سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار و روضه های مجالس حاج مهدی سماواتی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


 

السَّلامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ...

 

ای فروغ دل مصباح هدی یا عباس

ای همه جان جهانت به فدا یا عباس

 

ای حسین دگر شیر خدا یا عباس

رتبه ات فوق تمام شهدا یا عباس

 

پسر شیر خدا شیر حسین ابن علی

دست رزمنده و شمشیرِ حسین ابن علی

 

ای همه خون علی در رگ و در پیکر تو

پدرم باد فدای پدر و مادر تو ...

 

ابالفضل .. ابالفضل  ..

 

یوسف فاطمه دلباخته ی منظرِ تو

هدیه ی دوست شده دست تو،چشمو سر تو

 

چه بیارم ، چه بگویم ، چه بخوانم به ثنات

پسرفاطمه فرمود که جانم به فدات ...

 

*تا دید جان به کف گرفته اومده میگه آقا جان  فَقَالَ الْعَبَّاسُ قَدْ ضَاقَ صَدْرِی ... سینه ام تنگی میکنه .. یعنی اجازه بده برم شمشیر بزنم کار و یک سره کنم حسین جانم ...

فرمود : یا أَخِی أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِی ... تو علمدار منی عباس ... من اگه تو با من نمونی کسی نمیمونه   تو پشت و پناه منی برو برا بچه ها آب تهیه کن ...

 

کمکش کرد سوار بر مرکب بشه اینجا بود که به علمدارش فرمود : اِرْکَبْ بِنَفْسِی اَنْتَ یا اَخِی ... یعنی  سوار بر مرکب شو فدات  شم ....*

 

چه بیارم ، چه بگویم ، چه بخوانم به ثنات

پسرفاطمه فرمود که جانم به فدات ...

 

پسر فاطمه فرمود که جانم  به فدات 

*حق داشت تا صدای نالشو شنید ناله بزنه «الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری وَقَلَّتْ حِیلَتی» ...*

 

 حسین ..  حسین .. حسین جانم ...

 

تو ابوفاضلی و فضل و شرف را پدری

تو شهید و ز تمام شهدا خوب تری ...

 

هاشمیّون قمرند و تو بر آنان قمری

زاده ی امّ بنینی و به زهرا پسری ...

 

*بی خودی نبود مادر خودشو رسوند ... بی خودی نبود صدا زد : اخا ادرک اخاک ... برادر برادرت رو دریاب ...

 

صلی الله علیک یا باب الحوائج یا ابالفضل العباس ...

خدا علمدار نهضتومون ، علمدار فقید انقلابمون   علمدار جانمون امام راحلمون کنار سفره علمدار ابی عبدالله علیه السلام همین الان مهمان و مُتنعّم بفرما ..*

 شاعر : استاد سازگار




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:12 ب.ظ | نظرات()

 

حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را

به خون نشانده  دل دودمان آدم را

  غم تو موهبتِ کبریاست در دلِ من

نمیدم به سرور بهشت این غم را

حسین جان ..  حسین جان ..

 غبار ماتم تو به من آبرو  بخشید  (2)

به عالمی  ندهم این غبار ماتم را

 حسین جان ..  حسین  جان  ..

 زمان به یاد عزایت محرم است حسین

اگر چه شور دگر داده این محرم را

 حسین جان .. حسین جان ..

 چی میخوام بگم آقای من؟

 به نیم قطرۀ اشکِ محبتت  ندهم 

اگر دهم به دستم تمام عالم را

حسین جان .. حسین جان ..

*حرف آخر و بزنم*

اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمر من حسین

هزار بار بمیرم نبینم آن دم را

 اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم

هزار بار بمیرم نبینم آن دم را ....

 اگر که بند بندِ من جدا کند عدوی تو

مرا زتو،تو را زمن نمی کند جدا حسین

 حسین من .. حسین من  ..

 خدا نکرده دستِ رد اگر زنی به سینه ام

منِ شکسته دل بگو  که رو کنم کجا حسین

   حسین من  .. حسین  من  ..

 هر جوری بود از عمو اجازه گرفت عمو  رو راضی کرد وارد میدان شد این سرباز سیزده ساله رجز میخونه " إنْ تنْکرونی فأنا ابْنُ الحسن سبطُ النبی  المصطفی ....  فداش بشم  قریب به 35 نفر رو به درک واصل کرد،نانجیبی  گفت به خدا من این پسرُ می کشم کاری کرد دیگه از اسب رو زمین افتاد ناله اش بلند شد صدا زد : اغثنی یا عمّاه ...

عمو ، به فریادم برس ...

 مثلِ بازِ شکاری عمو اومد ، دید قاتل بالاسرِ قاسمِ،جنگ مغلوبه شد ... یه وقت صدایِ نالۀ  قاسم بلند شد،ای عمو :

 ای عمو یک دم بدار از جنگ دست

زیر سم مرکب اعضایم شکست ...

 حسین .. حسین ..

 اگر این مطلب صحیح بوده باشه تنها بدنی که کربلا دوبار زیر سم اسب رفت همین نازنین بدن بود ..

 گر چه لعل تو آب و تن تو تاب ندارد

دلت هوایِ دگر غیر روی باب ندارد

 تو آن نه ای که جواب عموی خویش نگویی

لبان تشنه ی تو نیرویِ جواب ندارد

 حسین  .. حسین ..

 نمی رسید اگر پات بر رکاب مخور غم

(یه سرباز سیزده ساله مگر چقدر قد و قامت داره)

 نمی رسید اگر بر رکاب، پای تو، جا داشت

که چشم قابل پای تو را رکاب ندارد

 حسین .. حسین ..

 ذبیح،پا به زمین سود و آب یافت ولیکن

مَسای پا که عمو دسترس به آب ندارد

 زمن بگوی به گلچین تلاش بیهُده کردی

گلی که آب نخورده دگر گلاب ندارد ..

 حسین  ..  حسین  ..

* همین که گرد و غبارِ معرکه فرو نشست دیدن قاسم رو  زمین اُفتاده،عمو بالاسرشِ ... قاسم پاها رو جمع می کنه باز می کنه ... یعنی جلو چشمِ عمو داره جان میده ...

 عمو صبر کرد تا روح از بدنش مفارقت کرد،صدا می زد قاسمم،برا عموت سخته او رابه یاری بطلبی نتواند اگر بتواند برات سودی نداشته باشد .... حسین .. یه جمله بیشتر عرض ادب ندارم ، برداشت سینه قاسم رو به سینه چسبانید،کنایه  فهما اهلِ روضه دلسوخته ها ، گریه کنا،یه بیت گفتم،شنیدید :*

 نمی رسید اگر بر رکاب، پای تو، جا داشت

که چشم قابل پای تو را رکاب ندارد

 *حالا راوی میگه یادم نمیره دیدم سینه قاسم رو به سینه چسبانیده ، اما پاهایِ قاسم رو زمین کشیده میشه .. حسین  .. حسین .. بمیرم ، بمیرم ...*

 خسته جان پیکر‌ش از لطف در آغوش کشید

رو به سویِ حرم آورد و به فریاد آمد

کای عروس حسن از بخت شکایت منما

حجلۀ حسن بیارای که دماد آمد ....

 اونم با چه قد و بالایی ... حسین .. حسین  ..

 عمو ، یتیم حسنم ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:05 ب.ظ | نظرات()

                      

پنجم ماه محرم و جا داره حالا که قراره دلها بره کربلایِ معلّی از زبانِ امام زمان سلام بدیم و عرض ادب کنیم به ساحت جدّ مظلومش حسین

أَلسَّلامُ علی ابْنِ خاتمِ الانبیا أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ سَیِّدِ الاَْوْصِیآءِ أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ فاطِمَةَِ الزَّهْرآءِ لسَّلامُ عَلى خامِسِ أَصْحابِ الْکِسْآءِ، أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ کربلا أَلسَّلامُ عَلى غَریبِ الْغُرَبآءِ ....

حسین ...  حسین ... السلام علی غریب الغُربا ، تکیه  به نیزه غریبی داد  یا مُسلِمِ بنِ عَقیل وَ یا هانِی بنِ عُروِه وَ یا حَبیبَ بن مَظاهِر وَ یا زُهَیرِ بنِ قَین ... یا حَبیب ... کسی جواب حسین و  نداد  صدا زد یَا أَخِی  یاأَبَا الفَضْلْ العَباس 

حسین ...  حسین  ...

بمیرم  او هم جواب نداد همه با بدنهای پاره پاره رو زمین اُفتادن صدا زد : مالی؟ چی به سرم اومده ... أُنادیکُمْ فَلا تُجیبُونی صداتون می زنم جوابمو نمیدید . حسین .. حسین  ..

یابن الحسن نوشتن دشمن جواب حسین و داد نانجیبی سنگ پرتاب کرد ... پیشانیِ وجهُ الله رو شکافت ... خون جاری شد دامنِ عربی رو بالا زد خون از صورت پاک کنه سپیدی نازنین بدن نمایان شد ، چه کردند  با این نازنین بدن ؟ حسینیا ، اون ملعون یه تیر دیگه به چله کمان گذاشت هرچه کرد تیر رو از جلو بیرون بکشه نشد ... دست برد از پشت سر بیرون کشیدن ...

حسین .. حسین ..

 عبدالله ابن حسن داره نگاه می کنه عمو گاهی دستاشو از خون پُر می کنه سمت آسمان می پاشه گاهی به محاسن سفیدش می کشه دیگه دعایِ قربانی می خونه بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ و فی سَبیلِ اللّهِ ... دوان دوان اومد به طرف عمو جانش چشم عمو افتاد صدا زد .......  بگیر یادگارِ برادرمون رو  زینب ... اما این اقا زاده عاشق عمو صدا زد والله لا اُفارقُ عمّی ... بخدا از عمو جدا نمیشم عمو غریبم  و رها نمی کنم خودش و از دست عمه  رها کرد اومد تا رسید دید شمشیر برهنه بالا سر عموِ چه کنه  وسیله دفاع از عمو رو نداره تا رسید دستاشو سپر قرار داد حسین  .. حسین ..

الهی بمیرم با دست بریده تو دامن عمو افتاد نوشتن دست بریده رو نشون عمو می داد صدا می زد عمو جان ببین دستمو جدا کردند اینجا بود یه داغ دیگه به دل ابی عبدالله  گذاشتن چنان تیر  به این اقا زاده زدند

حسین  .. حسین  جانم  ..

جا داره دلها یه سری هم بره مدینه کنار قبرستان بقیع یه سلام هم به وجود مقدّس امام حسن علیه السلام  هم بدیم و عاشورا  بخونیم آقا جانم اینا امروز اومدن یتیم نوازی کنن اومدن برا اقازادۀ شما عزاداری کنو و اشک بریزن  عنایتی ، یااَبا مُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنِ عَلِیِ اَیُّهَا المُجتَبی یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ  یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا توجّهْنا و وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:23 ب.ظ | نظرات()

 

*انقدر منتظر بابا شد تا قرار از کف داد ... دیگه دلشم گوشه ی خرابه ، هی ناله میزد ، اشک میریخت ... میگفت ...

اَبَا ... یا اَباَ ... یا اَبَا ...

مگه میشه سه ساله ی  ابی عبدالله گریه کنه

بهانه ی بابا بگیره ، کسی بشنوه بتونه آروم بگیره ... دل شب گوشه خرابه یه پارچه عزا شد .... ای حسین جانم ....

ناز دانه ی ابی عبدالله گریه میکرد اهل خرابه ناله میزدن ... تشبیه این منظره رو اونایی که مقتل نوشتن تشبیه کردن به عصر عاشورا ...

ای حســین جان حســـین جانم ...

یه جوری بابا رو صدا زد بابا رو کشاند گوشه ی خرابه ... بابا اومد ... با سَرم اومد ... الهی بمیرم .... حسین .....*

شب آمد و از آسمان شَفق رفت

باطل به جلوه گاه اهل حق رفت

*عمه خیلی تلاش کرد سَر و نشونش نده اما نشد ... از زانوی زینب دگر رَمق رفت ... حسینیا ، گریه کنا ، دل سوخته ها ....*

آن نازدانه جانب طَبق رفت

شد سِر مخفی ناگه آشکارا ...

*خیره خیره به سَر بریده ی بابا نظاره میکنه ... بمیرم .... یا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی ... مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَ رِیدَیْكَ! ..

آخه مگه دختر سه ساله میتونه رگهای بریده ی گردن بابا رو ببینه ؟!! ... حسین ...

یه وقت دیدن دیگه صدای ناله نمیاد ... اینجا بود یه داغ دیگه به دل زینب گذاشتن ... حسین جانم ...

یابن الحسن ... سر یه طرف افتاد نازدانه یه طرف ... بگم امان از دل زینب ... سَر بریده ی حجت خدا رو برداره یا نازدانه ی برادر ؟!! ...

لابُد با یه دست سَر برادرو برداشت با یه دست ناز دانه ی برادر .... حسـین حســین جانم*

یک شب سر تو گشت به ویرانه میهمان

گشتم هزار سال خِجِل ای نگار من ....

صل الله علیک یا ابا عبدالله ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:37 ق.ظ | نظرات()

ای جان جهان ، جهانِ جان ادرکنی
قیوم زمین و آسمان ادرکنی

ای زنده کننده ی مسیحا الغوث
یا مهدی صاحب الزمان ادرکنی

تا بیفتاد به دامت دل چون بسمل من
نگرانم همه شب تا چه کنی با دل من

به روی دست گرفتم دل بشکسته ی خویش
گر قبولت فتد این هدیه ی ناقابل من ...

بشکن انقدر دلم را که به کس رو نکنم
چه بخواهی چه نخواهی زتو باشد دل من

بند بندم زنوای تو بُود پُر مهدی
خالی از یاد تو یک دم نبُود محفل من

یا که خوبم کن و یا با بدی من تو بساز
که به هر گونه بُود خیر بُود حاصل من

یا صاحب الزمان ...  یا صاحب الزمان  ...

یا که خوبم کن و یا با بدی من تو بساز
که به هر گونه بُود خیر بُود حاصل من





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:32 ق.ظ | نظرات()


http://s5.picofile.com/file/8287389368/T1_NPic_1445925623.jpg

من کیستم گدایِ تو یا ثامن الحُجَج

شرمندۀ عطایِ تو یا ثامن الحُجَج

 

بلله نمیروم برِ بیگانگان به عجز

تاهستم آشنایِ تو یا ثامن الحُجَج

 

از کارِ من گره نگشاید کسی مگر

دستِ گره گشایِ تو یا ثامن الحُجَج

 

دار الشفاست کویِ توو خود تویی طبیب

دردِ من و دوایِ تو یا ثامن الحُجَج

 

رضاجان ... رضا جان ...

 

دیوانه ام اگر که بهشت  آرزو کنم ...

آیم اگر به کویِ تو یا ثامن الحُجَج

 

رضاجان ... رضا جان ...

 

خدا لعنت کنه اونایی رو که قدرِ تو رو ندونستند آقای من ... کاری کردن میان حجره افتاده بود ... «یَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیم» ... مثلِ مار گزیده به خودش می پیچید ... صدا میزد جگرم ....

 

مگه میشه تو اون حال یادِ جدِ مظلومش حسین (ع) نبوده باشه ... طرفِ راستِ صورتش روی خاک ... لباش مثلِ دو چوبِ خشک بهم میخورد ...  «اِسقُونی شَربَةً مِنَ الماء» ....

 

حسین جان .... حسین جان ...

 

«اِسقُونی شَربَةً مِنَ الماء فَقَد نَشِفت كَبِدی» ....جگرم از تشنگی میسوزه ... یه وقت دیدن ده نفر آمدن ، ظرف هایِ آب آوردن ، تا رسیدن کنارِ گودی قتلگاه ... مقابلِ چشمِ این آقایِ لب تشنه ... غریب ... مظلوم ... آب ها رو ، رو زمین خالی کردن ...

 

حسین ......

 

خدایا به لبهایِ خشکیدۀ عزیزِ فاطمه و بحقِ شش ماهه اش علی اصغرش فرج امام زمانمون برسان ...

 

گر آب ندارد پدرِ مظلومم

ور شیر ندارد مادرِ محرومم

 

از آب گذشتم و نمی خواهم شیر

بیرو ن بکشید تیر از حلقومم ....

 

حسین .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:46 ق.ظ | نظرات()

"اَعُوذُ بِاللّهِ منَ الشّیطانِ الرَّجیم، بسم الله الرحمن الرحیم"

" اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ ....."

"وَصِلِ اللَّهُمَّ بَیْنَنا  وَبَیْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدّی اِلی مُرافَقَةِ سَلَفِهِ"

"اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان"

بر دیده ی ما ضیاء بده مهدی جان

بر سینه ی ما صفا بده ، مهدی جان

*لحظات آخر اعتکافِ،دیگه سفره رو بر می چینن،یابن الحسن!، لحظات آخریه اگر قرار باشه به کسی چیزی عطا کنن،با دست با کفایت امام زمان عطا می کنن،آقای من!*

دور سر مادرت بگردان چیزی

آن را صدقه به ما بده مهدی جان

*بازم بخونیمش، لابلای صدازدن ها هم،حرف دلمون رو بگیم به مولامون ،یاصاحب الزمان.....گرچه خواسته ی منو میدانی،اما اگه سئوال کنی،اومدی معتکف شدی حالا هم لحظات آخره چی میخوای؟ خواسته ات چیه؟ آقای من! جواب من اینه: "وَ مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِی وَ حَوَائِجِی وَ إِرَادَتِی فِی كُلِّ أَحْوَالِی وَ أُمُورِی" یعنی اول خواسته ام تویی آقاجانم.شب و روز اینجا نشستم،ناله زدم،اشک ریختم،بلکه موانع کنار زده بشه،به تو برسم آقاجانم،که اگربه تو برسم،به همه چیز رسیدم،و اگر به هر چیزی برسم،بدون تو به هیچ چیز نرسیدم آقاجانم،بازم امیدوارنه تو رو میخونم،یابن الحسن! "وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَةً رَحِیمَةً" اگه یه گوشه ی چشمی به ما بیندازی،بار همه مون رو بستی یابن الحسن! هر کجا نشستی صداش بزن،میشنوه و کریمه، و نمیشه شخص کریمی رو صدا بزنی بشنوه و جوابت رو نده، یاصاحب الزمان..... نبی اکرم دو نفر رو پاره ی تنش خطاب فرمود،یکی امام رضا علیه السلام،دیگری دخترش فاطمه ی زهراست،سلام الله علیها، از اینجا توی این لحظات آخریه جا داره یه سری بریم مدینه،پشت در خانه ی مادرمون فاطمه،که این گونه یادمون دادن،که آخر هر مجلسی بریم در خانه ی حبیبه ی خدا،بگیم :مادر! هر چه کردیم،حالا چشممون به دست های توست،همون دست های نازنینی که،بمیرم،مقابل چشم علی ِ مرتضی، تو کوچه با غلاف شمشیر،از دامن علی کوتاه شد،پهلو شکسته،شش ماهه اش رو کشتن،بمیرم،اما نمیتونه ببینه ریسمان بستن،علی رو دارن می برن، محکم دامن علی رو گرفته رها نمیکنه،دیدن نمی تونن دامن علی رو از دست فاطمه رها کنن،کاری کردن،برا همیشه فاطمه رو از علی گرفتن،آه.....*

گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره

او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد

*مدینه مادر رو زدن،بمیرم،کربلا،دختر رو زدن،دیدن از کشته ی برادر جدا نمیشه، گاهی دست میبره زیر پاره پاره بدن،خدا این قربانی رو از آل محمد قبول کن،گاهی صدا میزنه:داداش!"یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری" طوری گریه میکنه دوست و دشمن به حالش گریه می کنند،اینجا هم اومدن با کعب نی و تازیانه.. هر کجا نشستی ناله بزن:حسین جان....*

به سوی شام و کوفه ام چه ظالمانه می برند

نمی روم ولی مرا به تازیانه می برند

*خدایا به اشک گریه کنای ابی عبدالله علیه السلام،به سوز دل عمه ی سادات زینب کبری سلام الله علیها،و به حق امام رضا علیه السلام،فرج امام زمانمان برسان،خدایا همین الان با مژده ی ظهور و فرجش قلب نازنینش شاد بگردان،خدایا هر کی به هر امیدی اینجا نشسته با دست با کفایت امام زمانمان،مهمات دنیا و آخرتشون رو کفایت بفرما*

!!!!متن ابتدایی و پایانی دعای اُم داوود!!!!

" صَدَقَ اللَّهُ الْعَظِیمُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ الْحَلِیمُ الْكَرِیمُ الَّذِی لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ الْبَصِیرُ الْخَبِیرُ............اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ فَارْحَمْ ذُلِّی وَ فَاقَتِی وَ اجْتِهَادِی وَ تَضَرُّعِی وَ مَسْكَنَتِی وَ فَقْرِی إِلَیْكَ یَا رَبِّ."

"یعنی خدا به خاریم رحم کن،به نداریم رحم کن،خدا سه روز اومدم اینجا نشستم،کوشش کردم تو رو از خودم راضی کنم،اهلبیت رو از خودم راضی کنم،به این کوششم رحم کن،خدایا به زاریم رحم کن،به بیچاره گیم رحم کن، خدایا میدونی دستم خالیه، بهم رحم کن،اینجای دعا دستور اینه تا میتونید،گریه کنید،اشک بریزید،سعی کنید به قدر بال مگسی هم شده اشک بریزید در حالت سجده که علامت استجابته،هر که اشکش جاری شده دعاش رو قبول کردن،اما چه اشکی بهتر از گریه ی برا حسین،همین طور که صورت ها رو خاکه،یه جمله اشاره کنم،کار امام حسین علیه السلام رو کربلا به جایی رسوندن،نوشتن ارباب مقاتل:" فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ" از اسب رو زمین افتاد،طرف راست صورتش روی خاک،دیدن لباش مثل دو چوب خشک به هم میخوره،میگه گمان کردم مردم رو نفرین میکنه،دقت کردن دیدم با کمال ضعف میگه:" فاسقوه شربة من الماء" حسین...."الهی رضاً بقَضائِک و صبراً علی بلائک، تسلیماً لامرک، لا معبود سواک" (صلی الله علیک یا اباعبدالله)3 وَ صل الله علی قلب زینب الصبور و لسان شکور"

وقت وداع با این مراسم ِ، شب شام غریبان زینب کبری سلام الله علیها،یه جمله اشاره کنم از فرصتی که هست، زنها و بچه هارو سوار بر ناقه ها کرد، همه رو کمک کرد،اما وقتی نوبت به خودش رسید،دیگه کسی نبود کمکش کنه،یه نگاه به طرف گودی قتلگاه کرد،یعنی داداش پاشو،زینبت میخواد سوار بر ناقه بشه،یه نفر محرم نداره،حسین....*

نوای کاروان هر دم زند آتش به جانم

خدایا بر زمین مانده تنِ آرام جانم

روان با شور و شینم

خداحافظ حسینم

                                                 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:50 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات