سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار مجالس حاج حسین سازور
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



این خانواده همه آقایِ ما شدند
روزی رسانِ سفرۀ شبهایِ ما شدند

وقتی که پا به عرصۀ خلقت گذاشتیم
آغوش باز کرده پذیرایِ ما شدند

ماها یکی یکی همه مجنونشان شدیم
اینها یکی یکی همه لیلایِ ما شدند

نوکر شدن همان و سلیمان شدن همان
اینها دلیل رتبۀ والایِ ما شدند

دنیا و کل لذت آن مال دیگران
این خانواده لذت دنیایِ ما شدند

چیزی به جز محبت اینها نخواستیم
در هر شبانه روز تمنای ما شدند

حرف از عذاب و آتش دوزخ نیاوردید
این خانواده شافع فردایِ ما شدند

مثلِ عقیق که یمنش چیز دیگری است
این خانواده هم حسنش چیز دیگری است

می‌آیی و نشاط به عالم می‌آوری
در هر نفس بهار مجسم می‌آوری

دل می‌بری ز عالم و آدم بدون شک
تا عطری از پیمبر اکرم می‌آوری

حبل‌المتین خلق خدایی و بی‌گمان
راهی برای توبۀ آدم می‌آوری

بالای دست هر چه کریم است دست توست
نانی برای سفرۀ حاتم می‌آوری

دور خودت گدا همه شب جمع میکنی
با سفرۀ خانه‌ای که فراهم می‌آوری

راضی نمی‌شوی که مرا کم محل دهی
ابن‌الرضایی به حسابم می‌آوری

از سجدۀ سحر احدی با خدا نشد
با بچه‌های فاطمه گر آشنا نشد

بی آفتاب روی تو دنیا به کام نیست
خورشید بی اجازۀ تو روی بام نیست

سر تا به پا حسینی و پا تا به سر حسن
جز تو کسی که مظهر حسن تمام نیست

از جود مجتبی چقدر ارث برده‌ای
هر سفره‌دار با کرمی که به نام نیست

عالی‌جناب پروریِ تو زبان‌زد است
در خانۀ تو حرف کنیز و غلام نیست

زائر در انتظار علیک‌السلام توست
بیهوده گرم گفتن عرض سلام نیست

روزی سه بار کعبه تو را می‌کند طواف
جز محرم نگاه تو بیت‌الحرام نیست

باید به خاک پای تو دل بست آخرش
وقتی که دردهای مرا التیام نیست

در زیر چترِ لطف تو آسوده خاطرم
هر سایه‌ای که بر سر من مستدام نیست

نسل تو آخرین گل باغ ولایت است
جز طفل مکتب تو که حسن ختام نیست

باید به نسلِ اطهر تو احترام کرد
باید به پای مهدی قائم قیام کرد

یوسف اگر ملیح ، تو هستی ملیح‌تر
از بین انبیا به محمد شبیه‌تر

باید نوشت از برکات وجود تو
از نوح مهربان‌تر از عیسی مسیح‌تر

تنها تو با زبان خدا حرف میزنی
ای لهجه تو از همه عالم فصیح‌تر

دنیا ندارد از تو فقیهی بزرگتر
عقبا ندارد از بزرگی فقیه‌تر

راه رسیدن به تو را برگزیده‌ام
با توست راه سیر و سلوکم صحیح‌تر

یادش بخیر در حرمت خاکبوسی‌ام
از اشک چشم‌های ترم شد ضریح تر

رنگ رواق‌های تو را شاد می‌زنم
در مشهد تو پنجره فولاد می‌زنم

ای آن که کار روز و شبت ذره‌پروری‌ست
چشمان تو هر آینه مشغول دلبری‌ست

روی گشادۀ تو همانند فاطمه
جنس کلام و خطبۀ ناب تو حیدری‌ست

مشتاق خطبۀ تو ابوسهل‌های عصر
حیران یک حدیث لبت ابن‌جعفری‌ست

تنها علی که فاتح میدان نبوده است
در هر مناظرات، تو هم فتح خیبری‌ست

امشب به یُمن مقدمت اقرار می‌کنم
مستی‌ام از عنایت انگور عسکری‌ست

تنها نه مادر و پدرم خادمت شدند
این بنده‌زاده نیز به دنبال نوکری‌ست

هرکس گرفت چشم تو را می‌شود عزیز
وابستگی به مهر تو معیار برتری‌ست

زیباست کاظمین، نجف، کربلا ولی
سرداب سامرایِ تو یک چیز دیگری‌ست

فهمیدم از ارادت بر نام فاطمه
هرکس حسن شود همۀ عمر مادری‌ست

این شعرهای من که نشد باب میل تو
مدح تو کار دعبل و عمان و حمیری‌ست

با گفتن از تو فاطمه را شاد می‌کنم
صحن تو را دو مرتبه آباد می‌کنم

سر را برای هدیه به دلدار می‌دهیم
دل را به دست میثم تمار می‌دهیم

تاریخ شاهد است که اهل شهادتیم
هر بار با شهید شدن بار می‌دهیم

ما هم شبیه شیخ نمر با بصیرتیم
ما ذکر یا علی به سرِ دار می‌دهیم

باید نشاند بر سر جایش یهود را
بر بزدلان منطقه هشدار می‌دهیم

سید علی خامنه‌ای اذن اگر دهیم
ما پاسخی خشن به ستمکار می‌دهیم

تا فارس‌الحجاز خدا قد علم کند
دائم به خویش عدۀ دیدار می‌دهیم

همراه رهبرم عَلَم انقلاب را
صبح شهور دست علمدار می‌دهیم

آل سقوط حربۀ خود را غلاف کن
این بار چندم است که اخطار می‌دهیم

یک روز می‌رسد که میانِ رسانه‌ها
از کشته‌هایِ تو فقط آمار می‌دهیم

آن برج‌های تا به فلک رفتۀ تو را
تقسیم می‌کنیم و به زوّار می‌دهیم

بشنو که حرف اولمان حرف آخر است
دنیا به کام شیعۀ زهرا و حیدر است






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:50 ق.ظ | نظرات()

باز دوباره 
بساطِ مستونِگیمون جوره جوره
آسمونِ شهرری جشنُ و سرورِ
تو دلایِ اهل ری شادیُ شورِ
ولادتِ نوره ...

عشقِ من بیحدِ
من تبم رو صدِ
یارِ من این کریمِ ...

دلبرِ مه لقا
وارثِ مجتبی 
شخصه عبدالعظیمِ ...

آقایِ ما هستی و سروری 
عشقِ مایی،به به چه محشری 
مثلِ حسن از من دل می بری

مولا مولا یا سیدالکریم ...
________
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

در حرمت بر لبم ذکرِ خدایِ رحیم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

سائلِ تو بوده ام من از زمانِ قدیم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

کی شود از لطفِ تو شوم کنارت مقیم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

برایِ من کربلاست صحنِ تو و این حریم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

با نفسِ قدسی ات عبدِ خدا می شویم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

یک نظری کن به ما نشسته پشتِ دریم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

روزیِ یک عمرِ خود زِ سفره ات می بریم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

چون تویی در بینِ ما ، ما زهمه برتریم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

خاکِ کفِ پات را مثلِ طلا می خریم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

تا شده ایم زائرت گوهر و دُّر و زَریم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..

عبدِ علی اصغر و خاکِ علی اکبریم
حضرت عبدالعظیم .. سیدنا یا کریم ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:08 ب.ظ | نظرات()


عرشیان دور سر زهرا فقط پر می زنند

بهر مستی از شراب ناب کوثر می زنند

 

معنیِ آب حیات آب وضوی فاطمه ست

خضر و عیسی نیز از این باده ساغر می زنند

 

آسمانها موقعِ سجده به ذات کبریا

با توسل بوسه بر جا پایِ کوثر می زنند

 

هرچه خیرات است در عالم زِ خیر فاطمه ست

خیرهایِ عالم از خیرالنسا سر می زنند

 

مثل سلمان باش در عرض ادب بر فاطمه

چون که سلمان ها همیشه با وضو در می زنند

 

در مدینه شأن زهرا را ولی نشناختند

با تبر بر ریشۀ یاسِ پیمبر می زنند

 

باغ را آتش زدند و یاس بین شعله سوخت

شعله با این کارها بر عرش داور می زنند

 

تا که می بینند زهرا آمده در پشت در

بی ادب ها، بی وضوها با لگد در می زنند

 

بدتر از این موقعی که در به شدت باز شد

خانمی را پیش چشم خیس شوهر می زنند

 

هرچه می‌گوید نزن نامرد! بارم شیشه است

حضرتِ صدیقه را از بغض ، بدتر می زنند

 

تازه بعد از اینهمه ظلم و جفا بر فاطمه

می نشینند و فقط طعنه به حیدر می زنند

 

مادرِ سادات دارد می رود از خانه و

اهل عالم در غمش بر سینه و سر می زنند

 

*اجازه بدید روضه مُ اینجور بگم .. فرستاد دنبالِ سلمان ، فرمود به سلمان بگید بیاد ، ما دلمون براش تنگ شده .. به عجله آمد خانۀ بی بی .. حضرت فرمود سلمان کم به ما سر میزنی ؟.. عرضه داشت خانم ، دیگه بعد از پیغمبر سخته برام قدم تو این خانه بگذارم .. فرمود سلمان جبرئیل برام از بهشت طعام آورده رطب آورده ، سهمِ تواَم کنار گذاشتم ..

 

دانه ای از رطبِ بهشتی به سلمان داد ، بعد شروع کرد برا سلمان حرف زدن .. سلمان دردهامُ به علی نمی تونم بگم .. انقدر بدون شب تا به صبح ناله میزنم از درد خوابم نمیبره .. سلمان ، بد منو زدن .. سلمان ، نمیدونی با من چه کردن .. سلمان ، این حرفا رو من به علی نزدم ، اما بهت میگم در تاریخ بماند .. آه .. آه .. من باید از اون ضربه ها همون موقع میمردم ، اما گفتم خدایا یه جونی بده از علی دفاع کنم .. آخ مدافعِ حرمِ علی .. فاطمه جان ..

 

اشاره داشت بی بی به اون مسئلۀ کوچه .. خودشُ رسوند با اون بدنِ زخمی به اون جمعیت  .. همه رو کنار زد شالِ کمرِ علی رو گرفت جانبازِ امیرالمومنین .. فرمود بمیرم نمیزارم آقامُ ببرید .. سلمان ریختن سرم .. یکی با تازیانه میزد .. خدا لعنت کنه قنفذُ .. انقد با قلافِ شمشیر به صورتم زد .. دستم از علی کوتاه شد ..

 

مَردم این زدنِ زهرا انتشار پیدا کرد .. بسط پیدا کرد .. حقیقتِ ضربه هایِ به زهرا کربلا تجلی پیدا کرد .. راوی میگه دیدم ریختن سرِ زینب .. انقد بی بی رو با لگد زدن .. انقد بی بی رو تازیانه زدن .. اونجا صدا زد مادرشُ .. وا اُماه ...*حسین....صل الله علیک یا مولا یا اباعبدالله






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:38 ق.ظ | نظرات()


بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ
 فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً 
وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً 

 اَللّهُمَّ أرنی الطلعة الرشیدة والغرة الحمیدة
 واكحل ناظری بنظرة منی إلیه وعجل فرجه

زِ آستانِ تو دورم دلم پر آشوب است
گواهِ من به همین پلک هایِ مرطوب است

فقط به خاطرِ تو آبرو به من دادن
چنان سگی که به اصحاب کهف منسوب است

زمن مخواه صبوری کنم به پایِ فراق
که صبر پایِ فراقِ تو کارِ ایوب است

دعایِ خیرِ تو باعث شده زمین نخورم
چقدر اینکه تو هستی کنارِ من خوب است

بدونِ تو همه سال را عزاداریم
زمانِ دوریِ یوسف عزایِ یعقوب است

مرا درست کنُ و به وصال خود برسان
نمیرسد به وصالت دلی که معیوب است

عریضه دادم و گفتم مرا حرم بفرست
تمام حاجتِ من در عریضه مکتوب است

غریبِ کرببلا در میانِ گودال و
به رویِ پیکرِ او سنگ و آهن و چوب است

شاعر :سیدپوریا هاشمی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:43 ق.ظ | نظرات()

وقت باران داغ چشم تر عذابم میدهد
آب مینوشم غم حنجر عذابم میدهد

شیرخواره سیر باشد زود خوابش میبرد
از عطش بی خوابی اصغر عذابم میدهد

مجلسِ ختم جوان رفتم دلم آتش گرفت
یاد تشییع تنِ اکبر عذابم میدهد

غیرتم را شعله ور کرده! چهل سالست که
ماجرایِ غارت معجر عذابم میدهد

ذبح را وقتی که میبینم کسی سر میبرد
خاطراتِ کندیِ خنجر عذابم میدهد

موی بابایم به روی نیزه ها آشفته بود
شانه را تا میزنم برسر عذابم میدهد

کاش غارت میشد از رویِ سرم عمامه ام
بر سرم جامانده خاکستر عذابم میدهد

از دم دروازه تا بازار ساعت ها گذشت
این شلوغی هایِ هر معبر عذابم میدهد

شامیان در پیشِ من حرفِ از کنیزی میزدند
التماس چشم آن دختر عذابم میدهد

داغ چوب خیزران و مجلس شوم شراب
از تمام داغ ها بدتر عذابم میدهد

خطبه را با لعن بر جدم علی آغاز کرد
چون به مسجد میروم منبر عذابم میدهد

هرچه آمد برسر ما از بلایِ شام بود
قتلگاه اصلی ما کوچه هایِ شام بود

شاعر :سیدپوریا هاشمی
________________
در شامِ پر کینه ، زغصه خمیدم ..
از عمه ام زینب ، خجالت کشیدم ..

پیش چشمم همه دوره کردن حرم را
زینب میگفت خدایا بپوشان سرم را ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:42 ق.ظ | نظرات()

آمده لحظه هایِ هجرانت

میروی دستِ من به دامانت

این منم خواهر پریشانت

 

تکیه گاه منی کمند منی

دلخوشی و بگو بخند منی

غربتِ گریۀ بلند منی

 

خواهرت بر زمین نشسته مرو

جانش از هم دگر گسسته نرو

ضربانِ دلِ شکسته مرو

 

ای برادر قرارمان این بود

سایۀ سر ، قرارمان این بود

جانِ خواهر قرارمان این بود

 

حرمی در غمت شناور هست

یادگاری به دستِ خواهر هست

دست بافِ قدیم مادر هست

 

یا اخا رو به روت میمیرم

یک شبه غصه ات کند پیرم

بوسه ها از گلوت میگیرم

 

کلاً از این محل  چه میترسم

بی تو من از ازل چه میترسم

از همین شیبِ تل چه میترسم

 

جادۀ پیش و پس نداری که

مثل من هیچکس نداری که

رویِ خاکی نفس نداری که

 

پاگذارد به رویِ حنجر تو

میزند بر سرِ مطهر تو

خون بریزد به آهِ مادر تو

 

من بمانم که بر سرت بزنند

نیزه ها را به پیکرت بزنند

 

زنده باشم که ناسزا بکشم

این طرف آن طرف تورا بکشم

پهلو ات را به نیزه ها بکشند

 

تو دگر پیرهن نداری که

ای عزیزم بدن نداری که

رویِ خاکی کفن نداری که

 

عمر من را به نیزه ها ببرند

هی سرت را به زیر پا ببرند

پیکرت را زمین هوا ببرند

 

زینتم را به زور میگیرند

پیشِ چشمم سرور میگیرند

دورِ گودال سور میگیرند

 

میروی بی پناهمان بکنند

زیرِ شلاق سیاهمان بکنند

جورِ دیگر نگاهمان بکنند

 

بینِ خورجین سر تو را ببرند

با لگد دختر تو را ببرند

چادر خواهر تو را ببرند

________

جداییِ از یارم ، پایان تقدیرِ من است

دراین شبِ هجران آتش دامن گیر من است ..

 

با این دخترها چه کنم ؟..

با خیره سرها چه کنم ؟ ..

با بی معجر ها چه کنم ؟ ..

 

وای از غریبی .. یاحسین ...

 

سخن بگو با من ، که من بی قرارِ توام

اجازه فرمایی با جان نگه دار توام ..

 

بعد از تو آخر چه کنم ؟ ..

من بی برادر چه کنم ؟ ..

با جسم بی سر چه کنم ؟ ..

 

وای از غریبی .. یاحسین ...

________

بیا بامن هم سخن باش امشبُ

یا عقیق این یمن باش امشبُ

مهمان خیمۀ من باش امشبُ

 

سر رویِ پرت میزاشتم یادته ؟

لب رو حنجرت میزاشتم یادته ؟

شب به شب به جایِ زهرا مادرم

آب بالا سرت میزاشتم یادته ..

 

یادته شبِ عروسی کردنم

زنجیر انداختی به دورِ گردنم

یادته بعد سه روز ندیدنت

لرزه افتاد به تموم بدنم ..

 

*خواهر و برادر نشستن رو به رویِ همدیگه .. دلِ شبه ؛ ابی عبدالله هی براش حرف میزنه .. خواهرم مبادا فردا بی تابی کنی .. فردا از بالایِ تل منو میبینی دورم و میگیرم .. هی زینب گریه میکنه یه وقت دیدن صدایِ هق هق ناله بلند شد .. دیدن همۀ دخترا از خیمه بیرون اومدن .. آستین هارو تو دهان قرار دادند ..*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:38 ب.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

 عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ 

وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

  اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

 وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ 

 

*سلام امشبتون نمک دیگه ای داره .. چون سلام امشبتون جوابش از دو لبِ مبارک حضرت صادر میشه .. اما فردا شب سلام میکنی ، دو جواب براتون میاد .. یه جواب از بالایِ نیزه .. یه جواب از گودیِ قتلگاه ...*

 

نیت اگر سوختن به پایِ حسین است

طالبِ این اشک ها خدایِ حسین است

 

طبقِ روایت حسین کشتۀ اشک است

اشکی اگر ریختم برایِ حسین است

 

در همه جا گفتگو ست از حسناتش

در همه جا صحبت از وفایِ حسین است

 

یک سر و گردن سر است از همه در عرش

هر که سرش خاکِ زیرِ پایِ حسین است

 

سر به هوا کی شود از عشقِ مجازی

آنکه سرش گرم در هوای حسین است

 

چون حرمش عرش و روضه اش حرم اوست

عرشِ خدا خیمۀ عزایِ حسین است

 

جامۀ احرام حاجیانِ محرم

پیرهن مشکیِ عزای حسین است

 

خوب نظر کن به چهار گوشۀ عالم

هر که غریب است آشنایِ حسین است

 

خرجِ عزایِ حسین کن نفست را

ای که دم گرمت از عطای حسین است

 

نیست کم اندازۀ گدایی کویت

گر که به او وصل است از دعای حسین است

 

منتی از پرچمِ کسی به سرم نیست

روی سرم سایۀ لوایِ حسین است

 

آخر سر بازگشت من به سویِ اوست

چون گلم از خاکِ کربلایِ حسین است

 

حسین آرام جانم ...

حسین روح و روانم ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:39 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات