امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.






برا چی نَگِریَم،برا چی نبارم

الان یک دو روزِ،که بابا ندارم

 

بازم داغ مادر،برام گشته تازه

نشد که برم باز به تشییع جنازه

 

منم دختری که، اسیرِ غروبم

برا داغِ بابام،به سینه می کوبم

 

تویِ گریه زاری،دعا من همینه

که هیچکی باباشو،شکسته نبینه

 

امون از یتیمی،امون از یتیمی...

 

سلام ای سَرِ در طبق آرمیده

می دونی رقیه ات چه رنجی کشیده

 

سلام ای پُر از زخم،پر از زخمِ کاری

چرا جای سالم، تو صورت نداری؟

 

میدونم که بُردن، چه جور پیروهن رو

می دونی که بردن النگوی من رو؟

 

می دونم چه جوری سرت رو بریدن

می دونی چه جوری موهام رو کشیدن؟

 

*یه نگاه کرد به رگای بریده، "مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَ رِیدَیْکَ!؟" حسین....

 تو کوفه امیرالمؤمنین ملاحظه ی زینب رو کرد،گفت: زینبم نبینه فرق سرم شکافته،یه جمله بگم،بگم: یا علی! زینبت تو کوفه سی و پنج سالش بود،اونم می خواستی فرق شکافته رو نبینه،بچه هات زیر بغل هات رو گرفتن،این دو سه روزِملاحظه ی زینب رو کردن،سی و چند سال کجا،یه دختر سه ساله ی کتک خورده کجا؟ با دستای لرزونش سر رو از تو طبق برداشت،گرفت تو بغلش،بابا محاسنت چرا خاکیِ؟...

تاریخ میگه:قبل از شام،قبل از منزل خرابه،یه منزلی هست دیرِ راهب،تو دیرِ راهب یه اتفاقی افتاد،اون راهب سرِ مقدس ابی عبدالله رو با گلاب شست،سر رو از خون وخاک پاک کرد...

 

میخوام یه جمله بگم،اونایی که اهل روضه باشن از من جلوتر میرن،سر شسته اومد شام،تمیز،معطر،اما وقتی تو خرابه رقیه بغلش کرد، دید همه محاسنش خونیِ،لباش ترک خورده و پاره پاره است،دید دندوناش شکسته است...بابا!بابا! حالا فهمیدم دیروز چوب خیزران کجا میخورد،هی رو پنجه ی پا بلند شدم،گفتم:عمه! اون سرِ بابایِ منِ...ای حسین...

 

همه به نیت فرج،به نیت شفای مرضا،همه نیت کنن،هیچکی نیست بگه من بی حاجت اومدم،همه الان سه مرتبه خدا رو قسم بدیم،به رحمةالله الواسعه،بیار دستت رو بالا، بالحسینِ یا الله.....ای خدا به اون لحظه ای که صورت گذاشت رو صورت باباش،لب هاش رو گذاشت رو لبای باباش،" ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّریف،هی تقول: یا لَیْتنی كَنت قَبل هذا الْیَومِ عمیاءَ" گفت بابا کاش کور بودم نمیدیدم باهات چه کردن...




 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:53 ب.ظ | نظرات()


همه بر گردِ بسترن این بار

 همه تا صبح تا سحر بیدار

بینِ کوچه یتیم ها با شیر

بین ِ خانه چهار چشمِ نظار

در اتاقی حسین و کلثوم و

زینب و مجتبی که فاطمه وار

همه بر گردِ بستر ِ بابا

روضه خوانن روضه ای خونبار

ولی آنسو به پشت در عباس

سر نهاده به شانه ی دیوار

 

*آخ قربون ادبت، دو سه بار اومد بره جلو، به خودش گفت: جای من اونجا نیست..*

 

در دلش پهلوان چه غوغا داشت

غصه ی بچه های زهرا داشت

 

*امیرالمؤمنین،همه حرافش رو که زد،با اون چشم نیمه باز"کاری کرده بود ابن ملجم،تا وسط چشم ها شکاف خورد"دیگه چشما درست نمی دید...چشاش رو باز کرد*

 

آه عباسِ من کجا مانده

حرفهای من و تو جامانده

فرصتِ تیغ داری ات شده است

خیز هنگامه ی بلا مانده

نوبتِ رو سپیدی ِ منو توست

چشمِ زهرا به کربلا مانده

قول دادم به مادرِ زینب

که دلت قرص شیرِ ما ماننده

 

* شبی که داشت می رفت،گفت : حسین من چی میشه؟ گفتم:فاطمه غصه نخور،یه عباس میاد کربلا،زیر و رو میکنه همه جارو...نگید چرا شب شهادت علی داریم از عباس می گیم، امشب شب ِ شروع مأموریتِ عباسِِ،از امشب به بعد عباس شد عباس...*

 

قول دادم به مادرِ زینب

که دلت قرص شیرِ ما ماننده

حرم دخترت نمیلرزد

که علمدارِ خیمه ها مانده

چه خیال از سپاهیان حرام

غیرت اللهِ مرتضی مانده

تیغِ تو ذوالفقارِ فاطمه است

وعدهِ گاه من و تو علقمه است

┈┈••••••┈┈

سقای دشت کربلا اباالفضل

اباالفضل اباالفضل

سالار دست از تن جدا اباالفضل

اباالفضل اباالفضل

پشتِ حسین بن علی تا شده

واویلا

پای عدو به خیم ها وا شده

واویلا

┈┈••••••┈┈

دست هایش زتن جدا شده بود

گیسویش روی مَشک وا شده بود

تا دلِ اَبرویش تَرَک برداشت

جگر مَشک بوریا شده بود

چهره اش غرق خونِ فرقش بود

چقدر شکلِ مرتضی شده بود

حرمله باز هم هدف زده بود

بین چشمش سه شعبه جا شده بود

کارِ زانو نبود از بس تیر

سهمگین مثل نیزه ها شده بود

 

*بذار یه چیزی رو برات باز کنم،چهار هزار تیر انداز عباس رو نشانه گرفتن،از این چهار هزار تیر،بگیم هزار تاش خطا بره،که من میگم نرفته،آخه همه تیر انداز ماهرن،همه دوره دیدن،هر تیری زدن به هدف زدن،چهار هزار تا تیر، دیگه بدنش پیدا نبود،ای وای...همه تیرها یه طرف،تیر سه شعبه یه طرف،بعضی ها میگن،تیر تا نصفش تو چشم فرو رفته، هر کاری کرد با زانو در بیاره نشد، وقتی عمود تو سرش زدن...*

 

تا زمین خورد موجی از خون زد

تیر از پشت سر بیرون زد



* حالا بگو: یا اباالفضل..... دستت رو بیار بالا،به اباالفضل، به کاشف الکرب،بگو الهی العفو....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:59 ب.ظ | نظرات()

تا تو بودی خیمه ها آرام بود

دشمنم در کربلا ناکام بود

تا تو بودی دست زینب باز بود

بودنت بهر حرم اعجاز بود

* وقتی بری حرم عباس،یکی از کاشی هایی که القاب عباسُ  روش نوشتن، نوشته: " یا کَفیلَ الزینب "...

مثل امشب مولا فرمود: همه از حجره برن بیرون،فقط بچه های فاطمه بمونن،دید عباس سرش رو انداخته پایین داره میره،یه اشاره به امام حسن کرد،گفت: بابا به عباس بگو صبر کنه،کجا داری میری؟ امشب شبِ توئه عباس!

اومد پایین پای مولا دو زانو نشست،ادب کرد،امیرالمؤمنین همه حرفارو زد،ودیعه ی امامت رو تحویل داد،بعد گفت: عباسم بیا جلوتر...

تا عباس اومد جلو،دیدن دست حسین رو گذاشت تو دست عباس...*

 

{همه بیرون برن اما،شاخه ی یاسم بمونه

زینب و حسین ِ زهرا، گُلم عباسم بمونه

 

عباس جان!*

 

این حسین صحیح و سالم،قامت زینب کشیده

مبادا این بشه بی سر،اون بشه قدش خمیده

مبادا سر حسین و بزنن به نیزه هاشون

مبادا زینب ِ من رو ببرن توی بیابون}

 

*امان از اون ساعاتی که همین حسین نگاه کرد دید عباس رو زمین افتاد،از کنار بدنِ عباس بلند شد،تا برگشت سمت خیمه ها، خانوم زینب دید دیگه رنگ تو صورت حسینش نیست،اینجا کسی جرأت نمیکنه از امام سئوال کنه، میدونی چیکار کرد زینب؟

اومد صدا زد:رقیه جان عزیز ِ دلم،تو برو از بابات سئوال کن...دیدن دخترِ حسین اومد جلو،ابی عبدالله بغلش کرد،آروم با این چارقدش این خونها رو از روی صورت حسین پاک کرد، زیر لب سئوال کرد گفت:بابا... "اَینَ عَمّیَ العباس؟ "  بابا عمو عباس چی شد؟

اینجا دیگه حسین جواب کسی رو نداد، دخترش رو آروم گذاشت زمین، از جاش بلند شد، اومد کنار خیمه ی عباس،عمود خیمه رو خوابوند،میدونی یعنی چی؟ یعنی زینب جان! برا اسیری آماده شو...

اینجا عمه ی امام زمان دستاش رو گذاشت رو سرش، دیدن زینب صدا میزنه: " وا ضَیعَتَنا " اَمان از اسیری ِ زینب، حالا ناله بزن:حسین.... به ناله ی دلِ زینبِ کبری، بگو:حسین........






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:47 ب.ظ | نظرات()

شب قدرِ آقا نگاه کن دلم رو
بیا قسمتم کن دوباره حرم رو

شب قدرِ آقا همین آرزومِ
ببینم ضریحت بازم روبرومِ

دلم کرده بازم هوای نجف رو
بده اذن ایوون طلای نجف رو

نذار جایِ دیگه بذارم سرم رو
شب قدر دعا کن پدر مادرم رو

علی جان،علی جان...

سر تو شکسته دلش خونِ زینب
پریشونِ موهات،پریشونِ زینب

درستِ به اَبروت آقا خَم نمیآد
چه جور زد که زخمِ سرت هم نمیآد

سری که با شمشیر تا اَبرو شکسته
میفهمه چه جوری یه پهلو شکسته

تا زینب سر و دید یادِ مادر افتاد
یادِ لحظه ای که رو مادر در افتاد

شبِ آخری جز نیایش نداری
به جز اهلبیتت سفارش نداری

چقدر گریه کردی چقدر غصه خوردی
تا زینب رو دستِ اباالفضل سپردی

با عباس که باشه اسارت نمیره
اَلنگو و خلخال به غارت نمیره

با عباس که باشه تماشا نمیشه
دیگه روی دشمن به روش باز نمیشه

*میدونی عمه ی سادات کی یادِ امشب افتاد، اون ساعتی یادِ امشب افتاد
که همه رو سوار محمل ها کرد،نذاشت هیچ نامحرمی دور زن هاو بچه ها بیاد
خودش تنها موند رو زمین،دید شمر داره میاد جلو،حرمله نگاه میکنه،
سنان یه طرف،میگن اینجا رو کرد طرف علقمه، داداش پاشو،
تو منو از اسب پیاده کردی،پاشو ببین دور خواهرت نامحرما حلقه زدن،حسین.....*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 01:36 ب.ظ | نظرات()


وقتِ پروازِ آسمان شده بود

گوئیا آخرِ جهان شده بود

 

کعبه می رفت در دلِ محراب

لحظه ی گریه ی اذان شده بود

 

*همه میگفتن:علی! نرو... فقط فاطمه می گفت:بیا آقا....*

 

کوفه لبریز از مصیبت بود

باد در کوچه نوحه خوان شده بود

 

 

شور افتادِ در دلِ زینب

پی بابا دلش روان شده بود

 

 

در و دیوار التماسش کرد

در و دیوار مهربان شده بود

 

 

شوق دیدارِ حضرت زهرا

در نگاهِ علی عیان شده بود

 

 

سایه ای شوم پشت هر دیوار

در کمین علی نهان شده بود

 

 

ناگهان آسمان تَرَک برداشت

فرق خورشید خون فشان شده بود

 

خار در چشم و تیغ بین گلو

زخم ،مهمانِ استخوان شده بود

 

سیدحمیدرضا برقعی

 

روضه ام اینه:" فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة " چه معنایی داره که علی گفت؟ معنای ظاهریش اینه:به خدای کعبه رستگار شدم،حالا از این جمله معنا میشه بیرون بیاری، رستگار شدم،راحت شدم،علی از داغ سنگین راحت شد،یه عمری استخوان تو گلو بود، خدا برا هیچ مردی نیاره، علی مرد زخم دیدنِ،علی مگه اولین بارِ زخم خورده،شمشیر خورده؟ علی که سحر شمشیر خورد،اصلاً جایی رو که این ملعون ابن ملجم شمشیر زد،تو جنگ احزاب شمشیر خورده بود،تو جنگ های دیگه، علی یه روز نود زخم خورد،یه روز تو اُحُد فقط نود زخم خورد،سردارِ خط مقدمِ اسلامِ،علی که بدنش با زخم و شمشیر غریبِ نبود...

اما همه ی این مقدمه ها واسه اینه: زخم شمشیر خوب میشه،زخم شمشیر مداوا میشه...*

 

خدا کند همه ی زخم ها به تن بخورد

خدا کند کسی زخم بر جگر نزند

 

*یه زخم به بدنِ،مدتی بگذره جاش خوب میشه،اما بعضی زخم ها هزارسالم بگذره جاش خوب نمیشه، زخم جگر رو برات باز کنم: زخم جگر همون زخمیِ که قهرمان خیبر هم که باشی،نگاه کنی ببینی دور ناموست حلقه زدن.... "هر کی بَلَدِ برا این روضه بلند گریه کنه،صداش رو خرج کنه،امام صادق علیه السلام فرمود: خدا رحمت کنه اونی که برا مادر ما بلند گریه میکنه..."علی جان زخم جیگرت خوب نمیشه، چه جوری زخم زدن؟*

 

من ایستاده بودم

 دیدم که مادرم را

دشمن گهی به کوچه

 گاهی به خانه می زد

گردیده بود قنفذ

هم دست با مغیره

او با غلاف شمشیر

این تازیانه می زد

 

*این زخم مخصوص دل و جیگر امیرالمؤمنینِ،یا علی! ما بدون کربلا نمی تونیم روضه مون رو جمع کنیم،بذار ببرمتون یه جایی...

یه زخم جیگرم من سراغ دارم کربلا،میدونی کجا به جیگرش زخم زدن؟ جلو چشمش به باباش ناسزا گفتن،اونجایی به جگرش زخم زدن که گفت: من حلالی رو حرام نکردم، من حرامی رو حلال نکردم،چرا من رو میخواین بکُشید؟ یه نامردی بلند شد گفت: حسین! این گناه تو سنگین ترین گناهِ عالمِ، تو پسر علی هستی...شروع کرد به علی ناسزا گفتن،میگن  حسین رو محاسنش اشک جاری شد....این زخم ادامه داشت تا تو گودالِ قتلگاه، نشست رو سینه ی حسین، دید لب ها پاره پاره است،گفت:حسین! شنیدم بابات ساقیِ کوثر بوده، به بابات بگو بیا سیرابت کنه...ای حسین.... بیار دستت رو بالا الان میخوای قرآن به سر بگیری،شب نوزدهمِ، امشب یه جوری ناله بزن،د شب دیگه هم بهت ناله بِدَن،سوز بِدَن، هر چی نفس داری،من میگم:شب نوزدهم شبِ مادرِ،به صدیقه ی طاهره،به اون خانمی که هجده سالگی برا علی پرپر شد، " الهی بفاطِمَةَ...العفو.. " 






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:22 ق.ظ | نظرات()

ﺍﯾﻦ ﺷﺒﺎ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺩﺭﺩِ ، ﺷﺐ ﻏﺼۀ ﯾﻪ ﻣﺮﺩِ

ﺑﮕﻮ ﺑﺎ ﯾﺘﯿﻢِ ﮐﻮﻓﻪ ، ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻩ

ﻫﻨﻮﺯ ﭼﺸﻢ ﺑﺮﺍﻩِ ﺑﺎﺑﺎﺳﺖ ، ﻣﺮﮔشُ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﻩ

ﺷﺒﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ، ﮐﻪ ﺭﻭﯼِ ﺩﻭﺷﺶ ﺳﻮﺍﺭﻩ

*ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﻣﻨﻮ ﺭﻭ ﺩﻭﺵ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .... *

ﺑﺎﺑﺎ ﺣﯿﺪﺭ .... ﺑﺎﺑﺎ ﺣﯿﺪﺭ ....

ﺷﺐ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽِ ﺻﺤﺮﺍ ، ﮐﻨﺎﺭِ ﻣﺰﺍﺭ ﻣﻮﻻ

ﯾﺘﯿﻤﺎﺵ ﻋﺰﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ، ﯾﺎﺩ ﻣﺎﺩﺭ ﯾﺎﺩ ﺑﺎﺑﺎ

ﯾﮑﯽ ﻗﺮﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﺧﺮﻣﺎ ، ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﮔﻼﺏ ﻣﯿﺎﺭﻩ

ﺯﯾﻨﺒﻢ ﺭﻭ ﺧﺎﮎِ ﻗﺒﺮﺵ ، ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﺧﻪ ﯾﺎﺱ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ

ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﻣﺒﺎﺭﮎ ، ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﺕ ﺭﺳﯿﺪﯼ

ﺑﮕﻮ ﭼﯽ ﺷﺪ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ، ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯼ

ﺩﻝ ﻣﻦ ﺗﻨﮓِ ﺑﺮﺍﯼ ، ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻪ

ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺎﺩﺭ ، ﻗﺎﻣﺘﺶ ﺍﺯ ﻏﻢ ﮐﻤﻮﻧﻪ

ﺑﺎﺑﺎ ﺣﯿﺪﺭ .... ﺑﺎﺑﺎ ﺣﯿﺪﺭ ....

*ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﺸﯿﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ، ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺍﺑﯽ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ، ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺻﺪﺍﯼِ ﺁﻩ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯿﺎﺩ .  ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺣﺴﯿﻦ ﺟﺎﻥ ﺑﯿﺎ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﭼﻪ ﺧﺒﺮﻩ؟؟ ﺍﻭﻣﺪﻧﺪ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﯾﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎﺳﺖ ، ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺎﻻﯼِ ﺳﺮﺵ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﻩ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ؟ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺷﮏ ﻣﯿﺮﯾﺰﯼ ؟ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ : ﭼﻨﺪ ﺷﺒﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻓﯿﻖِ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺑﻬﻢ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﺩ ﺳﺮﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺭﺩِ ﺩﻝ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻣﻦ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ  .  (ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﺯﺑﻮﻥ ﺣﺎﻟﻪ ) ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﯾﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﯽ ﻣﯿﺰﺩ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ...

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺗﻮ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺁﺗﯿﺶ ﺯﺩﻧﺪ ، ﺩﺳﺘﺎﯼِ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺭﻭ  ﻏﺮﯾﺒﻮﻧﻪ ﺑﺴﺘﻨﺪ ، ﺟﻠﻮﯼِ ﭼﺸﻤﺶ ﺧﺎﻧﻮﻣﺶ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﻬﺶ ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .  ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﺗﺸﯿﯿﻊِ ﺟﻨﺎﺯۀ ﺍﻭﻥ ﺁﻗﺎ ﻣﯿﺎﯾﻢ ، ﺍﻭﻥ ﺁﻗﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﯽ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ ... ﺍﮔﻪ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﮐﺴﯽ ﺭﻭﺿﻪ ﺑﺨﻮﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﺕ ﺭﻭﺿﻪ ﺑﺨﻮﻧﻢ ... ﺁﺧﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ ... ﻧﺬﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﻔﻬﻤﻪ ... ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻦ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻭ ﺯﺩﻧﺪ ....

 (ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﮔﻔﺘﯽ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﯽ ) ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﻋﻠﯽ ﺟﺎﻥ ﮐﺎﺭﺕ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﯽ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﺩﯼ ، ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻧﺸﯿﻨﻬﺎ ﺭﻭ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﻦ ﻫﻢ ﯾﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺭﻭ ﺳﺮﺍﻍ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻧﺸﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ ، ﺗﺎ ﺻﺪﺍﺵ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺑﺎ ، ﮐﺠﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﮕﯿﺮﻩ ، ﺑﮕﻦ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺑﺎﺑﺎﺷﻮ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﺒﺮﯾﺪ ...

ﻫﺮ ﮐﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺣﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﺑﯽ ﺑﯽ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺭﻭ ﺿﺮﯾﺢ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺎﻡ ، ﺩﺧﺘﺮ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪۀ ﺑﺎﺑﺎ ....

    




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 03:49 ب.ظ | نظرات()


خدا ، خدا ، درستِ گنه کاریمُ بد کردیم ، اما دستِ پُر اومدیم ، ما توسینه هامون حسین داریم ... تو قلبامون زینب داریم  ...بریم در خونۀ امیرالمومنین،امشب ببینیم چه خبره خونۀ علی ... واویلا ... شبِ آخریِ که علی مهمون زینبِ ...

 چشم هایِ به رنگِ خونت را

بر پرستارِ خود کمی وا کن ...

 *آخه من دارم میمیرم بابایی ....*

چشم هایِ به رنگِ خونت را

بر پرستارِ خود کمی وا کن ...

دلِ من شور میزند بابا ...

 *نمیدونم تاحالا شده مریضی سخت بگیری تو خونه ، بچه ها رو نگاه کن ، انوقت دخترم نگاه کن ... پسرِ میاد حالتُ میپرسه حوالتُ میپرسه بابا کاری نداری؟ امری نداری ؟ خداحافظ ... میره دنبال کارش.اما اونی که مثلِ پروانه دورِ بسترت میگرده ... شاید جلو تو به رو خودش نیاره اما از اتاقت که میره بیرون دستشُ میزنه به صورتش ،میگه خیلی رنگش پریده ها ... الهی برا بابام بمیرم نمیتونست حرف بزنه ...وای زینب ....*

چشم های به رنگِ خونت را

بر پرستار خود کمی وا کن

دلِ من شور میزند بابا

اشکهای مرا تماشا کن ...

*دلت برا زینبت نمیسوزه ؟ دلت میاد منو تنها بزاری بابای ...*

واژه هایی که خاطرات من است

باز تکرار میکنی هر بار

*میخوای منو بسوزونی بابای ؟؟ ... این واژه ها چیه ؟؟؟*

کوچۀ تنگ ...(دیدن علی هی زیرلب یه چیزی میگه سرشُ تکون میده)

 کوچۀتنگ ... میخِ در ... هیزم ...

(بزار برم جلو تر ، وقتی علی دیگه دلِ زینبُ آتیش میزنه من چرا مواظب دل شماها باشم بزارید هممون باهم بسوزیم)

واژه هایی که خاطرات من است

باز تکرار میکنی هر بار

کوچۀتنگ ... میخِ در ... هیزم ...

(ازهمه بدتر) خنده و دود ، آتش و دیوار

وای مادرم ... مادرم ... مادرم ...

(امشب باعلیُ حسن حسینُ زینبین بگو )

 

بچه هایِ علی امشبم میگفتن وای مادرم ... فقط یه شب بود ، یه جا بود وای بابا گفتن ...سلمان میگه امیرالمومنین دستور داده بود چهل صورت قبر حفر کنید ، چهل قبر تَسَنُیی حفر کنید ، قبر زهرا رو پیدا نکنن ، ما تو قبر بودیم داشتیم قبر می کندیم ، امیرالمومنینم داشت فاطمه رو بخا ک می سپرد ، بچه ها هی وای مادر میگفتن ... طبیعی بود نگران کننده نبود مادر از دست دادن یه وقت دیدم بچه ها میگن وای بابا ... وای بابا ... با عجله خودمو رسوندم دیدم علی رفته تو قبر خوابیده ...* میگه ای خاک بقیع حواست به این بدن باشه ... خُورده ...

الحمدالله ، معلومه واسطۀ امشبِمون مادرِ ... ان شالله مادرمون هممونُ زیرِ چادر خودش بگیره ، دیگه نزاره تو کوچه پس کوچه های دنیا گم بشیم ... گوشۀ چادرشُ بده دست ما بگه مادر گوشۀ چادرمُ ول نکنیا ... گم میشی عزیزم ...وای مادرم ... مادرم ... مادرم ...

اما کربلا نریم بی نمک میشه ، بی کربلا نمیشه ... دید زینب خیلی بی تابی میکنه ، گفت بیا بابا کنارم بشین ، بابا من که زنده ام هنوز*

عمرم به سر رسیده ببینی چه میکنی؟

رنگ از رخم پریده ببینی چه میکنی؟

 *بابا ، زینب ، یه خرده حوصله کن قربونت برم ...*

من پیکرم به غیرِ سرم لطمه ای ندید

جسم به خون تپیده ببینی چه میکنی

 حسین ....

*زینب ، باید آماده بشی بابا ، پله پله جلو می بریمِت تا به کربلا برسی ... اول سینۀ شکسته نشونت دادیم ... حالا فرقِ شکافته ببین...آماده بشی عزیزِ دلم ...*

 فرقم فقط شکسته چُنین زار میزنی

گر حنجرِ بریده ببینی،چه میکنی

حسین ....

*امیرالمومنین برا زینب پله پله جلو برد ، با پهلوُ سینهُ فرقِ شکستهُ بعدم جگرِ پارۀ امام حسن ، تا آمادۀ کربلا بشه

منم شما رو تو این چند بیت پله پله جلو آوردم بِلا تشبیه تا برسونمت به این بیت که امام زمانُ پیر کرده*

 اینجا همه به گریه تو گریه میکنند

در اوجِ گریه خنده ببینی چه میکنی ...

 حسین

                             
                            



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 03:38 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم