سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار سینه زنی سید رضا نریمانی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



از برکاتِ روضه ت ، نمادِ اوجِ عزتِ
برایِ ما یه فرصتِ ، اربعینت  اربعینت

خیالشم غنیمتِ ، نشونۀ رفاقتِ
آرزومِ زیارتِ ، اربعینت  اربعینت

فکرشُ بکن راهیِ بهشتِ خدا باشی
فکرشُ بکن ، هم نوایِ با زائرا باشی
فکرشُ بکن ، اربعین تو هم ، کربلا باشی ..

یعنی میشه ، بازم امسال ، با رفیقام بیام
یعنی میشه ، رو به گنبد ، بگم باز السلام
یعنی میشه ... آی آقا ..

« رَبَنا آتنا .. اربعین کربلا .. »

قسم به این اشکِ چِشَم ، من از تو دست نمیکشم
بدم ولی به این خوشم ، دوست دارم ، دوست دارم 

همیشه اسمت رو لبام ، تو شاهی و منم غلام 
عزیزِ خاطرت برام ، دوست دارم ، دوست دارم

حس خوبیِ ، سر بزارم آخر رو پایِ تو
حس خوبیِ ، پر زدن تو حال و هوایِ تو
حس خوبی ، سر به راه شدن ، با دعایِ تو

یادت باشه ، یادت باشه ، نوکراتُ حسین
یادت باشه ، من هم باشم ، محشر با تو حسین
یادت باشه ، آی آقا ..

« رَبَنا آتنا .. اربعین کربلا .. »

کاش یه روزی با مادرم ، راهی بشم آقا حرم
نمیره فکرش از سرم ، کربُبَلا ، کربُبَلا

تویی قَتیلُ العَبرات ، تویی سفینه النجاه
معنیِ اهدنا الصراط ، کربُبَلا ، کربُبَلا

دستمُ بگیر ، تویِ این مسیر نورِ راهمی
دستمُ بگیر ، بی پناهمُ تو پناهمی 
دستمُ بگیر ، تنها تو حسین ، تکیه گاهمی

خوب میدونم ، با تو بودن ، راهِ نجاتمِ
خوب میدونم ، اشکِ عزات ، آبِ حیاتم
خوب میدونم ، آی آقا ..

یعنی میشه ، بازم امسال ، با رفیقام بیام
یعنی میشه ، رو به گنبد ، بگم باز السلام
یعنی میشه ... آی آقا ..

یادت باشه ، یادت باشه ، نوکراتُ حسین
یادت باشه ، من هم باشم ، محشر با تو حسین
یادت باشه ، آی آقا ..

« رَبَنا آتنا .. اربعین کربلا .. »





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:01 ق.ظ | نظرات()

لشکر ارباب راه افتاده
گذرا به درِ خونۀ شاه افتاده

یه ساله که من  چشم انتظارم
دوباره پا رو خاکِ کربلا بذارم

تویِ لشکر امام حسین بودن
روزِ اربعین سعادت میخواد
از نجف تا کربلا قدم قدم
به ‌خدا قسم لیاقت میخواد
خاطراتمُ که میکنم مرور
دوباره دلم زیارت میخواد ..

دارم میام به اذنِ اُم‌البنین
زیارت الحسین یَومُ الاربعین

«دارم میام به اذنِ اُم‌البنین
زیارت الحسین یَومُ الاربعین»
_______________
تو مسیرِ عشق  خیلی خوبم
هرکجا میبینم پرچم  پا میکوبم

زائرا میخونن  راهُ عشقِ
این سپاهِ اباعبداللهُ عشقِ

اگه پیرم بشم این راهُ میام
محاله که از تو دست بردارم
جایِ پایِ جابرت تو این مسیر
پامو به عشقِ حرم میذارم
زیر لب اینو میگم سینه‌ زنان
یا امام حسین تورو دوست دارم

چه حالی میده هرسال این سرزمین
زیارتَ الحسین یَومُ الاربعین

«دارم میام به اذن اُم‌البنین
زیارت الحسین یَومُ الاربعین»
_______________
حضرت ارباب  عشقِ عالم
آرزومه یه روزی برات موکب بزنم

اونجا تو مسیر ، میشینم من
شک ندارم امامم رو میبینم من

با امام زمان زیارتِ حرم
شبِ اربعین چه حالی میده
میرسی حرم میبینی تو حرم
بوی یاسِ مادرش پیچیده
اگه وا کنی تو چشم دلتُ
میبینی حرم سیاه پوشیده

پا میذارم رو بال روحُ الامین
زیارت الحسین یَومُ الاربعین

«دارم میام به اذن اُم‌البنین
زیارت الحسین یَومُ الاربعین»

شاعر :مهدی نظری




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:58 ب.ظ | نظرات()


هر کسی تنهاست ذکرش میشود تنها حسین

هر کسی گم می شود را میکند پیدا حسین

 

*اگه راه گم کردی بگو حسین .. اگه گم شدی تو این دنیا بگو حسین ..*

 

دستگیری می کند از عاشقِ بی دست و پا

می نشاند نوکرِ آلوده را بالا حسین

 

*کجایِ عالم ارباب اینجوری پیدا میشه که نوکرش این همه خطا ، اشتباه ، بعدم تو خونش راهش بده .. تازه صدِر جلسه بشونتش تازه بغلش کنه نوازشش کنه .. کجای عالم اینجوریِ ..*

 

بر کسی دل بسته ام که دل نبسته بر کسی

از همه دل کنده ام در این جهان الا حسین

 

کار من گریه است از بدو تولد تا ابد

خیر دیگر که ندیدم من از این دنیا حسین

 

*خیلی خوب گریه کنید .. انقدر محرم ها بیاد و بره زیر خروار ها خاک باشیم .. انقدر محرم ها بیاد ببینم همه عالم دارن میگن حسین تو نمیتونی بگی .. انقدر محرم ها بیاد و بره دستام تو کفن بسته باشه .. فرقی هم نمیکنه هر کی باشه حسرت میخوره .. حتی حبیب هم حسرت میخوره .. حبیب با اون مقام فرمود : فقط یه خواسته دارم برگردم دنیا بگم حسین .. بیام تو مجلسِ حسین براش گریه کنم .. حالا منو تو رو اینجا آوردن ..حیفه به خدا ..*

 

بارها گفتم نمی بخشد ولی بخشید و گفت

بارِ آفت خورده ات را میخرد یک جا حسین

 

سیزده نورِ خدا را دوست دارم مثلِ هم

چون که میدانم در آنها هست استثنا حسین

 

فکرِ دیدارِ خدا بودم که بین روضه ها

وقت یا الله آمد بر زبانم یا حسین

 

هم امامت هم قیامت هم شفاعت میکند

روزِ محشر هم بیاید کار دارم با حسین

 

*میدونی روز محشر چطوری میشه ؟ یهو میبینی تو اون وانفسا تو اون صحرا یه صدایی میاد : غَضُّوا أَبْصَارَكُمْ .. چشماتون و ببندید ناموس خدا میخواد وارد محشر بشه .. همه سرهارو پایین میندازند بی بی دو عالم میخواد بیاد رد بشه ..

 

بعضی روایات نوشته امام حسن افسار این مرکب و گرفته ، که حضرت زهرا سلام الله روش نشسته میاد یه گوشه از عرش یهو از یه گوشه ای یه آقایِ بی سری وارد محشر میشه بی بی سوال میکنه حسن جان این آقایِ بی سری که وارد محشر شده کیه ؟ امام حسن جواب میده مادر جان ، میخواد برا همه اهلِ محشر روضه بخونه .. هَذَا حُسَیْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ ...*

 

هم امامت هم قیامت هم شفاعت میکند

روزِ محشر هم بیاید کار دارم با حسین

 

من فدای دختری که در خرابه بود و گفت

با همان لکنت به سختی چند تا بابا حسین

 

خورده ام از این و آن مشت و لگد حالا بگو

من شدم پیرتر یا مادرت زهرا حسین ..

 

*من از سادات معذرت میخوام .. سادات شاید نتونن این حرف و تحمل کنن .. بگم صدا ناله ت بلند شه .. یه وقت یه مرد زمین می افته .. یه وقت هم یه زن زمین می افته ...*

 

دست عدو بزرگتر از صورت من است ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:39 ب.ظ | نظرات()


اون شب از رویِ اون ناقه

تویِ راه بینِ اون صحرا

بازی می کردم افتادم

انقدر غصه نخور بابا ..

 

غصه نخور بابا

تویِ راه بینِ اون صحرا

یکی دستش تو تاریکی

به گونه ام خورده چیزی نیست ..

 

هیچکس نمیدونه

بپرس از عمه میدونه

یکی از من یه گوشواره

امانت برده چیزی نیست

 

بابا .. موهای سرت سوخت ..

همچین که این سرُ از تو طبق می خواست برداره یهو از دستش رها شدُ افتاد .. گفت بابا میبینی بازوهام طاقت نداره .. از بس با تازیانه به این بازوهام زدن .. یه وقت یه مرد زمین می افته ، (آدم که دختردار باشه میفهمه) مرد زمین می افته بلند میشه .. زود یاعلی میگه پامیشه .. اما زن با مرد فرق داره ، زن وقتی زمین می افته خجالت میکشه .. قبل از اینکه بلند بشه از زیر چادر دورش و نگاه میکنه مردی ، نامحرمی ندیده باشه .. اما بازم طاقت داره بلند بشه از زمین ، اما یه وقت یه دختر کوچیک زمین می افته .. دختر وقتی زمین می افته از جا بلند نمیشه تا بابا نیاد بغلش کنه تا بابا نیاد بوسش کنه نوازشش کنه بلند نمیشه .. تازه هی میگه پاهام خیلی درد میکنه بابا ..

 

همچین که از ناقه زمین افتاد گفت حالا بابام میاد بلندم میکنه از دور دید یه سیاهی داره میاد .. گفت حتما بابامه .. تا اومد جلو دید نه باباش نیست خدا لعنتش کنه دید زجرُ .. تا دید این دختر زیر لب داره میگه یا زهرا .. یا زهرا .. گفت حالا که میگی یا زهرا یه کاری باهات بکنم که مثل مادر بزرگت بشی که دیگه جلو من نام زهرا رو نبری ...

 

آنچنان با چکمه به پهلویِ این دختر زد  ...*

 

من که بعد از تو به کوهِ دردها برخورده ام

 از یتیمی خسته ام از زندگی سر خورده ام

 

دخترت وقتِ وداعت از عطش بیهوش شد

زهر دوریِ تو را با دیدۀ تر خورده ام

 

دست سنگین یک طرف انگشترش هم یک طرف

با تمام خواهرانم مشت بر سر خورده ام

 

صحبت از مسمار اینجا نیست اما چکمه هست

با همین پهلو چنان زهرای بر در خورده ام

 

زیر چشمم را ببین خیلی ورم کرده پدر

بی هوا سیلیِ محکم مثلِ مادر خورده ام

 

حرف هایِ عمه خیلی سخت بر من میرسد

گوشِ من سنگین شده از بس مکرر خورده ام

 

هر طرف خم شد سرم سیلی سراغم را گرفت

گاه از این ور خورده ام گاهی از آن ور خورده ام

 

بابا ..

پشت خرابه دخترکی کج نشسته بود

میخواست تا که ادای مرا در بیاورد ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:38 ب.ظ | نظرات()


دو تامون لبامون پر از خونِ

موهام مثلِ موهات پریشونِ

حالا مثلِ تو یه دندونه

شکسته دارم

 

دوتامون موهامون پر از دوده

قراره جدایی مگه بوده

یتیمی برا من هنوز زوده

سنی ندارم

 

حق داری نشناسی ، موهام سفید شده

این روزا لرزشِ ، دستام شدید شده

 

از بینِ دخترا ، من خسته تر شدم

زودتر بیا بریم ، که دردسر شدم ..

 

نمی‌پرسم انگشترت چی شد

نپرسی ازم معجرت چی شد

ببین قسمت دخترت چی شد

توی خرابه

 

تو شام صد دفعه کربلا دیدم

بلا دیدی بابا بلا دیدم

سرت رو تو طشت طلا دیدم

حالم خرابه

 

امشب بیا خودم ، مادر بشم برات

خاکا رو پاک کنم ، از صورت و لبات

 

حالا که اومدی ،  بیشتر پیشم بمون

لبهاتُ می‌بوسم ، قرآن برام بخون

 

سرِ روی نیزه ،بابام میشی ؟!

همون مهربون که میخوام میشی ؟!

تو هم‌بازی این روزام میشی ؟!

می‌بینی تنهام

 

خیال کن نریخته موهای من

ببین سالمه ابروهای من

دیگه خسته نیست زانوهای من

بشین روپاهام

 

من فرض میکنم ، آغوش داریُ

من رو تو آغوشِ ، گرمت میذاریُ

 

تو فرض کن منم ، گوشواره دارمُ

اصلاً نگاه نکن این ، گوش پاره‌مُ

 

*همچین که این سرُ گذاشت رو پاهاش .. سرُ بغل کرد .. بابا یادته شبا میومدم رو پاهات میخوابیدم .. برام لالایی میخوندی .. برام قصه تعریف میکردی .. حالا منم پاهامُ دراز میکنم سرتو رو پاهام ‌میذارم .. میخوام برات لالایی بخونم ..

 

لالا لالا ، گلم لالا ..

بابایِ خوشگلم لالا ..

 

اینقد با باباش حرف زد ، راوی میگه یه مرتبه دیدم از موها شروع کرد هی نوازش می‌کرد .. همه جارو یکی یکی سوال می‌کرد: بابا ؛ موهات چرا سوخته؟!

(کوتاه کنم روضه رو) همچین که رسید به این لب‌ها گفت : بابا دیگه از این ‌نمیگذرم .. موهات سوخته بود حرف نزدم  ..پیشونیت شکسته بود حرف نزدم ...( نوشتن صورت هجده زخم کاری داشته) از همه گذشتم ، ولی از این نمیگذرم بابا ..

 

آخه همه‌ی این زخمایی که تو صورتت هست ، تو سرت هست من ندیدم ، نمیدونم کجا این زخما پیش اومده برات ..

 

اما بابا دیروز یه صحنه‌ای دیدم باور نمی‌کردم ، حالا فهمیدم چی شده .. حالا که من اونجا بودم این صحنه رو دیدم منم خودمو مثل تو میکنم (چی؟!) دیروز می‌دیدم چوب یزید بالا میره، دستای عمه‌م بالا می‌رفت ، چوب که پایین میومد قدم نمیرسید ببینم به کجا میخوره ..حالا فهمیدم اون نامرد با این لبهات چیکار کرده ...ای حسین ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:36 ب.ظ | نظرات()

شهدا رفتن و همه پرپر شدن
برا اربابشون علی اکبر شدن
خاکی بودن ولی آسمونی شدن
به فدایِ حسین تو جوونی شدن

یه بغضی راهِ سینه‌ مو میبنده
دلم اسیرِ غربت اَرونده
تموم دلخوشیِ من این روزا
همین پلاک و چفیه و سربنده 

آرزوم اینه که آقام ، یه روزی کربلایی شم
مثل تموم شهدا، برا حسین فدایی شم

«بابی اَنت و اُمی یاحسین 
به فدایِ لب عطشانِ حسین»

سهمم از عاشقی غربت و دوریه 
آرزومه بشم راهیِ سوریه
بغضی تو سینه‌ مِ ، غمی توی دلم 
بی‌بی جان نذرِ تو جونِ ناقابلم

من از دیار عاشقا جاموندم
نشسته بغضی تو دلِ وامونده‌م 
گناه دوباره دست و پامو بسته
اسیرم و تو دام دنیا موندم

دلم میخواد پر بزنم ، تو آسمون حرمت
بشم فدایی تو و مدافعانِ حرمت

«بابی اَنت و اُمی یاحسین 
به فدایِ لب عطشانِ حسین»

تکیه‌گاهِ دلم علم زینبِ 
من بهشتم فقط حرم زینبِ
روزیم از سفرۀ کرم زینبِ
اشکم از روضه و علم زینبِ

دل به تمنایِ توئه ، یازینب
واله و شیدایِ توئه ، یازینب
رزق شهادت همه این روزا
بسته به امضایِ توئه یازینب

چشمایِ بارونی من
خیسِ همیشه از غمت
کاش بشه قِسمَتم یه روز
سینه‌زنی تو حرمت

«بابی اَنت و اُمی یاحسین 
به فدایِ لب عطشانِ حسین»




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:33 ب.ظ | نظرات()


قطع امید کرده ای از من حلال کن

دردسرت شدیم پس آقا حلال کن

 

بیچاره‌ایم و نوکری‌ات را نمیکنیم

ما نوکریم ، نوکرِ دنیا حلال کن

 

درجا زدن حقیقتِ هر روزِ عمر ماست

گر که نمیرسیم به بالا حلال کن

 

در خانه‌هایِ خویش چه راحت نشسته‌ایم

اما زدی تو خیمه به صحرا ، حلال کن

 

*الا ای دلبرِ صحرا نوردُم

کجایی من شبی دورت بگردُم ..

 

آقاجان روضۀ ما که امشب شبِ آخرشه .. میگن شبِ آخر ، شبِ مزدِ .. خودتونم گفتید کارگر تا عرقش خشک نشده مزدشُ بهش بدین .. یادمِ قدیما سینه که میزدن دسته هایِ عزارداری تو یه مسجد و حسینیه وقتی عزاداریشون تموم میشد یه دم میگرفتنُ خارج میشدن ، هی سینه میزدن و میگفتن :

 

ما مزدِ عزاداری از فاطمه میخواهیم ..

 

اینقدر مادرِ ما خسته س امروز .. از دیشب تا حالا خیلی روضه ها رو سر زده .. کربلا بوده .. گودال بوده .. نمیدونم بی بی جان خواسته ام درسته یا نه .. اما یه سری به این نوکرایِ خسته ت بزن .. "شک نکن که میاد بی بی"

 مادرِ شهیدِ مثه هر هفته میره سرِ مزارِ بچه ش یکم میشینه حرف میزنه ، تا اومد بره عصرِ پنجشنبه دید سر درِ یه خونه مشکی زدن السلام علیک یا اباعبدالله .. گفت برم یه سر تو این روضه یکم برا پسرِ فاطمه گریه کنم بعد برم گلزار .. نشست سرش گرم شد غروب شد ، تا اومد بیرون عجب تاریک شد میخواستم برم سر قبرِ پسرم ، اما چون منتظرمِ میرم یه سری میزنمُ زود بر میگردم .. تا واردِ گلزار شد . دید تو اون تاریکی ها یه زنی کنارِ قبرِ بچه ش نشسته گفت حتماً من اشتباه میبینم .. اومدم جلوتر دیدم نه اشتباه نمی بینم .. من درست دارم میبینم، حتماً این خانم اشتباه اومده .. اومد جلو زد سرِ شانۀ این خانم ، گفت خانمم ببخشید بی ادبی میکنم اما انگار اشتباه اومدی .. گفت نه من اشتباه نیمدم .. مگه این قبر ، قبرِ پسرِ تو نیست؟!!.. گفت آری . گفت شما کی هستید ؟! فرمود تو الان رفتی برا حسینِ من گریه کردی .. "اونا که دنبالِ مزد میگردن امشب"*

 

معلوم نیست وضعیتم ، زجر میکشم

یا بر گدات چوب بزن یا حلال کن

 

من ورشکسته‌ام‌ ، به ته خط رسیده‌ام

دیگر تو این بریده‌ نفس را حلال کن

 

قلبت شکسته است که جاماندم از حرم

آقا تو را به حضرت زهرا حلال کن

 

امروز اگر که روضه‌ی جانسوزِ من شده

بزم حرام و زینبِ کبری حلال کن ..

 

*من‌امشب آروم میخونم تو هرجور دوست داری گریه کن .. کاری با شما ندارم .. امشب برا امام زمان روضه میخونم ..*

 

پیکرت در قتلگاه افتاده بودُ سر نداشت

آن طرف بر نیزه ای دیدم سرت پیکر نداشت

 

بی برادر بودی و مظلوم گیر آوردنت

گفتم ای قصاب ها آخر مگر خواهر نداشت

 

*طیّب رو همه میشناسن ، در خونۀ ارباب اومده و حر شده (چی شده شبِ آخری داری اینا رو میگی؟! آخه میترسم هنوز منو نخریده باشی .. نمیدونم این چند شبه با گریه هام تونستم چشمتُ بگیرم یا نه ..) میوه ش رو گرفت از درِ هجره ش که بیرون زد اومد تو میدون شهر به سمتِ خونه بارون داره میباره دید یه جایی شلوغه رفت جلو دید یه آقایی ایستاده ، یه زنُ یه دخترم روشونُ به سمتِ دیوار گرفتن کسی قیافه شونو نبینه ، اومد جلوتر میشناسن همه طیّب رو گفت چی شده ؟! گفت این طرف یه ساله کرایه ی خونه ش رو نداده اثاث هاشُ بیرون ریختن .

 همین طور که داشت میشنید دید صاحب خونه اومد گفت سید این اثاث هایِ آخرتم جمع کن ببر ، تا گفت سید ، گفت ببینم تو از ساداتی؟! گفت آره آقا .. تا این حرفُ زد طیب بهم ریخت .. هرچی پول داشت درآورد داد به صاحب خونه ، گفت بقیه شم بیا دم درِ هجره اجاره یه سال بعدشم ازم بگیر .. سریع این زن و بچه ش رو بگو برن تو خونه . تو خجالت نکشیدی .. زن و بچه ی پسرِ فاطمه رو بیرون نگه داشتی ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:23 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو