحظه ای که اومد بالا تل زینبیه ایستاد .. چه صحنه ای دید که رو کرد به حرم جدش رسول الله .. صدا زد :

 

صَلّی عَلَیکَ مَلیکُ السَّماءِ هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُنْقَطَعُ الاعْضاءِ هذا حُسَینٌ ... اگه زینب این لحظه رو ندیده بود نمیتونست برا پیغمبر تشریح کنه هذا حُسینٌ مجزوزُ الَّرأسِ مِنَ القَفا ...*

حسین ... *




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:24 ب.ظ | نظرات()


خواندن روضه ات از بس که جگر می خواهد

کار هر بی هنری نیست ؛ هنر می خواهد

 

یا کریمی به تمنای کریمی که تویی

پرشکسته به بقیع آمده؛ پر می خواهد

 

* ای خدا! چی میشه ما یه غروب هفت صفر پشت پنجره های بقیع،اصلاً قول میدیم داد نزنیم،قول میدیم بلند گریه نکنیم،همین جوری فقط به سینه بزنیم،بگیم:ای غریب آقا....*

 

ابرها روی مزارت دلشان می گیرد

باد هم از سر کوی تو خبر می خواهد

 

گرچه بی شمع و چراغ است مزار تو ولی

شبِ ماتم زدگان از تو سحر می خواهد

 

ای وجودت همه اکسیر نفهمیده تو را

یارت از دشمن اگر کیسه ی زر می خواهد

 

*نوشتن یه کنیزی یه شاخه گُل داد به آقا امام حسن مجتبی،آقا گل رو گرفت،فرمود:تو در راه خدا آزادی،دیگه نمیخواد کنیزِ این خانه بشی...گفتن:آقا! یه شاخه گل داد آزادش کردید؟ فرمود:آری او به اندازه کَرَمِش به ما عطا کرد،ما هم به اندازه ی کَرَمِمون...

یا امام حسن!  به ما هم یه کربلا بده...دلِ ما پرپر میزنه برا کربلا....به داداشت حسین سفارش مارو بکن،شما برادر بزرگِ حسین هستید،شما امام او هستید...*

 

حرز بازوی پسر داشت نشان از این که

سرفرازی همه جا اذن پدر می خواهد

*قاسم هی رفت و اومد دید عمو به این راحتی اجازه نمیده،برگشت پیش مادرش،مادرش گفت:حالا که کار به اینجا کشید بذار این حرز رو برات باز کنم،ببین رو بازوت بابات برات چی یادگاری گذاشته،برات دست خط نوشته...

ابی عبدالله تا نگاه کرد به دست خط برادرش،اشک ریخت،قاسم رو بغل کرد،عبارت میگه:این عمو و برادر زاده تو بغل هم گریه کردن"حتی غُشِیَ علیهما..." اینقدر حسین گریه کرد از حال رفت...این جا یه بار قاسم رو بغل کرد از حال رفت،قاسمی که سالم بود،زخم نداشت،ساعتی بعد همین قاسم رو از زیر پای اسب ها...سینه ی شکسته اش رو به سینه چسباند...یه صحنه ای دید ابی عبدالله شروع کرد داد زدن"کانَ یَفحَصُ بِرِجلَیه..." دید این بچه هی داره پاهاش رو میکشه رو زمین،هی میگه: عمو استخونام شکست...

حسین....وسط شعر امام حسن دلت رفت کربلا... این دلم تنگم عقده ها دارد....*

 

صحبت از عاشقی قاسم و عبدالله است

صحبت از وادی عشق است که سر می خواهد

 

روضه ات با جگر و تشت فقط کامل نیست

روضه ات بی کسی و کوچه و در می خواهد

 

می زد مرا مغیره و یک تن به او نگفت

زن را کسی مقابل شوهر نمی زند

 

*یه صحنه ای که هیچکی ندید،به هیچکی نگفت...یه موقع است یه صحنه ای رو می بینی برا این و اون میگی،دلت آروم میشه،اما مادرش فاطمه گفت:حسن جان! مواظب باش حرفی از کوچه به کسی نزنی...

یه لحظه میگه:دیدم مادرم قدم هاش رو بُرد عقب،نمیدونم چی از رو سرم  رد شد،صدایی شنیدم، مادرم محکم به دیوار خورد...افتاد رو خاکِ کوچه...وای مادرم...روضه امام حسن همینِ...وای مادرم...*







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:46 ب.ظ | نظرات()

کریم ... کاری به جز جود و کرم نداره
آقام ... تو مدینه س ولی حرم نداره

گمان مبر که حسن بی ضریح و بی حرم است
کریم آل عبا هر چه هست میبخشد ...

*آقای ما غیر از کریم بودن،غریب هم هست*

غریب ... اونیِ که همدم اشک و آهِ
دیده که مادرش تو کوچه بی پناهِ


*آقا .... مولا .... چرا همیشه گریه میکنی؟! مادر بیا برگردیم ...
مادر دست منو بگیر برگردیم ... خودم میبرمت خونه ... مادر بیا بریم ...*


غریب ... اونیِ که همدم اشک و آهِ
دیده که مادرش تو کوچه بی پناهِ ...

حسن (آقام حسن  ۲) حسن جان ...

*آقا میخوایم روضه بخونیم ، اگر شما اجازه بدید ...*

دلم تو روضه ها میشکنه مثل شیشه
ولی روزی مثه روز حسین نمیشه ۲

حسین (آقام حسین ۲) حسین جان...

غریب اونیِ که سر به بدن نداره
آقام رو زمینه ولی کفن نداره ...

شاعر : محمد مهدی سیار







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:58 ب.ظ | نظرات()


بسم الله الرحمن الرحیم...

"یااَبا مُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنِ عَلِیِ اَیُّهَا المُجتَبی یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ ..."

 

*من نبایدبهت بگم که اگه امشب و فردا شب هرچی حسن جان بگی مادرش دعات میکنه... حسن جان ... حسن جان... شب امام حسنِ ..*

 

عمریست دخیلم به ضریحی که نداری ..

 

"یااَبا مُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنِ عَلِیِ اَیُّهَا المُجتَبی یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه"

 

*حتما باحاجت اومدی... یا امام حسن ای کریم اهل بیت...این مردم با یه امیدی اومدن... "وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا" هرکی صدای منو میشنوه آبرو دار و قسم بده "یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه" ... هرکی کربلا نرفته از امام حسن خواهش کنه ... بگه من کربلا نرفتم هنوز ... یه باردیگه :

"یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه..."

 

*فرج امام زمان، سلامتی رهبر، نابودی وهابی و داعشی ،آل سعود، آمریکا، آل خلیفه، اسراییل، برا مسلمونا بگو ... یه بار دیگه ...برا مردم میانمار، شیعیان بحرین، شیعیان حجاز، یمن، عراق، سوریه ...*







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:53 ب.ظ | نظرات()

 http://s4.picofile.com/file/8287861568/f683e182.jpg

فدای جود کسی که هر آن چه را بخشید

فقط به خاطر خشنودی خدا بخشید

 

از ابتدا پدرش فکر ما گداها بود

که سفره ی کرمش را به مجتبی بخشید

 

غریب بود اگر چه گدا فراوان داشت

کریم بود بدون سر و صدا بخشید

 

*روز شهادت امام مجتبی اومدیم در خونه ی کریم اهل بیت ... چند روز مگه از اربعین گذشته ... عجب دنیایی ... اینهمه زائر اومده بودن از همه جای دنیا ... هر کی هر جوری بود خودش رو رسونده بود کربلا ...

 

خیلی ها میگفتن گنبد رو دیدیم یه سلام دادیم برگشتیم ، نشد بریم زیارت .... امروز چه خبره بقیع ؟! زائری هست ؟ ... کسی هست !! ... ای آقاجان ...*

 

کریم کار ندارد به اسم و رسم کسی

غریبه را چه بسا بیش از آشنا بخشید

 

ملامتش نکنید آنکه را مدینه نرفت(چرا؟...)

مدینه زائر خود را به کربلا بخشید ...

 

دو ماه گریه برای حسین باعث شد

که رزق اشک حسن را خدا به ما بخشید

 

*روز شهادته ، زیاد معطلت نکنم ...*

 

گمان کنم که دگر مادری زمین نخورد

خدا فقط به حسن این چنین بلا بخشید ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:46 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic