سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار سینه زنی سید رضا نریمانی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


امشب میدونی این بچه ها چی کار میکردن .. همه اینا رو خانم با یه مکافاتی زیرِ یه خیمۀ نیم سوخته جمع کرد .. آمار گرفت دید یکی از بچه ها کمه .. سریع تو این صحرا داره میگرده .. چه خبر شده ؟! یکی از بچه ها گم شده .. ام کلثوم اومد خواهر جان میخوای بریم با هم دنبالش بگردیم ؟! .. انقدر گشتم پیداش نکردم .. صدا زد من میدونم کجا رفته .. دیدم تو این صحرا داره صدا میزنه اَبَا .. یه ظرف آبم برداشته بود داشت دنبالِ باباش میگشت .. حتماً رفته گودال .. تا اومدن تو گودال دیدن این بچه خودشُ انداخته رو بدنِ بی سرِ بابا ...

 

بچه رو بلند کردن ، چی جوری این بدنُ پیدا کردی ؟! تو این تاریکی ها چی جوری پیدا کردی گودال رو ؟! گفت عمه جان انقد دلم هوایِ بابامُ کرد .. آخه دیدم لحظه هایِ آخرش هی میگه جیگرم میسوزه ..

تو این صحرا هی صدا میزدم اَبا اَبا اَبا؛ دیدم از یه گودالی از یه سمتی صدایی داره میاد؛ این صدا به گوشم آشناست، این صدا صدای بابامه؛ هی داره میگه اِلَیَّ ...

 

سر بریدن ، آخرِ کارِ حرامی‌ها نبود

قاتلت بعد از سرت دست از تن تو بر نداشت

 

هیچ‌کس را رد نکردی از درِ احسان خود

پیکرت پیراهن و انگشتت انگشتر نداشت

 

غارتم کردند ، اما چادرم از سر نرفت

پس غلط گفتند اینکه خواهرت معجر نداشت

 

حنجرت را بوسه‌ای دادم به‌جایِ صورتت

خواهرت ای بی سرِ من ! چاره‌ای دیگر نداشت

 

 شاعر : رضا قاسمی

 

این بدنُ بلند کرد به سمت آسمان .. ای خدا این قربانی رو از ما قبول کن؛ از زینبت قبول کن ... همه ایستادن دارن نگاه میکنن این خواهر میخواد با بدن داداشش چه کنه ..

 دیدن پیکر رو زمین گذاشت . گفت داداش کجا رو برای بوسه‌ی زینب گذاشتن؟! هرجا رو نگاه میکنم پُرِ زخمه .. هیچ جایِ بوسه‌ای برای زینبت نذاشتن ...

 

خواهم که بوسه‌ات زنم اما نمی‌شود

جایی برای بوسه که پیدا نمی‌شود

 

دوست و دشمن دارن نگاه میکنن ، یهو دیدن زینب خم شد .. این لبا رو گذاشت به این رگ‌هایِ بُریده ..تا لبها رو برداشت این لبها پُرِ خون شد .. دیگه از یاد زینب نمیره بوسه‌ای که با این لبهام به حنجرت زدم داداش ، داداش ....ای حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:21 ب.ظ | نظرات()


سید مهدی قوام میگفت تو یه بار بری کربلا و بیای ، تربت کربلا جلوت بذارن تشخیص میدی .. مُهر بذارن جلوت میفهمی این مهر مهر کربلاست یا نه .. چه‌طور زینبی که پنجاه سال با برادرش بوده تشخیص نداده؟! ..

 هی صدا می‌زد: "اَ اَنتَ اَخی؟" .. نمیدونم نشناخته ، یا اینکه متعجب بوده ...آخه شیخ جعفر شوشتری میگه کاری با این بدن کردن ، پشت و رویِ این بدن دیگه مشخص نبوده ...

 دوتایی نشستن کنار این بدن؛ سکینه هم اومد نشستن کنار این بدن شروع کردن حرف بزنن  این یکی هی میگه "اَ اَنْتَ اَخی؟" اون یکی هی صدا میزنه "هذا نَعْشُ اَبی" دوتایی دارن گریه میکنن اما نمیدونم چی شد سادات یه‌ مرتبه این دختر یه جمله‌ای گفته نمیدونم معنا کنم یا نه ، صدا زد:

 "یا اَبَتاه ! اُنظر اِلی عَمَّتِیَ المَضْروبَه" یعنی بابا پاشو نگاه کن عمه‌م رو این نامردا دارن میزنن ...

  نمیدونم اینجا به اربابِ ما سخت گذشت جلو چشماش ناموسش رو میزدن .. یا اون لحظه و ساعتی که گفت:

 

یادم نمی‌رود که همه داد میزدند

طوری لگد بزن که علی بی‌پسر شود

 

ای حسین ....

 

رفقا خیمه‌ها رو که آتیش زدن ، زینب براش عادیِ آتیش زدن خیمه برای زینب آشناست .. این مستأصل بودن برای زینب آشناست .. آخه مدینه هم وقتی درِ خونه‌شون رو آتیش زدن ، این بچه‌ها هی دورِ حیاط خونه میدویدن .. بابا پاشو بیا ببین مادرم پشتِ دره ... گفت :

 

نامردمان از حُرمت کوثر گذشتند

دَر رویِ زهرا بود و از آن در گذشتند ..

 

علی رو حلال کن ، واسه زخم بازوت

علی رو حلال کن ، واسه دردِ پهلوت

علی رو حلال کن ، واسه دستِ بسته‌ش

نتونست که برداره اون در رو از روت

 

هر چی ناله داری دستِ گداییت رو بلند کن بگو یا زهرا ... انقدر تو دلش بود گفت مادر بین در و دیوار که قرارت دادن ، صدایِ شکستن استخوناتو شنیدم .. چی میشه منم مثل تو بشم ... مثل عصر امروز هم اون نامرد صدا زد "مَن یَنْتَدِبُ لِلحسین؟" ده نفر دست بلند کردن .. سوار بر مرکب .. اینقدر رو این سینه‌ها با اسب دویدن ....حسین ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:20 ب.ظ | نظرات()


هر قدر محتاج اینجا با خجالت میرسد

پا به پایِ این خجالت ها به عزت میرسد

 

کاسه ها و کوزه ها را بشکن اصلا بر سرم

دل همین که خرد شد بارانِ رحمت میرسد

 

گریه ام را دوست داری ، گریه بهتر می کنم

اشک کاری میکند آدم به جنت میرسد

 

جای دعوا کردنم قدری در آغوشم بگیر

میرسد بنده به هر جا از محبت میرسد

 

دستِ من در رشتۀ چادر نماز مادر است

*خدا میدونه چقدر بی بی برا ما دعا کرده ما به امشب برسیم .. بگیم حسین .. راستی بی بی جان الان خودت کجایی ؟.. حتماً حتما کربلایی ... نمیدونم ؛ اما میایی یه سری به ما بزن .. ما شنیدیم هر جایی روضۀ حسین باشه اول گریه کنش مادرش فاطمه ست .. ماردش هی به سینه اش میزنه .. بُنَیّ قَتَلوکَ وَ مِن الماء منعوکَ ...*

 

دستِ من در رشتۀ چادر نماز مادر است

فاطمه راضی که باشد برگ دعوت میرسد

 

هر زمان از چشمت افتادم حسین آمد کمک

بس که این اربابِ ما خیرش به رعیت میرسد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:41 ق.ظ | نظرات()


بیا خواهرم که شب آخر اومد

روزایِ با هم بودنِ ما سر اومد

 

من آماده میشم برایِ شهادت

پس آماده باش تو برایِ اسارت

 

سرم رو میبرن ، حرم رو میدزدن

و گهواره اصغرم رو میدزدن ..

هم انگشت و انگشترم رو میدزدن

هم این پیرهن مادرم رو میدزدن

 

منو و تیغ و نیزه ، تو و دست و سیلی

من و جسم خونین ، تو و رویِ نیلی

 

خدا خواسته من رو توی خون ببینه

تو رو تو خرابه تو زندون ببینه ..

 

تنم میخوره زخم ، هزارتا هزارتا

جای بوسه واسه ات نمیزارن اینا

میتونی ببوسی ، رگِ حنجرم رو

میتونی ببینی رو نیزه سرم رو

 

فردا ، تنها میشی تو صحرا

خواهر ، یاد بده به یتیما

سیلی خوردن بگن یا زهرا ..

 

منم زینبی که ، غریبی تو دیدم

تویِ نصفِ روز از زمون بریدم

تو میدونی داداش که من چی کشیدم

یه جوری به دور حرم میدویدم ..

 

تموم امیدم ، یهو نا امید شد

که بادِ مخالف وزید و شدید شد

تو گرد و غبارا ، تنت ناپدید شد

موهامُ میبینی یه روزه سفید شد ..

 

که دیدم به دورت عدو حلقه بسته

یکیشون با چکمه رو سینه ات نشسته

 

حسین ... حسین ...

 

دوست دارم امشبم یه اسم از مادرم ببرم ، تو شعرم اشاره کردم ، با یک نیزه شکسته آروم آروم خودشُ بلند کرد .. با همون صدایِ بی رمقش داد زد : آی شمر کجا داری میری؟‌ .. اول بیا کار حسینُ تموم کن .. بعد به خیمه هاش حمله ببر .. تو رو خدا جلوی یه مرد هیچ وقت ناموسشُ نزنید .. آخه تو مدینه یه بار جلو چشمایِ بابام ...

 

در وسط کوچه تو را میزدن

کاش به جای تو مرا میزدن

 

هر جا نشستی دستتُ بیار بالا ناله بزن ای حسین ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:40 ق.ظ | نظرات()


نوکرا ، میدونستین ارباب ما به همه مون سلام رسونده. مثل فردایی همچین که اومد تو خیمۀ پسرش امام سجاد ، آقا سوال کرد باباجان این عمی العباس؟.. زینبم نشسته چه جوابی میخاد حسین بده .. یهو دید ابی عبدالله شروع کرد گریه کردن فقط یه جواب داد ، پسرم غیرِ من و تو الان هیچ مردی تو خیمه ها نیست .. تا این حرفُ زد امام سجاد شروع کرد گریه کنه .. صدا زد عمه جان میتونی کمک من کنی از جا بلند شم؟ (امشب آروم آروم میخونم هم رو قلب امام زمان فشارِ هم شماها ، میخام یهو خیلی آروم آروم بریم امشب جلو) زیر بغلاشُ گرفت از جا بلند شد شمشیر و برداشت . میخای چه کنی؟ بابا جان من هنوز دارم نفس میکشم .. نمیتونم ببینم امامم تنها بینِ این نامردا گیر افتاده ..

 

آقا دستشُ گرفت ،بشین عزیز دلم .. از حالا به بعد این زن و بچه ها رو به تو میسپارم .. تو مردِ این کاروانی .. حواست به این زن و بچه ها باشه .. فرمود (میدونید چی فرموده؟) پسرم سلام منو به همه شیعیان و گریه کنام برسون بگو بابامُ خیلی غریبونه کشتنش ...

 

غریب گیر آوردنت

با لب تشنه کشتنت*

 

جای پایِ حضرت صدیقه را بوسیده است

خوش به حال هر که لبهایش به تربت می رسد

 

کاش بودم زیرِ سقف آسمانِ کربلا

رحمت اربابِ ما آنجا به غائت می رسد

 

گرچه انگشتش بریده دست گیر عالم است


امشب از زبانِ امام زمان روضه بخونم از زبانِ امام زمان روضه شنیدن داره .. همچین که تکیه به دیوار کعبه داده صدا میزنه : ألا یا أهل العالم انا بقیة الله ..  ألا یا أهل العالم أنا الصمصامُ المُنتَقِم اما یه حرفی میزنه همۀ عالم گریه میکنن .. صدا میزنه ألا یا أهل العالم أِنَ جَدی الحُسین .. (میخای با امام زمان هم ناله بشی) قتلوه عَطشان طَرحوهُ عُریانا سَحقوه عُدوانا ..  آخ لباسم تنش نذاشتن .. (شب آروم گریه کردن نیست) شب بلند بلند گریه کردنه .. شب هم ناله با جن و انس و ملک شدنه .. شب هم ناله با مادر شدنه .. (چی میخای بگی؟ این همه مقدمه یه بیت :)*

 

گرچه انگشتش بریده دستگیرِ عالم است

منجی ما از ته گودالِ غربت میرسد

 

داد میزد که نرو فریاد میزد که نزن

خواهرش تا دید شمرِ بی مروت میرسد

 

یک لباسِ کهنه دارد در نیاور از تنش

لعنتی از خیمۀ زن ها غنیمت میرسد

 

چادر من را بگیر عمامه اش را پس بده

*بعدی اش میکُشه همه رو .. ببخشید امام زمان*

 

چادرِ من را بگیر عمامه اش را پس بده

برده ای عمامه اش را چادرم را پس بده

 

*اگر اشکم نداری فرمود به اندازۀ آه برا حسین صوابِ تسبیح داره امشب هی بگو آه حسین ..*

 

چادر من را بگیر عمامه اش را پس بده

برده ای عمامه اش را چادرم را پس بده

 

امان از بادها سوزان وزیدن

امان از تیغ ها بُران رسیدن

الا یا اهل العالم جد من را

به روی خاک ها عریان کشیدن

الا یا اهل العالم اهلِ کوفه

سرش را با لبِ تشنه بریدن

 

سواره ده نفر از ره رسیدن

یه عباراتی تو مقاتل اومده آدم جرات نمیکنه همیشه بگه ، برا شبِ عاشوراست بگم ببخشید. میگه رفتن ده تا اسبِ قوی هیکل پیدا کردن .. تازه افتخارم میکردن ، میگفتن ما بودیم سینۀ حسینُ یهو همه دیدن اسب سوارا دارن میرسن .. عمه دیگه اینها میخان چکار کنن؟.. اینا که سر بابامُ بردن .. دیگه از بابام چیزی نمونده

 

سواره ده نفر از ره رسیدن

به روی آن تن بی جان دویدن

جسارت بر تن او کردن اما

فقط از راس او قرآن شنیدن

 

من روضه خوانِ غربت آقای عالمم

بی تابِ سر بریدۀ ماه محرمم

با گریه هر غروب من از حال میروم

با هر فرازِ ناحیه گودال میروم

 

صبح و غروب ندبه کنان گریه می کنم

این روضه را به مادرمان هدیه می کنم:

بر نیزه تکیه داد زجایش بلند شد

 

فرمود زنده ام به کجا حمله می کنید

نامردها به خیمه چرا حمله می کنید؟

 

کار مرا تمام نکرده کجا سنان

اینجا کنار لشکری از گرگ ها بمان

 

با یالِ غرق خون شده برگشت ذوالجناح

با زین واژگون شده برگشت ذوالجناح

 

اینجا به بعد ضربه زدن ها شروع شد

اینجا به بعد شیونِ زنها شروع شد

 

زنده شده به چشم ترم وای وای وای

بیرون زدند اهل حرم وای وای وای

 

دنبالِ ذوالجناح هراسان و بی پناه

با عمه آمدند به گودالِ قتلگاه

 

جد مرا محاصره کردند یک سپاه

دیدم چگونه عمۀ ما می کند نگاه

 

هر کس رسید نیزۀ خود را شکست و رفت

یک استخوان زِ سینۀ آقا شکست و رفت

 

یک عده بر تمامِ بدن سنگ میزدن

یک عده بر لباس تنش چنگ میزدن

 

در آن میانِ حرمت آیینه ها شکست

وقتی که شمر آمد و بر سینه اش نشست

 

والشمر جالسٌ نفسِ مادرش گرفت

سر را برید و جلویِ خواهرش گرفت





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:39 ق.ظ | نظرات()


آره والله میگه اولین باریه که اربابِ ما اومد بالاسر عباس ، عباس پاهاشو دراز کرده .. خوابیده .. حسین حلالم کن ..

 

آمدم آب به خیمه برسانم که نشد

چه قدر غصه و غم خوردم از این غم که نشد

 

تیرِ نامرد اگر مانع مشکم میشد

میشد این آب شود چشمۀ زمزم که نشد

 

سعی کردم که نیفتم زِ رویِ اسب ولی

ضربِ آنقدر شتابان زد و محکم که نشد

 

بگو از من به رقیه که حلالم بکند

به خدا بعضی ها تو جمع ما هستن ، بعضی هایِ دیگه یه حساب دیگه روشون میکنن .. مثلاً میگن فلانی دیگه ردخور نداره کارُ بسپار بهش برو ، تا آخرش انجام میده. بچه ها هم همچین که مشکُ آوردن گفتن برید دیگه بخابید .. عباس با آب برمیگرده .. همینطور که زمین افتاده بود گفت حسین جان میشه بی ادبی کنم. گفت چیه عزیز دلم داداشم، گفت تا حالا یاد داری ازت چیزی خواسته باشم؟ نه عباسم ؛ ولی حالا ازت یه خواهش دارم . چیه عزیزِ دلم؟ داداش یه قولی بهم بده . حسین جان بدنمُ از اینجا تکون نده .. من نمیتونم تو چشمایِ بچه هات نگاه کنم ...

 

رد خون دستِ ساقی هنوزم رو لبه مشکه

گریه هایِ مشک پاره شبیه بارونِ اشکه

 

شونۀ زخمیِ نخلی شده تکیه گاه سقا

سویِ خیمۀ ربابه آخرین نگاه سقا

 

جایِ بوسۀ علی رو همۀ تیرا شمردن

آبرویِ پهلونُ کنار علقمه بردن ..

 

حسین داره برمیگرده ، اما چجوری ؟ پیاده، سواره اسبم نیست. افسار اسبُ گرفته .. خمیده خمیده  داره میاد .. این عمی العباس ؟.. یهو دیدن حسین بغضش ترکید .. خیمۀ عباسُ عمودشُ کشید .. این خیمه نشست .. بچه ها برید آمادۀ اسیری بشید .. ای حسین ..

 

هر چقدر که دوست داری اربعین تو مسیرِ نجف تا کربلا قدم بزنی ، با همۀ وجودتِ شب تاسوعا رو گریه کردی. ان شالله اربعین پایِ پیاده از نجف تا کربلا هر قدمی که برمیداری یه حسین میگی .. شبِ عباسِ .. کسی هست بی حاجت اومده باشه؟..

 

هرکی گرفتاری داره ذکر اباالفضل میگیره ..

 

امشب امتحان کن یه یا اباالفضل بگو حاجتت رو مدنظر بیار ، دستت رو بیار بالا با همۀ وجودت ناله بزن یا اباالفضل ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:29 ق.ظ | نظرات()


جگرگوشه من ، دوست دارم عباس

یه چند تا سفارش ، واسه ت دارم عباس

غلامِ حسینی ، یدت باشه مادر

مبادا یه بارم بگی بهش برادر ..

 

*امشب شب آروم گریه کردن نیستا ، امشب ارمنی هام داد میزنن ..*

 

نزار غم بشینه ، به احساسِ زینب

تو باید که باشی سپر واسه زینب

باید که همیشه بمونی باهاشون

یادت باشه که قول دادی به باباشون

 

*یادته که علی صدات کرد، گفت همه بچه ها برن بیرون ، عباس تو وایسا کارت دارم .. زینبم توام بیا .. عباسم پسرم عزیزِ دلم*

 

عباس آرامش حسینم

سردار ارتش حسینم

نگذار تنها بشه حسینم

 

بهت قول میدم که ، دلی غم نبینه

قدِ زینبت رو نامحرم نبینه

نزارم مسیرش ، بیفته به بازار

نزارم بشه باز ، غمِ کوچه تکرار

 

تا من زنده باشم ، دلی خون نمیشه

گلِ باغ زهرا ، پریشون نمیشه

رقیه چشاش خیسِ بارون نمیشه

علی اصغرت جان و بی جون نمیشه

 

مادر ، سنگِ تموم میزارم

حتی ، وقتی که دست ندارم ..

مشک و با دندونم میارم ..

 

ای حسین.

 

*خیلی ها امشب ، با یه حاجت هایی اومدن .. خیلی از شعرا تکراریه ، اما شب تاسوعا که میشه تکراری نیست. باید خوانده بشه .. باید باهاش اشک ریخته بشه .. بخونید شما هم : ..

 

سقایِ دشتِ کربلا اباالفضل اباالفضل

دستش شده از تن جدا اباالفضل اباالفضل

 

اُم البنین در کربلا نبودی ، واویلا واویلا

بر فرق عباست زدن عمودی ، واویلا واویلا

 

قد حسین بن علی تا شده ، واویلا واویلا

پایِ عدو به خیمه ها وا شده ، واویلا واویلا





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:28 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic