امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



*جاداره اشاره کنم ایام مسلمیه هم هست ... بالای دارالعماره دیدن داره گریه میکنه ؛ گفتن : مسلم! باید فکر اینجا رو هم می کردی ...

 

 فرمود: گریه ام برای خودم نیست برای اون آقاییِ که به دعوت شما دستِ زن و بچشُ گرفته داره میاد*

 

نوایِ بانوان کاروان هردم به گوش آید

به حالِ زینبُ و این کوچه بازار میگریم

 

نوشتم نامه یابن عم بیا کوفه ، نیا کوفه

ولی صد حیف بگذشت کار از کار میگریم

 

حسین جان!

 

اینجا به همه حرمله با دست نشان داد

تیری که جدا کرده برای پسر توست ...

 

غوغاست برای زدن چشم ابالفضل

اینجا همه خارند برای قمرِ تو ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:20 ب.ظ | نظرات()

روز شهادت امام باقر علیه السلام ...دلا بره مدینه و از مدینه بریم کربلایِ مُعلا...روز شهادتِ آقایی که تمام مصائب کربلا وکوفه وشام را دیده...رنج اسارت کشیده...

 "صلی الله علیک یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله  یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عندالله"

 

ای فروزان گوهر پاک بقیع

گل پرپر شده در خاک بقیع

با سلامت کنم آغاز کلام

ای تورا ختم رسل گفته سلام

پنجمین حجت و هفتم معصوم

به ابی انت، که گشتی مسموم

ای فدای حق و قربانی دین

کرده یک عمر نگهبانی دین

تنت از درد و الم کاسته شد

تا که دید قامتش آراسته شد

اى ز آغاز طفولیت خویش

 بوده در رنج و غم و درد، پریش

از عدو ظلم و شرارت دیده

 چون پدر رنج اسارت دیده

خار در پا و رَسَن در بازو

رفته اى با اُسرا در هر سو

كربلا دیده اى و كوفه و شام ۲

 اى شهید از اثر ظلم هِشام

آتشِ غم پر و بالت را سوخت

زهر كین، شعله به جانت افروخت

اثر زهرِ به زین آلوده

 كرده اعضاى تورا فرسوده

خود تو مظلومى و قبر تو خراب

 

*امروز که روزِ شهادتشِ یه زائر کنار قبرش نیست،کسی کنار مزار مطهرش نیست ...نه شمعی نه چراغی نه گنبد و نه چراغی نه زائری...ان شا الله امام زمانمون میاد به همین زودی کنار ضریح مطهرش عرض ادب میکنیم*

 

خود تو مظلومى و قبر تو خراب

دیده دهر ازین غصه پر آب

شیعه را دل ز عزایت شده داغ

كه بود قبر تو بى شمع و چراغ

ظلمِ این امتِ دور از اِدراك

كرده یكسان حَرمت را با خاك

 

* اما اصل مصیبتش ،مصیبت جدِّ مظلومش حسین علیه السلامِ...حسینی ها!کربلای ها !اگه بنا به روضه خوندن باشه امروز ،بهترین روضه خوان خودِ امام باقر علیه السلامِ...*

 

آنچه من دیدم به عالم،چشم گردون هم ندیده

دیده ام من بوسه ی زینب به رگ های بریده

 

شد از اول قسمت من سوز و اشک و آه و ناله

دیده ی من دیده سیلی خوردنِ طفل یه ساله

 

کِی شود از خاطرِ من یادِ عاشورا فراموش

لاله ها را چیده دیدم بلبلان را جمله خاموش

 

از دلِ هر خیمه میزد شعله ی آتش زبانه

 

*تا دیدن کار از کار گذشت هلهله کردن ،اومدن به طرف خیمه ها ،هم غارت کردن هم آتش زدن ...دلسوخته ها!حسینی ها...یک رُخ نمانده بود که سیلی نخورده بود...یاحسین....*

 

از دلِ هر خیمه میزد شعله ی آتش زبانه

می چکید از چشم زینب اشک غربت دانه دانه

امان از دل زینب امان از دل زینب

 

*همه رو توی خیمه ی نیم سوخته جمع کرد ،یکی میگفت :عمه! گوشم ...یکی میگفت: عمه !پاهام...یه دختر بچه دامن عمه رو گرفت، گفت :عمه! اگه داری یه سَر پوشی بهم بده...*

 

مرحمِ زخمِ دلِ بابای من زخم زبان شد

 

*رو نیزه سر باباشو نشونش میدادن ،نشون مردم میدادن، هی میگفتن "هذا راس خارجی... "...*

 

مرحمِ زخمِ دلِ بابای من زخم زبان شد

روی نی راس شهیدان بر سر من سایه بان شد...

 

صلی الله علیکم  یا آل رسول...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:34 ب.ظ | نظرات()

روز شهادت امام باقر علیه السلام،روز جمعه،توجه ای مدینه و قبرستان بقیع ، کنار قبور با خاک یکسان ائمه معصوم و مظلومِ بقیع...

 "اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ، وَمَهْبِطَ الْوَحْىِ، وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ، وَخُزّانَ الْعِلْمِ، وَمُنْتَهَى الْحِلْمِ، وَاُصُولَ الْكَرَمِ، وَقادَةَ الاُْمَمِ، وَاَوْلِیاءَ النِّعَمِ، وَعَناصِرَ الاَْبْرارِ، وَدَعائِمَ الاَخْیارِ، وَساسَةَ الْعِبادِ، وَاَرْكانَ الْبِلادِ، وَاَبْوابَ الاْیمانِ، وَاُمَناءَ الرَّحْمنِ، وَسُلالَةَ النَّبِیّینَ، وَصَفْوَةَ الْمُرْسَلینَ، وَعِتْرَةَ خِیَرَةِ رَبِّ الْعالَمینَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ"

 «اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یامُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ اَیُّهَا الباقِرُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه»

 

اى فروزان گُهرِ پاكِ بقیع

گل پرپرشده در خاك بقیع

با سلامت كنم آغاز كلام

 اى تُو را! ختم رُسُل گفته سلام

 پنجمین حجّت و هفتم معصوم

 بابى اَنْتَ كه گشتى مسموم

اثر زهرِ به زین آلوده

 كرده اعضاى تو را فرسوده

كربلا دیده اى و كوفه و شام

 اى شهید از اثر ظلم هشام

تنت از درد و الم كاسته شد

 تا كه دین قامتش آراسته شد

خار در پا و رَسَن در بازو

رفته اى با اُسرا در هر سو

 

شاعر: #سید_رضا_مؤید

 

*روز شهادت اون آقایِ غریب و مظلومِ،که همه ی مصائب عاشورا و کربلارو دیده،رنج اسارت کشیده،کوفه رو دیده،مصائبِ شام رو دیده...*

 

آنچه من دیدم  به عالم، چشم گردون هم ندیده

دیدم من بوسه ی زینب به رگ های بریده

 

*دید نگذاشتن بمونه،اومدن با کعب و نی و تازیانه،میخواد از برادر جدا بشه، باید صورت برادر رو ببوسه اما سر بالای نیزه است،چه کند خواهر؟ دستاش رو روی زمین گذاشت،لب گذاشت به رگ های بریده...حسین...*

 

کی شود از خاطر من یاد عاشورا فراموش

لاله ها را چیده دیدم،بلبلان جمله خاموش

از دل هر خیمه می زد شعله ی آتش زبانه

می چکید از چشم زینب اشک غربت دانه دانه

شد ز طفلی قسمت من سوز و اشک و آه و ناله

دیده ی من دیده سیلی خوردنِ طفل سه ساله

مرهم زخم دلِ بابای من زخم زبان شد

روی نی رأس شهیدان بر سر من سایبان شد

 

* یادم نمیره کاری کردن،ناله ی بابام امام زین العابدین بلند شد،صدا زد: "یا لَیتَ لَم تَلِدنِی اُمّی وَ لَم اَكُن یَزِیدُ یَرانیِ فِی البِلادِ اَسِیرُ" یعنی ای کاش مادر من رو نمیزاد،تا یزید من رو اینطور اسیر نبینه"...خدایا به حق امام باقر علیه السلام،فرج امام زمانمان برسان،موانع ظهور و فرج و قیامش هر چه هست بر طرف بگردان،خدایا ثواب و حض و بهره ای از این توسلات نثار روح همه ی شهدا،شهدای مکه،شهدای مظلوم منا،شهدای مدافع حرم و حریم اهلبیت علیهم السلام واصل بگردان...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:04 ب.ظ | نظرات()


امشب شبِ رحلت خدیجه ی کبری است،مادرِ فاطمه ی زهرا سلام الله علیها،به این بهانه، هم عرض ادب کنیم خدمت خدیجه ی کبری سلام الله علیها و هم عرض ادب کنیم خدمت حبیبه ی خدا،فاطمه ی زهرا سلام الله علیها...بگیم:بی بی جان!بحق مادرت امشب بیا برا ما مادری کن،شب دهم ماه مبارکِ رمضانِ،چشم به هم بزنیم شب های قدر هم میرسه،فاطمه جانم!...با جرأت بگیم: مادر،مادر! بحق مادرت خدیجه ی کبری،که هر چه داشت در راه خدا داد،ثروتش رو بخشید،برایِ یاریِ دینِ خدا،بحق مادرت خدیجه ی کبری،که تا همسر رسول خدا شد،زن های قریش بهش دیگه اعتنا نمیکردن،رهاش کردن....

 

گذشت تا به فاطمه حامله شد،رسول خدا اومد تویِ خونه،دید خدیجه داره با کسی حرف میزنه...با کی داری صحبت میکنی؟ گفت: فرزندی که در رَحِم دارم،مونسم شده،با من تکلم میکنه...غم مخور مادر که غم خوارت منم؛اگر زن های غریش رهات کردن،بهت اعتنا نمیکنن،غصه نخور تو فاطمه رو داری مادر، همون جا رسول خدا بشارتِ ولادتِ فاطمه رو بهش داد،وقتی که هم میخواست فاطمه اش رو به دنیا بیاره،فرستاد بیان کمکش کنند زن های قریش،گفتند:تو مارو قبول نکردی،همسرِ یتیمِ ابوطالب شدی،ما هم نمی آییم کمکت،.....لیاقت نداشتن،شایستگی نداشتن،یه وقت بی بی دید،چهار زنِ بهشتی اومدن دورش رو گرفتن،کمکش کردن،فاطمه اش رو به دنیا آورد،هستیش رو برای خدا داد،خدا هم گوهری مثل فاطمه بهش عطا کرد....

 

روزهای آخرِ عمرش گفت:فاطمه جان! برو به بابات بگو لباسی که موقع نزولِ وحی به تن داشت،کفنِ من قرار بدید،همین طور هم شد،اسماء بنت عُمِیس میگه: دیدم لحظات آخر تو بستر داره گریه میکنه،گفتم:بی بی جان! چی شده؟ شمارو که رسولِ خدا وعده ی بهشت داده،چرا گریه می کنید،فرمود:گریه ام برا خودم نیست،برا دخترم فاطمه است،شب زفافِ دخترم نیستم براش مادری کنم...اسماءمیگه،گفتم:اگر من بودم،به جای شما مادری میکنم...بی بی خوشحال شد،دعام کرد،از دنیا رفت...

 

رسول خدا لباسش رو کفنِ خدیجه قرار داد،همین که قبر آماده شد،با دستِ مبارکش بدنِ همسرِ مهربانش رو گرفت،داخلِ قبر خوابانید،کفن رو کنار زد،طرف راست صورتش رو روی خاک ها قرار داد...سیدها! این ماجرا تکرار نشد،تا مدینه،دلِ شب علیِ مرتضی بدن فاطمه اش رو غریبانه غسل داد،حنوط کرد،کفن کرد،با چه دلی برداشت بدنِ فاطمه رو نمی دونم،آماده ی دفن،به دو نفر نیاز داره،یک نفر باید بدن رو سرازیرِ قبر کنه،یک نفر باید بدن رو بگیره داخل قبر بخواباند،فاطمه مَحرمی جز علی نداره،همین که بدنِ فاطمه رو سرازیرِ قبر کرد...*

 

که ناگه از لحد نوری بر آمد

نمایان دستی از پیغمبر آمد

 

چو گُل به خاک نشانم نهالِ خسته ی تو

علی فدایِ تو و پهلویِ شکسته ی تو

به بازوان ورم کرده ات بگریم من

و یا به صورتِ نیلی و چشمِ بسته ی تو

 

زهرا جان!....

 

*ان شاالله این شب ها تذکره هامون رو امضا می کنند میریم مدینه،اونجا از نزدیک عرض ادب می کنیم و ناله می زنیم،اما با این یه جمله هم دلها بره کربلا،بمیرم برای میوه ی دلت،که نازنین بدنش کربلا سه روز و دو شب روی خاک ها ماند،حسین....." مُلْقی ثَلاثا بِلا غُسلٍ وَلا کفَنٍ " حسینی ها! بدون کفن هم نبود..*

 

کفنی داشت زخاک و کفنی داشت زخون

تا نگویند حسین بن علی بی کفن است

استخوانی اگر از سینۀ او ماند بجا

آن هم از ضرب سُمّ اسب، شکن در شکن است

 

*حسین.....خدایا به اشک چشم گریه کن های ابی عبدالله،فرج امام زمانمون برسان....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:01 ب.ظ | نظرات()

http://s8.picofile.com/file/8310903742/2065.jpg

"یا اَبَاالحَسَنِ یا موُسَی بنَ جَعفَرٍ اَیُّهَا الکاظِمُ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه"

 

صیاد را ببین که چه بیداد می کند

نی می کشد مرا و نه آزاد می کند

 

*بمیرم برات، قریب به چهارده سال،از این زندان به آن زندان...

 

"اَلسَّلامُ عَلَى الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِیرِ ذِی السَّاقِ الْمَرْضُوضِ، بِحَلَقِ الْقُیُودِ وَ الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَیْهَا بِذُلِّ الاِسْتِخْفَافِ‏ وَ الْوَارِدِ عَلَى جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وَ عَلَى أَبِیهِ الْمُرْتَضَى وَ عَلَى جَدِّةِ فاطِمَةُ الزَّهراء"

 

یه وقت دیدن دَرِ زندان باز شد،نازنین بدنش روی تخت پاره ای بیرون اومد، سر از یه طرف آویزانه،پاها از یه طرف، یه نفر هم هی صدا میزنه: "هذا إمامُ الرَافَضَة"...

 

حسینی ها! کربلایی ها! انگار این رسم از کربلا و کوفه و شام باقی مانده بود،یه نفر سر بریده ی عزیز فاطمه رو بالای نیزه نشون مردم میداد، هی صدا می زد: "هذا رأسُ خارِجی" حسین.....

 

بی خودی نبود تو تشت طلا، هی قرآن تلاوت می کرد، تا بی بی زینب کبری سلام الله علیها وارد شد، اون وضع رو دید، صدا زد: " اَ مِنَ الْعَدْلِ یَابْنَ الطُّلَقاءِ! تَخْدِیرُکَ حَرائِرَکَ وَ اِمائَکَ، وَ سَوْقُکَ بَناتِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم سَبایا"

 

برادر هم به یاری خواهر اومد، میان تشت طلا صدا زد: وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ"

 

امان از اون لحظه ای که خواهر دید،چوب خیزران برداشته شد،حسین....*

 

آهسته بزن که ایستاده اند

 یک عده اسیرِ داغ دیده

 

هر کس سر نی زده است سنگش

 قرآن ز زبان وی شنیده

حسین......



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:34 ب.ظ | نظرات()

اَلسَّلٰامُ عَلَیْکَ یٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ ، اَلسَّلٰامُ عَلی قَلبِ زِینَبِ الصَّبور "

 

ای مِهین دخت مرتضی زینب

اُسوه ی عفت و حیا زینب

 

اوّلین دُخت حیدر و زهرا

دومین عصمت خدا زینب

 

شش برادر جدا شد از تو، ولی

صبر از تو نشد جدا زینب

 

زورق صبر را تو راندی تو

ز ابتدا تا به انتها زینب

 

شرحِ صبرِ تو در کتاب خداست

کاف ، ها ، یا ،عین ،صاد ،گو است

 

ای گُلِ ناز پرور زهرا

وی بهشتِ مُعطّر زهرا

 

نخل سرسبز آرزوی علی

باغ گل های پر پرِ زهرا

 

بتو زیبد بتو، امامت صبر

که تو هستی تو دختر زهرا

 

فاطمه کوثر محمد و تو

تا صف حشر کوثر زهرا

 

همچو زهرا برای پیغمبر

بایدت خواند مادرِ زهرا

 

کس نداند که این توئی یا او

چون نشینی برابر زهرا

 

وصف تو مدح تو فضائل تو

کلماتِ مکرّر زهرا

 

خیمه و قتلگاه سنگرِ توست

مسجد و کوچه سنگر زهراست

 

شرحِ صبرِ تو در کتاب خداست

کاف ، ها ، یا ،عین ،صاد ،گو است

 

*تا دید برا برادرش دیگه یاور نمونده، اومد خیمه،آقازاده هاش رو فرمود برید امام زمانتون رو یاری کنید،گفتند:اگه به ما اجازه بده برا ما بهتر از این چیه مادر...*

 

هر دو گفتند كه ای مام غمین

گر پذیرد چه بود بهتر از این

مادر این نكته ز طفلان چو شنید

در بر زاده ی زهرا دوید.

 

*داداش اجازه بده بچه های منم برن میدان،فرمود:خواهر! این قدر داغ دیدی دیگه بسه زینب....*

 

بهر تو داغ علمدار بس است

داغ یاران وفادار بس است

 

*گفت به حق مادرمون اجازه بده....بالاخره اجازه گرفت،روانه ی میدانشون کرد،اهل حرم بیرون اومدن،میدان رفتن این دو تا آقازاده رو دارن تماشا میکنن...*

 

آن یکی بر روی دستش قرآن

آن یکی آینه با آه و فغان

 

که ای خدا این دو پسر باز آیند

می روند لیک سر افراز آیند

 

*وارد میدان شدن،رجز میخونن،شیر بچه های زینب،"امیری حسینٌ وَ نِعم الامیر..."

امان از اون لحظه ای که صدای نالشون بلند شد،ابی عبدالله اومد،بدن ها رو رساند خیمه،اهل حرم اومدن،دور این دو تا بدن رو گرفتن،ناله میزدن،گریه می کردن، اما یه نفر از خیمه بیرون نیامد، اونم زینب بود،آخه مادرِ دو تا عزیز از دست داده غمگینِ،نمیخواد چهره ی غمگینش رو حسین ببینه یه غم دیگه به غم های حسین اضافه بشه...

اینجا از خیمه بیرون نیومد،اما تا صدای علی اکبر رو شنید،سراسیمه اومد، یه طرف علی می گفت:بابا! یه طرف بابا می گفت:"وَلَدی!..." یه طرف بی بی صدا می زد: "وا اُخَیّا ! وَ ابْنَ اُخَیّا"...تو هم ناله بزن:حسین...........




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:38 ب.ظ | نظرات()



دلا بره سامرا و کنار قبر غریبِ امام هادی علیه السلام" السلام علیکَ یا عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الهادیِ النِّقِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ" خوش به حال اوناییکه امروز موفقن تو حرمش سامرا عرض ادب می کنند،آقا جانم!..*

 

دشمن به حضرتت ستم بی حساب کرد

بر ظلم خود به آل پیمبر شتاب کرد

 

یک روز قبرهای شما را خراب کرد

روزی تو را تعارف جام شراب کرد

 

یک روز ریخت خون دلت را به ساغرت

یک روز کند قبر تو را در برابرت

 

*بمیرم برا غربت و مظلومیتت*

 

در مجلس شراب به دل بود آذرت

دیگر نخورد چوب به لب‌های اطهرت

 

دیگر سر بریده نمی‌دید خواهرت

دیگر نبود بسته دو بازوی خواهرت

 

دیگر به غصه، عترت تو مبتلا نبود

دیگر سرت میانه ی تشت طلا نبود

 

*بگم: "اٌلسَلامُ عَلی قَلبِ زِینَبِ صَبور" یه طرف سر بریده ی برادر رو میان تشت نظاره می کرد،یه طرف می دید این زن و بچه ها بی پرده تو مجلس اون ملعون...

 دست برد گریبان چاک کرد صدا زد:" اَ مِنَ الْعَدْلِ یَابْنَ الطُّلَقاءِ! تَخْدِیرُکَ حَرائِرَکَ وَ اِمائَکَ، وَ سَوْقُکَ بَناتِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم سَبایا" آیا این از عدالتِ ،زنها و دختران تو پشت پرده باشن، دختران رسول خدا تو کوچه و بازار اسیر تو... چه کردند در جواب بی بی؟ او ملعون دست برد به خیزران...حسین

....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:28 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم