سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن روضه های استاد میرزامحمدی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




دلِ من از غمِ هجرانِ رخت غمگین است
بارِ هجرانِ تو بر سینۀ من سنگین است

به گداییِ تو بر پادشَهان فخر کنم
پادشاهی که گدایت نبود مسکین است

هر کَسی حلقه زند بر درکاشانۀ تو
عزّت هر دو جهانش به خدا تضمین است

*آقا جان ....*

کاسه لیسیِ سر سفرۀ تو مارا بس
کاسه لیسِ درِ تو ، زندگی اش تامین است

یابن الحسن .......




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:03 ق.ظ | نظرات()

                   

یا سَریعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا یَمْلِكُ إلاّ الدُّعاءَ فَاِنَّكَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ، یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَذِكْرُهُ شِفاءٌ وَطاعَتُهُ غِنىً ، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَسِلاحُهُ الْبُكاءُ، یا سابِـغَ النِّعَمِ، یا دافِعَ النِّقَم یانُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِى الْظُّلَمِ* انقده تاریکی ها رو درک خواهیم کرد ... تاریکی سکرات موت ... (الله اکبر)  تاریکی شب اول قبر ... تاریکی برزخ ... اونجا منتظر یه روزنه ای ...* یانُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِى الْظُّلَمِ * کی به داد ما می رسه ؟؟ ... طاووس یمانی میگه اونقده پیغمبر زیر گلوشُ بوسیده بود ... اونقده پیغمبر پیشانیِ حسینش رو بوسیده بود ... که ما تو تاریکی هم حسین رو میشناختیم ..." شب جمعه ست ... شب زیارتی ابی عبدالله ست ... بریم کربلا ... هنوز بعضی ها تماشاچی اند ..."

از کجا می دونی شب جمعه ی بعد زنده ای یا نه ؟؟؟

دیگه روزای آخرِ عمر فاطمه ست ... آخرین دعاها رو در حق همسایه ها کرد ...."( فهمیدی چی گفتم؟) دیگه روزای آخریه که فاطمه مهمانِ علیِ ....آخرین روزاییِ که اربابِ ما مادرشُ داره می بینه ...

نمی دونم این شبِ جمعه های آخر تونست دستشو شکسته ش رو بالا بیاره؟؟

اما اونچه تو روایت اومده نشون میده بی بی دیگه نتونست از بستر بلند شه ...."

لَزمَتِ الفَراش ...* امام صادق فرمود : مادر ما دیگه بستری شد ...

* نَحِلَ جِسمُها یُغْشَى عَلَیْهَا سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ* یعنی لحظه به لحظه مادر ما از هوش میرفت ....

فیض آماده ست منم بشینم مثل شماها گریه کنم  ....

دونه دونه وصیت هاشو کرد ، بچه ها رو از حجره بردن بیرون " فرمود علی بیا ..."خیلی وقتهِ باهم دوتایی حرف نزده بودن ... (الله اکبر ) اومد کنار بسترِ بی بی دوعالم ، مرحوم محدث قمی می نویسد فاطمه حتی نمی تونست صورتشو برگردونه ... " امیرالمومنین کمکش کرد"

دست زیر، سر زهرا گذاشت این بدن رنجور و زخمی فاطمه رو از بستر جدا کرد ...

انقده نانجیبا به پشت و کتف و بازویِ بی بی باقلافِ شمشیر ضربه زده بودن ... که امیرالمومنین خودش خم شد فاطمه بیشتر اذیت نشه  ... این دو تا نگاه به همدیگه گره خورد ... فاطمه ام دودستشُ دور سر علی حلقه کرد ...." تا نگاش به چشم علی افتاد نمی دونم چی دید،فرمود "ابکنی" گریه کن حیدر ....

*وَابکِلل الیَتاما* هم برا من گریه کن ، هم برا بچه یتیم هام گریه کن ... اما علی جان تو این بچه یتیما یه دونشو از همه بیشتر سفارش می کنم .... (شب جمعه س بریم کربلا ...) *وَلا تُنسی قَتیلِ الاعَدا بِطَفِ العِراق .....* از همه بیشتر به حسین سفارش کرد .....

حسین .....

یه جمله و التماس " وسط گریه بر بی بی دو عالم با حضرت یه عهد و پیمان ببند بگو بی بی جان به علی سفارش کردی * وَلا تُنسی قَتیلِ الاعَدا بِطَفِ العِراق * ماهم با تو عهد و پیمان می بندیم :

ابد والله یا زهرا .... ما نِنسَی حُسِینا ....*

دست گداییت رو بیار بالا ... هر کی می خواد این عهد و پیمان رو ببنده دل فاطمه رو خوشحال کنه سه مرتبه صدا بزنه یا حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:27 ب.ظ | نظرات()

*وَ أمَّا ابْنَتُکَ، فَـتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ ...

اما دخترت فاطمه بهش ظلم میشه ... از حق خودش محروم میشه ...

وَ یُؤْخَذُ حَـقُّها غَصْباً الَّذی تَجْعَلُهُ لَها ...

فدکی که خودم بهت دستور دادم به فاطمه بده ... فدک رو به زور ازش میگیرند ... دیگه چی؟!

یُدْخَلُ عَلَیْها وَ عَلی حَریمِها وَ مَنْزِ لِها بِغَیْرِ إذْنٍ ...

بدون اجازه و بدون اذن وارد خونه ی فاطمه میشن ... ای کاش فقط وارد بشن ...

ثُمَّ یَمَسُّها هَوانٌ وَ ذُلٌّ ...

فاطمه دخترت مانع ورود اونها میشه ... رد بشم از این عبارت ...

وَ تَطْرَحُ ما فی بَطْنِها ...

دخترت زهرا بارداره ...

تُضْرَبُ وَ هِیَ حامِلٌ ...

مراعاتش نمیکنند ... اونقدر میزنند ...

وَ هِی تَمُوتُ مِنْ ذلِکَ الضَرْبِ ...

اونقدر بین در و دیوار دخترت رو میزنند که دخترت بستری میشه و به همین ضربات از دنیا میره ... *

از پی حفظ حریم خویشتن

مرد باید پشت در آید نه زن

*اینجوریه یا نه؟! ... اگه کسی در بزنه هیچکس زنش پشت در نمیره *

از پی حفظ حریم خویشتن

مرد باید پشت در آید نه زن

هیچ دانی دختر خیرالبشر

از چه آمد جای حیدر پشت در ؟!

دید مولایش علی تنها شده

خانه اش محصور دشمنها شده

گفت باید پیش امواج خطر

یار گردد بهر یار خود سپر

من که تنها دختر پیغمبرم

پشت این در پیشمرگ حیدرم

اولین قربانی حیدر منم

آن که باشد مرد این سنگر منم

*هرکی میخواد فاطمه رو بشناسه ، بشناسه *

چشم پوشیدم ز جان خویشتن

ای مغیره، هرچه میخواهی بزن

این در کاشانه ، این پهلوی من

این قلاف تیغ ، این بازوی من

*همینقدر بگم بلائی بر سر صاحب خانه آوردند*

آنقدر گویم من در بیت خدا

قل هو الله گشت از قرآن جدا

آرزوی حیدر آنجا کشته شد

هم پسر ، هم مادر آنجا کشته شد

*همه دارند میبینند ... اولین ناله ای که زهرا زد پیغمبر رو صدا زد ...

یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله ِ هکَذا یُفْعَلَ بِحَبیبَتِکَ ...

یعنی بابا کجایی ببینی با حبیبه ات چه کردند ....

بچه های قد و نیم قد فاطمه دارند میبینند ...

زینب اینجا پنج سال بیشتر نداره ... داره عملکرد مادرو رصد میکنه ... دید مادر توی این دود و آتش ، توی بین نامحرمها ، توی هجوم مهاجمین به پیغمبر استغاثه میکنه ... این درس رو یادگار برای خودش نگه داشت ...

کربلائی ها ...

پنجاه سال بعد ، روز یازدهم اومد کنار گودال قتلگاه ... دید یه بدنی إرباً إربا روی خاک گرم کربلا ... بی سر ، بی عمامه ، بی نعلین و لباس و انگشتر ،... چه کرد ؟!

رو کرد به سمت مدینه و پیغمبر ... درس مادرو اینجا عملی کرد ... صدا زد ...یا جَدّاه صَلّىٰ عَلَیْکَ مَلیکُ السَّماء ...زینب هم به پیغمبر استغاثه کرد ... هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ، مُقَطَّعُ الْأَعْضاءِ ، مَسْلُوبُ الْعِمامَةِ وَالرِّداءِ...همه ناله بزنیم یا حسین ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:43 ب.ظ | نظرات()

السَّلَامُ عَلَیْكِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَة ...

دیگه روزای آخر عمر فاطمه س ...

المَغْصوبَةِ حَقُّهاٰ ...

بدجوری حقتو گرفتن بی بی جان ...برا گرفتن حقت حتی به بچت هم رحم نکردن ... تُضْرَبُ وَ هِیَ حَامِلٌ ...

الْمَمْنُوعَةِ إِرْثُهَا ... الْمَقْتُولِ وَلَدُهَا ...

محسنتو ندیده کشتند ... کاش میذاشتن ببنیش و بعد بکشن ...

الْمَكْسُورَةِ ضِلْعُهَا وَ الْمَظْلُومِ بَعْلُهَا ...

بعد از پدر به فاطمه دشمن امان نداد

وز مهر کس تسلّی آن خسته جان نداد

زهرا ندید محسن و گلچین روزگار

گل چید و فیض دیدن بر باغبان نداد

میخواست با پسر بدهد جان به پشت در

اما چو بی کسیِ علی دید ، جان نداد

اللّه اکبر ...

در کوچه خواست تا که شود حامی علی

دردا که تازیانه قنفذ امان نداد

***

 تا دم مرگ همش میگفت:

شرمنده ام؛حمایت من بی نتیجه ماند ... علی جان ...

شرمنده ام حمایت من بی نتیجه ماند

دستم شکست و بند ز دست تو وا نشد

 *از همین جا بی مقدمه ببرمت گودال با یه بیت ... دخترشم کربلا هی گفت :*

شرمنده ام حمایت من بی نتیجه ماند (داداش)

خنجر ز حنجر تو برادر جدا نشد ...

حسین ....

*هرچه عجله کرد جلوتر از شمر به گودال برسه اما نشد ... راوی میگه دیدم لباس عربی مانعه ... افتان و خیزان ، دختر علی هی زمین میخوره و بلند میشه ...*

او می‌دوید و من می دویدم

او سوی مقتل ، من سوی قاتل

 

*اما وقتی رسید دید ... وَالشِّمرُ جاٰلِسٌ عَلیٰ صَدرِکَ ... مُولِعٌ سَیفَهُ عَلَیٰ نَحرِکَ ...*ناله بزن یا حسین ...

 


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:49 ب.ظ | نظرات()

                        

از خراسان پیرمرده حرکت کرد اومد مدینه زیارت امام باقر علیه السلام ،ماه ها تو راه بود ،خسته شد گرسنه شد . پاهاش زخمی شد ..." با همه ی این سختی و درموندگی رسید مدینه .

سراغ امام و که گرفت ، گفتن آقا مشغوله درس و بحثه"

اومدن وارد منزل حضرت شد" دید شاگردا همه نشستن ، دودستش رو گذاشت به آستانه ی درب خانه ی حضرت ؛ عرضه داشت اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسوُلِ الله ...

خیس عرق،پاها پینه بسته،خسته و درمونده، عرضه داشت یابن رسول الله این همه راه رو از خراسان طی کردم فقط و فقط به عشق زیارت شما" این همه راه رو اومدم بگم آقا دوستت دارم ...

آقاجان میشه به من بگی این محبت به چه درد من میخوره ؟؟

)ای کسایی که این شبا از این جلسه به اون جلسه میرید با امام زمان برا مادرش زهرا گریه کنید ... امشب به آقا بگو من دوست دارم ... من اومدم تو رو از غربت دربیارم ... شنیدم تو ، تو بیابونا خیمه میزنی ... مردم شهر تو رو از خودشون روندن ... اومدم با شمای خیمه نشین هم دم باشم (

حضرت بلند شدن ، فرمودن : إِلَیهِ" بیا کنار خودم بنشین تا جوابتو بدم ..."

دونه دونه این شاگردای حضرت رو کنار زد ، تا رسید محضر امام باقر، حضرت کنار خودشون او رو قرار دادن ... همین که نشست حضرت فرمودن: همین سوال رو یه نفر از بابام زین العابدین پرسید. میخوای بدونی این محبت ما با شما چه می کنه؟؟ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ ... قیامت دونه دونه تون که ما رو دوست دارید با ما محشور میشید ....

)این شبا با امام زمان باید اینجوری حرف بزنیا ... بگو آقاجان عمرم داره تموم میشه هنوز نتونستم رخ زیباتو ببینم ... گفتم میرم کربلا میبینمت ... نشد ... اومدم امشب تو روضه ی مادر دنبالت میگردم ...) حضرت فرمود نگران نباش خیالت راحت باشه ، قیامت با ما محشور میشی ..."

تا وقتی که زنده ای عزیز و سربلندی ... محب ما ذلیل نمیشه ... وقتی ام از دنیا بری ماها میایم بالا سرت ... مادرم فاطمه میاد بالاسرت ....

                                    



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:53 ب.ظ | نظرات()

                  

وقتی به دنیا آمد پیغمبر اکرم مدینه نبودند . تا سه روز این نوزاد بدون نام بود . حالا چه سرّی داره نمی‌دانیم . تنها مولودیست که تا سه روز بدون اسمه . چون پیغمبر اکرم فرمودند بچه که به دنیا آمد تا هفت روز او را به نام من صدا بزنید و اگه دختر بود به نام دخترم زهرا ... بعد از هفت روز عقیقه کنید و سر او را بتراشید و صدقه بدید و بعد نام اصلیشو صدا کنید . در گوش راست اذان ، در گوش چپ اقامه ...اما این تنها مولوده ایست که سه روز بدون نام بود .

حالا شاید من اینجوری استفاده میکنم از همین جا یه وجه اشتراکی با اون بدنی که سه روز رو خاک گرم کربلا بی نام و نشان موند ارتباط داشته باشه ...

نمیدانم!

پیغمبر تشریف آوردند ...

اولین کسی که به پیغمبر بشارت داد أبی عبدالله بود ...

تا بشارت ولادت خواهرو داد پیغمبر گریه کرد . چه راز و رمزی توی این گریه هاست! میدونید سالها پای روضه و منبر بزرگ شدین ... بماند!

وارد منزل شدند .

اول و خاتمه هر سفری پیغمبر

عزم دیدار حرمخانه ی زهرا میکرد ...

وارد خانه فاطمه شد . قنداقه رو امیرالمؤمنین دادن ، تا قنداقه رو گرفت فرمود علی جان! نامشو چی گذاشتی؟

ادب امیرالمؤمنین رو ببینید ... عرضه داشت : نامگذاری بچه های زهرا باشماست ... ما بر شما پیشی نمی گیریم ...

پیغمبر هم فرمود نامگذاری بچه های زهرا با خداست نه بامن ...

تنها امامزاده ای که نامش از طرف جدا جَعل شده نام زینب کبراست ... حتی اباالفضل العباس این ویژگی رو نداره ... چون نام عباس رو امیرالمؤمنین گذاشت ... اما نام زینب رو خوده خدا گذاشت ...

فَنَزَلَ جَبرئیل ... همون تشریفاتی که برای أبی عبدالله پیاده شد برای نامگذاری زینب پیاده شد ...

جبرئیل نازل شد ...

یارسول الله ! سَمَّ هذه الْمولودَه «زِیْنَب» ... نام این مولوده رو زینب بذار ...

قنداقه رو تحویل گرفت ... روشهای برات نمیخونم . اصلا ولادت او ولادت گریه س ... گریه ی من و تو هم نه گریه ذوق و شوقه ... عمل به سیرهٔ پیغمبر و فاطمس ... هر کی میخواد عمل به سیرهٔ پیغمبر و زهرا کنه بسم اللّه ...

صورت زینب رو آورد مقابل لبها ... فاطمه و علی دارم میبیند ...

فَوَضَعَ فَمَهُ الشَریف عَلیٰ خَدِّهَ المُنیف ...

این لبارو گذاشت رو دوگونه ی زینب ...

فَبَکیٰ بُکاٰئاً عاٰلیاٰ ...

شما می‌دونید ... هرجایی رو از هر کسی رو که پیغمبر توی خمسه طیبه بوسه زده چه بلایی بر سرش آوردن ؟!؟ ... من دیگه اشاره نمیکنم ... تا گریه کرد ، فاطمه گریه کرد.

چتونه مردم !؟ روز ولادته ... الان حرمش زائر نداره . الان حرمش ناامنه ... چقدر رفیقامون کشته شدند ... پیکرهاشون هنوز نیومده ... یاد همشون امشب مهمان سفره ی زینبی باشند ...

طاقت نداشت . تا دید پیغمبر گریه کرد، فاطمه هم گریه کرد .

پرسید بابا چرا گریه میکنی؟

فرمود: أَخْبَرَنی جبرئیل أنَّ هذه البِنت سَتُبلیٰ بِبَلایاٰ مِن أوَلِ عُمرِها إلیٰ آخِرِها ...حسین ....دل میدی یا نه ... زن و مرد ...

همینجا بلافاصله مادرش زهرا برامون یه سفره پهن کرد ... اسم تک تک مارو نوشت ... پرسید : بابا ! ...

فَماٰ ثَوابُ مَن بَکیٰ عَلَیهاٰ؟ ...

ثواب کسی که بر زینب گریه کنه چیه ؟!

آماده ای یا نه ؟!

فرمود ثواب گریه کن زینب اینه ... برابری میکنه با ثواب گریه بر حسن و حسین ...

اینو اشاره کنم ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

سلمان میگه منم بودم . یه نگاه به جمعمون کرد . فرمود حاضرین به غائبین اطلاع بدن... احترام این دختر بر همه واجبه...حسین ....چه احترامی کردند ... تاریخ نوشته قبل کربلا هیچ چشمی قد و قامتشو ندیده بود ... اما بعد کربلا ، چشمی نبود قد و قامتشو ندیده باشه ...حسین ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:24 ب.ظ | نظرات()

                

فَجَمَعُوا الحَطَبَ هیزم آوردن چه هیزمی *فَجَمَعُوا الحَطَبَ الجَزلَ عَلی بابِنا*معمولا ما جزل به معنای کثیر معنا می کنیم و رد میشیم ... یعنی هیزم زیادی رو آوردن دم خانه ی من اما این غلطه" جزل یعنی هیزمی آوردن که به زودی خشک نشه و از بین نره .... یعنی ساعت ها در این آتش این هیزم بسوزه *فَجَمَعُوا الحَطَبَ الجَزلَ عَلی بابِنا لِیُحرِقُوهُ وَ یُحرِقُونا*یعنی هم خونمو بسوزونن هم خودمونو بسوزونن ...

باورم نمی کردم که اینا بدون اجازه وارد بشن ..... لذا وقتی با استفهام سوال کرد واقعا میخوای خونمو بسوزونی؟؟؟ نانجیب یه جوابی داد "

گفت هَذَا مَا جَاءَكَ الَّذِی به أَبُوكِ یعنی فاطمه مگه بابات نگفت لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى اومدم مزد مودت رو بهت بدم ... الله اکبر ... عجب جسارتی کرد که امام صادق قریب به صد و ده سال بعدمادر به مُفَضَّل فرمود اگر چه کربلا برای ما بالاترین غم و محنته... اما اون روزی که در خونه ی مادرم رو سزوندن اون ریشه ی همه ی مصائب و فتنه هاست .... اون به مراتب سخت تر و تلخ تر از کربلاست وَ تُضرَبُ فَاطِمَةُ و هِیَ حامِلُ..... یا صاحب الزمان آقاجان معذرت میخوام این روضه ای که خدا در شب معراج برای پیغمبر خونده ...

فرمود: یُدْخَلُ عَلی حَریمِها بِغَیْرِ إذْنٍ بدون اجازه وارد میشن ثُمَّ یَمَسُّهَا هَوَانٌ  وَ ذُلٌّ دیگه ترجمه نمی کنم اما تُضرَبُ و هِیَ حامِلُ.... وتَمُوتَ مِنَ ذَلِكَ الظَّنِّ... همین قدر بگم بلایی به سرش آوردن که دیگه این روزا از بسترم نمی تونست بلند بشه .... حتی برا خواندن نماز،دستور داد بسترش رو کنار دیوار پهن کنن یعنی برای هر نشست و برخواستی فاطمه از دیوار کمک میگرفت ....

آخ بمیرم گفتم و تحویل دادم ... پنجاه سال بعد کربلا هم اون نانجیب دستورحمله به خیمه ها که داد،گفت خیمه را با اهلش بسوزانید ... اگه امر زین العابدین بر فرار از خیمه ها نبود این هشتاد و چهار زن و بچه زنده زنده تو خیمه میسوختن .... ناله بزن یازهرا .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:29 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic