سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن روضه و اشعار مجالس حیدر خمسه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


http://s9.picofile.com/file/8308991584/photo_2016_06_2.jpg

کوچیک بودم که اسمتو شنیدم

از اولش خیلی هوامو داشتی

هر کی می خواست تو رو ازم بگیره

دست منو گرفتی و نذاشتی

تو زندگیم جلوتر از هر عشقی

نمی دونم اسمشو چی بذارم

مادر من تموم زندگیمه

ولی تو رو بیشتر از اون دوست دارم

شاه سلامٌ علیک

حسین سلامٌ علیک

تا زیر پرچمت نفس می کشم

*من امشب یه حرفایی رو نمیزنم، که نه من خجالت بکشم نه تو، اصلاً به رو خودتم نیار فردا چه خبره، چقدر بدِ شب اربعین مجلس روضه اینقدر شلوغ،ای کاش امشب دو ردیف آدم اینجا بود، بمیرم براتون،دو سه روزه چه غصه ای خوردید، قربون اونایی برم که به هر دری زدن برن نشد، غصه نخور،یه کربلا نرفته هم من سراغ دارم،اما تو اگه نرفتی نزدنت، اما اونی که من سراغ دارم میخواست بره،از بس زدنش نرسید کربلا....حسین جان منو کربلا امسال نبردی، می خواستی خرابم کنی، من تو رو مردم نمیتونم نگاه کنم، هر کی به ما رسید، تو چرا نرفتی؟لات ها هم رفتن، سر کوچه وایستاده ها هم رفتن...*

باز دوباره جاماندم

منم دل دارم،منم دل دارم....

رفتن و تنها ماندم

منم دل دارم،منم دل دارم....

*آقا جان من کربلا نرفته نیستم، اگه گفتم اربعین کربلا بیام،آقا شنیدم چهل روزه خواهرت غلام نداره، گفتم:بیام دور کجاوه ی خانم، بگم:خانوم! غلام نداری،نوکر که داری،چهل روزه کسی رکاب برات نگرفت،لذا وقتی رسید هی میگفت: عباس! پیرم کردن،عباس!بیچاره ام کردم،عباس! نامحرما.....*

تا زیر پرچمت نفس می کشم

محاله به نفس نفس بیوفتم

خدارو شکر خدا تو رو بهم داد

آروم شدم حرفامو با تو گفتم

*دیدی وقتی زمونه عرصه رو بهت تنگ میکنه،تا میری روضه میای دلت وا میشه، آقا! هر وقت از هرجا بریدم،دویدم اومدم روضه، بعضی وقت ها میشینم میگم:بابام،حسین...میگم:حسین،میگم:مادرم،حسین..میگم:حسین..بابا بچه سومش هم رفت سوریه جنازه اومد رفتن گفتن حاجی! دو تا جوان دادی،اونو چرا فرستادی؟ گفت: نشستم دیدم زینب بالاتره یا بچه هام،دیدم زینب بالاتره،گفتم:برو بابا….*

اول شعر تبرک شده با بسم الله

اول مرثیه ها هست فقط بسم الله

هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

*رفقا کمتر از 50 روز و شب توی روضه ای، اما کمتر از گل کسی بهت نگفته، هر کی رسیده جلوت احترام کرده، من یه خانمی سراغ دارم، فردا که رسید،گفت:*

ببین گرفته صدایم

من از صدا زدنت

نفسم در نمی آید

*کتکم زدن....*

دل ما را به سوی کرببلایت بکشان

بوی سیب حرمت را به مشامم برسان

اربعین آمده و گریه فراوان دارم

بعد چل روز ببین حال پریشان دارم

بر لبم زمزمه و ذکر حسین جان دارم

چشم اُمید به دستان کریمان دارم

کاروان اسراء سوی حرم آمده است

حضرت عالمه با قد خم  آمده است

با تنی زخم و لبریزِ وَرم آمده است

با دلی پر زغم و دیده ی نم آمده است

کاروان آمده افسوس که آب آور نیست

قاسم و اصغر و شهزاده علی اکبر نیست

*همه رو آروم کردن،بچه ها رو یکی یکی عمه ی سادات آروم کرد، دو نفر گریه شون بند نمی اومد، یکی رباب ِ،هی می گفتن:چیه خانم؟ می گفت: بچه ام کجاست؟ چرا هر کی سر قبری رفت،بچه ام کجاست؟ امام سجاد اومد آرومش کرد، فرمود: خودم گذاشتمش رو سینه ی بابام. رباب اینو شنید آروم شد،اما سکینه دست بردار نیست،هی می گفت:" وینه عمی؟" عموم کجاست؟.... وقتی علقمه رو نشونش دادن،یه ظرف آب برداشت، راه نمی تونست بره، رسید علقمه، افتاد رو قبر،صدا زد: عمو! پاشو، آب رو آزاد کردن، شنیدم آب نخوردی،حسین.....*

وادی کرببلا حال و هوایی شده بود

بر سر قبر حسین شور و نوایی شده بود

کار زینب به خدا نوحه سرایی شده بود

خاطرات سفرش باز تداعی شده بود

ای برادر به خدا بعد تو غوغایی شد

به سر راس تو ای شاه چه دعوایی شد

 دیدم از دور همه بال و پرت را بردند

دیدم از دور چگونه سپرت را بردند

شال بسته شده دور کمرت را بردند

ناگهان در دل گودال سرت را بردند

اشک میریزم و یاد غم عاشورایم

یاد غارت شدن روسری زن هایم

*اومد بالا قبر، یه نگاه کرد دید خلوته دورش، افتاد رو قبر، میزد رو قبر، این قرارمون نبود، موهام سفید شد،دستام رو ببین،صورتم رو ببین،یه نگاه کرد دید چند تا اومدن دورش،گفت:داداش! اگه اینا نبودن، کبودی های تنم رو نشونت میدادم، هر کی اومد تازیانه ام زد، اینقدر خودم رو سپر بچه هات کردم، حسین.....*



 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:13 ب.ظ | نظرات()

ما را خدا به عشقِ حسین آفریده است

از او کریم تر همه عالم ندیده است

 

ریزه خورِ عطایِ حسینیم تا ابد

این لطفِ فاطمه است که بر ما رسیده است

 

دنبال زرق و برق جهان اهل عالمند

 سینه زن حسین از این ها بریده است

 

*یه موت رو به عالم نمیدم ... یه جوری پات وایسادم ، پدر مادرمم موندن ... نونِ حلال ، حسینی بارم آورد ....

 

هر چی به اربعین نزدیکتر میشم قلبم بیشتر آشوب میشه ... اگه قرارِ نیام ، بهم بفهمون ... خودت آرومم کن ... من اینجا وایسا نیستم ... اگه قرارِ نیام ، میرم یه گوشه یه هفته میگم کربلا بودم .... من آبرو دارم تو مردم ... این همه آدم اصلاً تو عمرش هیئتی نبوده ، پُست گذاشته دارم میرم کربلا .... اگه قرارِ من جا بمونم جوابِ مردم رو چی بدم ...*

 

این پرچمِ سیاه عزا آبروی ماست

ما را به برکتش خودِ زهرا خریده است

 

*الحمدالله همه اهلِ روضه اید ....*

 

عرض نیاز پیش کریمان که عیب نیست ...

مولا همیشه حاجت نوکر شنیده است

 

«شاعر : مجتبی قاسمی»

 

(طرف میگه میخوای دستتُ دراز کنی ، جلو مَرد دراز کن .... تا حالا خجالت نکشیدم به تو رو زدم ... تو اولین کسی هستی که تا حالا هیچ وقت خجالت نکشیدم بهت رو زدم ... من از هر کی ، هر چی بخوام ، هزارتا مقدمه ، سرم پایین" اما هر وقت در خونۀ تو و اجدادت اومدم سرم بالا ، بده آقا ... )

 

به اشک چله گرفتم که محترم باشم

خدا کند که شبِ اربعین حرم باشم ...

 

حسین ... دلم یه کربلا میخواد ...

حسین ... یه گنبدِ طلا میخواد ...

حسین ... دلم امام رضا میخواد ...

 

*این چند روزِ تصاویر رو ببینی ، یه ماکِتِ حرمِ امام رضا رو درست کردن ... انگار از حرم میری عراق ... دلم خیلی خواست ... من دلم برا حرم خیلی تنگ شده ... *

 

میرمُ بر میگردم ، میخوام دورت بگردم

یه کاری کن که آقا ، دست خالی بر نگردم ...

 

حسین ... سَلامٌ عَلیک ...

شاه ... سلامٌ عَلیک ...

 

*دو سه تا جمله روضه بگم و برم ... وعده مون کربلا ... خیلی ها ساکِتونم بستید برید ... اما جامونده ها ... طوری نیست ... یه نفرم سراغ دارم خیلی دلش میخواست بره کربلا ... اما آرزو به دلش موند از بس زدنش جون داد ... آره سه ساله ...*

 

دخترِ فاطمه بازار خدا رحم کند

چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند

 

ما که کوچه فقط خاطرۀ بد داریم

شود این حادثه تکرار خدا رحم کند

 

نیزه داران همه مست اند نیفتی پایین

حنجرت خوب نگه دار خدا رحم کند ...

 

دست انداخت یکی پردۀ محمل را کند

جلویِ چشمِ علمدار خدا رحم کند ...

 

*یه بیتُ التماسِ دعا ...*

 

راهمان از گذره برده فروشان افتاد ...

این همه چشمِ خریدار خدا رحم کند ...

 

«شاعر : قاسم نعمتی»

 

*من میگما ، انگاری داشت دعوا میشد ... خانم صدا زد ... یه وقت صدا قرآن از سرِ بریده بالا رفت ... همه حواسها پرت شد ... بی بی بچه ها رو جمع کرد ...*

 

دخترِ فاطمه اذیت شد

از نگاهِ حرام وای از شام ...

 

سر و تشت و پیاله هایِ شراب

چوبِ بی احترام وای از شام ...

 

*عرضم تمام،کاروان راه افتاد به سمتِ کربلا و مدینه ... به دو راهی رسید ، ساربان اومد گفت یا علی ابنِ الحسین،کدوم طرف برم ؟ آقا بغض کرد ... فرمود هرچی عمه جانمان بگه ... اومد گفت خانم ، کجا برم؟

نذاشت حرفش تموم بشه ، فرمود کربلا ...

 

ما هنوز خودمون رو برا حسین نزدیم ... تا حالا هر چی زدن ، اونا زدن ... حالا نوبتِ ماست ... یکی ربابُ بگیره ... ای وای .... ای وای ... یکی سکینه رو بگیره ... تا نزدیکایِ قبرها رسیدن ، از بالا مرکبا مثلِ برگِ خزان افتادن ... زنایِ بنی اسد دوان دوان ...

 

خانم ... اینجا قبری نیست ... قبرها جلوست ... گفت برید کنار ... کجا بودید عاشورا،اکبر رو اینجا زدن ... گفتن خانم ... قبرا جلوست ... گفت برید کنار ... قاسمُ اینجا استخوان هاشو ... دیدن بی بی به زمین افتاد ... خانم پاشو ... قبرها جلوست ... گفت برید کنار ... کجا بودید صبحِ یازدهم ... اسب هاشونُ نعلِ تازه زدن ... تمام صحرا بویِ حسین ...

حسین ....


 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:17 ب.ظ | نظرات()


http://s7.picofile.com/file/8285080850/خمسه_سینه_زنی_و_روضه_فاطمیه.jpg

پیرمردِ بلا کشیده منم

پسرِ شاهِ سر بریده منم

 

 *من همین الان از آقام عذرخواهی کنم ، سادات پاتونو میبوسم ، بزارید من یخورده دستم باز باشه ، الان نگم کِی بگم ..*

 

آن که از ناقه دید بانویی

پایِ یک بوسه شد خمیده منم

 

آن امامی که با تنِ تب دار

عقبِ ناقه ها دوید منم ...

 

آن که وقت فرار از خیمه

نالۀ خواهرش شنید منم ...

 

آن که در بینِ بوریا دلِ شب ...

پیکرِ یک امام چیده ...

 

الله اکبر ... نگاه کرد دید نقص عضو داره ، بدن کامل نیست ... (منو نگاه) بدن کامل ، هی تو گودال میگشت ... انگشت ... سر و که دیدم بردن ، انگشت کجاست ؟ ... ای نامرد ساربان ....*

 

خودم دیدم که خنجر رویِ دستش ....

 

حسین ...

 

*بعضی ها هنوز دارن نگاه میکنن ، به حضرت زهرا من روضه نخوندم ، الان میگم میبینی ، اما هر کی تو این چندتا بیت چشمش بارونی نشد ، باخته ...*

 

روضه در یک کلام ، وای از شام

دردِ بی التیام ، وای از شام

 

(دست و پاش میلرزید اسم شام میومد)

 

چقدر ناسزا به ما گفتن

همه جایِ سلام ، وای از شام

(یه بیتُ نشستم، اما هر وقت یادت اومد چشمت خیس شد ، برا این بی آبرو هم دعا کن ...)

 

دخترِ فاطمه اذیت شد(از چی؟ تازیانه و کتک؟نه)

از نگاهِ حرام وای از شام ....

 

*امام سجاد فرمود سهل ساعدی ، یه خورده پول داری؟... آقا پول برا چی؟

گفت سهل ، بدم به اون نیزه دارها ... اینقدر به بهونۀ سرها ، تو این مسیر خانواده مو نگاه ... بگم یا جلو برن یا عقب ... اینقدر تو ما رفت و آمد نکنن

حسین ......






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:41 ب.ظ | نظرات()

 

اللهمَّ صلِّ علی صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبَویَّةِ، والصّولَةِ الحَیدَریّةِ، والعِصمَةِ الفاطِمیَّةِ، والحِلمِ الحسَنیَّةِ، والشُّجاعَةِ الحُسَینیَّةِ

 

دم تو گرم نَبُوَد آدمی نمی ماند

نه آدمی که ملک هم دمی نمی ماند

 

نیازمند دو عالم به یک اشارۀ تو ست

*این یعنی چی؟ یعنی کربلام دستِ توِ ... یعنی اربعینجا نمونم ... این یعنی عاقبت بخیریم با تو ...من اینُ خیلی وقته فهمیدم ، سرِ همینم هست دیدی قبلِ محرم شدم روز شمارِ مُحَرَمت ... از اولِ محرمم پا به پایِ تو و بچه هات اومدم ... من ده اولی نبودما ... من از شبی که خواهرت گرفتار شد منم گرفتار شدم .... آقا قولت میدم پایِ کارت وایسادم ... اربعینم اگه اسیریِ خواهرت تموم میشه من تازه میخوام برا امام حسن گریه کنم ....*

 

نیازمند دو عالم به یک اشارۀ تو ست

اگر تو ناز عالمی نمی ماند

 

 به گریۀ شب هجران کشیدگان سوگند

اگر دمی تو بخندی غمی نمی ماند ...

 

حسین ... دلم یه کربلا می خواد ....

حسین ... یه گنبدِ طلا می خواد ....

 

(راست میگم آقا ... من تا حالا به تو دروغ نگفتم .... آقا روم حساب کن ، به دردت میخورم ... اگه زرنگ باشی همین الان اربعینتُ می گیری ... گفت تو این بازارِ تهرون دیدید دسته ها و هیئتا میان غوغاییِ شهادتا ، محرم و صفر خیلی شلوغ میشد از همۀ شهر میومدن ؛ یه قانونی گذاشتن فقط هیئتایِ محلۀ بازار بیان اوضاع نظم گرفت ، یه هیئت بود گفتن ما بازار نیایم میمیریم ... گشتن دنبالِ خونه ای جایی برا این که پا ثابتشون بشه ، یه خونه بزرگ پیدا کردن اومن پیشِ صاحبش ، حاجی سالی چند شب ما مهمونِ خونت باشیم ... بازار اعلام کنیم ما جامون بازارِ ... بعدِ روضه بیایم یه غذایی بدیم و یا علی ...

گفت اصلا ، من جوونیمو تو این خونه گذاشتم، باغچه و باغُ  وگل .... هر کاری کردن حریف نشدن ، رفتن ، فردا صبح دو سه نفر رو اجیر کرد ، اینا رو پیدا کنید بیان .... این ور اون ور پیداشون کردن تا رسیدن دم در افتاد رو پاشون غلط کردم ..... دیشب شما از اینجا رفتید یه خانمی رو دیدم تو عالم رویا ، گفت ایوالله ، نگرانِ چهارتا گل هاتی ؟؟ انگار خبر نداری کربلا ، یه گل برا من نزاشتن .... دونه دونه گل هامو سر بریدن ....)

 

آرامِ جانِ خسته دلان پیکرت کجاست ...

(وداعِ آخر رو که کرد این طور اومده تو مقاتلُ و روایات گفت خواهرم اینا که منو کشتن آب رو آزاد میکنن ... اگه تو نخوری بچه ها هم نمی خورن ... گفت برو خیالت راحت ... لذا آب رو که آوردن همه رو جمع کرد گفت ببینید من عمۀ شمام ، من آب میخورم همتون بخورید ... همه خوردن .... رباب هم خورد ...

شب اومد بره گودال دوسه قدم رفت یه وقت دید صدایِ ضجۀ یه زنی بالا گرفت ... برگشت ... کیه بچه هامو بیدار کرد ؟ .... خانم ، ربابه ... اومد بالاسرش ، رباب عوضِ اینکه کمکم کنی بچه هام بیدار شدن ...

گفت خانم تقصیرِ من نیست ، گفتی آب بخور ، آب خوردم الان یادِ بچه م افتادم ... آخ لباش بهم میخورد ....

آرام کرد ربابُ ... اومد گودال ... شبِ جمعه ست همه اموات ، پدر ، مادرامون ، امام و شهدا و مدافعانِ حرمِ زینبی فیض ببرن ... اومد گودال  ... )

 

آرامِ جانِ خسته دلان پیکرت کجاست ...

جانم به لب رسید برادر سرت کجاست ؟

 

از ما هر آنچه بود به تاراج برده اند

(من دیگه نگم چی بردن .. کار به جایی رسید امام سجاد فریاد زد ، با اسب تو خیمه نرو ... اون خیمۀ زن هاست ... زن ها بیرون دویدن ... نجمه ، رباب ، سکینه ....)

 

 از ما هر آنچه بود به تاراج برده اند

خاکم به سر عمامۀ پیغمبرت کجاست ...

 

حسین ... صدات کربلا برسه ... ان شالله وعدۀ منُ و تو اربعین حرمش ... میریم ان شالله ... برا اینهمه آدم جا داری ...

 

گفت داداش :

 

ما را میان این همه نامحرمان ببین

دیگر مگو که خواهرِ من معجرت کجاست؟

 

یه جور ناله بزن دلِ امام زمان آرام بشه ... حسین ...

 

سرمایه سری هست فدایِ سر ارباب

چیزی که ندارم ببرم محضر ارباب

 

از کودکی ام یاد گرفتم که بگویم

مادر پدرم نذرِ پدر مادر ارباب ....

 

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:52 ب.ظ | نظرات()

دمِ تو گرم نبُوَد آدمی نمی ماند

نه آدمی که مَلک هم دمی نمی ماند

نیازِ هر دو عالم به یک اشارۀ توست

*این یعنی چی ؟ یعنی کربلا دست توِ ... یعنی بازیم نده ... دلت میاد منو سر بدونی؟؟  آدم که رفیقشُ اینقد سر نمی دوانه ... من که به تو بد نکردم ... حسین*

نیازِ هر دو عالم به یک اشارۀ توست

اگر تو ناز کنی عالمی نمی ماند ...

*هی دارم این در و اون در می زنم قبلِ محرم یه کربلا ... هی دارم به این ور اون ور متوسل میشم،اون اهلِ منبر میگفت علی بن موسی الرضا  علیه سلام به آقازاده اش امر کرد پسرم به دِینی که من گردنت دارم کسی رو نزار از درِ خونت بره ...یا جواد الائمه،من کربلا میخوام ... دیگه خسته شدم،تکراری شده خواستم ... من هوایِ بین الحرمینُ میخوام ... من دلم تنگ شده عقب عقب از بالا سر بیام ... دیدی،دستتُ میزاری رو سینه ات هی مگی السَلامُ علیکَ یا ابا عَبدِالله ... حسین ...*

به گریۀ شبِ هجران کشیدگان سوگند

اگر دمی تو بِخندی غمی نمی ماند

*گفت حاج عباس کِشوانیه،تو عراق کلید دارِ حرمِ عباسِ،گفت با یه سیدِ بزرگوار نشسته بودیم کنارِ ضریح،یه عرب پا برهنه درب و داغون خیلی بهم ریخته معلومه از این چادرنشیناست ، بیابونا ، عشایر " راس اومد تو حرم،اومد کنارِ ضریح نشست شروع کرد به حرف زدن ..

اومدم بگم،برو یه حمامی بعد بیا زیارت،یهو دیدم پاهاشو آورد چسبوند به ضریح ... حرف میزد این سید بزرگوار هم همینطور نگاش میکرد گفت دیدم اومد عقب بلند شد یه تشکر هم کرد و رفت" دویدیم صداش زدم چکار کردی؟ اول حرف زدی بعد پاتو چسبوندی رو ضریح از کی تشکر کردی ؟...گفت بابا چند وقتی بود پاهام زخم شده بود،هرکاری کردم خوب نشد اومدم حرم به عباس گفتم،گفت بیار پاهاتو بالا ... پاهامو دست کشید مرحم گذاشت ... خوب شد ... پاشدم مگه عباس و نمی بینید شما ؟... گفت زدیم تو سرمون واویلا ...

آقا یه عرب پیرِ عشایرِ راه دلت نیومد زخم هایِ پاشو ببینی،مرحم گذاشتی روش ... تو که مرحم داشتی،پاهایِ پر آبله،هرچی زینب مرحم گذاشت خوب نشد ... آخ بمیرم اینقده خار تو پاهاش رفت ...*

هزار بار شهادت دهد قبیلۀ طی

*دیگه برم تو روضه دیگه مدح نمیخونم ... امروز کار کارِ زن هاست برن کاظمین ... برن وسطِ حیاط حرم ضَجه بزنن ... به زن هایِ بغداد بگن یه جوون داره بال بال میزنه نمی خندن ... یه جوون داره جون،میده کسی کف نمیزنه ... بده یکی گریه کنه،صدا گریه شو با رقصیدن پنهان کنند ... ای وای مادرم برات بمیره ...*

 برخیز ای جوان سرِ خود بر زمین نکش

تو زخم خورده ای پَر خود را زمین نکش

*سیدا برن بیرون من روضه میخوام بگم ...*

ای مادر ی تر از همه کم دستُ پا بزن

*من دستُ پا زدنِ بغدادُ میگم ... من دستُ پا زدنِ کربلا رو نگفتم ... یه زن بیاد بینِ مردا به برادرش التماس کنه ... کم دست و پا بزن ... الله اکبر ... آقاجان من معذرت میخوام ، من هر وقت برا بچه هایِ زهرا گریه میکنم دلم باز میشه ... هی فک میکنم تو حرمم ... من برات روضه میخونم انگار حرمتم ...*

ای مادری تر از همه کم دستُ پا بزن

پهلو شبیهِ مادرِ خود بر زمین نکش

اسبابِ رقص و شادیِ زنها شدی چرا

صورت به پیشِ همسر خود بر زمین نکش

*بزار روضه بگم،کنیزه ته دلش هنوز یه خرده رحم هست،اونا می زدن و می رقصیدن. دید صدا نفسایِ آقا خس خس افتاده،گفت من فردا جوابِ مادرشُ چی بدم؟ دوید یه ظرف آب آورد،گفت الان دلِ زهرا رو شاد میکنم ... دمِ در اُم فضل رسید گفت کجا داری؟ گفت آب میبرم براش،بد خندید ... گفت بده خودم براش میبرم ... اومد داخل حجره ... دید دوردونۀ امام رضا رو زمین افتاده،پا رو زمین می کشه یه گه گدار میگه جیگرم،یه گه گدار میگه ای وای حسین ...

اما هر کی دیگه بود بابا بی رحم ترین آدم خب آب نمیخوای بدی،چرا این کارا رو میکنی ... ظرفِ آبُ گرفت جلوش ریخت رو زمین گفت تشنته؟ ... نمیزارم یه قطره اش به لبت بخوره ... آقا شما آبُ دیدی،یه جا دیگه هم یه امام صدا نفس هاش خس خس افتاد ...

هلال دلش سوخت،سپرشُ آب کرد دیر رسید یه خرده دیر رسید ... دید شمر داره بیرون میاد ... سر تا پاهاش خونی ... گفت دیر اومدی هلال ... الان آبش دادم*حسین





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:10 ق.ظ | نظرات()

از آسمان هفتم اگر سر بر آورم

اعلام می کنم که فقط خاکِ این درم

مهر تو بود شیرۀ جان در وجودِ من

از لحظه ای که شیر به من داد مادرم

*حرف برا امروز،دیروز نیست،همه ی کَسُ کارم دم خونت پیر شدن ، ما افتخارِ خانوادگی مون اینه مثلاً میگه من بابا بزرگم خادمِ سیدُالکریم بوده ، من فلان کَسم تو حرم بی بی حضرت معصومه سلام الله نوکری کرده،جد ما فلان رواق خاکه،ما به اینا مینازیم آقا ... هوامو داشته باش ... شبِ شهادتیِ اومدم بگم اگر بدردت نمی خورم،خرابم نکن،مادرِ شما اینو یادِ ما داده ... اول بدرد نخورا رو خریده*

با دشمنِ تو تا ابدُ الدهر دشمنم

*آقا،مردم میدونن خطِ قرمزِ من تویی، من سرِ شما با هیچ کسی شوخی ندارم،انقدِ سرِ شما دعوا کردم،انقدر بهم ریختم ... بالاخره یه جا به کارت میام ... منم بردار ... به هیچ درد که نخورم ، مدافع که میتونم بشم ... برم حرم عمه جانِ امامِ زمان*

با دشمنِ تو تا ابدُ الدهر دشمنم

حتی اگر بود پدرم یا برادرم

من از درِ سرایِ تو جایی نمی روم

حتی اگر جواب کنی ، باز نوکرم

*عرضم رو جمع کنم و التماسِ دعا،دیدی یه جا یه بزرگی،صاحب منصبی بره همه جا می پیچه ... حالا اگه صاحبِ مجلس بیاد چه غوغایی بشه ... یعنی میشه یه روز بیای قدم رو چشمام بزاری ... دلم برات تنگ شده،آقا ... محرم داره میاد ... ما کربلا نریم،می میریم ... حسین ... بزار شعر بخونم ...*|

گیرم که خاکِ پایِ مرا کیمیا کنن (یعنی چی ؟..(

*عصرِ تاسوعا داشت حرف میزد قمربنی هاشم با ابی عبدالله ، یهو اون حرامی تا نزدیکایِ خیمه ها اومد ، کجان بچه هایِ خواهرم ؟؟ .. عباس بیا ببینم ، یه نگاه بهش کرد برگشت رو به ابی عبدالله ، گفت به جانِ تو من با اینا کاری ندارم ... آقا فرمود عباس جان میدونم ، برو ببین چی میگه "

با غضب اومد جلوش چیه ؟(نامرد طعنه زد ...) گفت شنیدم آب آور شدی ... منصبی نبود آب آوری ... بعدِ عباس این منصب آقا شد،لذا هرکی توانِ جنگ نداشت می گفتن یه آبی به این خلق الله بده،عباس بیا این طرف،فرماندهی لشکرُ بهت میدم،عباس بیا اینطرف تا رکابِ اسبتو طلا میگیرم،وسط حرفش اومد،گفت برو تو هنوز عباس رو نشناختی ... من مادرم ام البنینِ ... من پسرِ اون خانمی ام که گفت نشنوم بچه هایِ زهرا نشستن تو هم بشینی ... لذا شبِ عاشورا عمۀ سادات اومد دستِشو گرفت گفت بشین،گفت اصلا،مادر بشنوه ، واویلا ...

گفت برو خدا تو و اون امان نامه ت رو لعنت کنه*

گیرم که خاکِ پایِ مرا کیمیا کنن

خاکِ درت اگر نشوم،خاک بر سرم

*ان شالله کربلا همدیگه رو ببینیم،یا نه ان شاالله مدینه،رواقِ امام حسن،ان شالله یه روز حرم برا مادرت بسازیم، ان شاالله یه روز برا امام حسن حرم بسازیم ... ایوانِ حسین ...*

بگو امشب اگر قرار شده چیزی به ما بدن،بچه ها ، رفیقا کاراشونم کردن،عرفه کربلا ... فلانی عرفه کجایی؟ما که کربلاییم ... جیگرِ ما رو سوزوندن ... ان شالله عرفه کربلا با شما گریه کنا،بگی یادته اون شب آرزو کردیم دستِ جمعمون رو آقا خرید عرفه*

آدم مگر نه نامِ تو را بردُ گریه کرد

*گفت جبرائیل هر کاری می کنم،خدا نمی بخشتم،گفت میخوای ببخشتِت؟؟ گفت آره،گفت هرچی من می گم تو هم بگو(کیا رفتن مسجدِ کوفه؟) یه مقام داره،مقامِ حضرتِ آدم ... یه مقام هم هست مقامِ بخشیده شدنِ حضرتِ آدم ...گفت بشین اینجا مودب هرچی من می گم تو هم بگو، گفت باشه ...

الهی یا حمیدُ بحقِ محمد (آدم گفت (

الهی یا عالیُ به حقِ علی(آدم گفت ... (

الهی با فاطرُ یحقِ فاطمه(آدم گفت ... (

یا محسنُ بحقِ الحسن (آدم گفت ... (

یاقدیمَ الاحسان بحقِ الحسین...

تا اینو گفت،گفت جبرائیل این آخریِ کی بود؟ جبرائیل تا اسمشُ آوردم کمرم لرزید ... جبرائیل این آخریه کی بود ؟؟تا اسمشُ آوردم عالم جلوم تیره شد،ندا اومد جبرائیل براش روضه بخوان،صدا زد آدم حسین از اولادِ توست،یه روز میاد کربلا ... بینِ دو نهرِ آب ... جلویِ چشمِ دخترا ... خواهرا ... مادرا .... میشینن رو سینه ش ... یک ضربه ؟ نه والله ... دو ضربه ؟ نه والله ... (بگم ...) دوازده....حسین...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:41 ب.ظ | نظرات()

غمِ فراقِ تو اصلا برام کم نگذاشت

لبم که خواست شکایت کند،دلم نگذاشت

همیشه دردِ دِلم با تو نیمه کاره گذشت

*تا اومدم باهات حرف بزنم بغضم گرفت ... (دیدی میخوای بری یه حرم) وقتی راه می اُفتم میگم اینو میگم ... اینم میگم ... برسم دردِ فلانی رم میگم ... تا برسی هی تمرین می کنی از کجا بگم ، چه جور بگم ... اما میرسی حرم یادت میره همه چی ... سلام آقا ... کربلا بیچارم کرده ، میگم میرم حرمِش حرفامو میزنم ... اما گودالُ می بینم ... بدجور بِهَمم ریختی ... اذیتم نکن ... آقا میبینی دوسِت دارم ... به خدا یه وقتا اخلاقم برمیگرده حرمم دیر شده .... من یه وقتا بد اخلاق میشم نجفم دیر شده ..... دیدی از کربلا میای چه مهربونی ... من هر وقت از کربلا میام مهربون میشم ... انقدر فاصله رو زیاد نکن ... میکشی مرا ... *

همیشه دردِ دِلم با تو نیمه کاره گذشت

لبم که باز شد این دفعه گریه ام نگذاشت .....

حسین ... دلم یه کربلا می خواد ...

حسین ... یه گنبدِ طلا می خواد ...

حسین ... دلم امام رضا می خواد ...

زمانه باعثِ هجران نشد ، خودم شده ام

گناه کاریِ هر روزۀ خودم نگذاشت ...

*این یه بیتُ میگم بعدش میخوام با هم بگیم ...*

مرا ببخش که از دوری ات نمی میرم ...

*آره ما لافِش رو میزنم ... عاشق کی بود؟؟ دیدن چادر به کمر بست .. گفت بری دنبالِت اومدم ... بعد از وداعِ آخر یه نگاه بهش کرد گفت چی میگی خواهر؟؟ گفت بری ، میام .... من اینجا بمون نیستم .... با تو اومدم با تو برمیگردم ... آقا بغض کرد یه نگا بهش کرد دید اگه بهش حرف بزنه زینب میمیره ... گفت یادتِ مادرم مدینه جون داد؟؟ ... به خاطرِ تو وایسادم ... (اینه عاشق ...) گفت بری میمیرم ... لذا دستِشو گذاشت رو سینه ش ، (امشب یه دست رو سینۀ ما بزار ...) بریدم آقا ... دستُ گذاشت رو سینه ش برداشت گفت برو ... بچه هاتو بر می گردونم ، برو ... اما رسیدی به مادرم ، سلاممُ به مادرم برسون ...*

مرا ببخش که از دوری ات نمی میرم ...

سرم دوید به سویت ولی پَرم نگذاشت

*گفت من هفت هشت سالَم بود ، گفت تو همین بین الحرمینِ حالا بازار بوده گفت بابام یه گاراژی داشت نجاری چوب بُری ، هر سال اربعین اهلِ بصره یه هیئتِ قوی داشتن جا نداشتن ، بابام گاراژُ سه روز میداد به اینا ، خودِشم خادمشون میشد ، می گفت اینجا مالِ امام حسینِ(علیه السلام)

یه کارِ خوب به بابام خورد قبلِ اربعین این ور اون ور پول قرض کرد هرچی داشتیم فروخت هشتاد دینارِ اون موقع پول جور کرد رفت چوبُ الوار خرید ریخت تو گاراژ کارُ شروع کنه اربعین شد ، بصره ای ها اومدن ... گفت بزا بعدِ اربعین کارُ شروع می کنم تحویلشون داد گاراژُ ، سیاهی بزنن ، دیگاشونو به پا کنن . فرداش اومد به اینا سر بزنه ، دید همه چوبا نو رو زدن زیرِ دیگا تو آتیش داره میسوزه ، یه نگا به چوبا کرد ، یه نگا به حرم ... اشک تو چشاش اومد ، گفت من چی کار کنم حالا ؟؟؟ خو بدهکارِ مردمم ، چی به اینا بگم ، دیگه سوخته ... الان میام حرم ...

 

گفت بابام رفت دمِ در کفشداری ، اون موقع اینطوری بود کفش میدادی مفاتیح بهت میدادن ، گفت رفت داخِلِ حرم ، دم ضریح مفاتیح رو باز کرد دید الله اکبر ... هشتاد دینار لایِ مفاتیحِ ... آقا کسی پول گم نکرده ؟؟؟ اومد کفشداری کسی پول گم نکرده ؟؟ نه حاجی ...

پولَ رو برداشت اومد دفترِ میرزایِ شیرازی رحمه الله علیه تا رفت تو گفت سلام حاجی ، گفت سلام ، برو ... مگه نگرفتی پولِتو ...

درِ این خونه دوزار دادی واینَستیا ... بدهی تو دادی .... آقا اینا از زنُ بچه هاشون میزنن برا تو روضه میگیرن ... اینا برا عزیزاشون اینطور مجلِس نمی گیرن ... برا خراب شدنِ قبرِ اجدادِ شما ببین سیاه پوش شدن ...

خیلی مدیونِت هستم ، خبر داری ؟

خیلی من دِل به تو بستم ، خبر داری ؟

عمریه نوکرِت هستم ، خبر داری ؟



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:01 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic