تبلیغات
بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن روضه و اشعار مجالس حیدر خمسه
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.








"الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ"

 

"اللهمَّ صلِّ عَلَی الدَّعوَةِ النَّبَویَّةِ، والصّولَةِ الحَیدَریّةِ، والعِصمَةِ الفاطِمیَّةِ، والحِلمِ الحسَنیَّةِ، والشُّجاعَةِ الحُسَینیَّةِ..."

 

نازم به این خدا که گنهکار می خرد

هم روزه دار را دم افطار می خرد

 

با آبرویِ رفته به مهمانی آمدم

هر بار آبرویِ مرا یار می خرد

 

*برا همه مون پیش اومده،یه جایی یه خطایی می کنیم، یه نفر می فهمه ،بزرگِ،یا به گوشش می رسونن،یهو یه جمعی قرارِ بری،میدونی اونم هست، اینقدر استرس،یهو چیزی نگه جلو مردم، سخاوتمند هم هست،اما میگی: اگه یه نگاه بد هم کنه می میرم...

 

آی قربونت برم پرونده ام همون زیر ِ بغلتِ،یه بار چپ نگام نکردی، یه جوری باهام حرف زدی انگار من طلبکارم،من دیگه شورش رو در آوردم،خوب یه دونه بزن بهم،هوا منم تازه داشته،آخرِ ماهه رمضونه...*

 

یک لحظه هم کنار نزد پرده ی مرا

با احترام حضرت ستار می خرد مرا

 

*الهی العفو.....داره ماه رمضان تموم میشه،اگر بار گران بودیم رفتیم... الهی العفو.....*

 

{شبیهِ یه تسبیحِ پاره است دلم

آوردم خودت رو به راهش کنی

 

بخوای بهتر از روز اول میشه

فقط کافیِ یه نگاهش کنی

 

*ببین دستِ خالیم رو،اگه این شب های آخری بره،چیزی کفِ دستم نذاری،چیکار کنم...*

 

می دونم تو دنیا شبیه تو نیست

کی تحویل میگره یه بازنده رو

 

دارم غرق میشم نجاتم بده

پناهش بده این پناهنده رو

 

خدای منی تو،کریمِ منی تو...}

 

اشک جوان زگوشه ی چشمش که میچکد

بارِ گناهِ او به شبِ تار می خرد

 

*بگو:خدا! تو پیری نیومدم،تو یه حال و احوالی اومدم،هزار جا می تونستم برم،اما گفتم: برم زیر بیرقِ پسرِ زهرا..

من فردا توقع دارم ازت،تو شلوغیِ محشر بیان صدا کنن منو،دستم رو بگیرن...*

 

در حسرت یَمُت یَرِنی می کشد مرا

حیدر غلام خود دم افطار می خرد

 

مارا به نام تشنه لبِ کربلا حسین

با یک سلام لحظه ی افطار می خرد

 

 

شاه سلامٌ علیک

حسین سلامٌ علیک

حضرت ارباب سلامٌ علیک






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:12 ق.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8310902826/94072.jpg                       

اُم البنین تازه عروسِ،تازه عروس رو با رسم و رسوم میارن،وقتی هم قبیله ای هاش،طایفه کلابیه،با سر و صدا داشتن عروس رو میآورن،نزدیکا که رسیدن گفت:دیگه برید،از این جا به بعد نمیخوام کسی بیاد...چی شده فاطمه؟ گفت:این کوچه حرمت داره،این همون کوچه ای است که فاطمه رو زدن...لحظه ی وارد شدنش به خونه ی امیرالمؤمنین چارچوب خونه رو بوسه زد...

 

رسید دم در خانه،چرا تو نمیای؟ گفت: بگید خانوم خونه بیاد...خانم خونه کیه؟ بگید زینب بیاد... دوبار با زینب اینجور رو برو شد،یه بار اینجا روبرو شد،منتظر شد زینب رسید،یه بار دیگه هم دم دروازه ی مدینه،هی دنبال حسین می گشت،چرا مرد تو این کاروان نیست،پس جوونا کوشن؟

 

یکی اومد گفت:ام البنین! پسرات رو کشتن...حسین کجاست؟ یه وقت دید یه پیرتر ازخودش.. مگه پیر زن میدوه؟دید یه پیرتر از خودش داره میدوه،نزدیک شد،ای وای زینبِ،بغلش رو باز کرد،افتاد تو بغل ام البنین،مادر!مادر!...کتکم زدن...گفت:مادر امونم رو بریدن،بغض کرده بود،ام البنین می زد به کمرش،گریه کن دخترم، چی شده؟ گفت: نامحرم.....پرده ی محملم رو....

 

ام البنین یه فریادی زد،مگه بچه ام مرده بود؟ صدا زد نه اتفاقاً داشت می دید،رباب دوید صدا زد:خوب شد نبودی اُم البنین،آره نگاه می کرد،اما از رو نیزه...

 

صدا زد رباب:ام البنین! دوتا سر رو نیزه وانمی ایستاد،یکی شیر خوار.....یکی سر علمدار... گفت: رباب!سر شیرخوار،سر علمدار.... گفت: مگه خبر نداری؟ عباس عمود تو سرش اومد،سر واشد شد،هر کار کردن سر رو نیزه وانمی ایستادبا روسری سر رو.... سر بچه ی من هم که از نوک نی کوچک تر بود، با هر سنگ می افتاد.حسین







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:04 ق.ظ | نظرات()


*دنیا رو به هم میریزی بری...نمیشه...من چوبش به تنم خورده.‌‌..یه وقتا تو برنامه ی دو سه ماه دیگتم حرم نیست...یه هو به خودت میای میبینی خیابون امام رضا...این آقا این جوره حساب کتابش...رفتی امام رضا به آقا بگو:ما برا مادر خودمون از این کارا نکردیم.چرا؟

چون مادر مارو نزدن...مادرشما رو زدن...مادر ما نسوخت...مادر شما رو سوزوندن...مادر ما پیریاشو دید...مادر شما تو یجوونی پیر شد..‌.*

 

 

مردم شهر چه ها بر جگرت آوردند...؟

شعله بر سوختن بال و پرت آوردند

 

دست، سمت رخ همچون قمرت آوردند

گل یاسم چه بلایی به سرت آوردند

 

خواب بودی ورم پلک ترت را دیدم

رفتی از هوش کنارم،به خدا لرزیدم

 

 

*آیت الله وحید فرمودند:امام زمان نگران روضه ی مادرشه...*

 

 

بعد از آن روز که من سوختنت را دیدم

مردم و زنده شدم زخم تنت را دیدم

 

باورم نیست بمانی کفنت را دیدم

غیرت کوچه و اشک حسنت را دیدم

 

چندوقتیست که خوابش همه کابوس شده

غیرت کودکمان زخمی ناموس شده

 

 

*آی امام حسن...تو یه بار یه صحنه جلوت مادرتو ،ناموستو زدن پیر شدی...پس خوب شد یازده محرم رو ندیدی...خواهرتو ،دختر برادراتو،زن برادرتو ،نجمه و رباب و سکینه ،رقیه دستای امام سجاد و بستن جلو چشماش اینو میزدن، اونو میزدن، زینب و زدن...حسیین...*

 

 

وای اگر بال و پرت میل پرواز کند...

 

 

*امشب روضتو نیت کن برا چند نفر از اموات و شهداء  بفرست...

 

 

به جای در چهل نفر مرا زدند

تو رو نگاه کردن و مرا زدند

 

 

*بی وجدان ترین آدما هم تو دعوا ببینن زن هست میگن ول کن بذار مردش بیاد...تا دید کسی تو کوچه نیست دستشو بالا آورد...تو بیابونا رسید بالا سر بچه یه جور زد نفسش بند آمد...صدا زد:عمو...عمو...زبونش گرفت...دیگه نمیتونه...نَ...نَ...نزن...حسین...







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:00 ب.ظ | نظرات()


فصل باریدن باران شده و حیران شده ام

آخر سال رسیده است پریشان شده ام

 

اولین نام که آمد به لبم نام تو بود

از تولد به خدا مست حسن جان شده ام

 

مادرم دست مرا داد به دستان کریم

بی سبب نیست که محتاج کریمان شده ام

 

*آی امام حسن! آخرِ سالِ،هر جا بری دارن حساب و کتاب می کنند، حساب مارو زدی یا نه؟ یه محرم داشتیم،یه فاطمیه،یه ماه رمضون،من حساب از راه دور رو قبول ندارم،من رو یه حرمی ببر،رو در رو،اون وقت هر چی تو بگی من بدهکارم،اما برا مادرت کم گریه نکردم،پا به پات برا مادرت گریه کردم،ما برا مادر خودمون خیلی گریه کنیم یه هفته، اما سه ماهه شب و روزمون شده زهرا،راستی آقا یه سئوال ازتون دارم:شنیدم مادرتون رو بد زد،این راسته؟ شنیدم بیست سالگی موهات سفید شد،این راسته؟ شنیدم هر کار کردی دستت نرسید،این راسته؟...*

 

خواب دیدم حرم و گنبد و ایوان داری

در میان حرمت خادم و دربان شده ام

 

خواب دیدم که به همراه همه سینه زنان

به غذا حضرتی ناب تو مهمان شده ام

 

شاعر : حبیب باقرزاده

 

*دست امام حسن رو گرفت گفت:بریم من حقم رو بگیرم،اومد جلو اولی، راه نداد حرف بزنه،به این دلیل، به این دلیل فدک مال ماست، دیگه کم آورد گفت:قلم بیارید،کاغذ بیارید،نوشت فدک رو تحویل زهرا بدید،مهر خلافت زد...

هنوز خانوم بیرون نرفته بود، گفت:برید به دومی بگید:دادن حقش با من،گرفتنش با تو، خانوم با یه ذوقی، دیگه چیزی تا خونه نمونده بود،رسیدن کوچه، مثل اراذل و اوباش راه رو بست،پاش رو روی دیوار گذاشت... گرفتی داری میری؟ فکر کردی؟ یه زن متدین چشم تو چشم با نامحرم نمیشه...

امام حسن میگه: روش رو گرفت، سمت دیوار رو نگاه کرد،برو کنار،من دختر پیغمبرم... اون حرامزاده قباله رو کشید،پاره کرد،پرت کرد،آب دهان ریخت روش..گفت:حالا برو.... مادر سادات فریاد زد: خدا شکمت رو پاره کنه....نمیدیدش،روش به دیوار بود...امام حسن میگه:یهو دستش رو برد بالا..*

 

چنان سیلی،سریع و بی هوا آمد....

 

*اینجا یه دونه زد خانوم افتاد،اما یه جا رو سراغ دارم،بچه رو آورد بالا،ای کاش یه دونه میزد می افتاد،هر چی خواست این بچه رو زد،خانوم اگه افتاد زبونش نگرفت،چشماش نمیدید،اما این دختر زبونش گرفت، چشمش هم نمیدید،رو کرد سمت علقمه،عمو.....یتیم گیر آوردن....حسین.....*







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:15 ب.ظ | نظرات()

                    

لَنگون لَنگون اومد تو حرم، کشاورز،تا حالا هم حرم نیومده بود، هر سال میزد بیاد پولش جور نمیشد،آخر بار این پول رو جمع کرد، به زنش گفت: بریم حرم....

 

وارد حرم شد کِیف میکرد،هی با خودش می گفت: کاش زودتر می اومدم...اما بلد کار نبود،حرم کجاست؟ضریح کجاست؟چی به چیِ؟ یه جا دید چهار پنج تا لباس یه رنگِ، فهمید مال اونجان، سلام کرد، سلامش رو جواب دادن،گفت: حرم کجاست؟ یه نگاهی کردن،فهمیدن غریب ِ و ساده اس، گفتند:تا حالا نیومدی؟ گفت: نه بار اوّلمِ، کجا باید برم؟ گفت: اون در و می بینی،پله هارو بگیر برو بالا، اوناها اون گنبد اتاق امام رضاست...دستت درد نکنه

 

لَنگون لَنگون حرکت کرد، اومدم آقا....در رو باز کرد، هی میگفت: امام رو دیدم چی بگم؟...پاشو گذاشت رو پله ی اول،از اون بالا صدای بلندی شنید: نیا! نیا من اومدم، مگه پات درد نمیکنه؟ آقاش اومد روبروش، خوش اومدی... یه حال و احوالی،یه عشقی کرد، بغلش کرد،حرفاشو زد، راشو گرفت بره، امام رضا فرمود: دفعه بعد خواستی صِدام  کن خودم میام....

 

اومد بیرون اون سه چهارتا خادم رو دید، تا دیدنش گفتن: رفتی بالا یا نه؟ آقاتو دیدی؟ گفت: آره دستت درد نکنه.گفتن دیدی؟ گفت: آره،آقام بغلمم کرد، صورتم رو هم بوسید،گفت: دفعه بعد خودم میام تو نیا....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 02:04 ب.ظ | نظرات()

 http://s8.picofile.com/file/8310902826/94072.jpg

خورشید سر زد از سحرت ایها الغریب

از سمتِ چشم های تَرت ، ایها الغریب

 

تو ابرِ رحمتی که به هر گوشه سر زدی

باران گرفت دور و بَرت ، ایها الغریب

 

جاری ست چشمه به چشمه قدمگاه تو هنوز

جنت شده است رهگذرت ، ایها الغریب

 

*تو مسیر امام رضا قدمگاه نرفته ها برن ها ، یه جا پای آقا مونده مردم چی کار میکنن ... ای وای ای وای ... روضه داره همش ها ، وقت نیست ، یه جا پای امامُ دیدن مردم ، میاد اونجا ، کف زمین اونجا رو میبوسن میگن آقا از اینجا رد شده ... آخ حسین ...

هی خانم داد میزد ، نوۀ پیغمبر خداست نزنیدش ، پیرمردا پاشده بودن ، با عصا میزدن ....*

 

تو آفتابِ رأفتی و کوچه کوچه شهر

در سایه سارِ بال و پرت ایها الغریب

 

با این همه ، غریب غریبان عالمی

 

*خیلی ها براشون سواله ، این غریبیه؟ این شلوغی ، این حرم ، طرف از اینجا رفته یه کشور دور ، کارخونه شرکت مال و اموال بچه زن ، پست و مقام و ثروت ، باهاش حرف میزنی چته؟ میگه دلم گرفته ، دلم برا مادرم تنگ شده ... حالا فهمیدی چرا این آقا غریبه ... بزار یه روضه بگم زنا گریه کنن ، زن هایِ نوغان اومدن پیش شوهراشون ، به هم ریخته ، مردا گفتن چتونه ؟ گفتن ، ما مهریه ای از شما طلب داریم ، آره. همش حلال " چی شده یهو؟ پسر زهرا ، بی کس و یار افتاده ... نه دختر ، نه خواهر ، نه مادر ، گریه کن نداره ... میدونی یاد چی می افتم ، اینجا زن ها آبرو داری کردن ، یه سری زن سراغ دارم ، تو حجره ، صدای آقازادۀ همین امام رضا ، صدا نالش بالا رفت ، زنارو جمع کرد ، گفت هلهله کنید ... کِل بکشید ... صدا گریش بیرون نره ...( زود جمع و جور کنم، عذر میخوام خدا میدونه)*

 

با این همه ، غریب غریبان عالمی

داغی نشسته بر جگرت ، ایها الغریب

 

از کوچه های غربت شهر آمدی ولی

داری عبا به روی سرت ، ایهاالغریب

 

*گفت اباصلت ، اومدم بیرون حواست باشه ، اگه دیدی عبا رو سرمه بدو ... اباصلت میگه أَمَّن یُجِیبُ میخوندم عبا رو سرش نباشه ...

گفت یه خورده ای گذشت چشممو از رو در بر نداشتم ، تا در باز شد زدم تو سرم ، دیدم عبا رو سرشه ...  تا بدوم خورد زمین ، بغلش کردم ، خاک عباشُ ،  خاک از رو لباساش تکوندم ، آقا چتونه؟ دستشو گرفتم ، فقط اشاره میکرد برو برو، دو سه قدم رفتیم دستمو کشید ، نمیتونم راه برم ، یاد یه جا نیافتادی؟ امام حسن ، میگه دست مادرو گرفتم ، اول گفت برو ، دو سه قدم رفت ، دستمو کشید ، راه نمیتونم برم ...التماسِ دعا گفته ها رو فراموش نکنی ... امروز برا امام رضا خوب عرض ادب کنیم ... یه بیتُ التماسِ دعا ...*

 

شکر خدا جوادِ  تو آمد ولی هنوز

بارانی است چشم ترت ، ایها الغریب

 

*بزار روضه بخونم ، گفت اباصلت درارو ببند ، هیچ کس نمیخوام بیاد ، اباصلت درارو بست، اومد دید لبایِ آقا خشکه ، دوید رفت آب آورد ، اومد بالا سر آقا ، آقا آب بفرمایید لباتون خشکه یه نگاه به اباصلت کرد ، گفت انگار کربلا یادت رفته ... مگه فراموشت شد ، جد ما ...*

 

یابن الشبیب، جد مرا با عصا زدن

یابن الشبیب، جد مرا بی هوا زدن

یا بن الشبیب، عمه مارا چه بد زدند ...

 

*اباصلت آبُ ببر ، این زیر اندازمم جمع کن ، گودال یاد ما نمیره ...

زیراندازشو جمع کرد ، گفت دیدم پاشو رو زمین میکشه ، اما چشماش منتظر کسیِ ، (دیگه شندید وقت نیست) ، جوادش که اومد میگه غم هایِ عالم یادش رفت ، سر گذاشت رو پا جوونش ، همۀ عالم همینه باباها ، آدم دلش میخواد دمِ آخر ، سر بزاره رو پا بچه ش ... (بگم یا نه؟)

 

آه ... رو اسب ، از هُولِش ، که به علی برسه، از بالا اسب افتاد، دید اگه دوباره سوار شه وقت نیست ، با زانو ... آخ رسید به بدن ... پاره پارست ... نیزه تو پهلو ... سر ترکیده ... و نَظَفَ الدَّم ... خونُ از دهانش در آورد ، آروم اومد دم گوشش ... هفت مرتبه ، ولَدی ، ولَدی ، ولَدی ، ولَدی ، یبار دیگه به من بگو بابا ...*

 

حسین ....

 شاعر : یوسف رحیمی





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 03:05 ب.ظ | نظرات()

http://s9.picofile.com/file/8308991584/photo_2016_06_2.jpg

کوچیک بودم که اسمتو شنیدم

از اولش خیلی هوامو داشتی

هر کی می خواست تو رو ازم بگیره

دست منو گرفتی و نذاشتی

تو زندگیم جلوتر از هر عشقی

نمی دونم اسمشو چی بذارم

مادر من تموم زندگیمه

ولی تو رو بیشتر از اون دوست دارم

شاه سلامٌ علیک

حسین سلامٌ علیک

تا زیر پرچمت نفس می کشم

*من امشب یه حرفایی رو نمیزنم، که نه من خجالت بکشم نه تو، اصلاً به رو خودتم نیار فردا چه خبره، چقدر بدِ شب اربعین مجلس روضه اینقدر شلوغ،ای کاش امشب دو ردیف آدم اینجا بود، بمیرم براتون،دو سه روزه چه غصه ای خوردید، قربون اونایی برم که به هر دری زدن برن نشد، غصه نخور،یه کربلا نرفته هم من سراغ دارم،اما تو اگه نرفتی نزدنت، اما اونی که من سراغ دارم میخواست بره،از بس زدنش نرسید کربلا....حسین جان منو کربلا امسال نبردی، می خواستی خرابم کنی، من تو رو مردم نمیتونم نگاه کنم، هر کی به ما رسید، تو چرا نرفتی؟لات ها هم رفتن، سر کوچه وایستاده ها هم رفتن...*

باز دوباره جاماندم

منم دل دارم،منم دل دارم....

رفتن و تنها ماندم

منم دل دارم،منم دل دارم....

*آقا جان من کربلا نرفته نیستم، اگه گفتم اربعین کربلا بیام،آقا شنیدم چهل روزه خواهرت غلام نداره، گفتم:بیام دور کجاوه ی خانم، بگم:خانوم! غلام نداری،نوکر که داری،چهل روزه کسی رکاب برات نگرفت،لذا وقتی رسید هی میگفت: عباس! پیرم کردن،عباس!بیچاره ام کردم،عباس! نامحرما.....*

تا زیر پرچمت نفس می کشم

محاله به نفس نفس بیوفتم

خدارو شکر خدا تو رو بهم داد

آروم شدم حرفامو با تو گفتم

*دیدی وقتی زمونه عرصه رو بهت تنگ میکنه،تا میری روضه میای دلت وا میشه، آقا! هر وقت از هرجا بریدم،دویدم اومدم روضه، بعضی وقت ها میشینم میگم:بابام،حسین...میگم:حسین،میگم:مادرم،حسین..میگم:حسین..بابا بچه سومش هم رفت سوریه جنازه اومد رفتن گفتن حاجی! دو تا جوان دادی،اونو چرا فرستادی؟ گفت: نشستم دیدم زینب بالاتره یا بچه هام،دیدم زینب بالاتره،گفتم:برو بابا….*

اول شعر تبرک شده با بسم الله

اول مرثیه ها هست فقط بسم الله

هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

*رفقا کمتر از 50 روز و شب توی روضه ای، اما کمتر از گل کسی بهت نگفته، هر کی رسیده جلوت احترام کرده، من یه خانمی سراغ دارم، فردا که رسید،گفت:*

ببین گرفته صدایم

من از صدا زدنت

نفسم در نمی آید

*کتکم زدن....*

دل ما را به سوی کرببلایت بکشان

بوی سیب حرمت را به مشامم برسان

اربعین آمده و گریه فراوان دارم

بعد چل روز ببین حال پریشان دارم

بر لبم زمزمه و ذکر حسین جان دارم

چشم اُمید به دستان کریمان دارم

کاروان اسراء سوی حرم آمده است

حضرت عالمه با قد خم  آمده است

با تنی زخم و لبریزِ وَرم آمده است

با دلی پر زغم و دیده ی نم آمده است

کاروان آمده افسوس که آب آور نیست

قاسم و اصغر و شهزاده علی اکبر نیست

*همه رو آروم کردن،بچه ها رو یکی یکی عمه ی سادات آروم کرد، دو نفر گریه شون بند نمی اومد، یکی رباب ِ،هی می گفتن:چیه خانم؟ می گفت: بچه ام کجاست؟ چرا هر کی سر قبری رفت،بچه ام کجاست؟ امام سجاد اومد آرومش کرد، فرمود: خودم گذاشتمش رو سینه ی بابام. رباب اینو شنید آروم شد،اما سکینه دست بردار نیست،هی می گفت:" وینه عمی؟" عموم کجاست؟.... وقتی علقمه رو نشونش دادن،یه ظرف آب برداشت، راه نمی تونست بره، رسید علقمه، افتاد رو قبر،صدا زد: عمو! پاشو، آب رو آزاد کردن، شنیدم آب نخوردی،حسین.....*

وادی کرببلا حال و هوایی شده بود

بر سر قبر حسین شور و نوایی شده بود

کار زینب به خدا نوحه سرایی شده بود

خاطرات سفرش باز تداعی شده بود

ای برادر به خدا بعد تو غوغایی شد

به سر راس تو ای شاه چه دعوایی شد

 دیدم از دور همه بال و پرت را بردند

دیدم از دور چگونه سپرت را بردند

شال بسته شده دور کمرت را بردند

ناگهان در دل گودال سرت را بردند

اشک میریزم و یاد غم عاشورایم

یاد غارت شدن روسری زن هایم

*اومد بالا قبر، یه نگاه کرد دید خلوته دورش، افتاد رو قبر، میزد رو قبر، این قرارمون نبود، موهام سفید شد،دستام رو ببین،صورتم رو ببین،یه نگاه کرد دید چند تا اومدن دورش،گفت:داداش! اگه اینا نبودن، کبودی های تنم رو نشونت میدادم، هر کی اومد تازیانه ام زد، اینقدر خودم رو سپر بچه هات کردم، حسین.....*



 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:13 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم