سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن روضه های حاج محمد رضا غلامرضازاده
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



چشاتُ وا کن ، منو نگاه کن
ببین خیسِ چشایِ حیدر
همش تب داری ، همش میسوزی
چرا خوابیدی تویِ بستر ؟..

چرا رنگ از روت پرید زهرا
نفس به آخر رسید زهرا
علی از این غم بُرید زهرا ..

« نرو زهرا .. وای نرو زهرا .. »

عزیزِ جونم ، چراغِ خونم
دو ماهِ روتُ ندید حیدر
دلِ من خونه ، دلم ویرونه
زِ خونی که موند رویِ در

چرا یاسم نیلیِ چشمات
چرا اینقدر داغِ این دستات
بویِ رفتن میده این حرفات ..

« نرو زهرا .. وای نرو زهرا .. »

نفس سنگینِ ، میونِ سینه
برایِ تو ای گل حیدر
که بارِ شیشه ت شکست ای عمرم
ز آتیشِ شعله هایِ در

تبر خورده ساقۀ عشقم
خرابه کاشانۀ عشقم
نرو ای پروانۀ عشقم ..

« نرو زهرا .. وای نرو زهرا .. »
__________________
همه شو تا سحر اختر شمارُم
که ماهِ رویت آیو در کنارم
شُوان گوشم بدر چشمُم براهت
گذاری تا به کی در انتظارُم




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:03 ق.ظ | نظرات()


ای .. فلک بر هم زدی سامانِ زینب

چه می خواهی مگر از جانِ زینب

 

*از محرم تا الان منتظرِ اربعینی .. با خودت گفتی روزِ عاشورا امام حسین کربلاییم میکنه ، دیدی نرفتی .. دیدی نطلبیدت .. نکنه منو نخواستی و نبردی ام .. *

 

ای .. فلک یارِ مرا در کربلا بُرد

بلاها بود که آمد بر سرِ من ..

 

*امروز فقط باید بشینی زبون بگیری ... حسین ..*

 

خدایا ، لالۀ من یاسِ من کو ؟

کسی کز مهر دارد پاسِ من کو

 

همه اطرافِ من نامحرمانن

گلِ اُم البنین عباسِ من کو ..

 

*یه لشگرِ پیروز اومدن کربلا .. چندتا دخترِ کتک خورده .. نمی دونم اینجا معجر دارن یه ندارن .. آروم آروم اومدن .. فرماندۀ این لشکر یه خانمیِ که اسمشُ گذاشتن زینب .. وقتی گفتن این کاروان میخواد بره کربلا همه از هم سوال میکردن ، بویِ بابامُ دارم استشمام میکنم .. اومدن پیشِ عمه جانشون ، عمه چه خبره ؟! ولوله تو کاروان افتاده .. گفت بچه ها خودتونُ آماده کنید برید سرِ قبرِ باباتون حسین .. وقتی آماده شدن ، معجرهاشونو درست کردن نامحرم نبینه .. چادراشونُ درست کردن گفتن بابا حساسِ .. اومدن بالا سرِ قبرِ حسین .. همه نشستن منتظرِ زینبن .. ببین عمه جانشون چه جوری روضه میخونه .. (تا حالا روضه عمه جانشونُ نشنیده بودن) اما اینجا فرصت شد روضه ی زینبُ بشنون .. آخه یزید ملعون گفت با اینا با مهربانی رفتار کنید تاریخ نوشته بشیر ابن جزلم رو فرستاد با این کاروان از محبینِ اهل بیتِ رسیدن نزدیکِ کربلا فرمود برید کنار .. این زن و بچه تا الان عزاداری نکردن .. میخوان بشینن با باباشون حرف بزنن همه منتظرن ببینن زینب چی جوری حرف میزنه : *

 

سرت را پس گرفتم

همان عمامه ی پیغمبرت را پس گرفتم

به چه سختی ولیکن

ز دست حرمله انگشترت را پس گرفتم

بیا بنشین و بنگر

ببین خلخالِ پایِ دخترت را پس گرفتم

ز دستِ نیزه داران

لباسِ دست دوزِ مادرت را پس گرفتم

 

*داداش بلند شو .. همه چیزایی که به غارت برده بودن پس گرفتم .. اما داداش از تو یه تقاضا دارم ..*

 

دلم خوش کن برادر

بگو آرامِ خواهر معجرت را پس گرفتم

 

*یه عده کتک خورده اومدن کربلا .. هر کی دنبالِ چیزی میگرده .. گفتن عمه ما بریم برا بابامون آب بیاریم .. دیگه آب آزاد شده .. اما گوش دادن دیدن زینب یه جورِ دیگه داره حرف میزنه .. گفت داداش تا الان نمی تونستم موهامُ نشونت بدم .. داداش دیگه اینجا نامحرم نیست ... فقط یه پرده کنار زد .. گفت داداش موهام سفید شد .. * حسین ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:49 ق.ظ | نظرات()


اجازه بگیرم از محضرِ ابی عبدالله ، روضۀ قمر بنی هاشم بخوانم .. آخه فرمودن هرجا روضۀ عمو جانم خوانده بشه منم میام ..

 

علمدارِ وفادارم اباالفضل

پس از تو بی کس و کارم اباالفضل

 

قسم بر تشنگیِ بر شیرخواره

گره افتاده در کارم اباالفضل ..

 

میبینم گوشه کنار همه دارن گریه میکنن .. ان شالله آقاجانمون ببخشن ، می خوام روضۀ برادرشونُ بخوانم ..

 

پس از تو خیمه غارت میشه عباس

به طفلانم جسارت میشه عباس

 

*سادات من معذرت می خوام*

 

پس از تو سهم زینب بی محارم

غریبی و اسارت میشه عباس

 

دیدن حسین یه دست به عنانِ اسب گرفته ، یه دست به کمر گرفته .. هیچ جا حسین نگفت انکسر زهری .. اما تا اومد عباسشُ دید .. چه بدنی ؟.. الله اکبر .. قدِ رشیدش .... ای حسین .... تا اومد دم خیمه ، اولین کسی که از خیمه اومد بیرون ، خواهرش زینبِ .. این خواهر و برادر ، چشم تو چشمِ همدیگه شدن .. تا زینب دید حسین دستِ خالی برگسته ، هی میزد رو دستاش .. هی میزد تو صورتش .. جوابِ زینبشُ نداد ، یه مرتبه سکینه دوید .. صدا زد یا ابتا این عمی العباس ؟ ..

 

بمیرم برات آقاجان .. هیچ جا ندیدم نوشته باشه اکبر رفته میدان بیاد ستونِ خیمه رو کشیده باشه .. قاسم رفت ، ستونِ خیمه رو نکشید .. اما وقتی جوابِ سکینه رو می خواست بده رفت ستونِ خیمۀ عباسُ کشید .. خیمه رو زمین اومد .. یعنی برید بچه ها معجرهاتونُ محکم ببندید .. بچه گوشواره هاتونُ برید در بیارید ...

 

دستاتونُ بالا بیارید ، روزِ عرفه ست ... به اون ساعتی که صورت به زمین گذاشت ..به اون ساعتی که از رویِ اسب زمین افتاد .. به اون ساعتی که خیمه هاشُ آتش زدن .. الهی العفو ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:28 ب.ظ | نظرات()


تا که پایم به این حرم وا شد

غصه از روی سینه ام پا شد

درد بی دردی ام مداوا شد

طبعِ خشکیده ام شکوفا شد

فصل تنهایی ام دگر طی شد

وطنِ مادریِ من ری شد

حسنی هستی و کرم داری

خوش به حالت که تو حرم داری

چه قدر عزت و حشم داری

نکند از درت برم داری !

میروم بی تو رو به حیرانی

ملجأ مردمانِ تهرانی

نامت عبدالعظیم آقا جان

لقبت هم کریم آقا جان

همگی از قدیم آقا جان

با تو همسایه ایم آقا جان

سایه ات مستدام همسایه

شخصِ عالی مقام همسایه

شبِ جمعه در ازدحام حرم

شده ام خم به احترام حرم

زندگی ام شده به نام حرم

پرچم سبزِ رویِ بام حرم

آبروی تمام “ایران” است

نفسِ تازه‌ای به هر جان است

داده ام در هوایِ تو پر را

میدهم پایِ تو تن و سر را

میزنم حرف‌هایِ آخر را

ناله‌هایِ غریبِ مادر را

ما شنیدیم از دل صحنت

جان به قربان سفرۀ پهنت

بانی روضه‌هایِ مسلمیه

گریه‌های عزایِ مسلمیه

اشک جاری به پای مسلمیه

سوز و ساز صدایِ مسلمیه

حرمت پاتوقِ حسینی هاست

حرمت مثل کربلا زیباست

شاعر : محمدحسن بیات لو

 

اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است

دولت سرایِ حضرت عبدالعظیم است

صاحب لوایِ این حرم شاهی کریم است

تنها پناه بی پناهان این حریم است

با لطف این آقا گدا عبدِ خدا شد

هرسائلی در این حرم حاجت روا شد

بوی حسین دارد ضریح دل ربایش

قربان رنگ سبز این گلدسته هایش

اینجا غمی دیرینه دارد گریه هایش

این سرزمین خیلی گران باشد بهایش

این خاک را وعده به یک نامرد دادند

داغِ حسین را بر دلِ زهرا نهادند ...

شاعر : قاسم نعمتی

 

*فرمودن امام هادی از کجا آمدی ؟ گفت آقا از خطۀ ری آمدم ؛ فرمود اگر زیارت عبدالعظیم میرفتی كَأَنَّ زیارت جدِ ما حسین می آمدی «مَن زارَ عَبدالعَظیمِ الحَسَنی بِرِی کَمَن زارَ الحُسَین بِکَربَلا» تو زیارتنامه ش میخونی : یا مَنْ بِِزِیارَتِهِ ثَوابُ زِیارَة سَیِّدِ الشُّهَداءِ یُرْتَجی این حرف ، حرفِ امام معصومِ .. پس دعایِ زیرِ قبۀ حضرت عبدالعظیم هم مستجابه چون مثه قبۀ حضرتِ سیدالشهداست .. هر وقت گرفتار شدید برید کنار ضریحِ این آقا زیرِ قبه دعا کنید ، دعاتون مستجابه ..*

بابی انت و امی یا مظلوم یا اباعبدالله .. حالا که زیارت سیدالکریم مساویِ با زیارتِ امام حسینِ از طرفِ این آقا دست رو سینه ها بزاریم یه سلامی به ابی عبدالله بدیم ...

 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:11 ب.ظ | نظرات()

سَیِّدِی عَلَیْكَ مُعَوَّلِی وَ مُعْتَمَدِی وَ رَجَائِی وَ تَوَكُّلِی، وَ بِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقِی، تُصِیبُ بِرَحْمَتِكَ مَنْ تَشَاءُ، وَ تَهْدِی بِكَرَامَتِكَ مَنْ تُحِبُّ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا نَقَّیْتَ مِنَ الشِّرْكِ قَلْبِی، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى بَسْطِ لِسَانِی، أَ فَبِلِسَانِی هَذَا الْكَالِّ أَشْكُرُكَ،*آیا با این زبانِ گنگ و لالم میتونم شکرت رو به جا بیارم؟* أَمْ بِغَایَةِ جُهْدِی [جَهْدِی ] فِی عَمَلِی أُرْضِیكَ

 

وَ مَا قَدْرُ لِسَانِی یَا رَبِّ فِی جَنْبِ شُكْرِكَ، وَ مَا قَدْرُ عَمَلِی فِی جَنْبِ نِعَمِكَ وَ إِحْسَانِكَ، إِلَهِی إِنَّ جُودَكَ بَسَطَ أَمَلِی، وَ شُكْرَكَ قَبِلَ عَمَلِی، سَیِّدِی إِلَیْكَ رَغْبَتِی، وَ إِلَیْكَ رَهْبَتِی، وَ إِلَیْكَ تَأْمِیلِی، وَ قَدْ سَاقَنِی إِلَیْكَ أَمَلِی وَ عَلَیْكَ یَا وَاحِدِی عَكَفَتْ هِمَّتِی، وَ فِیمَا عِنْدَكَ انْبَسَطَتْ رَغْبَتِی، وَ لَكَ خَالِصُ رَجَائِی وَ خَوْفِی، وَ بِكَ أَنِسَتْ مَحَبَّتِی، وَ إِلَیْكَ أَلْقَیْتُ بِیَدِی ، وَ بِحَبْلِ طَاعَتِكَ مَدَدْتُ رَهْبَتِی، یَا مَوْلایَ بِذِكْرِكَ عَاشَ قَلْبِی*با یادِ تو دلخوشم ..*وَ بِمُنَاجَاتِكَ بَرَّدْتُ *با مناجات با تو آروم میشم ..*أَلَمَ الْخَوْفِ عَنِّی، فَیَا مَوْلایَ وَ یَا مُؤَمَّلِی وَ یَا مُنْتَهَى سُؤْلِی، فَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَ ذَنْبِیَ الْمَانِعِ لِی مِنْ لُزُومِ طَاعَتِكَ،*یه سری گناهام نمیزاره خوب طاعتت رو انجام بدم ..* فَإِنَّمَا أَسْأَلُكَ لِقَدِیمِ الرَّجَاءِ فِیكَ،*از بچه گیم بهت امیدوار بودم ..* وَ عَظِیمِ الطَّمَعِ مِنْكَ ،*از قدیم الایام بهت طمع داشتم ..* الَّذِی أَوْجَبْتَهُ عَلَى نَفْسِكَ مِنَ الرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ، فَالْأَمْرُ لَكَ وَحْدَكَ لا شَرِیكَ لَكَ

 

وَ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِیَالُكَ *همۀ ما روزی خوره تو هستیم ..* وَ فِی قَبْضَتِكَ، وَ كُلُّ شَیْ ءٍ خَاضِعٌ لَكَ، تَبَارَكْتَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ.

إِلَهِی ارْحَمْنِی *به من رحم کن ..* إِذَا انْقَطَعَتْ حُجَّتِی، وَ كَلَّ عَنْ جَوَابِكَ لِسَانِی* آیت الله بروجردی که داشت از دنیا میرفت دیدن آروم آروم از گوشۀ چشماش اشک میاد ، نزدیکان سوال کردن ، آقا چرا داری گریه میکنی ؟ فرمود آخه من از مرگ میترسم ، گفتن آقا شما دیگه چرا ؟ گفت آخه از شبِ اولِ قبرم میترسم ... آیت الله مرعشی نجفی به پسرش وصیت کرد وقتی از دنیا رفتم تابوتمُ ببرید کنارِ ضریحِ عمه ام فاطمۀ معصومه(س) یه طرفه عمامه ام رو به ضریح ببندید یه طرفشُ به تابوتم ببندید ، منو دخیلِ عمه جانم فاطمۀ معصومه کنید ...* وَ طَاشَ عِنْدَ سُؤَالِكَ إِیَّایَ لُبِّی، فَیَا عَظِیمَ رَجَائِی لا تُخَیِّبْنِی إِذَا اشْتَدَّتْ فَاقَتِی، وَ لا تَرُدَّنِی لِجَهْلِی، وَ لا تَمْنَعْنِی لِقِلَّةِ صَبْرِی، أَعْطِنِی لِفَقْرِی، وَ ارْحَمْنِی لِضَعْفِی، سَیِّدِی عَلَیْكَ مُعْتَمَدِی *تکیه گاهِ من .. امیدِ من .. پناهِ من ..* وَ مُعَوَّلِی وَ رَجَائِی وَ تَوَكُّلِی، وَ بِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقِی، وَ بِفِنَائِكَ أَحُطُّ رَحْلِی، وَ بِجُودِكَ أَقْصِدُ طَلِبَتِی، وَ بِكَرَمِكَ أَیْ رَبِّ أَسْتَفْتِحُ دُعَائِی ، وَ لَدَیْكَ أَرْجُو فَاقَتِی ، وَ بِغِنَاكَ أَجْبُرُ عَیْلَتِی، وَ تَحْتَ ظِلِّ عَفْوِكَ قِیَامِی، وَ إِلَى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ أَرْفَعُ بَصَرِی، وَ إِلَى مَعْرُوفِكَ أُدِیمُ نَظَرِی،



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:50 ب.ظ | نظرات()

فَلا تُحْرِقْنِی بِالنَّارِ وَ أَنْتَ مَوْضِعُ أَمَلِی، وَ لا تُسْكِنِّی الْهَاوِیَةَ فَإِنَّكَ قُرَّةُ عَیْنِی، یَا سَیِّدِی لا تُكَذِّبْ ظَنِّی بِإِحْسَانِكَ وَ مَعْرُوفِكَ فَإِنَّكَ ثِقَتِی، وَ لا تَحْرِمْنِی ثَوَابَكَ فَإِنَّكَ الْعَارِفُ بِفَقْرِی.

إِلَهِی إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُقَرِّبْنِی مِنْكَ عَمَلِی *مرگم نزدیک شده ولی به تو نزدیک نشدم ..*فَقَدْ جَعَلْتُ الاعْتِرَافَ إِلَیْكَ بِذَنْبِی وَسَائِلَ عِلَلِی.

إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِالْعَفْوِ*کی بهتر از تو ما رو ببخشه؟* وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ أَعْدَلُ مِنْكَ فِی الْحُكْمِ، ارْحَمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا غُرْبَتِی، وَ عِنْدَ الْمَوْتِ كُرْبَتِی، وَ فِی الْقَبْرِ وَحْدَتِی، وَ فِی اللَّحْدِ وَحْشَتِی *ان شالله شبِ اول قبر ، ما آروم باشیم .. سراسر قبرمون نور باشه ..*وَ إِذَا نُشِرْتُ لِلْحِسَابِ بَیْنَ یَدَیْكَ ذُلَّ مَوْقِفِی، وَ اغْفِرْ لِی مَا خَفِیَ عَلَى الْآدَمِیِّینَ مِنْ عَمَلِ

 

وَ أَدِمْ لِی مَا بِهِ سَتَرْتَنِی، وَ ارْحَمْنِی صَرِیعا عَلَى الْفِرَاشِ تُقَلِّبُنِی أَیْدِی أَحِبَّتِی وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ مَمْدُودا عَلَى الْمُغْتَسَلِ یُقَلِّبُنِی [یُغَسِّلُنِی ] صَالِحُ جِیرَتِی، وَ تَحَنَّنْ عَلَیَّ مَحْمُولاً قَدْ تَنَاوَلَ الْأَقْرِبَاءُ أَطْرَافَ جَنَازَتِی، وَ جُدْ عَلَیَّ مَنْقُولاً قَدْ نَزَلْتُ بِكَ وَحِیداً فِی حُفْرَتِی، وَ ارْحَمْ فِی ذَلِكَ الْبَیْتِ الْجَدِیدِ غُرْبَتِی* به اون لحظه ای که غریب و تنها تو قبرم میزارن رحم کن ..*حَتَّى لا أَسْتَأْنِسَ بِغَیْرِكَ، یَا سَیِّدِی *چه بخوایم چه نخوایم همه باید بریم.. همه از کنارمون میرن .. یا امام رضا شبِ تنهایی تو به فریادِ ما برس ..*

 

آیت الله مرعشی نجفی یه قراری داشت با فرزند موسس حوزۀ علمیه قم آقا مرتضی حائری ، که هرکدوم زودتر از دنیا رفت به خواب اون یکی بیاد ، حاج مرتضی حائری از دنیا رفت ، بعدِ از یه مدتی آیت الله مرعشی میگه هر شب سوره یس خوندن ،الرحمن خوندم سوره های مختلف خوندم به خوابم بیاد ، نیومد . یه شب دیگه با انابه شروع کردم آیات رو خوندن بعد خوابیدم . تو عالم رویا دیدم که به خوابم اومد ، گفتم چه قدر دیر مگه با هم قرار نداشتیم ، گفت آره گرفتار بودم وقتی منو تو خاک گذاشتید؛ وحشت تمام قبرمُ فرا گرفت .. دل نگران بودم .. من عالمم ، عالم زاده ام اما تمام قبرم پر از وحشت بود یه مرتبه دیدم از دور یه نوری آرام آرام داره میاد اومد بالاسرم تا این نور اومد بالاسرم تمام وحشتم فراموشم شد ، بهم رو کرد گفت مرتضی راحت باش نترس نگران نباش من هستم در کنارت .. زبانم باز شد سوال کردم شما کی هستید ؟ گفت من همونی ام که 36 بار به زیارتم اومدی ..35 مرتبۀ دیگه میام از وحشت درت میارم .. گفتم آقا من زیارت زیاد رفتیم شما کدام یک از آقایانِ من هستید ؟ فرمود مرتضی ، من علی ابن موسی الرضایم من امام رضام .. 35 مرتبۀ دیگه میام بالا سرت ..

 

حالا که دلاتون رفت حرم امام رضا، روضۀ خودشُ بخونم پیغمبر فرمودن دو نفر تو اهل بیت پارۀ قلبِ من هستن یکی دخترم فاطمه است یکی هم علی ابن موسی الرضا .. ای پارۀ قلبِ رسول الله  وقتی از دنیا رفت به اباصلت گفت درایِ حجره رو ببند .. درِ حجره رو بستم دیدم مثه یه مار گزیده به خودش میپیچه هی صدا میزنه جوادم .. اومدم تو حیاط دیدم یه آقازاده ایستاده داره تماشا میکنه و گریه میکنه صدا زد اباصلت اجازه بده برم بالاسرِ بابام این پدر و پسر همدیگه رو بغل کردن .. انقده گریه کردن .. اما کربلا بر عکس شد .. اگه اینجا جواد اومد بالا سر پدر .. کربلا پدر اومد سر پسر رو به دامن گرفت .. هی میگه ولدی ولدی ولدی  عَلَی الدّنیا بعدك العفا ...

 

از ازل ایل و تبار همه عاشق بودن

سخت دل بستۀ این ایل و تبارم چه کنم





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:49 ب.ظ | نظرات()

وَ مِنْ أَیْدِی الْخُصَمَاءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی وَ بِحَبْلِ مَنْ أَتَّصِلُ إِنْ أَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنِّی، فَوَا سَوْأَتَا عَلَى مَا أَحْصَى كِتَابُكَ مِنْ عَمَلِیَ الَّذِی لَوْ لا مَا أَرْجُو مِنْ كَرَمِكَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِكَ، وَ نَهْیِكَ إِیَّایَ عَنِ الْقُنُوطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَ مَا أَتَذَكَّرُهَا، یَا خَیْرَ مَنْ دَعَاهُ دَاعٍ، وَ أَفْضَلَ مَنْ رَجَاهُ رَاجٍ.

اللَّهُمَّ بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ، وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ إِلَیْكَ، وَ بِحُبِّی النَّبِیَّ االْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهَاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهَامِیَّ الْمَكِّیَّ الْمَدَنِیَّ أَرْجُو الزُّلْفَةَ لَدَیْكَ، فَلا تُوحِشْ اسْتِینَاسَ إِیمَانِی

 

وَ بِحَبْلِ مَنْ أَتَّصِلُ إِنْ أَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنِّی، فَوَا سَوْأَتَا عَلَى مَا أَحْصَى كِتَابُكَ مِنْ عَمَلِیَ الَّذِی لَوْ لا مَا أَرْجُو مِنْ كَرَمِكَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِكَ، وَ نَهْیِكَ إِیَّایَ عَنِ الْقُنُوطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَ مَا أَتَذَكَّرُهَا، یَا خَیْرَ مَنْ دَعَاهُ دَاعٍ، وَ أَفْضَلَ مَنْ رَجَاهُ رَاجٍ.

اللَّهُمَّ بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ، وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ إِلَیْكَ، وَ بِحُبِّی النَّبِیَّ االْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهَاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهَامِیَّ الْمَكِّیَّ الْمَدَنِیَّ أَرْجُو الزُّلْفَةَ لَدَیْكَ، فَلا تُوحِشْ اسْتِینَاسَ إِیمَانِ

 

وَ لا تَجْعَلْ ثَوَابِی ثَوَابَ مَنْ عَبَدَ سِوَاكَ، فَإِنَّ قَوْماً آمَنُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ لِیَحْقِنُوا بِهِ دِمَاءَهُمْ، فَأَدْرَكُوا مَا أَمَّلُوا، وَ إِنَّا آمَنَّا بِكَ بِأَلْسِنَتِنَا وَ قُلُوبِنَا لِتَعْفُوَ عَنَّا، فَأَدْرِكْنَا مَا أَمَّلْنَا، وَ ثَبِّتْ رَجَاءَكَ فِی صُدُورِنَا، وَ لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا، وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً، إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ، فَوَ عِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرْتَنِی مَا بَرِحْتُ مِنْ بَابِكَ،*به عزتت قسم اگه منو از درِ خانه ات برانی هرگز نمیروم* وَ لا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ، لِمَا أُلْهِمَ قَلْبِی یَا سَیِّدِی مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِكَرَمِكَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِكَ، إِلَى مَنْ یَذْهَبُ الْعَبْدُ إِلّا إِلَى مَوْلاهُ*بنده کجا رو داره بره غیر از درِ خانۀ آقاش* وَ إِلَى مَنْ یَلْتَجِئُ الْمَخْلُوقُ إِلّا إِلَى خَالِقِهِ

 

إِلَهِی لَوْ قَرَنْتَنِی بِالْأَصْفَادِ، وَ مَنَعْتَنِی سَیْبَكَ مِنْ بَیْنِ الْأَشْهَادِ، وَ دَلَلْتَ عَلَى فَضَائِحِی عُیُونَ الْعِبَادِ، وَ أَمَرْتَ بِی إِلَى النَّارِ* اگه دستور بدی منو سمتِ آتش ببرن*وَ حُلْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْأَبْرَارِ *بین منو خوبات جدایی بیندازی*مَا قَطَعْتُ رَجَائِی مِنْكَ، *من دست از امید بر نمیدارم* وَ مَا صَرَفْتُ تَأْمِیلِی لِلْعَفْوِ عَنْكَ، وَ لا خَرَجَ حُبُّكَ مِنْ قَلْبِی،*محبتت هرگز از قلبم خارج نمیشه* أَنَا لا أَنْسَى أَیَادِیَكَ عِنْدِی، وَ سَتْرَكَ عَلَیَّ فِی دَارِ الدُّنْیَا، سَیِّدِی أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیَا مِنْ قَلْبِی، وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْمُصْطَفَى وَ آلِهِ خِیَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:40 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات