امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







امشب میخوام برم درخونۀ یه آقایی که همه رو بیچاره کرده .. گفتم آقا اشتباه گفتم ، در خونۀ یه کسی که به دنیا نیومده .. ولی دنیا رو بیچاره کرده ...*

 

قرار بود که مثل حسن پسر باشی

عصایِ دست من و پیریِ پدر باشی

 

تو دیدی و حسنم دید رنجِ مادر را

خدا کند ز برادر صبورتر باشی

 

ببخش مادر خود را که با خودت آورد

بنا نبود که آن روز پشت در باشی

 

هنوز زیر کسا جایِ خالی‌ات پیداست

قرار بود و نشد آخرین نفر باشی ...

 

*ببخشید من اینطوری حرف میزنم، ان شاالله لال بشم ...زنِ باردار حتی صدای بلند هم نباید بشنوه... چقدر بهت گفتم نرو ...*

 

حوریۀ علی بدنت را عقب بکش ...

 

*همچین که اومد پشت در ، اون نانجیب یه نعره‌ای زد ... خودِ نامردش نوشته برا معاویه لعنت‌الله‌علیه ؛ می‌شنیدم صدایِ نفسهایِ فاطمه رو ... می‌دونستم الان کی پشت دره ... میدونستم باردارِ ... امیرالمؤمنین تو این دو سه ماهی که فاطمه ش زنده بود خیلی خجالت میکشید ... هی میگفت علی رو حلال کن ...*

 

علی رو حلال کن ، به حالت جفا شد

علی رو حلال کن ، که بچه‌ ت فدا شد

علی رو حلال کن ، برایِ همون روز

که پایِ مغیره ، به این خونه وا شد ...

 

علی رو حلال کن ، واسه زخم بازوت

علی رو حلال کن ، واسه درد پهلوت

علی رو حلال کن ، واسه دست بسته ش

نتونست که برداره اون در رو از روت ...

 

*بریم کربلا ....؟...*

 

علی رو نیگا کن ، چی از من گذاشتی

تو قلبم غم و داغِ رفتن گذاشتی

چرا تویِ اون بقچه که دادی زینب

کنار کفن‌ها ، یه پیرهن گذاشتی ...

 

حسین....


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:27 ب.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8310672800/20597.jpg

از قصر بیرون زد، عبایش روىِ سرش بود

در احتضار انگار جسم مضطرش بود

دور و برش گریه کنى اصلاً نیامد

اى کاش پیشِ این برادر ، خواهرش بود

ازبس زمین افتاد و از بس غلت مى خورد

وقت گذر خاکىِ خاکى پیکرش بود

دستش به پهلو بود و مشکل راه مى رفت

خیلى در آن ساعات یادِ مادرش بود ...

با اینکه دربِ حجره اش را بَست اَباصلت

امّا جوادش آمد و دور و بَرش بود

شکرخدا سر روى دامان پسر داشت

*خدا راشکر ... بالاخره یکی اومده سَرِ آقامو بقل گرفت ... بالاخره یکی اومده سَرِ امام رضا را از خاک بلند کرده ..*

شکر خدا سر روى دامان پسر داشت

وقتِ سفر گریانِ جَدِّ اطهرش بود

وقتى حسین از روىِ اسب افتاد بر خاک

وقتى که با زانو کنارِ اکبرش بود

در بینِ مَقتل یک على افتاد اما

حالا صد و ده تا على دور و برش بود ...

زینب براىِ بردنِ آقا به خیمه

آنچه به دردش خورد حرفِ معجرش بود

*مرور کنیم روضه ها را ...* 

خیز و ازجا آبرویم را بخر ...

عمه را ازبینِ نامَحرم بِبَر ..

تمامِ غیرتِ من زیرِ دست و پا مانده

دوباره دستِ دلم غرقِ ربَنّا مانده

  زمانه بی تو عزیزم چه زود پیرم کرد

زمانه بعد تو اصلا بگو چرا مانده

  شبیه مادرتان سینه ات تَرَک خورده

دوباره در غمِ سختی قدم دو تا مانده

بلند قامتِ من رویِ خاک افتادی

پدر نشسته و یک جسمِ در هوا مانده

نَفَس بِکش پسرم پا زمین مکش اکبر

هنوز روضۀ سلطان کربلا مانده

به وسعتِ همۀ دشت جابجا شده ای

چگونه خیمه بَرَم پیکرت کجا مانده

بلند شو پسرم تا نبینم عمۀ تو

میان هجمۀ یک مشت بی حیا مانده

 بلبل بابا ... بال و پَرت ریخت ...

لشکر نامرد ... رویِ سرت ریخت 

هرکی اومد زد ..

یکی با تیر یکی سپر یکی لگد زد ...

به سمت پهلوت یه نفر نیزه‌شو بد زد

هرکسی هرجوری تونست جلو اومد زد

شد ارباً اربا بدنت، وای وای وای وای

با هرچی داشتن زدنت، وای وای وای وای

اونقده زد تا خسته شد، وای وای وای وای

استخونات شکسته شد، وای وای وای وای

*بیخود نبود میگفت : ابی عبدالله تا اومد بالا سَرعلی شروع  کرد بلند بلند گریه کنه ..  چقدر شبیه مادرم شدی*

بالاسر تو .. وقتی رسیدم ..

از بدن تو .. چیزی ندیدم ..

کجا بشینم ...

هر طرف‌ُ نگاه کنم، علی میبینم

پاره‌های گلم رو رو عبا میچینم

یه بار دیگه سرتُ بذار رو سینه‌م

اونقده رو خاک پا نکش، وای وای وای

عمه رو تا اینجا نکش، وای وای وای

با نیزه روبوسی نکن، وای وای وای

قصه رو ناموسی نکن، وای وای وای

 

*خود امام رضا فرمود :«إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع » برای هر چی  میخواستی گریه کنی برای جدّ غریب ما گریه کنید .. حسین ..*

 

یکنفر بیش نبودی که به میدان رفتی

این همه نیزه چرا دور و بَرت افتاده ...

 

*یا امام رضا.. اومدم تو مجلست  گره مو وا کنی ..*

 

تو آخر گره رو وا میکنی ..

پس چرا امروز و فردا میکنی .. 

*صدا زد ابا صلت، میرم مجلس مامون بر میگردم،اگر دیدی عبا به سر کشیدم ، بدون دیگه بی امام رضا شدی .. میگه تا آقام رفت و برگرده ،خدا میدونه چی به دلم گذشت .. یه مرتبه دیدم از دور داره میآد .. اما هی می اُفته ، هی بلند میشه .. روایت میگه ۵۰ مرتبه زمین افتاد و  بلندشد .. هی تا می اُفته میگه "یازهرا "...

مثل مار گزیده داره به خودش میپیچه تا اومد تو حجره درهای حجره را ببند اباصلت میگه درهای حجره را بستم آقا وسط حجره دراز کشیدن .. اما انگار منتظره .. هی داره به در نگاه میکنه .. منتظر کی هستی؟؟ آقا !!

منتظره جوادش بیاد .. لحظۀ آخر سرش رو  بقل بگیره .. حضرت زهرا سلام الله علیها لحظه های آخرش همینطور چشمش به دَرِ .. ببینه امیرالمومنین کی وارد میشه، جون از بدنش خارج شد، اما یه مرتبه تا بچه ها خبر برای امیرالمومنین آوردن .. بابا بیا ..!!

دیگه بی مادر شدیم، از اونجایی که  بی بی دوست داره لحظه های آخر علی رو ببینه .. تا امیرالمو منین اومد بالای سرش، روایت میگه امیرالمومنین شروع کرد گریه کنه .. این اشکها ریخت رو صورتِ فاطمه اش .. یه مرتبه بی بی چشماش رو باز کرد .. خدا راشکر علی جان اومدی ..

بااین دستهای شکسته اش این اشکها رو از گوشۀ چشمای علی پاک کرد .. میگه این اشکها را پاک کرد ..

هی میمالید به پهلوش به سینه اش ... اشکِ مظلومه ..

یازهرا ..



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:53 ب.ظ | نظرات()

http://s9.picofile.com/file/8338237500/narimani_emem_sajad.jpg

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها
وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ»

"بسم الله الرحمن الرحیم"
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ
وَ فی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً
حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "

کسی که از امام عصر خود خواهد وصالش را
کسی که آرزو دارد نظاره بر جمالش را

ندارد چاره ای جز این که بشناسد در این دنیا
صراطِ مستقیمش را  حَرامَش را  حَلالش را

خیالِ معصیت ، معصیت است و مُنتظر باید
نگه دارد از اوهام خطا فکر و خیالش را

تعجب می کنم از عاشقی که بَهر یک لذّت
به آتش می کشد سرمایۀ هفتاد سالش را

چگونه ادّعای بنده بودن می کُند آن که
نمی پَردازد از مازادِ مالَش ، خُمسِ مالش را

چه حیف است اشکِ آقا خرجِ رُسوایی ما گردد
روان می سازد این اعمال ما اشک زُلالش را

مُحبِّ آلِ حیدر لحظه هایش مملو از ذکر است
همیشه مغتَنم می داند از دنیا مَجالش را

شهید از کل دنیایش بُرید و در اِزای آن
از این ترکِ تَعلُق یافته راهِ کمالش را

بسوز اِی دل ،برای غُصّه هایِ عمۀ سادات
که روی نیزه ای کامل شده بیند هِلالش را ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:13 ب.ظ | نظرات()
http://s8.picofile.com/file/8338238200/narimani_emem_sajad_2.jpg

اگر که عمر زیادم دهد خدای حسین
هزار سال بسوزم فقط برای حسین
حسینی‌ام به دو عالم چه کار دارم من
گذشته‌ام ز دو عالم به اتّکای حسین

پاینده دین و قرآن ، از نهضت حسین است
اسلام وامدارِ ، شخصیت حسین است
در مجلس عزایش ، بیگانه ره ندارد
ما را که راه دادند ، این دعوت حسین است ..

« حُبُّ الحسین یَجْمَعُنا ... »

حسین روحِ‌ نماز است و پنج‌ نوبت را
سَرِ نماز می‌افتم به دستُ و پای حسین
براش سینه زدم سینه‌ام حسینیه شد
نوشته رویِ دلم مجلسِ عزای حسین

در مجلسِ عزایش ، بیگانه ره ندارد
ما را که راه دادند ، این دعوت حسین است
این پادگان هنوزم ، سرباز می‌پذیرد
دلهایِ کربلایی ، در خدمت حسین است

« حُبُّ الحسین یَجْمَعُنا ... »

همیشه مادرِ دلخسته‌ام به من‌ میگفت
مباد خرده بگیری به روضه‌هایِ حسین
رفیق ، کرببلا دعوتیست ، پولی نیست
براتِ کرببلا چیست؟ یک دعایِ حسین ...
نیابتاً ز حسن کربلا برو امسال
ببر سلام حسن را به کربلایِ حسین
 
دست از طلب ندارم ، تا کام من برآید
یا تن رسد به جانا ، یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را ، بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم ، دود از کفن برآید

« حُبُّ الحسین یَجْمَعُنا ... »







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:30 ب.ظ | نظرات()

آقا میدونم، اربعین امسال جا میمونم
غصه‌م میگیره، یه کاری کن دردت به‌جونم

عمریِ دارم، روضه برای تو میخونم
رخصت بده که، تا آخرش نوکر بمونم

دلم بدون کربلا خونه
چشای من ببین چه گریونه
حالا دیگه زمون هجرونه

میدونی که دوست دارم آقا
میخوام بیام بازم حرم آقا
با پدر و با مادرم آقا

«جانم‌یاحسین،حسین‌حسین‌جانم یاحسین»

پاشو برادر، ببین بازم زینب رسیده
میشناسی منو، ببین که قد من خمیده

دور از تو حسین، میدونی دلم چی کشیده
چهل روز داداش، روی تو رو خواهر ندیده

چه شبایی بدون تو سر شد
خبر داری خرابه محشر شد
وقتی رقیه دیگه پرپر شد

هرجا بدون تو مارو بردن
بچه‌هایِ تو سیلی می خوردن
یه چند تاشون میون راه مردن ...







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:18 ب.ظ | نظرات()


می خوام فریاد بزنی امشب بلند بلند برا ارباب گریه کنی .. پیغمبر سفارش کردن به دخترشون که نگران نباش. (می خوای بی بی رو از نگرانی در بیاری؟ آی نوکرِ امام حسین می خوای بی بی رو از نگرانی در بیاری؟) پیغمبر فرموده باشن : دخترم از امتِ من یه عده ای میان اونا برا حسینت بلند بلند گریه می کنن ...

 

رفته بودم سر بازار لباسی بخرم ...

*یا الله یا الله .. ببینم حقشو ادا میکنی یا نه؟ ...*

 

رفته بودم سر بازار لباسی بخرم

یادم آمد تنِ عریانِ اباعبدالله ...

 

*آخ بمیرم برات ... دو بیت دیگه منو کمک کن با نفس خستم ولی تو همه جوره داد بزن میخوام شعر بخونم امشب روضه بخونم*

 

علتِ سوختنِ چوب در آتش این است

چوب ها خورده به دندانِ اباعبدالله

 

آه از شامِ غریبان ...

*(آه که بلدی بکشی؟) فرمود آه میکشی ثواب تسبیح داره ... اونایی که اشک ندارن بگن آه حسین ....*

 

آه از شام غریبان که به صحرا افتاد

شعله بر دامنِ طفلانِ اباعبدالله ...

شاعر: رضا_رسول_زاده

 

*دلت آماده شده می خوام روضه بخونم .. بسم الله الرحمن الرحیم .. بریم در خونه ارباب*

 

ناله بزن با ناله از گودال لشکر را ببر

زینب بیا این شمرِبا پا رفته منبر را ببر ...

 

*جان .. جان .. بعضیا فهمیدن من چی میگما ...*

 

چون مادر خود بر کمر چادر ببند ای شیر زن

از زیر دست و پایِ این مردم برادر را ببر ...

 

*من دیگه نمیخوام مقدمه بچینم حرف آخرمُ میزنم یا الله ...*

 

این فرصتُ پیش آمده دیگر نمی آید به دست

دامن کشان دامن بیاور با خودت سر را ببر ...

 

ناله بزن ...

*خوب شد تاریک کردینا اون لحظه هم کربلا هوا تاریک شد دیگه زینب ندید .. اون لحظه ای که اسبا میومدن .. آی حسین ...*

 

ناله بزن فریاد کن اما همش بی فایده س

این شمر از این از اینجا نخواهد رفت مادر را ببر

 

ای لشکر بی آبرو اینگونه عریانش نکن

پیراهنش را بر زمین بگذار معجر را ببر

 

*امافیکم مسلم؟... یه نفر نیست بهش آب بده .. ای لشکر بی آبرو  ... نهیب زد بی بی : اما فیکم مسلم؟... تا ابن سعد شنید روشو برگردوند. گفت آی نامرد ، مگه نمی بینی پسر پیغمبرِ ؟.. دارن اینطوری میکشن ....*

 

ای لشکر بی آبرو اینگونه عریانش نکن

پیراهنش را بر زمین بگذار معجر را ببر

 

*همه شعر یه طرف این یه بیت یه طرف*

 

انگشتری که ضربه خورده در نمی آید زدست

 جایش النگوی منو این چند دختر را ببر ....

 

ای حسین ... یا اباعبدالله ...

 

من در میان این شلوغی خیمه را گم کرده ام

*چرا میگه شلوغی ؟ .. چون داره می بینه یه عده از این طرف دارن میرن سمت خیمه ها .. یه عده دارن اسباشون نعل میزنن .. یه عده تو گودال ریختن .. یه عده سر بقیه پیکرا می خوان غنیمت جمع کنن ... زینب اون وسط مونده ... گفت داداش :*

 

من در میان این شلوغی خیمه را گم کرده ام

از بین نامحرم بیا عباس خواهر را ببر ...

 

پیش من نیزه ها کم آوردند

به خدا سر نمی دهم به کسی

غیرت اللهِ من خیالت جمع

من که معجر نمی دهم به کسی

 

دارم میرم داداش ... خیالت جمع من که معجر نمی دهم به کسی ...*

 

تو اگر که اجازه ای بدهی

خویش را پهلویت می اندازم

اگر این چنتا عقب بروند

چادرم را رویت می اندازم

 

چقدر می روند و می آیند

فرصت زخم بستن من نیست

آمدم درد دل کنم با تو

جا برایِ نشستن من نیست ...

 

گفت داداش :


جلویش را بگیر تا بلکه

دستم از رو سرم بلند شود

*آخه دست گذاشته بود رو سرش یا جدا یا رسول الله صلّى علیك ملائكة السماء هذا الحسین بالعرا مرمَّل بالدما مقطع الأعضا، وبناتك سبایا ... ای حسین ...*

 

جلویش را بگیر تا بلکه

دستم از رو سرم بلند شود

تو که شمر را نمیکنی بیرون

پس بگو مادرم بلند شود ...

ناله بزن بگو حسین ......




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:54 ق.ظ | نظرات()

باباجون خستۀ راهم
که اعصابم بهم ریخته
چیزی نیست حال من خوبه
یه‌کم خوابم بهم ریخته ...
خوابم بهم ریخته
اعصابم بهم ریخته ...

پاهامم آبله دارن ، نمی‌تونم بخوابم پس
حالم پریشونه ، آخه ویرونه ویرونه
اشکمو هی درآوردن ، باهام بازی نکرد هیچ‌کس

چشماتو نبند تا چشمامو نبندم ..
تو گریه نکن قول میدم که بخندم ..

«مَنِ الَّذیٖ اَیْتَمَنیٖ بابا بابا بابا بابا»

حالا که اومدی پیشم
بذا خلوت کنم با تو
بذا تعریف کنم بعدش
ببین من پیر شدم یا تو ...
من پیر شدم یا تو
بذار خلوت کنم با تو ...

نگی من بی‌ادب بودم ، نگی این دختر عاشق نیست
گریه شده کارم ، اگه من دست به دیوارم
نمی‌تونم پاشم از جام ، پاهام پاهای سابق نیست

موهایِ تو سوخته ، موهایِ منم سوخت
تو آتیشِ خیمه ، کلّ بدنم سوخت

چشماتو نبند تا چشمامو نبندم ..
تو گریه نکن قول میدم که بخندم ..

«مَنِ الَّذیٖ اَیْتَمَنیٖ بابا بابا بابا بابا»

اون شب از روی اون ناقه
توی راه بین اون صحرا
بازی می‌کردم افتادم
اینقد غصه نخور بابا
غصه نخور بابا
تویِ راه بینِ اون صحرا ...

یکی دستش تو تاریکی به گونه‌م خورده چیزی نیست
هیچ‌کس نمیدونه ، بپرس از عمه میدونه
یکی از من یه گوشواره امانت برده چیزی نیست

دندونِ تو افتاد ، تو تشت طلا من ...
دندونایِ شیریم ، باز در میان حتماً

اصلا تو نگفتی ، من خسته و تنهام
تو اوجِ مصیبت ، بابایی‌مو میخوام

«مَنِ الَّذیٖ اَیْتَمَنیٖ بابا بابا بابا بابا»

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:00 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم