امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



شکرِ خدا تو سینه عشقِ امام هادی دارم
تمومِ زندگی مو پایِ ولایتش میزارم

یه ساقی ، رسیده  چرا باهات پیمونه نیست
اگه تو ، کاهلی  تقصیرِ صاحب خونه نیست

لطفِ خدا زیادِ
امشب شبِ عزیزِ دلِ جوادِ ..

خدا بیامرزه اونی که منو برات جدا کرد
سفارشِ تو شهر ری و شبیه کربلا کرد

تو هستی ، امامِ  جامونده هایِ کربلا
گدامو ، ندارم  بده تو در راهِ خدا

لطفِ خدا زیادِ
امشب شبِ عزیزِ دلِ جوادِ ..

شبایِ نزدیکِ غدیرِ ، دوباره بی قرارم
علی علی شعارمِ ، شاعرِ ذوالفقارم

محبت ، به حیدر  برایِ خلقت هدفِ
دلِ بی قرارم مریدِ شاهِ نجفِ ..

لطفِ خدا زیادِ
امشب شبِ عزیزِ دلِ جوادِ ..




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:02 ب.ظ | نظرات()

یا ضامنِ آهو مدد
باز این گدا با شوق تو اینجا اومد
باشه قبول خیلی بدم
اما همیشه پیشِ تو زانو زدم

راهم بده  مهمونتم
مهمون كه نه بهتر بگم از خونتم
من تا ابد مدیونتم
لحظه به لحظه عمرمُ  ممنونتم

ای جانم ای جان
شد خونه ی امید عالم مشهد تو
اره به قرآن
دلگرمی این سرزمینِ گنبدِ تو

« ای جانم ای جان،
سلطان علی موسی الرضا جانم رضاجان »

سمتِ تو با دل عازمم 
میدونی كه خیلی زیارت لازمم
عمریه اینِ خواهشم
رخصت بدی وقتی میام خادم بشم

هر وقت دلم مشهد میاد
حتماً یه سر باید بره بابُ الجواد
میره یه سر با اعتقاد
از پنجره فولاد تو حاجت میخواد

دیدم خدا رو 
تو صحنِ گوهرشاد و صحنِ انقلابت
هستن ملائک
از خادمایِ مخلصِ پا در ركابت

« ای جانم ای جان،
سلطان علی موسی الرضا جانم رضاجان »

ای خوبِ من محبوب من
میدونی كی قلبش برات میكوبه من
ای یار من سالار من 
میدونی كی یه عمره دوست داره من

عشقم تویی جونم تویی
اسمی كه خورده سر در خونه م تویی
هم درد و درمونم تویی
من با یكی خیلی خوشم اونم تویی

این دل كه دارم
پر میزنه سمتِ حریم غرقِ نورت
كامل شكستم
قابل نداره باشه تقدیم حضورت

« جانم حسین جان
جانم حسین ، جانم حسین ، جانم حسین جان »

خیلی گرفتارم ببین
مشكل گشایی كن یل اُم البنین
جانِ امیرالمومنین 
اذنم بده پیشِ تو باشم اربعین

ای دلبرم یا ذا الكرم
یادم نرفته كربلا كنجِ حرم
درمونِ حالِ مضطرم
كاشكی بشه بازم بیام با مادرم

چشمامِ بستم
حس كردم امشب زائرِ صحن و سراتم
حالم خرابه
ای مستجاب الدعوه محتاجِ دعاتم

« جانم اباالفضل
جانم ابوفاضل ابوفاضل ابالفضل »




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:49 ق.ظ | نظرات()

هرکی گرفتاره بیاد
هرکی حاجت داره بیاد
هرکی دلش زارِ بیاد ، شب شبِ کریمه

هرکی پریشونه بیاد 
هرکی دلش خونه بیاد
هرکسی حیرونه بیاد ، شب شبِ کریمه

امشب باید همۀ حاجتاتونُ بگیرید
الان هرجوری شده ، کربلاتونُ بگیرید

ای دارُ و نداره امام رضا ، اسیرِ عشقِ پاکتم
به همین امام رضا قسم ، هلاکتم .. هلاکتم ..
_____________
رویِ لبا زمزمه ای
قوتِ قلبِ همه ای
تو شبیه فاطمه ای ، ای بانویِ دنیا

سروری اقبالِ توِ
قبله به دنبالِ توِ
کشورِ ما مالِ توِ ، ای نائب زهرا

با تو همسایه شدیم ، افتخارِ ما همینه
والله مرقدِ شما ، رونقِ این سرزمینه

تا خدا خداست رهام نکن ، کبوترِ تویِ دامتم
به همین امام رضا قسم ، غلامتم .. غلامتم ..
_____________
تاجِ سرِ آسمونی
تو دلِ آدم میمونی
حاجتمو خوب میدونی ، باز منو دعا کن

اسمتُ وقتی میبرم
جون میگیره بالُ پرم
عشقِتو با جون میخرم ، باز منو صدا کن

رویِ قلبِ عاشقات ، اسمتُ رضا نوشته
هرکس زائرت بشه ، خونه ش وسطِ بهشته

ای قنوتِ همه فرشته ها ، گرد و خاکِ محرابتم
به همین امام رضا قسم ، خرابتم  .. خرابتم ..



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:06 ب.ظ | نظرات()

حمله کرد خالد ابن ولید (لعنت الله) همه فرار کرده بودن .. یه عده پِیِ غنیمت ،یه عده لشکرُ دیدن از پشت داره هجوم میاره جنگی که پیروز شده بودن ،مغلوبه شد .. همه فرار کردن ،پیغمبر محاصره شد .. هیچ کسی نموند ،تک و تنها امیرالمومنین ایستاد پیشانیِ پیغمبر شکست .. دندانِ مبارک شکست ..تنها کسی که ایستاد و یه تنه دور پیغمبر میگشت امیرالمومنین بود .. نود زخمِ کاری به بدن آقا رسید ولی از پا ننشست .. آسمانی ها مبهوتِ جنگِ علی شدن ..

 

انقده تک و تنها دورِ پیغمبر گشت خطاب اومد همه شنیدن این ندا رو منادی بین زمین و آسمان ندا داد : لا فَتی اِلاّ عَلی لا سَیفَ اِلاّ ذُوالفَقار .. این برا امروز بوده .. یه تنه ایستاد جانِ پیغمبرُ نجات داد .. زخم هاشُ بی بیِ ما حضرت زهرا مرهم می گذاشت بعدِ جنگِ اُحد ؛ پرستارِ علی ابن ابیطالب فاطمه بود .. هر زخمی رو مرهم میذاشت میگفت علی جان ان شالله جبران کنم .. دست مریزاد علی چه کردی امروز .. جانِ بابایِ منو نجات دادی .. ان شالله جبران کنم .. یه گریز بزنم برگردم .. فرمود علی جان ان شالله عمرم باقی باشه برات جبران کنم .. میدونی کجا جبران کرد .. وقتی دستایِ علی رو بستن .. داشتن میبردنش سمتِ مسجد .. حائل شد ، کمرِ مولا رو گرفت .. صداش بلند شد ..

 

ای کعبه خودم دورِ سرت میگردم

پروانۀ شمعِ سحرت میگردم

امروز به جبرانِ نود زخم احد

بنگر که چگونه سپرت میگردم

 

*رکنی بود حمزه .. بیخود نبود نامش شد حمزۀ سیدالشهدا فاطمه (س) با این که آسیب دیده بود ،با این که پهلوش شکسته .. بازو آسیب دیده .. میاد سرِ قبرِ حمزه .. ببین چه مقامی داره فاطمه میاد اونجا حرفاشُ بزنه آرام بشه .. خودِ مولا وقتی داشتن میبردنش سمتِ مسجد ( میخوام مقامِ حمزه جا بیفته ، بدونیم امشب برا کی داریم گریه میکنیم ) انقدر مقام بالاست اسدالله علی ابن ابیطالب دارن میبرنش ، یه نفر از اونایی که اسم برده جلو درِ خونه ،حمزۀ سیدالشهداست .. فرمود حمزه اگه تو بودی اینا جرات نمی کردن درِ خانۀ ما رو آتش بزنن .. بعد از اینی که پیغمبر فرمود عمویِ من گریه کن نداره ، زن ها همه کشته هاشونُ رها کردن ،برا حمزۀ سیدالشهدا گریه کردن .. رسم شد تو مدینه هرکی کشته ای می داد ، شهیدی می داد اول برا حمزۀ سیدالشهدا گریه می کردن بعد برا شهید خودشون ..

 

در غزوۀ اُحد چو اُحد بود پا به جا

تا عاقبت ز حربۀ وحشی زپا فتاد

دشمن همین به کشتنِ او اکتفا نکرد

در فکرِ مثله کردنِ آن پارسا فتاد

جسمش درید و دیگر اجزایِ او برید

قلبش به دستِ هندۀ شوم دغا فتاد

این قرعۀ ستم که ز تزویر هنده بود

آوخ به نام حمزۀ شیر خدا فتاد

 

*مثله کردن بدنُ .. نوشتن با اجزایِ بدنِ حمزه گردن بند درست کرد به گردن انداخت ..*

 

هر کس برفت تا خبر آرد به مصطفی

زان کشته در کنارِ وی از غم ز پا فتاد

 

*هرکی میومد بدنُ میدید دیگه نمی تونست برگرده .. *

 

تا خود پیمبر آمد و چون حال حمزه دید

زد ناله آنچنان که طنین در فضا فتاد

 

*نشست شروع کرد گریه کردن یه وقت خبر آوردن یا رسول الله خواهرش داره میاد .. عمۀ شما صفیه خانم داره میاد .. خودش جلو دوید فرمود عمه برگرد .. اگه میشه شما بالاسرِ برادر نیا .. ( نمیشه که )خواهره .. خبرِ شهادتُ شنیده ولی تا بدنُ نبینه دلش آرام نمیشه .. فرمود عمه جان شرط داره .. اول فرمود عبا بندازن رو بدنِ حمزه .. انقدر رشید بود پاهایِ حمزه از زیرِ عبا بیرون آمد ، فرمود خار و خاشاکِ بیابون هارو جمع کردن حتی خواهر پاهایِ برادرم نبینه .. عمه جان شرط داره ، اگه میخوای بدنُ زیارت کنی عبارو کنار نمیزنی .. اگه می خوای بدنُ ببوسی از رویِ عبا .. بغل میکنی از رو عبا .. (چه بدنی ؟..) تازه این بدنی که مثله شده سر در بدن داره ...*

 

در شرح این مصیبت جانسوز ناگهان

دل در هوای واقعه ی کربلا فتاد

وقتی که راه قافلۀ غم نصیب شام

برکشتگان بی سر دشت بلا فتاد

 

*راوی میگه همچین که این زن و بچه رو از کنارِ کشته ها رد میکردن دونه دونه از رو ناقه ها می افتادن ...*

 

وقتی که چشم زینب کبری به قتلگاه

بر جسم نورِ دیدۀ خیرالنسا فتاد

بی اختیار نعرۀ هذا حسین او

سر زد چنان که آتش ازو در جهان فتاد

شاعر : موید

 پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول

رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:04 ب.ظ | نظرات()

جلوۀ جنت به چشم خاکیان دارد بقیع
یا صفاىِ خلوتِ افلاکیان دارد بقیع

گر حصارِ کعبه را جبریل دربانى کند
صد چو موسى و مسیحا پاسبان دارد بقیع

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است
الفتى با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

میتوان گفت ازگلاب گریه اهل نظر
بى نهایت چشمۀ اشکِ روان دارد بقیع

گرچه مىتابد بر او خورشیدِ سوزان حجاز
از پر و بالِ ملائک سایبان دارد بقیع

فاطمه بنتِ اسد عباس عم، اُم البنین
این همه همسایه عرش آستان دارد بقیع

در پناهِ مجتبى در ظلِ زین العابدین
ارتباط معنوى با قدسیان دارد بقیع

باقر علم نبى و صادقِ آل رسول
خفتهاند آنجا که عمر جاودان دارد بقیع

قرنها بگذشته بر این ماجرا اما هنوز
داغ هجده ساله زهراىِ جوان دارد بقیع

شب که تنها میشود با خلوت روحانىاش
اى مدینه انتظار میهمان دارد بقیع

شب که تاریک است و در بر روى مردم بستهاست
زائرى چون مهدىِ صاحب زمان دارد بقیع

شاعر : محمد حسین بهجتی (شفق)





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:03 ب.ظ | نظرات()

سر به هوا نیستم ، جز به هوایِ حسین
عاقبتم خیر نیست ، جز به دعایِ حسین 

هستم اگر محترم ، از کرَمِ این درم
ای بخورد بر سرم ، درد و بلایِ حسین

منظرِ دل هایِ ماست ، کربُبَلایِ حسین
مرغِ دلِ ما زند ، پر به هوایِ حسین

هرچه حسین داشته ، شد به فدایِ خدا
هر چه برایِ خداست ، پس به فدایِ حسین

هر که رود کربلا ، بوسه به خاکش زند
بشنود از قدسیان ، بانگُ و نوایِ حسین

خنده کنان کی روم ، روزِ جزا در بهشت؟
من به جنان هم کنم ، گریه برایِ حسین

چون به عزا خانه ام ، پا نِهی آهسته نِه
بالِ ملائک بُوَد ، فرشِ عزایِ حسین

گردِ حرم دویده ام ، صفا و مروه دیده ام
هیچ کجا برایِ من ، کربُبَلا نمی شود

جز سرِ غرقِ خونِ تو ، که شد چراغِ قافله
راسِ بریدۀ کسی ، راهنما نمی شود

بی همگان به سر شود ، بی تو به سر نمی شود
داغِ تو دارد این دلم ، جایِ دگر نمی شود

راس تورا به نیزه ها ، نشانده دشمنِ علی
نمیروم ولی مرا ، به تازیانه میبرن

وعدۀ ماو تو در ، بزمِ یزیدِ پلید
تا کنی از طشت زر ، جلوه به میقات ما

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

سیدی ماکو مثلک الغریب ....

حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:49 ق.ظ | نظرات()

شباهنگام سر زد جامۀ مهرِ جهان آرا
که روشن بر رُخَش گردید چشم یوسفِ زهرا

زهی بر دامنِ پاکیزۀ آن مام ایرانی
کز آن با رنگ و بویِ یا و سین سر زد گل طاها

شبِ پنجم ز شعبان بود کز آن اخترِ عصمت
تجلّی کرد ماهِ چهارده بر عرصۀ دنیا

تو گوئی آمنه آورده احمد باز در یثرب
و یا بنتِ اسد زاده علّی عالیِ اعلا

ولی الله اعظم قطب عرفان کعبۀ ایمان
که زین العابدینش خواند ذاتِ خالق یکتا

حسین ابن علی را ذاتِ یزدان داد فرزندی
رسول‌ الله پا تا سر ، ولی الله سر تا پا

علّیِ دوم و مولایِ چارم آیتِ پنجم
سه روح و پنج حسّ در شش جهت عبدند و او مولا

زبان در مدح او الکن قلم در وصفِ او عاجز
کلام از نعت او کوته کمال از حدّ او اعمی

هم او اوّل هم او آخر هم او ظاهر هم او باطن
هم او ممکن هم او واجب هم او پنهان هم او پیدا

کفی ار کفۀ لطفش فزون از دامن خشکی
نمی از چشمۀ جودش برون از وسعت دریا

زهی معراج عرفانی که کرد آن احمد ثانی
سوار ناقه با سیر فسبحان الذی اسری

فلک در ظلّ دیوارش ، ملک شیدایِ دیدارش
دو صد یوسف ببازارش ، به نقد جان همی پویا

شنیدی زادۀ عبدالملک را می‌نشد ممکن
حجر را استلام آرد معطل ماند ساعت‌ها

به ناگه آفتاب فاطمه تابید در کعبه
مطافِ حاجیان گردید ماه رویِ آن مولا

مقام آمد سرافرازش حجر هر سو به پروازش
که ای دستِ خدا دست نوازش بر سرم بگشا

همه حجّاج حیرانش ، همه خدّام مبهوتش
یکی گفتا هشاما کیست این عبد خدا سیما؟

به پاسخ آن سیه دل خویشتن را زد بنادانی
اگر چه بود بیش از دیگران قدر وِ را دانا

تجاهل زاده عبدالملک چون کرد، در آن دم
فرزدق شاعر آزاده جست از جا سپند آسا

سراپا رعد گشت و از درون فریاد زد : هی هی
همه عالم شناسندش تو چون نشناختی او را؟

تو چون نشناختی او را بحقِ حق شناسندش
مقام و زمزم و بیت و صفا و مروه و مسعی

زجاه او بود واقف ، بقدر او بوَد عارف
بیابانهای یثرب ، قلّه‌ های وادیِ بطحا

سراسر ریگ ‌های وادی مشعر ستایندش
که این است این فروغ دیدۀ پیغمبر و زهرا

مطاف و ناودان و حجر و رکن و حرم یک یک
بقدر او همه هستند عارف بیشتر از ما

امام عالمین است این ، نبّی را نور عین است این
علی بن الحسین است این ، زهی ابناء زهی آباد

رسول و مرتضی جدّش ، امام مجتبی عمّش
بتولِ اطهرش مادر ، حسین ابن علی بابا

ولی الله دانندش ، جمال الله خوانندش
ملک بر قلّۀ گردون ، سمک در دامن دریا

نگردد بی‌ ولای او قبول کبریای او
نماز و روزه و حج و جهاد و طاعت و تقوا

فرزدق پیش دشمن گفت مدح دوست را «میثم»
محبّت امتحان خواهد نه تنها دعوی بیجا

شاعر : استاد غلامرضا سازگار

بی دلی میطلبد عشقِ حقیقی ورنه
دعوی عشق ز هر بی جگری می آید

تو مرا سوختی و من همۀ دنیا را
آری از گریه کنان هم هنری می آید

خیمه ات سوخت، دلم سوخت، همه عالم سوخت
شعله ی تو ز کدامین شرری می آید؟

کس ندانست که تو سوخته ای یا زینب
اینقدر هست که بوی جگری می آید

شاعر : حاج محمد سهرابی

*وارد شد دید حضرت زانواش تو بغلش داره گریه می کنه .. 
آقا عاشورا نیست ، مصیبتی هم به شما نرسیده 
 چرا اینجور گریه می کنید ؟ .. فرمود از اون ساعتی که به عمه هام گفتم تو بیابونا فرار کنند
 هر وقت عمه هامو می بینم خجالت می کشم ... چرا خجالت می کشی؟ آخه :*

در زیر پایِ اسب دو کودک ز دست رفت 
چون کودکان پیاده و دشمن سوار بود 

عجب چراغِ فروزنده ای ست بزم حسین
که هر چه باد وزد میشود فروزان تر

کیمیایی ست عجب تعزیه داریِ حسین
که نباید ز کسی منتِ اکسیر کشید

حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:22 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم