سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام علی علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



افتاده بین بستری آتش گرفته

در آتشِ غم حیدری آتش گرفته

*اَصبغ ابن نُباته میگه تو عمرم علی رو اینجوری ندیده بودم ... سردارِ خیبرُ و احدُ و بدر ... کسی که دیدم چه جوری خیبر رو از جا کنده ... اَصبغ میگه تا اومدم کنار بستر دیدم دستای علی داره میلرزه ....*

بعد از علی دانست تنها چاه کوفه

راز قدیمیِ پری آتش گرفته ...

باور نمی کردند مردم تا به امشب

افتادنِ نام آوری آتش گرفته ...

زینب کنار بستر او بغض کرده

افتاده یادِ مادری آتش گرفته

دیدم در چشمانِ حیدر حلقه میزد

اشکِ وصال همسری آتش گرفته

مرهم ندارد زخمِ او جز چادری که

خاکی شده پشتِ دری آتش گرفته ....

پایان قصه میرسد با فرقِ خونی

ساقی کنار کوثری آتش گرفته

با کاسه هایِ شیرشان ایتام کوفه

دارند داغ سروری آتش گرفته

راز مگویش با حسین ، عباس ، زینب

حاکی شد از برگ و بری آتش گرفته

راز مگویی که در آن یک خیمه بود و

در بین خیمه خواهری .....

ای ابرهای کربلا باران ببارید

روی زمین موی سری آتش گرفته

کار از هجوم آتش و دامن گذشته

انگار پای دختری آتش گرفته ....

از جیغ یک دختر سریعا عمه فهمید

در پشت خیمه معجری آتش گرفته

حسین ....

*روضه بخونم و التماس دعا ... تا نانجیبِ ملعون ضربه رو زد ... سریع همه ریختنِ تو مسجد این حرام زاده رو گرفتن ، نداشتن فرار کنه ، درسته داغ خیلی سخته ، اونی که خیلی زینب و آتش میزنه داغ باباست ، اما اونی که داغدیده رو خیلی اذیت میکنه اینه قاتل آزاد باشه ... (فهمیدی چی گفتم ؟!!

جلو زینب قاتلِ باباشو دست بسته آوردن ... دید قاتل باباشو زندان کردن ... دید قاتل باباشو دست بستند ... میخوام بگم کربلا برعکس شد .... جلو چشمِ شمر دستهای زینب و بستند ....

جلو چشمِ نامحرمان ریسمان به گردن و دست هاش زدند .... از تو گودال عبورش دادند .... یه نگاه به علقمه کرد ... عباس پاشو ... قاتل داداشم داره نگاه .... میکنه زینب و اسیری میبرن ... حسین ....

 بالحُسین الهی العفو ..........




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:43 ب.ظ | نظرات()

*اَصبَغ بن نُباته ﻣﯿﮕﻪ : ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺁﻗﺎﻡ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ ، ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯼ ﻛﺎﺵ ﻛﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ، ﯾﻪ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺯﺭﺩﯼ ﺑﻪ ﺳﺮِ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﺒﻮﺩ ، ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺯﺭﺩﺗﺮﻩ ﯾﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﻠﯽ ...

ﺭﺍﺣﺖ ﻧﺎﻟﻪ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺎﺑﺎﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﻛﺮﺩﻥ ...

 ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺳِﻤﺎﺟﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﻫﺮ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻦ : ﻫﻤﺘﻮﻥ ﺑﺮﯾﺪ ، ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﻟﻤﻼﻗﺎته ، ﺩﯾﺪﻥ اَصبَغ بن نُباته ، ﭘﺸﺖِ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ، ﺯﺍﻧﻮﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺑﻐﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ، ﻧﻤیرﻩ ، ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ : اَصبَغ ﻣﮕﻪ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺑﺮید"

ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ، ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻢ ﺟﺎﻣﻮﻧﺪﻩ ﺍﯾﻨﺠﺎ ، ﭘﺎﻫﺎﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻨﻮ ﻧﻤﯽ ﻛﺸﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮﻡ ، ﻣﻦ ﺑﺎﺑﺎﻡُ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ .... ﺗﺎ ﻋﻠﯽ ﺭﻭ ﻧﺒﯿﻨﻢ ﺩِﻟﻢ ﺁﺭﻭﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ...

ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺮﺍ اَصبَغ ، اَصبَغ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﻋﯿﺎﺩﺕ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ، ﺍﻣﺸﺐ ﻋﺮﺿﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﺳﻤﺎﺟﺖ ﻛﻨﯿﺪ ، ﺩﺭُ ﺑﻪ ﺭﻭﺗﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻦ ، ﺟﻤﻠۀ ﺷﻬﺪﺍ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻜﻨﯿﻢ ، ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ، ﺟﻮﺍﺑﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ...*

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩَﺭ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ... ﺁﻗﺎﻡ ﺁﻗﺎﻡ

ﺗﺎ ﺑِﺒﯿﻨﻢ ﺭﻭﯼِ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ... ﺁﻗﺎﻡ ﺁﻗﺎﻡ

*ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻛﺮﺩ ، ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻡ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺴﺘﺮﻡ ﺑﺎﺷﻨﺪ ، ﺣﺴﻨﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﻨﺒﯿﻦ ﺩﻭﺭِ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﺎﺑﺎ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩﻧﺪ ، ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺭﻣﻖِ ﺧﻮﺩﺵُ ﺣﺮﻛﺖ ﺩﺍﺩ ، ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮِ ﺧﻮﺩﺵُ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩ ، ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭘﺲ ﻋﺒﺎﺱ ﻛﺠﺎﺳﺖ؟!! ﺍﻭﻣﺪﻧﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﯾﺪﻥ ﻋﺒﺎﺱ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ، ﻫﺎﯼ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﺭﻩ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﻜﻨﻪ ....

ﺳﺌﻮﺍﻝ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ، ﺳﺮﺍﻍ ﺷﻤﺎﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ، ﻣﮕﻪ ﻧمی یاید ﻛﻨﺎﺭِ ﺑﺴﺘﺮ ، ﮔﻔﺖ : ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﯿﺎﻡ ، ﺍﻣﺎ ﺍﺩﺏ ﻣﯿﻜﻨﻢ ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻛﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩﻥ ،  ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻥ ﻓﺎﻃﻤﻪ ست ﺳﻼﻡ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻬﺎ ﺍﺳﺖ  ، ﺍﻣﺎ ﻣﺎﺩﺭِ ﻣﻦ ﺍﻡ البنینِ ، ﻣﻦ ﻛﺠﺎ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻛﺠﺎ؟ ...

اﻣﺸﺐ ﻫﺮﻛﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺷﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺿﺮﺭ ﻛﺮﺩﻩ ، ﻧﺎﻟﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﯾﻪ ﺷﺄﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ  ... ) مَعالِی السّبْطَیْن ﻣﯿﻨﻮیسِ : ﺗﺎ ﻋﺒﺎﺱ ﺍﻭﻣﺪ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﺯﯾﻨﺐ ﺭﻭ ﻛﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎﺑﺎﺟﺎﻥ ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺎﺹُ ﻭﯾﮋﻩ ﺑﻪ ﺯﯾﻨَﺒِﺖ ﺩﺍﺷﺘﯽ ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺮ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ، ﯾﻜﯽ ﺭﻭ ﺟﻠﻮ ﺟﻠﻮ ﻣﯿﻔﺮﺳﺘﺎﺩﯼ ، ﺷﻤﻊ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻛﺴﯽ ﻗﺪ ﻭ ﻗﺎﻣﺖ ﺯﯾﻨﺐ ﺭﻭ ﻧﺒﯿﻨﻪ ، ﺷﻤﺎ ﺟﻠﻮ ﺟﻠﻮ ﻣﯿﺮﻓﺘﯽ ، ﯾﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ، ﯾﻜﯽ ﺳﻤﺖ ﭼﭗ ، ﻣﺜﻞ ﻧﮕﯿﻨﯽ ﺣﻠﻘﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﺪ ، ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩاش ها ﺭﻭ ﻣﻮﻇﻒ ﻛﻨﯿﺪ، ﺷﻤﺎ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ، ﻣﻦ ﻛﻨﯿﺰ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﺴﺘﻢ ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻣﺆﻇﻒ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻨﺎﺭﻡ ﺑﺎﺷﻪ، ﻫﻮﺍﯼ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ، ﻣﺴﺎﻓﺮﺗﯽ، ﻛﺎﺭﯼ ....

ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻫﺮﻛﺪﻭﻡ ﺭﻭ ﺑﮕﯽ ، ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻛﺮﺩ ﺑﻪ ﭼﻬﺮۀ ﻣﺒﺎﺭک ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻨ، ﺑﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻛﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﮕﻢ ، ﻧﮕﺎﻩ ﺯﯾﻨﺐ ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺒﺎﺱ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ : ﺍﮔﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﯾﺪ ﻋﺒﺎﺱ ﻛﻨﺎﺭﻡ ﺑﺎﺷﻪ، ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﻛﻢ ﺟﻮﻫﺮ ، ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻋﺒﺎﺳﻢ ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮ ، ﻋﺒﺎﺱ ﻛﻪ ﺟﻠﻮ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺳﺖِ ﺯﯾﻨبُ گذاﺷﺖ ﺗﻮ ﺩﺳﺖِ ﻋﺒﺎﺱ ، ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻋﺒﺎﺱ ﺟﺎﻥ ، هذه وَدیعتی مِنی علیه ، ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﻣﻦ ﭘﯿﺶِ ﺗﻮﺳﺖ ، ﻫﻮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ، ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻛِﯽ ﺯﯾﻨﺐ ﯾﺎﺩِ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺍُﻓﺘﺎﺩ؟؟ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻥُ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﺎﻗﻪ ﻛﻨﻪ ... ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻛﺮﺩ ﺳﻤﺖ ﻋﻠﻘﻤﻪ ، ﮔﻔﺖ : ﻋﺒﺎﺱ ﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﻛﯽ ﻣﯿﺴﭙﺮﯼ میری ؟ ﺑﺒﯿﻦ ﯾﻪ ﻣﺸﺖ ﺣﺮﺍﻣﺰﺍﺩﻩ ﺩﻭﺭ ﻣﺤﻤﻞِ ﺯﯾﻨﺐ ..........





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:42 ب.ظ | نظرات()

یک قطره اشک شرم مرا،یم حساب کرد

کوثر حساب کرد و زمزم حساب کرد

با این خدا هر آنکه طرف شد ضرر نکرد

یک دم صدا زدیم ، دمادم حساب کرد ...

*یه شب اومدیا، اما فرمود: لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ، یه شب صداش زدی تو پروندت نوشت، یه عمر*

پیش کریم دست به جیبم نمی برم

خرج من است،کیسه ی حاتم حساب کرد

کارم اگر نداشت پس اینجا چه می کنم

منت سرم گذاشت مرا هم حساب کرد ...

*گفت شهدا اومدن،اولیاء اومدن تو هم بیا  ...*

***

مقصد ، عبودیت که نباشد نمی شود

حتی روی عبادت بلعم هم حساب کرد

معلوم بود ابرویم را نمی برد

از اولش گناه مرا کم حساب کرد ...

اول بنا نداشت حساب کند ولی

وقتی که دید فاطمه دارم حساب کرد

*مادرانه میخره، دونه دونه مونو*

این گریه قابلیت غفران نداشت که

پس روی گریه های محرم حساب کرد

فرمود بالحسین بگو،گفتمو خرید ...

یعنی مرا دومرتبه آدم حساب کرد ...

چیزی نمانده بود که بیرونمان کند

ممنون حیدریم که درهم حساب کرد ....

***

مثه پریشبی، همه کنار بسترش حلقه زدن هر کی یه جمله ای می گه، اما عقیله ی بنی هاشم اومده یه سوالی کرد ، گفت بابا ام ایمن برام قصه ی کربلا رو گفته ، میدونه که این راسته، پیغمبر فرموده بود قبلا،از چهارسالگی زینب بهش فرموده بود، اما میخواد این لحظات آخر، لسان الله الناطق پرده برداری کنه، جلوه ای ازین بلا عظیم کربلا رو هم علی بگه،گفت بابا ام ایمن چنین برام گفته،درسته یا نه؟!! فرمود سخن همونی که بهت گفته اما من اضافه ترش می کنم"كَأَنِّی بِكِ وَ بِنَِاتءِ أَهْلِكِ سَبَایَا" دارم می بینم تو و بچه های اهل بیت و زن و بچه ی حسینمو تو همین شهر با لباس اسیری وارد می کنن ... ( احترام می کنن یا نه؟) "أَذِلَّاءَ خَاشِعِینَ ...." دیگه ترجمه نمی کنم ..." یه جلوه ی أَذِلَّاءَ اینه: دید دارن به بچه ها صدقه میدن، فرمود: إِنَّ الصَّدَقَة عَلَیْنَا حَرَّامَ ..." حالا که اینجوریه دخترم،من ازت یه خواهشی دارم، اونم اینه: فَاصْبِرْ صَبْراً ...

بیست و یک سال ازین پیش گویی بابا گذشت ...؛ وارد همین کوفه شد، همین که شروع کرد خطبه بخوانه، همه نفس ها تو سینه حبس شد شروع کرد خطبه خواندن، یه وقت دید این جمعیتی که همه سکوت کرده بودن یه همهمه ای بینشون افتاد ... یا للعجب کیه ولایتش بر ولایت زینب برتری داره؟ پرده ی محمل و کنار زد دید همه با دست دارن به سر بریده ای اشاره می کنن دیگه با جمعیت حرفی نزد ... رو کرد سمت سر بریده "یا هلالاً لمّا استتمّ كَمَالاً" جواب نیومد ... "ما توهمت یا شقیق فؤادی" جواب نیومد ... اخه فاطمه بنت احسن تو بغل زینبه ، نباید یه جوری حرف بزنه این بچه متوجه بشه ... دیگه بند دلش پاره شد ... فرمود:«یا أخی فاطمه الصغیرة کلمها » با من حرفی نمیزنی ، نزن، اما ببین این بچه،«فقد کاد قلبها أن یذوبا» داره جون میده .... ای حسین ....

دانلود مداحی                           



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:57 ب.ظ | نظرات()

                   

بیاید بریم تو کوچه های مدینه،یه آقایی رو دارن رو زمین میکشن،طناب به گردنش بستن،بریم سر رو دامن این آقا بذاریم...بگیم آقا یا امیرالمومنین یا علی! ما بریدیم...ما ناتوانیم...ما خسته ایم...ما از خودمون ناامیدیم...ما دلمون شکسته...یا علی ما دیگه آدم نمیشیم... آدم شدن کجا ما کجا؟!! حالا بریم در خونه ی علی...آقا مگه جوابمونو میده؟! به...شما علی رو نشناختید،علی جواب قاتلای همسرش رو داده جواب ما رو نمیده؟!! مگه ما کاری کردیم؟! به بن بست که رسیدی یه دفعه ای خودتو... جهنمتو،بهشتتو،همه رو رها کن

السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی بن ابیطالب ای یعسوب المومنین،پناه مومنین،سرمایه ی مومنین،بعد آقا بفرمایند:چیه؟چی میخوای؟هیچی،فقط خواستم همین جوری صدات بزنم...دارم آتیش میگیرم...میخوام با آب محبت تو وجودم رو خنک کنم...آرام بگیرم...بعضیا فکر میکنند ما شراب نداریم میل کنیم،مست بشیم...همه ی غم های عالم رو کنار بگذاریم...ماهم داریم...ما میریم اون کوچه های باریک بنی هاشم سر به دیوار میگذاریم،یه ناله ی مادر مادر میزنیم دنیا و عقبی را فراموش میکنیم... آرام میگیریم...:ماهم داریم... بالاخره این جور نیست که همش ما بسوزیم که... روز قیامت آخر علی میاد دستمونو میگیره...

***

آخرشم آقا میاد،یه جمله بگم؟!!قدیما چاقو کشا،قداره بندا، میخواستن یه کسی رو بزنند میرفتند در خونش در میزدند میگفتند:بیا سر کوچه بزنیمت... سر بسته میخوام بگما ... میگفت: نه، حرفی داری بزن ،میگفت:نه،بیا ... اینجا خانوم بچه هات میبینن،زشته ... بعد اگر خانومش می اومدن، دم در برمیگشتن ... میگفتن نامردیه آدم با زن طرف نمیشه ... چاقوکشای قدیم اینطوری بودن ... نامرد رفت عده ای اراذل و اوباش رو جمع کرد،بهشون پول داد ... گفت:اینا شعور ندارن...؛اینا رو میبرم در خونه ی علی رو آتیش بزنند،گفت:اینا نمیفهمند،راحت دستور اجرا میکنند،اینا رو آورد در خانه ی علی رو آتیش زد،همچین که صدای فاطمه از پشت در بلند شد میدونید اینجا خونه ی کیه؟ کجا اومدید؟ اراذل و اوباش برگشتند،به اون نامرد گفتند: برگردیم ... این صدای فاطمه زهراست... ما دیگه حاضر نیستیم از این جلوتر بیایم ... دید نقشش داره به هم میریزه آن چنان لگد به در زد ... همه ناله بزنیم یا زهرا ...

الا لعنة الله علی القوم الظالمین ...

                               دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:32 ب.ظ | نظرات()

         

الهی و ربی من لی غیرک ...

شبه علی ..."چقدر آرزو داشتیم امشب تو نجف مناجات میخوندیم ، دعای کمیل امشب یه نمک دیگه ای داره، "اَسْئَلُهُ کَشْفَ ضُرّی وَالنَّظَرَ فی اَمْری" قربونت برم ... همه دور بسترش حلقه زدن،مثل امروزی طبیب مریض خونه ی امام مجتبی رو جواب کرد، آقا دیگه فایده ای نداره، وصیتاشو کنه ..." هر کی اومده بود ملاقات به دستور امام حسن همه رفتن ..." بچه یتیم ها با کاسه های شیر اومده بودن،برا اینکه دل این بچه ها نشکنه،فرموده بود حسن جان،یه ظرف بزرگی تهیه کن،همه ی این کاسه های شیرو درون ظرف بزرگ خالی کن،آگه بناست جرعه ای بنوشم، از سهمیه ی همشون باشه،نکنه یتیمی دلش بشکنه ..." بگه علی از شیر من نخورد ..." همه رو درون یه ظرفی جمع کرد؛اما دیگه طبابت با شیر هم جواب نداد،امشب شبه یتیمی اربابمونه،خودمونم یتیم شدیم ..."

***

مگه نفرمود أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة ، یتیمانه زار بزن ... همه رفتن ... دور بستر علی رو محارم گرفتن، امام مجتبی داره گریه می کنه، سید الشهدا از همه بیشتر ...، دست حسین رو گرفت، فرمود:"یا بنی،اصبر ... انت شهیدا هَذِهِ الْأُمَّةُ" دلا رو ببریم کربلا،قربون اسمت برم که اصلا هر جا میریم به نام تو ختم می شه ..."در خونه ی خدا هم که میخوای بری با تو باید بریم ..."مَنْ اَرادَاللهَ بَدَأَ بِكُمْ" حسینشم آروم کرد نوبت رسید به زینب ... بابا ... بابا ..." گریه هاشونو کردن،اما اونی که زینب سوال می کنه چیز دیگریه،میخواد ببینه ازین دفتر بلا چقدر سهم زینبه،گفت ام ایمن برام حدیثی رو نقل کرده از دو لب پیغمبر برام نقل کرده،کربلا منو از حسین جدا می کنن،حسینمو می کشن، این حدیث درسته یانه؟نه اینکه زینب ندونه، دل بده،این از باب سوال العارفه،نه اینکه عقیله ی بنی هاشم ندونه،نه، از چهارسالگی پیغمبر براش گفته بود کربلا رو،مادر بهش گفته بود،پیراهنی رو به زینب داده بود ..." این از باب سوال العارفه،که زبان لسان الله الناطق باز بشه،جلوه ای هم علی برا زینب بگه از کربلا ..." بابا حدیث ام ایمن صحیحه،یا نه؟!! فرمود آری؛حدیث ام ایمن صحیحه دخترم،اما من اضافه ترش کنم، نه تنها حسینتو می کشن، نه تنها تورو از او جدا می کنن، بلکه یه روزی تو رو با لباس اسیری وارد کوفه می کنن .... حسین .....

***

بیست و یک سال گذشت ازین خبری که امیر المومنین داده بود ..."روز دوازدهم وارد کوفه شد،شروع کرد خطبه خواندن ، نفس ها تو سینه حبس شد،زنگ اشترا از نوا افتاد، همه گفتن لا العجب صدا،صدای علی ، شروع کرد خطبه خواندن،کسی حتی نمی تونه،نفس بزن،تصرف تکوینی زینب همه رو اسیر کرده،همه دارن گوش میدن،پرده ی محملشم افتاده،یه وقت دید از تو جمعیتی که همه سکوت کرده بودن،یه همهمه ای شد،ظاهرا کسی دیگه گوش نمی کنه" خدایا کیه تصرفش از تصرف زینب بالاتره، کیه اینجا اومده تصرف زینب و بهم زده،پرده ی محمل و کنار زد دید سر بریده ی برادر بالا نیزه ..." مردم دارن با انگشت نشونش  میدن ... آگه امشب گریه نداری،ناله نداری، ضرر کردی ...امشب شبه گریه س، التماس کن اشک چشمت جاری بشه *فتلک علامت الاذن* ،خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله العظمی بهجت رو،این جوری این روایت رو میفرمود:اشکت جاری شد این علامته،این معلومه اجازه بهت دادن،نامتو نوشتن .... اذن دخوله ... پرده رو کنار زد دید سر بریده بالا نیزه .... اونم سری که شب قبلش تو تنور خوبی بوده" شروع کرد با این سر بریده حرف زدن ... نگفت یا اخا اول گفت یا هلالاً لُمَ استَنَّم کمالا ... میدونی چرا؟آخه فاطمه بنت الحسین تو بقله زینبه، نمیخواد این دختر متوجه بشه این سر، سر باباس،جواب نیومد،جمله ی دوم:"ما توهمت یا شقیق فؤادی" ای پاره ی قلب زینب ،باورم نمیشه،ام ایمن برام گفته بود،بابام علی برام گفته بود با لباس اسیری میام کوفه،اما هیشکی برام نگفته بود یه روزی سرتو بالا نیزه ببینم ....حسین ......


                                 دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:21 ب.ظ | نظرات()

*بریم ببین بی بی چه درد دل هایی تو  خونه داره امشب پا به پای روضه های زینب باید اشک بریزیم*

هرقدر غصه در بر تو جمع میشود

غم با نگاه آخر تو جمع میشود

با رنگ زرد گشته ات از هوش میروی

*صعصعة بن صوحان میگه یه صحنه ای میدیدم که کناربستر جیگرم تیر میکشید گاهی میدیدم آقا از درد پاهاشو روی خاک میکشید*

بارنگ زرد گشته ات از هوش میروی

تا درد میکشی پر تو جمع میشود

این قطره های سرخ که یک عمر خاطره است

در قاب دیده تر تو جمع میشود 

لب میگزم  کنار تو میپرسم از خودم

این چاک زخم بر سر تو جمع میشود

*بابا ... بابا ...*

وا کن نگاه بی رمقت را خودت بگو

پا میشوی و بستر تو جمع میشود ...

هرچه یتیم هست به کوفه به پشت در

با گریه های قنبر تو جمع میشود

***

کم کم بساط غربت و هجران و خون دل

از پای قلب مضطر تو جمع میشود

لب باز کن ز آه تو آنقدر گریه کن

در روضه پای منبر تو جمع میشود

*حالا فرض کن مولا میخواد برات روضه بخونه*

ازروضه ای بخوان که تو دیدی به شعله ها

ریحانه ی پیمبر تو جمع میشود

*حالا که دلت رفته مدینه من و حلال کن برای این بیت ان شالله امام زمان هم حلالم میکنه*

دیدی که زیر پای چهل بی حیا ز درد

پهلو شکسته همسر تو جمع میشود

*بابا*

میخواهم از زبان خودت بشنوم پدر

این شهر دور دختر تو جمع میشود؟!!

*حالا که گفت میخوام از زبان خودت بشنوم،مولا براش میگه از نگفته ها میگه فرمود زینبم*

لشگر به تیر و نیزه و شمشیر و با عصا

دور عزیز مادر تو جمع میشود

پای مغیره ها به حرم باز میشود

در بوریا برادر تو جمع میشود

***

*این حرف و آقایی داره میزنه وقتی شنید یه خلخال از پای یه زن یهودی بردن مولا فرمود اگه آدم بمیره از غصه آدم جا داره حالا داره میگه زینبم*

خلخال و گوشواره و پوشیه،مشت مشت

از خیمه ها برابر تو جمع میشود

دور و برت اسیر گرفتار سلسله

بر نیزه ماه و اختر تو جمع میشود

چوب حراج میخورد از دست کوفیان

هر چه شبیه معجر تو جمع میشود

یک روز میرسد که طنین صدای من

(در خطبه های حنجر تو جمع میشود)2

 ***

*زیاد این روز بر زینب نگشت خیلی زود اون روز رسید تو همین شهر کوفه،وقتی صدای اسکتو زینب بلند شد،صدای زنگ شترها هم افتاد؛همه نفس ها تو سینه ها حبس شد،دختر حیدر کرار میخواد حرف بزنه،پیر مردای این شهر کسانی که صدای مولا رو شنیده بودند دویدند گفتند یا ذالعجب انگاردوباره حیدر زنده شده،جلو اومدن دیدن یه خانومی سوار ناقه ی عریان دست هاشو پشت هم بستن ... اما تیغ زبانش کاخ عبیدالله رو داره ویران میکنه،اومدن گفتن عبیدالله ایستادی زینب هرچی میخواد بگه بگه؟! نانجیب گفت شما زیاد نگران نباشید من این خواهر و خوب میشناسم چند روزه داداششو ندیده زینب عاشق حسینه،فقط بگید نیزه داری که داره سر حسین و حمل میکنه این نیزه رو بیارن جلو ناقه ای که زینب داره حرف میزنه*

سری به نیزه بلند است در برابر زینب ... *هنوز حرفاش تموم نشده هنوز صحبت هاش نیمه کاره است یه وقت دید صدای قرآن داره میاد،عجب صدای قرآنی با دل زینب داره بازی میکنه،سرشو  بیرون آورد دید سرخون آلود حسین بالا نیزه است*

***

ای جان من به نیزه اعدا چه میکنی

آغوش ماست جای تو آنجا چه میکنی

*یه حرفی زده زیاد حرف زده اما این یه حرف خیلی آتیش میزنه صدا زد:حسین جواب زینب و نمیدی نده،من صبرم زیاده اما نگاه کن ببین رقیه ات رو پام نشسته الان جیگرش آب میشه جواب دخترتو بده ...حسین ...

                               دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:43 ب.ظ | نظرات()

وقتی که با نان و نمک افطار می کرد

انگار که با فاطمه دیدار می کرد ...

*ام کلثوم دید اصلا حواس باباش یه جای دیگه س *

هی شیر را از پیش خود میزد کنار و

هی دخترش با چشم تر اصرار میکرد

*بابا جان شیر بخور ... اخه رنگ و روت پریده ...دخترا میدونن،دختر همه عشقش اینه بابا بیاد خونه افطار سفره براش پهن کنه ... بابا برات شیر آوردم شیر رو زد کنار ... حواس علی جای دیگه ست، دل امیرالمؤمنین یه جا دیگه بهانه میگیره*

***

هی شیر را از پیش خود میزد کنارو

هی دخترش با چشم تر اصرار میکرد

در آسمان انگار چیز تازه میدید

با اشک دیده چشم را خونبار می کرد

امشب ز شب های دگر مظلوم تر بود

این را اذان وقت سحر اقرار میکرد

*همه کنایه کجا نشستن، همه چیزو نمیشه وا کرد *

( آن پهلوانی که غرورش را شکستن

انا الیه الراجعون تکرار می کرد .... ) 2

*سادات منو ببخشن، بریم در خونه حضرت زهرا ، امیرالمومنین بعد سی سال به آرزوش رسید چه خبره تو دل علی؟ بزار بگم:*

***

(دلتنگ زهرا بود و این شب های آخر

گریه به یاد آن در و دیوار میکرد ... ) 2

*می خواست از در بره بیرون ، شال امیرالمؤمنین گرفت به قلاب در، آماده ای یه جایی ببرمت ؟*

قلاب در تا بوسه زد بر روی شالش

یاد قلاف و زخم دست یار می کرد ...

*سی سال پیشم یه نفر این شال رو گرفته بود هی نانجیب با قلاف شمشیر زد ... وای .... برم جلوتر ، *

 از بس که دلتنگ نگاه فاطمه بود

دیدند قاتل را خودش بیدار میکرد ...

*پاشو دیگه فاطمه رسیده، پاشو علی رو خلاص کن ...*

از بس که دلتنگ نگاه فاطمه بود

دیدند قاتل را خودش بیدار میکرد ...

***

الله اکبر ... فرق شکافته شد ، تا فرق علی شکافته شد، صدا بلند شد "فزت ورب الکعبه" بابا هر کی یه ضربه میخوره،بالاخره یه صدا میزنه، هر کی یه ضربه می خوره بالاخره یه ناله ای میزنه،یه اهی، وایی، فریادی .... استقاثه ای ... امیرالمؤمنین سحر نوزدهم وقتی ضربه شمشیر خورد صدا زد "فزت و رب الکعبه" آخ ... یاد خدا رو زنده کرد تو آون حالت ، حرفی از درد نزد، اصلا دردش حس نشد ... شمشیر تا ابرو رو شکافت، علی از زخم گله نکرد ، یه اقایی رم سراغ دارم تو گودال قتلگاه ، دیدن زیر لب داره ناله می کنه .... میگه جلو اومدم، دیدم میگه"الهی رِضاً بِرِِضِاکَ... لا معبود سواك یا غیاث المستغیثین ... " نمیدونم اجازه دارم جلوتر برم ... فقط نگفت رضا به رضائک،فقط نگفت یا غیاث المستغیثین ...." امام رضا می گه جد ما رو با دوازده ضربه کشتن ... هر ضربه ای که زد یه بار گفت وا اماه ... یه بار گفت وامحمدا ... یه بار گفت واعلیا ... حالا بگو حسین ....

                             دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:34 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic