سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب شام غریبان
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


روضه امشب رو بخونم ...

تو بیابونا می گرده بچه ها رو شمارش کرد،کم هستن باید زینب تو بیابون بگرده ..." کنار یک بوته خاری این دوتا بچه دست دور همدیگه کردن" هر چی صدا می زنه جواب ندادن،دید بچه ها از ترس جون دادند ...

بدن هاشونو اورد کنار خیمه های نیم سوخته دخترای دیگه رو جمع کرد

همه زن ها رو یک جا قرار داد ،اما بی بی یک وقت چشم انداخت،فرمود: رباب رو نمی بینم ....؟

شنیدم صدای یک ناله ای می آد از دورتر ..." خودشو رسوند دید رباب صورت رو  خاک گذاشته ...

آآآآی ...

هی می گه حسین .......

صدا زد با جان خودت بازی می کنی عروس خانواده ی ما ...‌

گفت خانومم آب آزاد شده یک جرعه آب خوردم شیر به سینه هام اومده هر چی نگاه می کنم علی ندارم ...

آی حسین ...

حسین ... شب شام غریبانه

حسین ...

دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:09 ق.ظ | نظرات()


"السلام علیک یااباعبدلله"
زیر نور کمی از ماه بدن ها پاره
خیمه ها سوخته ، جمعی زحرم آواره
آن طرف تر تن هجده گل زهرا بی سر
این طرف مقنعه وچادر و چندین معجر
آن طرف نعش امامی ته مقتل عریان
این طرف جسم امامیست به خیمه سوزان
آن طرف ریخته هر سو بدن ثارلله
این طرف خرمن آتش به تن آل الله
آن طرف تر همه کشته شده ها محترم اند
این طرف جمله شهیدان خدا بی کفن اند
آن طرف خیمه ی کفار مرتب شده جمع
این طرف خیمه اطهاربسوزد چون شمع
آن طرف برسر هر نیزه سری بالا رفت
این طرف آه دل ازهرجگری بالا رفت
آن طرف همهمه ی حمله و غارت آید
این طرف زمزمه ی حصر واسارت آید
آن طرف پیروجوان قبله مردم شده ها
این طرف بوته به بوته است پرازگمشده ها
بتاب ای ماه غم امشب
که تا پیدا کند زینب
یتیمش را به تاب و تب
مگر شام غریبان است۲
آن طرف صدرنشین اندامیران سپاه
این طرف خاک نشیننداسیرانِ به راه
آن طرف جایزه دارد سپاهی گمراه
این طرف پیکرعریان اباعبدلله
*ای حسین ...
این زمزمه شام غریبانه...
بااین نفس های خسته،بااین تن های خسته....

حسین ... حسین ...*

دانلود مداحی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:54 ق.ظ | نظرات()

بی برادر روز خود را هم اگر فردا کند

بی برادر با دلش فردا چگونه تا کند

بوی پیراهن که نه

آخه دیگه پیراهنی نیست كه بوی پیراهن رو استشمام كنه

بوی پیراهن که نه، عطر تن ِ خونین ِ کیست

باید این گم گشته را در کربلا پیدا کنم

داره دنبال برادر می گرده،نوشتن هر چند قدم می رفت می نشست رو زمین،خاك ها رو مشت می كرد،می بویید،یه لحظه ای شد دیگه عمه ی سادات خسته شد،پاها دیگه توان نداره،دستاش رو روی سرش گذاشت،گفت:حسین تا اینجارو من اومدم،دیگه نمی دونم كجا دنبالت بگردم،خودت كمكم كن،یه وقت شنید از ته گودال یه صدایی داره میآد، اُخَیَّة إلَیهِ درست اومدی زینبم

سکه ی اشکش بر این خون ِ به ناحق ریخته

 ریختن دارد، که باید خون بها پیدا کند

مثل اشک از چشم صحرا راه می افتد فرات

آبرویی بلکه در چشم خدا پیدا کند

بین ِ پیکر های بی سر رد بوی سیب را

می کند دنبال تا یک آشنا پیدا کند

می دود این سو و آن سو پا به پای نیزه ها

تا که پیکر را جدا، سر را جدا پیدا کند

ما همه پا منبری هستیم،مهدی جان بیا

روضه ی زینب مگر صاحب عزا پیدا کند

اگه قرار باشه آقات برات روضه بخونه،خود امام زمانم امشب حرف عمه جانش رو می زنه،میگه:حسین،یاجَدّا

اگر کشتن چرا آبت ندادن

تو را زآن دُر نایابت ندادن؟

امون از دل زینب،وای از دل زینب

از یه طرف مادرش زهرا می خونه امشب:

اگر کشتن چرا خاکت نکردند

کفن بر جسم صد چاکت نکردند؟

حالا نوبت روضه خونی ِزینب ِ،حسین جان:

چرا انگشت و انگشتر نداری؟

چرا عمامه ای بر سر نداری؟

امون از دل زینب،وای از دل زینب

همه روضه خوندن حالا نوبت حسین ِ،تا زینب گفت:چرا عمامه ای بر سر نداری؟ گفت:خواهرم

نگو عمامه ای بر سر نداری

چرا زینب به سر معجر نداری؟

همه دور گودال دارن میخونن:

امون از دل زینب،وای از دل زینب

شما فكر می كنید این همه درد و این همه مصیبت ،این همه غم وامشب زینب با كی تقسیم میكنه؟برا كی میره میگه؟رو كرد به سمت علقمه:آی غیرت الله

رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی

خوشبحالت عباس

رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی

دیدی اما مانند خواهر ندیدی

آن صورت مهربان را ،محبوب هر دو جهان را

وقتی غریبانه می رفت، بی یار و یاور ندیدی

مانند خواهر ندیدی

آری در آوردن تیر، بی دست از دیده سخت است

اما در آوردن تیر، از نای اصغر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

حیرانی ِ یک پدر را ، با نعش نوزاد ِ بر دست

آن بُهت و ناباوری را ،در چشم مادر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

امشبم نبودی ببینی،همه رو آروم كردم،یه وقت دیدم پشت خیمه ها یه ناله ای میآد،رد ناله رو گرفتم داداش،دیدم رباب روی خاك ها نشسته،هی این خاك هارو روی سر می ریزه،هی به صورت لطمه میزنه،گفتم:عروس مادرم،عزیز دلم،مگه نمی بینی چه طور بچه هارو یه خورده آروم كردم،تو باید كمك من باشی،من ویاری كنی،چرا این طور داری ناله می كنی؟جیگر من خون هست خون ترنكن،صدا زد خانم دست خودم نیست،از عصری كه اینها یه جرعه آب به ما دادند،سینه هام پر شیر شده،تا حالا پسرم بود شیر نداشتم،حالا كه شیر دارم دیگه پسرم نیست،هنوز صدای گریه هاش تو گوشم ِ

آن بُهت و ناباوری را ،در چشم مادر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

شد پیش تو نا امیدی، تیر ِ نشسته به مشکت

مثل من اطراف عشقت، انبوه لشکر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

نبودی ببینی چه طور عشقم رو دوره كردن،یكی با شمشیر می زد،یكی با نیزه می زد،یه عده قُربَهً الی الله سنگ می زدند،عباس اونی كه جیگرم رو خون كرده اینه،پیرمردها می اومدند با عصا می زدند.

بر گودی گرم گودال ،خوب است چشمت نیفتاد

چون چشم ناباور من، دستی به خنجر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

دل خونی اما برادر، دل خون تر از من کسی نیست

آخر تو بر خاک صحرا ، مولای ِ بی سر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

***

خودم دیدم ز بالای بلندی

که محبوب خدا را سر بریدند

امون از دل زینب،وای از دل زینب

***

از كجای ِ روضه آدم توی شام غریبان می تونه بگه؟از گودال بگیم:همه بچه ها رو آورد،یه روایت میگه:بی بی زینب همه رو شُمرد دید رقیه نیست، رد ناله رو گرفت،رفت،گشت،چقدر خانم هی رفت،هی اومد،هی رفت بچه ها رو پیدا كرد.یه جایی اُم الكثوم كمكش می كرد ، بچه هایی رو زیر بُته پیدا كردند دست گردن هم انداخته بودند همون جا جون داده بودند،یه دونه رو زینب رو دست گرفت،یه دونه رو اُم الكثوم. اومد دنبال رقیه داره می گرده،یه وقت دید صداش از گوشه ی گودال میآد. اومد عزیز دلش رو بغل كرد،تو راه كه میآد میگه:عزیزم مگه تو این بدن رو میشناسی؟بغض كرده،نه عمه جان،اما وقتی داشتم دنبال بابا میگشتم،هی صدا زدم:اَ بَتا،بابا.دیدم از گودال صدا میآد:عزیز دلم،عزیز دلم. حالا دیگه همه ی دل نگرانی ِ حسین فقط برای همین سه ساله است.

دامن عربیش آتیش گرفته یكی از نازدانه ها،از خیمه بیرون اومد دوان دوان،دید پشت سرش دشمن داره میآد،سوار بر اسب،تا نزدیكش شد،دستاش رو روی سرش گذاشت به حالت ِ تسلیم،صدا زد ما بابا نداریم. سوار گفت:كاری باهات ندارم،دلم سوخت اومدم آتیش دامنت رو خاموش كنم،از دشمن كه اینها محبت ندیدند،هر كی اومده زده،یا تازیانه زده،یا سیلی زده،یا گوشواره كنده و رفته. دشمن داره میگه،میگه:وقتی آتش رو خاموش كردم دیدم نگاه تو صورتم میكنه انگار یه چیزی می خواد بگه،اما هیچ چیز نگفت،من اصرار كردم،عزت نفس داره این بچه،گفتم:بگو چی می خوای؟گفت:هیچ چیز،گفتم:چیزی می خواستی بگو؟به اصرار من گفت:تو خورجین اسبت آب پیدا میشه،سه روزه اینها به ما آب رو بستن،عموم رفت آب بیآره،من باورم نمیشه میگن:عموم رو كشتن، میگه یه ظرف آب دستش دادم،با اون عطشی كه در این بچه دیدم،اما دیدم آب رو نگه داشته،هی داره گریه میكنه به هق هق افتاده این بچه،گفتم:آب مگه نمی خواستی چرا نمی خوری؟ گفت:آخه هنوز صدا بابام تو گوشم ِ، هی میگفت:آخ جیگرم،ای حسین.....اشك هاتو روی دستت بگیر،دست گدایی تو بالا ببر،خدا به بی كسی بچه های حسین،به تنهایی زینب،به سری كه امشب مهمان تنور خولی بوده،خدا فرج آقامون امام زمان برسان.


                                           دانلود روضه      



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:42 ب.ظ | نظرات()

                  

این سر ِ شب زده ، ای کاش به سامان برسد

قصه ی هجر من و ماه، به پایان برسد

تازه از امشب ناله هات باید شروع بشه،آقا جان دهه ی اول محرم تموم شد،اما قصه ی فراق من و شما،قصه ی دوری ما از شما  تموم نشد،دلم خوش بود شاید یه شب از محرم ببینمت

دست این سائل بیچاره، به دستت نرسید

کاش با لطف تو ای شاه، به دامان برسد

دست من و دامان تو یاصاحب الزمان،آقا چه جوری صدات كنم امشب؟ مولای من:

حال ِ آن تشنه، که با یاد تو سیراب شود

مثل این است، که در دشت به باران برسد

بعضی ها می خوان بگن حسین،صداشون در نمیآد،از بس ناله زدن صداشون گرفته.می خوام بگم:تازه شدی مثل عمه ی سادات زینب

کاش با دیدن تو جان بدهم آقا جان

قبل از آنی که ز هجرت به لبم جان برسد

حرف دلت هست یا نه؟خوشبحال اونایی كه روز عاشورا ی می میرند

گر مقدر شده آید به سراغم عجلم

سببی ساز که در شام غریبان برسد

دلم می خوام منم اینجوری جون بدم،دلم می خواد از صبح بگم:حسین،دم غروب كه میشه دیگه این نفس بالا نیآد،وقتی نفس اربابم دیگه بالا نیومد،منم دیگه نمی خوام نفس بكشم.

ای تشنه لب حسین

عشق زینب حسین

نه،نه،دیگه شام غریبان اینجوری باید بگی:

ای بی كفن حسین

عریان بدن حسین

ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

این خار و خاشاك بلا منزل و مأوی تو نیست

حسین....

***

کوتاه کن کلام... بماند بقیه اش

حسین و كشتند،تموم شد

مُرده است احترام...بماند بقیه اش

كی كربلا رفته عاشورا؟مثل امروز از جلوی بین الحرمین دیگه نمیذارند كسی با كفش بره.چرا؟ میگن:حریم حسین احترام داره،كسی با كفش تو حرم نره،اما نانجیب با چكمه هاش وارد گودال شد.

کوتاه کن کلام... بماند بقیه اش

مُرده است احترام... بماند بقیه اش

از تیر های حرمله یک تیر مانده بود

آن هم نشد حرام... بماند بقیه اش

حسین...صدای سالم امشب نبری خونه ات،امشب یه جوری برو خونه،هر كی تو رو توی راه دید،نتونی باهاش حرف بزنی،با اشاره حرف بزن،بهت میگن:چرا حرف نمی تونی بزنی؟بگو:من برا زینب داد زدم.

هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت

آمد به انتقام... بماند بقیه اش

حسین....

شمشیر ها تمام شد و نیزه ها تمام

شد سنگ ها تمام... بماند بقیه اش

مقتل میگه: همه با شمشیر می رفتند،بی شمشیر می اومدند،با نیزه می رفتند بی نیزه می اومدند،دامن هاشون رو پر سنگ می كردند،حسین....كامل الزیارت میگه:امام صادق داشت رد می شد،دید یه عده دارند روضه می خونند،داد می زنند،میگن:امام صادق سجده كرد،گفت:خدایا به اینهایی كه دارند داد می زنند رحم كن،اینها دارند برا جد من داد می زنند. حالا بگو:حسین.....

گویا هنوز باور زینب نمی شود

بر سینه ی امام... بماند بقیه اش

پیراهنی که فاطمه با  گریه دوخته

در بین ازدحام... بماند بقیه اش

راحت شد از حسین همین که خیالشان

شد نوبت خیام... بماند بقیه اش

یه دفعه دید خیمه ها داره میسوزه

از قتلگاه آمده شمر و زدامش

 خون الدوام... بماند بقیه اش

سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش

از پیکر امام ... بماند بقیه اش

وقتی زینب رسید دید چیزی باقی نمونده،دید جای سالم نمونده،امروز زینب گلوی حسین رو بوسید،یه كاری كرد غیر از عرف همیشگی،همه موقع وداع صورت رو می بوسند،همه موقع بدرقه پیشانی رو می بوسند،اما زینب جایی رو بوسید همه براشون سئوال شد،كی خیلی سئوال شد توی ذهنش؟اونایی كه دختر دارن می دونند،دختر كنجكاو ِ،همش سئوال میكنه،داشت از دور می دید،عمه داره زیر گلوی بابا رو می بوسه،هی امروز می خواست سئوال كنه،دید نمیشه،هی فردا رفت سئوال كنه،دید نمیشه،می دونی كی جوابش رو گرفت؟تو خرابه ی شام،وقتی دید رگ های بابا پاره پاره است.

بر خاک خفته ای و مرا میبرد عدو

من میروم به شام ...بماند بقیه اش

دلواپسم برای سرت روی نیزه ها

از سنگ پشت بام ...بماند بقیه اش

دلواپسی برای من و بهر دخترت

در مجلس حرام ...بماند بقیه اش

ای حسین................

                                    دانلود روضه                      



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:13 ب.ظ | نظرات()


                      

از تو صحرا با صدای زنگ اُشترا به پا خواست

همگی بیایید سوار شید كاروون راهی صحراست

میون لشكر اعدا دیگه زینب تك و تنها

سوار ناقه ها كرده همه بچه های زهرا

ببینید از روی ناقه همه ی چشم ها به زینب

حالا همه سوارند از اون بالا دارند نگاه میكنند،این عمه یه روزی سوار ناقه شده،نمیدونی چه جوری سوار شد،چه شوكتی،بنی هاشم ،جوانها بازو به بازوی هم دادن،نیمه ی شب یه دیوار درست كردند،یه وقت سایه ی عمه مون رو كسی نبینه،عباس اومد زانو گرفت،علی اكبر اومد محمل گرفت،خود حسین علیه السلام زیر بغلای بی بی رو گرفت،حالا اهلبیت دارند از بالای ناقه ها نگاه میكنند،عمه تنها مونده پایین،چه جوری میخواد سوارشه؟

ببینید از روی ناقه همه ی چشم ها به زینب

چه جوری میخواد سوار شه رحم كن خدا به زینب

روی گونه اشك نم نم رو به گودال میگه با غم

پاشو از جا غیرت الله خواهرات بین نامحرم

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

دارم میرم داداش

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

دل اهلبیت شور میزنه،بالاخره زینب چه میكنه؟لشكر ایستادند،یه وقت دیدند عوض اینكه زینب به سمت ناقه ها بیاد، دوید سمت گودال،داداش چه خاكی به سرم بریزم،خودش رو اندخت رو بدن برادر،وای،لباهارو گذاشت بر اون رگ های بریده، حسین......

                              دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 01:36 ب.ظ | نظرات()


                  حاج حسن خلج محرم 1388

رفتم از كوی تو و پیش تو جامانده دلم

پیش تو مانده و از سینه جدا مانده دلم

گفتم اسباب سفر جمع كنم با دقت

زینب جان مگه چیزی مونده بود جمع كنی؟هر كی یه چیزی زده زیر بغلش داره از یك جایی فرار میكنه،تو كوفه وقتی زن خولی نصف شب از خواب بلند شد دید خونه اش نورانیه،اومد توی مَدبَخ سر ابی عبدالله رو پیدا كرد دیوونه شد سر ابی عبدالله و بغل كرد ،دوید تو خیابون و كوچه،هی داد میزد میگفت:مردم شوهرم برام سر بریده آورده،یه مرتبه دید از هرخونه ای یه نفر بیرون اومد یكی یه پیراهن خون آلود دستش گرفته،یكی یه جفت گوشواره دستش گرفته،زنهای كوفه داد میزنند،چرا این سوغاتی ها اینقدر خون آلوده؟از همه جانسوزتر یه وقت دیدن یه خانمی دوید،یه گهواره چوبی زیر بغلشه

گفتم اسباب سفر جمع كنم با دقت

راه افتادم و ای وای كه جا مانده دلم

میخوام آتیشت بزن،حاضری یانه؟

خداحافظ ای برادر زینب

به خون غلطان در برابر زینب

خداحافظ ای برادر زینب

همه رفتند و شدم تك و تنها

خدا را چه سازم در این دل صحرا

خداحافظ ای برادر زینب

ببین دشمن

غیرت الله بلند شو،بلند شو

ببین دشمن حرمت تو شكسته

خیمه هات رو بردن حسین..،خوابیدی؟

ببین دشمن حرمت تو شكسته

ببین دست خواهر تو ببسته

چون چاره نیست میروم و میگذارمت

ای پاره پاره تن به خدا میسپارمت

خداحافظ ای برادر زینب

                              دانلود روضه



برچسب ها : متن ،شعر ،مداحی ،مذهبی ،شام ،غریبان ،وداع ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:35 ق.ظ | نظرات()


عمه جان دیشب به لب آوای دیگر داشتیم

سایه مهر پدر پیوسته بر سر داشتیم

تا که بابا بود از دشمن به دل بیمی نبود

گرچه از سوز عطش ما دیده تر داشتیم

خیمه ها راهی برای یورش دشمن نداشت

تا عموئی همچو عباس دلاور داشتیم

گیسوی ما را خبر از این پریشانی نبود

تا که دل ما را در کمند زلف اکبر داشتیم

تا که قاسم بود ما را خاطری آسوده بود

هم عنانی همچو عبدالله و جعفر داشتیم

در کنار گاهواره ذبا وجود تشنگی

ذکر با قنداقه شش ماهه اصغر داشتیم

تا که بابا بود ما را صورت نیلی نبود

گرچه داغ سیلی و رخسر مادر داشتیم

قصه میخ در و گنجینه اسرار را

نقش لوح سینه گدلهای پرپر داشتیم

تازیانه خوردن ما را کسی باور نداشت

گرچه بر بازوی مادر نقش یاور داشتیم

    ژولیده



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:41 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic