سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روایات ، حکایات ،كرامات و تشرفات برای ذكر نمودن در جلسات مداحی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


                      

خیلی وقت ها زحمت می کشیم یه نوکر رو از چشم بزرگتر بندازیم ، حسادت همیشه هست ، همه جا هست ..."

سلطان محمود غزنوی یه نوکری داشت به نام ایاز ، این نوکر رو خیلی دوسش  داشت و ایاز هم در نوکری برا سلطان محمود هیچی کم نمیذاشت ، انقد ارتباط این نوکر با سلطان به چشم اومده بود که حسودای دربار نقشه کشیدن ، که یه کاری کنن ، این نوکر از چشم ارباب بیفته ..."

حسودای دربار نمیتونستن ببینن که این نوکر دور این سلطان میگرده و سلطانم جور دیگری این نوکر رو دوسش داره ، هی اومدن بغل گوش سلطان حرف زدن ، گفتن سلطان این ایاز ، روزی دو ، سه ساعت از کاخ میره بیرون ، میره یه محله ای پایین شهر ، تو یه خونه ای ، سه چهار ساعت اونجاست ، دوباره ظهر میاد کاخ ... " ما فکر کنیم برا شما نقشه ای شوم کشیده باشه ، داره سلاح جمع می کنه ، پول جمع می کنه ، آدم جمع می کنه . سلطان اول باور نکرد ، یواش یواش دید این میگه" این میگه" این میگه" باور کرد ؛

یه روز ظهر نوکر اومد ، عیاض اومد کاخ ، سلطان گفت کجا بودی؟!! گفت پایین شهر کاری داشتم ، رفته بودم" گفت میشه این خونه پایین شهرتو به من نشون بدی ، گفت بله ، قابل شما رو نداره ، اما بریم " نوکر افتاد جلو ، سلطان دنبالش ، رسیدن دم یه خونه قدیمی ، ایاز کلید و انداخت در رو باز کرد ، رفتن تو ... خو سلطان اومده ، تمام حسودای دربار اومدن که مچ ایاز رو بگیرن، سلطان تا اومد تو خونه ، دید یه خونه ای که کاه گلیه هست و سقفش شکسته داره میریزه ، یه پوستین پوسیده رو دیوار ، یه گلیم پاره و پوسیده ام رو زمینه ، بقیه خونه همش خاکه"  یه نگاه کرد به ایاز ، گفت ایاز ، تو کاخ با اون عظمت و با اون همه زیبایی رو رها میکنی ، روزی سه چهار ساعت تو این خونه چیکار می کنی؟!! حیف نیست اون کاخ رو رها می کنی میای تو این مخروبه ؟!!

یه جمله گفت ، اون جمله همیشه باید آویزه گوش ما نوکرها باشه ، برا اربابمون" گفت ارباب ! این خونه قدیم من بود ، من قبل از اینکه در سایه ی سلطنت شما قرار بگیرم ، این پوستین لباسم بود ، این گلیم فرشم بود و تشکم ، مکان خوابم بود ، مکان زندگیم بود ، این سقف شکسته هم سایه بون سرم بود ..." از وقتی که زیر سایه ی شما قرار گرفتم به اون جاه و جلال رسیدم من هر روز صبح میام این خونه رو نگاه می کنم ، به خودم میگم ، ایاز ؛ آگه ارباب دستش رو از سرت برداره ، جات اینجاسا ...! هر روز میام به این لباس پوسیده ، به این گلیم پاره ، به این سقف شکسته نگاه می کنم" که وقتی میام کاخ به اون جاه و جلال نگاه می کنم بگم ، خدا رو شکر همش به برکت سلطانه" ماها نوکریم ؛ اگر نوکر امام حسین (ع) نبودیم تو این عالم امروز نوکری چه آدمی رو می کردیم؟!! کجا بودیم خداییش؟!!


                          دانلود حكایت



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:13 ق.ظ | نظرات()

            

السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّهَ اللَّهِ فی اَرْضِهِ

از کسانی که سال های سال بی قرار امام زمانش بوده مرحوم سید حیدر حلی ، از علما و شعرای بزرگ شیعه ست ، سالها از این شهر به آن شهر ، از این زیارتگاه به اون زیارتگاه ، دنبال یوسف زهرا میگرده، خسته شد با خودش گفت میرم کربلای معلی ، آگه اونجا زیارتش کردم که می بینمش، اما اگه اونجا هم ندیدمش، دیگه دنبالش نمی گردم ؛ بعضی ها عجب نشونی هایی بلد بودن ،یه قصیده ای گفت، گفت این قصیده رو می برم روبروی قبر و حرم ابی عبدالله می خونم ان الله دیگه این تیر آخر به هدف می خوره؛ از حله با چه امیدی ، پای پیاده آمد کربلا ، ان شاالله وعده ی هممون اربعین ابی عبدالله با پای پیاده بریم زیارت ؛ وارد حرم شد قصیده شو مقابل مضجع ملکوتی ابی عبدالله خواند :

"اتری تجی ء فجیعه _ بأمض من تلک الفجیعة؟" *یعنی تو عالم مصیبتی جان گداز تر از فاجعه ی کربلا سراغ نداریم*

"حیث الحسین علی الثری" *اون ساعتی که از مرکبش رو خاک ها افتاد* "خیل العدی طحنت ضلوعه" *اون ساعتی که ده نفر سوار بر اسب بر بدن نازنینش اسب تازوندن ... دونه دونه ی این ابیات رو داره  میخونه، تا رسید به این بیت :

"و رضیعه بدم الورید مخضب فاطلب رضیعه" *یعنی این آقایی که اینجا خوابیده یه بچه ی شیرخواره داشت ، چه جوری سیرابش کردن؟ به خون حلقش اون رو سیرابش کردن ... آقا بیا انتقام شیرخواره ی حسین رو بگیر ... تا رسید به این بیت، دید یه دستی از پشت سر به شانه اش خورد ، یکی میگه سید حیدر دیگه بسه ... ادامه نده، منه مهدی طاقت ندارم ... (رمز سخن گفتن با امام زمان رو گرفتی ؟!!) من میخوام بگم آقاجان سید حیدر که چیزی نگفت، فقط گفت این آقا یه بچه ی شیرخواره داشت .. پس چه گذشت بر جد غریبتون حسین ... اومد این بچه ی شیرخواره رو از خواهرش زینب گرفت ، مرحوم سید ابن طاووس می نویسد ، همه یاراش رو زمین افتادن ، یه نگاه کرد دید دیگه براش یاری باقی نمانده ، یه مرتبه صدا زد : "هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّه"ِ همین که اهل حرم استقاثه ی حسین رو شنیدن، انقده این زن و بچه ضجه زدن ... که ابی عبدالله نگران شد ، سراسیمه آمد سمت خیمه ها، اول خواهرش رو صدا زد : "فنادا یا زینب ایتینی وَلَدِیَ الصَّغِیرَ حَتَّى أُوَدِّعَهُ" این بچه ی صغیر و شیرخواره ام رو بده باهاش وداع کنم ... به به رحمت خدا بر این ناله ها ... روضه ی شیرخواره ی ابی عبدالله از روضه هایی هست که حضرت تو چند تا تشرف سفارش کرده، روضه ،روضه ی باب الحوائجه ... از همه التماس دعا ،  برا پیروزی مدافعان حرم زینبی هم دعا کنید ؛ همین که خواهرش رو صدا زد ، عقیله ی بنی هاشم این بچه رو بغل گرفت ، عجیبه به خدا این بچه رو مادر به ابی عبدالله نداده ، همه ی مقاتل نوشتن زینب این شیرخواره رو به حسین داد ؛ شاید رباب مادرش خجالت کشید، تا این کودک رو تو بغل برادر قرار داد یه جمله ای رو زینب گفته ، عرضه داشت داداش سه روزه که این بچه آب نخورده "فأطلب له شربة من الماء فاخذ الحسین علی یدا" ابی عبدالله این شیرخواره رو ، رو دست گرفت ،بعضی ها نوشتن اونقده بالا آورد که زیر بغل حسین نمایان شد ، فرمود :«ان لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل الرضیع» آگه به من رحم نمی کنید لااقل به این شیرخواره رحم کنید «اما ترونه کیف یتلظی عطشا» مگه نمی بینید از شدت عطش لب هاشو پشت سر هم باز و بسته می کنه ... گریه کنا ، ناله زنا ، هنوز حرف ابی عبدالله تمام نشده بود ، حسین هم متوجه نشد تیر حرمله از کدام طرف آمد ... یه وقت دید «فَذُبحَ مِنَ الاُذُنِ إلَی الاُذُن ... » چنان گوش تا گوش علی دریده شد ، ناله بزن یا حسین ...


                            دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:56 ق.ظ | نظرات()

                

بعضی ها عاقبت بخیر نمیشن ، اما بعضی ها هم بعد از یه عمر خلاف کاری عاقبت بخیر میشن ، ای عاقبت بخیر میشن" یه آقا رسولی بود اهل قمه کشی و عرق خوری و خیلی چیزا بود ولی هیئت حسینش ترک نمی شد ، منتها میخواست بره روضه ی امام حسین این دهنش رو زیر شیرآب ، آب می کشید میگفت امام حسین خوشش نمیاد ، گاهی یه ذره ادب آدم رو عاقبت بخیر می کنه ، میگه اومد تو هیئتی ، رئیس هیئت نگاش کرد گفت این از اراذل اوباشه ، بیرونش کنید ، گفتن میزنه ها قداره بنده ، گفت نه این نوکر امام حسین رو نمی زنه ، اومدن بهش گفتن فلانی از جلسه ما برو بیرون ، مایه ی آبرو ریزی ماست ، ناراحت شد ، دلش شکست ، رفت ، صبح فردا ، صبح زود دید ، در خانه شو میزنن ، کیه؟ اومد دید رییس هیئت داره گریه می کنه ، گفت آقا رسول آگه میخوای بیای هیئت بیا" ما غلط کردیم ، اشتباه کردیم تو رو بیرون کردیم ، آقا رسول میگه ، چیه؟چی شده ؟ نه به اون بیرون کردن نه به این دعوت کردن ! میگه من یه خوابی دیدم تو بیا چی کار داری ، گفت باید خواب رو برام تعریف کنی ، خواب یه جوری بوده نمی خواسته تعریف کنه ، اصرار ، نه باید تعریف کنی ، میگه آقا رسول ، دیدم خیمه ی حسین تو کربلا تنهاست ، مردم دارن یورش میبرن ، خیمه ی حسین رو غارت کنند ، یه سگی جلو خیمه داره پاسبانی میده ، آقا رسول ببخشید ، چهره ی سگ ، چهره ی تو بود ،بدنش، بدن سگ ؛ میگه آقا رسول نشست گفت بالاخره ما رو به عنوان سگ خودشون پذیرفتن ، گریه کرد ... انقلابی در رسول شد ، از اون به بعد شد یکی از گریه کنان درجه یکه اباعبدالله الحسین ..." میرفت مسجد نماز میخوند"، گوله به گوله جاهای مختلف مسجد نماز می خوند ، یکی از رفقاش بهش میگه بابا آروم بگیر یه جا نماز بخون انقده این جا اونجا می کنی " گفته بوده که این زمین گناه من رو زیاد دیده ، میخوام نمازهامم ، زیاد ببینه روز قیامت شهادت بده ، یکی از علمای تهران جلسه ی روضه ای گرفته بود ، ندیدنش آقا رسول رو دعوتش کنند ، صداش زدن ، پیداش نکردن دیدن تو جلسه ی روضه خود آقا رسول اومده تو مجلس اون عالم بزرگوار ، هی تو تاریکی ها دستش رو باز می کنه میگه ، مادر ... مادر کجایی مادر ... مجلس رو وقتی یک کلمه می گفت منقلب می کرد و به آتش می کشید ؛ بعد از جلسه بهش گفتن چرا مادر مادر می کردی ، آدرس کی بهت داد ؟!! گفته بوده که دیشب خانم فاطمه ی زهرا رو خواب دیدم فرمود فلان جا روضه هست ، ما هم هستیم ، دوست داریم تو هم باشی ... بیاییا ..." لحظه ی آخر هی می گفتن بیهوش میشد ، به هوش میومد ، هی میگفت مرگ منتظر منه ، منتظر رسوله ، رسول منتظر اربابشه ، من جان به عزرائیل نمیدم تا اربابم نیاد ..." قلدری خودشو هنگام مرگ داشت ، لحظه ی آخر میگن یه دفعه ای لبخند زد ، گفت : آقام گلدی ... آقام گلدی ...

اینجوری هست یا امیرالمومنین ، بعضی ها رو اینجوری دستشون رو میگیری ، ما امشب داریم میترسیم از عاقبت بخیر نشدن ... حسین دست ما رو هم بگیر کنار بدن مولا امیرالمومنین ...


                            دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:37 ب.ظ | نظرات()

میخانه دگر جای من بی سر و پا نیست....

بگذار به پشت در میخانه بمیرم....

ای تاج سرم یابن الزهرا ...

من منتظرم یا بن الزهرا...

هرکس به کسی نازد و من هم به تو نازم...

ای کاش جان بر سر کوی تو ببازم...

مهمان توام ...

ترسم که بیایی و من آن روز نباشم....

ای کاش که من خاک سر راه تو باشم....

من مال توام یابن الزهرا...

دنبال توام یابن الزهرا...

شاید که دگر میکده را درک نکردم....

یک بار بیا تا که به دور تو بگردم...

سایه ات به سرم یابن الزهرا....

من منتظرم یا بن الزهرا...

***

ما تمام سرمایمون توسل به حضرته ، توجه به حضرته،چطور ما از حضرت غافلیم؟!چطور اینقدر دور شدیم؟!چطور تونستیم زندگی کنیم بدون توجه به حضرت بدون توسل به حضرت بدون در نظر گرفتن حضرت؟!تمام طلبگیمون همین دینه،چه میخواهند از ما؟!ما چه میخواهیم از خودمان؟! کمه همین سفره ای که برای ما پهن کرده اند؟!کی داره بهره میبره؟ما چرا اینقدر بی بهره ایم؟چرا اینقدر غافلیم؟!چرا حتی برای این ارتباطم آمدیم حرف زدیم و حرف زدیم و حرف زدیم؟! نصیب خودمان چی شد؟! چطور روزگار ما را به غفلت انداخت؟! چطور از این بخش جدا شدیم؟! تمام سرمایه همین هست ،این رو نباید کم گرفت . روزانه باید متوسل بود ، گرچه افق این فکر خیلی بلنده ،افق این ارتباط خیلی راعیه و دائم باید منتظر بود و عجیبه تجربه نشان داده است بین علما که نقل میکنند و میکرده اند که توسل و توجه به حضرت بقیة الله روحی له الفدا خیر دنیا و آخرت می آورد . فقط ثبات قدم میخواهد ،مراعات میخواهد،ادب میخواهد ، گذشت میخواهد ،سحر میخواهد،نماز اول وقت میخواهد،قرآن میخواهد ولی یک مرکزه همش ... مرکز نوره...اون وقت انسان احساس میکند که یک باب دیگرم در زندگیش باز شد نسل و ذریه اش هم بهره میبرند،این ادب در مقابل حضرت و حاظر دیدن اونکه ما فکر میکنیم غائب است و توجه به احاطه شهودی او ، این باعث خیر است ما خیلی غافلیم و حیف است کسی سر این سفره غافل از حضرت بخواهد باشد،تمامش مال این بزرگواره،همه رقم ما سر سفره ی این بزرگواریم،ما توجهمون به حضرت بقیة الله خیلی کمه،خیلی دوریم و طلبگی ما را به سمت و سویی نتیجه بخش سوق نمیدهد این نسیان ... باید بیشتر متوسل بود،باید بیشتر متوجه بود ... این سلام ها، زیارت ها، توجهات ،توسلات خیر دنیا و آخرت برای ما خواهد داشت . چرا ما زندگی هایمان به گونه ای شده که از هر طرف مشکلات فشار آورده؟! این مال این غفلت است ! شروع کنیم ،تمدید کنیم این توجه را ...حتما گره ها باز خواهد شد ... گره ها باز خواهد شد ...

                                 دانلود سخنرانی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:56 ب.ظ | نظرات()

       

وجود نازنین نبی گرامی اسلام صلی الله علیه وآله رو دیدند که دست اباعبدالله الحسین علیه السلام رو گرفت و در مقابل مردم بالا آورد(بحار،جلد43)روایت از حذیفه هست.حذیفه نقل میکنه:"قال رایت النبی آخذ بیدالحسین بن علی علیهما السلام"دیدم نبی مکرم اسلام درحالیکه دست امام حسین علیه السلام رو گرفت و بالا آورد مقابل مردم فرمود:"یاایهاالناس هذا الحسین ابن علی فاعرفوه" این حسین پسر علی است معرفت نسبت به این حسین پیدا کنید.نتیجه و مطلبی که از این کلام نورانی میخوام استفاده بکنم اینه:معرفت نسبت به سیدالشهدا علیه السلام فرض قرار گرفته بر گردن همه ما از ناحیه مقدس رسول خدا صلی الله علیه وآله. "هذا الحسین بن علی فاعرفوه"بشناسید این حسین رو معرفت نسبت به این حسین پیدا بکنید.وجود مقدس نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله تو مسجد نشسته،دیدند صیادی آمد بچه آهویی رو تقدیم رسول گرامی اسلام کرد وجود نازنین پیامبر عظیم الشان اسلام اطرافشون رو نگاه کردند امام مجتبی علیه السلام کنار جدشون پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله نشسته بودند این بچه آهو رو دادند به امام حسن علیه السلام.طولی نکشید امام حسین علیه السلام آمدند، وقتی دیدند برادرشون با یه بچه آهو مشغول بازیه از جدشون پیغمبر خواستند که یه بچه آهو هم شما به من بدید.استفاده میشه از این روایت گویا یک لحظه رسول گرامی اسلام موند چی جواب حسین رو بده خوب عنایت بفرمایید! داشت بغض در گلوی حسین میپیچید هنوز نپیچیده،داشت اشک از چشمان حسین جاری میشد هنوز نشده دیدند جلوی در مسجد ولوله ای به پا شد رسول خدا همراه با یاران و اصحاب تشریف فرما شدند دم در مسجد دیدند یه آهویی داره میاد یه بچه هم دنبالش حرکت میکنه،در مقابل پیامبر اسلام زانوی ادب زدند ونشستند،گرگی هم پشت سر این ها دندونش رو نشون این آهو میده این آهو به جلو حرکت میکنه.در مقابل رسول خدا زانوی ادب زدند.رسول خدا فرمود:آهو اینجا برای چه آمدی؟به زبان در آمد که یا رسول الله من دو تا بچه داشتم یکیش رو صیاد اسیر کرد آورد تقدیم شما کرد دلم خوش بود به این دومی،داشتم شیرش میدادم دیدم یه ندایی در آسمان پیچید ای غزال سرعت بگیر به سمت مسجد پیغمبر،داره بغض تو گلوی حسین میپیچه داره اشک تو چشمای حسین حلقه میزنه،ملائکه به جنب و جوش افتادند،سرعت بگیر.این بچه رو رسول خدا گرفت و داد به امام حسین علیه السلام و بر سینه این آهو و دوتا بچه هاش علامتی نصب کرد و گوشت آن ها را بر اهل مدینه حرام کرد،بماند.. مقصودم از این کلام اینه جایگاه حسین در عرش چقدر بالاست! مسجد کوفه مشرف شدید یه مقامی هست مقام حضرت آدم علیه السلام.در این مقام توبه آدم پذیرفته شد،این مقام چه مقامیه؟خطاب رسید آدم اگر میخوای خدا از سر تقصیرات تو بگذره ببین در عرش چه نوشته؟نگاه کرد دید کلماتی به عرش نوشته:الهی یا حمید بحق محمد یا عالی بحق علی یا فاطر بحق فاطمه یا محسن بحق الحسن یا ذالاحسان بحق الحسین...بی اختیار با شنیدن نام حسین دل آدم لرزید،اشک در چشمان او حلقه زد کلامی را از جبرائیل شنید اشکش جاری شد،به خاطر این گریه در این مقام توبه آدم پذیرفته شد.جایگاه حسین در عرش چقدر رفیعه!

دانلود مولودی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 12:09 ب.ظ | نظرات()

             

میگه: گوشه ی صحن  دیدم هر شب میاد وایمیسه ، بی ادبی میكنه به امام رضا ، خادم بود ؛ می گفت: گفتم اومدم برم جلو وایستم ببینم چی می خواد بگه؟ امام رضا باهاش چیكار میكنه ؟ میگه شب اول اومد هرچی لایق خودش بود به حضرت جسارت كرد ، شب دوم اومد همین طور ، شب سوم لابه لا جسارت هاش ، یه دفعه دیدم سیاه شد افتاد زمین با صورت ، هیچ كس دورش نبود ، خورد زمین ، مردم دورش جمع شدن بردنش بیرون ، رو كردم به گنبد گفتم : یا امام رضا من می خوام بدونم چرا ؟ شب امام رضا به خوابم اومد ، فرمود : من اباالرئوفم ، مهربونم و بابای مهربونم . شب اول و دوم اومد به خودم جسارت كرد ، اما شب سوم لابه لای جسارت هاش یهو به عموم اباالفضل توهین كرد ، ما اهلبیت به عمو جانمون حساسیم ...

یا اباالفضل ... تو رو به اوم موقعی كه حسین رسید بالا سرت ، تو رو به اون موقعی كه اباعبدالله صدا زد بلند شو كمرم شكست ...بلند ناله بزن یا حسین...


                           دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:18 ق.ظ | نظرات()
            

گفت:پایین شهر تهرون،كوچه پس كوچه هاش یه روضه می گرفت،از اون روضه خوبا، هر سال یه رفیق مداح هم داشت می گفت می اومد روضه اش رو می خوند. زد و مداح ِ معروف شد،تماس گرفت:امسالم میای روضه ام رو بخونی؟گفت:آره . شب روضه رسید رفت،غوغایی كرد تو روضه اش، از در اومد بیاد بیرون یه پیرزن اومد جلوش رو گرفت.حاجی تو روضه می خوندی؟ گفت:آره مادر. دستت درد نكنه،خیلی با روضه ات گریه كردم،خیر ببینی.یاعلی مادر. حاجی منم یه روضه دهگی دارم،یه دوتا كوچه پایین تر میای روضه ام رو بخونی، یه نگاهی به پیرزن ِ كرد،گفت: من و میشناسی؟گفت:من كار به اسمت ندارم، روضه خوب می خونی. منم هر كسی رو روضه ام نمیگم بیاد، روضه ام پنجاه ساله است. گفت: مادر ساعت دوازده شب روضه ام تموم میشه،گفت:باشه دوازده بیا. "نه" نیومد به دهانش.آدرس رو گرفت،شب اول محرم روضه اش دوازده تموم شد،رفت پرسون پرسون آدرس رو پیدا كرد،دید كوچه رو آب و جارو كرده، یه پارچه بالاش زده،به مجلس عزا خوش آمدید، دم در دیدم پیرزن ِ وایستاده،تا من و دید انگار دنیا رو بهش دادم،خوش اومدی،قدم سر چشمم گذاشتی،رفت بالا دید الله اكبر با این اسم و رسمش آخر كارش كجا افتاده، چهار پنج تا پیر زن ، یه صندلی شكسته،نه بلندگویی نه چیزی،گفتم: ببین آخر ِ كار ِت كجا رسید، حالا اومدی روضه رو بخون و برو،گفت:نشستم،"السلام علیك یا اباعبدالله"، دیدم در و دیوارداره گریه می كنه،مگه میشه؟چهار تا پیرزن،نه بلندگویی،این سرو صدا؟ حتماً حال و هوای روضه های قبلی ِ. گفت:شش،هفت شب اومدم روضه اش همون حال،شب هشتم محرم، هیئت خودم ساعت دو نصف شب تموم شد، گفتم:دیگه اونجا هم نرم خبری نیست،خسته ام،برم از فردا روضه دارم. اومدم خونه،خوابیده و نخوابیده، تا چشمام گرم شد،دیدم یه خانم جلوم ایستاده، چون روضه خون بودم شناختمش،دیدم دست به كمر ِ، چادرش خاكی ِ،فهمیدم فاطمه سلام الله علیهاست.گفتم:اومده بهم ای والله بگه، خسته نباشی بگه، "السلام علیك ِ یا فاطمة الزهرا"، سلام مادر، گفت: دیدم جوابم رو داد روش رو برگردوند. خانم،چه اشتباهی كردم؟چرا رو ازم برگردوندی؟ فرمود:چرا روضه ی ما رو نیومدی؟خانم از صبح دارم برا بچه ات روضه می خونم، كدوم روضه؟ فرمود:همون روضه پیر ِزن ِ، هر شب من می اومدم پا روضه ات، ضجه می زدم،امشب برات مهمون آوردم، زینب اومد،عباس اومد،علی اكبر اومده بود روضه. گفت:از خواب پریدم بدو خودم رو سه نصف شب رسوندم تو همون كوچه،دیدم پیر ِزن خوابش برده،مادر،مادر! چشماش رو باز كرد،الحمدالله سپرده بودمت به مادرش. گفت:رفتم بالا نشستم،"السلام علیك یا اباعبدالله". بی بی غلط كردم، گفت:دیدم دوباره صدا ناله اومد. خانم ها امشب یه زحمتی جوونا دارن،اگر دیدید یه خانم غریب ِ، از محرم هاش هم رو گرفته، اگه دیدید دست به دیوار راه میره،سلام مارو به زهرا برسونید.

                                       دانلود مداحی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:43 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic