سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب گریزهای مداحی ادعیه و زیارات
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ

 

*میخوام زیارتِ مادر رو بخونم*

 

الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ، فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً، وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ، وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ أَتَى بِهِ وَصِیُّهُ، فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلّا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا، لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلایَتِکِ.السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ

 

*مادر!..طبق حدیثِ امامِ باقر،امشب همتون می تونید بگید: مادر!...مادر،مادر!...*

 

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ

 

*دَرِ خونه ی خانوم مُرَدَّد نباش،نگو: خانوم من رو راه میده یا نه؟ حتماً در رو به روت باز میكنه،چون كه این خانوم دَر رو به رویِ قاتلش هم نبست،وقتی امیرالمؤمنین فرمود: زهرا جان! این دو نانجیب دَمِ در ایستادن،میخوان بیان ملاقاتِ تو، چیكار بكنم؟ فرمود:خونه،خونه ی توئه، منم كنیزتم...*

 

ای هم نوا،ای هم نَفَس،ای بهترین عزیزم

من با همه آزادگی، در خانه ات كنیزم

من فانیِ تو هستم،قربانیِ تو هستم

جان می دهم بهرِ تو مولا

 

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلائِکَتِهِ

 

*یه بچه هر قدر هم كه بزرگ بشه،تویِ سخترین گرفتاری ها،فقط یه پناهگاه داره،اونم مادرِ،میره در میزنه،مادر! اجازه میدی بیام؟ مخصوصاً وقتی كه دستش خالی میشه...كسی بخواد گدایی كنه،كسی بهتر از مادر نیست،چون منَّتی نمیذاره...حالا كه واردِ خونه ی خانوم شدی،دستا خالیت رو به مادر نشون بده،بگو مادر چیزی ندارم،مادر تو دستم رو پُر كن برم...*

 

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ.السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ

 

*اینها سلام هایی است كه وقتی امیرالمؤمنین اومد بالا سَرِ زهرا،هر چی صداش زد،جوابش رو نداد، السَّلامُ عَلَیْکِ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ، یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ،اما دیگه چشماش رو باز نمیكنه،كنارِ خانومش نشست،اشكای غربتِ علی، رو صورتِ زهرا چكید،دوباره زهرا جانِ دوباره پیدا كرد...ای مسیحایِ علی اعجاز كن...تو این عالم هر كی مشكلی براش پیش میاد دَرِ خونه ی من میاد،میگه:یاعلی! اما ببین من مشل در كارم افتاده...*

 

ای مسیحایِ علی اعجاز كن

مشكلِ مشكل گُشا را باز كن

هر چندماندنت چون شمع آبم میكند

 

*نگات میكنم،این چه وضعیِّ ،نود و پنج روزِ كه صورتت رو از علی گرفتی،مگه من غریبه هستم؟...*

 

هر چندماندنت چون شمع آبم میكند

اما رفتنت خانه خرابم می كند

 

ممنونم اگر نروی

می میرم اگر بروی

زهرا مرو مرو

السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ، السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ، السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ، السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ، السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ، السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ، السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ.

أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکِ، وَ أَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ...

 

*بی بی فرمود:به من بگید آیا شنیدید بابام سفارشِ من رو كرد؟بابام فرمود: هر كسی فاطمه رو آزار بده،اذیت كنه،من رو اذیت كرده...؟گفتند:آری...بارها ما از دو لبِ پیغمبر شنیدیم،یه وقت دیدن خانوم شروع كرد گریه كردن،گفت:خدایا!من از اینها نمیگذرم،تو هم از اینها نگذر...

تا پیغمبر بود اون زنِ نانجیب زخمِ زبان به پیغمبر می زد،یارسول الله! دخترت بزرگ شده،خوب نیست سینه ی فاطمه رو می بویی و می بوسی،پیغمبر می فرمود:تو نمی فهمی من بویِ بهشت رو از فاطمه استشمام می كنم...

اما این زنِ خبیثِ حسود،هر جایی رو كه پیغمبر بوسه زد،نشونه گذاشت، همه ی این بساط ها،نقشه هارو این نانجیبه كشید، لذا بعد از این روزها عیادت كه نمی اومد ،هر موقع می اومد فقط می خواست نمك به زخم بی بی بریزه،یه گوشه ای می ایستاد،لبخند می زد به خانوم...یعنی دلم خُنَك شد...*

 

وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، لِأَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنْهُ، وَ رُوحُهُ الَّذِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ، کَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلائِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ، سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ، مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ...*

 

*خانوم جانم! من از اونی كه تو بیزاری و نفرینش كردی منم بیزارم...تبری رو داری میرسونی...*

 

مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ،

 

*هر كسی رو تو دوست داشته باشی من نوكرشم...*

 

مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ،

 

*دشمنم با اونی كه تو باهاش دشمنی داری...*

 

مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ،

 

*من تَنَفُّر دارم از اونی كه تو ازش تَنَفُّر داری...*

 

مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ، وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً.




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:46 ب.ظ | نظرات()


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

 عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ عَلَیهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَی اَبی رَسُولُ اللَّهِ فی بَعْضِ الاْیامِ فَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَیک السَّلامُ قالَ اِنّی اَجِدُ فی بَدَنی ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُک بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ

 

*اینجا که چیزی نشده بود .. به بابا اشاره کردی از ضعفُ و ناتوانی بی بی جان .. پیغمبر یه لحظه ام نمی تونه ضَعفِ تورو ببینیه .. آخ این روزا چه ضعفی داشتی خانم .. کاری کردن ازت دیگه چیزی باقی نموند .. نَاحِلَةَ الْجِسْمِ .. بَاكِیَةَ الْعَیْنِ .. ببین ضعف به جایی رسید که فرمود فضه من صورتم رو نمی تونم برگردونم .. سادات من معذرت میخوام ، مادرتونُ چه جوری زده بودن که حتی صورتشم نمی تونست برگردونه ..*

 

فَقَالَ یا فاطِمَةُ ایتینی بِالْکساَّءِ الْیمانی فَغَطّینی بِهِ فَاَتَیتُهُ بِالْکساَّءِ الْیمانی فَغَطَّیتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیهِ وَاِذا وَجْهُهُ یتَلاَلَؤُ کاَنَّهُ الْبَدْرُ فی لَیلَةِ تَمامِهِ وَکمالِهِ فَما کانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِی الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا قُرَّةَ عَینی وَثَمَرَةَ فُؤ ادی فَقالَ یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک راَّئِحَةً طَیبَةً کاَنَّها راَّئِحَةُ جَدّی رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّک تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْکساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا جَدّاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَک تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا صاحِبَ حَوْضی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکساَّءِ فَما کانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِی الْحُسَینِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا قُرَّةَ عَینی وَثَمَرَةَ فُؤادی فَقالَ لی یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَکِ راَّئِحَةً طَیبَةً کاَنَّها راَّئِحَةُ جَدّی رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّک وَاَخاک تَحْتَ الْکساَّءِ فَدَنَی الْحُسَینُ نَحْوَ الْکساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا جَدّاهُ اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکونَ مَعَکما تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا شافِعَ اُمَّتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْکساَّءِ

 

فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِک اَبُوالْحَسَنِ عَلِی بْنُ اَبی طالِبٍ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا اَبَا الْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ فَقالَ یا فاطِمَةُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک رائِحَةً طَیبَةً کاَنَّها راَّئِحَةُ اَخی وَابْنِ عَمّی رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَلَدَیک تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ عَلِی نَحْوَ الْکساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساَّءِ قالَ لَهُ وَعَلَیک السَّلامُ یا اَخی یا وَصِیی وَخَلیفَتی وَصاحِبَ لِواَّئی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ عَلِی تَحْتَ الْکساَّءِ ثُمَّ اَتَیتُ نَحْوَ الْکساَّءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُ عَلَیک یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لی اَن اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساَّءِ قالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا بِنْتی وَیا بَضْعَتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْکساَّءِ فَلَمَّا اکتَمَلْنا جَمیعاً تَحْتَ الْکساَّءِ اَخَذَ اَبی رَسُولُ اللَّهِ بِطَرَفَی الْکساَّءِ وَاَوْمَئَ بِیدِهِ الْیمْنی اِلَی السَّماَّءِ وَقالَ َللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیتی وَخاَّصَّتی وَحاَّمَّتی لَحْمُهُمْ لَحْمی وَدَمُهُمْ دَمی یؤْلِمُنی ما یؤْلِمُهُمْ وَیحْزُنُنی ما یحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ مِنّی وَاَ نَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِک وَبَرَکاتِک وَرَحْمَتَک وَغُفْرانَک وَرِضْوانَک عَلَی وَعَلَیهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً

 

فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلاَّئِکتی وَیا سُکانَ سَمواتی اِنّی ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیةً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضِیئَةً وَلا فَلَکاً یدُورُ وَلا بَحْراً یجْری وَلا فُلْکاً یسْری اِلاّ فی مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ الْخَمْسَةِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ الامینُ جِبْراَّئیلُ یارَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها

 

فَقالَ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَهْبِطَ اِلَی الارْضِ لاِکونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک فَهَبَطَ الامینُ جِبْراَّئیلُ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِی الاعْلی یقْرِئُک السَّلامَ وَیخُصُّک بِالتَّحِیةِ وَالاکرامِ وَیقُولُ لَک وَعِزَّتی وَجَلالی اِنّی ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیةً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضَّیئَةً وَلا فَلَکاً یدُورُ وَلا بَحْراً یجْری وَلا فُلْکاً یسْری اِلاّ لاَجْلِکمْ وَمَحَبَّتِکمْ وَقَدْ اَذِنَ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکمْ فَهَلْ تَاْذَنُ لی یا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَیک السَّلامُ یا اَمینَ وَحْی اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ جِبْراَّئیلُ مَعَنا تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ لاَبی اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحی اِلَیکمْ یقُولُ اِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهیراً

 

فَقالَ عَلِی لآَبی یا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنی ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْکساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ اللَّهِ فَقالَ النَّبِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیاً وَاصْطَفانی بِالرِّسالَةِ نَجِیاً ما ذُکرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الآَرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شَیعَتِنا وَمُحِبّینا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَیهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِکةُ وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلی اَنْ یتَفَرَّقُوا

*یعنی الان محلِ نزولِ رحمتِ خداست .. ملائکه دارن استغفار میکنن ، از همۀ اینا بالاتر خوده صاحب روضه حضرتِ صدیقۀ طاهره داره برامون استغفار میکنه .. اسماء میگه غسل کرد ، سورۀ یس زو خواند ، به من فرمود تو بستر دراز میکشم ، ساعتی بعد صدام بزن ، اگه جواب ندادم برو مسجد علی رو خبر کن .. قبل از اینکه تو بستر دراز بکشه دیدم آخرین مناجاتشُ اینجوری شروع کرد : اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْاَلُکَ بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفی وَ شَوْقِهِ اِلَیَّ، وَ بِبَعْلی عَلِیِّ الْمُرْتَضی وَ حُزْنِهِ عَلَیَّ، وَ بِالْحَسَنِ الْمُجْتَبی وَ بُکائِهِ عَلَیَّ، وَ بِالْحُسَیْنِ الشَّهیدِ وَ کَآبَتِهِ عَلَیَّ، وَ بِبَناتِیَ الْفاطِمِیَّاتِ وَ تَحَسُّرِهِنَّ عَلَیَّ، اَنَّکَ تَرْحَمُ وَ تَغْفِرُ لِلْعُصاةِ مِنْ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ وَ تُدْخِلُهُمْ الْجَنَّةَ بی بی برا همه دعا کرده .. حقِ دعاش اینه خوب اقامۀ عزا کنی ..*

 

 فَقالَ عَلِی اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ فازَ شیعَتُنا وَرَبِّ الْکعْبَةِ فَقالَ النَّبِی ثانِیاً یا عَلِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیاً وَاصْطَفانی بِالرِّسالَةِ نَجِیاً ما ذُکرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَمُحِبّینا وَفیهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَکشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَةٍ اِلاّ وَقَضَی اللّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِیٌ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَکذلِک شیعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَرَبِّ الْکعْبَة .

 

*وقت گذشته دو سه جمله روضه و التماسِ دعا ، ساعتی گذشت ، اسماء هرچه صدا زد دید فاطمه جواب نمیده .. گریبان پاره کرد ، حَسَنین سلام الله آمدند .. تا حالا سابقه نداشته مادرِ ما این ساعت ، غروب استراحت کنه ..اسماء هرکاری کرد مخفی کنه نتونست .. آخرالامر گفت بچه ها برید باباتون علی رو خبر کنید .. یا صاحب الزمان .. علی میدونه داغِ زهرا چقدر سنگینه .. تو مسجد نشسته بود ، این خونه ای که درش به مسجد باز میشد یه وقت دید دوتا آقازاده هاش سراسیمه دارن میان .. هنوز حرفشون تموم نشده علی بلند شد .. ابن عباس میگه بلند نشده با صورت زمین خورد .. از مسجد تا خونه چند قدم بیشتر راه نبود ، بعضی ها گفتن سه مرتبه خورد زمینُ بلند شد .. هی میگفت : بِمَنِ الْعَزَاءُ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ .. (جانم ... آماده ای به وصیتِ فاطمه عمل کنی یا نه ؟..) کربلا هم دخترِ همین علی از خیمه پا برهنه ، سراسیمه دوید .. این لباسِ عربی مانع میشد .. هی زمین میخوردُ بلند میشد .. هی میگفت وا محمدا .. وا حسینا ..*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:37 ب.ظ | نظرات()


اهل بیتُ واردِ مجلس کردن .. حیا میکنم بگم چه مجلسی .. فقط همینُ بگم همه دور تا دور نامحرما نشستن .. (اگه اهل ناله ای بسم الله) یزید بالایِ مجلس نشسته از بالا ، همۀ مجلسُ داره نگاه میکنه ، به خطیب اشاره کرد برو بالایِ منبر ، مدحِ ما و مدحِ آل ابی سفیان رو به زبان جاری کن ، هرچی ام دلت خواست به علی و آل علی بد بگی ، بگو راحت باش.

خطیب رفت بالا ، حالا تصور کن رو منبر شروع کرد مدح گفتن (لعن الله آل ابی سفیان و آل زیاد ..) پسرِ پیغمبر با دستِ بسته گوشۀ مجلس .. اجازه بدید من فراز هایی از خطبۀ امام سجادُ بگم ان شالله حقشُ ادا میکنی ..

با یه خطبه ورقِ شهرُ عوض کرد ، کاخُ رو سر یزید و یزیدیان خراب کرد .. خطیب رفت بالایِ منبر ، شروع کرد مدحِ آل ابی سفیان رو گفتن روایت میگه اینجا امام سجاد سکوت کرد .. اما یه مرتبه لحنِ خطیب عوض شد شروع کرد به امیرالمومنین ناسزا گفتن .. میگن یه مرتبه این رگِ غیرت زین العابدین به جوش آمد .. *فَصاحَ بِه علی بن الحسین علیهما السلام : " وَیلك أیُها الخاطب!* وای بر تو .. تا صدا ازین حنجره درآمد ، میگن دست و پایِ خطیب شروع کرد لرزیدن .. اومد از منبر پایین . بهش گفتن چرا عرشۀ منبرُ ترک کردی؟ گفت مگه نشنیدی این صدا صدایِ علیِ ...

نگاه نکنید تو غل و زنجیرِ .. صداش بدنمُ به لرزه انداخت .. دست و پامو گم کردم ..

 *ویلك أیها الخاطب! اشتریت رضا المخلوق بسخط الخالق؟* برا رضایتِ مخلوق داری خدا و رضایتش رو میفروشی .. چی میخوای گیرت بیاد یزید اجازه بده برم بالایِ منبر ، صدا زد : *ائذن لی حتى أصعد هذه الأعواد* .. ای جانم فدات .. منبری که بالاش سَب امیرالمومنین بشه ، منبر نیست ، زین العابدین گفت اینا چند تکه چوبِ .. بزار من برم بالایِ منبر .. یزید ممانعت کرد . اطرافیا اصرار کردن گفتن بابا این مریضِ دست و پاشُ ببین ، رنگ به رخسار نداره .. بزار بره بالا .. مجلس حساس شده ، نزاری بالا منبر بره جَو درست میشه .. جملۀ یزیدُ ببین ...

 *إنه مِن أهلُ بَیت قَد زَقوا العِلم زقا ..* اینا علم براشون مثه کبوتری که غذا رو تو گلوش نگه میداره به جوجه هاش میده ، خدا علمُ تو وجودِ اینا اینجور ذخیره کرده .. من اینارو میشناسم .. *إن صعد المنبر* اگه رفت بالایِ منبر *لم ینزل إلا بفضیحتی، وفضیحة آل أبی سفیان ..* تا منو رسوا نکنه پاشو پایین نمیزاره .. اصرار کردن یزیدِ ملعون قبول کرد .

ای جانم فدایِ قد و بالات .. نوۀ علی رفت بالایِ منبر .. *فصعد المنبر* (حالا که نوۀ علی ، حالا که پسرِ حسین رفت بالا منبر حرمت پیدا کرد ..) حمدِ خدا رو گفت ، ثنای خدا رو با اون بیانِ بلیغش گفت *أیّها الناس، أُعطِینا سِتًّا، وفُضِّلنَا بِسَبع* خدا به ما شش ویژگی داده ، ما رو با هفت ویژگی فضیلت بخشیده ( همۀ مجلس تو سکوتِ ) این جوانِ 22 سالۀ تو غل و زنجیر چی داره میگه ..

 *أعطِینَا العِلم، والحِلم، والسَمَاحَة، والفَصَاحَة، والشَجَاعة، والمَحَبَّة فی قلوب المؤمنین ..* حالا می خواید بدونید این هفت ویژگی که ما رو برتر کرده چیه ، فضیلتِ ما چیه ، این هفت نفر از ما هستن ..

 *منّا النبی المختار ..* سادات منو ببخشن .. به من میگید خارجی ؟.. تا فرمود *منّا النبی المختار ..* یه وِلوله ای تو مجلس به وجو د اومد .. *ومنّا الصدّیق ..* ( اشارۀ به حمزۀ سیدالشهدا کرد ) *ومنّا الطیّار ..* جعفرِ طیار .. (اینا همش کد بود همه می فهمیدن ، میشناختن .. *وَمِنّا أَسَدُ الله وأسَدُ رَسوله ، ومنّا سیّدة نساء العالمین فاطمة البتول، ومنّا سبطا هذه الأُمّة ..* حالا میخواد خودشُ معرفی کنه : *فمن عرفنی فقد عرفنی ، ومن لم یعرفنی أنبأته بحسبی ونسبی ..* وقت کمه من فقط گزیده ای از خطبه رو بگم و دعات کنم .. شروع کرد معرفی کردن همه دارن گوش میدن ..

*أیّها الناس، أنا ابن مكّة ومنى، أنا ابن زمزم والصفا، أنا ابن من حمل الزكاة بأطراف الرداء، أنا ابن خیر من ائتزر وارتدى، أنا ابن خیر من انتعل واحتفى، أنا ابن خیر من طاف وسعى، أنا ابن خیر من حج ولبّى ..* من کی ام ؟ من پسرِ مکه و منایم .. من پسر زمزم و صفایم .. من پسرِ اون آقایی ام که الحجر الأسودُ تو عباش گذاشت سرِ جایِ خودش قرار داد .. من پسرِ بهترین طواف کننده گانم .. من پسرِ بهترین سعی روندگانم .. *أنا ابن من حمل على البراق فی الهواء، أنا ابن من أسری به من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى، فسبحان من أسرى، أنا ابن من بلغ به جبرائیل إلى سدرة المنتهى، أنا ابن من دنا فتدلى، فكان قاب قوسین أو أدنى، أنا ابن من صلّى بملائكة السماء، أنا ابن من أوحى إلیه الجلیل ما أوحى ..* یه مرتبه دیدن صدا زد : *أنا ابن محمّد المصطفى ..* اول جدِ اولشُ معرفی کرد .. تا گفت من پسرِ محمد مصطفی م .. همه شروع کردن بلند بلند فریاد زدن این پسرِ پیغمبرِ ؟... ازین فرصت استفاده کرد ، حالا میخواد جدّ دومشُ معرفی کنه .. ای جانم ..

*أنا ابن من ضرب خراطیم الخلق، حتّى قالوا لا اله إلا الله، أنا ابن من بایع البیعتین، وصلّى القبلتین، وقاتل ببدر وحنین، ولم یكفر بالله طرفة عین أنا ابن مَن ضرب بین یدَی رسول اللهِ بسیفَین* من پسرِ اون کسی ام که بینِ دستانِ پیغمبر شمشیر میزد .. (دستایِ مارو بستید ؟) حلم دار به کسی میگن که قدرت داره و مجبورِ صبر کنه .. الله اکبر به این آقایی که داره زبان به خطبه باز میکنه .. *وطعن برمحَین، وهاجَرَ الهجرتین، وبایع البیعتین، وقاتَلَ ببدرٍ وحُنَین، ولم یكفر بالله طَرْفةَ عین، أنا ابنُ صالحِ المؤمنین، و وارثِ النبیّین، وقامعِ الملحدین، ویعسوب المسلمین، ونور المجاهدین، وزینِ العابدین، وتاجِ البكّائین، أنا ابن المحامی عن حرم المسلمین ..* بابایِ من حرمِ مسلمینُ حمایت کرد .. حالا شما اهل بیتشُ واردِ مجلسِ نامحرما کردید ..

هنوز دست بردار نیست .. مجلس شروع کرد به ضجه زدن .. بعضی نقل ها داره همه تو صورت ها میزدن گریبان پاره میکردن .. *ویذروهم فیها ذَرْوَ الریح الهشیم، لیثُ الحجاز، مكّیّ مدنیّ، خَیفیٌّ عَقَبیّ، بَدریٌّ أُحُدیّ، شَجَریٌّ مُهاجریّ، مِن العرب سیّدُها، ومِن الوغى لیثُها، وارثُ المشعرَین، وأبو السبطَین، الحسن والحسین، ذاك جَدّی علیُّ بن أبی طالب ...*

تا دید مجلس دگرگون شد .. تا دید همه دارن ضجه میزنن .. اینجا یه اسمی رو برده .. باید حقشُ ادا کنی .. یه مرتبه گفت : *أنا ابن فاطمةَ الزهراء ..* تا به اینجا رسید ضجه ها بلند تر شد  .. دید اسم فاطمه همه رو بهم ریخت .. هی تکرار میکرد .. من پسرِ فاطمه ام ..

همه چیز بهم ریخت .. یزید دید الانه که سقف رو سرش خراب بشه .. الانه رسوا شه .. گفت موذن رو بگید اذان بگه .. یه جوری صدایِ اینو قطع کنید .. موذن بلند شد ..

الله اکبر ... الله اکبر ...

امام سجاد از دونه دونه فرازهای اذان میخواد بهره ببره .. گفت أَشْهَدُ أَنّ لَّا إِلَٰهَ إِلَّإ الله .. حضرت گفت پوست و خون و گوشتِ من شهادت میده به یگانگی خدا ..

تا گفت أَشْهَدُ أَنّ محمداً رسول الله ..

الله اکبر آماده ای یا نه ، سادات ، علما .. یه مرتبه دیدن زین العابدین بلند شد .. عمامه ش رو از سرش برداشت .. اشاره کرد آی موذن ساکت شو .. رو کرد به یزید ، یزید ازت یه سوال دارم ، این محمدی که تو اذان اسمشُ بردن ، سوالِ من اینه ، آیا این ‌محمد جدّ توِ یا جدِّ من ؟!!

اگه جد توِ که همه میدونن دروغ میگی ، اما اگه جدِ منه ، این‌سری که تو تشتِ .. این حسینِ ... منم عزیزِ پیغمبرم ..

بعضی از نقل ها نوشتن کار به اینجا که رسید یزیدِ ملعون بلند شد مجلسُ ترک کرد .. دیگه نتونست جوابِ امام سجادُ بده .. رفت از مجلس ، اطرافیاش هم رفتن انگار مجلس از اغیار خالی شد ..

همۀ توجهات دیگه به امام سجاد جلب شد .. انگار تازه میخواست برا دلش روضه بخوانه .. انگار اسمِ فاطمه رو آورد بغض همه زن و بچه ترکید .. نمیدونم ..

تا یزید رفت شروع کرد اینجوری گفتن :

*أنا ابن طریح کربلاء ... أنا ابن العطشان حتى قضى .. أنا ابن العطشان حتى قضى ، أنا ابن طریح کربلاء ، أنا ابن مسلوب العمامه والرداء .. انا ابن المقتول ظلما أنا ابن المحزوز الرأس من القفا ...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:51 ق.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْءٍ، وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِی قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَیْءٍ، وَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَیْءٍ،

 

*گفتم که فراق را نبینم دیدم

آمد به سرم از آنچه میترسیدم

 

اصلاً باور نمیکردم به این زودی به شبِ جمعۀ آخرِ ماه رمضان برسم.. *

 

وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَیْءٍ، وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِی غَلَبْتَ بِهَا كُلَّ شَیْءٍ، وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِی لاَ یَقُومُ لَهَا شَیْءٌ، وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِی مَلَأَتْ كُلَّ شَیْءٍ، وَ بِسُلْطَانِكَ الَّذِی عَلاَ كُلَّ شَیْءٍ، وَ بِوَجْهِكَ الْبَاقِی بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَیْءٍ، وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِی مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَیْءٍ، وَ بِعِلْمِكَ الَّذِی أَحَاطَ بِكُلِّ شَیْءٍ، وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِی أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَیْءٍ، یَا نُورُ یَا قُدُّوسُ، یَا أَوَّلَ الْأَوَّلِینَ، وَ یَا آخِرَ الْآخِرِینَ، *حالا از اینجا بگو خدایا بعدِ بیست و چند شب دارم از زبانِ امیرالمومنین باهات حرف میزنم ..*

 

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِكُ الْعِصَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ،*بیامرز اون گناهان رو که نعمت هات رو تغییر میده برام .. هرچی بهم دادی شکر به جا نیوردم .. نعمت از دستم رفت ..* اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاَءَ، *خدایا بیامرز اون گناهانی رو که برام بلا نازل میکنه .. بالاترینش اینه ماه رمضان تموم بشه من دیگه درِ خونه ت نتونم بیام ... نه شبِ جمعه ای .. نه صبحِ جمعه ای .. نه غروبِ جمعه ای .. خدایا نزار من از این شبا جدا بشم ..*

 

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِی كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ، وَ كُلَّ خَطِیئَةٍ أَخْطَأْتُهَا، *بیامرز همۀ گناهان و خطاهامو .. خدایا بالاترش اینه میدونم این شبِ جمعه منو میبخشی ، چون روایت داره هر شبِ ماه رمضان از شبِ اول هزار هزار بنده از آتش آزاد میکنی .. شبِ جمعه به اندازۀ شبهایِ قدر ... حالا این شبه جمعۀ آخرِ ماهِ رمضانِ ... اما خدایا میخوام عرض کنم بعدِ ماهِ رمضان منو ولم نکن .. اون دشمنی که قسم خورده ، پشتِ درِ مهمان خانه ات نشسته .. * اَللّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْكَ بِذِكْرِكَ، وَ أَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَى نَفْسِكَ، وَ أَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِیَنِی مِنْ قُرْبِكَ، وَ أَنْ تُوزِعَنِی شُكْرَكَ، وَ أَنْ تُلْهِمَنِی ذِكْرَكَ، اَللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ، أَنْ تُسَامِحَنِی *با من راه بیا .. بارم درِ خونه ت افتاده ..* وَ تَرْحَمَنِی، وَ تَجْعَلَنِی بِقِسْمِكَ رَاضِیاً قَانِعاً، وَ فِی جَمِیعِ الْأَحْوَالِ مُتَوَاضِعاً ...

 

اولِ کمیل دستاتُ بیار بالا ناله بزن الهی العفو ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:12 ق.ظ | نظرات()

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

سُبْحَانَكَ یَااللَّهُ تَعَالَیْتَ یَارَحْمَانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَارَحِیمُ تَعَالَیْتَ یَاكَرِیمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامَلِكُ تَعَالَیْتَ یَامَالِكُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاقُدُّوسُ تَعَالَیْتَ یَاسَلامُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُؤْمِنُ تَعَالَیْتَ یَامُهَیْمِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاعَزِیزُ تَعَالَیْتَ یَا جَبَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُتَكَبِّرُ تَعَالَیْتَ یَامُتَجَبِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ

 

سُبْحَانَكَ یَاخَالِقُ تَعَالَیْتَ یَابَارِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا مُصَوِّرُ تَعَالَیْتَ یَامُقَدِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاهَادِی تَعَالَیْتَ یَابَاقِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاوَهَّابُ تَعَالَیْتَ یَاتَوَّابُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَافَتَّاحُ تَعَالَیْتَ یَامُرْتَاحُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاسَیِّدِی تَعَالَیْتَ یَامَوْلایَ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاقَرِیبُ تَعَالَیْتَ یَارَقِیبُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُبْدِئُ تَعَالَیْتَ یَامُعِیدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاحَمِیدُ تَعَالَیْتَ یَامَجِیدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ

 

سُبْحَانَكَ یَاقَدِیمُ تَعَالَیْتَ یَا عَظِیمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاغَفُورُ تَعَالَیْتَ یَاشَكُورُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا شَاهِدُ تَعَالَیْتَ یَا شَهِیدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاحَنَّانُ تَعَالَیْتَ یَامَنَّانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَابَاعِثُ تَعَالَیْتَ یَاوَارِثُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُحْیِی تَعَالَیْتَ یَامُمِیتُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاشَفِیقُ تَعَالَیْتَ یَارَفِیقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاأَنِیسُ تَعَالَیْتَ یَامُونِسُ  أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ *یا انیس النفوس .. یا امام رضا ..

 

دارن از زیارتِ امام رضا برمیگردن ، چندتا رفیقن ، نوشتن یکیشون نابینا بود ، نمیدید ، دید این رفیقا خیلی دارن با هم شوخی میکنن ، بگو بخند دارن. گفت چی شده چقد میگید میخندید ، خبریه ؟ ما بی خبر هستیم ، رفیقا اومدن یه مقدار سر به سرش بزارین گفت مگه نمیدونی چه خبره؟ گفت نه . گفت ما برگۀ آزادی از آتش از امام رضا گرفتیم .. بیچاره چشمش نمیدید به راننده گفت نگه دار من پیاده میشم .. گفتن بابا شوخی کردیم  ؛گفت نه میخواید دلِ منو بدست بیارید .. حالا من چشم نداشتم آقا منو تحویل نگرفته .. میرم کنارِ قبرش ، شکایت می برم .. یا انیس النفوس.. اومد ، رفیقا نمی تونن تنهاش بزارن .. با هم اومدن جایی هم که نمی بینه پشتِ سرش اومدن گفتن ببینیم چه خبر میشه ، همینجور جمعیت رو شکافت اومد تا کنارِ ضریح گفت باشه آقا .. حالا من چون چشم نداشتم تحویلم نگرفتی ... به جان مادرت از اینجا نمیرم .. تا برگۀ آرادی از آتشُ به دستم بدیم رفیقا میگن داشتیم میدیدم از داخلِ ضریح انگار یه برگه ای تو دستش اومد برداشت بوسید اول رو چشماش کشید چشماشم بینا شد .. هی میگفت من دارم میبینم .. آقا زیادی از حد تحویلم گرفت .. با خط زر نوشته « امان من النار ..» اما رضا پایین برگه شُ امضا کرده .. یا اما رضا یعنی میشه برا ما هم .. داره دیر میشه .. شبایِ مهمونی داره تموم میشه .. شاید به شبایِ قدر نرسم ..*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:02 ب.ظ | نظرات()

سُبْحَانَكَ یَا جَلِیلُ تَعَالَیْتَ یَاجَمِیلُ،أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاخَبِیرُ تَعَالَیْتَ یَابَصِیرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاحَفِیُّ تَعَالَیْتَ یَامَلِیُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامَعْبُودُ تَعَالَیْتَ یَامَوْجُودُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاغَفَّارُ تَعَالَیْتَ یَا قَهَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامَذْكُورُ تَعَالَیْتَ یَامَشْكُورُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ

 

سُبْحَانَكَ یَاجَوَادُ تَعَالَیْتَ یَامَعَاذُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاجَمَالُ تَعَالَیْتَ یَاجَلالُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاسَابِقُ تَعَالَیْتَ یَارَازِقُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاصَادِقُ تَعَالَیْتَ یَافَالِقُ،أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاسَمِیعُ تَعَالَیْتَ یَاسَرِیعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَارَفِیعُ تَعَالَیْتَ یَا بَدِیعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَافَعَّالُ تَعَالَیْتَ یَامُتَعَالُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاقَاضِی تَعَالَیْتَ یَارَاضِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاقَاهِرُ تَعَالَیْتَ یَاطَاهِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ

 

سُبْحَانَكَ یَاعَالِمُ تَعَالَیْتَ یَاحَاكِمُ،أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَادَائِمُ تَعَالَیْتَ یَاقَائِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاعَاصِمُ تَعَالَیْتَ یَاقَاسِمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاغَنِیُّ تَعَالَیْتَ یَامُغْنِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاوَفِیُّ تَعَالَیْتَ یَاقَوِیُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاكَافِی تَعَالَیْتَ یَاشَافِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا مُقَدِّمُ تَعَالَیْتَ یَامُؤَخِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاأَوَّلُ تَعَالَیْتَ یَاآخِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ،سُبْحَانَكَ یَا ظَاهِرُ تَعَالَیْتَ یَابَاطِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَارَجَاءُ تَعَالَیْتَ یَامُرْتَجَى أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا ذَاالْمَنِّ تَعَالَیْتَ یَا ذَاالطَّوْلِ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاحَیُّ تَعَالَیْتَ یَاقَیُّومُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ

 

سُبْحَانَكَ یَاوَاحِدُ تَعَالَیْتَ یَاأَحَدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاسَیِّدُ تَعَالَیْتَ یَاصَمَدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاقَدِیرُ تَعَالَیْتَ یَاكَبِیرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاوَالِی تَعَالَیْتَ یَامُتَعَالِی أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاعَلِیُّ تَعَالَیْتَ یَاأَعْلَى أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاوَلِیُّ تَعَالَیْتَ یَامَوْلَى أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاذَارِئُ تَعَالَیْتَ یَابَارِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاخَافِضُ تَعَالَیْتَ یَارَافِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُقْسِطُ تَعَالَیْتَ یَاجَامِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُعِزُّ تَعَالَیْتَ یَامُذِلُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاحَافِظُ تَعَالَیْتَ یَاحَفِیظُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاقَادِرُ تَعَالَیْتَ یَامُقْتَدِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاعَلِیمُ تَعَالَیْتَ یَاحَلِیمُ،أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاحَكَمُ تَعَالَیْتَ یَاحَكِیمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُعْطِی تَعَالَیْتَ یَامَانِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا ضَارُّ تَعَالَیْتَ یَانَافِعُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:01 ب.ظ | نظرات()

سُبْحَانَكَ یَامُجِیبُ تَعَالَیْتَ یَاحَسِیبُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاعَادِلُ تَعَالَیْتَ یَافَاصِلُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَالَطِیفُ تَعَالَیْتَ یَا شَرِیفُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَارَبُّ تَعَالَیْتَ یَاحَقُّ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا مَاجِدُ تَعَالَیْتَ یَاوَاحِدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاعَفُوُّ تَعَالَیْتَ یَامُنْتَقِمُ،أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ

 

سُبْحَانَكَ یَاوَاسِعُ تَعَالَیْتَ یَامُوَسِّعُ *خسته نشی یه وقت .. برا اون لحظه ای که قیامت همه داد میزنن اجرنا .. این صدا بهت بر میگرده ..* أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا رَئوفُ تَعَالَیْتَ یَاعَطُوفُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَافَرْدُ تَعَالَیْتَ یَاوِتْرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُقِیتُ تَعَالَیْتَ یَامُحِیطُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا وَكِیلُ تَعَالَیْتَ یَا عَدْلُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا مُبِینُ تَعَالَیْتَ یَا مَتِینُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا بَرُّ تَعَالَیْتَ یَا وَدُودُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا رَشِیدُ تَعَالَیْتَ یَا مُرْشِدُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا نُورُ تَعَالَیْتَ یَا مُنَوِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا نَصِیرُ،تَعَالَیْتَ یَا نَاصِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ

 

سُبْحَانَكَ یَا صَبُورُ تَعَالَیْتَ یَاصَابِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُحْصِی تَعَالَیْتَ یَامُنْشِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَاسُبْحَانُ تَعَالَیْتَ یَا دَیَّانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَامُغِیثُ تَعَالَیْتَ یَا غِیَاثُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَامُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا فَاطِرُ * چه کسی می خواد ما رو پناهِ از آتش بده ؟ امام باقر (ع) فرمود مادرِ ما فاطمه جلو درِ دوزخ می ایسته .. دارن میارن مهر شده دارن میارن .. قطعاً اهلِ دوزخِ .. فرمانِ الهیِ .. تو غل و زنجیر دارن میارنش ، بی بی می فرماید دست نگه دارید .. کجا دارید میبریدش .. این گریه کنِ حسینِ منه .. اگر کلام امام نبود نمی گفتم ، اما حضرت می فرماید ملائکه میمونن چی کار کنن ؟ بی بی جان پروردگار دستور داده " یه وقت از مصدرِ حق تعالی ندا میاد ، آنچه فاطمه ام میگه انجام بدید ..  اگه فاطمه میگه آزادش کنید ؛ آزادش کنید .. وقتی حکم بر میگرده ؛ دارن میبرنش سمتِ بهشت یه سوال میکنه .. خدا اگه قرار بود آزاد بشه از آتش چرا دستور دادی بیارنش سمتِ دوزخ؟ ندا میاد فاطمه جان برا اینکه امروز می خواستم تو اهلِ محشر اعلام کنم ، هرکی میخواد از آتش نجات پیدا کنه ، باید آزاد شدۀ دستِ فاطمۀ من باشه .. میدونی چرا ؟ آخه زهرا مزۀ آتش رو چشیده .. نمیزاره دوستانش به آتش بسوزن ..

 

یادِ آن روزی که آتش میکشید از در زبانه

بال و پر میزد کبوتر در میانِ آشیانه

 

دیدمش در خون نشسته ، با پر و بالِ شکسته

من خجالت میکشیدم ، در برش با دستِ بسته

 

فاطمه جان .. فاطمه جان .. فاطمه جان ..*

 

سُبْحَانَكَ یَا فَاطِرُ  تَعَالَیْتَ یَا حَاضِرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ یَا مُجِیرُ سُبْحَانَكَ یَا ذَا الْعِزِّ وَ الْجَمَالِ تَبَارَكْتَ یَا ذَا الْجَبَرُوتِ وَ الْجَلالِ سُبْحَانَكَ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ .





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:00 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic