سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام علی علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


سحر بود و غم و درد

سحر بود و صدای نفس خسته ی یک مرد

که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می کرد

غریب و تک و تنها

در آن شهر، در آن وادی غم ها

دلی خسته تر از هر دل شیدا

دلی زخم و ترک خورده پر از غصه ی زهرا

شبِ راحتیِ شیر خدا از همه ی مردمِ دنیا

عجب شام عجیبی ست

روان بود سوی مسجد کوفه

قدم می زد و با هر قدمش عرش به هم ریخت در آن شب

و لرزید به هر گام، دلِ حضرت زهرا، دلِ حضرت زینب

غریب و تک و تنها

نه دیگر رمقی مانده در آن پا

نه دیگر نفسی در بدن خسته ی مولا

به چشمان پر از اشک و قدی تا

پُر از وصله، عبایش

پُر از پینه دو دستان عطایش

رسید او به در مسجد و پیچید در آفاق نوایش

علی گرم اذان ملکوتی و ملائک همه حیران صدایش

گُل ِ خلقتِ حق رفت روی منبر گلدسته و تکبیر زنان

ساکت و خاموش، زمین، رام، زمان

محو تماشا، همه ذرات جهان

باز در آن بذم ِ اذان

ناله ی محزون و آهسته ی یک مادری قامت کمان

گفت عجب شام غریبی شده امشب

امان از دل زینب

و گلبانگ اذان گشت تمام و شده بی تاب

دل خاکیِ محراب

بُوَد منتظر مَقدَم ارباب

علی آمد و مشغول مناجات

زمین گرم مباهات

در آن جلوه ی میقات

عجب راز و نیازی

عجب سوز و گدازی

"مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْمالِکُ وَاَ نَا الْمَمْلُوکُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَمْلُوکَ اِلا الْمالِکُ، مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْغَنِیُّ وَاَ نَا الْفَقیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْفَقیرَ اِلا الْغَنِیُّ"

عجب سوز و گدازی

عجب مسجد و محراب و عجب پیش نمازی

علی بود و خدا بود

خدا بود و علی بود

علی گرم دعا بود

خدا گرم صفا بود

علی بود به محراب عبادت

علی رکن هدایت

همان مرد غریبی که به تاریکیِ شب ها

به یک شانه ی خود نان و یکی کیسه ی خرما

بَرَد شامِ یتیمان عرب را

*عجب یتیم نوازی كردی علی جان،تو این كوفه،همین یتیم ها بزرگ شدن،یه روزی هم یتیم های تو اومدن تو این كوفه،عجب تلافی كردن،نون و خرماها شد سنگ و كلوخ،محبت ها شد نی سوخته و خاكستر*

همان مرد غریبی که به تاریکیِ شب ها

به یک شانه ی خود نان و یکی کیسه ی خرما

علی بود همان خانه نشین، شاهِ عرب، همسر زهرا

علی بود و نماز و دل محراب، پر از عطر گل یاس

*چرا عطر گل یاس؟معلومه بی بی دلواپس شده،بی بی از عرش آمده،یه گوشه ی محراب ایستاده،علی جان دلم برات شور می زنه*

در آن لحظه ی حساس

قیامی که تجلاّش بُوَد روز قیامت

رکوعی پُر ِ از بارش انگشتر خیرات و کرامت

چه زیباست کلامش

قعودش و قیامش

ولی لحظه ی زیبای علی با شرری یک دفعه پاشید

از آن سجده که در آن بدن فاطمه لرزید

لب تیغ ستم بر سر خورشید درخشید

فرود آمد و شیرازه ی توحید فرو ریخت

علی ناله زد و آهِ علی با نفس فاطمه آمیخت:

که ای وای خدا،

جانِ علی آمده بر لب

امان از دل زینب

دوباره بدن خونی و رخساره ی زرد و غم ِبی تابیِ دختر

دوباره نفسی سوخته و غربت و بستر

دوباره به دل زینب کبری

شده تازه غم و غصه ی مادر

کنار بدنِ خسته ی حیدر

فضای در و دیوار پُر از درد و محَن بود

نه صبری، نه قراری، به دل زینب و کلثوم و حسن بود

علی دیده بلافصله بگشود و اینگونه بفرمود

كه ای دختر غم دیده ی من زینب كبری

تو ای محرم بابا

هنوز اول راهی

بیا همدم بابا

*بی تابی نكن زینب جان، حالا حالاها كار داری زینب جان،اشكاتو نگه دار زینب جان*

كه پس از من تو می مانی و یك عمر بلا دختر بابا

تو و کرب و بلا، دختر زهرا

تویی و بدن بی سر دلدار

تویی و به سر نیزه سر یار

تو و یك قوم اذیت

تو  و یك طایفه آزار

نه عباس و حسینند كنار تو

درآن كوچه و بازار

*زینب جان،الان حسینت هست،حسنت هست،عباس،عون جعفر برادرات هستن عزیز دلم،یه روزی تو رو وارد همین كوفه می كنند،ریسمانها به بازوی تو، از در و دیوار سنگ و چوب به سر و صورتت می باره. اما چرخ و فلك گردید، زینب وقتی وارد كوفه شد،داره خطبه می خونه،با عتاب و خطاب،وای بر شما مردم،نه از سنگشون ترسیده،نه از چوبشون نه از هلهله شون، اما یه وقت دیدن لحن سخن زینب عوض شد،یه صدای نرمی عرض كرد:عزیز برادر،هلال یك شب من،سه شبانه روز ندیدمت،همه رو بابام بهم گفته بود، همه رو می دونستم،اما باورم نمی شد،یه روزی بیاد،سر زینب رو بدنش باشه،سر تو بالای نیزه، كی پیشونیت رو شكسته حسین،راوی میگه ندیدم زینب سر به چوبه ی محمل بزنه، اما دیدم از گوشه ی مقنعه ی زینب، خون تازه جاری شد،حسین.....

دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:04 ق.ظ | نظرات()

صل الله علیک یا مولا یا صاحب الزمان

ای آقا جونم، امشب کجا قرآن به سر می گیری؟آیا تو کوفه هستی ، کربلا هستی ، شنیدید ، وقتی همه رو صدا کرد بالای معزنه قرار گرفت ، مناجات کرد ،بعد موقع اذان صبح شد ، الله اکبر  ... صداشو همه مردم کوفه شنیدن ، "به امام حسین آگه به اعتقاد خود من و تو باشه ، امشبم شما ها صداشو شنیدید اومدید اینجا" وقتی اومد به نماز ایستاد ، همچین که به سجده رفت ، شنیدید کاری کرد نانجیب ، ابن ملجم صدای همه عالمیان ، سماوات ، عرضی بلند شد ، با جبرییل ناله زدن ... الله اکبر ؛ وقتی صدای امیرالمؤمنین بعد از ضربه بلند شد "فزت و رب الکعبه"  قربون تو آقای غریبم ، یه وقت صدای جبرئیل میان زمین و آسمان بلند شد ، صدا زد به خدا علی رو کشتن ، این صدا رو زینب شنید ، حسنین شنیدن ، به سرعت دو تا آقازاده ها سمت مسجد ، وقتی رسیدن دیدن محراب مسجد پر از خونه ... ای علی علی علی ..."

نون و نمک بخور ولی به زخم من نمک نزن2

یه شب که مهمون منی،حرف سفر به من نزن

***

شبیه مادرم شدی،تو نیمه جونم می کنی

سلام میدی به مادرم،دل نگرونم می کنی

دل تو بی قرار زهراست ...

همش دلت کنار زهراست ...

چشام به چشمات گره خورده

چشات به انتظار زهراست

بابا بابا بابا بابایی ...

بابا بابا بابا بابای تنها ...

امون ازین رفتن تو ...

امون ز برگشتن تو ...

میخ در التماس می کرد ...

بابا ، به پیراهن تو ...

صحبت میخ در شدو

بازم دلم شد پر غم

بیا بیا ،به یاد مادرم

روضه بخونیم برا هم

( یادم نرفته مادر افتاد

شاخه ی یاس پرپر افتاد

دیدم که زانو هات میلرزید

تا روی مادرم ، در افتاد ) 2

***

با گریه ایستاد دوباره نگاهش کرد

تسبیح را به دست گرفت و دعاش کرد

گیسو کشید دخترش ، اما چه فایده

زینب به جای فاطمه خیلی تلاش کرد ...

شمشیر تا میان دو ابروی صورتش

طوری نشسته بود نمی شد جدا کرد

ای روزگار،ای روزگار،آخر علی را زمین زدن

باید ازین به بعد جگر را فداش کرد

وقت وصال بود دوباره خضاب کرد

وقت خضاب خون سرش را حناش کرد

*عرضم و تمام و التماس دعا بچه ها داخل گلیمی بابا رو جمع کردن ، با سر غرق خون آوردن سمت خانه ، چند قدمی خانه گفت بچه ها بزارید خودم با پای خودم بیام ... آگه زینب منو با این حال ببینه ، میمیره ... دختر طاقت نداره سر خونی بابا رو ببینه ، میخوام بگم علی جان کجا بودی بالا تل زینبیه ، والشمر جالس علی صدره ... "

می گفت خواهرش دم گودال قتلگاه

این روبه قبله این همه نیزه زدن نداشت ...

دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:46 ق.ظ | نظرات()

نخل طوفان زده آخر ثمرش میریزد

زودتر از ثمرش،برگ و برش میریزد

یاکریمی که غم جفت خودش را بیند

قفسش لانه شود،زود پرش میریزد

پهلوانی که خجالت زده ی بانویی ست

مثل کوهی که شکست،از کمرش می ریزد

این سخن پیچیده هر جا ...

مرتضی افتاده از پا ...

*تو که رفتی از پا افتادم ...*

***

دخترش ناله ی جبریل شنید و افتاد

سقف خانه به سرش،در نظرش میریزد

ایستاده است در خانه بیاید بابا

نمک انگار به زخم جگرش میریزد

دو پسر زیر بغلهای پدر را دارند

خونش از مسجد و دیوار و درش میریزد

می کشد روی زمین پاو سرش پایین است

*تصور کن ،وقتی زیر بغلاشو گرفتن سر افتاده پایین ... گریه کن های غریب عالم علی ... گریه کن های اول مظلوم عالم امیر المومنین ... *

می کشد روی زمین پاو سرش پایین است

وای هر نیم قدم ، فرق سرش میریزد

                        ***

کربلا کار که برعکس شد و خواهر دید

پدری با دو پسر اشک ترش میریزد

*تا حالا شب نوزدهم طفلان حضرت زینب رفتی؟!*

اکبرش را که بغل کرد تنش ماند زمین 2

دید حتی به تکانی پسرش میریزد ...

* حسین .... *

فقط از قامت او مختصری باقی ماند

دید تا خیمه همین مختصرش میریزد

ایستاده است سنان تا که حرم هم بینند

لخته خون های علی از تبرش میریزد ...

*حسین ...*

*حالا به آبروی اول مظلوم عالم بگو الهی العفو ...*

شاعر:حسن لطفی

دانلود روضه




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:41 ق.ظ | نظرات()

دل شکسته ی من انس با علی دارد

*امشب دلاتون خوب شکسته ها "انا عند قلوب منکسره" خود خدا فرموده*

دل شکسته ی من انس با علی دارد

*از روزی که خانومت رو بین در و دیوار گذاشتن،پهلوشو شکستن، اما دل مارم شکستند ، تا قیامت دل ما شکسته ی غم فاطمه و بچه هاشه*

دل شکسته ی من انس با علی دارد

دل از همه بگسسته ، تا علی دارد.....

منم زشهر ولایت ،زکوی سوختگان

شناسنامه ی من مهر یا علی دارد....

خدا مدال علی دوستی به ما دادست

به غیر کشور شیعه کجا علی دارد.....

به روز حشر برای ،شفاعت امت

علی حسین و رسول خدا علی دارد....

*پیغمبر فرمود: قیامت کلیدهای بهشت و جهنم و میدم دست علی ، امیرالمومنین میان کنار آتش جهنم می ایستند ، اینو سنی ها نقل کردن ، فَرائدُ السِمطَین جوینی مینویسه" شراره های آتش رو میکنند به مولای من و تو ، میگن آقاجان کنار برو نور تو باعث میشه شعله های من خاموش بشه..... بعد حضرت اشاره می کنند آرام بگیر" اشاره میکنند فلانی دشمن منه ، "فخزی" او رو تو آتش بینداز ، فلانی از دوستان منه رهاش کن ،خدایا یعنی میشه ما جزو آزاد شدگان از آتش باشیم؟ آره که میشه" دهه ی آخر مگه نفرمود : "اتقن من النار" دلم هوای دعای مجیر کرد،بزار بگم زمزمه کن "سُبْحَانَكَ یَا اللهُ تَعَالَیْتَ یَا رحمان أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ" آگه امشب نام مارو ننویسی کجا برم ؟!! اصلا امشب اینجوری باهات حرف میزنم " تا نبخشی ازین خیمه بیرون نمیرم.... بدن بابا رو دفن کردن،امام مجتبی، متصدی دفنه" اولین ضربه رو که زد دید یه قبر آماده ای ، یه لوحی روش هست نوشته شده "هذا قبر اخی علی ابن ابیطالب" این قبریه که نوح نبی برا علی کنار گذاشته ، لذا تو زیارت نامه ش میگی "السلام علی ضجیعیک آدمک و نوح" تمام اینها رو امیرالمومنین به امام مجتبی گفته بود، بالای لحد و خواستند کنار بزنن، بالای این لوح دیدن انبیاء اولوالعظم  نشستن ، همه دارن به پیغمبر تسلیت میگن پایین لوح که پایین پای قبر بود ابی عبدالله کنار زد،اصلا این سرش چیه نمیدونم؟!! دید چهار زن بهشتی دور مادرش فاطمه رو گرفتن ، اونا دارن به مادرش تسلیت میگن، نیمه شبه دیگه کجا بریم؟نمی دونم چه سریه، اون شب دفن مادرم ابی عبدالله نیمه شب اومد پایین پای مادر،شروع کرد پاهای مادر رو بوسه زد، اینجا هم نیمه شب حسین اومد پایین پای علی،بازم مادرش رو زیارت کرد... آخ هر دیدی یه بازدیدی داره.... نیمه شب هودج هایی از آسمان اومدن کنار گودال.... این مادر اومده زیارت شبانه ی پسرش رو پس بده،حسین جان نیمه شب اومدی،نیمه شب اومدم دیدنت.... از بالای سر.... (سر که نداشت،سر بالای نیزه بودا...)از بالای بدن که رگ های بریده نمایان بود پیغمبر آمد با انبیاء اولوالعظم .... از پایین گودال هم فاطمه آمده بود با چهار زن بهشتی ،هر چه گشت دید نعلینشو پیدا نمی کنه،عمامه ش رو به غارت بردن... لباسی که فاطمه تهیه کرده بود به تنش نیست... واویلا ... واویلا .... هر چی گشت یه جای سالم تو بدن پیدا کنه ،نکرد... آخ یه لحظه تصور کن این زیارت زهرا بعد از لگد مالی سم اسب هاست.... آخ ازین بدن دیگه چیزی باقی نمانده بود.... نیمه شب مادر اومد ،غروب فرداش هم خواهرش اومد گفت داداش:

ته گودال فقط پیکر تو مانده و من 2

همه رفتند فقط مادر تو مانده و من ....

حسین .....

*شب زیارتی مخصوصه ارباب هستا" یه بیت دیگه ازین شعر بخونم و التماس دعا*

داداش...

ته گودال فقط پیکر تو مانده و من 2

همه رفتند فقط مادر تو مانده و من ....

تو و عباس که رفتید از آن روز به بعد

زخم های بدن دختر تو مانده و من....

حسین .....


                                 دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:15 ب.ظ | نظرات()

   

اُم البنین و زینبین خدانگهدار،حسن خدا نگهدار،حسین خدانگهدار

امشب دست خالیت رو بیار بالا، می دونی برا چی می گم؟ اصبغ بن نُباته ، اصرار کرد به امام مجتبی،گفت: من رفیق سی ساله ی باباتم بذار دم آخر من برم بالا سرش، اسبغ می گه من اومدم دیدم علی رنگ پریده افتاده تو بستر، دیگه خبری از قهرمان خیبر نیست، گفتم یا علی من رو نصیحتم کن، به من این دم آخر یه چیزی بده، میگه اشاره کرد به دستش، گفت: اصبغ دستم رو نگاه کن، گفت:این دست رو می شناسی؟ گفتم: آره آقا این دست خیبر شکنه. گفت: اصبغ دستم رو می خوام بیارم بالا جون ندارم. دست خیبر شکن علی بالا نیومد، چند زراع1 از زمین بلند شدو افتاد رو زمین. گفت: اصبغ خودت رو برا همچین روزی آماده کردی یا نه؟.1- ذراع به حد فاصل آرنج تا سر انگشت میانی

 هر چی داریم باید خرج خدا کنیم که اگه یه روزی دستمون خالی شد،همین دست بالا آوردن ها دست مارو بگیره، لذا شب خداحافظی بچه های علی ِ تو هم تو این خداحافظی سهیم شو.

اُم البنین و زینبین خدانگهدار،حسن خدا نگهدار،حسین خدانگهدار

دارم میرم شب وصاله

شب وصال ِ کیه؟ نمی شه شب شهادت مولا بخونی و از فاطمه نگی. چون علی این جوری دوست داره.

دارم میرم شب وصاله،ندیدمش این همه ساله

حالا وقتی دید چی گفت؟

بهم میگه:پیر شدی علی،خیلی زمین گیر شدی علی،از زندگی سیر شدی علی

حالا من چی میگم بهش؟

بهش می گم راست میگی ولی،سی ساله پیش مرده بود علی،من و ببر بی مُعطلی

پیر و خسته امُّ،بیار بگیر دیگه دستمُّ

بار سفر هم که بسته امُّ ،نگاه نکن فرق شکسته امُّ

رفتی بی خبر،بدون همراه و همسفر

حالا چشام خشک شده به در،بیا من و با خودت ببر

اُم البنین و زینبین خدانگهدار،حسن خدا نگهدار،حسین خدانگهدار

تو نبودی اُم البنین بود،وقتی علی خونه نشین بود

فاطمه می خوای یه ذره از این سی سال رو برات بگم؟

نبودی فضه می دونه،خونه ی قبرم شد این خونه،چشام هنوز خیس بارونه

کاش می اومد بارون اون روزی،که می دیدم داری می سوزی،مغیره کرد فتنه افروزی

حرمت ها شکست،غرور من زیر پا شکست

ببخشند سادات

وقتی که در بی هوا شکست

دیدم صدات بلند شد:آه...بگو یا زهرا......

روایت میگه علی هر کی رو می دید صدا می زد. حسنم بیا بابا تو پسر بزرگمی، این جوری نگاه نکن،بقیه به تو نگاه می کنند. وصایا رو گفت، وصیت کرد. هی نگاه می کرد، حسینم تو بیا بابا، تو این جوری گریه نکن جگر بابا رو آتیش نزن، اما میگن بین همه ی نگاها تا نگاش می افتاد به زینب، خود مولا گریه می کرد.

زینب تو کوه پر غرور باش،بودی همش بازم صبور باش

از بعد من سخت ِ می دونم،حرفی نزن سختِ می دونم،داغ حسن سخت ِ می دونم

سختر از اون کربلا زینب،قتلگاه از قفا زینب،سری که میشه جدا زینب

بدترش کجاست،گم میکنی پیکرش کجاست

همچین که روضه ی کربلا برپا شد،یه وقت گفت: بگید عباسم بیاد. امشب شب عباس ِ،همه جی عالم رسم ِ پدر که می خواد بره، بچه ی کوچیک تر رو به بزرگتر میسپارند. اما عباس شانزده سالشه؛ همه نگاه کردند، دیدند علی داره کارو یه جور دیگه جلو می بره بر خلاف قاعده، دست حسین رو تو دست عباس گذاشت، گفت:عباس دست داداشت رو فشار بده، مبادا یه روز تنها بمونه، می خوام بگم امشب عباس دست حسین رو گرفت فشار داد. اما کربلا حسین دست عباس رو گرفت،دید یه دست بریده رو زمین افتاده. امشب شبشه

سقای دشت کربلا اباالفضل،اباالفضل

هرکی گرفتاره بگه:

سقای دشت کربلا اباالفضل،اباالفضل

                                        دانلود مداحی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:53 ب.ظ | نظرات()

       

وقتی که با نان و نمک افطار می کرد

علی تو خونه ی دخترشه اما دلش یه جای دیگه است.

وقتی که با نان و نمک افطار می کرد

انگار که با فاطمه دیدار می کرد

هی شیر را از پیش خود می زد کنارو

هی دخترش با چشم تر اصرار می کرد

بابا بعدعمری اومدی خونم،یه شب افطار کن.چرا لب به غذا نمی زنی؟ دخترها خوب می فهمند من چی می گم. دختر وقتی باباش می آد خونه می خواد تمام عالم رو تو سفره جلو باباش پهن کنه.اما این بابا با همیشه و هر شب فرق می کنه. حال دیگه ای داره علی امشب. یا اباعبدالله من میگم باز امیرالمؤمنین دو سه ساعت با دخترش بود.باز لااقل دو لقمه با دخترش غذا خورد. رقیه تا چشم باز کرد دید آتیش همه جارو گرفته،گفت:بابام کجاست بی خداحافظی رفت؟ بگذرم،اینها تلنگره که تو اشکت بیاد،روزیه

در آسمان انگار

همه ی روضه من با این کلمه ی آسمانِ. چی علی تو این اسمان می دید هی می اومد تو حیاط، هی دست رو دست فشار می داد؟انگار یه گمشده دشت.

در آسمان انگار چیز تازه می دید

با اشک دیده چشم را خونبار می کرد

امشب ز شب های دگر مظلوم تر بود

این را  اذان وقت سحر اقرار می کرد

امشب شبِ کیه؟یا فاطمه

آن پهلوانی که غرورش را شکستند

انا الیه راجعون تکرار می کرد

نمی دونم وقتی شمشیر و زدند،زخم سی ساله ی علی چه طوری دهن باز کرد؟ و اِلا علی مردی نبود از یه ضربه بناله، زمین بخوره. زخم زخم شمشیر نبود، علی یه روز نود تا از این زخم ها خورده بود ،خم به ابرو نیاورده بود،این زخم زخم جیگر علی بود،تازه شد. حالا روضه بخونم برات: هی اومد امشب تو آسمون نگاه کرد، هی زیر لب می گفت: اِنّا لِلَّه وَ اِنّا الیه راجعون. همیشه روضه منتظر یه گریزیه،منتظر یه تیکه است. روضه ی امشب من پر از گریزه. هر جا به دلت نشست داد بزن،حقش رو ادا کن. بسم الله : امروز هی به آسمون نگاه کرد. این به آسمون نگاه کردن علی سابقه داره؛ علی سی سال قبل هم یه بار به آسمون خیره شد، کی به آسمون نگاه کرد،آی روضه فهم ها؟اونی شبی که می خواست فاطمه اش رو زیر خاک بذاره، دیدن هی می ره تو قبر، خدایا چه کنه علی؟ کسی که مضطر میشه نگاه به آسمون می کنه،آدم وقتی می مونه چه کنه،وقتی مُستأصل میشه به آسمون نگاه میکنه. خدایا چه کنم،چه خاکی به سرم کنم، سی سال قبل می خواست زهراش رو تو قبر بذاره،هی به آسمون نگاه کرد،اون جملات معروف رو گفت: أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ. مال اون شب علی بود. دیگه علی غصه هاش پایان نداره،شبش پایان نداره. بعد سی سال دوباره به آسمون خیره شد. یعنی می خواست بگه خدا یعنی دیگه تموم شد؟ امشب شب راحتی علیِ. خیالم راحت باشه دیگه کار تمومه؟ علی شب مدینه به آسمون خیره شد حرف هاش رو زد، شب کوفه به آسمون نگاه کرد حرف هاش رو زد. "بیاجلوتر" من یه آقایی می شناسم کربلا. چند بار حسین کربلا به آسمون خیره شد،چند جا هی ابی عبدالله به آسمون نگاه کرد. من یه دونه اش رو بگم؟ یه دونه اش رو که من و کشته، ابی عبدالله کجا به آسمون نگاه کرد. گفتم یه مرد کجا به آسمون نگاه می کنه؟ وقتی که مضطر و مستأصل بشه. علی تنهایی می خواست زهرا رو دفن کنه، هی به آسمون نگاه کرد،سحر نوزدهم هی به آسمون نگاه کرد. حسینم کربلا وقتی قنداقه ی خونی رو زیر عبا پنهان کرد. دیدن یه قدم میره، خدا چه کنم؟ مادرش داره نگاه می کنه. حسین........... همه امشب به یه حاجتی اومدند، من امشب اسم شیرخواره رو آوردم،بیرون نگی من مریض دارم،این تو و قنداقه ی علی اصغر. آی مریض دارا،گرفتارا... یه جمله دیگه بگم: دیگه کی به آسمون نگاه کرد؟ هر کی تا حالا ناله نزده،حیفه،صدات رو فرشته ها ضبط کنند. حسین به قنداقه نگاه کرد قنداقه تو دستش بود،گفت:خدایا داری می بینی با حسینت چه می کنند. من ببرمت جلوتر.. یه ساعت بعد یه خواهری هی خورد زمین،هی زد تو سر گفت: وامحمدا..زود حرف من و بگیر..یه نگاه کرد زینب به آسمون، دید سری به نیزه بلند است....حسین......هر کی صدا داره.حسین......

                                       دانلود مداحی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:30 ب.ظ | نظرات()

من نمی دونم چه سرّیه مبعث میگن عاشورا بخون،عید فطر میگن عاشورا بخون،سفارش شده،غدیر میگن عاشورا بخون،عید قربان میگن عاشورا بخون،شهادت بی بی میگن عاشورا بخون،شب بیست و یكم هم میگن عاشورا بخون،آخه امشب كوفه كربلاست،آروم آروم علی داره چشماشو میبنده،هی چشماشو باز میكنه،به هوش میآد از هوش میره،

تنگ غروب ِ بچه ها،بیایید من و یاری بدید

حسنم حسینم

پاشید برای یتیما،سفره ی افطاری بدید

دختر من چادرت و با اشك چشمت تر نكن

كُشتی من و  با گریه ها مادر مادر مادر نكن

زهر ستم كرده اثر چشام داره تار میبینه

زینب

چشای تاریك بابات باز در و دیوار میبینه

تازه فهمیدم فاطمه ام چی كشید،روزای آخر دیگه چشماش نمیدید

گریه نكن تا كه بگم وصیت های آخرُ

گریه نكن بذار بابات حرف بزنه،گریه ات داره من و میكُشه زینب

گریه نكن تا كه بگم وصیت های آخرُ

بریز میون كفنم خاك مزار مادر ُ

یاری كنید كه پا بشم تو نفسای آخرم

مادرتون منتظر ِ باید برم باید برم

دیگه لفظ عوض شد

چیزی نمودنه تا بیام فاطمه جون كنار تو

تو اومدی و سر شده زمان انتظار تو

منتظرم بیا بشین

بیا و زخمم و ببین

بذار كه یاریت بكنم

تا كه نیفتی رو زمین

شبیهه اون روزایی كه تو بودی بین بسترت

با پر معجر میگیره اشك چشام و دخترت

دوباره به هوش اومد

وصیت كربلا رو باید بگم تا بدونند

همه برن بیرون فقط حسین و عباس بمونند

این ساعات همه نگاه میكنند به لب های مباركش،بچه های ام البنین،موالی ما،امامان ما،صاحب اختیارای ما،بچه های حضرت زهرا سلام الله علیها نشستند،همه دارند به لب آقا نگاه میكنند،نفس به شماره افتاده،آروم فرمود:چی داره داره میگه آقا/گوش و نزدیك آوردند،دیدند آروم داره میگه:"همه برن بیرون"همه بلند شدند،فرمود:"بچه های فاطمه ام بمونند"چهار تا عزیز دوردونه های بی بی نشستند،همه اومدند بروند بیرون،زیر لب آقا فرمود:"عباس"با اشاره فرمود بمون،چه خبر میخواد بشه

ای گل نازنین من شیر بچه ی ام بنین

میخوام باهات حرف بزنم پیش برادرت بشین

امشب خود علی روضه كربلا خوند

اگه ی میخوای كه شاد بشه دختر شاه عالمین

عباس من تو كربلا جون تو  و جون حسین

پسرم

وقتی چشات تیر میخوره حرف من و بیاد بیار

به جای دستات پسرم با زانوهات تیر و درآر

یاد حرف باباش افتاد عباس تیر و مابین دو كُنده ی زانو،سر بالا كشید،كلاه خود از سرش افتاد،یه وقت سر عباس

                                    دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:19 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic