سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن روضه و اشعار مجالس حیدر خمسه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



به هر کسی که به فکرم رسید رو زده ام

ولی برایِ وساطت کسی قدم نگذاشت

به من نخواسته دادی ، نگفته بخشیدی

بزرگواری تو فرصتِ قسمِ نگذاشت ...

آقا،قلبِ منم جلا بده

آقا،به خاطرِ رضا بده

آقا،به ما یه کربلا بده ...

کاش آنجا داشت تکه سایبانی لااقل

کاش میدادن بر گریه امانی لااقل

*همۀ زیارت گاه ها،هی به خودت فشار میاری گریه کنی ، اگه اشکِتم نیاد هی اینور اونور میزنی بابا یه قطره هی به آقا میگی نزار خشک برم ، میمیرم ... یه جایِ این عالم زیارت میری بغض میاد هی میگی نه نه ... هی حواسِتُ پرت میکنی اشکِت نیاد،آخه اشکِت بیاد ردِت می کنن ...  به خدا مدینه جرات نداری جلو قبرِ امام حسن گریه کنی ... فقط باید نگاه کنی،هی به خودت بگی گریه نکن بزار بیشتر وایستی ... اما قبل از اینکه بری مدینه روضه خوان ها میگفتن مدینه،قبرستانِ بقیع یه جا میشه خوب گریه کردُ رو روضه خواند ... باید بری ببینی،یه جایِ بقیع اونم بالایِ قبرِ خانوم ام البنینِ ...

الا مادر به قربونِ جمالِت ...

یه بار یه مادرُ تونستن جسارت کنن،دیگه تموم شد . دیگه ابوالفضل پایِ کاره ...

کاشکی می شد بریزی آب بر قبرِ حسن

کاش آنجا داشت شبها روضه خوانی لااقل

کاشکی میشد کنارِ قبرِ زهرا سینه زد

کاش میشد تا سحر آنجا بمانی لااقل

کاش در خاکِ بقیع اذنِ زیارت داشتیم

کاشکی وقتِ نماز آن هم جماعت داشتیم

آخرش آقا به این تقدیر پایان میدهد

خاتمه بر غصۀ قلبِ پریشان میدهد

مطمئنم او بیاید کارِ عالم دستِ ماست

ساختُ سازِ حرم را دستِ ایران میدهد

کارفرما مهدیُ ما پا رکابش میشویم

اولش نقشه برایِ صحنُ ایوان می دهد

گنبدُ گلدستهُ ایوان ، طلایی میشود

و طلاییِ این سه را شاه خراسان می دهد

هر چه سینه زن بیاید در حرم جا میشود

دور تا دورِ رواقُ صحن حرم غوغا میشود

حیف اینها آرزوی های قلوبِ مضطر است

حیف این ها بغضِ جاریِ دو چشمانِ تر است

ای بقیع که پر از درد و غباری خود بگو

در کدامین گوشه از خاکِ تو قبر مادر است

*مدینه رفته ها میدونن،مدینه آدم دلشوره داره برگرده ، اگه یکی بپرسه قبر زهرا رو رفتی ...؟؟ تو مدینه دورُبَر قبرستان بقیع بچه شیعه ها باحیا پاشونو از پاشون برمیدارن ... میگه نکنه زیرِ پام قبر مادر باشه ... هرجا کبوترها جمع میشن بچه شیعه ها میرن اونجا یه فاتحه میخونند ... هرجا می بینن شلوغیه میگن شاید اینجا باشه ... می دونید این ازکجا برا ما اومده ؟؟

آخه اومد تو گودال نمی شناخت حسین و یه وقت دید یه کبوتر ... آخ نشسته یه بدنی که سر نداره ...

بچه ها،بقیع و خراب کردن ، اما قبل از این که خراب کنند مطمئن شدن کسی داخل نباشه ... آره به خاک کشیدن،اما کسی زیر خاک نموند ... این وهابی ها نسل شون ازهمین نسلِ"

*سادات ببخشید،گفت علی،بزار من برم در و باز کنم،اینا اومدن تو رو ببرن ... تو بری من میمیرم،بزار من برم،تا حالا رو حرفِ تو حرف نزدم ... من برم ...

یکی اینکه من دخترِ پیغمبرشونم ... دوم اینکه من تازه داغ دیدم ... سومُ بگم ؟؟اینا از زن ها شون شنیدن ( آره همونی که تو فکر کردی،من نمیگم،آره درسته اینا فهمیدن زهرا ...) اما یه وقت آقاتون یه صدای شنید،صدای خانومِ ... یا اَبتاه ... چهل نفر ... در شکست ... چهل تا اومدن تو ... اما زهرا رو ندیدن ... بخودشون گفتن ، آلان داشت حرف میزد ... در افتاد ... چهل تا حرومی ... (بگم یا نه ...؟) تا میخواست مادرتون داد بزنه یکی رد میشد ... آخری که رد شد داد زد، فضه خُذینی ... (نگین روضه باز خوند ، نه این روضه کوچه هست)

همه روضه ها باید ختمِ به کربلا بشه ... اینجا چهل نفر ... کربلا ده تا اسب ... هر اسب چارتا نعل داره ... کار بجایی رسید :

اسبها سهم زیادی ز تنت را بردند ...

لذا اربعین،زینب اومد کربلا هنوز به قبرا نرسیده بود با صورت اومد زمین ... دویدا ... خانم ، خانم ، اینجا که قبری نیست؟ قبرا جلوست گفت برو کنار ... کجا بودی ، صبح یازدهم یا عصر عاشورا تمامِ صحرا ... ببین این تکه پیراهنِشِ ... همۀ صحرا بویِ حسین رو گرفت ... حسین ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:00 ب.ظ | نظرات()


آمده ام درمانده و تنها ، جوابم را بده

جانِ بی بی حضرتِ زهرا جوابم را بده ...

من که میدانم چه کردم ، این همه رسوا شدم

رو سیاهم ای خدا اما جوابم را بده ...

*بزرگ که قهر نمی کنه ... بچه ها قهر می کنن ... من میگم حالا که جمعمون کردی ، نِگهمون دار ... بزار مزۀ بندگیتو بِچِشم ... چی میشه امشب منُ رفیقامو ببخشی ...

کوچک همیشه دور زِلطفِ بزرگ نیست ... همیشه از بالا میباره ... از ما که به تو خیری نمی رسه ... نصفِ ماهِت گذشت ، به ما نمیرسه یه لقمه نون ؟؟؟ ...

خدا .. کرمِ تو یه چیزِ دیگه ست ، نزار برم اینور اونور بگم رَدم کرد ....

خدا .. من بنده بی ادبی ام ... میرم اینور اونور میگم ، میگم نه بابا ما هرچی زدیم وا نکرد ....*

برنگردان رویِ خود را از گدایِ خسته ات

یک نگاهی کن مرا مولا جوابم را بده

دستِ خالی رد نکن من را زکویَت خسته ام

*دمِ افطار بچه ها جونِشون رو لبشون میاد ، منتی نیست ... اما انقد توقُعَم بالا رفته " هر وقت میبُرَم دم دمایِ اذان انقدر خودمُ تو بغلِت می بینم ...*

دستِ خالی رد نکن من را زکویَت خسته ام

بی نوایَم سائِلم امشب دوایم را بده ...

الهی العفو ...... از جانِت بگو ... الهی العفو .....

این یه بیتم بگم برم کوفه ... اصلا روضۀ کوفه و بی بی آدمُ بهم میریزه ... اصلا آدم غیرتی میشه حرفِ ناموس میاد وسط ... آدم یادِ خواهرش میوفته ... کسی چپ نگاش کنه واویلا ....

بی خود نبود سر رو نی می گردید ... یا چشم بسته می شد ...*

رو مگردان اینقدر از این زمین خورده بس است(همین دوری از تو منو زمین زده ... روتو برنَگردون ...)

رو مگردان اینقدر از این زمین خورده بس است

میزنی من را بزن اما جوابم را بده ...

الهی العفو ...

*آره ، چراغی تو راه نمیزاشت روشن باشه ... کسی قدُ بالایِ دخترشُ نبینه ... *دَخَلت زینب علی اِبنِ زیاد ...* این روضۀ علماست ... اون مرجع عالیقدر شیعه منبرش رو میرفت وقتی میخواست روضه بخواند یه جمله می گفت سرها به دیوار بود ... میرسید اینجا می گفت  *دَخَلت زینب علی اِبنِ زیاد ...* زینب به کاخ وارد شد ... همه  رو تالارها نشسته بود ...زینبی که نمیزاشتن قدُ بالاشُ ببینن حالا ...

چشمایِ هرزۀ شامی ...

به قدُ و بالایِ زینب ...

از آن طرف قمرش رویِ نیزه کامل شد

*همیشه از اوضاعِ بعدِ عاشورا یا شاعر گفته یا  از زبانِ زینبِ ... میخوام اینجوری بگم دل بده :*

از آن طرف قمرش رویِ نیزه کامل شد

از این طرف سرش از رویِ نیزه نازل شد ...

غروبِ روزِ دهم بود عمه ام افتاد

عبایِ خونی تو ، تا به دوش قاتل شد

تمامِ اهلِ حرم را سوار محمل کرد ...

عمو نبود پدر ، کارِ عمه مشکل شد

*دید دارن میرن سوارِشون کنن .. چادرُ بست بدو اومد برید کنار اینا محرم نامحرم سرشون میشه .... همه رو سوار کرد ... ربابم سوار شد ... یه نگاه کرد کسی نیست خودشو کمک کنه ... برگشت دید لاتایِ کوفه دستاشونو زیرِ چونه زدن ... ای حسین .... هر کاری کرد نمی شد ، رو کرد به گودال ...

کجایی قاسم ...کجایی اکبر ...

کجایی عونم ... کجایی جعفر ...

دید صدا نمیاد ...  برگشت علقمه ، روشو کرد اون طرف ... پسرِ امِّ بنین ... غیرت الله ... علمدار ... رکابِ زینب ... پاشو ... اراذِلِ کوفه وایسادن ناموست زمین بخوره ...

حسین ....

میانِ کوفه همه زیرِ لب بهم گفتن

عقیله همسفرِ مشتی از اراذِل شد ...

*برات تا حالا اراذِلُ معنا کردم یا نه ؟؟ اراذِل یعنی یه مشت عرق خوره لامذهبِ بی حیا ...*

گفت بابا :

تمامِ دشت بهم ریخت آن زمانی که

نگاهَت از رویِ نی سویِ عمه مایِل شد

چکید خونِ سرت خواهرت دلش خون شد

گواهِ این سخنم چوبِ محمل شد ...

*این یه بیتُ بگم روضه بخونم ...*

به جایِ تک تکِ ما عمه کعبِ نی میخورد

برایِ تک تک مان مثلِ شیر حائل شد

خدا کند که پدر جان ندیده باشی تو

چگونه دخترِ حیدر به کوفه وارد شد ...

*حالا بزار روضه بخونم ... بچه ها ، زینبی که التماسِ برادر کرد که یه کاری کن ، فکر میکنن ما خارجی ایم ... وقتی شروع کرد قرآن خواندن زینب شاد شد ... حواسا که پرت شد دختراشو جمع کرد گفت ممنونِتم اینجا هم حواسِت به ما هست ... اما یه وقت دیدن همین زینب دوید سمتِ نیزه ... دیگه نخوان ... مگه سنگ هاشونو نمی بینی ....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:14 ب.ظ | نظرات()


مستمندیم ، نگاهِ کرمت ما را بس

 از فراوانیِ جودِ تو کمت ما را بس

سر به پای تو نهادیم و سرافراز شدیم

قدمی نِه که غبارِ قدمت ما را بس

خیلی من دِل به تو بستم ... خبرداری؟

خیلی  من مدیونت هستم ... خبرداری؟

عمریه عاشقت هستم ... خبرداری؟

*از کجا بگم ؟رجبُ شعبان ازدست داده ها ، من که رو نمیشه ماه رمضان" هرکه روش میشه بسم الله ... من که روم سیاه" هرقولی دادم زدم زیرش

 یه چند ساعتِ دیگه وقت داری ، یه کاری بکن رویِ زهرا (س) رو زمین نمیزنه ... رویِ رُقیه رو زمین نمیزنه ....*

میزبان فاطمه باشد ، چه نیازی به جنان

لحظه ای گریه به زیر علمت ما را بس ...

*آقام این روزا یه خرده دلتُ خون کردن ... به پا ما نزار ... عکسِ حرمِ امام رضا رو پاره کردن خاک به سرم ....این روزا بد دهنی وکج دهنی مردمُ پا نوکرایِ امام حسین نزار ....*

تا خدا را به زیارت بنشینیم حسین

سحر یک شبِ جمعه حَرمت ما را بس

حسین ... قلبِ منم جَلا بده ...

حسین ... به خاطرِ خدا بده ...

حسین ... به ما یه کربلا بده ...

عشق ربطی به قیل و قال ندارد

عاشقی حرف جز کمال ندارد

شاهِ عُشاق که مثال ندارد

باغ او میوه‌ای کال ندارد

نخل هایِ علی نهال ندارد

غیر راه علی ، هیچ مسیر ندیدم

داخلِ خانه اش صَغیر ندیدم  ...

سربلندندُ سر به زیر ندیدم

من دراین خانه غیر شیر ندیدم

شیر بودن که سنُ سال ندارد

بی بی جانم ...

چون شده حیدری تبار رقیه

هست عجوبۀ وِقار رقیه

*بعضی ها دنبال اینن که این خانم بوده یا نبوده ؟ ... ما داریم براش شهید میدیم ... ما سرطانی از حرمش بلند کردیم ...بی بی ... راستی خانم تولدت مبارک ...

*خانم ... دیدی چه جشن هایی برات گرفتیم ... غلط کردن زدنت ... بچه گیر آوردن آی نامردا ... دیدی خانم چقد عروسک دادن ... چه کِیکا تَولدی برات گرفتن ...*آیینۀ تبارم ... تولدت مبارک ...

بخداحواسم جمع ما آخرشعبان فرقی هم نمیکرد اگر الان اینجا چراغونی هم بود حاله همین بودنن تا حالا جشن خانم شاد ندیدم من بدترین روضه ها رو تو تولدش شنیدم ... اصلا حسین موافق با گوشواره نیست .... ای وای کجا رفت دلم ... بزا اون وری نرم وقتم کمِ ... سریع جمع وجور کنم ... عزیزدلم بخونه براتون مهمان نوازی کردی اما یادگار میمونه قبل رمضان فردا قیامت گردن هم حق داریم اینی که من اعتقادمم هست روشنایی گریه کنید عادت کنی برا اینه همه رو تو روشنایی زدن ...بابا کوچه روز بود ...گودال روز بود ....وسط روز به زینب خندیدن ...فقط یه نفرُ شب زدن ... آره همین خانم سه ساله باقی رو هرکی رو زدن روز بود ...**دروازه شام روز بود زدن ... بابا چتونه هنوز روضه نخوندم ...*

چون شده حیدری تبار رقیه

هست عجوبه ی وقار رقیه

همچون زینب شد استوار رقیه

گرچه دیده سه تا بهار رقیه

حیف در زندگی مجال نداد ...

دست به دیوار رفت ، مسخره کردن

کوچه هر بار رفت ، مسخره کردن

پیش اَنظار رفت ، مسخره کردن

سر بازار رفت ، مسخره کردن

چادر پاره که قیلُ قال نداره ....

زجر ول کن نبود ، حرمله میزد

دخترک را بدونِ فاصله میزد ....

*سیدا برن بیرون من میخوام یه مصرع بخونم ...*

گردنش را که سِلسِه میزد

گفت جامانده ام زقافله ، می زد

نزن ...نزن ... او با کسی جدال ندارد

حسین .....

                                       

!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:40 ب.ظ | نظرات()


آقام آقام ...
به جارو کشای درت ، نوکرم
به هرکس که شد نوکرت ، نوکرم
کبوتر شدم ، به زیر پرت ، نوکرم ۲

بارون بارون ...
ببار ابر رحمت به روی سرم
میام ایندفه با پدر مادرم
اجازه بدی ، میگم نوکرم ۲

بازم بارون و دل مجنون و
 یه گوشه توی إیوون طلا

دلی که تنگه ، برات آوردم
بده عیدی به من کرب و بلا ۲

 آقام آقام ، توئی سلطان آقام ۲
آقام آقام ، سَنه قوربان آقام ۲




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:46 ب.ظ | نظرات()

هر که از قافلۀ یار جدا می گردد

عاقبت اهلِ جداییُ ریا می گردد

گرۀ اهلِ ولا کور اگر باشد هم

با نگاهِ علیُ فاطمه وا می گردد

عبدِ آلوده نفس هم بکِشد ، پیشِ علی

پاک تر از همۀ آیینه ها می گردد

هرکسی رو به رویِ نامِ علی سر خم گردد

در قنوتِ سحرِ فاطمه جا می گردد

هر کسی مستِ علی نیست بداند این را

تا خودِ حشر گرفتارِ بلا می گردد

هر کسی قطره ای از جامِ ولایت بچشد

علوی میشودُ از عرفا می گردد

ترکِ خانۀ کعبه به دو عالم فهماند

دل که بشکست فقط جای خدا می گردد

عشقِ مولا گوهرُ سینۀ من هم صدف س

دلِ من قبله نمایی ست که سمتِ نجف س

نامِ مولاست که هر لحظه گره باز کند

در دلِ حیدریون شورِ جنون ساز کند

جای دارد دلِ هرکَس که درآن مهرِ علی ست

روز محشر به بهشتِ ازلی ناز کند

شبِ معراج هم انگار نبی گفت علی ...

تا که از خاک شود کَندهُ پرواز کند

شیعه با نامِ علی رقصِ جنون می گیرد

این فقط نامِ علی هست که اعجاز کند

سالی یک مرتبه آن هم شبِ میلادِ علی

نذر کردست که خود کعبه دهن باز کند

یا علی ...

عرش نشسته ست به امیدی که

قدُ بالایِ تو را باز برانداز کند

مصطفی شمسِ بهشت است اگر ماه تویی

او رسول است اگر پس ولی الله تویی

*آقا ... آقا ... معمولا تولد هرکی میگیره خونش میگیره ، مردم میرن " یه بارم تولدِتُ خونت بگیر .... خسته شدیم از بس ما برات تولد گرفتیم ... خودمون مهمون دعوت می کنیم .... خودمون خرج می کنیم ... یه بارم بگن فلانی تو رو خونَش دعوت کرده .... کجا؟؟ ایوانِ طلا ... مردمُ  کاش الان ما حرمش بودیم ....

آقا .....

 گل ما روز ازل تشنه ی باران تو شد

خود حق شیفته ی اینهمه ایمان تو شد

تو اگر شکل خدایی ، خود او خواسته است

به کسی چه که اگر قبله مسلمان تو شد

تو علی هستی و عالم همگی حیرانت

که چگونه خود معبود تو حیران تو شد

نمک سفره ی تو روزی عالم را داد ...

* نمک سفره ی علی حسین .... *

نمک سفره ی تو روزی عالم را داد ...

آدم این شد که نمک گیر تو و نان تو شد

* جبراییل ، همه اسمایی که گفتی ، گفتم . اما این آخریه کمرم لرزید ... جبراییل این آخریه کی بود ؟!! اجازه نداشت حرف بزنه ، دستور اومد جبراییل براش روضه بخوان .....

گفت یه روز میاد کربلا .... بین دو نهر آب .......

                              




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:11 ب.ظ | نظرات()

خورشید در کرامت بی انتهای توست

جنس ستاره وصله ی رو عبای توست

یا ایهاالنقی غم عشقت برای من

یا ایهاالنقی سر و جانم برای توست

قلبم که بین سینه به عشق تو می تپد

از عاشقان کنیه ی ابن الرضای توست

غصه نخور برای کبوتر نداشتن

جبرییل خود کبوتر صحن و سرای توست

*اونایی که رفتن سامرا،دیدن،میدونن،بزرگترین گنبد آل الله رو سامرا داره،خراب کردن،اما دوباره درست کردن،از اول بهتر،بگم دلتون هم بسوزه نرفته ها، یه قبر شش گوشه هم اونجاست، اصلا می رفتی وارد حرم میشدی،انگار شش گوشه ابی عبدالله جلوته،آره،پدر و پسر، یه پدر و پسر هم یه جای دیگه است، آی کربلای ها*

مثل پیمبری ولی از جنس مرتضا

سرداب خانه ی تو همانا حرای توست

مثل پیمبری ولی از جنس مرتضا

سرداب خانه ی تو همانا حرای توست

چشمان ما به درک حریمت نمی رسد

بر بام عرش سایه ی گلدسته های توست

*وقتی آوردنش سامرا،متوکل حرامی،دائم در صدد این بود مقام آقارو پایین بیاره،اما از اونجایی که اولاد،اولاد فاطمه است،چنان محبوبیتی در دل مردم پیدا کرد. یک روز خبر آوردن برا متوکل، یه زنی، ادعای این رو داره که من زینب زهرام،دختر امیرالمؤمنینم،گفت: از این فرصت بهترین استفاده رو میکنم،اینو مقابل امام هادی قرار بدم،مهمونی گرفت،بزرگان شهر رو آورد،امام هادی هم تشریف آوردن،جمعیت رو به سکوت دعوت کرد،گفت:تو میگی پسر زهرا و علی هستی؟آره،گفت:این زنم میگه من زینب کبری هستم،دختر علی. رنگ از صورت امام هادی رفت،یه نگاه کرد،گفت:عمه جان ما،فلان موقع،فلان روز از داغ برادر دق کرد، یاد و خاطره کربلا زنده شد.

اصرار کرد اون زن،نه، من به امر خدا عمرم طولانی شده،متوکل فریاد زد تو باید این داستان رو حل بکنی، یه وقت امام هادی نگاهش به قفس شیرها افتاد، فرمود:بدن ما آل الله، به حیوانات درنده حرامه،اگه این،ادعا رو داره بره داخل،اون وقت معلوم میشه، زنه ترسید،گفت: اگه راست میگید خودتون اول برید،یه وقت دیدن با اون هیبت زهرایی و حیدری، آقا ذکر گفت،وارد شد،دیدن حیوانای درنده دارن دورش می گردن،دست رو سرشون می کشید،یکیشون اومد جلو انگار درد و دل می کرد."من همین جان روضه دارم"غروب بود،هوا تیره و تار،دیدن حیوانای درنده اومدن دور گودال، گریه می کردند، این چه بلایی است سر ابی عبدالله آوردن.

یا امام هادی شما مشهورید بر این که مستمندان رو دستگیری می کردید،امشب گداهای مادرت اومدن،توی این چند سال که دیدن به شما توهین شد، دم دمای شهادتت که میشه از جونشون مردم مایه میذارن، مردم عالم بدونید خط قرمز ما،بچه های فاطمه اند.

حتی وحوش گریه نمودن بر غمت، کار به جایی رسید خواهرش اومد گودال،دست به کمر وارد شد،"اگه می خری بگم؟"*

آرام جانِ خسته‌دلان پیکرت کجاست؟

جانم به لب رسیده برادر سرت کجاست

از ما هر آنچه بود به تاراج برده اند

*گفت:حسین! گوشواره رو کشیدن،بچه هات رو زدن،خیمه ام رو غارت کردن،اما اینا عیبی نداره،فدای سرت داداش* 

از ما هر آنچه بود به تاراج برده اند

خاکم به سر عمامه‌ی پیغمبرت کجاست؟

*حسین...صدای ناله ات برسه سامرا،آقا هم راضیِ،تو برا حسین گریه کن،حسین...*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:07 ب.ظ | نظرات()


آقا اگرچه سینه ات از غم کباب بود

اما همیشه مشک شما پر ز آب بود

بردند اهل سامره فیض از دعای تو

اما همیشه خوبی تو بی جواب بود

آن لحظه ای که پای برهنه دواندنت

آقا گمان کنم که به دستت طناب بود

*"یه گریز بزنم روشن بشه جلسه*دست شمارو هم بستن،شمارو هم پای برهنه بردن،اما یه مرد کامل بودی،اما اگر کشوندنت زمین نخوردی، تو روز بردنت، الهی بمیرم،برا عمه جانتان،صبح روز یازدهم دید اومدن دستارو ببندن،چادرش رو بست دوید،برید کنار،اینا محرم نامحرم سرشون میشه،خودم دستاشون رو می بندم،خودم سوار ناقه شون میکنم،"بگم یانه؟ شتر رو مرد تنها نمیتونه سوار شه،باید کسی کمکش کنه"همه رو سوار کرد،رباب هم سوار شد، امام سجاد رو هم سوار کرد، یه وقت نگاه کرد دید کسی نیست خودش رو کمک کنه، برگشت دید کوفیا دارن نگاش میکنن، روش رو کرد سمت گودال،علی اکبر!قاسم!حسین! دید جواب نمیآد،روش رو کرد سمت علقمه،خوش غیرت،رکاب زینب،علمدار!پسر اُم البنین!پاشو ببین لاتای کوفه،اراذل کوفه اومدن،منتظرن خواهرت زمین بخوره،خواهرت رو تماشا کنند،حسین....ناله...حسین...*

چون یا کریمِ خسته و بی بال و پر شده

در حجره ای که بسته درش محتضر شده

*"دلم کجا رفت؟خدا به خیر کنه"اباصلت میگه: دیدم امام رضا نفسش بالا نمیآد،"اسم حجره اومد"دویدم آب آوردم،آقا بد نگام کرد،آقا چی شده؟ اباصلت یادت رفته، کربلا جد ما با لب تشنه..*

در حجره ای که بسته درش محتضر شده

برگـشته رنگ و روش تنش تیر می کشد

وقتــی كه زهــر بر بــدنــش كــارگر شده

*خدا نکنه گیر غربت بیوفتی،تاریخ آورده: یکی از اون ائمه ای که، خیلی به این آقا دشنام دادن،آزار دادن،آقا امام هادی علیه السلام است،اینقدر به این اقا حرامیابی احترامی کردن، کار به جایی رسید،مست لایعقل،تو مهمونیش آقارو آورد،جلوی همه به آقا تعارف شراب کرد،نگاش کرد،گفت: "اَنا بن فاطمةالزهراء، اَنا بن رسول الله، اَنا بن امیرالمؤمنین" ما گوشت و استخونمون بری از این حرامی هاست،چنان در مذمت دنیا آقا اشعاری رو ایراد کردن،تاریخ نوشه ظرف شراب از دستش متوکل افتاد،پشیمان،آقا رو با احترام برگردوند،اما نمیدونم چرا اسم مجلس و شراب و اینا میاد بچه شیعه ها حالشون خراب میشه،ای کاش اون مجلس شراب هم همین جور تموم میشد، بگم یانه؟ داشت شطرنج بازی میکرد،وقتی بازی رو باخت،نوشتن چنان به این تشت طلا لگد زد،سر از بالا افتاد،دیدن رباب دوید،بدو اومد بالای سر،سر رو گرفت به دامن،صدا زد: چشمات رو وا کن،ببین زن و بچه ات را کجا آوردن،صدا زد حسین با همه خداحافظی کردی کربلا،اما من با تو وداع نکردم، سر رو چسبوند به سینه اش" ابد والله ما ننسی حسینا"حسین...*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:05 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات