سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن روضه و اشعار مجالس حیدر خمسه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


رو بگَردانی زما دنیا جهنم میشود

روزیِ ما روزُ شب اندوهُ ماتم میشود

پِلک هایت باز کن،درهای رحمت را نبند

*آقا ... آگه رو پا موندم ، دلم گرمِ توِ ... با مایی ... اگه می بینی تو عزا مادرِت دق نکردم" .... آقا دلم خوشِ زیر سایه ت دارم نفس می کشم ....راستی ... ازم راضی بودی ؟؟؟....دیدی برا مادرت چی کار کردم ... دیدی چقد روضه رفتم ... هی اینور اونور کردم به چِشِت بیام .... ما عوضِ اونایی ام که حُرمت نگه نداشتن اومدیم ... هی از این روضه به اون روضه رفتیم .... چی میخواید مگه ؟؟.... ان شاالله داغِ مادر نبینید ... آقا...شنیدم مدینه برا مادرِت ختم نگرفتن .... اگه قابل می دونی ، یه سر به روضه ما بزن ... آخِ صاحبِ ختم تویی ... آخه رسم ما اینه اول میزاریم خانواده ختم ها رو بگیره ، بعد هیئتی ها جمع می شن .... میگن اگه اجازه بدید یه شب هیئتی ها میخواییم یه ختم برا عزیزتون بگیرن ... بعد خانواده اون متوفی میان احترام ... دم درِ ... صاحب عزا دم ِ در وایمیسته ... هرکی میاد میگه منت سرم گذاشتید" ...ما که از تو این چیزا رو نمی خوایم ... یه دوقیقه دم در ... جلو مردُم آبرو داریم ....اگر نیای حرف برامون در میارن ... راستی آقا ... حسن چطورِ؟؟؟؟شنیدم هر شب کابووس میبینه ...*

نزن  .... مادرُ جلو پسر ....

*اما زدن ....اما زدن *

در سَرُ رویم شدِ پیدا دگر موی سپید

*نگاه کنید خودتونو ، یه وقتایی بد نیست تو آیینه ... دیگه یواش یواش بچه ها ، با هم شروع کردیم ... دیگه یواش یواش ما هم داریم سابقه دار میشیم تو این دستگاه ... ) او سی سالِشِ میگه بیست و پنج سالِ نوکرم ... هر جا رفته بودیم الان بازنشسته شده بودیم .... من یه بار ازت چیزی خواستم مگه ؟!! اخه خواسته ما مگه چیه ؟!! اوج خواستم یه حرمِ....نوکری که با یه حرم آروم می شه نمی خوای ؟!! ....مگه من برا تو زحمتی داشتم ...خُب بدِ ... آدم احساسِ زیاد بودن می کنه...چه کار کردی برام ... پیر شدم ... من به رفیقام قول دادم با هم میاییم حرمت ....من آرزومِ روضۀ مادرتو کربلا بگیرم ...

بچه ها بجنبید ، حرم نرید تو دِلت می مونه....گفت بابا هر هفته من میومدم دم درِ هیئت میشستم ... اگه بچه ها سراغمُ گرفتن .... آقا ... اگه یه هفته نیام سراغمُ می گیری یا نه؟؟اصلا بیا یه هفته امتحانی نیا ببین نگرانت میشه یا نه ؟؟؟

رحمت خدا بر این ناله ها و ضجه ها ... میخوام روضه بگم ... الله اکبر ... سادات امشب منُ حلال کنید بزارید برا این رفیقام روضه بخونم ... امشب میخوام شستشو بخونم ... غسل بخونم ... *غسلنی باللیل ... كفنی فی اللیل ....* (خانم می گفت بچه ها می افتادن) زینب بغضِش ترکید ، گفت چرا شب ...."  کِسی نمیاد ...."*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:47 ق.ظ | نظرات()


بریز آب روان اسماء ...

*بابا آب ریختن آهسته داریم ... مگه آب رو کِسی بریزی درد داره؟؟؟آخه نیگا کرد دید همه وَرَمِ ....*

بریز آبِ روان اسماء ولی آهسته آهسته...

*وصیت کرده بود علی از زیر پیراهن غسلم بده ... اسماء میگه آب می آوردم ... از یه طرف بدنُ می شست از یه طرف نگاه به بچه ها ... صدا گریه تون بلند نشه ... آستین به دهن ...(من یه مادر شهید دیدم تو این معراج شهدا هی می خواست به رو خودش نیاره ...یهو دیدم چادرش تو دهنِشِ ...) می خواست جیغ نزنِ ...ایشاالله دچار نشی ... اگه نتونی داد بزنی شک ندارم سکته می کنی ...."

میگه رفتم آب بیارم یهو دیدم صدا علی میاد ... علی که بچه ها رو آروم می کرد صدا دادش بلندش شدِ .... دیدم افتادِ رو زمین ... با آب به هوشش آوردم  ... آقا ... شما بچه ها رو آروم ... چطور خودت ...؟؟گفت : اسماء ... بازو رو دیدی ...؟؟ دست رد نمی شد .... *

تکرارِ ضربه ها که به یکجا نمی خورد

جای قلاف بر سرُ بر دستُ پای تو ...

گذاشت بی ادبی پا به روی چادر تو ...2

به زیر ضربه در آن گیرُ دار زهرا بود

بدنُ شست ... تنها کاری ازش نمیاد ... تا حالا بهشت زهرا حتما رفتید" باید یه نفر تو قبر باشِ ... از بالا جنازه رو تو قبر میدن ... یه نفری نمیشه ... آخ ... رفت تو قبر ... کِسی نیست کمکِش کنه ... اومد بیرون ... خدا علی رو کمک کن ... همۀ مقاتل اینو نوشتن ... دید دوتا دست از قبر بیرون اومد ... من این دست ها رو میشناسم ... دست های پیغمبرِ .... امانتی مو بده ... یه گریز بزنم مجلسُ تقدیم کنم ...

اینجا یه امام تو دفن یه معصوم موند ... اما خدا کمک کرد ... دوتا دست بیرون اومد ... کربلا بنی اسد ... بوریا آوردن ...

یه امام سراغ دارم بالا سرِ یه امام بهت زدِ شد ...  هر جای ِ بدنُ بلند می کرد ... یه جا می اُفتاد ....

 آخر رو حصیر بدنُ جمع کرد .... الله اکبر ... امام زمان من معذرت می خوام ....بدنُ تو قبر تنها گذاشت ... یه مقدار خاک جمع کرد ... رگ ها ....(بگم یا نه ...) بنی اسد دیدن بیرون نمیاد ... گفتن آقا ... از جدتون شنیدیم قبر خوب نیست باز بمونه " ... سر بالا کرد ...آری ... اما برا بدنی که سر روشِ ... رگ ها رو ، رو خاک قرار داد ... لبها رو گذاشت ....

وقتی خاک ریخت یه جمله رو قبر نوشت تا الان هرکسی کربلا میره بهم میریزه ...

هذا قَبْرُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلیِّ بْنِ ابیطالِب، الّذی قَتَلوُهُ عَطْشاناً ....حسین ........





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:44 ق.ظ | نظرات()

خمیده تر شده ای،بس که درد بسیار است

مرو،بمان که امامت غریب و بی یار است

*بخدا جون میدیم الان،گفت فاطمه جان*

دوباره دور و بر خانه،دیدمش امروز

(بس نیست زدی)

هنوز قنفذ کافر،به فکر آزار است

چیه؟!به این اسمها حساسید؟امام حسن هم حساس بود،مغیره رو می دید راهشو عوض میکرد،آقا چی شد ؟!میگفت این مادر مارو زده ... این به مادر ما جسارت کرده"

دوباره دور و بر خانه،دیدمش امروز

هنوز قنفذ کافر،به فکر آزار است

بچه سیدا،حلال کنید،نشه من فردای قیامت جواب شمارو ندم،یقه منو نگیرید ... فاطمیه هست دارم میخونم ... بیراه نمیگم ...

گفت فاطمه،یادته ...

 میان کوچه تو را پیش من کتک میزد

یکی نگفت نزن ! فاطمه عزادار است

یازهرا ...

*بچه هایی که هنوز چشماشون نباریده،طوری نیست،همین که به خودت میزنی،گریه کن،برات مینویسند گریه کردی ... همین که داری به خودت میگی توروخدا،آبروم داره میره،من حاضرم اشکامو با تو عوض کنم،مال تو بیشتر می ارزه،تو داری زور میزنی اشک بیاد ... این یدونه رو میگم برا اونائی که هنوز دلشون نرمِ روضه نشده*

فاطمه جان...

سه چار مرتبه امروز بر زمین خوردی (نه یکبار،نه دوبار)

عزیزِ جانِ علی،چشم تو مگر تار است!؟

اینو میخونم برای حاجت دارا ... به خدا کمتر از سگم در خونه ی اهلبیت،من اگه آبرو دارم با شما آبرو دارم،رفقا کاش میشد بشینیم بنویسیم امضا کنیم ... قیامت همدیگرو تنها نذاریم ... من صدای گرفتمو میذارم وسط،تو هم این اومدنات رو بذار،بالاخره یه چیزی میشه ... بالاخره یه خیری به ماها میرسه،اینو بگم و روضه بخونم ...

*صدا زد فاطمه جان ...*

ز حال رفته حسن،در حیاط افتاده

هنوز لکه ی خونت به روی دیوار است (تند تند بگم دیگه)

دلیل لاغری ات را چه زود فهمیدم

بدون شک همه اش ، کار نیش مسمار است

یا زهرا ...



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:29 ق.ظ | نظرات()


به کم روضه بگم" مثل دیروز،بچه ها اومدن دم خونه،تا وارد شدند دیدند فضه پریشونه،چیه فضه ؟! گفت هیچی . بیایید وقت غذا خوردنتونه ... فضه ! معلومه چیزی شده ! مادرم کجاست؟! یهو افتاد،دست کشید روی سرشون برید باباتونو خبر کنید ...

بچه ها بدو بدو اومدن مسجد،تا امیرالمؤمنین شنید،یه جوری از مسجد اومد بیرون ... (بگم یا نه؟!)از مسجد تا خونه راهی نیست،سه بار عبا گرفت زیر پاهاش،با صورت میخورد زمین،بلند میشد (یا الله)هی میگفت فاطمه"

میخوام گریز بزنم ...اینجا بابا عبا زیر پاهاش گرفت،راه صاف ،کربلا کجا ؟! تل زینبیه" سرازیری بود" از بالای بلندی"میدونی چی گفت ؟*

مادرم آمده گودال،نچرخانیدش ...

*اومدم،چادرشو بست،هی میگرفت زیر پاهاش،با صورت میخورد زمین ... پامیشد،هی میگفت حسین ... *

*نزن ظالم،حسین مادر نداره*

حسین ...قبل از این که خانوم از دنیا بره،دید اینا ساکت بشو نیستند،تا زینب ناله داره، گفت باید اینو آروم کنم تابقیه آروم بشن،لذا زینب رو صدا زد*:

دخترم ارثیه ی غربت مادر مال تو

پرکشیدن مال من،این دو سه تاپر مال تو

*دخترم*

خطبه خوندن توی مسجد مدینه،مال من

خطبه خوندن توی کوفه مثل حیدر،مال تو

*تیر خلاصمو بزنم،هرجا میخوای بری برو،هر جا بردی جلسه رو ببر"

*دخترم*

خنده ی همسایه ها تو راه کوچه،مال من

*بگم؟ آماده ای؟*

صدای هلهله ها ، خنده ی لشکر،مال تو

*میخوای بازش کنم ؟*!

خیز و از جا،آبرویم را بخر

*چی شده!؟*

عمه را از بین نامحرم ببر

*گفت پاشو،عمت داره میاد،مگه نمیبینی،کوفیان دارند کِل میکشن،دارن هلهله میکنن ... حسین ...گفت دخترم ...*

بوسه ی بی رمقِ این دم آخر،مال من

بوسه های دم گودال و برادر،مال تو

زخم بستر مال من

*زخم بستر مال آدم شصت هفتاد ساله س ... یه مریضی که بستر بیفته،کسی رو نداره بهش برسه بعد چند روز بدنش زخم میشه،نه یه زن هجده ساله*

زخم بستر مال من،اشکهای حیدر مال من

هزار و سیصدو پنجاه زخم برادر مال تو

قصه ی میخ در و

*آروم میگم،نمیخوام خانوما بشنوند،فقط شماها بشنوید*

قصه ی میخ در وکشتن محسن مال من

 *یا الله*

غصه ی سه شعبه وحنجر اصغر مال تو

قتل و غارت مال تو،رخت اسارت مال تو

دیدن بزم شراب و مِی وساغر مال تو

حسین ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:28 ق.ظ | نظرات()

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا 2

یعنی غبار جاده ی لیلا کنی مرا

کوچک همیشه دور زلطف بزرگ نیست

*از بالا به پایین می باره ...از ما نوکری میاد،از تو آقایی ...اگه بخوای تو از من توقع داشته باشی،خو  من باختم ... اگه میبینی این همه سختی پای کارت میکشیم چون حساب اینه ما زیریم تو بالایی ....از ما چیزی به تو نمی رسه،معطل نکن ....اما : کریم کار خودشو بلده ...دارم یه خورده باهات حرف میزنم ... من زبونم اینه ... من با همین زبون گناه کردم ... جور دیگه بلد نیستم .... آخدا غلط کردم ...یه گناه رو تو ملاء عام نکردم  ....  اما هزار بار تو ملاء عام گفتم غلط کردم ... من سربه راهم .... بابا درست میشم .... یکم رو من وقت بزار .....خوب اگه تو هم ولم کنی با بقیه چه فرقی داری ....*

کوچک همیشه دور زلطف بزرگ نیست

قطره شدم که راهی دریا کنی مرا ....

حسین .......الهی مادرم برات بمیره

 حسین....عشق تو رو ، خدا ازم نگیره ....

آقا ....پیش طبیب آمده ام

*همین سه چهار هفته ی آخر سال ، ساده نمیگذرم کار داریم..اگه نجنبیم ، چشم رو هم بزاریم سال تموم شده.....یه سال ما رو بزن ....یه محرم داشتم .... یه ماه صفر .... یه ماه رمضان گفتم حسین ......آقا ..... دارم از الان خواهش میکنما .... من سال تحویل یه حرمی برام دست و پا کن .... مردم دارن برنامه ی سفرشونو می چینن .... ما هول و ولای حرم داریم ...یه نجفی .... یه کربلایی .... یه امام رضا ... میگن هرکی دم سال تحویل درگیر هر چی باشه ، تا آخر سال درگیر اوست .... یه کاری کن من درگیر تو باشم ...*

حسین ، دلم یه کربلا میخواد ...

حسین ، یه گنبد طلا میخواهد ...

حسین ، دلم امام رضا میخواد ...*

پیش طبیب آمده ام درد می کشم ...

*تو همه جای این عالم هر کسی دردی سراغش میاد میگن برو دکتر،برو طبیب ببینتت" اگه قرار من تو دم و دستگاه تو باشم درد بکشم ..... مردم چی میگن ؟!!

هر جا رو رفتی تکلیفتو معلوم کنی ، برو ... اما اینجا هی رفتی ، اومدی یهو نیای بگی میخوای نمیخوای ....

به خدا باخت ، من و تو میدیم .... یه جور باهاش حرف بزن انگار روبه راهی .... اما تو خلوتت باهاش حرف بزن .... بگو تو خیلی آدم داری،من کسی رو ندارم ....

تو بازارت داغه .....نمی دونم دیدی یه جایی میری از لا جمعیت تو شلوغی یهو تا می بیننت ، صدات می کنن میگن فلانی ما رو خیلی دعاکن،تو روضه خوانی تو گریه کنی ... میدونی یاد چی افتادم  قیامت تو شلوغی ها ... ارباب حواسِش هست .... یهو جلو همه میگه ... تو بیا .... تو بیا .... یادت شبا دستت رو میزاشتی رو زانوت .... مثه بچه مرده ها برام گریه میکردی ؟؟؟ مردم هم حرفت می زدن .... حالا بیا ....هرکی گفت باکی هستی ؟ بگو با حسین ....*

پیش طبیب آمده ام درد می کشم

شاید قرار نیست مداوا کنی مرا ......





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:46 ب.ظ | نظرات()

ای سایه ات فتاده به روی سرم حسین

معنای واقعیِ اصول کرم حسین

یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند

تسکین دردهای دل مضطرم حسین

*هر وقت اسمتو آوردم آروم شدم ... آقا ، اینو از خواهرت یاد گرفتم ... هرجا عذابش میدادن میگفت حسین ، غمهای عالم از دلش میرفت ... اصلا من اسم تورو میارم خدا نگاهم میکنه ... اصلا اسمتو میارم گره هام باز میشه ...

می کشی مرا حسین ...

روضه با همین ناله ها خوبه ... قدر لحظه لحظتونو بدونید ... هنوز روضه نگفتن چشماتون بارونی شده ...

بگو اومدم باهات یه دستی بدم ، برا مادرت مایه بذارم ...

شنیدم مادرت راه نمیتونه بره ... وگرنه توی این برف و باران کی میاد ؟! .... دیدم مادرت افتاده ... دویدم اومدم*

یادم نمی رود که همه عزتم توئی ...

*نمکت به من حروم اگه فکر کنم خبریه و فکر کنم خودم کسی شدم ... مردم از صدقه سر تو جواب سلاممو میدن ... من فردای قیامت آبرودارم ... توی اون جمعیت محشر ، حسینیا مثل نور میدرخشند ...

مادرت میاد ... انتخاب میکنه ... تو بیا ... تو بیا ... یادته روی موتور سردت شده بود اما زیر لب میگفتی فدا سر مادر ... اگه غیر از اینه بگید ... بخدا دستتونو میبوسم ...

ای کاش مادر مدینه نبودی ... ببین بچه ها دور پسرت چه جور میگردن ...*

کاش همسایه ی ما میشدی ای مادرجان

بخدا میخ ندارد ...

*کجا رفت روضه ... من روضه نمیگم حالا ... یه شب مهمونم ، صد سال دعاگویم ... یه خاطره بسازیم امشب ... یه روز با پرچمتون از اینجا همه بریم کربلا ...*

یادم نمی رود همه ی عزتم توئی

من پای سفره ی تو شدم محترم حسین

*آقاجان ... آخر سال ماست ... اصلا حواست به ما هست یا نه ... از اربعین خیلی گذشته ... من دوباره دلم تنگ شده ... تا کی برم توی حیاط امام رضا ... هی بگم به نیت کربلا سلام آقا ...

من دلم بین الحرمین میخواد ...

آره پنجره فولاد کربلا میده ... اما اگه شما (مشهدیا) دیر به دیر برید کربلا ، مردم حرف درمیارنا ... طرف میکوبه از شهرش میگه برم امام رضا ، کربلامو بگیرم ... تو بقل گوشته امام رضا ...

حالا ببینم این یه بیت رو چه جور از من تحویل میگیری ...*

لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد

ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین ...

*آره آقا ... من خودمو به تو چسبوندم ... خب به درد نخور هم که باشم تورو دارم ... خب اگه بدرد بخورارو دور خودت جمع کنی پس چه آقایی ... تو مادرت فاطمه ست ...

مادر شما اسمش توی عالم پیچیده ... هرکی بدردنخوره دستشو میگیره ... یکبار هم سر ما ، تو ضرر بده ... همش که نباید تو سود کنی ... من به همه گفتم با تو رفیقم ...*

من سالهاست در به در روضه ی توأم

*یادتونه .... همسن و سالای من بهتر یادشونه ... اینقدر سر پرچم گرفتن توی دسته کتک خوردیم ... اینقدر سر زنجیر بزرگتر برداشتن دعوا کردیم ... من اینقدر کُتل برای دسته هات روی شونم کشیدم ... من اینقدر برای تو کارگری کردم که به بابام حرفشو گوش ندادم ... حالا این درسته برای یه کربلا به این روز بیفتم ... من میخوام هر وقت گفتم حرم میخوام صبح حرم باشم ......*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:16 ب.ظ | نظرات()

تو بدین همه لطافت،که زحور دل ربودی

ز چه بر منه سیه رو ، در دوستی گشودی

*اصلا من به تو نمیخورم ... مگه قحطی نوکر اومده ... بعضیا هویٰ برشون داشته ، فکر میکنن چه خبره ... بعضیا فکر میکنن کاری کردن ... تا ابد هم بیای ، بدهیاتو صاف نکردی ... هممون این شبا حالمون مساعد نیست ... عزاداریم ... اصلا امشب اگر کسی مریض نشده باشه حرف توشه ...*

*آه ... چندتا بچه میشناسم از دیشب صداشون گرفته ... تا حالا شده دهنتو بگیری داد بزنی؟! ... تا حالا شده جیغ بزنی، صداشو کسی نشنوه ؟! ... اینقدر زینب دیشب جیغ زد اما صداشو کسی نشنید ... لذا اینجا دوره شو دید ، کربلا نگاه میکرد ، گریه میکرد ... آه اگه جیغ میزد بچه ها میمردن ... لذا با نگاهش (نالهٔ بدون شیون سکته میکنی*

ز ازل مرا ارادت،به تو بود از سعادت

چو سرشته شد گِل من،تو دل مرا ربودی

به کسی اسیر بودم،که وِرا ندیده بودم

*همه‌ی زنان شهر رو جمع کرد زلیخا ... میخواست فخر کنه ، یه توجیه برا کارش بیاره ... بگه اگه من دل دادم ، همه دل میدن ... به محض این که یوسف وارد شد( بخونید تاریخ و روایات رو ) ... روایت داره تمام زنان دستشونو بریدند با دیدن یوسف ... اون هوسه ...*

*بیایید مادران مارو ببینید ... یه یوسف زهرا داره ... ندیدنش ... برای این یوسف گریبان میدرند ...

به اون یوسف مینازند !!! ... بیان مادرای مارو ببینند ، اینقدر برای یوسف زهرا لطمه زدند ...

بعد میگی یوسف رو دیدی؟ میگه نه ... بوی حرمش میاد ... این جالبه ، این قشنگه ... هرجایی رتبه ای توی نوکری پیدا میکنی ، یه بزرگ و راه رفته میاد تا میبینه حالت رو ، میگه از مادرته ... بعد میری ته و توی قضیه رو درمیاری میبینی آره ! ... اینقدر توی سرما توی بغلش توی تکیه ها نشسته ... گریه کرده شیر داده ...*

آقاجان ...

زازل مرا ارادت ، به تو بوده از سعادت

چو سرشته شد گِل من،تو دل مرا ربودی

*امشب دم دریا مراقب باشید ! ... یه خرده مؤدب وایسید ... آخه ختم مادر ، پسر میاد ... مگه میشه پسر برای مادر نیاد! ... چطور مادر برای پسر بره ... چطور مادر ، پابرهنه بشه ... پسر هم میاد ... دم در وایساده ...*

*ما دیدیم مدینه برا مادرت ختم نگرفتن ... برا مادرت یه ختم گرفتیم. ... ما رسم داریم،صاحب عزا دم در وایمیسته ... خدا سلامتی بهت بده آقا ...*

 

که به روزگار بودم،من حقیر و خوار بودم

 

*پرچم فاطمیه ، کمرو میشکنه ... یه سؤالی از ملازم آیت الله وحید خراسانی پرسیدم ... گفتم توی مردم و عوام پیچیده ... یه شعری رو منتسب به آقای وحید میدونند ... که کلمه ی سگ به کار برده و گفته من سگ این آستانه ام ... گفت بله ، این برای حضرت آیت الله وحید هست ... گفت آقا اعتقادش اینه ، که سگ رو صاحبش میزنه ، سگ نمیره،اینو من دیدم ، شما هم دیدید ... یه وقت یه خطایی سگ میکنه ، صاحبش با چوب میزنش ... هی میره دور میزنه میاد دوباره پوزه شو میکشه ... اگه بیرونش هم کنه دم در وایمیسته ... اما به ما یه کم چپ نگاه کنه ، میریم ... چندبار رفتیم؟! ...*

من به روزگار بودم،من حقیر و خوار بودم

تو به عزتم فزودی،تو مرا عزیز کردی

اباصالح ...

بابات شده خونه نشین

 *کاش جون بدیم با این حرف*

اباصالح ...

 *سادات گوششونو بگیرن*

مادر تو خورده زمین

 * انگار بدجور هم خورد زمین*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:23 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic