سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار مجالس حاج حسن خلج
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



ای نور قلب عاشقم

شمع این خانه تویی

زهرا زهرا مرو مرو

لطف کاشانه تویی

ای مرغ پرشکسته ی

افتاده کنج قفس

از فرط غصه فاطمه

در سینه مانده نفس

*شب آخره هااا... میای با بابامون با هم التماسش کنیم ؟!*

ممنونم اگر نروی

میمیرم اگر بروی

زهرا ... مرو مرو

*خیلی معذرت میخوام از آقا امام زمان ...*

ای نخل بریده ثمر

ای مادر کشته پسر

زهرا ... مرو مرو

لاله ی پرپرشده ام ، زهرا برخیز

 *جان علی ... یکبار دیگه بلندشو*

من هم بی مادر شده ام ، زهرا برخیز

میخواستم با تو بمانم ، ولی نشد

گفتم که از فراق نخوانم ، ولی نشد

*علی جان باید برم دیگه*

گفتم برای دلخوشی تو ، نماز را

یکبار ایستاده بخوانم ولی نشد

*امیرالمؤمنین چیگفت ؟! ... دوباره همون حرف ...*

 

*ممنونم اگر نروی

 *همینجوری هم قبول دارم ، بمون فاطمه*

میمیرم اگر بروی

زهرا مرو مرو

لاله ی پرپرشده ام

زهرا برخیز

*نه فقط زینب و حسنین ، نه ... نه *

من هم بی مادر شده ام

زهرا برخیز

*دید خبری نشد،هر چی گفت مادر حین و حسین چشماشو باز نکرد،دختر رسول الله،چشماشو باز نکرد ... سر فاطمه رو گذاشت روی زانوش ، گفت زهرا جان،من علی أم  ..تا گفت من علی أم ، چشماشو باز کرد ... دید قطره قطره اشکهای علی روی صورتش میچکه ... رفقا ... مادر ما این دست شکسته رو هی بالا آورد تا نیمه راه ... نمیتونست ... بالا میاورد ، دوباره میفتاد ... بار دوم ، بار سوم ... امیرالمؤمنین دستاشو برد زیر دست فاطمه ...خانوم ! میخوای چیکار کنی با این دست شکسته ؟! ... چرا اینقدر حرکت میدی ، میخوای چیکار کنی ؟! ... دستشو بالا آورد ...علی جان بالاتر ببر دستمو ... بالا آورد ...یه کم بالاتر علی جان ... مقابل صورت امیرالمؤمنین...علی دید این انگشتهای بی رمق رو تکان داد ، اشکهای علی رو از روی صورت علی گرفت ... جلو ی چشمهای من اینجور گریه نکن ...اما هر کاری کنیم همینه که هست ..."لا یوم کیومک یاأباعبدالله"زینبم با خودش گفت برم لحظه آخر لاأقل سرشو به زانو بگیرم ... سرش توی دامن خودم باشه ... سرازیر گودال شد ... اما یه وقتی رسید که دید ، ملعون داره از گودال بیرون میاد ... دامنشو جمع کرده ... خون تازه از زیر دامنش جاریه...حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:43 ق.ظ | نظرات()

ای نور قلب عاشقم

شمع این خانه توئی

زهرا زهرا مرو مرو

لطف کاشانه توئی

*گفت فاطمه ! آسمون سراغ نداره علی به کسی التماس کرده باشه ولی دارم التماست میکنم ... منو تنها نذار*

ای نور قلب عاشقم

شمع این خانه توئی

زهرا زهرا مرو مرو

لطف کاشانه توئی

* بگم بچه سیدا ؟*

ای مرغ پرشکسته ٔ

افتاده کنج قفس

*رفقا ... مادر مارو تنها گیر آوردن ... چهل نفر هرکس از راه می‌رسید ... با هرچی دستش بود ... صاحب ناله ها ... بیشتر از این اذیتت نکنم یا نه بخونم دیگه .... ما که حالا بعد از هزار و چهارصد سال رسیدیم یه چیزی داریم می شنویم ... *

اگر این است تأثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن ...

* عَلَی الله گفتم*.

ای مرغ پرشکسته ٔ

افتاده کنج قفس

از فرط غصه فاطمه

در سینه مانده نفس

*شاه کلید شعر اینجاست ...*

ممنونم اگر نروی

میمیرم اگر بروی

زهرا مرو مرو

*حال این روزای علی همینه دیگه ... هِی راه میره دور بستر میگرده *

ممنونم اگر نروی

میمیرم اگر بروی

زهرا مرو مرو

* خوده علی اومد محسن رو برداشت! "یا الله ... یا الله"*

ای نخل بریده ثمر

ای مادر کشته پسر

زهرا مرو مرو




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:21 ق.ظ | نظرات()

مقتل نوشت آه و یعنی تمام شد ...

*مرحبا به شما غیرتیا ... این روزا گریه کردن خیلی مرد میخواد ... این روزا گریه کردن یه جوری شده هیأتیا هم گاهی نیش میزنند ... خسته نشدین اینقدر گریه کردید؟! ... دوماه عزاداری بسه دیگه*

مقتل نوشت آه و یعنی تمام شد تموم شد یعنی چی؟

یعنی که دور مادر ما ازدحام شد

*وای مادرم...من چی دارم میگم شما چی داری میشنوی ... صحبت ناموس من و تو نیست ... همه ٔ نوامیس عالم فدای یه تار موی مادرمون زهرا ... صحبت ناموس علی ... صحبت اون خانومیه که از کور هم رو گرفت ... حالا کار به یه جایی رسیده*

 یعنی که دور مادر ما ازدحام شد ...

*اهل شعری... توجه به ظرائف داری ... نیاز به توضیح نداری*

یعنی رکوع پشت درش امتداد یافت

*همهٔ حواسش به محسنه ... خم شد روی محسن بلکه بچشو حفظ کنه ... ای مادر ... ای مادر...رفقا ... مظلومیت رو اونا معنا میکنند ... معنای مظلومیت چیه از نظر اهلبیت خودشون میدونن من نمیدونم ... اما اینجور که به عقل ناقصم میرسه میگن حسین مظلوم ترینه در بین اهلبیت اما این روزا میبینم محسن از حسین مظلوم تره ... میگن نگو ... چی بگم خب ... کشتند ... کشتند ... مادر مارو زدند ... بچه بدنیا نیومده شو کشتند ... والله کشتند ... بخدا کشتند ... جلوی چشم علی کشتند *

بر درد غریب مُزمنش گریه کنید

بر چشم کبود مؤمنش گریه کنید

ای قوم که گریه بر حسینش کردید

این بار برای محسنش گریه کنید

*خیلی به چشمات التماس کن ... ازش خواهش کن ... بگو نکنه آبرومو جلوی فاطمه ببری ... این مادر بی پسر شده چند روزه عزادار بچشه ... اما بخاطر علی لب از لب تکان نمیده ... میگه نکنه علی غصه بخوره ... ای وای *

مقتل نوشت آه که یعنی تمام شد

یعنی که دور مادر ما ازدحام شد

یعنی رکوع پشت درش امتداد یافتدیگه کمرش راست نشد

یعنی شهیدِ سجده به پای امام شد

*آی جماعت ... این درده والله ... کشنده هست بخدا قسم ... بیشتر از محرم و صفر اگر گریه نخواد ، اندازه محرم و صفر گریه میخواد ...*

تنها سه روز از سفر مصطفی گذشت

یک سوم از قبیلهٔ زهرا شهید شد

*آخ مادر ... برید از مادراتون بپرسید ... حس و حال مادرا راجع به بچه ها مخصوصا بچه های نوزادشون چیه ... اما اینجا صحبت از علیه ... همین که بلند شد خودشو جمع و جور کرد ... والله نگفت فضه محسنم ... صدا زد فضه علی رو کجا بردن؟ ... دوید توی کوچه ... بزنم تیر خلاص و راحتت کنم ... *

دنبال حیدر می دوید

*چیه دلشوره گرفتی ؟! میترسی بخونم تا آخرشو ... نه؟! ... دلشوره بگیری نگیری میخونم ... کار من اینه *

دنبال حیدر می دوید

از سینه اش خون می چکید

*اما این حرف من نیست ... پیغمبر فرمود ... علی فرمود ... فاطمه فرمود ... بین ما مشهور از قول امام حسن هست اما همشون فرمودن ... لا یوم کیومک با أباعبدالله ... حسین ...میخوام بگم وقتی برا تو میگم از سینه اش خون می چکید دلشوره میگیری ، صدای ناله ات بلند میشه ... یه جوری چشمات التماس میکنه نخون ... جای شما خالی بود ... بین گودال افتاده ...*

لب گودال خواهر افتاده

ته گودال مادر افتاده

آنطرف تر برادری تنها

بین یک مشت خنجر افتاده

*خستهٔ محرم و صفری نمیخوام اذیتت کنم از همتون از امام زمان عذرخواهی میکنم... اومد خدمت زین العابدین ... عرض کرد آقا ... شما میگید هزارو نهصد و پنجاه و چند زخم خورد به آقا ... من هر جور حساب میکنم میبینم شدنی نیست ؟! ... فرمود تو که نبودی ببینی ... نیزه جای خنجر میزدند ... دشنه جای نیزه میزدند ... سنگ جای دشنه میزدند ... گفت بعد آقا امام زین العابدین انگشترشو درآورد ... فرمود به اندازه این نگین جای سالم روی بدن بابام نگذاشتند ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:09 ق.ظ | نظرات()

السلام علیکِ یا سیدتی و مولاتی یا فاطمة الزهراء

از بازی عجیب فلک آه میکشیم

از زخمهای خورده نمک آه میکشیم

*عجب روزگاری بازی درآورد ... خانومی که تا چند روز پیش ملیکهٔ عالم اسلام بود ، دختر رسول خدا بود ...

حالا یه مشت رجّاله ریختند در خونش ... خدا شاهده مصیبت بی بی فقط لگد به در زدن و صورت مجروح و پهلوی شکسته نیست ... اونی که آدمو میکشه بد دهنی و بی ادبیه ...آی مادر ...الحمدلله امروز چشممون رو باز کردیم توی روضه ی مادرمون ... خداروشکر مادرمون دعوتمون کرد سر سفره ... با وجودی که حال مساعد نداره ... اما به زبان حال فرموده باشند ..بچه هام ، بیایید دورم بنشینید ... ماهم بچه های خانومیم دیگه ... هممون بچه های بی بی هستیم ... ان شا الله به جهت تشیّع ما درک میکنیم چی کشید خانوم ... اون بچه سید اهل شعر خیلی خوب و درست گفت ... عرض کرد خدمت بی بی ... خانوم جان ...*

چرخ ها با چرخ نیلی خورده ایم

با تو در آن کوچه سیلی خورده ایم

*خیلی آماده ای الحمدلله ... *

از بازی عجیب فلک آه میکشیم

از زخمهای خورده نمک آه میکشیم

آن صورتی که تاب نسیم سحر نداشت

*... یادم میاد بعضی وقتا توی روضه عرض میکردم به رفقا ... روضه امام حسین که خونده میشد میگفتم عرض کنیم حسین جان ... ما هیچ مرهمی برای زخمات نداریم ، این چهارتا قطره اشک رو بذار روی زخمات ... الان میخواستم به بی بی عرض کنم دیدم اشکهای ما شوره ... زخم صورتش میسوزه ...

آقا جان امام زمان کی میایی آقا ... یقهٔ این دوتا ملعون رو بگیری ازشون سؤال کنی ببینی چه جوابی دارن بدن ؟! ... آخه مادر هجده ساله من با شما چه کرده بود !؟... چه مادری ...*

آن صورتی که تاب نسیم سحر نداشت

حتی ز باد بال ملک آه می کشید

حالا چه آمده به سرش که تمام شب

از جای زخمهای فدک آه می کشید

قربون ناله های دلتون برم آی دوستان زهرا سلام الله علیها ...

الان که توی کوچه خیابون میومدیم همه دنبال کار و زندگیشون هستند ... با عجله میرن به مغازه ها ، به اداره ها ، به کاراشون برسند ، شما اینجا چی میخواهید؟ ... زبان حالت اینه ...کار و کاسبیم ، دار و ندارم مادرمه ... هر چی هست و نیست یه مادر جوونه ... اونم افتاده توی بستر ... آی بی بی ... والله سخته روشن خوانی سخته .. . جون دادن راحت تر از روضه خوندنه ... *

او بار شیشه داشت که در کوچه خُرد شد

آئینه بود و غرق ترک ، آه می کشید

یه روضه خوان آذری خیلی درست و قشنگ میگفت ... میگفت همه کس همه مصیبتی رو درک نمیکنه باید وقتش برسه جایگاهشو داشته باشه ... راست میگفت ...میگفت الان به من بگن که یه مادری بچش از دست رفت ، من چه میفهمم ... به اندازه خودم میفهمم ... اما به یه مادر بگن بچش از دست رفت ... تا بگن اشکاش جاری میشه ... چون مادره خودش میفهمه دیگه ... خوب می‌فهمه ... *

بین در و دیوار ، مادر ما ... صدا زد ...

خدایا گنج با گنجینه ام سوخت

یکی نبود بگه بیشرف ، نامرد ، مگه خبر نداشتی از حال و روز فاطمه ؟! ... مگه صدای زهرارو نشنیدی ؟! ... اگه بپرسید جوابش اینه ... خوده بیشرفش توی نامه اش برای معاویه نوشت ...معاویه! نزدیک بود دلم برای فاطمه بسوزه ... همین که صدای نفس نفس زهرارو میشنیدم ... اومد دلم به رحم بیاد ، یاد علی افتادم ، اینقدر بغض توی سینه ام جمع کردم ، هرچی زور داشتم توی پام جمع کردم*

خدایا گنج با گنجینه ام سوخت

میان شعله ها آئینه ام سوخت

طاقت داری؟! ... خیلی معذرت میخوام ... هم از شما معذرت میخوام .. هم از آقا امام زمان ... اما چه کنم دیگه ... روضه هست ... باید بگم دیگه ... کار من اینه ...

خدایا گنج با گنجینه ام سوخت

میان شعله ها آئینه ام سوخت

چنان مسمار در قلبم فرو رفت

که محسن گفت مادر ، سینه ام سوخت

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:53 ب.ظ | نظرات()

مادری خورد زمین و همه جا ریخت بهم

*اینقدر کیف داره ... اینقدر حضرت زهرا سلام الله علیها لذت می‌برند ... اینایی که داشتند میرفتند خیال کردند مجلس تموم شده تا دیدن روضه س دوباره از نصف راه برگشتند ... خدا خیرتون بده ...*

*به خدا مدینه هم همدیگرو خبر کردن ... منتها تو اومدی کمک به زهرا ... اونا اومدن کمک به دومی ... هرکس از راه میرسید قربة إلی الله میگفت ... *

مادری خورد زمین و همه جا ریخت بهم

همهٔ زندگی شیر خدا ریخت بهم

*وای مادرم ... وای مادرم ... بخدا قسم حیرونم باید بخونم یا نه ... چرا نه ! ...*

بشکند پای کسی که لگدش سنگین بود

*کسی نمیخواد جلوی منو بگیره؟! من بخونم همینطور برم جلو؟! *

بشکند پای کسی که لگدش سنگین بود

همه ی سلسله ی آل عبا ریخت بهم

ثلث سادات میان در و دیوار افتاد ...

* خدایا چرا ما نمی میریم این حرفارو میزنیم و میشنویم ... نمیدونم بگم نگم والله خجالت میکشم از بچه سیدا ...*

روی او ریخت بهم،پهلوی او ریخت بهم

دهنش غرق به خون گشت و صدا ریخت بهم

شدت ضربه چنان بود که‌ در خورد به سر .....

همراه هلال ماه،اختر هم سوخت

تنها نه صدف سوخت،که گوهر هم سوخت

در خانه ٔ وحی زآتش افروزی کفر

فرزند شهید گشت و مادر هم سوخت





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:20 ب.ظ | نظرات()

اشک خون از دیده تر میرود

دختر آمد حیف مادر میرود .....

*بچه،مخصوصا دختر بچه به تولدش خیلی حساسه،هی منتظر یکی امروز بهش تبریک بگه ...." اما میبینه کسی حواسش به این حرفا نیست .... مادر تو بستر افتاده .... خودشم دیگه قید تولدشو زد اومد کنار بستر مادر ... ای مادر ...*

نوازش های دستت بر سر زینب کجا رفته

بگو بامن مگر دستت زکار افتاده ای مادر

*خدایا به حق زهرای مرضیه فرج آقا امام زمان برسان .....

خدا دیدگان ما به جمال دل آراش روشن و منور بفرما ....

آی خدا ....*

چرا هر روز،لاغرتر ز روز پیش میگردی ...

چرا حال تو اینگو نزار افتاده ای مادر

*یه سوالیه تو ذهن این خانم،اخه مادرش فقط هجده سال داره*

چرا ره میروی و دست بر دیوار میگیری

*این کار،کار پیرزن هاست مادر .... اما مادر زبانش بسته س جوابی نداره ..." جواب رو کی گرفت زینب ؟!! اون موقعی که دید سه ساله داره گوشه ی خرابه ..... دست به دیوار میگیره راه میره .... زیر لب گفت مادر حالا فهمیدم ...*

شبی در خواب بودی آمدم  ...

*دختر بچه حساسه، کنجکاوه ...*

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

*یه عالمه سوال داشت زینب ... هیچ کی جواب این سوالای زینب رو نداد ....*

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم

مبادا اینکه بیدارت کنم آهسته بوسیدم

*اینجا این سوال دل زینب رو هیشکی جواب نداد ... باید سعی کنی سوالای دخترت رو جواب بدی ...

یه دخترم کربلا یه سوال داشت هیشکی جواب این دخترو نداد .... صدا زد بابا ...*

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

*بابا سوال دارم ....*

ز دورا دور میدیدم گلویت عمه می بوسد

صدا زد بابا :

مگر آماده کردی بهر خنجر .......

مرابه صبرو شکیب آن صنم اشارت کرد

خبر نداشت که خود هرچه بود غارت کرد





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:34 ب.ظ | نظرات()

السلام علیکِ یا سیدتی و مولاتی،یا فاطمة الزهرا

دریغ از آشنایی وای بر دل

دلم را مینوائی وای بر دل

تو را دل کندن از من وای برمن

منو داغ جدایی وای بر دل

*آی....زهرا جانم *

فاطمه این غسل چندم است،که آغاز میکنم

هر بار زخم های تو سر باز میکند

*امشب اصلا حالت داره میگه روضه خون نمیخواد،من دارم بی مادر میشم روضه خون میخوام چه کنم‌؟ میخوام خودم تنهایی بشینم برا غربت مادرم گریه کنم*

نیازی نیست روضه سر بیاید

نباید روضه خوان دیگر بیاید

برای گریه این ایام کافیست

فقط گاهی صدای در بیاید

*فرمود اسماء تو آب بریز من غسل بدم، آقا چه جوری میخواین غسل بدین ، هنوز خانمم لباس به تنشه؟فرمود: اسماء وصیت کرده از زیر پیراهن غسلش بدم،ای وای علی..*

این غسل چندم است که آغاز میکند

*اسماء میگه من آب میریختم ،دیدم از زیر بدن خون آبه جاریه*

هر بار زخم های تو سر باز میکند

*اسماء میگه مولا فرمود :بچه ها آستین ها رو تو دهنا بگیرید دشمنا خبر دار نشن، بلند بلند گریه نکنید،آی مظلوم علی،این چه دنیایی رفقا واقعا؟ما هر چی دیدیم تا حالا برعکسش رو دیدیم هر عزادار و داغ داری رو دیدیم اطرافیان میان دورش میگن یه خورده بلند بلند گریه کن بزار سبک شی حبس نکن خودتو دق میکنیا،تو خونه فاطمه  برعکس بوده،علی میگفت بچه ها آرام گریه کنید،مادرتون نمیخواد دشمنا خبر دار بشن، آستینا تو دهن، زینب گوشه چادر مادر رو تو دهن گرفته،اسماء میگه دیدم بچه ها دارن میمیرن، ولی صداشون در نمیاد ،من آب میریختم علی غسل میداد ،یه وقت دیدم علی سرش رو‌گذاشت رو دیوار های های داره داد میزنه، گفتم آقا شما خودتونفرمودین آروم گریه کنید حالا خودتون داد میزنید؟ فرمود:اسماء دست از دلم بردار، الان فهمیدم اون وقتی که بند کمربند منو گرفته بود غلاف شمشیر با بازوی خانمم چه کرده،با هر مصیبتی بود علی بدن را غسل داد، کفن کرد، صدا زد بچها بیاید با مادرتون خداحافظی کنید،حسن اومد پائین پای مادر، راوی میگه صورتش رو گذاشت پائین پای مادر، هی صدا میزنه: اُما اُما،حسین خودش انداخت رو سینه مادر، مادر من همون حسینیم که طاقت گریه اش رو نداشتی، چرا جوابم رو نمیدی؟زینبم دلواپس، مثل پروانه دور باباش میگرده،هی زیر لب میگه خدا حالا که بی مادر شدم بابامو به تو میسپارم،نکنه بی بابا بشم ،یه وقت دیدیم بند کفن باز شد،تو دستای فاطمه از کفن بیرون اومد، یه دست دور گردن حسن،یه دست دور گردن حسین هر دو رو به سینه چسپوند،نمیدونم کدوم سمت سینه مجروح بوده اما ظاهرا حسین همون سمت قرار گرفته بود.صورتا رو گذاشتم رو سینه مادر،مادرو رها نمیکردن جبرئیل نازل شد،علی بچه ها رو از رو سینه زهرا بردار ،عرش خدا به لرزه آمده ،الان ارکان نه فلک به هم میریزه،همه ی روضه رو‌خوندم برسم به اینجا،زینب داره نگاه میکنه،یه وقت دید ابی عبدالله صورت رو‌که از سینه مادر برداشت، صورت حسین غرق خونه، دوید جلو زینب،بمیره صورت تو رو خون آلود نبینه ،حسین جانم،حسین جانم،اینجا صورت حسین رو خون آلوده دید، کربلا هم خون آلوده دید،امااینجا حسین سر روی بدنه،اما کربلا زینب سرشو بلند کرد دید*

 سری به نیزه بلند است

حسین .....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:58 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو