سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار مجالس حاج حسین سازور
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



http://s9.picofile.com/file/8294640800/13323.jpg

شبِ می و مستی و باده
همه دلا مسرور و شاده
بابایِ امامِ زمانُ
نوۀ قشنگِ جوادِ ....

این پسر محشرِ ...
واقعاً دلبره ...

میباره  از ابرا
بارونِ اقاقی و سنبل
میارن  ملائک
برا ارادت دسته گل

من غرقِ شور و شادی ام
مسکینِ ابنُ الهادی ام ...

مولا ، امام عسکری ...

{مثلِ عقیق که یَمَنش چیزِ دیگری ست
این خانواده ، حسَنش چیزیِ دیگری ست}

تویی مَه شبهایِ تارم
به خدا تو هستی بهارم
اگه ببینم سامراتُ
دیگه حاجتی من ندارم

بر همه سروری ...
اَیها العَسکری ...

غلامِ تو هستم
همیشه برام افتخارِ
از امشب تو صحنت
گدایِ حرمت بی شمارِ ...

هستم دخیلِ سامرا
آقا بده عیدی به ما ...

مولا ، امام عسکری ...

آسمونِ ری بیقرارِ
شادی تو دلا ماندگارِ
تو حرمِ آقا هزارتا
ستارۀ دنباله دارِ

هر کسی زائرِ ...
شاهدُ و ناظرِ ...

رسیده گلی که نوۀ امامِ کریمِ
بدونید که اسمش حضرتِ عبدالعظیمِ

امشب تبم رویِ صدِ
آقایِ شهرم اومده ...

یا سیدی ، عبدالعظیم ....

شکر خدا همسایَتم
عمری به زیرِ سایَتم ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:26 ب.ظ | نظرات()
http://s9.picofile.com/file/8310388942/1334562_9.jpg

دوباره زهرِ جفا
دوباره شور و نوا
یه روز بقیع و یه روز،سامره غرقِ عزا

حال و هوایِ سامره حالِ دیگریِ ، وای وای
حضرتِ حجت غرق عزای عسکریِ ، وای وای
غصه برای عسکری ....

وای ... وای ... وای ... غریب سامره

دوباره تشنه لبی
دوباره تاب و تبی
دوباره چشمِ ترِ ، خواهری و زینبی

زِگریه پر خون شده دو چشمِ پسری ، وای وای
به خاکِ غربت فِتاده صورت پدری ، وای وای
کسی ندارد خبری ...

دوباره زهرِ جفا
دوباره شور و نوا
یه روز بقیع و یه روز،سامره غرقِ عزا

حال و هوایِ سامره حالِ دیگریِ ، وای وای
حضرتِ حجت غرق عزای عسکریِ ، وای وای
غصه برای عسکری ....

وای ... وای ... وای ... غریبِ سامره

این روزُ و شب ها میاد
از مدینه یک صدا
فاطمه خورده زمین ، در وسط کوچه ها

میونِ دیوار و در شده ناله به پا ، وای وای
ببین که آتیش زبونه داره همه جا ، وای وای
تنم زیرِ دستُ و پا ...

وای ... وای ... وای ... مادر مادر مادر

دوباره زهرِ جفا
دوباره شور و نوا
یه روز بقیع و یه روز،سامره غرقِ عزا

حال و هوایِ سامره حالِ دیگریِ ، وای وای
حضرتِ حجت غرق عزای عسکریِ ، وای وای
غصه برای عسکری ....

وای ... وای ... وای ... غریبِ سامره

حسن ... حسن ...


 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:29 ب.ظ | نظرات()


اَللّهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِری بِنَظْرَة منِّی اِلَیْهِ ...

جز نگاهت چه تواند که دل از ما ببرد
رنگ از آینه کِی جز رخِ زیبا ببرد

می شد ای کاش که پیغام بری ساحل را
خبر از گمشدگانِ شبِ دریا ببرد

چشمِ بیمارِ تو چون سویِ خلائق افتد
رونق از گرمیِ بازارِ مسیحا ببرد

*کجایی آقاجان ...*

نالۀ العجلم رویِ لبانم خشکید

*خیلی ها صدات زدن ... خیلی ها در انتظارِ بودنت بودن ، اما اَجل مهلت نداد ...*

نالۀ العجلم رویِ لبانم خشکید
کیست فریادِ مرا جانبِ مولا ببرد

*کجا رفتن گریه کن ها ... کجا رفتن شهدا ... عزیزِ فاطمه ...*

کی شود لطفِ نگارم سحری یار شود
تا مرا باز به آن خلوتِ شبها ببرد ...

*یابن الحسن .... یابن الحسن ...*

بهتر از عشق هرگز نبود تضمینی
زدلم تا که هراسِ غمِ فردا ببرد

گر نگاهِ تو به سویِ دلم افتد چه شود؟
شاه آن نیست که از یاد گدا را ببرد

آرزویم همه این است مرا هم بخرد
نامی از من به برِ حضرت زهرا ببرد

به خدا منتقمِ خونِ خدا آمدنی ست
وارثِ قافلۀ کربُبلا آمدنی ست ...







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:04 ب.ظ | نظرات()

 http://s6.picofile.com/file/8255879626/photo_2016_06_15_10_51_51.jpg

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّه ، یا رَحْمَةٌ لِلْعَالَمِینَ‏ ، یا اشرف الْأَنْبِیَاءِ و الْمُرْسَلِینَ ، یا خَیر النَّاسِ یا مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا الزَهرا ...

 

*شب رحلت و شهادتِ پیغمبرِ،شبِ یتیمیِ فاطمه ست ...*

 

قدِ رعنایِ رسول الله آخر سر شکست

پایه هایِ عرش ازین داغِ درد آور شکست

 

رحمةٌ للعالمین بود و مصیبت ها چشید

صبر کرد و حرمتش در بین هر معبر شکست

 

*کم ما برای پیغمبر گریه کردیم،خدایا این شبا چشمایِ ما رو گریان قرار بده مثه چشمانِ فاطمه ... بالاسرِ باباش نشسته بود،با دستمالی عرقِ پیشانی بابا رو پاک می کرد*

 

جز علی و چند تن دور و برش یاری نبود

در اُحد تنها شد و دندان او آخر شکست

 

فتنۀ آن دو یهودی عاقبت کاری شد و ...

زهر آتش زد به جان او ، دلِ دختر شکست

 

گوشه ای از شهر غوغایِ سقیفه شد بلند

جسم او جان داشت اما حرمتِ منبر شکست

 

خواست پیغمبر بگوید باز هم حق با علی است

مردکی پرخاش کرد و قلبِ پیغمبر شکست

 

*فرمود یه کاغذ و قلم بیارید بنویسم،راه رو گم نکنید ... دومی صدا زد «ان الرَجُل لِیَهجُر» استغفرالله ؛ گفت پیغمبر داره هذیان میگه ...*

 

بال خود را بست و سوی عرش اعلی پر کشید

سخت تنها شد امیرالمؤمنین ، حیدر شکست

 

بعد پیغمبر شرر بر خانۀ عصمت زدند

در میانِ غربت این شهر نیلوفر شکست

 

در میان دود و آتش با لگد بر در زدند

در شکست و سر شکست و حرمتِ مادر شکست

 

بار شیشه دارد این بانو ، کمی آرام تر

پشت در اصلاً چه شد؟آیینه سرتاسر شکست

 

پیش چشمانِ ولی الله زهرا را زدند

پیش همسایه غرورِ فاتح خیبر شکست

**

کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد

چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد

 

خبرِ پر زدن فاطمه ، حیدر را کشت

چند باری به زمین خورد علی تا پا شد

 

*یا رسول الله ... دو نفر وارد حجرۀ پیغمبر شدن ... از دیدن یکی شون پیامبر فرمود تعجب نکنید،زهرا جان این فقط از تو اجازه میگیره وارد میشه،این برادرم عزرایئلِ اما یکی دیگه هم واردِ حجره شد ... ابی عبدالله عادت داشت وقتی میومد پیشِ پیغمبر،میرفت رو سینۀ رسول الله ... حضرت رو زمین میخوابید ، حسین رو سینه ش قرار می گرفت ... ابی عبدالله هم به عجله و عادت همیشه اومد رو سینۀ رسول خدا ... امیرالمومنین دست برد حسین رو برداره،آخه محتضر باید سینه ش سبک باشه ... یه وقت پیغمبر چشماش رو باز کرد، فرمود علی جان صبر کن ، بزار حسین رو سینۀ من باشه ... حسین آرامِ جانِ منه ... آی ....

 

زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا

منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد

 

داد زد زینب کبری : به روی سینه نرو ...

گوش نحسش نشنید و قد مادر تا شد

 

سر او تا که جدا شد زره اش را بردند

زره اش هیچ ... سرِ پیرهنش دعوا شد

 

خاتمش را ته گودال به دشمن بخشید

بار دیگر به خدا جود و سخا معنا شد

 

کاش انگشتری اش تنگ نبود ... اما بود

عاقبت نیمۀ سبابۀ او پیدا شد؟ .

 

ای حسین ...

 

کنارِ بسترِ پیغمبر مثلِ باران داره گریه می کنه فاطمه ... همچین پیغمبر تصلی بهش میداد ، علی تصلی میداد ... فرمود زهرا جان گوشت رو نزدیک بیار،کنارِ گوشش یه جمله ای گفت ، زهرا آرام شد ... یه وقت دید آرام آرام چشمایِ پیغمبر بسته شد ... دیگه رسولِ خدا نفس نمی کشید ... یا الله ... امیرالمومنین آماده شد ، رسولِ خدا رو غسل داد ، کفن کرد ... بر پیغمبر نماز خواند .... یا الله ... نانجیب ها علی رو اینجا هم تنها گذاشتن ... پیغمبر داشت جان میداد اونا تو سقیفه نشسته بودن ، برایِ حکومت داشتن نقشه می کشیدن ... چند نفر بدنش رو برداشتند یه روایت دیگه هم هست که شب پیغمبر رو دفن کردن،سلمان اباذر،دیگران ...

 

وقتی از دفنِ پیغمبر آمدن،زهرایِ مرضیه استقبال کرد ازشون ... فرمود چگونه دلتون اومد رو بابام خاک بریزید ... چگونه دلتون اومد پیغمبر رو زیرِ خاک قرار بدید ...

 

میخوام بگم  زهرا جان ... بابات رو با احترام کفن کردن ... تشییع کردن ... دفن کردن .... کجا بودی کربلا ... بدنِ حسینتُ پاره پاره کردن ... سر رو یه طرف بردن ... دستُ یه طرف ... بدنش رو زیرِ سمِ اسب قرار دادن ..

 

ای حسین ...

 شاعر : محمد جواد شیرازی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:26 ب.ظ | نظرات()


تصور کن که این آقا برای خود حرم دارد

کریم آل طاها چند تا باب الکرم دارد

 

شب و روزم عزا شد اهل بیتم را صدا کردم

به لطف مادرش در خانه بزمی دست و پا کردم

 

به پاس لطف بسیاری که آقا کرد در حقم

منم دارایی ام را نذر خرج روضه ها کردم

 

نشد که سرمه ی چشمم کنم خاک مزارش را

ولیکن دیده را با خاک پرچم آشنا کردم

 

رمضان تا محرم از محرم تا صفر هرشب

نشستم روی سجاده حسن جان را صدا کردم

 

خودش با دست خود من را نشانده بر سر سفره

اگر کم از سر این سفره بردارم خطا کردم

 

به هر ماتمسرایی سر زدم دیدم حسینیه ست

حسینی ام ولی در دل حسنیه بنا کردم

 

اگرچه بر سر و سینه زدم با روضه های او

ولی با خویش میگویم خطا کردم خطا کردم

 

نفهمیدم که آقایم به هرچه کوچه حساس است

از او شرمنده ام امشب اگرکه کوچه وا کردم

 

از آنجایی که حتی خواهرش لطمه به صورت زد

میان روضه ها من هم به زینب اقتدا کردم ...

 

شاعر : علیرضا خاکساری

 

*یکم روضه بخونم ... یا امام حسن ...

آری یک عمر دلش غرق عزاداری بود ...

خدا خیرت بده خوب برا امام حسن عزاداری کردی ... شام غریبان امام مجتبی ، بین ما رسمه بزرگی که از بین ما میره ، دفنش میکنن ، اولین شب قبرش همه میان تو خونه ش جمع میشن ... تو خونه ی امام حسن هم ابی عبدالله نشسته بود ، اباالفضل بود ، زینب بود ، قاسم بود دیگران بودن ... امشب بگو آقا ممنونیم ما رم از خودتون دونستید راهمون دادید اجازه دادید بیایم براتون گریه کنیم و ناله بزنیم ....*  

 

آری یک عمر دلش غرق عزاداری بود ...

تا چهل سال فقط کار حسین زاری بود ...

 

از همان کوچکی اش کوچه گرفتارش کرد

جگر خون شده اش حامل اسراری بود

 

دم به دم تکیه به دیوار غریبی میداد

آنکه بر مادر خود فکر عصا داری بود

 

هفت بار از اثر زهر به خود پیچیده

بارها این جگرش صید جفا کاری بود

 

آخرین بار که زهر از گلویش پایین رفت

روزه بود و به خدا لحظۀ افطاری بود

 

از همان روز که در خانۀ آقا آمد

نقشۀ جعدۀ ملعونه جگر خواری بود

 

خدا خودش و باباش و داداشش رو لعنت کنه ... باباش تو شهادت امیرالمؤمنین دست داشت ، دخترش امام حسن رو زهر داد ، پسرشم رفت کربلا تو قتل ابی عبدالله ....*

 

زیر لب زمزمۀ وا حسنا زینب داشت

خواهری که همه جا در صدد یاری بود

 

ناگهان دید به احوال تعجب زینب

تشت رنگین شده و لخت جگر جاری بود

 

با خبر کرد در آن حال برادرها را

باز هم دخت علی فکر پرستاری بود ...

 

بی خبر بود ز آثار هلاهل ای وای

اثر سودۀ الماس عجب کاری بود ...

 

قاسم اش در بغل حضرت عباس گریست

کار عبدالله دردانۀ او زاری بود ...

 

با وجودی که خودش حال عجیبی دارد

همه جا ام مصائب پی دلداری بود ...

 

*میخوام جای دیگه ببرمتون ....*

 

آنکه در تشت طلا پاره جگر دید همان

دید در تشت طلا اوج گرفتاری بود

 

خیزران بود و لب قاری قرآن در تشت

غرق در خون دهن و لعل لب قاری بود

 

*همچین که سر و از تشت برداشت ، دیدن لب و دهان امام حسن خون آلوده ... خدای نکرده تا حالا دیدید دندانت یا دهانت یه ضربه ای ببینه ؟لب و دهانت خون آلود میشه ... تا زینب چشمش افتاد به لب و دهان امام حسن ، چنان به صورتش لطمه زد ...

صدا زینب خواهرم گریه هات رو نگه دار ... یه روزی میاد ، تو وارد یه مجلسی میشی ... آه ....

 

اجازه بدید شام شهادت امام حسن یه روضه از ابی عبدالله بخونم ... آخه دید حسین داره خیلی شدید گریه می کنه ، گفت حسین جان گریه چرا میکنی ؟ ...

گفت داداش مثل تو رو دارم از دست میدم ...گفت حسین جان هیچ روزی مثل روز تو نیست ...

سرت رو میان تشت قرار میدن ... وارد مجلس می کنن ... راوی میگه دیدم تا سر رو وارد کردن زن و بچه رو پا بلند شدن ....

ای حسین .....


 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:25 ب.ظ | نظرات()
http://s6.picofile.com/file/8258355792/photo_2016_07_02_11_40_46.jpg

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ
فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً
حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً ، بِرَحْمَتِکَ‏ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ

اَللّهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِری بِنَظْرَة منِّی اِلَیْهِ ...

همه قرار من این است یارِ تو باشم
قرار سوزِ دلِ بی قرارِ تو باشم

به غیرِ اشک ندارم متاعِ بالایی
که مرهمِ نگهِ اشک بارِ تو باشم

برایِ یاریِ دین روز و شب دعایم کن
که روزِ یاریِ عترت کنارِ تو باشم

غم غریبیِ آلِ تو می کُشد مارا
دلم خوش است که من جان نثارِ تو باشم

تویی اسیرِ غمِ اهل بیتِ پیغمبر
و من اسیرِ غمِ قلبِ زارِ تو باشم

تو در مدارِ حسینی و من به دنبالت
بگیر دستِ مرا در مدارِ تو باشم

در آن زمان که شعارِ تو یالثارات است
الهی از کرمت پایِ کارِ تو باشم

در آن سحر که می آیی به یاریِ زهرا
خدا کند که من ای یار ، یارِ تو باشم

اگر چه با تو ام امروز در مقامِ حرف
سزاست هم قدمِ روزگارِ تو باشم

به خونِ سرخِ حسین انتقام می آید
خدا نوشته که چشم انتظارِ تو باشم

*حضرت فرمود هر جا روضۀ عموجانم خوانده بشه ، من سراسیمه میام ...
آقا و مولاتون رو همه صدا بزنید ؛ یا صاحب الزمان .......*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:37 ب.ظ | نظرات()

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَیّدَ الساجِدین یا اِمامَ الْعارِفِینَ

 

وقت باران داغ چشم تر عذابم میدهد

آب می نوشم غم حنجر عذابم میدهد

 

شیرخواره سیر باشد زود خوابش میبرد

از عطش بی تابی اصغر عذابم میدهد

 

مجلس ختم جوان رفتم دلم آتش گرفت

یاد تشییع تنِ اکبر عذابم میدهد

 

غیرتم را شعله ور کرده ، چهل سال است که

ماجرایِ غارتِ معجر عذابم میدهد ....

 

ذبح را وقتی که می بینم کسی سر میبرد

خاطرات کُندیِ خنجر عذابم میدهد

 

روی دست من اثر از حلقه هایِ آهن است

این کبودی های بر پیکر عذابم میدهد

 

موی بابایم به روی نیزه ها آشفته بود

شانه را تا میزنم بر سر عذابم میدهد

 

*رحمت خدا بر این ناله ها ... خود امام سجاد دعاتون میکنه ، اینجوری دارید برا باباش ضجه میزنید ...*

 

کاش غارت میشد از رویِ سرم عمامه

بر سرم جامانده خاکستر عذابم میدهد

 

*من معذرت میخوام از شما*

 

از دم دروازه تا بازار ساعت ها گذشت

این شلوغی هایِ هر معبر عذابم میدهد

 

شامیان در پیش من حرف از کنیزی میزدند

التماسِ چشم آن دختر عذابم میدهد ....

 

داغ چوب خیزران و مجلسِ بزم شراب

از تمام داغ ها بدتر عذابم میدهد

 

خطبه را با لعن بر جدم علی آغاز کرد ..

چون به مسجد میروم منبر عذابم میدهد

 

هر چه آمد بر سر ما از بلای شام بود

قتلگاهِ اصلیِ ما کوچه های شام بود ...

 

شاعر : سید پوریا هاشمی

 

*مردم خدا نکنه یه نفر بینِ یه شهر دشمن گیر کنه .... امروز تو مدینه بدنش رو برداشتن ، آخ امام باقر ، بی عمامه ، پایِ برهنه ... دنبالِ جنازۀ باباش میرفت ... بنی هاشم اومده بودن این بدنُ تشییع کردن ، آوردن بدن رو بقیع ، بدن غسل داده شده ، کفن شده ، براش قبری درست کردن ... بدن باباش و میانِ قبر گذاشت ... یادش اومد امام سجاد مکرر در مکرر روضه میخواند :

من بدن بابامُ میانِ بوریا گذاشتم ... بدنِ بابامُ در میان قبر گذاشتم ... باید صورت رو خاک بزارم سری در بدن نمانده .... ( اینها به کنار ) بنی اسد یه وقت دیدن حضرت از قبر بیرون اومد داره اطراف قبر رو میگرده ، خاک ها رو زیر و رو میکنه .... چی گم کردی آقا ؟...

 

فرمود خدا لعنت کنه ساربان کربلا رو .... انگشت بریدۀ بابامُ پیدا می کنم .....

 ای حسین ......





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:55 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات