تبلیغات
بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن روضه و اشعار مجالس حیدر خمسه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.






از آسمانِ هفتم اگر سر بر آورم

اعلام می کنم که فقط خاکِ این درم

مهرِ تو بود شیرۀ جان در وجود من

از لحظه ای که شیر به من داد مادرم

 

*من امروز دیروزی نیستم، من پدر مادرم در خونه تو پیر شدند .. من از راه نیومدم کس و کارم در خونت بودن .. اینی که می بینی شب سوم به هم ریخته ام ، ما طایفه ای شب رقیه خرابیم ... ما شب سوم شب مرگمونه .. آخه دختر تو ... *

 

با دشمن تو تا ابد الدهر دشمنم

 

*من هرکی با تو باشه ، من با اونم ... من اینقده سر تو دعوا کردم، من اینقده سر تو حرف شنیدم ...

من اگر گریه برایش نکنم میمیرم ..

حالا با هم بگیم ...*

 

با دشنم تو تا ابد الدهر دشمن

حتی اگر بوَد پدرم یا برادرم

 

من از در سرایِ تو جایی نمی روم

 

*اومد تو مسجد مولاتون نماز میخوند . نماز آقا تموم شد، سلام آقا . آقا نگاهش کرد، آقا فرمود چقدر پریشونی؟ گفت گره دارم، منو که میشناسی نوکرت بودم. آقا فرمود خدا عاقبتتُ بخیر کنه، تو دنیا خیر ببینی ...

عرض کرد، آقا خدا یه پسری بهم داده هر کاری میکنم محبت شما را نمی فهمه" آوردم باهاش حرف بزنی، سر براه نشد قیدشو بزنم، گفت بریم ، اومدن دم در مسجد، کجاست پسرت، عبدالله، اومد جلو، چی بابا، گفت مودب وایسا، آقا میخواد باهات حرف بزنه، آدم دلش میخواد خو یه بار هم با ما حرف بزن ... میدونم برا تو بده ، اما راه دوری نمیره ...

دست و پاهاشو جمع کرد مودب، نگاه به نگاه به حضرت امیر، آقا لحظه ای نگاهش به صورت این آدم افتاد، چشم تو چشم برگشت گفت بچتُ بردار برو، گفت آقا میخواستم باهاش حرف بزنی، میگی برو میریم؟.. بریم عبدالله . خاک بسر شدیم، آقا هم باهات حرف نمیزنه عبدالله نمیشنید.

عبدالله، تو این عالم نیست، زد رو شانه اش برگشت چیه بابا، گفت بریم آقا ردت کرد، گفت ببین میخوای بری برو، من دیگه آقامو رها نمیکنم ... حتی اگر جواب کنی باز نوکرم. امشب بگو آقا یه دونه از اون نگاه ها بنداز تا قیام قیامت برم جار بزنم انا عبدالعلی ...*

 

من از در سرای تو جایی نمی روم

گیرم که رد کنی تو مرا باز نوکرم

 

*حسین ... دلم یه کربلا میخواد ...

حسین ... یه گنبد طلا میخواد ...

حسین ... دلم امام رضا میخواد...*

 

عشق کاری به قیل و قال ندارد

عاشقی حرف جز کمال ندارد

شاه عشّاق که مثال ندارد

باغ او میوه‌ای که کال ندارد

نخل‌هایِ علی نهال ندارد

 

غیر راه علی مسیر ندیدم

داخل خانه‌اش صغیر ندیدم

سر بلندند؛ سر به زیر ندیدم

من در این خانه غیر شیر ندیدم

شیر بودن که سنّ و سال ندارد

 

*حالا باید تو خودتُ خرج کنی ... آخ دلم ی جایی هست، اصلا دختر بچه موشو که میبافه، بزارید من روضه نخونم حالا، باید این رقیه ت را بشنو میگی ها، الهی بمیرم که زوار نداری، خادمات هم که رفتن، بچه رزمندها صبح تا غروب میجنگند، غروب میان غبار حرمت را میگرین، میایم خانم میام پایین پات روضه بابات را میخونم ...*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 05:10 ب.ظ | نظرات()


چون شده حیدری تبار؛ رقیّه

هست اعجوبۀ وقار؛ رقیّه

مثل عمّه شد استوار؛ رقیّه

گرچه دیده سه تا بهار؛ رقیّه

در کمالات؛ او مثال ندارد

 

*میشه با روضه مجلسُ اداره کرد اما گفتم چندتا خط شعر برات بخونم کیف کنی .. بعضی ها تو شبهه که این خانم بوده یا نبوده، ما داریم براش شهید میدیم، ما سرطانی از تو حرمش بلند کردیم .. کجایید، بوده یا نبوده، بخدا زدنش ... بابا یه وقت میگن یکی رو زدن، یه وقت میگن بد زدن، تو آل الله دو نفر را گفتند بد زدن، یکی مدینه مادر سادات ... دیدید تو مدینه، شنیدید زهرا رو زدند، انگار بد هم زدند، آخه دیگه بلند نشد، خب، ی دونه هم خرابه ای ها، شنیدید دختر زدند، دندوناش ...*

 

بر رخ او خدا نقاب کشیده

روی او پردۀ حجاب کشیده

جای چشمانش آفتاب کشیده

صورتش به ابوتراب کشیده

حیف در زندگی مجال ندارد

 

 

بین انظار رفت مسخره کردند

سر بازار رفت مسخره کردند

دست به دیوار رفت مسخره کردند

کوچه هر بار رفت مسخره کردند

معجر پاره قیل و قال ندارد

 

زجر ول‌کن نبود؛ حرمله می‌زد

دخترک را بدون فاصله می‌زد

گردنش را گرفت سلسله می‌زد

گفت جامانده‌ام ز قافله می‌زد

طفل ترسیده که سؤال ندارد

 

*استاد سازگار، پیر این راهِ ،گفت وقتی دید یه نفر جا مونده، همه رو نگه داشت. تو سرداراش دنبال یکی گشت بره، گفت زجر تو برو ، گفت چرا من برم؟ منم خسته ام، گفت دستور نظامیِ تو برو... بچه ها؛ عصبانی رفت .. گفت مگه پیداش نکنم .. رسید یه جا دید یه بوته داره میلرزه ... اومد عقب (نزنی ها، نزنی ها) از صبح همه منو زدند ... بابامون ندیدی ... دستشو آورد بالا ... گفت ما رو معطل میکنی ... هنوز زبونش نگرفت بابامو میخوام، یهو زد ... امام حسن میگه مادرم داشت باهاش حرف میزد ...حرف دعوا نبود .. یهو زد ... مادرم افتاد ... تا زد تو صورتش دیگه نگفت بابا ... زبون گرفت، سرش را کرد اونور عمو .. عمو ..*

 

یتیم گیر آوردنت ..

 

حسین ... حسین ....


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 05:09 ب.ظ | نظرات()


خونِ تو خون بهاش خداوند اکبر است

اشکِ غمت به خونِ شهیدان برابر است

 

هر جا غم تو نیست همان جا جهنم است

 

*من هرجا تو باشی میام هر جا اسم توِ بدو اومدم، فردا قیامت چشم برام نزاریا ... من بهترین روزایِ عمرم را با تو گذروندم .. پیرمردهامون موهاشونُ با تو سفید کردند، فردا قیامت این پا او پا نکنند آقام کجاست ...*

 

هرجا غمت تو نیست همان جا جهنم است

هرجا عزای توست بهشت مکرر است

پیراهن عزات به از قله¬ی بهشت

 

*بعضی ها میان میگن چیه هی مشکی می پوشی،قساوت قلب، بابا بیا ببین ما مشکی می پوشیم رحممون بیشتره، ادبمون بیشتره، مَثَل یهو تو خیابون ماشین جلوت می پیچه تا میای حرف بزنی می بینی مشکی تنشه یه نگاه به پیرهنت میکنی یهو آقات میات جلوت، بخدا همه این را لمس کردند. من لباس مشکی تو را با عالم عوض نکردم ... ما برای عزیزترین کسمون چهل روز لباس می پوشیم،مردم میان از تنمون در میارن ... اما دو سه روز به محرم با رسم و رسوم میریم لباس سیاه، یکی میره کربلا .. یکی میره امام رضا .. یکی میره سیدالکریم.. اجازه میگیریم تنمون میکنیم ...

 

تازه من تو روضه هام میگم اگه خواهرت اربعین دربه دریش تموم میشه ما تازه از اربعین دربه دری امام حسنمون شروع میشه، ان شاالله این دربه دری هیچوقت تموم نشه ... ان شاالله همیشه دربه در تو باشم آقا*

 

پیراهن عزا به از قله¬ی بهشت

چاییِ روضۀ تو همان آب کوثر است

 

*بچه ها یه جوری بیاید بزارید صداتون بگیره.. از امروز بود صدایِ زینب دیگه گرفت ... خیلی باباها هنوز کربلا نرفتن ،دیگه بابام هست روشم نمیشه بیاد به بچه بگه .. بیا یه قولی با هم امشب ببندیم، قرض کن بابات و مادرت رو بفرست کربلا ... نه با منت ها، بیا بگو بابا یه خواهش دارم یه منت سرم بزار میشه با پول من بری کربلا ... بعد اونوقت پاش به حرم برسه زیر قبه بره ببین زندگیت چی میشه ...*

 

مادر مرا به بزم عزایِ تو شیر دارد

این اشک نیست بر رخ من شیر مادر است

 

*کم مادرم از این روضه به اون روضه نرفت .. کم مادرم برای تو به این خیابون به اون خیابون نرفت .. الکی نیست ما الان سرگردون روضه ایم .. با بابام جلو جلو نشستم .. اگر پسر بود سالم بود غلامِ حسین تازه خوبش هم میداد، میگفت اگر سالم بود غلام حسین ...

 

من از در سرایِ تو جایی نمی روم

 

یه کم روضه بخوانم ورودیه کربلاست، بخدا گفتنش راحته نگاه کنی ببینی نامحرم ها دارن می دوند ، دو جا زینب چادر بست یه جا رویِ تل زینبیه دید گودال شلوغ شد ... گفت اومدم ... یه جا صبح یازدهم گفت برید کنار خودم سوارشون می کنم اینا محرم نامحرم سرشون میشه .. رباب هم سوار کرد ، شتر رو مرد تنها نمی تونه سوار شه ، نگاه کرد دید لاتایِ کوفه دست زیر چونه زدند بخور زمین بخندند ... برگشت رو به گودال حسین ، علی اکبر، قاسم، عون، دید صدا نمیاد .. برگشت رو به علقمه ، خوش غیرت، علمدار، پسر ام البنین، پاشو ببین ارازل کوفه دست زیر چونه زدند ...

 

روی زانوی برادر، پا اگر بگذاشته

آفتاب انگار منّت بر قمر بگذاشته

 

دستها را روی دوشِ دو پسر بگذاشته

آنكه روی شانۀ عباس سر بگذاشته

 

دورِ او از عون و جعفر، اكبر و قاسم پُر است

شُکر، گِردَش از جوانان بنی هاشم پُر است

 

*هر جایی کاروان اتراق میکرد دورُ وَری ها میدیدند میگفتند خوش بحالشون، لذت هم داره اینطوری، چه محرم هایی دورشن چشمشون زدند ...*

 

جبرئیل اینجاست تا خانم فرمایش کند

تا حسینش هست، او احساس آرامش کند

 

تا که آرام است دنیا، دركِ آسایش کند

تا بیاید عمه جان، باید عمو خواهش کند

 

*چه غوغایی بود بین این کاروان، دعوا بود سر بچه ها، کی برای عمه زانو بگذاره ..*

 

تا که عباس است،خانم خواب راحت میكند

او فقط در سایۀ او استراحت میكند





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:39 ب.ظ | نظرات()


رسیدند کربلا ، گفت وایسید اینجا یه خبرهایی است، علی اکبر "جانم بابا ؛ برو ببین این دورو بر کسی هست، با پسر عموها سوار مرکب شدند ، دور تا دور کربلا یه چادر یه پیرمرد حال و احوال ، پیرمرد بلدی این اطراف رو؟.. آره من مال اینجام، محترم آوردن خدمت سیدالشهداء حال و احوال ، پیرمرد اینجا را بلدی؟.. آره آقا، حالا زینب به گوشِ ، رباب به گوشِ، گفت پیرمرد اسم اینجا چیه؟ گفت قاضریه . دوباره پرسید اسم دیگه داره؟ دونه به دونه حالا گفت، (حرف منه زینب گفت خب پرسیدی برو دنبال چی هستی) دوباره پرسید پیرمرد اسم دیگری هم داره؟ گفت نینوا، یه خورده دلها به تب و تاب افتاد، پیرمرد اینجا نام دیگه ای داره، یه خورده فکر کرد، گفت بله آقا خیلی قدیم ترا به اینجا کرب و بلا .. یهو غم رویِ دل زینب نشست .. آقاتون چشم هاشو بست .. سر گرفت بالا .. "اعوذ بالله من الکرب و بلا" ... حسین ....

روضۀ شب دوم من اینه بمونِ یادگار، کاروان به محض اینکه رسید ،رباب پردۀ کجاوه رو کنار زد، دید واویلا چه رفت و آمدیِ ... یکی از هاشمی ها رو صدا زد، گفت جانم خانم" چه خبره؟ گفت آقا فرمودن اینجا می مونیم، گفت چرا همه بارا رو دارید زمین میگذارید، گفت فرموند اینجا  زیاد می مونیم خیمه ها را بزنید، آخ بند دلش پاره شد ... با بچه اش اومد پایین، اومد جلو کجاوه زینب ، از اینجا به بعد روضه زنونه ست ... اما مردها شما داد بزنید یه وقت صدا جیغ زنها نیاد ... ما خوب نمی دونیم زن جیغ بزنه ... یه بار زنها جیغ زدند، یه بار زنها فریاد زدند ... کی؟

غروب بود، تا رسید به خیمه ها ...

 

اومد جلوی کجاوه عمۀ سادات، گفت خانم، قرار بمونیم؟ گفت آره رباب. گفت خانم اینورا آب هست؟ رباب اینجا فراونی آبِ ، رباب اون دجله ست، رباب اون فراتِ . یه لبخندی زد، گفت خیالم راحت ، میدونه که بچه دارم، اما ده روز گذشت دیدند رباب چادر به کمر بسته، نفس بریده .. بگم یا نه؟.. از این خیمه به اون خیمه.... چیه رباب؟.. کسی آب داره؟.. لباش ترکیده ... چشم هاش وا نمیشه ... حسین ...

 

یه جمله هم اومد به ابی عبدالله گفت . تا با خبر شد چه خبره

 

ناله زد تا زد قدم دیدی چه آمد بر سرم

گفت در بینِ حرم دیدی چه آمد بر سرم

چیست اینجا غیرِ غَم دیدی چه آمد بر سرم

مادرم ای مادرم دیدی چه آمد بر سرم

 

این حرم گهواره دارد جانِ زینب بازگرد

مادری بیچاره دارد جانِ زینب بازگرد

زینبی آواره دارد جانِ زینب بازگرد

درد وقتی چاره دارد جانِ زینب بازگرد

 

وای از این سرزمین،شیرِ رُبابت خشک شد

تیرهاشان را ببین،شیرِ رُبابت خشک شد

 

حسین ......






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:38 ب.ظ | نظرات()

پدرم کرد دعا پیر غلامت بشوم

یا جوان مرگ شهیدِ سر راهت بشوم

 

مادرم خواسته از مادرتان بعدِ نماز

*من مادرم هرچی خواست از مادرت گرفت ... تا حالا روشُ زمین نزده *

 

مادرم خواسته از مادرتان بعدِ نماز

تا نفس هست فقط خرج عزایت بشوم

 

حسین ...

خدا عشق تو رو ازم نگیره

حسین ...

آقا مادرم برات بمیره

 

کیمیایی ست عجب روضۀ جانسوزِ حسین

مددی صاحب عزا تعزیه دارت بشوم

 

*آقا جان ،بالاخره رسیدم به محرم ... تو ، تو ما چی دیدی اینقدر قابلم بدونی؟ ... شنیده بودم بدرد نخورا رو میخری، نه انقدر ... تو هی آبرو دادی ،من هی آبرو بردم ... تازه چه پرورام کربلام میخوام ... ببین شب اولی اومدم باهات حرفامو بزنم... من اربعین نمونم آقا ... کارم که امشب دست مادرته یه صدقه به ما میرسه ...*

 

کاش میشد که تقدیر عوض گردد تا

ظهر عاشور سیاهیِ سپاهت بشوم

 

*بچه ها من شب اول محرم ها یه حرفی زدم همیشه ، الانم میگم ،پا به پا بچه هات دلشوره میگیرم ... از وقتی شنیدیم خواهرت نخوابید منم نمی خوابم ... چند روز به محرم روزگارمُ بیا ببین ... نه من اینطورم ، مادرمم جلوتر از منه ... نه ما اینطوریم بچه هامون از ما جلوترند ... چه خبره ؟ میگه محرمه .... الهی بمیرم برا خواهرت ، این چند روز چشم رو هم نگذاشت. مثل دیروز امروز میدونم هی صدا میزد علی اکبر به بابات بگو بیاد ،می اومد میگفت جانِ خواهرم یه حرفه دیگه میزد پریشونی را دید تو صورتش آخر اومد گفت چی زینب هی صدام میکنی ؟...می گفت بیا برگردیم ... دلم شور میزنه به دلم افتاده قراره از دستت بدم ... دلم برا مادرم تنگ شده ...*

 

رخصت خیمۀ خود را بده تا مثلِ زُهیر

 

*کدوم زُهیر؟... از مکه که راه افتادند نگاه می کرد هر طرفی که آقای ما میرفت این راهش رو اون طرفی می کرد . زنش اومد گفت زُهیریه سوار داره میاد ،اومد دم در خیمه نگاه کرد دید آقا ،علی اکبر رو فرستاده ؛ سلام زُهیر بابام سلامت رسوند میگه بیا .... خب یه بارم پیِ ما بفرست ... خب آدم دلش میخواد آقاش صداش بزنه ...  تو صدا نزدی ببینی چه اوضاعیِ اگر صدام کنی جلو مردم میگم آقامه ...

 

زُهیر درجا جوابشُ گفت ،سلاممُ به بابات برسون بگو راه ما از تو سواست ،یهو زنه اومد تو حرفش ،گفت داری ردش میکنی ؟.. گفت آره، گفت بخدا بچه هامو بر می دارم میرم ... گفت زن ،این حرفها مردونه است برو بیرون .... بخدا یه لحظه نمی مونم پسر زهرا پی ات فرستاده .... اوضاع بهم ریخته است .الانه زنه بره، گفت باشه الان میرم بیا .... بخونید تاریخُ ... نزدیکایِ خیمۀ سید الشهداء رسید صحابه روشونُ برگردوندن اما خبر به آقا دادند بلند شد تمام قد وایستاد خوش اومدی زُهیر ... کسی نمی دونه بین این دو نفر چه گذشت اما اومد بیرون دیدند مثل مجنونها راه میره .. چته زُهیر ؟... الان میام ... آقام یار نداره ... اومد تو خیمه ،گفت زن این عهدنامه مون ،این مالم، الان مگه نمیخواستی بری بسم الله من آقامو پیدا کردم ... امشب بگو من آقامو پیدا کردم ...

 

کاش ماجرای زُهیر همینجا تموم میشد. میخوام روضه رو ببرم مدینه اما تا این را نگم تو دلم میمونه ،یه وقت آقام نگام کنه اینطوری میشی ،عصر عاشورا یا فرداش زن زُهیر غلامَ رو صداش زد گفت یاالله این کفن ، همین الان میری آقات افتاده رو زمین ، زُهیرسرشناسه برو کفنش کن ، خاکش کن بیا .... یه خورده ای گذشت غلامِ اومد سر و صورت داغون زنِ گفت چی شده چیه کی زدت گفت خانم خودم زدم چی شده چرا کفن را آوردی گفت رفتم دیدیم آقام رو زمینِ ... اما نگاه کردم آقایِ عالم بدون کفن تازه زُهیر پیراهن به تنش بود ... دیدم پیراهنشُ بردند آی ... عریان رو زمین ... حسین ....

 

دست تو مرحم زخم همه سرورها

از کرماتِ تو گویند سر منبرها

 

بانویِ آسیه و ساره و مریم زهرا

که کنیزان تو هستند همه دخترها

 

میخوام شب اول کار ده شبُ کنی امشب یه خورده خلوتِ بگو تو خلوتی اومدم بساط بچتُ گرم کردم ... یه جوری تو روضه بشین اینجا دنیاست داره فیلمتُ میگیره، فردا قیامت شما به ما یاد دادی بشینید لحظهامون را میگذارند بی بی هم تشریف دارند ی جوری بشین بگو بی بی اون منم ببین جوونیهام چکار میکردم میخوام صدا زهرات مدینه برسه





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 03:39 ب.ظ | نظرات()



بانویِ آسیه و ساره و مریم زهرا

که کنیزان تو هستند همه دخترها

 

نه فقط ام ابیها به شما باید گفت

مادر خلقِ خدا مادرم پیغمبر

 

غلط کرد زده .... زنِ تنها گیر آوردی ای نامرد ... حالا زدی جلو پسر مادرُ نمی زنن ... بیست سالش نشد موهاش سفید شد ... دیگه قدش راست نشد ... همه عالم می دونند دختر باباییِ یعنی پسر مادریِ

 

عمداً مقابلِ پسرِ ارشدت زدن ...

 

من یه دونه دیگش را بگم ببینم روضه کجا میره  ،یه خانم الان پا برهنه تو کربلا به سینه می کوبه ... چی میگه ؟ غریبِ مادر ...

 

همچو ارباب سرم را به کفِ پات نهم

 

اومد تو حجره دید هر کی صورت یه جا گذشته ، امام حسن صورت رو صورت ، حضرت زینب صورت رو سینه ، یه نگاه این ور اون ور کرد دوید اومد پایین پا ... این پارچه را زد کنار صورتش را گذاشت کفِ پایِ مادر ... هی صدا میزد یا اماه اماه .... دید صدا نمی آد ... هی نگاه می کرد ببینه چشماش باز میشه یا نه ... صدا نیومد بغضش ترکید ، مادر تا حالا نشده بود حسین صدات بزنه جوابشُ ندی روضۀ من اینجاست ، من میگم کاش این ماجرا همینجا تموم میشد ، اینجا مادر جواب نداد کربلا هلال میگه دیدم صداش میاد سپرشُ آب کرد اومد دم گودال داره بیرون میاد هلال کجا میری آب میبرم براش ... یه لبخندی زد ، دیر اومدی الان سیرابش کردم ... گفتم تو که کارتُ کردی چرا دست و پات میلرزه ... هلال داشتم میبرید  صدایی شنیدم بنیَ ...بنیَ ... قتلوک ... ذبحوک ... حسین ...

 

کربلا دریایی از خون آمده

شمر از گودال بیرون آمده

 

میخوام یه جوری امشب کار همه را انجام بدی با این ذکرت ، گرفتارا ، حاجت دارا ، یه جوری آقاتُ صدا بزنی گیر همه با این ذکرت باز بشه بریم کربلا ...

 

حسین ...

دلم یه کربلا میخواد ...

حسین ...

یه گنبد طلا میخواد ...

حسین ...

دلم امام رضا میخواد ...


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 03:35 ب.ظ | نظرات()



"الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ"

 

"اللهمَّ صلِّ عَلَی الدَّعوَةِ النَّبَویَّةِ، والصّولَةِ الحَیدَریّةِ، والعِصمَةِ الفاطِمیَّةِ، والحِلمِ الحسَنیَّةِ، والشُّجاعَةِ الحُسَینیَّةِ..."

 

نازم به این خدا که گنهکار می خرد

هم روزه دار را دم افطار می خرد

 

با آبرویِ رفته به مهمانی آمدم

هر بار آبرویِ مرا یار می خرد

 

*برا همه مون پیش اومده،یه جایی یه خطایی می کنیم، یه نفر می فهمه ،بزرگِ،یا به گوشش می رسونن،یهو یه جمعی قرارِ بری،میدونی اونم هست، اینقدر استرس،یهو چیزی نگه جلو مردم، سخاوتمند هم هست،اما میگی: اگه یه نگاه بد هم کنه می میرم...

 

آی قربونت برم پرونده ام همون زیر ِ بغلتِ،یه بار چپ نگام نکردی، یه جوری باهام حرف زدی انگار من طلبکارم،من دیگه شورش رو در آوردم،خوب یه دونه بزن بهم،هوا منم تازه داشته،آخرِ ماهه رمضونه...*

 

یک لحظه هم کنار نزد پرده ی مرا

با احترام حضرت ستار می خرد مرا

 

*الهی العفو.....داره ماه رمضان تموم میشه،اگر بار گران بودیم رفتیم... الهی العفو.....*

 

{شبیهِ یه تسبیحِ پاره است دلم

آوردم خودت رو به راهش کنی

 

بخوای بهتر از روز اول میشه

فقط کافیِ یه نگاهش کنی

 

*ببین دستِ خالیم رو،اگه این شب های آخری بره،چیزی کفِ دستم نذاری،چیکار کنم...*

 

می دونم تو دنیا شبیه تو نیست

کی تحویل میگره یه بازنده رو

 

دارم غرق میشم نجاتم بده

پناهش بده این پناهنده رو

 

خدای منی تو،کریمِ منی تو...}

 

اشک جوان زگوشه ی چشمش که میچکد

بارِ گناهِ او به شبِ تار می خرد

 

*بگو:خدا! تو پیری نیومدم،تو یه حال و احوالی اومدم،هزار جا می تونستم برم،اما گفتم: برم زیر بیرقِ پسرِ زهرا..

من فردا توقع دارم ازت،تو شلوغیِ محشر بیان صدا کنن منو،دستم رو بگیرن...*

 

در حسرت یَمُت یَرِنی می کشد مرا

حیدر غلام خود دم افطار می خرد

 

مارا به نام تشنه لبِ کربلا حسین

با یک سلام لحظه ی افطار می خرد

 

 

شاه سلامٌ علیک

حسین سلامٌ علیک

حضرت ارباب سلامٌ علیک






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:12 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم