امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







بوی سیبی پیچیده

میان صحرا...

یابُنَیَّ میخواند

برایت زهرا...


 *شهیدپرویزاسکندری...مادرش میگه هروقت ازمنطقه میومد ، دور و بَرِ من می چرخید؛هی التماسم می کرد،میگفت: مادر دعاکن من مثه امام حسین شهیدبشم.گفت همیشه میگفت....آخرین باری که رفت برای کربلای5 دیگه برنگشت. آخرین بار زنگ زدن گفتن: پسرتونو آوردن معراج؛ بیاید شهید دارید.

میگه:رفتیم بافامیل ، همسایه ها...میگه:تاواردمعراج شدم، محارمم اومدن دورموگرفتن ، مردای محرم دورموگرفتن...*

الهی بمیرم برات زینب که مرد محرمی جز زین العابدین نمونده بود اونم نیازبه پرستاری توداشت...بی بی جانم...بی بی جانم...

میگه :محارمم اومدن دورموگرفتن؛ دیدم رو یه سکو یه تابوت گذاشتن؛ روش گل ریختن...

میگه:یه وقت پدرشهید رو "همسرم رو" دیدم. زیربغلاشوگرفتن دارن میبرن.گفتم:بریدکنار؛میخوام برم پسرم روببینم گفتن:اگه میشه نرو...میشه نری؟

گفتم:بریدکنار قیامت ازتون نمیگذرم؛ میخوام پسرموببینم...هی گریه کردن دور و بر من؛ گفتن:تورو خدا نرو...

میگه:همه روکنار زدم رفتم بالای سکو؛ دیدم روی تابوت بازه؛ یه وقت دیدم خدایا بدنش هست، سرش نیست...

یادم افتادبه من می گفت :مادر! برام دعاکن من مثه امام حسین شهیدبشم ...

میگه : پاهام سست شد؛همونجانشستم.یه لحظه یاد حضرت زینب افتادم ، یه لحظه میگه :باخودم گفتم:زینب سلام الله علیها،عصرعاشورا اومد کنار این بدن، چطور به این تنِ بی سر بوسه زد ؟!

گفتم: من میبوسم بدنشو...میگه: سر رو بردم داخل تابوت ...انگار مُردم ...انگار ازدنیارفتم ...بوسه زدم به این گردنی که سر روی او نبود...من بمیرم برای زینب ... *

 

بوی سیبی پیچیده

میان صحرا

یابُنَیَّ می خواند

 برایت زهرا

آه شکسته سینه چرا شدی مسلوب الردا

میان مقتل رها...

ماروضه ی حسین شنیدیم وزنده ایم

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

آه آه شکسته سینه چرا شدی

 مسلوب الردا میان مقتل رها...

تن تو را نیزه پوشیده به جای کهنه پیراهن


*"حتی صارَت کالقنفذ.."انقدر به آقای ما تیرزدن ،نیزه زدن ،شمشیر زدن ،بدنش مثل خارپشت شد..*


تن تو را نیزه پوشیده به جای کهنه پیراهن

 رگ بریدت مانده برای من ...

نیزه زارآمدم یا توپراز نیزه شدی ...

ای پناه زینب ،حسین...

پناه زینب...پناه زینب...

پناه عالمیان، زینبت پناه ندارد،

به جزتوای شه خوبان پناهگاه ندارد،

یازینب...یازینب...

 داغم آمد روی داغ

کجایی عباس...

خورده ام بی توشلاق...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:44 ق.ظ | نظرات()


آه آه بیاید مرکب سوار ...

کندمعجر راشکار ...

علیکن بالفرار...

چه آمده سر زینب رسیده جان من برلب

ببین نشسته میخوانم نمازشب...

ای پناه زینب حسین...

مشکل افتاده کارم

کجایی عباس؟!

مشکل افتاده کارم عباس...

 دست تنهام...

 

این بچه ها رو باید از داخل بیابون جمع کنم، بعضی دختربچه ها دامنشون آتیش گرفته...چند تا از بچه هامردن... با این بدن ها چه کنم ؟! با زین العابدین چه کنم ؟!عباس همه اینهابه کنار ...همه منو نگاه می کنن...*


مشکل افتاده کارم

 کجایی عباس

همسفربا اغیارم

کجایی عباس

آه... آه... کجا هستی ای دلیر ...

رکاب من رابگیر ، شده ناموست اسیر


*عصر روز یازدهم ،کاروان میخواست حرکت کنه ... امیرقافله زینبه...گفتن :کاروانتو آماده کن ...ناقه های عریان آوردن...زینب تنها...به هربدبختی بود ، تنها دونه دونه این بچه هاروسوار کرد...بعضیاشون از شتر می افتادن...بعضیاشون بدن های برهنه رو ازبالای بلندی می دیدن ،خودشونو پرت می کردن پایین...کار زینب زیادمی شد...دوباره همه رو سوار کرد...سواربرناقه های عریان کرد...زین العابدین رو سوار کرد...حالاخودش می خواد سوار شه، یاد روز دوم می افته...هیچکسی نیست زینبو کمک کنه ...رکاب بگیره براش ، یاریش کنه ..."یامجیب المضطر...بحق المضطر...اجب المضطر ونحوالمضطرون ...امن یجیب المضطراذا دعاه ..."

حالا بالاخره کاروان راه افتاد ...کاروان راه افتاد... یه وقت زینب نگاه کرد ، دید زین العابدین الان قالب تهی میکنه ...خیره خیره به این بدن پاک نگاه میکنه ...صدا زد..."یاحجة الباقین و یا ثِمال الماضین! مالی اَراک تَجودُ بِنَفسِک...؟!" ای یادگار گذشته ها ... ای امید آینده ها ...چرا داری باجون خودت بازی می کنی ؟!توحجت خدایی ...یه وقت نگاه کرد به عمه،فرمود:عمه مگراین بدن حجت خدانیست ؟! *


آه کجاهستی ای دلیر

رکاب من رابگیر ، شده ناموست اسیر

سلسله بند جانم شد

*عباس ... عباس ...*

سلسله بند جانم شد

حرمله ساربانم شد ... (حرمله ساربانم شد ...)

طعنه دلیل این قد کمانم شد ...

ای پناه زینب حسین ...

بیرق عشقت بالا ، ابا عبدالله ...

کل یوم عاشورا ، اباعبدالله ...

حسین سلام ای بالا نشین ...

ای بالا نشین ...

(سری به نیزه بلند است دربرابر زینب)

حسین سلام ای بالا نشین ...

سلام ای خونین جبین

بخر ما را اربعین

من الغریب تو اوجِ تمام روضه های تو ...

خدا چه روضه ای خوانده برای تو ...

حسین (ذبیح العطشان حسین....)حسین...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 12:43 ق.ظ | نظرات()

بگو خیمه از آن شعله های سرکش سوخت

بگو که دامن هر کودکی در آتش سوخت

 

*یکی از سپاهیان دشمن نقل میکنه میگه:: دیدم از یک خیمه آتش گرفته،دختر بچه ای دامنش آتش گرفته بود، با پای برهنه روی خارها می دوید اومد، قصدم بود آتش دامنش رو خاموش کنم، دست روی سر گذاشت گفت: ای مرد! من بابا ندارم گفتم: اومدم کمکت کنم آتش دامنتُ خاموش کنم، یه مقدار محبت که از طرف من دید،گفتم: اگه کاری از دستم بر میاد بگو برات انجام بدم گفت: سه روزه آب رو به خیمه ها بستند، اگه تو خورجین اسبت آب هست ،برام کمی آب بیار....می گه: ظرف آب رو آوردم، دیدم هی نگاه به آب میکنه،هی اشک می ریزه.... گفتم مگه آب نمی خواستی؟  گفت:آری ای مرد تشنه هستم،اما هنوز صدای بابام تو گوشمِ صدا می زد: آه جگرم داره می سوزه*

 

چقدر پیکر از زخم لاله گون پیداست

چه خارها که در آن لخته های خون پیداست

 

تمام کرب و بلا بود گرم جوش و خروش

سکینه جسم پدر را گرفته در آغوش

 

سخن برای پدر گفت از هر باب

ولیک فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب

 

*عمه این بدنِ کیه؟گفت: حق داری عزیز دلم، بدن باباتِ، حق داری نشناسی این نانجیبها تا دیدند دختر اومد کنار بدن بابا،همچین که اومد دست بندازه زیر بدنِ بابا،" فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب" یه عده بی حیا ریختن تو گودال،" فجروها عن جسد ابیها" کشان کشان می بردنش*

 

دوباره درحق اهل عزا جفا کردند

سکینه را ز پدر عاقبت جدا کردند

 

به سقف کهنۀ خانه چه اعتمادی هست

به عهد های زمانه چه اعتمادی هست

 

کجا زمانه پی فرصت قبولی بود

سرِ بزرگِ زمان در تنور خولی بود

 

*امروزمادرش فاطمه، در کنار گودال به سینه می کوبید، امشب هم کنار تنور خولی

 زن خولی برای نماز شب بیدار شده بود،زنِ با تقوایی بود میگه:دیدم از تنور نوری به آسمان کشیده شده، تا دَرِ تنور را برداشتم یه سربریده داخل تنور بود از حال رفتم،در حال مکاشفه دیدم هودجی از آسمان به زمین آمدن

چند تا خانوم ازهودج پیاده شدند، خانومها هوای یه خانوم رو داشتند، جوان بود اما زیر بغلش را گرفته بودن، دیدم آمد کنار تنور، این سربریده رابرداشت، خونها را پاک می کنه، مادر! چرا محاسنت سوخته؟مادر!*

 

سری که از شرفش کائنات نور گرفت

چگونه جای به خاکستر تنور گرفت

 

مخواه شرح گل و ظلمِ خار و بُن سخت است

که شرح لحظه ی وَ شمرجالسٌ سخت است

 

زنان زخیمه دویده خدا خدا گفتند

و بی قرار به تل، وا محمدا گفتند

 

چقدر زود زمیدان کارزار آمد

طنین شیهه ی اسبی که بی سوار آمد

 

رخ زمین شده از ظلم بی حساب کریه

یکی به خونِ جگر گفت یا جوادَ ابیه

 

بگو به آن جگر تشنه آب هم دادند

بگو به خواهش دلها جواب هم دادند

 

چگونه شب به فروغ ستاره رحم نکرد

زمان به پیرهن پاره پاره رحم نکرد

 

چه وحشیانه به تاراج رفت جامه ی او

جامه او،نه عای او، زره ی او، کفش او، عمامه ی او

 

چه بانگها که به تشییع آن جنازه زدند

به اسب تازه نفس نعل تازه زدند

 

*امروز عمه ی سادات خیلی مصیبت دید،زینب همۀ روضه هارو امروز دیده .. از یه طرف می دید، داداشش، اکبر و قاسم  و بچه های خودش رو میاره، ازیه طرف دید داداشش یه قنداقه زیر عبا گرفته، ازیه طرف دید دست به کمر گرفته داره میاد، شریکة الحسینِ ،توی تمام روضه ها شریک بوده زینب...

اما من بمیرم برایِ روضه هایی که تک و تنها بود، کنار گودال ،کنار خیمه های سوخته، امشب بچه ها رو سرشماری کرد، دید دوتا کمه، صدا زد: اُم کلثوم! خواهرم! اینها امانتی های داداشم  هستند، پاشو بریم بگردیم تو این دشت،یه لیف خرما روشن کردن تو دشت، دنبالشون گشتند: دیدند کنار یه بوته خار،این بچه ها دست تو گردن هم انداختن، اسبها از رو بدنشون رد شدند، یه بچه رو زینب گرفت، یه بچه رو  اُم کلثوم گرفت...

بی بی زینب خسته یه گوشه ای نشسته بود،یه وقت دید یکی از نازدانه ها دوان دوان آمد، نشست روی زانوی عمه، داره از گوشش خون میاد، چی شده عمه؟ گفت: عمه می خواست گوشواره ام رو در بیاره،گفتم خودم در میارم،اما چنان گوشواره از گوشم کشید، پاره شد

همه رو آروم کرد،یه وقت دید پشت خیمه ها یه ناله ای میاد،جلو اومد دید ربابِ،زانوی غم بغل گرفته، جانسوز گریه می کنه، گفت: عزیز دلم! عروسِ مادرم! تو باید کمک حال زینب باشی، بچه ها رو به سختی آروم کرد... صدا زد:بی بی جان! دست خودم نیست، تا امروز بچه ام دست خودم بود، شیر نداشتم بهش بدم، حالا که آب آزاد شده یه جرعه آب خوردم،شیر به سینه هام اومده، امّا بچّه ام نیست، اومدم پشتِ خیمه ها دارم می گردم،آخه خودم دیدم باباش همین جا دفنش کرد،هر چی می گردم نمی بینمش*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:21 ب.ظ | نظرات()



خدایا!

 پریشونه زینب، دلش خونِ زینب،خدایا!

چه شامیِ شام غریبونه زینب،خدایا!

توی خیمه ی نیم سوخته  مهمونه زینب ،خدایا!

 

با آتیش همه کربلا را سوزوندند

با آتیش همه خیمه ها رو سوزوندند

با آتیش چقدر دست و پا رو سوزوندند

  خدایا! خدایا!

 

خدایا!

چه بغضی آخه تو گلوی ربابه،خدایا!

توی قتلگاه آرزوی ربابه،،خدایا!

سری روی نی روبروی ربابه ،خدایا!

 

سری که با لالایی تیرا خفته

سری که یه دفعه یه مادر نگفته

سری که داره از رو نیزه می افته

 

خدایا!

تو قتل و غارت یه گوشواره رفته،خدایا!

به همراه شیرخواره گهواره رفته،خدایا!

یکی سمت پیراهنِ پاره رفته،خدایا!

خدایا! خدایا!

 

خدایا!

 یکی برده امشب سری رو،خدایا!

خدایا یکی برده انگشتری رو،خدایا!

خدایا  نگم قصه ی روسری رو،خدایا!

 

*سیدبن طاووس تو لهوف میگه: دختری اومد مقابل عمه نشست،میگه:عمه منو نگاه کن،ببین چه وضعی دارم،گفت:قربونت برم عمه هم مثل تو شده....

بذار برات باز کنم،آوردن این قافله رو گردوندن کوفه و شام،آخر اومدن تو مجلسِ یزید،اومدن اونجا،یه وقت دیدن زنِ یزید بلند شده،با همون سر و وضع اومد داخلِ مجلس،همه حضار از همه کشورا بودن،یزید بهش بر خورد،عباش رو انداخت رو سرِ زنش، زنش پس زد،گفت:نانجیب من زن تو هستم، ببین ناموسِ آل الله رو چطور......

حالا فهمیدی چرا امام زمان میگه:" فَلاَندُبَنَّکَ صَباحَاً وَ مَساءً" شب و روز برات گریه می کنم،حالا فهمیدی از امام زمان سئوال می کنن،آقا برا کدوم روضه خون گریه می کنید،آیا روضه ی عموت عباسِ؟نه،روضه ی جدِّتِ؟ نه،روضه علی اکبر،قاسم..؟ نه...پس کدوم روضه است؟فرمود: من برا اون ساعتی خون گریه می کنم،که عمه ی مارو پشت دروازه ی ساعات نگه داشتن،یه عده می اومدن جلوش می رقصیدن...یه عده هلهله می کنن...یه عده کف می زنن...

اشکات رو روی دستت ببر ،الهی بحق زینب،عجل لولیک الفرج.







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:20 ب.ظ | نظرات()

چون بریدن سر از پیکر او
گشت از خیمه برون دختر او

دور گردید زِ خیلِ زن ها
گشت گم در دلِ صحرا تنها

ظالمی یافت وِرا سرگردان
گفت هستی زِچه در آهُ فغان؟

گفت ای شیخ تو خود ساز بیان
خوانده ای هیچ به عمرت قرآن؟

گفتم خواندم چه بسی قرآن را
بار ها ختم نمودم آن را

گفت  این آیه تو را خورده به چشم؟
با یتیمان مستیزید به خشم ...

من یتیمم ... که در این صحرایم
دخترِ فاطمۀ زهرایم ...

اشکم از خونِ جگر آغشته ند
پدرم را لبِ عطشان کشته ند

گفت از من چه تمنا داری؟
کین چنین شیونُ و غوغا داری

گفت روزم شده مانندِ شبم
از عطش آمده جانم به لبم ...

داد آن سنگ دل آخر به شتاب
آن جگر سوخته را جامی آب

آب بگرفت ولی با آن حال
رفت با گریه به سویِ گودال

کی پدر بهرِ تو آب آوردم ...






برچسب ها : دانلود ،شعر ،مداحی ،روضه ،شام ،غریبان ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:11 ب.ظ | نظرات()

دلها‌ سراسر آب شد،حتی دل سنگ

بس کن دگرخاموش شو ای آتش جنگ

 

از آل عصمت پرده ی حرمت دریدی

ریحانه ی ختم رسل را سر بریدی

 

دیگر چه می خواهی زجان اهلبیتش

آتش مزن بر آشیان اهلبیتش

 

قرآن کجا و لانه ی آتش گرفته؟!

عترت کجا و خانه ی آتش گرفته؟!

 

این شعله ها از لاله های گلشن کیست؟

دودی که برگردون رود از دامن کیست؟

 

الله اکبر! تیغ دشمن تیزتر شد

جام بلا در کربلا لبریزتر شد

 

دشمن به گلزار ولایت آتش افروخت

دودش به چشم اشک رفت و آسمان سوخت

 

اطفال را فکر فرار از آشیانه

دشمن به استقبالشان با تازیانه...

 

در بین دشمن برفلک فریادشان رفت

باسوز آتش حرف آب از یادشان رفت

 

چون طایر بی بال و پراز جا پریدند

افتان وخیزان ازحرم بیرون دویدند

 

با آنکه دشمن گریه بر احوالشان کرد

ازهرطرف با کعب نی دنبالشان کرد...

 

اینان پیاده آن جفاکاران سواره

دنبالشان کردند ...

(خداکنه این جمله اش راست نباشه)

دنبالشان کردند بهر گوشواره

 

آثار کعب نیزه ها بر روی شانه

گشتند نیلی یاس ها از تازیانه

 

دوکودک ا زوحشت به صحرا روی بردند

لب تشنه زیر بوته های خار مردند

 

طفلی به زیر کعب نی ازحال می رفت

طفلی سراسیمه سوی گودال می رفت

 

تاکعب نی دردست خصم خیره سر بود

برحفظ جان کودکان زینب سپر بود

 

*هرتازیانه ای بالا می رفت تن خودشو سپر قرار می داد، دست خودشو سپر قرار می داد، لذا شنیدید؛ نقل شده روز اربعین که برگشت،عرضه داشت: برادر عزیزم ای کاش نامحرم نبود ....*

 

زینب سپر شد تا که دین پاینده ماند

خط شهادت تا قیامت زنده ماند

 

*چند تا حادثه بعداز ظهر امروز اتفاق افتاد، بعداز اینکه دشمن کار و تمام کرد چند تا اتفاق سنگین ،حادثه ی سنگین پیش آمده ،یکی به نیزه زدن سر سیدالشهدا بود، دوم اسب تاختن بر بدن مطهرش بود، سوم غارت کردن بدنش بود،نقل شده حتی پیراهن کهنه رو غارت کردن،چهارم هجوم به خیمه هاش بود،دستور داد: خیمه هاشو به آتش بکشید ... امام سجاد دستور داد "علیکن بالفرار ..."

 از یک مسیر محدود، سواره و پیاده نظام لشکر به قصد غارت، به قصد به آتش کشیدن می آمد و این زن و بچه فرار می کردند، لذا نوشتند بعضی زیر دست وپا از دنیا می رفتند، بعضی هدف کعب نی و تازیانه قرار گرفتند ... صحنه که تمام شد ، بی بی زینب کمر همت بست یه خیمه نیم سوخته به پا کرد،همه رو تو خیمه جمع کرد ... آرامشون کرد، سرشماری کرد ، دید دو تا از اطفال گم شدن ، شروع کرد تو بیابان گشتن ، دید این دو تا عزیز زیر بوته خاری دست گردن هم انداختند ...*

 صلی الله علیک یااباعبدالله...




برچسب ها : دانلود ،شعر ،مداحی ،روضه ،شام ،غریبان ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:49 ب.ظ | نظرات()

(مونده برای ما چشم تری فقط

از خیمه های ما، خاکستری فقط)۲

نمونده اکبری،نمونده اصغری

*علی پاشو!آب آزاد شده،مادر شیر داره*

نمونده اکبری،نمونده اصغری

تو خاک و خون تنی،بالای نی سری

ای خدا،چرا دارن اسبا رو،نعل تازه می زنن۲

عرش خداست سینه ای که میخوان پامال کنن

*اصلا همین روضه رو امشب میخونم:

سیدبن طاووس نوشته: "ثُمَّ نادى عُمَرُ بنُ سَعدٍ فی أصحابِهِ"اومد وسط یارانش؛صدای نحسش رو بلند کرد"مَن یَنتَدِبُ لِلحُسَینِ علیه السلام فَیُوطِئَ الخَیلَ ظَهرَهُ؟"کیا حاضرن بر پشت حسین بن علی اسب بتازونن؟فَانتَدَبَ مِنهُم عَشَرَةٌ "ده نفر اعلام آمادگی کردند"فَداسُوا الحُسَینَ علیه السلام بِحَوافِرِ خَیلِهِم"چنان با سم اسب ها بدن رو لگدکوب کردند "حَتّى رَضّوا ظَهرَهُ وصَدرَهُ"پشتش سیاه شد،سینه اش خورد شد"سینه اش له شد"

این اسب ها که دور تو در پایکوبیند

میترسم استخوان تو را آسیاب کنند

حسین...

راوی میگه ده نفر آمدند کوفه"حَتّى وَقَفوا عَلَى ابنِ زِیادٍ لَعَنَهُ اللّه ُ"جلوی ابن زیاد ایستاده بودند؛یکی از اون ملعون ها صدا زد:"نَحنُ رَضَضنَا الصَّدرَ بَعدَ الظَّهرِ"اول پشتش رو خورد کردیم بعد سینش رو آسیاب کردیم" بِكُلِّ یَعبوبٍ شَدیدِ الأَسرِ"اسب های ما بزرگ بود...

بر سینه ای که نیزه فرو رفته بارها

باللَه قسم فشار سم اسب نارواست...

دیشب لیال عشر تمام شد؛عصر عاشورا به آیات آخر فجر رسیدیم"یا ایتهاالنفس المطمئنه،ارجعی الی ربک"

روی نفس المطمئنه کوفیان خط میکشند

سوره ی والفجر زیر دست و پا افتاده است*

ای خدا،چرا دارن اسبا رو،نعل تازه می زنن۲

عرش خداست سینه ای که میخوان پامال کنن

یا رب خودت صبرم بده

پامالِ این اسبا شده

سینه ای که پیغمبرت بوسه زده

*بذار اینم بگم بدونید اون ده تا ملعون در مقابل این کاری که آسمون میخواست به زمین بیاد،فقط یه جایزه ی اندکی دریافت کردند،حسین رو مفت فروختید، راوی میگه:" فَأَمَرَ لَهُم بِجائِزَةٍ یَسیرَةٍ " دستور داد یه جایزه ی اندکی بهشون بدن؛بعد راوی میگه: "فَنَظَرنا إلى هؤُلاءِ العَشَرَةِ،فَوَجَدناهُم جَمیعا أولادَ زِنىً"میگه ما رفتیم این ده نفر رو نگریستیم،تحقیق کردیم،همه اولاد زنا بودن...

سبط ابن جوزی در تذکره الخواص جمله ی عجیبی داره،میگه:" وَوَجَدوا فی ظهره آثاراً سواداً"بعدعاشورا دیدم در پشت آقای ما روی کمرش لکه های کبودیه "فَسالو عنها"گفتم چرا کبوده؟"و قیل کان ینقُلُ  الطعام  علی ظهره  فی اللیل  الی مساکن المدینه"گفتن که آقای ما شبانه گندم میبرد در خانه ی بیچاره ها؛پشتش کبوده*

شام غریبان امشبه۲تازه شروع کربلای زینبه"

)با سیلی گونه ها،سرخ و سیاه شده

پاهای بچه ها،با خون حنا شده)۲

(یکی نشسته و نمیتونه پا شه

یکی رو نیزه ها،دنبال باباشه)۲

)قافله،قدم قدم پا به پا،همسفر نیزه هاست

همش زمین میخوره،عمه حواسش کجاست؟!)۲

زینب میگه با سوز و آه۲

کشتن حسین و بی گناه

انگار دلش مونده هنوز تو قتلگاه

شام غریبان امشبه۲ تازه شروع کربلای زینبه...

"السلام علیک یا اباعبدالله"

این سلام میتونه سلام وداع باشه،وداع هم از ودیعته،نه اینکه خداحافظ ما رفتیم؛نه! ما با تو کار داریم؛تازشم اگر ما از تو وداع کنیم تو ما رو رها نمیکنی..

اگر تو را رها کنم،مرا رها نمیکنی...

عرب هم در ابتدا سلام میکنه هم در وداع،علی اکبر وقتی میخواست رو زمین بیفته گفت:" یا ابَ علیک منی السلام" یعنی بابا خداحافظ...

حاج آقا مجتبی میفرمود:وقتی میری زیارت(ماهر شب میایم زیارت دیگه)زیارتت که تمام شد به پیغمبر یا اون امام بگو من شما رو دوست دارم؛احساس میکنم این محبت رو تو قلبم؛یا ولی الله این محبت رو این زیارت رو پیش شما امانت گذاشتم یه زمانی بهش محتاجم پس میگیرم ازتون،شب اول قبر ازت پس میگیرم"یا اباعبدالله استودعک الله و استرعیک و اقرء علیک السلام"

آقا هوامونو داشته باش؛ما این محرم رو پیشت امانت گذاشتیم،ایشون میفرمود: به پیغمبر بگید شما در جوانی هم معروف بودید به محمد امین،قبل از اسلام مردم امانت پیش شما میگذاشتن، شما ضایع نمیکردید؛شما خاندان امانتداری هستید،یا رسول الله شاهد باش که این محرممون رو پیش امام حسین امانت گذاشتیم،خودت بهش اضافه کن،کم و کاستیاش رو حذف کن،

"السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک،علیک منی سلام الله ابدا مابقیت و بقی اللیل و النهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم،السلام علی الحسین،و علی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین"

شاعر: محمدمهدی سیار و میلاد عرفان پور

دانلود روضه




برچسب ها : دانلود ،شعر ،مداحی ،روضه ،شام ،غریبان ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:53 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم