امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      




اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا زَوْجَةَ رَسُولِ اللَّهِ یا أم الزَهرا یا أم المؤمِنین یا خَدیجَه الکُبری

 

همسنگر بی مثل و مانندم خدیجه

بر عشق تو یک عمر پابندم خدیجه

 

ای در تمام عرصه ها سنگِ صبورم

ای یاورِ دیرینه ام ، کوهِ غرورم

 

ای تکیه گاه شانه زخمی احمد

ای هرقدم تصدیق تو یار محمد

 

شد پشت گرمی ام همیشه همتِ تو

ترویج دین آغاز شد با ثروتِ تو

 

سرمایۀ اصلیِ آئین پیمبر

مال حلالت بوده با شمشیر حیدر

 

تو اولین زن در دیار مسلمینی

منصوب حق بر نامِ اُم المومنینی

 

تو پابه پایم درد و محنت می کشیدی

بار رسالت را به دوشت می کشیدی

 

تو آبرویِ سرزمین هایِ حجازی

هم سفرۀ من بوده ای در عشق بازی

 

تو حامیِ زحمت کش دین خدائی

تنها پرستار مناجات حرائی

 

حالا دگر گیسو سپید و قد کمانی

در هر نوائی اشهدِ خود را بخوانی

 

دستانِ پر مهر تو دیگر پینه بسته

گرد غریبی بر سر و رویت نشسته

 

هی پلک هایِ بسته را وا میکنی تو

رخسار زهرا را تماشا می کنی تو

 

در این دیار بی کسی جان می سپاری

سر رویِ خاک سرد قبرستان گذاری

 

تو واسطه کردی به سویم دخترت را

تا بینِ پیراهن بپیچم پیکرت را

 

*همچین که گفت من کفن ندارم ، جبرئیل کفن آورد ..*

 

اماکجایی تا ببینی نور دیده

در کربلا یک پیکری را سربریده

 

 شاعر:قاسم نعمتی

 

مادر بزرگِ کربلایی ها کجایی

در لحظۀ سختِ جدایی ها کجایی

 

بر آبرویت حق درِ رحمت گشوده

از آسمان بهرت کفن نازل نموده

 

تنها در عالم یک بدن عریان بماند

در دشت بی غسل و کفن عریان بماند

 

بی سر به خون غلطیده در گودال گردد

در زیرِ سم اسب ها پامال گردد

 

گیسو پریشان زینبت از تل ببیند

راس حسنت بر سر نیزه نشیند

 

*یکم روضه بخوانم ان شالله بریم مدینه اونجا عرضِ ادب کنیم .. چنان بالاسرِ حضرتِ خدیجه گریه می کرد .. مادر .. مادر .. خدا خیر بده اسماء رو ، صداش زد بیا ؛ وصیتی دارم بهت ، خیلی حواست به این دخترِ من باشه .. مخصوصاً شبِ عروسی یادت نره .. دختر که عروس بشه به مادر احتیاج داره .. برا دخترم مادری کن .. اسماء اونجا بود ، یه جا دیگه هم اسما حاضر بود .. اون شبی که علی بدنِ فاطمه رو غسل میداد .. اسما آب میریخت .. علی بدن رو شستشو می داد .. اینجا زهرا پنج ساله بود بالاسرِ مادر ناله میزد .. آی شبِ مدینه یه دختر پنج سالۀ دیگه رم دید .. دخترِ دنبالِ جنازۀ مادر میدوید ..*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:31 ب.ظ | نظرات()


سنگ صبوره قلبِ طاهایی خدیجه

آرامشِ پیغمبرِ مایی خدیجه

کی میرسد دستِ کسی بر رتبۀ تو

از بس که بالایی و والایی خدیجه

خیرالنساها را اگر که بر شمارند

قطعاً تو جزء بهترین هایی خدیجه

درکِ مقاماتِ تو کارِ هر کسی نیست

چون مادرِ اُم ابیهایی خدیجه

بر تارُکِ اسلام نامت می درخشد

اول مسلمان ، قبلِ مولایی خدیجه

 

مثلِ تو را بانو خدا کی آفریده ؟

تنها تویی که مصلِ زهرا پروریده

 

بانو تو با آسیه و مریم قرینی

ای آسمانی پس چرا رویِ زمینی؟

اسلام با دارایی تو قد علم کرد

تو اولین حامیِ این دینِ مبینی

ما را به مجهول الهُویت ها چه کاری است؟

تنها خودت هستی که اُم المومنینی

شعبِ ابیطالب تو را در خود نگه داشت

تا بر همه ثابت شود ، تنها ترینی

از حرمتِ داغِ تو عام الحزن فرمود

خیلی عزیزی رکنِ ختم المرسلینی

 

بانو برو بعد از تو خیلی سخت باشد

با حیدر از زهرا خیالت تخت باشد

 

شاعر : علی صالحی

 

در روضۀ تو دیدۀ تر احتیاج است

هر مرد را همواره یاور احتیاج است

با این که زهرا هست ، حیدر هست اما

مثله تویی پیشِ پیمبر احتیاج است

ای کاش مادر جان پسر هم داشتی تو

بعضی مکان ها یک برادر احتیاج است

 

گاهی میاید نیست حتی جایِ شوهر

یک موقعی بر شخصِ دیگر احتیاج است

فضه میاد پشت در ، اما به قرآن

در وضع حملِ زن به مادر احتیاج است

زهرا چه حالی بود پشتِ در خدیجه

جایِ تو خالی بود پشتِ در خدیجه

 

 *فرمودند چهار تا ناله زد پشتِ در ، اول صدا زد یا رسول الله .. بابا ببین اُمتت با دخترت دارن چه می کنن .. نالۀ دوم علی رو صدا زد .. تو نالۀ سوم دیگه کار از علی ام بر نمیاد .. لذا صدا زد یا «فضه خذینی ..» فضه تو به فریادم برس .. به خدا بچه مُ کشتن .. اما تو نالۀ چهارم یه وقت صداش بلند شد پسرم .. مهدی جان ...*

 

خوب است بانو قبرِ تو دور از وطن نیست

جز فاطمه در ماتمت یک سینه زن نیست

بگذار مادرجان کمی روضه بخوانم

تا که نگویی هیچ کس هم دردِ من نیست

گفتی به پیغمبر لباست را بیاور

چون در بساط خالی ام حتی کفن نیست

 

چندین کفن روح الامین آورد و دیدی

تعداد آنها جز به قدرِ پنج تن نیست

وقتی تو هم از آن کفن ها سهم بردی

کم شد یکی و چاره غیر از پیرهن نیست

بانو نه تنها نورِ عینت بی کفن ماند

گرگی رسید و یوسفت بی پیرُهن ماند





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:32 ب.ظ | نظرات()

بانویِ دنیا و دین ، یا حضرتِ خدیجه
هستی اُمّ‌ المؤمنین ، یا حضرتِ خدیجه

ای یاورِ پیغمبر ، غم‌ پرور پیغمبر
هم‌ سنگر پیغمبر ، یا حضرتِ خدیجه

« یا حضرت خدیجه ... »

ای از قدر و شرافت ، بر تو سلامِ داور
دامان پرخیر تو ، می‌باشد زهراپرور

تو مادر زهرایی ، بی‌مثل و بی‌همتایی
دلگرمی طاهایی ، یا حضرت خدیجه

« یا حضرت خدیجه ... »

از ماتمت غوغا شد ، در شعب ابوطالب
عزای تو برپا شد ، در شعب ابوطالب

بر تو کفن رسیده ، گریان باشد دو دیده
بر شاه سر بریده ، بر شاه سر بریده

«مظلوم حسین حسین جان»




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:26 ب.ظ | نظرات()

مادرِ زهرا ، کجا میری از کنارِ احمد
مادرِ زهرا ، یه عمره بودی یارِ محمد

رفتی و تاب و توونم رفت
رفتی و امیدِ خونه ام رفت
رفتی و آرومِ جونم رفت

همدمُ همراه ، خداحافظ
مادرِ زهرا ، خداحافظ

مادرِ زهرا ، بهونۀ تورو دارم همیشه
فاطمه بی تو  ، پریشونه و آروم نمیشه

رفتی و بی تو من افسرده ام
رفتی و بی تو زمین خورده ام
رفتی و بعدِ تو من مُردم

رفتی تنها ، خداحافظ
مادرِ زهرا ، خداحافظ

مادرِ زهرا ، نرو که اینا حیا ندارن
بعدِ من و تو ، چی بر سر فاطمه میارن

وای از اون ، اذیت و آزار
وای از اون ، غم در و دیوار
وای از اون ، غریبۀ بی یار

مونس غم ها ، خداحافظ
مادرِ زهرا ، خداحافظ

خدیجه اُم المومنین ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:18 ب.ظ | نظرات()

من کنیز خدایِ یکتایم 
بانویِ بانوان دنیایم 
اَمة الله ام و کنیز رسول 
بس که در شان و رتبه والایم
سیدالانبیاست شوهر من 
سیدالاوصیاست مولایم
فاطمه کوثر است اما من 
مادرِ کوثر ، اُم زهرایم 
اوست اُم الائمه اما من 
مادرِ مومنین به دنیایم

فاطمه ذات لیله القدر است
ظرفِ آن ذات پاک و یکتایم
سّر مستودع خدا زهراست 
محرم سّر آل طاهایم
شیعه زهرا شناس می گردد 
گر شناسد مقام عظمایم
با دو آقای جنتم محشور 
در جنان زینب است همتایم 
ماه رحمت ، مه لقایِ من است
من سفیر بهار دل هایم
 
اولین مومنه به اسلامم 
یار احمد ، به رغم اعدایم 
من گواه نزول قرآنم
خانۀ وحی گشته ماوایم
همچو آیینه ام به خُلقِ عظیم 
راه وی را چو سایه پیمایم
هستی ام نذر دین حق گردد 
بخدا با خداست سودایم 
هرکه یار نبی شود ، او را 
یارِ امروز و یارِ فردایم

در حریم نبوتم ، ساکن 
بر طریق ولایت ابقایم
در تولا ز هر که پیشترم 
در عمل مظهر تبرایم
الگوی صبر و استقامت و عشق
اسوۀ زهد و حلم و تقوایم
مهد حجب و عفاف و پاکی ها 
شهد ایثار و عطر گل هایم
در تعبد زبان زدِ مردم 
در تعهد ز هر که اولایم

در سخاوت نباشدم مثلی 
در کمالات تاجِ سرهایم
هر بلا را به جان خریدم من
بر نبی مایۀ تسلی یم
شعب و تحریم و کینه و طعنه 
جزئی از حربه هایِ اعدایم
ابتران گر تمسخرم کردند
داد کوثر خدایِ یکتایم
بارها گفت همسرم با من
ماجرای غمین زهرایم

دخترم بعد من شود تنها 
چه کند این یتیم تنهایم
من نباشم کنار دختر خود 
فضه گردد معینِ زهرایم
آتش و کوچه را نمی بینم
مجتبی یارِ او شود ، جایم
کربلا را دقیق میدانم
سویِ  جنت سفیرِ غم هایم

کربلایی شنیده ام که مپرس
آگه از داستانِ سرهایم
حق سلامم رسانده از لطفش
کفن آماده کرده ای وایم
من بپوشم عبایِ پیغمبر
بی کفن شد عزیز زهرایم





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:12 ب.ظ | نظرات()


امشب شبِ رحلت خدیجه ی کبری است،مادرِ فاطمه ی زهرا سلام الله علیها،به این بهانه، هم عرض ادب کنیم خدمت خدیجه ی کبری سلام الله علیها و هم عرض ادب کنیم خدمت حبیبه ی خدا،فاطمه ی زهرا سلام الله علیها...بگیم:بی بی جان!بحق مادرت امشب بیا برا ما مادری کن،شب دهم ماه مبارکِ رمضانِ،چشم به هم بزنیم شب های قدر هم میرسه،فاطمه جانم!...با جرأت بگیم: مادر،مادر! بحق مادرت خدیجه ی کبری،که هر چه داشت در راه خدا داد،ثروتش رو بخشید،برایِ یاریِ دینِ خدا،بحق مادرت خدیجه ی کبری،که تا همسر رسول خدا شد،زن های قریش بهش دیگه اعتنا نمیکردن،رهاش کردن....

 

گذشت تا به فاطمه حامله شد،رسول خدا اومد تویِ خونه،دید خدیجه داره با کسی حرف میزنه...با کی داری صحبت میکنی؟ گفت: فرزندی که در رَحِم دارم،مونسم شده،با من تکلم میکنه...غم مخور مادر که غم خوارت منم؛اگر زن های غریش رهات کردن،بهت اعتنا نمیکنن،غصه نخور تو فاطمه رو داری مادر، همون جا رسول خدا بشارتِ ولادتِ فاطمه رو بهش داد،وقتی که هم میخواست فاطمه اش رو به دنیا بیاره،فرستاد بیان کمکش کنند زن های قریش،گفتند:تو مارو قبول نکردی،همسرِ یتیمِ ابوطالب شدی،ما هم نمی آییم کمکت،.....لیاقت نداشتن،شایستگی نداشتن،یه وقت بی بی دید،چهار زنِ بهشتی اومدن دورش رو گرفتن،کمکش کردن،فاطمه اش رو به دنیا آورد،هستیش رو برای خدا داد،خدا هم گوهری مثل فاطمه بهش عطا کرد....

 

روزهای آخرِ عمرش گفت:فاطمه جان! برو به بابات بگو لباسی که موقع نزولِ وحی به تن داشت،کفنِ من قرار بدید،همین طور هم شد،اسماء بنت عُمِیس میگه: دیدم لحظات آخر تو بستر داره گریه میکنه،گفتم:بی بی جان! چی شده؟ شمارو که رسولِ خدا وعده ی بهشت داده،چرا گریه می کنید،فرمود:گریه ام برا خودم نیست،برا دخترم فاطمه است،شب زفافِ دخترم نیستم براش مادری کنم...اسماءمیگه،گفتم:اگر من بودم،به جای شما مادری میکنم...بی بی خوشحال شد،دعام کرد،از دنیا رفت...

 

رسول خدا لباسش رو کفنِ خدیجه قرار داد،همین که قبر آماده شد،با دستِ مبارکش بدنِ همسرِ مهربانش رو گرفت،داخلِ قبر خوابانید،کفن رو کنار زد،طرف راست صورتش رو روی خاک ها قرار داد...سیدها! این ماجرا تکرار نشد،تا مدینه،دلِ شب علیِ مرتضی بدن فاطمه اش رو غریبانه غسل داد،حنوط کرد،کفن کرد،با چه دلی برداشت بدنِ فاطمه رو نمی دونم،آماده ی دفن،به دو نفر نیاز داره،یک نفر باید بدن رو سرازیرِ قبر کنه،یک نفر باید بدن رو بگیره داخل قبر بخواباند،فاطمه مَحرمی جز علی نداره،همین که بدنِ فاطمه رو سرازیرِ قبر کرد...*

 

که ناگه از لحد نوری بر آمد

نمایان دستی از پیغمبر آمد

 

چو گُل به خاک نشانم نهالِ خسته ی تو

علی فدایِ تو و پهلویِ شکسته ی تو

به بازوان ورم کرده ات بگریم من

و یا به صورتِ نیلی و چشمِ بسته ی تو

 

زهرا جان!....

 

*ان شاالله این شب ها تذکره هامون رو امضا می کنند میریم مدینه،اونجا از نزدیک عرض ادب می کنیم و ناله می زنیم،اما با این یه جمله هم دلها بره کربلا،بمیرم برای میوه ی دلت،که نازنین بدنش کربلا سه روز و دو شب روی خاک ها ماند،حسین....." مُلْقی ثَلاثا بِلا غُسلٍ وَلا کفَنٍ " حسینی ها! بدون کفن هم نبود..*

 

کفنی داشت زخاک و کفنی داشت زخون

تا نگویند حسین بن علی بی کفن است

استخوانی اگر از سینۀ او ماند بجا

آن هم از ضرب سُمّ اسب، شکن در شکن است

 

*حسین.....خدایا به اشک چشم گریه کن های ابی عبدالله،فرج امام زمانمون برسان....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 04:01 ب.ظ | نظرات()


*شامِ رحلتِ این خانم بزرگوارِ ..*


 از غصه‌های تو نفسِ آسمان گرفت

در ماتم تو حال دل عاشقان گرفت

ای باغ و بوستان پیمبر نگاه کن

رو به‌ خزان شدی و دلِ باغبان گرفت

بانو بمان که پشت و پناه نبوتی

تو سوختی که شمع رسالت توان گرفت

تا پایِ مرگ رفت پیمبر هزار بار

هر بار هم به لطفِ نگاه تو جان گرفت

تنها تویی که عشقِ پیمبر شدی و بس

دلدادۀ تو بود و دل از دیگران گرفت

آنقدر گریه کرد‌ه‌ای از ترس قبر که

جسم تو را عبایِ نبی درمیان گرفت

گفتم عبا چرا غزلم روضه‌ خوان شده

زهرا رسید و با غزلِ من زبان گرفت

ای تشته‌ لب حسین .. ای بی‌ کفن حسین ..

ای‌وای بی‌عبایی و .. بی‌ پیرهن حسین ..

شکر خدا که قسمت تو یک عبا شده

مادر ؛ حسینِ من کفنش بوریا شده

زهراست روضه‌ خوانُ خدیجه‌ ست گریه‌کن

آرام چشم تَر شده را بست گریه‌ کن

می‌سوخت در حرارت دستانِ فاطمه

گفت ای رسول ! جان تو و جان فاطمه

زن‌ هایِ این قبیله همه بدتر از هم‌اند

دلسوزهایِ فاطمه در بِینشان کم‌اند

میترسم از کنایه و زخمِ زبانشان

مردانشان که پست‌ ترند از زنانشان

میترسم ابر تیره بیفتد به رویِ ماه

زهرای من تحمل سیلی ندارد ، آه

برگ گل است، مثل نسیم است دخترم

نگذار حس کند که یتیم است دخترم

در عمرِ خویش هرچه بلا بود دیده‌ام

جانانه جورِ فاطمه را هم کشیده‌ام

نگذار حال و روز گلم مثلِ من شود

دیگر مباد قسمتِ او سوختن شود

چون چاره نیست میروم و میگذارمش

بعد خدا و تو ، به علی میسپارمش

 

*نمی خواستم تا اینجا برم اما بزارید بگم : *

 

قلبم ز چشمانِ ترش آتش گرفته

بر حال و روز مضطرش آتش گرفته

می‌ آید آن روزی که یاسم در گلستان

گلبرگ‌ هایِ پرپرش آتش گرفته

قرآن ناطق بینِ کوچه دست بسته

در صحنِ خانه کوثرش آتش گرفته

زینب به چشمان خودش می‌بیند آنجا

دار و ندارش ، مادرش آتش گرفته ...

 

*تا اینجایِ روضه رو عرض کردم که بی بی به اسماء فرمود : اسماء تو برا زهرایِ من مادری کن.

اسماء هم همه‌ جا با بی‌بی حضرت زهرا بود ، همه جا براش مادری کرد .. هم شب زفاف ، هم پشت درِ خونه .. این دو جا برای این خانم مادری کرد ... هر مادری بود همین دوجا میومد ، چون اولی شب زفافه ، مادرا دوست دارن همه شبِ زفاف باشن ، دومیش هم موقع وضعِ حمله ... دوست دارن باشن .. نوه‌ شون رو بغل بگیرن ... اما یه جاست مادرا نمیان ، میدونی کجاست؟ اونجاییِ که میخوان بدن دخترُ غسل بدن .. اما اونجا هم اسماء اومد کمک امیرالمؤمنین ... گفت آقا تنهاست ...

 

اسماء بریز آبِ روان

بر رویِ گلبرگ گلم ...

 

حیفم میاد نگم با این ناله ت ، امشب پیغمبر خودش بدن حضرت خدیجه رو غسل داد و کفن کرد ، از طرف خدا کفن اومد. اما .. پیغمبر یه بدنِ سالم رو غسل داد...

 

قربون اون آقایی برم که یه‌ یهو اسماء دید سر به‌ دیوار گذاشت ، دیگه غسل نمیده ... چی شد آقاجان؟! اسماء دست به دلم نذار .. هرچی آب میریزم .. خودت نگاه کن داره هنوز خون‌ آبه میاد ... از این ناراحتم فاطمه‌ م هیچی بهم نمی گفت .. هی میدیدم شبا این پهلو به اون پهلو میشه .. هی میدیدم میخواد دستشُ بیاره بالا موهایِ زینب‌ُ شونه کنه نمیشه .. اما حالا فهمیدم ...

 

دستِ گداییتو بیار بالا ، به حضرتِ زهرا الهی العفو ....*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:09 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم