سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار مجالس حاج حسین سازور
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



مژده دادند مسیحایِ مسیحا آمد
عشق در خانۀ ارباب به دنیا آمد

صوت تکبیرِ ملائک دو جهان را پُر کرد
نکند روی زمین حیِّ تعالی آمد

در شبِ جلوه نماییِ علی بن حسین 
حالِ لب های من از ذکر علی جا آمد

آنچنان مثل محمد شده که، می گویند
شأن نازل شدنِ سورۀ طاها آمد

با تماشای عُلُوِّ درجاتش از عرش
اسمِ زیباش به دنبالِ مُسَمّا آمد

پی توصیف خَمِ گیسویِ او نستعلیق
پی تعریفِ قدش خط مُعلی آمد

ذوالفقارِ اسدالله به وَجد آمد و گفت
کیست این شیر که با هیبت مولا آمد

مثل عیسی که به پایِ علی اکبر افتاد
مریم از عرش به پا بوسیِ لیلا آمد

گفت: یا فاطمه! عباس از اول اما
این پسر با دَمِ یا زینب کبری آمد

تا که تکمیل شود شادیِ فرزندانش
به مبارک بادش حضرت زهرا آمد

نه فقط مثل محمد شده و عین علی
مجتبی است که در هیئتِ سقا آمد

بُخل ورزیدن او را احدی دید ، ندید
هر چه در محضر او دستِ تقاضا آمد

دانش آموختۀ فاتحِ جنگِ جمل است
وقت پیکار اگر اینقدر توانا آمد

هی به مرکب زد و دیدن که جبریل امین
لافتی گفت و علی از پیِ اِلا آمد

مردها شیونشان مثل زنان گشت بلند
نوۀ شیر چو در عرصۀ هَیجا آمد

زد به لشکر نه ، بگو رفت سوی گندم زار
داس برداشت چو دهقان پیِ سرها آمد

همه یاد اُحد و بدر و حنین افتادند
با بلایی که سر لشکر اعدا آمد

ورقِ واقعه برگشت که ناگاه به گوش
نالۀ یا ابتاه از دلِ صحرا آمد

از اباالفضل بپرسید که با ضربِ عمود
چه بلایی سر آن صورتِ زیبا آمد

بس که پیچید به هم پیکرِ اِرباً اِرباش
پدرش درصدد حل معما آمد
__________

خواستم تا بغل کنم بدنت 
ریخت از لای پنجه هام تنت
آبرویم میان لشکر رفت
از جگر بس که من صدا زدمت
آی علی! جگرم ریخته بهم چه کنم
با تماشای دست و پا زدنت
یوسفم گیر گرگ افتادی
پنچه پنجه شده است پیروهنت
چه کنم تا کمی نفس بکشی؟
چه کنم وا شود کمی دهنت
از لبت خونِ لخته می پاشد
مثل جان دادن عمو حسنت




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:57 ق.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ ،
 وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ ، وَمَهْبِطَ الْوَحْىِ

اصلاً نیاز نیست بگویم دعام کن
هر شب دعام میکنی آقا نگام کن

* امروز هر کی برا جدت یه قدم برداشته ، تو دعاش کردی ..
 چون  اینا اومدن ملاقات کنن زندانی غریبِ بغداد رو ..
 میدونی تو این چندیدن سالِ زندان یه نفر نیومد ملاقات آقا ...*

اصلاً نیاز نیست بگویم دعام کن
هر شب دعام میکنی آقا نگام کن

یک لحظه ام مرا زِ نگاهت حدا نکن
کارِ مرا خودت به سلامت تمام کن

تا پیشِ مادرت نرود آبرویِ من
یک بار هم شده به غلامی صدام کن

وقتی غروب ، وقت سحر ، وقتِ ظهر و عصر
یادم تو داده ای که بگویم گدام کن

حالا که غیرِ حجر تو دیگر ملال نیست
گاهی به وصل دردِ مرا التیام کن

چون جدِ خود تو پیش سلامی به نوکرت
یک بار هم بگو تو به آقا سلام کن

در خدمتیم و حیف که آن را دوا نیست
ما را عزیزِ فاطمه لطف مدام کن

بارانِ رحمت است توسل به جد تو
یک روضه مهمانِ خودت این غلام کن

«والشمر الجالسٌ» همین یک اشاره بس
یارب بیا و رحم به اهلِ خیام کن





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:37 ق.ظ | نظرات()

روزِ عاشورایِ موسی ابن جعفرِ بریم کاظمین ببینیم چه خبره .. خیلی امروز تشییع جنازه اش غریبانه بود .. هیچ کسی به غیرِ امام رضا نبود بدن آقا رو برداره ..

 

دارم امید با حرمت روبرو شوم

تا با تو در حریم تو در گفت و گو شوم

 

حالا که دورم از سحرِ کاظمین تو

باتو من از حریم رضا روبرو شوم

 

قربان کاظمین که بوی رضا دهد

دل خسته آمدم که به مشهد رفو شوم

 

دارد صفا غلام سیاه شما شدن

بد بویم و کنار تو خوش عطر و بو شوم

 

آزاد آمدم که تو عبدم کنی ز لطف

با یک نگاه نافذ تو زیر و رو شوم

 

با امام داشت میومد فاصله گرفت از حضرت ، حضرت فرمود چرا از ما فاصله گرفتی؟ گفت داداشم داره از روبرویِ شما میاد ، بی حیا و بی تربیتِ ، میترسم یه حرفی به شما بزنه من خجالت زدۀ شما بشم حضرت فرمود میخوای برادرتم مثله تو محّبِ ما بشه؟ عرضه داشت بله آقا از خدامه ..

حضرت فقط یه نگاه کرد بهش ، اُفتاد رو پاهایِ حضرت ... یه نگاه کرد به زنِ رقاصه افتاد رو خاک ، صورت رو خاک گذاشت .. استغفار می کرد ...

 

در یک سحر بیایم اگر در کنارِ تو

با ناله هایِ فاطمه در جستجو شوم

 

گاهی تو را صدا کنم و گه جواد را

با اشکِ روضه هایِ تو در شستشو شوم

 

قفلِ زبان چو باز کنی چند لحظه ای

من روضه خوانِ روضۀ سّرِ مگو شوم

 

ساقِ شکسته ، طاقت زنجیر را نداشت

من با چه حال نوحه گرِ دردِ او شوم

 

گردن نمانده بود برایش زِ سلسله

میگفت مثله عمۀ خود سر به تو شوم

 

مُردم زِ غربت تا شبِ تارم سحر شد

تنها غل و زنجیر از حالم خبر شد

 

درد و بلایِ شیعه را بر جان خریدم

من ضربه ها خوردم که این ره بی خطر شد

 

از این قیامی که دگر شکلِ رکوع است

طوبیِ این مذهب همیشه باروَر شد

 

قعر سجون در پنجه هایِ سردِ زندان

آهی به هر دیوار خورد و بی اثر شد

 

سندی چه آورده سرم ، شیعه نداند

از چه زِ خون آبه همیشه دیده تر شد؟

 

از خونِ رویِ کعبِ نی پیداست کامل

بر ضربه هایم دست هایِ من سپر شد

 

از بس که پیچیده به دورم تازیانه

از چادرِ مادر، لباسم پاره تر شد

 

*پیغمبر فرمود ، هیچ قومی مثله یهود منو اذیت نکردن ... اینا ذاتاً دشمنِ بچه هایِ پیغمبر بودن ..*

 

در پنجه هایِ آهنینِ پنجه هایش

بر پهلویم کاری شبیه میخِ در شد

 

سر بسته گویم ، بی ادب حرفِ بدی زد

با ناسزاهایش ، غرورم شعله ور شد

 

گر مویِ پیشانی بهم میریخت اما

شکلِ محاسن از سرم آشفته تر شد

 

در دسته این نامرد چون گودیِ گودال

حتی بلندیِ محاسن دردسر شد

 

در پیشِ چشمِ مادرم سر را بریدن

از این مصیبت مادرِ ما نوحه گر شد

 

*خدا به همتون خیر بده ، دله امام رضا رو شاد میکنید با این گریه هاتون ..*

 

وقتی که با ضربه جدا میکرد سر را

فریاد هایِ یا بُنَیّ بیشتر شد ...

 

نحن رضضنا الصدر» امام زمان در ناحیۀ مقدسه میفرماید : سلام بر اون بدنی که کوبیده شد .. امام صادق فرمود جّدِ ما هنوز دستُ پا میزد .. اسب هاشون رو نعلِ تازه ردن ... یه جمله دیگه و التماسِ دعا ...*

 

دنبالِ گیسویِ پریشانی به نیزه

در کوچه و بازار زینب در به در شد

 

زینب کجا و سکویِ ......

 

حسین .....



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:36 ق.ظ | نظرات()

ساقی بریز باده و حالم خراب کن
یک جرعه در پیالۀ ما هم شراب کم

«وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً» 
آیه 21 سورۀ انسان

ای آرزویِ بندگی ات مانده بر لبم 
بگشا گره ز کار دلم فتح باب کن

ای منتها امیدِ دلم چاره ای بساز 
ای چاره ساز ، این دلِ ما را مجاب کن

ای دل به کویِ خسته دلان خانه کن بنا 
کمتر میان راه ایاب و ذهاب کن

دل خسته گان به حال سحر آشنا ترند 
مولا بیا و در دلِ من انقلاب کن 

چون سینه سرخهای مهاجر به کوی عشق 
رویِ مرا به خونِ سر من خضاب کن 

با ساقیانِ جام شهادت مرا چه کار 
اصلاً بیا و سائلِ خود را جواب کن 

پیش حسین لرزش ما را به ما مگیر
خواهی مرا به آتش قهرت عذاب کن

آن گونه که سزای محبین فاطمه است 
ما را هم از شفاعتشان کامیاب کن

خود جنت است آنکه دلش هم دمِ علی است 
ما را هم آشنایِ دل بوتراب کن

میمیرم ای حبیب که رویی نشان دهی 
آن چهره را بیا و برون از نقاب کن 

من والۀ پیالۀ ساقی کوثرم 
امشب دگر دعایِ مرا مستجاب کن

شاعر : حاج محمود ژولیده




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:29 ق.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

 

 اَللّهُمَّ أرنی الطلعة الرشیدة والغرة الحمیدة واكحل ناظری بنظرة منی إلیه وعجل فرجه


به جرم عشق گرفتارِ تب کنید مرا

برایِ عبرتِ مردم سبب کنید مرا

 

حرام باد به چشمم شبِ جدایی خواب

گدایِ فیضِ سحر شب به شب کنید مرا

 

فقط اجازه بده پایِ شمع بنشینم

اگر نسوختم امشب ، ادب کنید مرا

 

قد و قواره ام اندازۀ لجاجت نیست

اگر قبول نداری وجب کنید مرا

 

بنا نبود که اینقدر زابراه بشوم

بنا نبود همش جان به لب کنید مرا

 

ترا به جانِ عزیزت معطلم نکنید

سحر نیامده امشب طلب کنید مرا

 

دوا نخواستم اصلاً فقط نجف ببرید

فدای‌ِ گنبدِ شاه عرب کنید مرا ...

 

ضمانتم صف محشر شفاعتِ زهراست

اگر به خانۀ او منتسب کنید مرا

 

عبادتی که بلد نیستم به غیرِ حسین

فقیرِ کرببلایِ رجب کنید مرا ...

 

*خوش به حالِ اونایی که الان کربلا هستن ماهِ رجب ... خوش به حالِ اونایی که الان حرمِ امامِ هادی هستن ...*

 

عبادتی که بلد نیستم به غیرِ حسین

فقیرِ کربُبلایِ رجب کنید مرا ...

 

قسم به چادرِ زینب برایِ جان دادن

میانِ زینبیه منتخب کنید مرا

 

نوشته اند کس و کارم همه فدایِ حسین

تمام آرزویِ ماست کرببلایِ حسین ....

 

حسین .....

 

*خدا به همتون خیر بده امشب مجلس عزا برا امام هادی گرفتید .. چقدر امام زمان خوشحال میشه شما گریه کنایِ جدشُ میبینه ...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:10 ق.ظ | نظرات()


سر ما محفلِ سودایِ علی النقی ست

جانِ ما نذرِ قدمهایِ علی النقی ست

دلِ ما غرقِ تمنایِ علی النقی ست

دینمان چیست تولایِ علی النقی ست

 

ما که از روزِ ازل عاشق و خاطر خواهیم

زیرِ دینِ کَرَمِ هادیِ آلُ اللهیم

 

از هدایتگری اش ، اهلِ هدایت شده ایم

لطفِ او بوده که اینقدر عنایت شده ایم

خار راهش شده و صاحبِ عزت شده ام

کاسه لیسانِ سرِ خانِ ولایت شده ایم

 

عشقِ ما بر پسرِ فاطمه مادر زادیست

هرچه داریم از الطافِ امام هادی ست

 

دل ما گم شده در پیچ و خمِ سامرا

چون کبرتر شده جلدِ حرمِ سامرا

پر شده از نفس حق تو دنیایِ همه

با تو تضمین شده آبادیِ فردایِ همه

 

کوریِ چشم هر آن کس که خبیثُ شقی است

مهر آن هم لکَ لبیک علی النقی است

 

پسرِ حضرت جودی و سراپایت لطف

میچکد از عرق چهرۀ زیبایت لطف

ما که دیدیم فقط از یدِ طولایت لطف

گشته صادر همۀ عمر ز لبهایت لطف

 

جامعه با جملاتِ تو عَجب شیرین است

حرف هایِ تو همه مثله رُطب شیرین است

 

در غم دوریِ خود از حرمت میسوزیم

سوم ماهِ رجب شد ز غمت میسوزیم

با نفس هایِ تو از باز دمت میسوزیم

پا برهنه مرو مثله قدمت میسوزیم

 

پابرهنه شدی و موی پریشان کردی

یادِ دردانۀ سالارِ شهیدان کردی

 

میدواندن تو را از پی مرکب ، ای وای

داغ میخورد به قلبِ تو مرتب ، ای وای

پا برهنه و سط کوچه معذب ، ای وای

چقدر سوخت دلت از غم زینب ، ای وای

 

گرچه در بزم شرابِ متوکل رفتی

شکر زیرا به سلامت سویِ منزل رفتی

 

سینۀ سوختۀ سینه زنت شد پاره

جگرِ مادرت از سوختنت شد پاره

از درون آه ، تمام بدنت شد پاره

چون کشیدن تو را پیرهنت شد پاره

 

پیرُهَن چاک زدن تا حسنی زار زنم

همرت بر بدنِ بی کفنی زار زنم

 

تنِ صدپارۀ جدت به زمین افتادُ

وسطِ گودیِ گودال ز زین افتادُ

از رکابِ شه افلاک نگین افتادُ

شمر زد قهقه در دشت طنین افتادُ

 

نیزه ها کشتۀ خونین بدنی را بردن

از تن بی سرِ او پیرهنی را بردن

 

*وارد مجلس متوکل شد ، دلا بسوزه برا امامِ هادی .. عمقِ روضه رو اگه کسی فهمید دیگه روضه خوان نمی خواد .. همۀ تقوا ، همۀ خوبی ، همۀ خیر اومد مقابل همۀ بی ادبی قرار گرفت .. وقتی اومد پیشِ متوکل به حضرت شراب تعارف کرد ... خیسِ عرق شد حضرت .. سر پایین انداخت ..

 

آقاجان کجا رفتی .. کجا بردنت .. فرمود والله گوشت و پوست و خونِ ما از این نجاسات به دورِ ، شروع کرد بی ادبی کردن به آقا ، حضرت فرمود کجان سَلاطینی که بالایِ قله هایِ مرتفع برا خودشون کاخ ها ساختن ؟ مرگ آنها را به زیر کشید ؟... کجان سلَاطینی که برای خودشان نگهبانان و قراولان بی شمار گذاشته بودن مرگ آنها را در خانۀ قبر کشاند ...

اونقد کلمات حضرت تاثیر کرد ، مستی از سرش پرید افتاد رو پاهایِ امام هادی .. عذر خواهی کرد ، دستور داد برا حضرت هدیه آوردن ، گفت آقا رو با احترام ببریدش .. اما دیدن امام هادی داره گریه می کنه ...

 

از مجلس متوکل که بیرون رفت گریه ش شدید شد ، می خوام بگم آقاجان شما امام بودید ، بزرگ بودید ، معصوم بودید ، ولی مرد بودید آقاجان ... عمۀ بزرگوارتونُ واردِ مجلسِ عبیدالله کردن .. دستایِ زینبُ بسته بودن ..

سکینه خانم صدا زد عمه ببین دارن ما رو خیره خیره نگاه می کنن ... یه چیزی بده من سرم رو بپوشانم .. صدا زد عزیزِ برادرم ، عمه تم مثله توِ ....

همه تو مجلس عبیدالله داشتن قهقه میزدن ، خنده میکردن فقط بین اونا یه نفر ، اونم سرِ بریده بود گریه میکرد .. یه نگاه کرد به خواهرش .... حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:09 ق.ظ | نظرات()


عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند

بهر مستی از شرابِ ناب کوثر می زنند

 

معنیِ آب حیات آب وضویِ فاطمه ست

خضر و عیسی نیز ازاین باده ساغر می زنند

 

آسمانها موقع سجده به ذات کبریا

با توسل بوسه بر جا پای کوثر می زنند

 

هرچه خیرات است در عالم ز خیر فاطمه ست

خیرهای عالم از خیرالنسا سر می زنند

 

مثل سلمان باش در عرض ادب بر فاطمه

چون که سلمان ها همیشه با وضو در می زنند

 

در مدینه شأن زهرا را ولی نشناختند

با تبر بر ریشۀ یاس پیمبر می زنند

 

باغ را آتش زدند و یاس بین شعله سوخت

شعله با این کارها بر عرش داور می زنند

 

تا که می بینند زهرا آمده در پشت در

بی ادب ها ، بی وضوها با لگد در می زنند

 

بدتر از این موقعی که در به شدت باز شد

خانمی را پیش چشم خیس شوهر می زنند

 

هرچه می‌گوید نزن نامرد! بارم شیشه است

حضرت صدیقه را از بغض ، بدتر می زنند

 

تازه بعد از اینهمه ظلم و جفا بر فاطمه

می نشینند و فقط طعنه به حیدر می زنند

 

مادرسادات دارد می رود از خانه و

اهل عالم در غمش بر سینه و سر می زنند

 

شاعر : مهدی نظری

 

* حالا روضه مو اینجور بگم ... فرستاد دنبالِ سلمان ، فرمود به سلمان بگید بیاد ما دلمون براش تنگ شده .. به عجله آمد خانۀ بی بی . حضرت فرمود : سلمان کم به ما سر می زنی ؟ .. گفت خانم دیگه بعد از پیغمبر سخته برام قدم به این خانه بگذارم ..

 

فرمود سلمان جبراییل برام از بهشت طعام آورده ، رطب آورده ، سهم تو رم کنار گذاشتم . دانه ای از رطبِ بهشتی به سلمان داد ، بعد شروع کرد برا سلمان حرف زدن ...

سلمان دردامو نمی تونم به علی بگم .. انقد بدون شب تا به صبح ناله میزنم از درد خوابم نمی بره .. سلمان ، بد منو زدن ... سلمان ، نمیدونی چه حالی داشتم زیرِ دست و پایِ مردم .. سلمان این حرفا رو من به علی نزدم .. اما بهت میگم در تاریخ بماند .. من باید از اون ضربه ها همون موقع میمُردَم ، اما گفتم خدا یه جونی بده از علی دفاع کنم .. ( آخ مدافعِ حرمِ علی ..) اشاره داشت بی بی به اون مسئلۀ کوچه .. خودشو رسوند با بدنِ زخمی به اون جمعیت .. همه رو کنار زد .. شالِ کمرِ علی رو گرفت جانبازِ امیرالمومنین . فرمود بمیرم نمیزارم آقامُ ببرید .. سلمان ریختن سرم .. یکی با تازیانه میزد .. خدا لعنت قنفذُ .. انقد با قلافِ شمشیر به صورتم زد .. دستم از علی کوتاه شد ...

 

مَردُم .. این زدنِ زهرا انتشار پیدا کرد ...  بسط پیدا کرد ...حقیقت ضربه هایِ زهرا کربلا تجلی کرد ...راوی میگه ریختن سرِ زینب .. انقد بی بی رو با لگد زدن .. انقد بی بی رو تازیانه زدن ... اونجا صدا زد مادرش رو .. وا اُماه ... حسین ... صل الله علیک یا مولانا یا اباعبدالله 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:23 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات