سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب گریزهای مداحی ادعیه و زیارات
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




باز پوشاندی گناهم را و مشتم وا نشد
باز هم این بنده پیش هیچکس رسوا نشد

مانده ام تا که گناهم را کجا مخفی کنم؟
این گناهانِ کبیره هیچ جایی جا نشد

خواستم تا بین آغوشِ کسی گریه کنم
هرچه گشتم خوب تر از تو کسی پیدا نشد
 
خواستم مثلِ تمام بندگانِ خوب تو 
چندروزی بندۀ خوبی شوم اما نشد ..

خواستم تا چند روزی توبه ام را نشکنم
هرچه کردم آخرش  یک روز هم حتی نشد

آبرویی را که با بدبختی و  بیچارگی
قطره قطره جمع کردم آخرش دریا نشد
 
*اللهم اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الاخرت ...*

خوش به حالِ آن کسی که رو سفید فاطمه ست
مثل من این روزها شرمندۀ زهرا نشد

آه ، دارد عمر ما کم کم به آخر می رسد
آخرش یک کربلا هم قسمت ماها نشد

*اللهم ارزقنا زیارت الحسین .. بحق جواد الائمه و جد غریبش حسین ، الهی العفو ...*

خواستم بوسه زنم بر قبرِ پاکت یاحسین

اللّهُمَّ إِنِّی أَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِكَ ، وَأَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّكَ ،
 وَأَیْقَنْتُ أَنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِی مَوْضِعِ العَفْوِ وَالرَّحْمَةِ ،
 وَأَشَدُّ المُعاقِبِینَ فِی مَوْضِعِ النِّكالِ وَالنَّقِمَةِ وَ أَعْظَمُ المُتَجَبِّرِینَ فِی مَوْضِعِ الكِبْرِیاءِ وَالعَظَمَةِ 

خواستم بوسه زنم بر قبرِ پاکت یاحسین
دورم و از راهِ دور آقا سلامت میکنم ..

اللّهُمَّ أَذِنْتَ لِی فِی دُعائِكَ وَمَسْأَلَتِكَ ، فأَسْمَعْ یاسَمِیعُ مِدْحَتِی ،
 وَأَجِبْ یارَحِیمُ دَعْوَتِی وَأَقِلْ یاغَفُورُ عَثْرَتِی ، فَكَمْ یاإِلهِی مِنْ كُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها ،
 وَهُمُومٍ قَدْ كَشَفْتَها ، وَعَثْرَةٍ قَدْ أَقَلْتَها ، وَرَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها ، وَحَلْقَةِ بَلاٍ قَدْ فَكَكْتَها.




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 03:51 ب.ظ | نظرات()

سَیِّدِی عَلَیْكَ مُعَوَّلِی وَ مُعْتَمَدِی وَ رَجَائِی وَ تَوَكُّلِی، وَ بِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقِی، تُصِیبُ بِرَحْمَتِكَ مَنْ تَشَاءُ، وَ تَهْدِی بِكَرَامَتِكَ مَنْ تُحِبُّ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا نَقَّیْتَ مِنَ الشِّرْكِ قَلْبِی، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى بَسْطِ لِسَانِی، أَ فَبِلِسَانِی هَذَا الْكَالِّ أَشْكُرُكَ،*آیا با این زبانِ گنگ و لالم میتونم شکرت رو به جا بیارم؟* أَمْ بِغَایَةِ جُهْدِی [جَهْدِی ] فِی عَمَلِی أُرْضِیكَ

 

وَ مَا قَدْرُ لِسَانِی یَا رَبِّ فِی جَنْبِ شُكْرِكَ، وَ مَا قَدْرُ عَمَلِی فِی جَنْبِ نِعَمِكَ وَ إِحْسَانِكَ، إِلَهِی إِنَّ جُودَكَ بَسَطَ أَمَلِی، وَ شُكْرَكَ قَبِلَ عَمَلِی، سَیِّدِی إِلَیْكَ رَغْبَتِی، وَ إِلَیْكَ رَهْبَتِی، وَ إِلَیْكَ تَأْمِیلِی، وَ قَدْ سَاقَنِی إِلَیْكَ أَمَلِی وَ عَلَیْكَ یَا وَاحِدِی عَكَفَتْ هِمَّتِی، وَ فِیمَا عِنْدَكَ انْبَسَطَتْ رَغْبَتِی، وَ لَكَ خَالِصُ رَجَائِی وَ خَوْفِی، وَ بِكَ أَنِسَتْ مَحَبَّتِی، وَ إِلَیْكَ أَلْقَیْتُ بِیَدِی ، وَ بِحَبْلِ طَاعَتِكَ مَدَدْتُ رَهْبَتِی، یَا مَوْلایَ بِذِكْرِكَ عَاشَ قَلْبِی*با یادِ تو دلخوشم ..*وَ بِمُنَاجَاتِكَ بَرَّدْتُ *با مناجات با تو آروم میشم ..*أَلَمَ الْخَوْفِ عَنِّی، فَیَا مَوْلایَ وَ یَا مُؤَمَّلِی وَ یَا مُنْتَهَى سُؤْلِی، فَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَ ذَنْبِیَ الْمَانِعِ لِی مِنْ لُزُومِ طَاعَتِكَ،*یه سری گناهام نمیزاره خوب طاعتت رو انجام بدم ..* فَإِنَّمَا أَسْأَلُكَ لِقَدِیمِ الرَّجَاءِ فِیكَ،*از بچه گیم بهت امیدوار بودم ..* وَ عَظِیمِ الطَّمَعِ مِنْكَ ،*از قدیم الایام بهت طمع داشتم ..* الَّذِی أَوْجَبْتَهُ عَلَى نَفْسِكَ مِنَ الرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ، فَالْأَمْرُ لَكَ وَحْدَكَ لا شَرِیكَ لَكَ

 

وَ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِیَالُكَ *همۀ ما روزی خوره تو هستیم ..* وَ فِی قَبْضَتِكَ، وَ كُلُّ شَیْ ءٍ خَاضِعٌ لَكَ، تَبَارَكْتَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ.

إِلَهِی ارْحَمْنِی *به من رحم کن ..* إِذَا انْقَطَعَتْ حُجَّتِی، وَ كَلَّ عَنْ جَوَابِكَ لِسَانِی* آیت الله بروجردی که داشت از دنیا میرفت دیدن آروم آروم از گوشۀ چشماش اشک میاد ، نزدیکان سوال کردن ، آقا چرا داری گریه میکنی ؟ فرمود آخه من از مرگ میترسم ، گفتن آقا شما دیگه چرا ؟ گفت آخه از شبِ اولِ قبرم میترسم ... آیت الله مرعشی نجفی به پسرش وصیت کرد وقتی از دنیا رفتم تابوتمُ ببرید کنارِ ضریحِ عمه ام فاطمۀ معصومه(س) یه طرفه عمامه ام رو به ضریح ببندید یه طرفشُ به تابوتم ببندید ، منو دخیلِ عمه جانم فاطمۀ معصومه کنید ...* وَ طَاشَ عِنْدَ سُؤَالِكَ إِیَّایَ لُبِّی، فَیَا عَظِیمَ رَجَائِی لا تُخَیِّبْنِی إِذَا اشْتَدَّتْ فَاقَتِی، وَ لا تَرُدَّنِی لِجَهْلِی، وَ لا تَمْنَعْنِی لِقِلَّةِ صَبْرِی، أَعْطِنِی لِفَقْرِی، وَ ارْحَمْنِی لِضَعْفِی، سَیِّدِی عَلَیْكَ مُعْتَمَدِی *تکیه گاهِ من .. امیدِ من .. پناهِ من ..* وَ مُعَوَّلِی وَ رَجَائِی وَ تَوَكُّلِی، وَ بِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقِی، وَ بِفِنَائِكَ أَحُطُّ رَحْلِی، وَ بِجُودِكَ أَقْصِدُ طَلِبَتِی، وَ بِكَرَمِكَ أَیْ رَبِّ أَسْتَفْتِحُ دُعَائِی ، وَ لَدَیْكَ أَرْجُو فَاقَتِی ، وَ بِغِنَاكَ أَجْبُرُ عَیْلَتِی، وَ تَحْتَ ظِلِّ عَفْوِكَ قِیَامِی، وَ إِلَى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ أَرْفَعُ بَصَرِی، وَ إِلَى مَعْرُوفِكَ أُدِیمُ نَظَرِی،



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:50 ب.ظ | نظرات()

فَلا تُحْرِقْنِی بِالنَّارِ وَ أَنْتَ مَوْضِعُ أَمَلِی، وَ لا تُسْكِنِّی الْهَاوِیَةَ فَإِنَّكَ قُرَّةُ عَیْنِی، یَا سَیِّدِی لا تُكَذِّبْ ظَنِّی بِإِحْسَانِكَ وَ مَعْرُوفِكَ فَإِنَّكَ ثِقَتِی، وَ لا تَحْرِمْنِی ثَوَابَكَ فَإِنَّكَ الْعَارِفُ بِفَقْرِی.

إِلَهِی إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُقَرِّبْنِی مِنْكَ عَمَلِی *مرگم نزدیک شده ولی به تو نزدیک نشدم ..*فَقَدْ جَعَلْتُ الاعْتِرَافَ إِلَیْكَ بِذَنْبِی وَسَائِلَ عِلَلِی.

إِلَهِی إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِالْعَفْوِ*کی بهتر از تو ما رو ببخشه؟* وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ أَعْدَلُ مِنْكَ فِی الْحُكْمِ، ارْحَمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا غُرْبَتِی، وَ عِنْدَ الْمَوْتِ كُرْبَتِی، وَ فِی الْقَبْرِ وَحْدَتِی، وَ فِی اللَّحْدِ وَحْشَتِی *ان شالله شبِ اول قبر ، ما آروم باشیم .. سراسر قبرمون نور باشه ..*وَ إِذَا نُشِرْتُ لِلْحِسَابِ بَیْنَ یَدَیْكَ ذُلَّ مَوْقِفِی، وَ اغْفِرْ لِی مَا خَفِیَ عَلَى الْآدَمِیِّینَ مِنْ عَمَلِ

 

وَ أَدِمْ لِی مَا بِهِ سَتَرْتَنِی، وَ ارْحَمْنِی صَرِیعا عَلَى الْفِرَاشِ تُقَلِّبُنِی أَیْدِی أَحِبَّتِی وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ مَمْدُودا عَلَى الْمُغْتَسَلِ یُقَلِّبُنِی [یُغَسِّلُنِی ] صَالِحُ جِیرَتِی، وَ تَحَنَّنْ عَلَیَّ مَحْمُولاً قَدْ تَنَاوَلَ الْأَقْرِبَاءُ أَطْرَافَ جَنَازَتِی، وَ جُدْ عَلَیَّ مَنْقُولاً قَدْ نَزَلْتُ بِكَ وَحِیداً فِی حُفْرَتِی، وَ ارْحَمْ فِی ذَلِكَ الْبَیْتِ الْجَدِیدِ غُرْبَتِی* به اون لحظه ای که غریب و تنها تو قبرم میزارن رحم کن ..*حَتَّى لا أَسْتَأْنِسَ بِغَیْرِكَ، یَا سَیِّدِی *چه بخوایم چه نخوایم همه باید بریم.. همه از کنارمون میرن .. یا امام رضا شبِ تنهایی تو به فریادِ ما برس ..*

 

آیت الله مرعشی نجفی یه قراری داشت با فرزند موسس حوزۀ علمیه قم آقا مرتضی حائری ، که هرکدوم زودتر از دنیا رفت به خواب اون یکی بیاد ، حاج مرتضی حائری از دنیا رفت ، بعدِ از یه مدتی آیت الله مرعشی میگه هر شب سوره یس خوندن ،الرحمن خوندم سوره های مختلف خوندم به خوابم بیاد ، نیومد . یه شب دیگه با انابه شروع کردم آیات رو خوندن بعد خوابیدم . تو عالم رویا دیدم که به خوابم اومد ، گفتم چه قدر دیر مگه با هم قرار نداشتیم ، گفت آره گرفتار بودم وقتی منو تو خاک گذاشتید؛ وحشت تمام قبرمُ فرا گرفت .. دل نگران بودم .. من عالمم ، عالم زاده ام اما تمام قبرم پر از وحشت بود یه مرتبه دیدم از دور یه نوری آرام آرام داره میاد اومد بالاسرم تا این نور اومد بالاسرم تمام وحشتم فراموشم شد ، بهم رو کرد گفت مرتضی راحت باش نترس نگران نباش من هستم در کنارت .. زبانم باز شد سوال کردم شما کی هستید ؟ گفت من همونی ام که 36 بار به زیارتم اومدی ..35 مرتبۀ دیگه میام از وحشت درت میارم .. گفتم آقا من زیارت زیاد رفتیم شما کدام یک از آقایانِ من هستید ؟ فرمود مرتضی ، من علی ابن موسی الرضایم من امام رضام .. 35 مرتبۀ دیگه میام بالا سرت ..

 

حالا که دلاتون رفت حرم امام رضا، روضۀ خودشُ بخونم پیغمبر فرمودن دو نفر تو اهل بیت پارۀ قلبِ من هستن یکی دخترم فاطمه است یکی هم علی ابن موسی الرضا .. ای پارۀ قلبِ رسول الله  وقتی از دنیا رفت به اباصلت گفت درایِ حجره رو ببند .. درِ حجره رو بستم دیدم مثه یه مار گزیده به خودش میپیچه هی صدا میزنه جوادم .. اومدم تو حیاط دیدم یه آقازاده ایستاده داره تماشا میکنه و گریه میکنه صدا زد اباصلت اجازه بده برم بالاسرِ بابام این پدر و پسر همدیگه رو بغل کردن .. انقده گریه کردن .. اما کربلا بر عکس شد .. اگه اینجا جواد اومد بالا سر پدر .. کربلا پدر اومد سر پسر رو به دامن گرفت .. هی میگه ولدی ولدی ولدی  عَلَی الدّنیا بعدك العفا ...

 

از ازل ایل و تبار همه عاشق بودن

سخت دل بستۀ این ایل و تبارم چه کنم





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:49 ب.ظ | نظرات()

وَ مِنْ أَیْدِی الْخُصَمَاءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی وَ بِحَبْلِ مَنْ أَتَّصِلُ إِنْ أَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنِّی، فَوَا سَوْأَتَا عَلَى مَا أَحْصَى كِتَابُكَ مِنْ عَمَلِیَ الَّذِی لَوْ لا مَا أَرْجُو مِنْ كَرَمِكَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِكَ، وَ نَهْیِكَ إِیَّایَ عَنِ الْقُنُوطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَ مَا أَتَذَكَّرُهَا، یَا خَیْرَ مَنْ دَعَاهُ دَاعٍ، وَ أَفْضَلَ مَنْ رَجَاهُ رَاجٍ.

اللَّهُمَّ بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ، وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ إِلَیْكَ، وَ بِحُبِّی النَّبِیَّ االْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهَاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهَامِیَّ الْمَكِّیَّ الْمَدَنِیَّ أَرْجُو الزُّلْفَةَ لَدَیْكَ، فَلا تُوحِشْ اسْتِینَاسَ إِیمَانِی

 

وَ بِحَبْلِ مَنْ أَتَّصِلُ إِنْ أَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنِّی، فَوَا سَوْأَتَا عَلَى مَا أَحْصَى كِتَابُكَ مِنْ عَمَلِیَ الَّذِی لَوْ لا مَا أَرْجُو مِنْ كَرَمِكَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِكَ، وَ نَهْیِكَ إِیَّایَ عَنِ الْقُنُوطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَ مَا أَتَذَكَّرُهَا، یَا خَیْرَ مَنْ دَعَاهُ دَاعٍ، وَ أَفْضَلَ مَنْ رَجَاهُ رَاجٍ.

اللَّهُمَّ بِذِمَّةِ الْإِسْلامِ أَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ، وَ بِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ إِلَیْكَ، وَ بِحُبِّی النَّبِیَّ االْأُمِّیَّ الْقُرَشِیَّ الْهَاشِمِیَّ الْعَرَبِیَّ التِّهَامِیَّ الْمَكِّیَّ الْمَدَنِیَّ أَرْجُو الزُّلْفَةَ لَدَیْكَ، فَلا تُوحِشْ اسْتِینَاسَ إِیمَانِ

 

وَ لا تَجْعَلْ ثَوَابِی ثَوَابَ مَنْ عَبَدَ سِوَاكَ، فَإِنَّ قَوْماً آمَنُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ لِیَحْقِنُوا بِهِ دِمَاءَهُمْ، فَأَدْرَكُوا مَا أَمَّلُوا، وَ إِنَّا آمَنَّا بِكَ بِأَلْسِنَتِنَا وَ قُلُوبِنَا لِتَعْفُوَ عَنَّا، فَأَدْرِكْنَا مَا أَمَّلْنَا، وَ ثَبِّتْ رَجَاءَكَ فِی صُدُورِنَا، وَ لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا، وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً، إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ، فَوَ عِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرْتَنِی مَا بَرِحْتُ مِنْ بَابِكَ،*به عزتت قسم اگه منو از درِ خانه ات برانی هرگز نمیروم* وَ لا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ، لِمَا أُلْهِمَ قَلْبِی یَا سَیِّدِی مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِكَرَمِكَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِكَ، إِلَى مَنْ یَذْهَبُ الْعَبْدُ إِلّا إِلَى مَوْلاهُ*بنده کجا رو داره بره غیر از درِ خانۀ آقاش* وَ إِلَى مَنْ یَلْتَجِئُ الْمَخْلُوقُ إِلّا إِلَى خَالِقِهِ

 

إِلَهِی لَوْ قَرَنْتَنِی بِالْأَصْفَادِ، وَ مَنَعْتَنِی سَیْبَكَ مِنْ بَیْنِ الْأَشْهَادِ، وَ دَلَلْتَ عَلَى فَضَائِحِی عُیُونَ الْعِبَادِ، وَ أَمَرْتَ بِی إِلَى النَّارِ* اگه دستور بدی منو سمتِ آتش ببرن*وَ حُلْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْأَبْرَارِ *بین منو خوبات جدایی بیندازی*مَا قَطَعْتُ رَجَائِی مِنْكَ، *من دست از امید بر نمیدارم* وَ مَا صَرَفْتُ تَأْمِیلِی لِلْعَفْوِ عَنْكَ، وَ لا خَرَجَ حُبُّكَ مِنْ قَلْبِی،*محبتت هرگز از قلبم خارج نمیشه* أَنَا لا أَنْسَى أَیَادِیَكَ عِنْدِی، وَ سَتْرَكَ عَلَیَّ فِی دَارِ الدُّنْیَا، سَیِّدِی أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیَا مِنْ قَلْبِی، وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْمُصْطَفَى وَ آلِهِ خِیَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:40 ب.ظ | نظرات()

وَ انْقُلْنِی إِلَى دَرَجَةِ التَّوْبَةِ إِلَیْكَ، وَ أَعِنِّی بِالْبُكَاءِ عَلَى نَفْسِی،*کمکم کن این شبا یکم برا خودم گریه کن * فَقَدْ أَفْنَیْتُ *خراب کردم تمامِ عمرمُ* بِالتَّسْوِیفِ وَ الْآمَالِ عُمُرِی، وَ قَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْآیِسِینَ مِنْ خَیْرِی *دیگه این آخرِ عمری دارم ناامید میشم .. اگر از من بپرسن بهترین فرازِ ابوحمزه کجاست ؟ میگم همین جاست* فَمَنْ یَكُونُ أَسْوَأَ حَالاً مِنِّی إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی، *اگه با این حال و روزم به سمتِ قبرم ببرن* لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی،*خودمو آماده نکردم ..* وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی، وَ مَا لِی لا أَبْكِی *چرا گریه نکنم ..* وَ لا أَدْرِی إِلَى مَا یَكُونُ مَصِیرِی، *نمیدونم کجا میبرن منو؟ ...* وَ أَرَى نَفْسِی تُخَادِعُنِی، وَ أَیَّامِی تُخَاتِلُنِی، وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ رَأْسِی أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ، فَمَا لِی لا أَبْكِی، أَبْكِی لِخُرُوجِ نَفْسِی *گریه میکنم برا اون لحظه ای که از تو قبرم بیرونم میکشن ..*أَبْكِی لِظُلْمَةِ قَبْرِی *سنگایِ لحد رو گذاشتن یک به یک همه دارن یواش یواش میرن ..* أَبْكِی لِضِیقِ لَحْدِی*گریه میکنم برا تنگیِ قبرم * أَبْكِی لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَ نَكِیرٍ إِیَّایَ

 

أَبْكِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی عُرْیَاناً ذَلِیلاً حَامِلاً ثِقْلِی عَلَى ظَهْرِی،*خدا رحمت کنه رسولِ ترکُ ، منبری داشت از قیامتُ عذابِ قیامت میگفت همه ناله میزدن ، یه مرتبه رسولِ ترک بلند شد وسط جلسه ، آقا همه این حرفا درست ، اما من یه سوال دارم ... مگه ما حسین نداریم ... مگه ما عباس نداریم .. مگه ما زهرا نداریم .. ذلیل و خار منو از قبر بیرونم میارن ...* أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ یَمِینِی وَ أُخْرَى عَنْ شِمَالِی،*به سمتِ چپ و راستم نگاه میکنم ..* إِذِ الْخَلائِقُ فِی شَأْنٍ غَیْرِ شَأْنِی، لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ،*اما یه عده رو میبنم * وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ، ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ، وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَةٌ، تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ وَ ذِلَّةٌ، سَیِّدِی عَلَیْكَ مُعَوَّلِی وَ مُعْتَمَدِی وَ رَجَائِی وَ تَوَكُّلِی* دستاتونو بالا بیارید .. الهی العفو .. تو بعضی روایات اومده بعضی ها رو تا 500 سال نگهشون میدارن

 

آورده ای دوباره بدهکارمان کنی

فکری به حال غم زده و زارمان کنی

 

اینجور که دوباره به ما راه می دهی

اصلا بعید نیست طلبکارمان کنی

 

با اینکه ما به دستِ تو پرونده داشتیم

یک دم نخواستی تو خدا ، خارمان کنی

 

تو مهربان ترینی و اصلاً نمی شود

با آتشِ جهنمت ، آزارمان کنی

 

من آمدم دوباره رفیقت شوم خدا

لطفی اگر کنی تو و بیدارمان کنی

 

با گریه هایِ فاطمه ات گریه می کنیم

تا روضه خوانِ روضۀ دیوارمان کنی

 

آتش گرفته ایم در این اضطراب تا

پهلو شکسته از تبِ مسمارمان کنی

 

شاعر : وحید محمدی

 

چه روضه ای بخوان ، خلیفۀ دوم نامه نوشت برا معاویه ، شرحِ آتش زدنِ دربِ خانۀ فاطمه رو داره میگه

 

معاویه، 40 مردِ جنگی رو فرستادیم دمِ درِ خانۀ فاطمه هیزم آوردیم درِ خانه رو آتش زدیم .. دخترِ پیغمبر پشتِ در آمد ، در آتش گرفت فاطمه بینِ در و دیوار ماند .. دستور دادم با غلافِ شمشیر به بازوانش زدن .. بی بی .. بی بی .. این روضه برا خانوماست .. خانما باید بیشتر گریه کنن .. بابا ما ایرانی ها ادب میکنیم ، زنی که باردارِِ اذیت و آزار نبینه .. اما نمیدونم بین در چه اتفاقی افتاد برا فاطمه .. صدا نزد علی به فریادم برس .. صدا نزد زینب به فریادم برس .. صدا زد فضه بیا محسنمُ کشتن ... یا زهرا

 

بابی انت و امی یا مظلومه یا فاطمه الزهرا




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:39 ب.ظ | نظرات()


بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ .....

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اخْتِمْ لِی بِخَیْرٍ، وَ اكْفِنِی مَا أَهَمَّنِی مِنْ أَمْرِ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی، وَ لا تُسَلِّطْ عَلَیَّ مَنْ لا یَرْحَمُنِی، وَ اجْعَلْ عَلَیَّ مِنْكَ وَاقِیَةً بَاقِیَةً، وَ لا تَسْلُبْنِی صَالِحَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ وَ ارْزُقْنِی مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً وَاسِعاً حَلالاً طَیِّباً اللَّهُمَّ احْرُسْنِی بِحَرَاسَتِكَ، وَ احْفَظْنِی بِحِفْظِكَ، وَ اكْلَأْنِی بِكِلاءَتِكَ، وَ ارْزُقْنِی حِجَّ بَیْتِكَ الْحَرَامِ فِی عَامِنَا هَذَا وَ فِی كُلِّ عَامٍ، وَ زِیَارَةَ قَبْرِ نَبِیِّكَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، وَ لا تُخْلِنِی یَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِیفَةِ وَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِیمَةِ اللَّهُمَّ تُبْ عَلَیَّ حَتَّى لا أَعْصِیَكَ، وَ أَلْهِمْنِی الْخَیْرَ وَ الْعَمَلَ بِهِ وَ خَشْیَتَكَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ مَا أَبْقَیْتَنِی یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ. اللَّهُمَّ إِنِّی كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلاةِ بَیْنَ یَدَیْكَ وَ نَاجَیْتُكَ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاساً إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ، وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَكَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ، مَا لِی كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِیرَتِی، وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی، عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِكَ ...

{صوت از اینجا}

إِلَهِی أَنْتَ أَوْسَعُ فَضْلاً، وَ أَعْظَمُ حِلْماً مِنْ أَنْ تُقَایِسَنِی بِعَمَلِی، أَوْ أَنْ تَسْتَزِلَّنِی بِخَطِیئَتِی، وَ مَا أَنَا یَا سَیِّدِی وَ مَا خَطَرِی هَبْنِی بِفَضْلِكَ سَیِّدِی، وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفْوِكَ،*خدا به من صدقه بده ، صدقه ای که به من میدی بخششِ از گناهام باشه ..* وَ جَلِّلْنِی بِسَتْرِكَ، وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِی بِكَرَمِ وَجْهِكَ، سَیِّدِی أَنَا الصَّغِیرُ الَّذِی رَبَّیْتَهُ*من کوچیک بودم تو منو بزرگم کردی* وَ أَنَا الْجَاهِلُ الَّذِی عَلَّمْتَهُ*من نادان بودم تو منو به نورِ علم دانا کردی* وَ أَنَا الضَّالُّ الَّذِی هَدَیْتَهُ وَ أَنَا الْوَضِیعُ الَّذِی رَفَعْتَهُ، وَ أَنَا الْخَائِفُ الَّذِی آمَنْتَهُ، وَ الْجَائِعُ الَّذِی أَشْبَعْتَهُ، وَ الْعَطْشَانُ الَّذِی أَرْوَیْتَهُ، وَ الْعَارِی الَّذِی كَسَوْتَهُ، وَ الْفَقِیرُ الَّذِی أَغْنَیْتَهُ، وَ الضَّعِیفُ الَّذِی قَوَّیْتَهُ، وَ الذَّلِیلُ الَّذِی أَعْزَزْتَهُ، وَ السَّقِیمُ الَّذِی شَفَیْتَهُ، وَ السَّائِلُ الَّذِی أَعْطَیْتَهُ، وَ الْمُذْنِبُ الَّذِی سَتَرْتَهُ،* از همه بهتر اینه آبرو داری کردی* وَ الْخَاطِئُ الَّذِی أَقَلْتَهُ وَ أَنَا الْقَلِیلُ الَّذِی كَثَّرْتَهُ، وَ الْمُسْتَضْعَفُ الَّذِی نَصَرْتَهُ، وَ أَنَا الطَّرِیدُ الَّذِی آوَیْتَهُ، *منو همه روندن تو فقط منو پناه دادی* أَنَا یَا رَبِّ الَّذِی لَمْ أَسْتَحْیِكَ فِی الْخَلاءِ*من همونی ام که تو خلوت ها از تو حیا نکردم* وَ لَمْ أُرَاقِبْكَ فِی الْمَلَإِ *بینِ مدم مراقبِخودم نبود ..*أَنَا صَاحِبُ الدَّوَاهِی الْعُظْمَى*من گنه کارِ بزرگم*

 

أَنَا الَّذِی عَلَى سَیِّدِهِ اجْتَرَى* من به خودم جرات دادم در مقابل آقام بایستم*  أَنَا الَّذِی عَصَیْتُ جَبَّارَ السَّمَاءِ، أَنَا الَّذِی أَعْطَیْتُ عَلَى مَعَاصِی الْجَلِیلِ الرُّشَا، أَنَا الَّذِی حِینَ بُشِّرْتُ بِهَا خَرَجْتُ إِلَیْهَا أَسْعَى، أَنَا الَّذِی أَمْهَلْتَنِی فَمَا ارْعَوَیْتُ،*تو به من مهلت دادی ، من برنگشتم* وَ سَتَرْتَ عَلَیَّ فَمَا اسْتَحْیَیْتُ، وَ عَمِلْتُ بِالْمَعَاصِی فَتَعَدَّیْتُ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:15 ب.ظ | نظرات()


وَ أَسْقَطْتَنِی مِنْ عَیْنِكَ *خدایا نکنه من از چشمات افتاده باشم ..این دستایِ خالیتونو بالا بیارید چند شبه دیگه شبِ قدرِ خودمونو آماده کنیم .. الهی العفو ...* فَمَا بَالَیْتُ، فَبِحِلْمِكَ أَمْهَلْتَنِی، وَ بِسَتْرِكَ سَتَرْتَنِی حَتَّى كَأَنَّكَ أَغْفَلْتَنِی، وَ مِنْ عُقُوبَاتِ الْمَعَاصِی جَنَّبْتَنِی حَتَّى كَأَنَّكَ اسْتَحْیَیْتَنِی.

إِلَهِی لَمْ أَعْصِكَ حِینَ عَصَیْتُكَ وَ أَنَا بِرُبُوبِیَّتِكَ جَاحِدٌ، وَ لا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌّ*من نمی خواستم با تو مقابله کنم .. اگه گناهی کردم از رو نادانی بود ..* وَ لا لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَ لا لِوَعِیدِكَ مُتَهَاوِنٌ، لَكِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی، وَ غَلَبَنِی هَوَایَ، وَ أَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی، وَ غَرَّنِی سِتْرُكَ الْمُرْخَى عَلَیَّ، فَقَدْ عَصَیْتُكَ وَ خَالَفْتُكَ بِجُهْدِی، فَالْآنَ مِنْ عَذَابِكَ مَنْ یَسْتَنْقِذُنِی، وَ مِنْ أَیْدِی الْخُصَمَاءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی

 

 یه سلام به امام حسین بدیم عرض کنم

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

بی سر و سامانم و خیلی پریشانم حسین

غرق در عصیانم و خیلی پشیمانم حسین

سفرۀ دل را همیشه پیش تو وا میکنم

مونس تنهایی ام... گرمی مژگانم حسین

با همه آلودگی ام دوستت دارم حسین

دوست داری نوکرت را، خوب می دانم حسین

جان من این چند قطره اشک را از من نگیر

چون که با این اشک ها لبریز ایمانم حسین

کشتۀ اشکی و من پاره گریبان تو ام

ای تمام حاجت چشمان گریانم حسین

خوش به حال نوکری که پیر این درگاه شد

در حرم یا بین روضه ها بمیرانم حسین

 

هر شب جمعه که دلتنگ حریمت می شوم

از سر شب تا سحر هر لحظه می خوانم: حسین

"نازنینا ما به نازِ تو جوانی داده ایم"

کربلایم را بده ... دیگر مرنجانم حسین

وقت هر درد و غمی فرمود: "فابک للحسین"

روضۀ روز و شبِ شاه خراسانم حسین

دست و پا کمتر بزن ، خواهر فدای پیکرت

ای غریب مادرم .. گیسو پریشانم .. حسین

پنجۀ گرگی به جانِ زلف تو افتاده است

تو ته گودال و من پاره گریبانم حسین

یک طرف آتش گرفته روسریِ دختران

یک طرف آتش گرفته صحن دامانم حسین

 

خبر دادن به زینب عبدالله ابن جعفر اومده به خواستگاریت ، امیرالمومنین فرمود دخترم پسر عمت به خواستگاریت اومده، عرضه داشت بابا من برا ازدواجم دو تا شرط دارم ،

یه شرطم اینه هرجا حسینم رفت ، منم باهاش برم ، میگن عبدالله قبول کرد .. وقتی حسین میخواست از مدینه بره زینب به عبدالله گفت ، یادته اون روز که به خواستگاریم اومدی برات پیش شرط گذاشتم؟ گفت آره یادمه؛ گفت عبدالله داداشم داره از مدینه میره،عبدالله اگر بگی دنبالش نرو قبول میکنم ، اما بدون عبدالله من بدونِ حسین میمیرم ..

 

مگه این رفت و برگشته به کربلا چه قدر طول کشید؟ وقتی برگشت عبدالله اومد دنبالِ زینب از این محمل به اون محمل .. پردۀ خیمه ای رو بالا زد، دید یه خانمی نشسته داره روضه می خوانه .. زینب اومد جلویِ خیمه ، صدا زد عبدالله حق داری زینبُ نشناسی .. اون موقعی که از تو خداحافظی کردم ، قدم خمیده نبود .. موهایِ سرم سفید نبود .. عبدالله حسینمُ کشتن .. قاسممُ کشتن .. علی اکبرمُ کشتن ..

عبدالله یه سوال کرد ،گفت بی بی جان به من خبر دادن وقتی بچه هایِ منو کشتن از خیمه ها بیرون نیامدی؟ اما وقتی علی اکبر کشته شد خودتو زودتر بالاسرِ بسترِ علی رساندی "

گفت آره عبدالله اخه وقتی بچه هام کشته شدن گفتم داداشم منو ببینه خجالت میکشه از خیمه بیرون نیامدم تا برادر خجالت زده نشه .

 

روز اول که به استاد سپردند مرا

دیگران را خرد آموخت مرا مجنون کرد






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:14 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو