سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن سینه زنی و روضه های مجالس میثم مطیعی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



بسم الله
به إذن الله
به إذن فاطمه همان پهلو شکسته
همان که پایِ قتلگه محزون نشسته
سَر داده نوحه:
حسینِ من حسینِ من ، غریبِ مادر

بسم الله
به إذن الله
به اذن فاطمه همان بازو شکسته
بالا سر بازو بریده ای نشسته
سَر داده نوحه:
عباسِ من عباسِ من ، غریبِ مادر

حسینِ من حسینِ من ، غریبِ مادر
حسینِ من حسینِ من ، شهیدِ بی سر

نغمه پرداز و شعر : سید مهدی سرخان




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:21 ق.ظ | نظرات()

روضة الواعظین نوشته : "شب که شد مسلم نماز مغرب رو که خوند، ثُمَّ خَرَجَ مِنَ الْبَابِ فَإِذَا لَیْسَ مَعَهُ إِنْسَانٌ.. همچین که از درِ مسجد اومد بیرون کسی با مسلم نبود. فَمَضَى عَلَى وَجْهِهِ مُتَلَدِّداً فِی أَزِقَّةِ الْكُوفَةِ.. دیگه مسلم تنها و غریب تو کوچه های کوفه می گشت، درِ تموم خونه ها به روش بسته بود.. یکی گفت یه سؤال دارم، اینکه مقاتل همه نوشتن فَمَضَى عَلَى وَجْهِهِ مُتَلَدِّداً فِی أَزِقَّةِ الْكُوفَةِ.. بعضی ها تعابیر دیگه نوشتن از تنهاییِ مسلم . گفت مگه همه نرفته بودن؟ کی این روایت و نقل کرده؟ مگه مسلم و تنها نگذاشته بودن؟ ظاهراً همونایی که پشت سرش نماز خونده بودن، اومدن بیرون تنهایی شو نگاه میکردن، همونایی که باهاش بیعت کرده بودن همونا این خبرو نقل کردن .. حتما باید کسی باشه که مسلم و بشناسه دیگه! تعقیبش میکردن، تنهایی مسلم و میدیدن. نمیخوام اینجا متوقف بشم، قبلا یادتون میاد گفتیم مسلم بن عقیل شبیه امام حسینه.. همینایی که نگاه کردن غریبی مسلم و ، همینا تنهایی حسین بن علی رو روایت کردن، همینا صدایِ استغاثه شو شنیدن. همینجور که قدم میزد گریه میکرد، دور و بر و نگاه میکرد، کسی رو نمیدید با خودش اینطور زمزمه میکرد:

 

صدات هنوز تو گوشمه که گفتی خیلی بی پناهی

منو ببخش هنوز اگر که بی کسی، که بین راهی

سرگردونم امشب میونِ کوچه های غربت

دلخسته ام، خسته از زخم زبونِ این جماعت

این مردم روی من دَرای خونه شونو بستن

سنگای پشتِ بام منتظرِ شما نشستن

از غم تو مولا کاش بمیرم امشب

میکشم خجالت از رباب و زینب

 

 سفیرِ تو، شبیه تو ، تو کوفه هم جایی نداره

خیره شدم به راهِ تو ، از بالای دارالعماره

میترسم میترسم از چشمای مردای این شهر

 

*میفهمی داری چی میشنوی یا نه؟! بذار اینجارو از زبونِ رقیه بگم تا خوب بفهمی .. یکی که درد کشیده ست اگه به آدم بگه آدم بهتر متوجه میشه

بابا بابا ، راستی از سرِ بازار خبری داری که

هر کسی خواست به ما چشمِ تماشا انداخت*

 

میترسم میترسم از چشمای مردای این شهر

میترسم میترسم از قصۀ فردای این شهر

حسینم، وایِ من، وایِ من، اگه حرم از تو جدا شه

وایِ من، وایِ من، اگه اسیرِ کوفیا شه

کوفیا ندارن ذره ای مروّت

گریه داره مولا، روضۀ جسارت

وایِ من، خدایا از مرامِ کوفه


*شبه اوله هنوز یه جا باید بریم.. *

 

برا اینا غریبم با اینکه آشنا زیاده

سایۀ تو از سرِ این مردمِ بی وفا زیاده

حسینِ من،خطِ این نامه ها کوفیِ و به جز دروغ نیست

شرمنده، شرمنده سپاهِ تو دیگه شلوغ نیست

با دِرهم، با دینار همیشه دلخوشن حسین جان

این مردم، این مردم هنوز علی کُشَن حسین جان

بینِ این جماعت، یاوری نداری

دخترت سه سالَست کاش اونو نیاری

 

*یه شیرزنی پیدا شد به نام طوعه به مسلم پناه داد، اما پسرِ ملعونش فردا برا اِبن زیاد خبر برد. عبیدالله هفتاد مرد جنگی از قبیلۀ قیس رو فرستاد به خونه ای که مسلم داخلش بود حمله کنند .. روایت میگه وقتی مسلم صدایِ اسب ها و مردهای جنگی رو شنید .. فهمید اومدن سراغش ، از خونه خارج شد ، داخل خونه نجنگید ، با شمشیر رفت به طرفشون ، علی وار جنگید .. همه را از داخل خونه بیرون کرد، آخه مسلم میدونه نباید به خونه ای که یک زن داخلشه حمله کرد. مسلم میدونه اگه یه زن داخل خونه تنها باشه، نامحرم نباید وارد این خونه بشه ... ای جوونمرد .. ای باغیرت .. ای کاش مدینه هم بودی! مادر ، شبه اولِ ... آخه تو مدینه هم چهل تا مرد جنگی به یه خونه ای حمله کردن ... خبر داری یا نه؟ میگن داخل اون خونه سرورِ زنان عالم بود، ناموسِ خدا داخلِ خونه بود، زینب بود .. اُمّ کلثوم بود .. علامه مجلسه روایت کرده: به خالدبن ولید گفتم: تو با بقیه مردا برید هیزم بیارید .. السلام علیکِ یا بنت رسول الله السلام علیکِ یا فاطمه ...

 

شعله های دلِ آن کوچه پر از غم میشد

کوچه در آتش و خون داشت جهنم میشد

باید آتش بزنم باغ و بهار و گل را

روضه مکشوف تر از آنچه شنیدم میشد

بین دیوار و در انگار زنی جان میداد

جان به لب از غم او عالم و آدم میشد

لااقل کاش دلِ ابر برایش میسوخت

بلکه از آتشِ پیراهن او کم میشد

زِجهل و کینۀ جمعی که دوزخی بودند

بهشت سوخت، گل افتاد ، غنچه پر پر شد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:20 ق.ظ | نظرات()

*دو سه جمله مقتل بخونم،سید بن طاووس نوشته: "ثُمَّ أقبَلوا عَلى سَلَبِ الحُسَینِ "  اومدن لباس های آقارو تاراج کنند"فَأَخَذَ قَمیصَهُ مَلعونٌ" پیراهن رو یکی برداشت" وُجِدَ فِی قَمِیصِهِ مِائَةٌ وَ بِضْعَ عَشْرَةَ مَا بَیْنَ رَمْیَةٍ وَ طَعْنَةِ سَهْمٍ وَ ضَرْبَةٍ" روایت شده در پیراهن آقا که به غارت رفت،صد و ده جای تیر و شمشیر و نیزه بود...آخه بدن پُر از تیر شده بود...

"وَ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام" امام صادق علیه السلام فرمود:" وُجِدَ بِالْحُسَیْنِ علیه السلام ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ طَعْنَةً" در پیکر مبارک امام حسین علیه السلام،سی و سه نیزه"وَ أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ ضَرْبَة" سی و چهار زخم شمشیر بود...حسین...*

 

ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود

این حرف های مرثیه خوانان دروغ بود

 

ای کاش این روایت پُر غم سند نداشت

بر نیزه ها نشاندن قرآن دروغ  بود

 

یا گرگ های تاخته بر یوسف حجاز

مانند گرگِ قصه ی کنعان دروغ بود

 

حسین جان......




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:26 ب.ظ | نظرات()


او که با خود می برید، یادگار حیدر است

جای او نه روی خاک، بر فراز منبر است

 

*شبونه اومدن دَرِ خونه ی امام صادق،بازم به یه خونه تو مدینه هجوم آوردن...اون نانجیب خودش میگه: وارد خونه ی جعفر بن محمد شدیم...

یه آقایِ شصت و پنج ساله رو با چه وضعی از خونه بیرون کشیدن،بی احترامی کردن،بی ادبی کردن،نذاشتن عبا به تن کنه،نذاشتن مولای ما عمامه به سر بذاره...*

 

او که با خود می برید، یادگار حیدر است

جای او نه روی خاک، بر فراز منبر است

باز هم در کوچه‌ها، هیچکس کاری نکرد

از امام ما کسی، آبروداری نکرد

ای امام بی کسم، وای از تنهایی ات

کشته ما را تا ابد، غربت زهرایی ات

می‌کشیم آهِ غم از روضه‌ی سجاده‌اش

آن عبایِ از روی دوش او افتاده اش

می کشیم آهِ غم از رسم این شهر ستم

با امام ما چه کرد؟ زهر غم؛ زهر ستم

 

*امشب مدینه خبری نیست،گریه کُنی نیست،خادمی نیست،زائری نیست...*

 

ای امام بی کسم، وای از تنهایی ات

کشته ما را تا ابد، غربت زهرایی ات

بار دیگر خانه ای میهمان آتش است

حرف این مردم چرا با زبانِ آتش است

 

*خبر دارید با نه؟ دَرِ خونه ی امام صادق رو هم آتیش زدن...مرحوم کُلِینی در کافی روایت کرده،"فـَأَخـَذَتِ النَّارُ فـِی الْبـَابِ وَ الدِّهـْلِیـز" آستانه ی خانه آتش گرفت،شراره های آتش به آسمون می رفت" فـَخـَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَتَخَطَّی النَّارَ وَ یَمْشِی فِیهَا" آقا از خونه خارج شدند،روی آتیش قدم می گذاشت،از بین آتیش عبور می کرد،همین طور که می بردنش صدا می زد:" أَنَا ابْنُ أَعْرَاقِ الثَّرَی أَنَا ابْنُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ" من پسر ریشه های زمینم،من پسر همون آقایی ام که آتش نمرود براش سرد و سلامت شد،منم به اذن خدا نمیسوزم....اما تقدیر برای مادرش فاطمه چیز دیگری رقم زد....*

 

بار دیگر خانه ای میهمان آتش است

حرف این مردم چرا با زبانِ آتش است

 

*دلت کجا رفت؟دلِ امام صادق کجا رفت موقعی که از روی آتیش راه می رفت؟دلِ امام صادق بین در و دیوار بود،از بین آتیش خونه ی خودش،رفت کنارِ آتیش خونه ی باباش علی...مادرش رو می دید،چه صحنه ای رو دید؟" فَجَمَعوا الحَطَبَ الجَزلَ عَلَی بابِنا" خود بی بی فمود: دَرِ خونه ی ما هیزم خشک آوردن" حَطَبَ الجَزلَ" یعنی اون هیزمی که زود آتیش میگره..." واتوا بالنار لیحرقوه و یحرقونا " بی بی فرمود:آتیش آوردن که هم خونه رو به آتیش بکشن و هم اهل خونه رو بسوزونند...

اما این پسر با مادر یه فرق های دیگه ای هم داره،مادرش بین شعله ها گیر افتاد،وقتی دَرِ خونه ی امام صادق رو آتیش زدن،دیگه کسی با لگد به در نزد،همسرش جلو در نیومد،کسی با صورت به زمین نخورد...*

 

بار دیگر خانه ای میهمان آتش است

حرف این مردم چرا با زبانِ آتش است

شکر حق اینجا زنی صورتش نیلی نشد

پیش چشم همسرش زخمیِ سیلی نشد

 

*آقا رو بدون عبا و عمامه بردند،دستاش رو بستن تو کوچه ها می کشیدن،مرکب از جلو می رفت،این پیرمرد دنبال مرکب می دوید،من نمی دونم چرا مدینه اینجوریه،چرا هرجا خونه ای رو آتیش میزنن،هر جا یکی وسط آتیش می مونه،یکی رو دست بسته می برن؟...آقا جان هر چی هم که شد،دیگه همسرت رو جلوت نزدن،تازیانه نزدن،با غلاف شمشیر نزدن،دیگه همسرت خادمه ی خودش رو صدا نزد،دیگه همسرت دنبالت نمی دوید...دنبال حیدر می دوید...از سینه اش خون می چکید...*

 

پشت مرکب می‌دود گریه‌هایش بی صداست

حرمتش را نشکنید او بزرگ قوم ماست

اشک میریزد ولی نه برای داغ خود

یاد زینب کرده است باز وقت روضه شد

یا حسین و یاحسین ذکر او در هر کجاست

او که خود مولای ماست روضه‌خوان کربلاست

 

*اینجا امام صادق رو توی کوچه ها بردند به اون وضعیت،خیلی ایستاده بودن نگاه می کردند،چرخ روزگار چرخید،یه روزی هم یادش می اومد که بچه های امام حسین رو توی کوچه های شام می چرخوندند...یه عده شادی می کردند،یه عده هلهله می کردند...*

 

بر سَرِ نیزه سری در دل شامِ بلا

آه از رقاصه ها آه از رقاصه‌ها

 

*بچه های حسین گریه می کردند،ناله می زدند،یه عده حروم لقمه جلو اینا می رقصیدن،یه عده حرومی هم اینها رو تشویق می کردن،تأیید می کردند...یا حسین و یا حسین....*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:33 ب.ظ | نظرات()


چندی ست از مسیر الهی جدا شدم

از آن وجود لایتناهی جدا شدم

اقرار می کنم به خطاکاری خودم

 

*یادته مناجات شعبانیه چی می گفتیم: "وَ إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی" اگر مرگم نزدیک شده" وَ لَمْ یُدْنِنِی مِنْکَ عَمَلِی"اگر عملم منو به تو نزدیک نکرده من فقط یک راه دارم" فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْکَ وَسِیلَتِی" اقرار می کنم به خطاکاریِ خودم،میگم:اشتباه کردم،جوانی کردم...*

 

اقرار می کنم به خطاکاری خودم

در دام معصیت، به گرفتاری خودم

ای پادشاه، لایق لطفت نبوده ام

رویم سیاه، لایق لطفت نبوده ام

دست مرا بگیر، پشیمانم از گناه

اکنون اگر چه دیر، پشیمانم از گناه

مگذار با حرام حلالم عوض شود

فرصت بده کنار تو حالم عوض شود

شرمنده است؛ غرق گناه است بنده ات

اما هنوز چشم به راه است بنده ات

شب های قدر آمده؛ غرق نیایش است

گریه کُنِ حسین سزاوار بخشش است

آن آدمم که توبه به حق حسین کرد

یک دشت را پر آب به اشک دو عین کرد

 

*مرحوم مجلسی در بحارالانوار آورده:حضرت آدم بعد از هبوط خیلی گریه می کرد،که خدا توبه اش رو قبول کنه،بعد از سال ها جبرئیل نازل شد،گفت: ای آدم! نمی خوای خدا توبه ات رو قبول کنه؟ هرچی من میگم تکرار کن،حضرت آدم دستاش رو بالا آورد،عبارت به عبارت تکرار می کرد" یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمة، یا محسن بحق الحسن والحسین ومنك الإحسان" روایت میگه:تا جبرئیل به نام مبارک امام حسین رسید" سالت دموعه وانخشع قلبه"حضرت آدم دلش شکست،اشکش جاری شد "وقال : یا أخی جبرئیل فی ذكر الخامس ینكسر قلبی وتسیل عبرتی ؟" پرسید این اسم کیه؟ جبرئیل تا رسیدی به نام حسین،حالم عوض شد،دلم شکست،اشکم جاری شد{زندگی چیزِ دیگری شده است ، تابه نامت رسیده ایم حسین..} می دونید جبرئیل چی جواب داد؟"  قال جبرئیل : ولدك هذا یصاب بمصیبة تصغر عندها المصائب"ای آدم! حسین فرزند پیغمبر آخرالزمان است، به یک مصیبتی دچار می شود،که همه مصائب و بلاها در برابرش کوچیک است...آدم سوال کرد این مصیبت چیه؟ "قال : یقتل عطشانا غریبا وحیدا فریدا لیس له ناصر ولا معین، ولو تراه یا آدم..."آدم حسینت رو می کشن،همین جوری نمی کشنش،وقتی میکشنش خیلی تشنه است،خیلی غریب و تنهاست،زخمی است،خون آلوده.." وهو یقول : واعطشاه واقلة ناصراه، "لب هاش مثل دو چوب خشک به هم میخوره....هی میگه العطش،العطش...اما کسی بهش اعتنا نمیکنه،کسی یاریش نمیکنه*

 

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

خوش داشتند حُرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دَد همه سیراب می مکید

خاتم زقحط آب سلیمانِ کربلا

زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد

فریاد العطش ز بیابان کربلا



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:42 ق.ظ | نظرات()


"حتى یحول العطش بینه وبین السماء كالدخان" از شدت تشنگی هاله ای از دود بین زمین و آسمان می بینه،اما کسی جوابش رو نمیده" فلم یجبه أحد إلا بالسیوف، وشرب الحتوف"غیر از شمشیرها،تیرو کمان ها،سنگ ها،کسی جواب مظلومیش رو جواب نمیده،بین گودال رو زمین می افتند،دیگه نایی نداره،با هر نفس خون از زره اش بیرون میزنه،یه وقت سینه ی مبارکش سنگین میشه،اون نامرد هر کاری میکنه نمیتونی سر رو از جلو جدا کنه،ای آدم"  فیذبح ذبح الشاة من قفاه" ای آدم! سر پسرت رو از جلو جدا می کنند"  وینهب رحله أعداؤه  " وقتی از حسین خیالشون راحت میشه به سمت خیمه ها حمله می کنند" وتشهر رؤوسهم هو وأنصاره فی البلدان" سر حسین رو به نیزه میزنند،شهر به شهر می چرخانند" ومعهم النسوان" ای آدم! زنها همرا این کاروان هستند،روی ناقه های عریان سوار می شوند،با دستِ بسته بین سلسله و زنجیر... "لك سبق فی علم الواحد المنان" ای آدم! خدا برای حسین تو درنظر گرفته این بلاهارو...برای همینِ تا اسمش رو شنیدی دلت شکست،اشکت جاری شد...این قضیه در صحرای عرفات اتفاق افتاد،جبرئیل هی روضه میخوند،آدم گریه می کرد،ملائکه ای که اونجا بودن همه برای غریبی ابی عبدالله گریه کردند،همین گریه ی آدم در صحرای عرفات باعث قبولی توبه اش شد،حالا نوبت من و توست

 

من کنار سفره های روضه ات آدم شدم

توبه ی مقبولِ آدم را به من دادی حسین

 

*دستات رو بلند کن،بالحسینِ الهی العفو....*

 

آن آدمم که توبه به حق حسین کرد

یک دشت را پر آب به اشک دو عین کرد

من حر توبه کار حسینم، مرا ببخش

اکنون که بی قرار حسینم، مرا ببخش

امشب به یاد کرب و بلا گریه می کنم

در سوگ سیدالشهدا گریه می کنم

آن کشته که به روی لبش خیزران نشست

داغش به جان یک یک پیغمبران نشست

برخاست ناله ای که دل سنگ آب کرد

هر کس که ظلم کرد به او بی حساب کرد

آتش فرا گرفته سراسر خیام را

سوزانده جان عشق علیه السلام را

در دست باد چارقد کیست؟! ای دریغ...

فریاد یا علی مددِ کیست؟! ای دریغ...

شاعر:محمدشکری فرد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:41 ق.ظ | نظرات()

ای کاش می شد، با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانِ چشم هایت پَر بگیرم

 

ای کاش می شد، امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

 

*امشب به ما نگاه کن،ای امامِ زمان!،امشب مُقدَّرات سال آینده ی مارو به شما میدن،برامون واسطه گری کن،به خاطرِ مادرت...*

 

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

 

شاعر:موسی علیمرادی

 

*یکی از اعمال شبِ بیست و سوم،درروایت هست:در سجود یا ایستاده ویا نشسته،دعای سلامتیِ امام زمان رو بخونیم...حالا همه با من زمزمه کنند: "اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً."





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:38 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic