سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن اشعار مجالس حاج حسن خلج
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


"السلام علیک یا مولای یا اباعبدالله"

صبا اگرگذری اُفتدت به کشور دوست

بیار نفحه ای از گیسوی مُعنبرِدوست

به جانِ او که به شکرانه جان برافشانم

اگربه سوی من آری پیامی ازبر دوست

*میدونه خیلی دوسش دارم،اما آرزومِ اون یه بار بگه منم دوسِت دارم*

حسین ... آرامِ جانم ...

حسین  ... روحُ روانم ...

به جانِ او که به شکرانه جان برافشانم

اگربه سوی من آری پیامی ازبر دوست

و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار

برای دیده بیاور غباری از در دوست ...

*چی میخوای بگی ؟؟ میخوام بگم دلم برا کربلات یه ذره شده ... میخوام بگم ، هوایی کربلاتم ... حسین جانم ... قربونِت برم خودت که جای خود داره ، کربلات دربه درم کرده ... آقایِ مهربونم ...*

حسین ... برو کربلا ... حسین ...

*شما دلِ مادرشُ بِبرید ... با بردنِ اسمِ پسر دل مادرُ ببرید ... مادرش میگه جانِ دلم ....*

غمِ عشقت بیابون پَرورم کرد

وای هوای وصل بی بال وپَرم کرد

به مو گفتی صبوری کن صبوری

آی صبوری طرفه خاکی برسرم کرد

*بخدا قسم همۀ بی تابی های منو تو همۀ حسینی هارو روی هم بزارن ، همۀ محبت های منو تو همۀ حسینی هارو روهم بزارن ، همۀ عِشقای عاشقای ابی عبدالله رو هم بزارن قطره ای ازدریایِ زینب نمیشه ... انوقت این زینب بیاد تو گودال ...

داداش چی به سرت آوردن ؟ ...  

به خدا قسم مجلسِت کربلاست ، به جانِ اباعبدالله خیلی قشنگ داری میسوزی برا حسین ، ماهِ رمضان اصلا وقت گریۀ برا حسینِ ... بابا یه صبح تا غروب آب نمیخوری دمِ غروب دیگه هی ساعتُ نگاه میکنی ... رفقا بیایید دم افطار یادمون نره ، قبل ازاینکه لب به آب بزنی بگو صَل الله علیک یا ابا عبدلله ....

قربونِ لبایِ تشنه ات برم حسین جانم ...

سه روز آبُ بستن ، طوری شد که مُورخین اینجوری نوشتن ، میگن پوستای صورتِ این زنُ بچه مثل مَشکِ خشک شده چروکیده شد ... الان نمیخوام روضه اهلبیت ابی عبدالله رو بخونم میخوام عمق تشنگی ابی عبدالله رو بیابیم باهم ، اونوقت تشنگی حسین اینجوری بوده بزرگان،علما میگن همۀ تشنگی اهل حرمُ بزار روهم،همۀ تشنگی اصحابُ بزار روهم،تشنگیِ رقیه رم بزار روش ، تشنگیِ شیرخواره رم اضافه کن ،باز حسین ازهم تشنه تره ....

 رفقا آی حسینیا آقامون تو گودال داد زد گفت آی مردم جگرم .... خواهرش ازبالا تلِ زینبیه نگاه کرد ... حسین ...

دو سه روز روزه میگیری ، یکی دوستان جوانِ 27 - 28 ساله با من یه خرده صحبت کرد ولی حال نداشت بعد گفت ببخشین من حال ندارم این روزا بلنده روزه منو برده ... گفتم شما جوانی ، داغ ندیدی ، زخم نخوردی ، خون از بدنت نرفته ، اضطرابِ زنُ بچه نداری ، زنُ بچه ات تو محاصرۀ نامحرم نیست ، جنگ نکردی ، تکاپوی جنگ نداشتی ...

ظهر عاشورا ابلیس سرشُ بلند کرد ، گفت خدایا یادته یه خواستۀ اجابت شده دارم پیشت"

ندا اومد بله ، گفت میخوام الان بخوام " ... بخواه

گفت اینقده این خورشیدُ به زمین نزدیک کن ... میخوام بویِ کباب شدن بدن حسینُ استشمام کنم ... اینا رو چرا دارم میگم،داغ ،عطش ،اضطراب  ،خون ریزی ،جنگ ،گردُغبار ،صمِ اسب ،شمشیرُنیزه و سنگ ،انوقت توقع داری زینب تا دید بشناسه ؟؟ ...*

  ای طائر تپیده بخون در برابرم

باور نمیکنم که تو هستی برادرم ...

 *گفت ، نه ، نمیشه تو داداش من باشی ... همین الان بغلش کردم  ... همین الان زیر گلوشُ بوسیدم ... هی نیزه شکسته هارو زیرُ رو میکنه  ... شمشیر شکسته هارو زیرُ رو میکنه ... یه نشونه پیدا کنم یه مرتبه حرف عوض شد ...*

گویا حسینِ من توی ... (شناختمت ... ازکجا بی بی ؟؟ )

 گویا حسینِ من تویی ای پاره پاره تن

چون آید از شکافِ دلت بویِ مادرم

حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:23 ب.ظ | نظرات()


[علی علی اکبر بابا خوش آمدی 2

علی علی دلبر لیلا خوش آمدی ]2

{ای بی همتا علی علی علی
عشق زهرا زهرا علی علی علی}2

علی یا علی علی یا علی2


{علی علی علی اکبر لیلا خوش آمدی 2
علی علی علی دلبر لیلا خوش آمدی2}2
ای بی همتا علی علی علی 2
عشق زهرا علی علی علی 2

***

علی یاعلی علی یا علی ......
تویی تو آمدی حضرت شهزاد اکبری
ویا که سرزده ماه جمال پیمبری

 
حسین وکربلا هردو دل آرا ودلبرست
ولی علی علی از دوتاشون دل تو میبری

{ای بی همتا علی علی علی
عشق زهرا علی علی علی }2

علی یا علی علی یا علی.....

[علی علی علی اکبر بابا خوش آمدی 2
علی علی علی دلبر لیلا خوش آمدی ]2

ای بی همتا علی علی علی .....
عشق زهرا علی علی علی .....

علی یاعلی .............

***
علی اکبری یوسف محبوب کربلا

اسیر عشق تو حضرت یعقوب کربلا
اگر عمو شده امیر لشکر برای او

توی تو یا علی وزیر یعسوب کربلا

[ای بی همتا علی علی علی
عشق زهرا علی علی علی ]

علی علی علی ..........






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:18 ب.ظ | نظرات()

*اینقدر آقا موسی بن جعفر امروز دلواپس معصومه‌ش بود ... لحظه های آخر ، سرش رو دامن امام رضا ، هی می‌گفت رضاجان ، حواست بهش باشه ... معصومۀ من مثل گلِ ... معصومۀ من طاقت بی احترامی نداره ...

هی امام رضا می‌گفت آقا خیالت راحت باشه ... بابا، خودم مثل شیر بالا سرش هستم ... و همینجور هم بود ...اما دلها بسوزه برای حسین ... میخوایم خیلی گریه کنیم امروز *

چُنان در خیمه ها آتش به پا شد

که آتش هم به وحشت مبتلا شد

*چی میخوای بگی ... صحبت دختره دیگه ... دختر حسین و دختر موسی بن جعفر *

چُنان آتش به وحشت مبتلا شد

که دامن‌ها ، پناهِ شعله ها شد

طفل یتیمی زحسین گم شده ... ساربان ساربان

*همه روضه خون بشید *

طفل یتیمی زحسین گم شده ... ساربان ساربان

قامت زینب ز ألم خم شده ... ساربان ساربان

*نمی‌دونم کدوم دل گوشه کنار مجلس، مجلسو نگه داشته ... همینقدر می‌دونم این سفره ، یه سفره خصوصی بود برای خصوصیا ... رفتنیا رفتند، بقیه رو زینب نگه داشته ...ماه رجبُ ماهِ زیارتی امام حسین ... امشب، فردا شب ، کاروان ابی عبدالله راه میفته ... دست زن و بچشو می‌گیره توی این بیابونا ... ابن عباس ، محمد حنفیه،(هرکسی بوده نمی‌دونم) مثل امشب اومد جلوی قافله ابی عبدالله رو گرفت توی مدینه ... آقا ...کجا می‌بری این زن و بچه‌رو ؟! ... فرمود برو کنارم مأمورم ... جدم دستور داده باید برم کربلا وعده دیدار دارم ... آقا ...میخوای بری ، برو ... زن و بچه رو کجا میبری؟! زینب رو کجا میبری؟! ... این بچه های قد و نیم قد دیگه چرا ؟! ... تا این حرفو زد یه وقت دیدن پرده‌ی محمل زینب رفت کنار ... خانم سرشو بیرون آورد ... ابن عباس برو کنار ... حالا دیگه کارت به جایی رسیده بین من و حسین میخوای جدایی بندازی ؟! ... من هرجا حسین بره میرم ... ای حسین ...خدارو شکر ... روزیت شد با این قافله همسفر بشی ... عاشورا کربلا باشی ان شا الله ... هیچ بعید نیست بخدا *

یک روز می‌رسد که در آغوش گیرمت

هرگز بعید نیست، خدا را چه دیده ای !

*کاروان راه افتاد ، چه کاروانی ... تو یه محمل لیلا نشسته... گاهی پرده‌رو کنار میزنه قد و بالای اکبرو نگاه می‌کنه ... تو یه محمل نجمه نشسته ... گاهی پرده‌رو کنار میزنه قد و بالای قاسم نگاه می‌کنه ...اما تو یه محمل یه خانومی نشسته ، احتیاج نیست پرده‌رو کنار بزنه ... جیگرپاره‌ش توی بغلشه ... گاهی ملافه‌رو کنار میزنه میگه علی اصغر ... ببینم کربلا چه می‌کنی مادر... هرکی می‌خواد هرچیزی بگیره یا الله ... بسم الله ...اونی که کربلا می‌خواد بسم الله ... اونی که معرفتشو می‌خواد بسم الله ... اونی که عاشقش شده بسم الله ... علی علی علی ... لای لای علی ...تو یه محمل یه خانومی نشسته ... گاهی پرده رو کنار میرنه قد و بالای عمو عباسشو نگاه می‌کنه ... زیر لب میگه الحمدلله ...همه بی‌بی‌ها توی محمل‌ها نشستند ... نوبت رسید به علیامخدره زینب ... حالا زینب می‌خواد بیاد سوار بشه ... ای داد بیداد ...جوونای بنی هاشم این بازوهای پیچیده‌رو بهم گره کردند ، از درب خونه تا کنار محمل ، دیوار ساختند دوطرف ... نکنه دل شب ، چشم نامحرمی به سایه‌ی قد و بالای زینب بیفته ... خانوم رو با یه جلال و جبروتی آوردند پای محمل ... محمل بلنده ... بی بی زینب چه جوری سوار بشه ؟! ... پله می‌خواد ...قمر بنی هاشم اومد زانو خم کرد ... علی اکبر محمل‌رو گرفت ... خوده حسین اومد زیر بقلای زینب‌رو گرفت ... آی زینب *

فلک دارد سرِ آزار زینب

نخواهد گرمیِ بازار زینب

*این جلال و جبروت‌ر‌و که دید ، این آسمون تاب نیاورد ...گفت حالا یه کاری می‌کنم زینب ... دور فلک چرخید ... عصر روز یازدهم ...همین زینب می‌خواد سوار محمل بشه ... یه نگاه کرد دید یه طرف حسین افتاده ... کنار علقمه عباس افتاده ... خیمه دارالحرب علی اکبر و قاسم ... خودش یکی یکی بانوان‌رو سوار کرد ، بچه هارو بغل خانومها سپرد ... حالا نوبت زینبه ...یه نگاه کرد دید کسی نیست ... صدا زد حسین ... پاشو به داد زینب برس... حسین ....این حسین خیلی کارا ازش برمیاد*

هزارسال گذشت از حکایت زینب

هنوز مهدی صحرانشین سیه پوش است



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:43 ب.ظ | نظرات()

"صلی الله علیکِ یا سیدتی و مولاتی یا بنت أمیرالمؤمنین یا زینب

نگاه من به درو چشم اشکبار تو ماند

نگاه من به درو دل در انتظار تو ماند

دوباره پیرهنت را به سینه چسباندم

بیا بیا که چشم به راه رسیدنت ماندم

*الحمدلله احتیاج به هیچی نداری ... روضه خوان برات بهانه ست که برای عمه جانت زار بزنی ان شا الله*

بیا ببین ز فراقت نفس شماری را

*آماده هستی؟! میخوام روضه بخونما، چشمائی که هنوز زیر و رو نشده ... دلهائی که هنوز تکون نخورده،روضه بی بی زینب برای غیرتیا خیلی سخته*

بیا ببین ز فراقت نفس شماری را

به جای جای تنم ، جای یادگاری را

*بچه سیدا باید امشب گریه کنن دیگه *

حسین جان ...

نداد مهلتم آن تازیانه تا بوسم

هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری را

*ای عمه جان!آذری زبونا مرتب میگن یارالی حسین ... امشب باید بگی یارالی عمه،عمه زخمی من... توی یه محفلی یه روضه خوانی اینجور می‌گفت : زن غساله رو ، امام زین العابدین صدا زد ... اگه بی بی در شام دفن شده باشه این حرف خیلی به صحت نزدیکه ... زن غساله رو صدا زد ... عمه جانم رو غسل بده ... کفن کن ... زن غساله رفت و برگشت ... گفت آقا ، من خبر دارم شما کربلا بودید ... آقا ، من خبر دارم شما اسارت کشیدید ... اما یه سؤال دارم ... مگه عمه شما هم توی جنگ می‌جنگیده ؟! ... گفت چطور ؟! ...گفت چرا این بدن اینقدر مجروحه؟!نکته حساسش اینجاست ... گفت آقا ، یادمه اون شبی هم که صدام زدی سه ساله رو بشورم ، بدنش همین حالو داشت ... با شما چه کردند؟! ...جواب امام زین العابدین کشنده تر از همه هست،فرمود زن غساله ، حق داری متعجب باشی ... عمه من ،خواهرای منو از کربلا تا کوفه ، از کوفه تا به شام ، با تازیانه و کعب نی و زنجیر و سنگ و چوب و خاکستر و هرجوری تونستند اذیت کردن ... اما ای زن غساله! اینا که تو دیدی چیزی نیست باید مدینه می‌بودی مادرمو میدیدی ...با مادر هجده سالم چند برابر بیشتر از این آزار دادن ... خیلی امشب باهاتون کار دارم ... دلم برا گریه هاتون تنگ شده ... میدونم چشماتون بهانه میگیره ... چندماهی از محرم و صفر گذشته ... دلاتون هوائی کربلا شده ...*

نداد مهلتم آن تازیانه تا بوسم

هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری را

*هنوز باور من نیست ، چشم من دیده ( خیلی کارا میشه صورت بگیره توی این یه بیت*

هنوز باور من نیست ، چشم من دیده

کنار محمل خود ، طفل نِی سواری را

*میتونم از اینجای شعر به بعد رو بهت ببخشم ... میتونم سینه زنی رو شروع کنم ... نمیدونم دل تو چی میگه...آخ داداش داداش ... میدونی چه کردند با من ...*

خرابه گَردِ توأم ، آی خانه ات آباد

کجائی ای نفسم ، خواهر از نفس افتاد

 * ببینم کسی ساکت مونده یا نه،چگونه با تو بگویم ... آخه تو غیرت اللهی ...من میدونم چی به روزت میاد اگه بگم*

چگونه با تو بگویم که شام ننگین است

و دست مردم شامی چقدر سنگین است

*بعضیا هنوز چراغشون روشن نشده انگار ... مثل اینکه هنوز نگرفتی چی دارم میگم ... چگونه با تو بگویم که شام ننگین است ( عربه ، جنگی ، بی تربیت ، بغض و کینه داره ... داداش نمی‌دونی ... وقتی دستشونو بلند میکردن .... یا الله ،زبون بگیر برای عمه جانت ... چرا بعضیا ساکتند ... شام غریبان بی بی ...*

چگونه با تو بگویم که شام ننگین است ....

*فقط خدا می‌دونه با چه زوری ، این شام ننگین است رو معناشو توی سینه دارم نگه میدارم ... بیرون نزنه و الا شما یکی یکیتون منو تکه پاره میکنید ... یه گوشه شو بزنم کنار ...داداش ...مارو بردن بازار برده فروشا ... بگم برات ؟!...*

اگر این است تأثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

*از من نشنیدی از این حرفا اما امشب میزنم *

زینب ، دختر علی ، بایسته نگاه کنه ...

 زین العابدین، حجت خدا بایسته نگاه کنه ...

*دخترای حسین رو به ریسمان ببندند ... بکشند توی کوچه پس کوچه های شهر ... یا الله ... یا الله ،کار رسید به اینجا ...بی بی زینب صدا بزنه ...*

چه حیف شد که نمُردم کنار پیکر تو

برای آن همه زخمی که داشت حنجر تو

*دیگه خودت روضه خون باش...حسین ...*




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:21 ب.ظ | نظرات()


(بیایید،حضرت مهتاب اومده
زینت آغوش رباب،عزیز ارباب اومده)3
 (توی ِ گهواره،چونان مه پاره
چه خوب شیرخواره،آروم خوابیده)2
(لالا،لالا،به خواب علی اصغر
لالایی)2

***
{سومین غزل دیوان حسین
کوچکترین سوره ی عشق
(میون قرآن حسین)2}2
(شبیه رؤیا،ملیح و زیبا
خدای اعلی،اونو کشیده)2
(توی ِ گهواره،چونان مه پاره
چه خوب شیرخواره،آروم خوابیده)2
(لالا،لالا،به خواب علی اصغر
لالایی)2

***
{(می تبه،به عشق تو قلب همه)2
بیشتر از همه می بری
(دل از امیر علقمه)2}3
به ظاهر اصغر،ولیکن اکبر
شمیم ِ کوثر زتو میرسه
(لالا،لالا،به خواب علی اصغر
لالایی)3





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:43 ب.ظ | نظرات()

از آسمان به زمین آفتاب می آید

علی اصغرِ عالی جناب می آید

رسید آینه دارِ امام عاشورا

رسید حُسن ختامِ قیام عاشورا

*دیدید وقتی میرید یه جا مهمانی،یه بزرگ مهمانی داده،بعد از پذیرایی های بسیار و مفصل،آخرالامر، میگه:آخرین پذیرایی رو میخوام سوپریزت کنم،مثلاً یه نوع پذیرایی رو میاره رو دست همه ی پذیرایی هایی که قبلاً کرده، مهمان جا میخوره،شُکه میشه،ذوق زده میشه،حسین تو کربلا گفت:خدا! ازت با علی اکبرم پذیرایی کردم،ازت با عباسم پذیرایی کردم،ازت با قاسمم پذیرایی کردم،خدا! دستای زینب رو در اختیار ریسمان گذاشتم،خدا معجر رقیه رو دادم، خدا حالا می خوام آخرین برگ برنده رو، رو کنم،حسین دیگه چی داری؟قنداقه ی علی اصغر...حسین...*

اگرچه غُنچه ی پیچیده در قمات است این

به لعل کوچک خود چشمه ی حیات است این

*نگاه به جثه ی  کوچیکش نکنید،عالم رو بهم ریخته،تنها کسی که تو کربلا تا شهید شد خدا مستقیماً به حسین تسلیت گفت،حسین جان!سرت سلامت. روایت داریم،تا علی اصغر رو زدن،خدا فرمود:جبرئیل برو پیش حسین، دیگه جلو تر نرو، تا انتها نرفتی هم نرفتی،دیگه خون علی اصغر پُر کرد،من ِ خدا قبول دارم،ارباب ما گفت:من با تو یه عهدی بستم، ارباب ما زیر قولش نزد، گفت: من با تو یه پیمانی بستم،تا نبینم سر علی اصغر رو بالا نیزه آروم نمیشم، تا سر من رو از این شهر به اون شهر نبرن قرار نمی گیرم،حسین....*

فقط نه در دِلِ گهواره کودکِ باباست

قسم به او که علمدار کوچک باباست

تبسمی زد و تا کبریا به وجد آمد

از آن دو چشم خدایی خدا به وجد آمد

عجب شبی است که روی علیست مهتابش

رباب گرم نگاهش رقیه بی تابش




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:37 ب.ظ | نظرات()


دوباره پیاله ها لب به لبهِ 2
سرچشمۀ مستیِ ما ، شرابِ ماهِ رجبِ

(پیاله حاضر ، شرابِ طاهر
به دستِ باقر ، عزیزِ خدا) 3

آقا ... آقا ... عزیزِ ثارالله ... یامولا

دوباره پیاله ها لب به لبهِ 2
سرچشمۀ مستیِ ما ، شرابِ ماهِ رجبِ

به پاشد تو مدینه بزمِ صفا 2
نشسته خنده رو لبِ شَهَنشهِ کرببلا

(رسیدِ دلبر ، عزیزِ حیدر 2
عمو شد اکبر عزیزِ خدا ) 3

آقا ... آقا ... عزیزِ ثارالله ... یامولا

دوباره پیاله ها لب به لبهِ 2
سرچشمۀ مستیِ ما ، شرابِ ماهِ رجبِ

نگاهش به آسمون روشنایی 2
میخنده،این دُردونه تا میخونه عمو عباسش لالایی

نگاهش دریا ، جمالش زیبا
شبیه سقا ، عزیزِ خدا

(پیاله حاضر ، شرابِ طاهر
به دستِ باقر ، عزیزِ خدا) 2

آقا ... آقا ... عزیزِ ثارالله ... یامولا

دوباره پیاله ها لب به لبهِ 2
سرچشمۀ مستیِ ما ، شرابِ ماهِ رجبِ

زندگی اگه نباشه محالِ
بازیچه اش دنیا ولی هم بازیِ اون سه ساله

*یه وقت بیدار شدن بچه ها تو خرابه با امام باقرُ دیگرِ بچه ها ...
 هی اینطرفُ اونطرفُ نگاه کردن اول از همه امام باقر متوجه شد ، اومد سراغِ عمه .
عمه ... عمه جون رقیه کجاست ؟؟؟ یکی یکی اومدن سراغِ عمه .
عمه ... رقیه نیست ... اخ قربونِ خانم سکینه ...
 یه وقت بچه ها دیدن خانم سکینه گوشۀ خرابه رو خاکا افتادِ  ...
این خاکای تازه زیرُ رو شده رو هی زیرُ رو میکنه ... هی میگه خواهر ......*

زندگی اگه نباشه محالِ
بازیچه اش دنیا ولی هم بازیِ اون سه ساله

رقیه جونِش ... یارِ هم خونِش ...
دلا حیرونِش عزیزِ خدا .....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:28 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو