سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار مجالس حاج حسین سازور
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

 عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 

 

رحمت برآنکه با تو من را آشنا کرد

اسم تو را بردم مرا زهرا دعا کرد

 

*شبِ بسیار با عظمتِ تاسوعاست .. فرمود امام زمان هرکجا روضۀ عموجانم خونده بشه من سراسیمه میام .. یه سلام بدیم به آقا همه با هم : السلام علیک یا اباصالح المهدی یا بقیه الله الاعظم آجرک الله ..*

 

هر کس به یک نوعی به دردِ روضه ات خورد

کشتیِ تو بر آب افتاد و چه ها کرد

 

*چقدر قهر کرده با خدا آشتی کرده .. چقدر دور افتاده به تو نزدیک شده .. به خاطر تو چقدر خدا بنده پیدا کرده .. این تو هستی که دست همه رو میگیری آقاجون .. این تو هستی که دنبالِ ما گشتی مارو پیدا کردی والّا ما کجا روضۀ تو کجا .. من که یقین دارم تو روضه ات اول کسی که میاد مادرت زهراست .. (بزرگان از علمایِ ما که باید آدم وضو بگیره بعضی هاشونُ اسم هاشونُ ببره ، میگفتن ما افتخارمون اینه روضه خوانِ حسینیم ..*

 

هر کس به یک نوعی به دردِ روضه ات خورد

کشتیِ تو بر آب افتاد و چه ها کرد

 

حر ریاحی با تو شد حر حسینی

در محضر تو میتوان مس را طلا کرد

 

ماه خدا یک شعبه اش ماه حسین است

خیلی جوان در ماتمت رو به خدا کرد

 

*برای همینه تمام عالمِ کفر دست به دست هم دادن منو تو رو از این مسیر جدا کنند .. شک بندازن تو دلهاتون میگن ح س ی ن چیه که همه اسمشو میارن حسین .. بیچاره نمیدونن این چهارتا حرف معجزۀ خداست .. یه حسین میگی دلتُ میبره .. بالاخره خداکنه به آبروی حضرت زهرا کسی گرفتار این مسائل نشه ،اما بدونید تو هر حالی که بودید حتی گناه ؛ رو از حسین برنگردونید ..

 عشق مجاز کورش کرده بود  افتاده بود دنبال چشم و ابرویِ یارش ،خلاصه کار به جایی رسید خانوادش گفتن باید مسیحی بشی تا دخترُ بهت بدیم . بی دین میشم ، عروسی کرد و به دینِ دختر درآمد یه مدتی گذشت آتش خاموش شد ، رفت تو فکر ، چیکار کردم ؟ یه روز واردِ خونشون شد زنش ، دید شوهرش سر کار نرفته تو خونه نشسته چشماش کاسۀ خون ".. فردا همینطور ، یه روز دید تو اتاق داره خودش و میزنه هی میگه حسین ..

 گفت چی داری با خودت میگی ، گفت راستشُ بخوای من یه کاری کردم .. این آقایی که میگی پسر پیغمبرِ ارباب ما بوده .. من اینو از دست دادم .. امروز روزِ عاشورایِ حسینِ ..*

 

ماه خدا یک شعبه اش ماه حسین است

خیلی جوان در ماتمت رو به خدا کرد

 

در دستۀ سینه زنی یادم نرفته

بابایِ من آمد مرا وقف شما کرد

 

جانم به این آقا که هرچه توبه کردم

بی معطلی بر رویِ من آغوش وا کرد

 

سوگند بر زهرا که محتاج کسی نیست

دستی که بار روضه ات را جابه جا کرد

 

یابن الشبیبی گفتُ دلها زیر و رو شد

این حرف سلطان روضه هارا کربلا کرد

 

لعنت بر آن کس که سرت را ذبح کرده

لعنت بر آن کس که تو  را عریان رها کرد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:03 ب.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا قَمَرَ الْعَشیْرَهْ

*رفقا امشب مواظب باشید از ارمنی ها عقب نیفتید تو عباس شناسی ....والله بچه هایِ ابی عبدالله حق داشتند بمیرند همین خبرش اومد تو خیمه ها که عباس افتاده همه افتادند ..*


 از لب لعل تو پیوسته گهر میریزد

ز دو منظومۀ چشم تو قمر میریزد

اشجع الناس ملک پیش تو پر میریزد

با نگاهِ به تو از شیر جگر میریزد

وجناتِ علی از وجه پسر میریزد

انعکاس رُخِ تو خلق کند دریا را

میتوان دید در این چهرۀ خود مولا را

گشته ام زیر و بم و پیچ و خم دنیا را

قلمی نیست به تصویر کشد سقا را

از قد و قامت سردار اثر میریزد

 من گدایِ توام و مشتری هر سالت

طائر دلشدۀ بین شط و گودالت

من اباالفضلی امُ دائم به شما میبالم

از خدایی تو و بندگی ام خوشحالم

از قضای تو بر این بنده قدر میریزد

 

*معصوم که جان همۀ عوالم فدایِ اوست گفت : بِنَفسی انت .. جانم قربانت عباس جان*

 

سرو پا شور بیا بر نفسم شور بده

همه ات نور دلت نور به من نور بده

ساقیا جنس مرا ازکرمت جور بده

به خمار آمدِگانت می انگور بده

که ز تاک تو علمدار ثمر میریزد

خرقۀ نوکری ات با دل و جان میپوشم

تو بزن تیغ و بگو نوش و من مینوشم

پدرم گفته چنین قصه تان در گوشم

به تاثی ز تو انداخت علم بر دوشم

و به یاد علمت خون ز بصر میریزد

زیر پای تو علمدار دلم افتاده

همه گفتند و شنیدیم علم افتاده

وسط علقمه سقا زِ قدم افتاده

چشم تو دور که چشمی به حرم افتاده

ز نگاه بد این طائفه شر میریزد

چشم وا کن کمر شاه کنارت تا شد

همه گفتند و شنیدیم و حرم بلوا شد

گام خنده به پریشانیِ زینب وا شد

بین دشمن سر خلخالِ زنان دعوا شد

خواهرت بین خیم خاک به سر میریزد

تویی عباس خودت منتقم مسماری

نام زهرا ببرم شاید علم برداری

نکند قافله را دستِ سنان بسپاری

زینب و کوچه و بازار و بسی دشواری

سر بازار شلوغ است اثر میریزد

 

*اومد کنار قبر قمر بنی هاشم ،همۀ روضۀ آقا همین افتادنش از اسب .. تیر باران پیکرش .. منشق شدن سرش .. بریده شدن دستاش .. دیدن یه ظرف آب برداشته سکینه خانم .. اومد کنارِ قبر نشست ، عمو جانم ...*

 

در عصر عاشورا النگوهام گم شد

از غارت خلخال ها چیزی نگویم

در کوچه هایِ کوفه ناموست زمین خورد

اصلاً شبیه مجتبی چیزی نگویم

بی آبرو ها چادرم را پس ندادند

از این به بعدِ روضه را چیزی نگویم

بگذار سر بسته بماند روضه هایم

از ماجرای معجرم چیزی نگویم

حتماً خبر داری مرا بازار بردند ..

 

*عمو جان یادم نمیره اولِ بازار شام .. یه نگاه کردم به عمه ام زینب .. دیدم محملش روپوش نداره .. یه نگاه کردم به رباب یه نگاه کردم به نجمه ، یه نگاه کردم به سر بریده ، دیدم سرت رو نیزه برگشت ..

شنیدم تو مدینه اُم البنین هر وقت ربابُ میدید سر پایین می انداخت .. میگفت شرمندتم .. پسرم نتونست آب براتون بیاره ...

شب عاشورا صدایِ نحس اون زنازاده بلند شد کجان خواهر زادگانِ من ؟.. خیلی خجالت کشید عباس . رفت تو خیمه ، ابی عبدالله فرمود عباس جان دشمنِ ولی جوابشُ بده .. دستور حسینِ .. گفت بایست سیاهی ، ظلمت ، مادرت به عزات بشینه آبرومُ بردی .. من با تو چه نسبتی دارم ؟.. من بابام علیِ مرتضی ست ، مادرم اُم البنین .. شما با من چه نسبتی داری ، (آقا خیلی بده آدم فامیلِ عوضی داشته باشه) دست برنداشت از این حرفها . گفت عباس تو اونجا چیکار میکنی پیش حسین ؟ بیا اینجا بهت سرداری میدم دنیا ، ریاست ، هر چی میخوای بهت میدم .. برات امان نامه آوردم برا خودت و داداشات چنان پاشو زد زمین گفت : نامرد مادرت به عزات بشینه من امان داشته باشم پسر فاطمه امان نداشته باشه ..

خیلی سر به زیر ناراحت اومد پشتِ خیمه .. خبر به زینب رسید ، زهیر اومد پیشِ عباس گفت عباس میخوام یه واقعه ای رو بهت یادآوری کنم یادته لحظه هایِ آخر عمر بابات ؟ تو بستر تو رو صدا زد حسینُ صدا زد ؛ دست حسینُ تو دستِ تو گذاشت .. گفت من اینو به تو میسپارم .. عباس الان وقتشِ .. یه نگاه کرد به زهیر گفت آی زهیر .. تو هم داری منو تهییج ام میکنی .. چنان پاشو تو رکابِ فشار داد رکاب پاره شد گفت والله اگر آقام اجازه بده یه نفر از این ها رو زنده نمیزارم .. خونشون و میریزم ... زهیر رفت زینب اومد داداش شنیدم برات امان نامه آوردن .. برای همینِ قبرش کوچیکه ... آب شد از خجالت ...*

 

رفتی و بی سرو پاها همگی شیر شدند

با من و عمه سر پوشیه درگیر شدند

فاطمیاتِ حرم یک شبه تحقیر شدند

دختران پایِ سر تو همگی پیر شدند

نیزه از حنجر پاشیدۀ تو کار کشید

رفتی و کار عقیله سر بازار کشید




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:02 ب.ظ | نظرات()


«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ»

سایۀ لطفِ تو کاش از سر ما کم نشود 
اشک ما خرج به جز ماه محرم نشود

زهد بسیار بدون تو برایم هیج است
طی این مرحله بی اشکِ دمادم نشود

محتسب تا سگ کوی تو نگردد بی شک
تا ثریا برود باز هم آدم نشود

اشک کالای گرانیست به هر کس ندهند
هر زمینی به خدا صاحب زمزم نشود

شده از نان شب خانۀ خود هم بزنید
مانعی سد عزادار تو یک دم نشود

بانی سفرۀ ما فاطمۀ زهرا بود
هر قدر حیله و افتادن پرچم نشود

من فقط آمده ام در غم تو گریه کنم
هیچ کاری به عزای تو مقدم نشود

ذکر تو مستی ما در وسط هیات بود
لذتی بیشتر از گفتن این دم نشود

راه ما راه حسین ابن علی خواهد بود
سرما پیش یزیدان زمان خم نشود

حسین جان .....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:52 ب.ظ | نظرات()

علی ..
صدام بزن بابا دوباره 
با اون لبایِ پاره پاره 
بلایی که سر من اومد 
خدا سر کسی نیاره

 علی ..
توی گلوت لختۀ خونه 
روی دلم داغ جوونه
رفتی ولی بعد تو بابات 
بعیده که زنده بمونه

علی ..
جایی دیگه رو بدنت نیست 
یوسفِ من پیرهن نیست 
دنبال پیکرت میگردم 
یکی دو تیکه از تنت نیست

علی ..
چشماتُ بستی رویِ بابا 
بعد تو اُف بر سرِ دنیا 
عمه داره نوحه میخونه 
کنار جسم ارباً ارباً

حسین .....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:51 ب.ظ | نظرات()


نگاهت کردم اما درهمی تو

میان لَخت خون ها مبهمی تو

تو را قطعه به قطعه چیدم اما

چرا هر جور میچینم کمی تو؟

 

سرت را ابن ملجم ها شکستند

و پهلویِ تو را بابا شکستند

جوانم مرد و پیشم کِل کشیدند

سر پیری غرورم را شکستند

 

مشو راضی که با خجلت بگردم

در این صحرا به صد زحمت بگردم

زمان بردنت دلشوره دارم

نریزی از عبا دورت بگردم

 

به روی خاک جگر ریخته یا پسرم

به روی خاک پسر ریخته یا جگرم

بلند میشوم و باز میخورم به زمین

بلند میشوم و میخورد زمین کمرم

 

هزار بار بمیری ولی نبینی که

به رویِ دست،جوانِ تو دست و پا بزند

شکستن کمرت سخت و سخت تر اینکه

جوان تو نتواند تو را صدا بزند

 

تو را همین که زدم بوسه ای پشیمانم

که کاش بوسه بر این نیمه جان نمیدادم

بغل گرفتم و دیدم به خاک میریزی

ببخش کاش تنت را تکان نمیدادم

 

نشسته مادرم و میزند به پهلویش

زدند نیزه که حرف مدینه را نزنن

خدا بخیر کند خواهران تو جمع اند

خدا بخیر کند که پس از تو سکینه را نزنن

 

*خدمت باباش رسید اولین جوان از بنی هاشم خیلی مودب ،بابا اجازه میدی برم ؟ برو عزیزم .. «لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» .. هر چی رو بیشتر از همه دوست داری در راه خدا بده .. بعد فرمود علی جان اول برو تو خیمه با عمه هات خداحافظی کن با خواهرات .. اومد میانِ خیمه ریختن دورش و گرفتن .. یکی داره گیسوانشُ شانه میزنه .. یکی داره دور علی طواف میکنه .. فرمود رها کنید منو مگه صدایِ غربت بابام و نمی شنوید .. اومد سوارشد میان لشگر اومد عجب هنر نمایی کرد مقتل مینویسه سیصد و بیست نفرُ به خاک انداخت جوانِ ابی عبدالله ..

 

اومد خدمت بابا  یَا أَبَتِ الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِی .. آبی هست به من بدین ، بغلش کرد زبان تو دهان علی گذاشت .. فرمود عزیزم برو زود باشد از دستِ جدت سیراب بشی دیگه این پدر و پسر همدیگر و ندیدن .. وقتی اومد تو میدان براش کوچه باز کردن .. لشگر دورِ علی اکبر حلقه زد .. آخ نیزه میزدن .. شمشیر میزدن .. گردن اسبشُ گرفت ، خون فرق سر چشمان اسب و پر کرد .. برد تو قلب لشگر .. آه .. تیکه تیکه کردن علی رو .. صدا زد : اَبتا عَلَیْكَ مِنِّی السَّلامُ  ..*ای حسین ....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:50 ب.ظ | نظرات()


السَّلامُ عَلَیْكُمْ یا أهلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ
 عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ
 وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

 اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
 وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ »

هوای قلب حسینی دو چشم بارانی ست 
هوای میکده از  نام دوست رحمانی ست

گرفته شورِ محبت همه وجودم را 
جدایی من و عشق حسین ویرانی ست
 
برای روزیِ خود رو به هیچکس نزدم
همیشه روزیِ نوکر قدیمَ الاحسانی ست

اسیر موی حسینم چرا که عاقبتِ 
جدایی از سر زلف حسین حیرانی ست

به جز حسین ندارم کسی و می دانم 
کنارش از صفِ بهتر زمن ، فراوانی ست
 
شبیه "کُن فَیَکون" دیده ام به سوی گدا
دو دست رحمت آقا رسیدنش آنی ست

ملائک و شهدا هم به روضه می آیند 
چرا که فاطمه در مجلس عزا بانی ست

کسی که پای عَلَم ماند آخرش جان داد 
به لطف فاطمه در روز حشر تنها نیست 

خدا کند  که دم مردنم میان عزا 
فقط حسین بگویم چه خوب پایانیست

جنازه ام به سوی شهر کربلا ببرید 
زمین هیچ کجا این چنین معلا نیست 

فدای طفل رضیعی که صید دشمن شد 
به غنچه تیر زدن این چه رسم مهمانی ست 

به قطره قطرۀ خونی که رفت سوی خدا 
به تیر حرمله این لاله نیست قربانیست

شاعر : محمد جواد شیرازی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:33 ب.ظ | نظرات()


*از امشب آبُ رو خیمه های ابی عبدالله بستن یه ولوله ای تو خیمه ها ایجاد شد ..*

 

امشب حرم آل علی آب ندارد ..

طفلان همه از تشنه لبی تاب ندارن

 

السلام علیک یا باب الحوائج...شب با عظمتی ست .. شبِ علی اصغرِ .. گرفتارا کجان .. مریض دارها کجان .. حاجت دارا کجان ...."واقعاً شبی ست که اگر کسی دست عنایت به ذیل حضرت علی اصغر علیه السلام بزنه کسی دست خالی نخواهد رفت .. او و مادر بزرگوارش ... "

 

پدری خم شده تا دردِ کمر را بکشد

مادری مانده که تا نازِ پسر را بکشد

 

چشم او خورد به لب هایِ ترک خورده و گفت

کاش میشد به لبش دیدۀ تر را بکشد

 

بردن این تنِ بی وزن برایش سخت است

نیست عباس که این قرص قمر را بکشد

 

از دو سو تیر به بیرون زده ، باید چه کند؟

از کدامین طرف این تیر سه سر را بکشد؟

 

خواست از سمتِ سه شعبه بکشد سر چرخید

بهتر این دید که او قسمت پر را بکشد

 

تیر از بچه که رد شد جگرش تیر کشید

نکند با سر این تیر جگر را بکشد

 

هرچه میخواست بیاید به حرم باز نشد

یک نفر کاش که تا خیمه پدر را بکشد

 

*زن ها دورِ رباب حلقه زدن .. هی میگه کاش میشد یه بار دیگه علی مو می بوسیدم .. بچه رو دست به دست دادند رسید دستِ حسین .. خُودُ از سرش برداشت ، عمامۀ پیغمبر رو سرش گذاشت گفت ببرم دیگه این بچه رو سیراب میکنن .. آورد بچه رو میانِ میدان .. لشگر دیدند از زیر عبا یه قنداقه رو ، رو دست گرفت یا الله ....

 

فرمود اگر به زعم شما من گنه کارم ، نکرده هیچ گناهی .. این بچه رو بگیرید ببرید خودتون سیرابش کنید ، خودتون بهش آب بدید ، داشت با لشگر حرف میزد یه دفعه ابی عبدالله دید صدای سفیر تیر داره میاد .. علی اصغر یه تکان خورد .. حسین نگاه کرد دید یه سر پسرش خم شد .. خون پاشید تو صورت حضرت .. ، اصلا حضرت حیران شده بود ، خدایا چیکار کنم با این کشته .. بهترین کار این بود خونِ گلوی علی رو گرفت ، به آسمان پاشید خدایا شاهد باش اینا به صغیر و کبیر ما رحم نکردن ..

 

مختار قتلۀ کربلا رو گرفته به یکیشون گفت نانجیب جایی بود شما دلتون برا حسین بسوزه؟ .. گفت امیر امان دارم بگم گفت امان داری آتیشت میزنم .. بگو ببینم کجا گریه کردی ؟ .. گفت امیر فقط یه جا همه گریه کردند ریز و درشت لشگر گریه کرد .. دیدم حسین کشتۀ علی اصغر رو دستشِ نگاه کردم دیدم یه خانومی دم خیمه ایستاده .. فهمیدم مادرشِ .. دیدم چند قدم میرفت از خجالت برمیگشت .. دوباره میرفت برمیگشت .. دیدم حسین حیرانِ ....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:22 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic