سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه همراه با مناجات
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


خداوندا شبِ پایانیِ احیاست میدانی ...

ودر این دِل به جانِ حضرتت غوغاست،میدانی ...

*خدا ، خدا ....*

دلَم ترسانُ لرزان است آیا بنده را دیدی(اصلا به چشمت اومدم ....؟؟ تو این شبا مشتری هات زیاد بودن خدا ... )

 

دلَم ترسانُ لرزان است آیا بنده را دیدی

مرا با این همه بارِ معاصی باز بخشیدی ...

 

*اینایی که دارم میگم فقط حرفِ دلِمنِ و هر کسی که خودشو در موقعیتِ من میبینه ... شماها همتون محبوبِ خدایید ... آخر شعرممعلوم میشه چرا محبوبِ خدایید ...*

خداوندا تو حق داری مرا دیگر نمی خواهی

منی را که به تو از پُشت خنجر میزنم گاهی ...

*یا اَرحمَ الراحِمین ..... ( شبِ آخرها ... هرکاری کردی ، کردی ... انقد دوست داره دستایِ خالیتو بلند کنی درِ خونَش ... خجالت نکش ... خجالت نکش ، زنُ مرد ... کوچیکُ یزرگ ... این صداتو آزاد کن که شبِ اول قبر نمی تونی بگی ها .... یا اَرحمَ الراحِمین ..... )*

مکرر توبه کردم ، قول دادم ، عهد ها بستم( هرسال اومدم همین حرفا رو بهت زدم ... ماه رمضون که تموم شد یادم رفت که چی بهت گفتم ...)

چه الطافی تو فرمودی ولی من بی وفا بودم

*خدایی که امیرالمومنین تو دعایِ کمیل التماسِش می کنه عرضه میدارد : اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ ... خدا اون گناهانی از منُ که باعثِ تغییر نعمتت میشه ببخش ، معلومه که اگه غضب کنه نعمت هاشو تغییر میده ... ولی با همۀ این گند کاری هام بازم منُ درِ خونه حسین راه دادی ... با همۀ این خراب کاری ها امشب تو خونَت منُ راه دادی ... با همۀ این بی تربیتی ها بهم اجازه دادی برا فاطمه گریه کنم ...*

 

چه الطافی تو فرمودی ولی من بی حیا بودم

توپرده پوش بودی ... وای بر من بی حیا بودم

                            



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:32 ق.ظ | نظرات()

باز رو گرداندَم از تو ، باز رو دادی به من

باهمه بی آبرویی ، آبرو دادی به من

 شرم میکردم،دگر در محضرت لب وا کنم

باز می بینم مجالِ گفتگو دادی به من

چشمِ خشکم بود خالی،رویم از عِصیان سیاه

اشک بخشیدی و آبِ شستشو دادی به من

خاک بودم آدمم کردی به دستِ رحمتت

خار بودم بهتر از گل رنگُ بو دادی به من

با غبارِ راهِ زُوارِ حرم شُستی مرا

در حقیقت آبرو از خاکِ او دادی به من

ممنونتم ... من کجا آشنا شدن با خوبا کجا ... ممنونتم امسال منم راه دادی اومدم

به خودت قسم چند روز فقط دارم همین فکرمیکنم ... میخوام داد بزنم همه بشنون ، تو همون میزبانی بودی که من دِلم میخواست ، اما بزار همه بدونن من اون میهمانی نبودم که تو دلت میخواست .... اما اومدم هرجوری بود خودمُ رسوندم ... فقط میخوام یه چی بهت بگم من میدونم بدردت نمیخورم ... من که میدونم مثلِ خوبا نمیشم ... فقط تو این مجالس دنبال اینم یکی دست رو شونم بزارِ ...

 مرحومِ آشتیانی میگه تو حرم امام رضا داشتم هی میگشتم هی میگفتم آقاجان گم کرده دارم ... وضعم خرابه یه نفر دست منو بگیره . میگه همینجور که میگشتم یکی دست رو شونم گذاشت ... برگشتم نگاه کردم دیدم مرحوم علامه ..." میگه گفت چکار داری میکنی باهات کار دارم .

یه شب تو این روضه نمیگم آقام دست روشونۀ من بزارِ ، یکی از این نوکرایِ باصفا دست شونم بزاره منم برگردم منم آدم بشم ... اصلا اگه میبینی اینجوری درست نمیشم یکی منُ بزنه ازخواب بیدارم کنه ... آخه تا کی اینهمه بی حیایی ... دیدی گناه با ما چکار کرد ... دیدی چقد بی حیا شدم ...

 بچه اومد از مکتب تو خونه گریه ، زاری ، بابا اومد بغلش کرد . عزیز دلم چته بابا ، گفت : بابا امروز تو مکتب خونه استادمون رسید به اون آیه ای که میفرماید قرآن کریم فردا قیامت از حولِ محشر بچه هایِ کوچیک مثلِ پیرمردا موهاشون سفید میشه . بابا ، هم خودش گریه کرد هم ما گریه کردیم میگه بچه سه روز گریه کرد و افتاد تو بستر مُرد با یه آیه قرآن ... اینهمه تو روضه نشستم ... درست نشدم ... گناه بیچاره ام کرد ... گناه بی حیام کرد

... تو رو به آقام حیایِ منو بهم برگردون ...  آخه من که میدونم آدم که بی حیا بشه هر کاری میکنه بخدا اگه روسینۀ ابی عبدالله نشست بی حیا بود نشست ...

*پسر مسلم بن عوسجه بود ، این بچه اومد ابی عبدالله کنار کمرِۀ میدان ایستاده ، بچه اومد جلو گفت آقا سلام ، گفت سلام عزیز دلم

گفت آقا اجازه میدی من برم میدان ...؟ آقا فرمودن تو که الان تازهِ داغِ بابا دیدی نمیخواد ، برو پیش مادرت ... گفت آقا آخه مادرم خودش منو فرستاده آقا این عمامه رو مادرم بسته ، گفته برو جلو مگه نمیبینی آقات غریبه ... الانِ که بنی هاشم سبقت بگیرن آبرومون میره ... میگه دست این بچه رو گرفت ، بغلش کرد گذاشتِش رو زینِ اسب اسبُ آروم آروم حرکت داد خود ابی عبدالله ...

حرف از بی حیای بود نانجیب ها تا دیدن ابی عبدالله با یه بچه اومده تو میدون شروع کردن هلهله کردن ... یهو یه بی حیایی صدا زد حسین دیگه برات آدم نمونده بچه میفرستی میدون ... روایت اینجوری میگه بچه رفت ... ابی عبدالله داشت بر میگشت دیدن به پهنایِ صورت داره گریه میکنه ....

صل الله علیکَ یاسیدالغریب ... یا سید المظلوم ... حسین ... حسین ...

گفتم بدرت نمیخورم اما خودت که میدونی من به هیچ دردی هم که نخورم روضه هایِ محرمِ حسینتُ که شلوغ میکنم ... به هیچ دردی هم نخورم مجلسِ حسینتُ که گرم میکنم ... میخوای نشونت بدم ؟...

حسین .... حسین ....غریب آقام آقام آقام .....

 هواتو کردم ، اسیرِ دردم

بزار بیام منم حرم ، دورت بگردم

*آقا تازه فهمیدم چقد عقب افتادم بین خوبا نشستم ...*

حسین ... حسین ...

دلم غریبه ، حالم عجیبه

فضایِ سینه ام پُر از شمیمِ سیب

*ارباب صدامُ ازهمین دور قبول کن*

ارباب پای دلم لنگِ

ارباب دنیا هزار رنگِ

ارباب دلم برات تنگِ ....

حسین ....

                            



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:41 ق.ظ | نظرات()

نروم از سر کویت چه برانی چه بخواهی

بخدایت قسم برتر از آنی که برانی

به تو مانوسمُ یک دم زِتو مایوس نگردم 2

چه به عرشَم بِنشانی چه به خاکم بِکشانی

*میدونم خیلی بد کردم ... میدونم پیش تو آبرومو بردم ... اما اینو که نمیشه کسی انکار کنه مهربان خدا ، هر سال ماه رمضون شبهایِ قدر خودمو رسوندم درِخونت  ، جایی دیگه نرفتم ... چون فقط تو رو دارم ، مهربونِ من  ... الله یا الله ... الله یا الله ...

"یا دَلیلَ المُتَحَیِرین ..." نگاه کن ببین حیرون موندم چه کنم و یامُعینَ العاجِزین تو کار خودم عاجز موندم بحقِ امیرَ المُومنین ...*

من بیچاره به غفلت همه جا از تو گریزان

تو کرامت کنیُ باز بسویت بکشانی

هرچی خواهی بسرم آر ولی روی مگردان ...

*وای بحالِ روزیکه تا دهنمُ باز میکنم باهات حرف بزنم ، بفرمایید ملائکۀ من ببینید این چی مخواد هرچی میخواد بدید فقط صداشُ من نشنوم ...*

 هرچه خواهی بسرم آر ولی روی مگردان

هرچه دادی بِستان لیک خودت را نستانی

*من همه دارُ ندارم تویی خدا ... همه کس وکارم تویی خدا ... یه وقت نکنه خودتُ از من بگیری ... بی خدایی بد دردیه ...*

وای از سختیِ جان کندنُ از لحظه مردن

 *به پیغمبر عرض کردن ای پیغمبر خدا ، جان دادنُ چگونه تصویر میکنید ؟ فرمود مثل پوست کندنیست که سَلاخ از یه حیوانی که ذِبح کرده پوست میکنه  اما فرقش اینه سلاخ اول سرُ جدا میکنه بعد پوستُ میکنه جان کندن مثل اینکه زنده زنده پوستُ از بدن بکنند ...*

وای از سختیِ جان کندنُ از لحظۀ مردن

 تو مگر پیشتر ازمرگ علی را برسانی

خدایا ما علی رو دوس داریم ... خدایا ما دِلمون برا امیرالمومنین می تپه ... خدایا اسمِ همسرش میاد ، قلبامون آتیش میگیره ...

آی خدا ....

خدا میبینی اینا چه جور مادرین ... یه جوری مادَرییَن شبِ شهادتِ بابا هم برا مادر زار میزنند ... یا زهرا ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 02:49 ب.ظ | نظرات()

بچگی کردم پشیمانم

من ندانسته شیطنت کردم

بغلم کن ، دوباره مثل قدیم

رو نگردان ز من غلط کردم

سادگی کار دست من داده

همنشین بد از تو دورم کرد

لطف بیش از حد شما امروز

بنده ای سرکش و جسورم کرد

سیب سرخ هوس فریبم داد

دلم از کرده اش پشیمانم است

عذر تقصیر پیشت آورده ام

مهربان ، بخشش از بزرگان است

به کجا میشود فرار کنم

بدتر از متهم زمین خورده ام

حیف آن دست که مرا بزنید

نزده من خودم زمین خوردم

شده ام جنس کهنه ای بازار

رهگذر ، دوست ، آشنا ، نخرد

کاش از اول ضرر نمیدیدم

هیچکس غیر تو مرا نخرد

*آسید مهدی قوام اون مرد خدا میگه ، یه روز داشتم از روضه برمیگشتم (عجب روضه های بوده عجب حالی داشته این مرد) میگه دیدم گوشه ی خیابون ، قدیما رسم بود ، خب مردم امکانات که نداشتند میگه یه عده میومدن روزا یخ می فروختند"

آسید مهدی قوام میگه داشتم میومدم دیدم این یخ فروشه یه گوشه نشسته زانوی غم بغل گرفته ، اومدم جلو کنارش صدا ش زدم چته مرد ! سرش و بلند کرد شناخت منو گفت آسید مهدی ولم کن دست رو دلم نزار ....

... خب چی شده بگو ببینم) گفت آسید مهدی امروز هر چی داشتم دادم یخ خریدم همه سرمایمو دادم بابت یخ ها . سید، امروز هر چی تو این خیابونا گشتم ، تو کوچه ها جار زدم مردم یخ بخرید ، سید کسی ازم یخ نخرید همه یخ ها آب شد .....

سید هم سرمایه ام رفته ، هم آبروم رفته ،  آخه به خانواده ام قول دادم امشب دست خالی برنگردم ....

 

مردم این شبا مستمندارو یادتون نره ...خدا هیچ پدری رو پیش بچه هاش شرمنده نکنه ...

 آسید مهدی قوام میگه یه پاکت روضه پیشم بود درش آوردم گفتم نمیدونم چقده اما فکر میکنم بیشتر باشه کمتر از سرمایه ات نیست بگیر میگه خوشحال شد ... گفت سید ممنونتم محبت کردی دل دادی یا نه .... سید مهدی قوام میگه من یهو شروع کردم کنارش گریه کردن باتعجب یه نگاهی بهم کرد گفت سید تو چرا گریه میکنی ؟!! ....

گفتم بنده ی خدام تو چندتا قالب یخ ت آب شده داری گریه میکنی ... من چه جوری گریه نکنم  همه جوونیم تو گناه و معصیت آب شد ... این جوونی همه سرمایه ی عمرم بود دیگه گذشت دیگه چیزی ندارم ...

جوونا مغرور به این جوونیمون نشیم دیگه آروم آورم سرو صورت ما هم داره سفید میشه .... چشم بهم بزنی تمومه ... حالا بگو شده ام :*

 شده ام جنس کهنه ای بازار

رهگذر ، دوست ، آشنا ، نخرد

کاش از اول ضرر نمیدیدم

هیچکس غیر تو مرا نخرد ...

 * اما امشب که دست خالی نیومدم ... نه ...*

 من از چشم تو نمی افتم ( چرا ..؟!!)

تا حسین و کربلایی هست ...

آبروی مرا نخواهی برد

تا که عشق امام رضایی هست ....

باز هم روی خوش نشان دادی

چقدر خوب شد که زهرا هست

غسل گریه کن ای دل غافل

روضه ی دست و مشک سقا هست

اباالفضل، طلایه دار لشکر من ...

اباالفضل، تویی تو امید خواهر من،برادر من

                                       



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:41 ب.ظ | نظرات()

*اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُم لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ أسْتَغْفِرُ اللهَ العَظِیمَ الَّذِی لاَ إلَهَ إلاَّ هُوَ،الحَیُّ القَیُّومُ،الرَّحْمنُ الرَّحیمُ  ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ بَدیعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ،مِنْ جِمیعِ ظُلْمی وَ جُرْمی وَ إِسْرَافِی عَلَى نَفْسِی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ*

این شبها شبهایِ استغفارِ ... خوش بحال اونایی که دیشب بخشیده شدن ... اما من اومدم هنوز امیدوارم. حرف همیشِگیمو میزنم من بدون دعوت تو نیومدم ... اینقدِ تو زندگیمون نگاه نکنیم ببینیم کیا دارن میان شکلشون عوض میشه یه جوردیگه میان درخونه خدا ... خدا مهمونی راه انداخته برای اینکه بد و خوب و با هم بخره.

خدایا من همون بدیم که مابین این دوستان مهربون ونازنین اومدم اگه آدم هرکاره ای میخواهد باشه بامعرفت باشه ...

گفت لاتِ توبه کرده بود تو صحرای عرفات دیدم اِحرام بسته میگه همچین روی رَملایِ داغ غَلت میخورد گریه میکرد بلند میشد آسمون و نگاه میکرد می گفت خدایا ما تو تهرون مون نخود لوبیا رو با آشغالش میخریم منم یه بنده آشغالیم بین این همه خوب اومدم درِ خونت ...

*اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِیهِ الصِّیَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی كُلِّ عَامٍ وَ اغْفِرْ لِی تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُهَا غَیْرُكَ یَا رَحْمَانُ یَاالله ....*

امشب گدا اومده درخونت ... هرجا نشستی همه باهم "الهی العفو " ...

من مثل طفلی مینِشنیم گریه زاری میکنم

 تا در آغوشم نَگیری بیقراری میکنم

 با تو بعضی وقتها سازِ مخالف میزنم

با تو بعضی وقتها ناسازگاری میکنم

روزه میگیرم ولیکن چشمُ گوشم روزه نیست

روزها من هم به نوعی روزه خواری میکنم

 هرچه هم اصرار کردم حاجتِ من را نده

شاید اصلا رویِ شری پا فشاری میکنم

*تا حاجتمو دیر میدن ، دادم بلند میشه ...*

توبه با گریه ثمر دارد که من با اشک هام

بذرهایِ توبه ام را آبیاری میکنم

جای من بین گلستانِ مناجاتِ تو نیست

بین این گلها چقد احساس خواری میکنم

 *ممنونتم رام دادی بین این خوبا بیام ،باهات حرف بزنم ... خدا امشب منُ بحق همین جوونایِ پاکی که اومدن باهات حرف بزنن ببخش ...

امشب اگه باباها مادرا با بچه هاشون اومدن دستهایِ کوچولویِ بچه شون رو به آسمان بگیرن بگن خدا بحق این دستهای پاکی که درخونت دراز شدِ ....

الهی قربون اون دستهای کوچولوت برم ... چکارکنم اگه من باروضه جلو نرم دِق میکنم دیدی انگشتت رو جلو میاری بچه شیر خواره محکم میگیره این برا بچه ای که شیر بخوره آب بخوره هی رقیه دستشو می آورد جلو ... علی دیگه نا نداشت ... خدا به دستا کوچولویِ علی اصغر "الهی العفو ..."

*امشب باید داد بزنی داد چون شبِ علی اصغرِ ... آخه علی اصغر شهادتش داد اهلبیتُ درآورد ... تا به زین العابدین گفتن آقا مختار خروج کرده همۀ قتله کربلا رو به درک واصل کرده قاتلِ علی اکبر قاتلِ قاسم قاتلِ عبدالله دونه دونه رو گفت ، یه وقت دیدن حضرت فرمود از حرمله چه خبر ...؟!! گفتن آقا همه رو گرفتن شما سراغ حرمله رو میگیری ؟!! فرمود آخه حرمله جیگرِ ما رو سوزوند ...*

الهی حرمله آتش بگیری

که سوزاندی همه بال و پرم را

*اما رباب یه چی دیگه میگفت ...*

الهی حرمله دستت قلم شه

کبوتر بچه مو از من گرفتی....

*اصلا بچه کشی میدونی از کجا باب شد؟؟ از در و دیوار .....*

الهی بشکنه دست مغیره ...

*امشب چه خبره ... بحقِ علی اصغر بحقِ محسن بن علی الهی العفو .......*

*یادت باشه اباالفضل خیلی خجالت کشید نتونس آب بیاره ... آخر هم گفت آقا اگه میشه بزار من همین جا بمونم چون اباالفضلم یادت باشه تو یه گودی افتاد من تا حالا این روضه رو نگفتم بزار بهت بگم به دو دلیل حضرت اباالفضل گفت منو نبر اول دلیلش گفت از رو سکینه خجالت میکشم دوم دلیل چون تو گودی بود گفت اگه منو ببره بیرون همه می فهمن علمدارش زمین خورده میترسم به خیمه ها حمله کنند ... یا اباعبدالله ... آی ابالفضل خجالت کشیدی اما از آقا خواستی نبردت سمت خیمه چشمت به سکینه نیفته ... هان من بمیرم برا حسین ....

* لشکر میگه یه جا ما دلمون به حالِ حسین سوخت ... همچین که دیدیم حرمله تیرُ زد علی بال بال زد . دیدن حسین عبارو روسرش کشیده هی میاد جلو خیمه برمیگرده ... خدا من به مادرش قول دادم ... فقط یه نفر حِسِ حسینُ داشت .... اونم علی بود .... بعد از این که مسجد خواست بره سمت خونه هی میرفت برمیگشت .... می گفت خانمم رو جلوم کتک زدند .... دستم بسته بود.



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:41 ق.ظ | نظرات()

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُم لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ أسْتَغْفِرُ اللهَ العَظِیمَ الَّذِی لاَ إلَهَ إلاَّ هُوَ، الحَیُّ القَیُّومُ،الرَّحْمنُ الرَّحیمُ  ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ بَدیعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ ، مِنْ جِمیعِ ظُلْمی وَ جُرْمی وَ إِسْرَافِی عَلَى نَفْسِی وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ

اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِیهِ الصِّیَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی كُلِّ عَامٍ وَ اغْفِرْ لِی تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُهَا غَیْرُكَ یَا رَحْمَانُ یَاالله ....

دستِ گداییتو بیار بالا ... هر کی  اومده این شبا با خدا حرف بزنه ... بگو آخدا من تنها نیومدم ... با فرقِ شکافتۀ علی اومدم ... امشب من با حسین اومدم درِ خونت ... دستمو وقتی درِ خونت دراز می کنم زود خسته میشم ، امشب اومدم دستمو ادب کنم ، فقط درِ خونۀ تو دراز باشه .... من میخوام بگم دستی که درِ خانۀ خدا دراز باشه اگر بریده هم بشه فاطمه محشر میاره ... اون دستِ بریدۀ عباسِ ... هرجا هستی همه با هم ، ملائکه ببینن ....

الهی العفو .....

امشب خدا همه رو می بخشه ... اگه نمی خواست ببخشه دعوت نمی کرد ... الهی العفو .... الهی العفو ....*

گرچه پرم وا میشود با ذکرِ استغفارها

پرواز دشوار است با سنگینیِ این بارها

من هرکجا که رو زدم اصلاً ، خریداری نداشت

پس بعد از این دیگر بس است رفتن سوی بازارها

دل مرده گشتم در گناه دل خسته ام از اشتباه

دیگر نمی لرزد دلم از دوریِ دلدارها

*انقد قلبم سیاه شده ، انقد بی تفاوت شدم که برام فرقی نمی کنه ماهِ رمضانِت اومده ... اسمِت میومد یادم میاد قلبم میلرزید ، الان دیگه حیا ندارم ... تواضع ، ادب ، منش ، معرفت مرام داره یادم میره "

روایت داره خدا میگه موسی ، میخوای بدونی تو این کرۀ زمین چرا انقدر با تو حرف می زنم ؟؟_چرا خدا ؟فرمود چون از تو سر به زیرتَرُ متواضع تر ندیدم ...*

دل مرده گشتم در گناه دل خسته ام از اشتباه

دیگر نمی لرزد دلم از دوریِ دلدارها

وقتم کَمُ راهم دراز ، با این گدا قدری بساز

هر جا رَوم سد میکند راه مرا دیوارها

صد بار گفتم عاقبت یک بار تویه میکنم

آخر نمی آید چرا یک بار، این یک بارها

گاهی ادا گاهی قضا گاهی خدا گاهی خطا

جانِ خودم خسته شدم از دستِ این تکرارها

*چقدِ بهت قول دادم پاش وانستادم .... چقدِ بد عهدی کردم ... توبه شکستم .... امشب اومد بینِ مردم داد بزنم من همون گنه کارِ همیشگی ام ... اما تو هم همون خدایی هستی که همیشه منو بخشیدی ... تو همون خدایی هستی که داری الان ما رو به ملائِکِت نشون میدی ... ببین عاقبت برگشت پیشِ خودم ...*

گیرم سودی نمی بخشد مرا شب زنده داری ها اگر

پس خوش به حالِ لذت خوابیدن هشیارها

گیرم مددکاری نبود ، گیرم مرا یاری نبود

نامِ علی وا میکند آخر گره از کارها ...

ذکرُ دعایِ بی علی مثلِ غذایِ بی نمک

از برکتِ نام علی شیرین شود گفتارها

من سال ها دیوانۀ ایوان طلایِ حیدرم

زُلفِ علی آخر کِشد ما را به سویِ دارها ...

جانَم به لب آمدم چه شد این روزیِ کربُبلا

خسته شدم کم ناز کن در پایِ این اسرارها

بالحسینِ الهی العفو ...

                    



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:16 ب.ظ | نظرات()

به جز تو درِخونۀ هرکی رفتم شکستم

منو ازخودت دور نکن که دیگه خیلی خَستم

دیگه روی هرکی به غیر توِ چشمامُ بستم،خدایا

 حلالم کن ... که مهربونیاتُ ندیدم

حلالم کن ... دنبالِ غیرِ تو دویدم

*خودش فرمود : اگه میومدی به خودم میگفتی زودتر گرهِتو وا میکردم ... چرا رفتی به یه کَس دیگه گفتی مگه من گره گشا نیستم ... کریم نیستم ... رحیم نیستم ... غفّار نیستم ... مگه من دوست ندارم  ...؟؟ تا کی میخوای از من فرار کنی...*

اونیکه همش بابدیهایِ من ساخت،توبودی

توبودی که من رو همش تویِ هیات کشوندی

منو از میونِ گداهای خوبت نروندی ، آقام

من رو ببخش ... به دردِتو نخوردم آقا

من رو ببخش ... که آبروتو بردم آقا

الهی العفو  ....

نامۀ اعمال نوکرشُ تا گرفت سرشو تکون داد ... گریه کنِ من باشی این نامه اعمالت باشه  ... نوکرِ من باشی و این نامه اعمالت باشه ...؟ ...

 من رو ببخش ... به دردِتو نخوردم آقا

من رو ببخش ... که آبروتو بردم آقا

                     



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:09 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic