سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روایات ، حکایات ،كرامات و تشرفات برای ذكر نمودن در جلسات مداحی
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَحْمَدُ و َتَسْتَغْفِر

*سلام بر اون زمانی که داری برا ما استغفار می کنی آقاجان ...*

نمی دونم اولِ سالی نام مارم به زبانت جاری کردی یا نه ؟!!

خیلی به دعای تو من محتاجم ...

مرحوم سید کریم محمودی ، پینه دوز تهران ، تو تشرف مسجد جمکران از مسجد آمد بیرون ، اعمالشو انجام داد ...

می گه از دور دیدم یه سیدی داره میاد ، اما لباساش گرد و خاکیه ، وجناتش اینجوری نشون میده که مسافر ، عرق از پیشانیش داره جاری میشه ، معلوم خیلی راه اومده ...

باخودم گفتم تشنه ست ، جرعه ای آب بهش میدم،میگم آقاجان برا فرج مهدی زهرا دعا کن.

سید به من نزدیک شد جرعۀ آبی بهش دادم ، گفتم آقا سید بنوش ، نوش جان ، برا مهدی(عج) و فرجش دعا کن ، این جامِ آب و گرفت فرمود :

سید کریم اگه مردم به اندازۀ عطش من به این جرعۀ آب عطش من مهدی رو داشتن منو میدیدن ..."

هفتاد و یک بیت قصیده ای گفت سید رضا هندی ، با خودش گفت به تعداد شهدایِ کربلا قصیدمُ می سرایم ، بیتِ آخر این سوال رو مطرح می کنم کربلا کی بر بدن ابی عبدالله نماز به جا آورد ..."

*آماده ای گریه بر حسینت با امام زمانت عجین بشه ؟!! گفتمُ  التماس دعا ...*

هر چی مقاتلُ زیر و رو کرد چیزی پیدا نکرد ...."

خسته شد کنار این کتاب ها خوابش برد ، در عالم رویا حضرتُ زیارت کرد ، حضرت فرمود سید رضا میخوای بگم کربلا کی بر جدم حسین نماز خواند ؟!

این بیت آخر رو از زبان من مهدی بنویس :

*صَلاة عَلی جِسمِ الحُسَین سُیوفُها ...*

کربلا شمشیر ها بر بدنش نماز خوندن ...

حسین ....

میخوام بگم یا صاحب الزمان هر نماز مگه چند تا سجده داره ، اگر چهار رکعتی باشه هشتا سجده داره ، اما این نماز شمشیرها بگم چقدر بود ... هزار و نهصد و پنجاه...

حسین ..."

                                     





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:55 ب.ظ | نظرات()

          

زیر بارون ... میوه شُ گرفته ... لاتِ میدون شوشِ برا خودش . از تو هجره ش زده بیرون داره میره خونه "

یه دفعه دید اثاثِ طرفُ ریختن زیر بارون ..."

یه زنُ و دخترم کنار خیابون وایسادن ... رو به دیوار کردن مردم نبیننشون ، خجالت بکشن"

یه بنده خدایی ام هی افتاده به پای یکی آقا تورو خدا بزار یه ماهی اثاثم اینجا بمونه ، زن و بچه م اسیر نشن .....

اومد جلو ، گفت : چه خبرِ؟

گفت یه سالِ کرایه ندادِ ...

گفت طِیّب خان یه سالِ کرایه ندادِ ...

یه نگا کرد طِیّب ، دید زنُ بچه ش روشونو به دیوار کردن از خجالت

داشت فکر می کرد با خودش ، یه مرتبه صاحب خونه اومد گفت  : سید " بیا این وسیله تم جا مونده ...

تا گفت سید بیا ... تموم شد ....

.... سیدِ ...."

هر چی پول داشت داد ، گفت الباقیشم بیا دم هجره بگیر " کرایۀ یه سالش رو میدم ... سال دیگه شم من میدم ..."

بزار وسایلشونو تو خونه ... خودشم کمک کرد ...

داداش جون با نماز شبِ خالی به هیچ جا نمیرسی ....

باید یه کاری بکنیم ......

یکی از بزرگان و علما سوال کرد: یه کلید و راهی به من نشون بدید با همون برم جلو ..."

یه جمله گفت ، ایام فاطمیه هم بود ، گفت فقط  بهت می گم یه کاری کُن به چشمِ مادر سادات بیای .....

به چشم مادرِ سادات اومد اون کسی که جلویِ حسین ابن علی رو گرفته بود ...

اما وقتی اسم فاطمه اومد وسط ... سرشُ انداخت پایین ....

بخون علّامۀ مجلسی میفرماید ، با گردن کشیده ، فرماندۀ هزار تا سوارِ مقابلِ حسین ابن علی رو گرفته .... چشم به چشمِ ابی عبدالله ... گفت تا امیرم عبیدالله دستور نده اجازه نمی دم از اینجا تکون بخوری ...

حضرت عصبانی شد فرمود :

«ثَکَلَتْکَ أُمُّکَ» ..... برا یه پهلوون آوردنِ اسمِ مادر مرگ حساب می شد ...

مرحوم علّامۀ مجلسی یه عبارتی رو دارن : میگه تا این حرف رو زد ، اومد تا جواب بده " وقف کرد ... سکوت کرد ... سرشُ انداخت پایین  ....گفت اگه مادرت فاطمه نبود جوابتُ میدادم حسین ...

زودی به چشمِ مادر سادات اومد .....

همه وسائل رو گذاشت تو خونه ، زنُ بچه شم گفت برید تو خونه ، اینجا واینسید ... ناموسِ سید درم در خونه .....

درُ بست زیر بارون داشت میرفت ، سید درِ خونه رو وا کرد دنبالش دوید ...." گفت هر چی هستی باش " آبرومو خریدی مادرم آبروتو بخُرهِ ......

دیدی مادرش آبروشو خرید ؟؟؟ .....

الان زیر پای سیدالکریم(ع) دفنِ .....

یا امام رضا (ع) میشه به مادرت بگی آبروی ما رو بخرِ ......

لا اله الا الله .... آدم میترسه بعضی حرفا رو بگه ....

آقا شما میدونی اگه آدم آبروش بریزه چقدِ سختهِ ....

سرشُ علی بالا نمی گرفت تو کوچه ها ....

خجالت میکشید از مادرتون .....

تو فاطمیه باید بیای پیچ و مهره های شُلتُ سفت کنی ، باید بیای خرابی هاتو درست کنی ... تو باید بیای خدمت حضرت زهرا(س) بشینی دو زانو ... بگی ای مادر سادات ... که اگه به کسی نگاهی بکنی کسی رو بخری همه چی حلّه ...

آی اونایی که فکر می کنید خیلی خرابهِ وضعتون ....

اگه فاطمه نبود بهت میگفتم برو نا امید شو ....

اما فاطمه هست ........  




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:27 ق.ظ | نظرات()

                        

از خراسان پیرمرده حرکت کرد اومد مدینه زیارت امام باقر علیه السلام ،ماه ها تو راه بود ،خسته شد گرسنه شد . پاهاش زخمی شد ..." با همه ی این سختی و درموندگی رسید مدینه .

سراغ امام و که گرفت ، گفتن آقا مشغوله درس و بحثه"

اومدن وارد منزل حضرت شد" دید شاگردا همه نشستن ، دودستش رو گذاشت به آستانه ی درب خانه ی حضرت ؛ عرضه داشت اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسوُلِ الله ...

خیس عرق،پاها پینه بسته،خسته و درمونده، عرضه داشت یابن رسول الله این همه راه رو از خراسان طی کردم فقط و فقط به عشق زیارت شما" این همه راه رو اومدم بگم آقا دوستت دارم ...

آقاجان میشه به من بگی این محبت به چه درد من میخوره ؟؟

)ای کسایی که این شبا از این جلسه به اون جلسه میرید با امام زمان برا مادرش زهرا گریه کنید ... امشب به آقا بگو من دوست دارم ... من اومدم تو رو از غربت دربیارم ... شنیدم تو ، تو بیابونا خیمه میزنی ... مردم شهر تو رو از خودشون روندن ... اومدم با شمای خیمه نشین هم دم باشم (

حضرت بلند شدن ، فرمودن : إِلَیهِ" بیا کنار خودم بنشین تا جوابتو بدم ..."

دونه دونه این شاگردای حضرت رو کنار زد ، تا رسید محضر امام باقر، حضرت کنار خودشون او رو قرار دادن ... همین که نشست حضرت فرمودن: همین سوال رو یه نفر از بابام زین العابدین پرسید. میخوای بدونی این محبت ما با شما چه می کنه؟؟ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ ... قیامت دونه دونه تون که ما رو دوست دارید با ما محشور میشید ....

)این شبا با امام زمان باید اینجوری حرف بزنیا ... بگو آقاجان عمرم داره تموم میشه هنوز نتونستم رخ زیباتو ببینم ... گفتم میرم کربلا میبینمت ... نشد ... اومدم امشب تو روضه ی مادر دنبالت میگردم ...) حضرت فرمود نگران نباش خیالت راحت باشه ، قیامت با ما محشور میشی ..."

تا وقتی که زنده ای عزیز و سربلندی ... محب ما ذلیل نمیشه ... وقتی ام از دنیا بری ماها میایم بالا سرت ... مادرم فاطمه میاد بالاسرت ....

                                    



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:53 ب.ظ | نظرات()

                 

در دعای عرفه هست خدا ما با تو که قصد جنگ نداریم؛سحره آمدند با تو بجنگند گرفتیشون؛خدایا گناهان ما جنگ با تو نبود،شیطنت نفس بود،تو رو قبول داشتیم،زمین خوردگی های ما جنگ با تو نیست به خدا امیدوار باشید؛فرمود: "کن  لِما لا تَرجُو أرجى مِنكَ لِما تَرجو" اونجایی که امیدت قطع میشه امیدت به خدا بیشتر باشه،موسای کلیم میرفت آتیش بیاره پیغمبر شد،امیدوار باشیم به فضل خدا،فرمود:هیچ کسی به هیچ خیری نرسید الا با امید به فضل خدا،به خدا امید داشته باشید" دستگاه خدا بی نهایت وسیعه،رحمتش بی نهایت وسیعه،تو ابوحمزه دیدید چندین بار تکرار شده خدایا منو ببخش،درسته گناهای من بزرگه-عظمت گناها رو تو ابوحمزه توضیح میده- ولی "و ما خطری" خودم و گناهام تو دستگاه تو اصلا چی به حساب میایم؟! اصلا گمیم،یه تصرف تو دل آدم بکنه محبت دنیا بره بیرون محبت امیرالمومنین بیاد جاش،کار تمامه،امشب شب این جور فیض های خداست.

***

این که امشب همه ی ما رو گفتند بیدار باشید یه لحظه هم نخوابید چون ممکنه تو همون یه لحظه یه خبری بشه، حواستون جمع جمع باشه...این جوریه...یه لحظه فقط...به مرحوم بافقی حضرت وعده داده بودند تو راه کربلا که به طرف ایران می آمدند قم و نیشابور منو میبینی،قم حضرت رو زیارت نکرد وقتی نیشابور دید گفت:آقا شما به من وعده ی قم داده بودید،فرمودند:آمدیم،در حرم حضرت معصومه یکی از شما مساله پرسیده بود مشغول بودید حواستون نبود،ماهم رفتیم،شب قدر یعنی این..." یعنی همه ی لحظاتش؛... یه لحظه هست برق میگیره آدمو...گرفت، دیگه تمام عالمتون عوض میشه...دیدید هواپیما راه میره یه لحظه پرواز میکنید،اون لحظه ی پرواز اگر خواب بودید دیگه کار تمامه،امشب به خدا امیدوار باشید،یه برق از امیرالمومنین بخوره،یه جلوه از امیرالمومنین امشب تو دل کسی بیاد کارش تمامه ها،بار عمرش بسته میشه ... اصلا باب گناه به روش بسته میشه ... لذت گناه از ذائقش میره بیرون ... لذت عبادت تو ذائقش میاد ... شب قدر یه همچین شبیه ... خیلی مواظب باشید... ثانیه هاش ثانیه هست . به فضل خدا امیدوار باشیم،عمل نداریم؛خب چه کار کنیم؟به حضرت تو مسجدالنبی عرض کرد:یا رسول الله"متی تقوم الساعة؟ "قیامت کی برپا میشه؟حضرت نماز رو خوندند،برگشتند رو کردن به جمعیت فرمودند : کی سوال کردفرمود: من...؛اعرابی بود، از بیابون آمده بود، انس میگه خیلی دوست داشتم اینا که می آمدند سوال و جوابا خیلی شیرین بود،خالص سوال میکردند خالص جواب میگرفتند،حضرت بهشون فرمود:چی آماده کردی؟عرض کرد آقا من خیلی اهل نماز و روزه نیستم،واجباتمو میخونم ... ولی شما رو دوست دارم ... حضرت یه جمله گفتند-انس میگه مسلمونا هیچ روزی اینقدر خوشحال نبودند- "المرء مع من احبه" از من جدا نیستی،اگر تو منو دوست داری منم تو رو دوست دارم ... من تو قلب توام ... امیدوار باشیم،خدا به خاطر محبت امیرالمومنین امشب  یه چیزی هممون بده ... شما اگر کسی بهتون بدی کرده باشه بیادسراغتون ، نمیبخشیدش؟ میبخشیدش دیگه ...گاهی انسان ازش راضی هم میشه ... دشمنش بود میشه دوست دوست ... خدای متعال سریع الرضاست ... یعنی زود راضی میشود،نه میبخشید

***

در روایت داره در روز قیامت به یه عده ای که زحمت کشیدن،میدن،یه عده ای هم کاری نکردند،مثل اونا رو بهشون میدن،میگن خدا به اینا چرا؟! ما جون کندیم به این مقامات رسیدیم میفرماید: اینا خواستند،دعا کردند ما هم بهشون دادیم..مردونه از خدا بخواهید امشب حسن ظن به خدا داشته باشید؛دوم اینکه یه چیزی قرآن به ما یاد داده:جرمی برادران یوسف کردند آمدند محضر پدر "یا ابانا استغفر لنا" فرمود:"سوف استغفر لکم" سحر جمعه دستاشو بالا برد کار تمام شد،این گناهان با عظمت رو خدا بخشید ، پیغمبرشو تو چاه انداختند؛قصد کشتنش رو داشتن ... امشب بریم در خونه امام زمان بگیم استغفرلنا،اونایی که پدر و مادر دارن،برن خودشونو رو پای پدر مادراشون بندازن،بگن یه دعایی برا کن،یه وقت دیدی یه دعایی کردن،کارتون گرفت،بارتون بسته شد

                              دانلود سخنرانی



برچسب ها : توصیه ،برای ،شب ،قدر ،میر ،باقری ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 06:13 ب.ظ | نظرات()

             

تو دنیا عادت کنیم ، مانوس بشیم به  حسین حسین گفتن ؛ پیغمبر فرمود : ٭٭الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ٭٭ هر چی تو دنیا دوست داشته باشیم ، قیامتم دوست داریم ، با همون محشور میشیم ، آگه تو دنیا گناه دلتو ببره ، قیامتم دلت با گناهه" به این راحتی دلت از گناه خالی نمیشه ، آگه تو دنیا عشق حسین تو دلت باشه ، خدا رحمت کنه میرزا اسماعیل دولابی رو ، میرزا اسماعیل میگه تو محله ی ما ، تو تهران ، کسی بود گناه میکرد ، فسق و فجور میکرد ، ظلم میکرد ، اما یه خاصیتی داشت ، بعضی وقتا یه اتفاق آدمو عاقبت بخیر می کنه ، کاری میکنه کم کم از گناه دور بشی، مادرش بهش یاد داده بود" (خدا رحمت کنه همه پدر مادرا رو ،اونایی که ماه رمضان سال قبل مادر داشتن، این ماه رمضون کنار سفره جای مادراشون خالیه،جای پدرایی که بودن ... ) میرزا اسماعیل می گفت مادرش بهش یاد داده بود هر کجا ، هر جا رفتی ، هر عملی رو انجام دادی، هر اتفاقی رو رقم زدی ،آگه جایی دیدی یه پرچمی زدن، السلام علیک یا ابا عبدالله ....

آگه دیدی یه پرچمی روش نوشته یا حسین ، دستتو بزار رو سینه ت، ادب کن با احترام، سلام بده به آقای عالم ، میگه هر جا میرفت یه پرچم یا حسین میدید ، آگه هر حالتی داشت ، دستشو به سینه میگذاشت میگفت:

*السلام علیک یا ابا عبدالله ...*

خلاصه کنم میگه از دنیا رفت ، مدتها بعد تو عالم رویا دیدنش ، دیدن سر و وضعش مناسبه ، جای مناسبیه ، ازش پرسیدن تو که تو جونیت تو محل خودت خیلی گناه می کردی و معروف بودی ، چیه این سر و وضع ؟!!!  گفت میخوای بهت بگم چی شد؟ همون کاری که همیشه میکردم،چه میکردی؟الله اکبر، میگه صحرای محشر رو نشونم دادن ... داشتن منو میبردن به طرف آتش، دست و پامو تو زنجیر گناه بستن و دارن میبرن ..." میگه دیدم وسط این صحرا یه خیمه ی سبزه، نزدیک شدم دیدم سر در خیمه یه پارچه ای زدن ؛ جلوتر اومدم دیدم نوشته یا حسین ..." منم به عادت همیشگی دستمو بالا آوردم ملکه های عذاب گفتن میخوای چه کنی ؟ دستاتو بستیم؛ گفتم یه بار دستمو باز کنید کار دارم . گفتن ما اجازه نداریم، ماموریم، گفتم من یه کار واجبی دارم،یه لحظه دستمو باز کنید، میگه دستمو باز کردن دستمو رو سینه ام گذاشتم گفتم السلام علیک یا ابا عبدالله ..." میگه تا این سلام و دادم ، دیدم ملکه های عذاب کنار ایستادن ، چه خبره؟ یه مرتبه دیدم پرده ی خیمه بالا رفت یه آقای نورانی از خیمه خارج شد ...؛ آی حسینی ها ... شمایی که میخوای شانزده هفده ساعت با لب تشنه بگید یا حسین ، میگه به محضی که منو دید یه نگاه به ملائکه های عذاب کرد گفت بدید پرونده شو ببینم" همه با ادب سلام دادن (حالا من نمی دونم کیه!!) پروندمو نگاه کرد ، آدم خیلی خجالت میکشه ، میگه دیدم یه نگاه به پرونده م کرد ، سرشو به علامت تاسف تکون داد، یه نگاه به من کرد گفت چرا اینهمه گناه کردی؟چرا اینهمه دل ما رو سوزوندی؟!! خجالت کشیدم ، سرمو انداختم پایین ، یه مرتبه دیدم حضرت با انگشتش زیر نامه و پرونده اعمالم چیزی نوشت پروندمو داد دست ملکه های مامور عذاب و رفت ، تا دیدن پروند رو ، دیدم دست و پامو باز کردن ، چی نوشتی؟!! دیدم زیر نامه م نوشته :

*یا مبدل السیئات بالحسنات اغفر لهذا العبد بحق الحسین ...*

دانلود مداحی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:47 ب.ظ | نظرات()

            

بحث جهاد اکبر رو با ماه مبارک رمضان خدمت شما عرض کنم،با یک کلمه از کلمات حضرت امام به شما عرض میکنم که ماه رمضون ماه جهاد با نفسه، میفرمایند:همه دعوت شدیم به ضیافت الله،همه مهمان خدا هستیم و میهمانی به ترک است اگر ذره ای هوای نفس در دلتان باشد،این به مهمانی وارد نشده است یا اگر وارد شده است استفاده نکرده است"امام میفرمایند:در واقع شرط ورود به مهمانی اینکه ذره ای هوای نفس در وجود نباشه،ذره ای هوای نفس نباشه،در روایات دارد:مبارزه کردن با هوای نفس سخت تر از اونه که یه آدمی به تنهایی بخواد شهری رو فتح کنه از هر طرفی می زنندش،با هو کردن داغونش میکنند چه برسه به اینکه بزنندش، میخواد بره فتح کنه یه شهرو یه نفره" باید یه شهرو یکی از این ور بزنه یکی از اون ور بزنه،نقشه بکشی،کار داره"این یه تنه میخواد یه شهری رو فتح کنه خیلی کار سختیه"اون وقت ائمه معصومین علیهم السلام میفرمایند:مبارزه با هوای نفس سخت تر از یه همچین شرایطیه،ما یه همچین شرایطی رو اصلا نمیتونیم تصور کنیم .اون وقت حضرت امام میفرمایند:کسی ذره ای هوای نفس تو وجودش باشه وارد این مهمانی نشده،ما دوست نداریم این جوری بشه،بعد میفرمایند:تمام مفاسدی که در عالم واقع میشودبرای این است که در این ضیافت وارد نشده اند،اگر هم وارد شده اند استفاده نکرده اند"ببینید حالا شما بگید ماه رمضان ماه عبادته یا ماه مبارزه با هوای نفس؟اگر ماه عبادته،ماه قرآنه،ماه روزه،ماه نمازه،ماه مناجاته"چرا شما میفرمایید:ذره ای کسی هوای نفس داشته باشه وارد این ماه نشده؟هوای نفس چه ضربه ای میزنه به عبادت،به حال خوش انسان؟چی هست هوای نفس؟محبت اهلبیت رو برای چی نیاز داریم؟چرا این همه فرمودند:محبت اهلبیت علیهم السلام،فداتون بشم قرار ما روز قیامت،حرف آخر رو همین اول بزنم معطلت نکنم؛آخر آخرش چی میخوای بگی؟!! هیچ عاملی مثل محبت اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام آدم رو کمک نمیکنه در این که آدم هوای نفسش رو زیر پا بگذاره،ابر قدرت ترین عامل اینه،حالا برو بگرد؛آقا ترس از عذاب الهی،شوق به بهشت،حالا پیدا کردی سلام مارو هم برسون،ایمان به خدا،قیامت،حساب و کتاب،خب برید ان شاالله که موفق باشید"باشه،ما که حرفی نداریم ولی فقط بهت بگم بچه ها اون موقعی از جا کنده میشدند از جانشون میگذشتند اون لحظه ای بود که پای روضه حضرت زهرا(س) تصمیم میگرفت بنویسه میروم انتقام سیلی مادرم فاطمه زهرا(س) رو بگیرم دیگه خالص میرفت بقیش رو،دیگه روضه براش خونده بودن" اون لحظه هایی که داری خودت رو تو محبت اهلبیت تقویت میکنی لحظه های نورانی ای که آماده میشی یه لحظه شب عملیات دستتو بگیرن"شب عملیات مبارزه با هوای نفس هم شب عملیاتیه برای خودش و اوناییکه جبهه رو تجربه کردن هیچ کسی مثل فاطمه زهرا(س)علیها بچه ها رو کمک نکرده" بذارید شب اول جلسمون روز اول ماه رمضان برویم در خانه حضرت زهرا(س) اگر من خودم خیلی بیچاره نبودم،خیلی محتاج نبودم،شاید این جوری مستقیم در خونه حضرت نمیرفتم ولی مهمونی شروع شده ما هم لباسامون آلوده هست مادر باید بیاد لباس بچه هاشو عوض کنه یه وقتی مهمونی میشه مادر وای نمیسته بگه بچه تولباستو کثیف کردی مسئولیتش با خودته،برو!مادر بیشتر از بچه نگران آبروی بچه خودشه،لباس بچه رو عوض میکنه،سر و صورت بچشو میشوره،کثیفیای بچشو میگیره بعد بچشو با لبخند تحویل مهمون میده میگه ببینید چقدر بچه من زیباست!تو این عالم یه نفر هست میتونه امشب لباس قشنگ به ما بده اونم فاطمه زهرا(س)یه نفره،اون دلسوزی ای که حضرت دارند،اون عاطفه ای که حضرت دارند،از اون صدای ضجه ای که بین در و دیوار زد معلوم بود که چقدر اون مادر دلسوخته هست و هوای بچه هاشو داره... یه نفره'اون ضجه ای که میکشید،اون فریادی که میکشید،میگفت:وقتی داشتن علی(ع)رو میبردن طوری آمد ناله زد که همه مردم مدینه شنیدند یه خانمی داره داد میزنه"همش دلش برای شما بود،بله علی بن ابیطالب امام زمانشه ولی او همه رو داره میبینه،هم امام زمانش رو طناب بستند دارند میکشند این میکشدش هم میدونه امام رو که ببرند چه بلایی سر بچه های فاطمه زهرا میاد،بچه ها همه رنج های شما،هر رنجی که میکشید مال همون روزیه که تو کوچه های بنی هاشم علی رو روی زمین میکشیدند و فاطمه ضجه میزد،ناله میزد همش مال اونجاست...کربلا  هم اونجاست خیمه ها هم آتیش گرفت مال اونجاست اون در آتیش گرفت که خیمه ها آتیش گرفت"ما آمدیم امشب بگیم مادر ما نمیتونیما،ما نمیتونیم این راه ها رو بریم،حالا از باب انجام تکلیف،از باب این که دست و پامونو بزنیم،باشه،چشم،سعی میکنیم یاد بگیریم،بفهمیمم،توجه کنیم ولی کار ما با این کارا درست نمیشه ها؛از علامه طباطبایی پرسیدند:چه کار کنیم بالاخره؟

فرمودند:توسل توسل توسل" برید درخونه اهلبیت،برید در خانه ی اهل بیت (ع‌) بخواید،من تبریک میگم ماه رمضان رو چون سی شب پشت سر هم شما میتونید برید روضه اباعبدالله الحسین(ع) روضه اهلبیت (ع)یه جوریم تمرین کنید قطع نشه،حالا هر جاییم رفتید ما بچه ی جلسه ی روضه ایم،علامه امینی اون همه زحمت کشید کتاب نوشت چی کار کرد،چی کار کرد"پسرش خوابش رو دیده بود بابا این نعمتایی که داری مال چیه؟مال کتاباته؟سخنرانیاته؟مال چیه؟گفت: همش مال زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام هست"کربلای اباعبدالله"آخرش میبینی هیچی رو حساب نمیکنند پیش خداوما امشب میریم تو توسل،سرچشمه در خونه ی حضرت زهرا (س) رو میزنیم یه کمی اگر امشب طول کشید در خونه حضرت زهرا (س) رو بزنی اصلا گله مند نشیدا !! این خانه اگر درش دیر باز بشه اشکالی نداره یه روزی در این خانه را زدند مادر اومده پشت در... اون قدر اهل این خانه ازاون خاطره،خاطره ی بدی دارند،طبیعیه دیر باز کنند ...

                                

دانلود سخنرانی



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:26 ب.ظ | نظرات()

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند ...

آن ذره به آسمان رود و کار آفتاب کند ...

***

ملاعباس روضه خوان شمال بود ، یه عده که صدای خوبی داشتن تو شهر چاووشی می کردن که آقا هفته ی دیگه فلان روز صبح حرکت به سمت کربلاست ، این کاروان به هر شهری می رسید چاووشی می کرد ، یه سالی ملا عباس کم آورد باقی آورد ، بدهی آورد ، جوونها گفتن ملا بریم کربلا ؟!! گفت نه من بدهی دارم ، گفتن مگه ما مردیم ، بدهی تو میدیم ، بدهیش رو دادن ، جوانها باهاش رفتن کربلا ، از دور پنج شنبه غروب نشون داد جوونها اون دو تا مناره قبر و حرم آقا سیدالشهدا(ع) و ابوالفضل(ع) شب بخوابیم ، گفتن نه شب جمعه هست بریم کربلا ، اومدن و رفتن حرم و روضه ی علی اکبر (ع) خوندن و آمدن کاروانسرا ، می گفت تا منه مرشید عباس یا ملا عباس اومدم بخوابم چشمام گرم شه ، دیدم در میزنن ، کیه این وقت شب دم کاروانسرا ؟!! اومدم در کاروانسرا رو باز کردم دیدم یه غلامی ست ، اما آقاست..." کوچه به نورش روشنه ، بله؟ گفت فلانی ، گفتم خودمم " گفت برو همه رو صدا کن آقاتون داره میاد دیدنتون ، گفتم کدوم آقا؟!! گفت همون آقایی که این همه راه اومدی براش" گفتم سید الشهدا ؟!! گفت آره" گفتم ما میریم ؟ گفت نه ! آقا خودش میاد ، میگه همه رو صدا کردم ، تا اومدیم نشستیم دیدیم در کاروانسرا باز شد ، پسر فاطمه آمد با اصحاب ..." حرفم اینه ، تا اومدیم پاشیم گفت جان حسین پا نشید ... خسته اید ... پاهاتون درد می کنه ... *بچه ها ، رفقا ، محرم ، فاطمیه ، ماه رمضان مردونه برا خدا کار کنید ، دیگه جون نداشته باشی راه برید ، خورد و خمیر باشی ، خسته ، کوفته ، مثه اینکه ماه ها کار کردی ...* جان حسین بشینید پاهاتون درد می کنه ، آقا نشست کنار ما" فرمود من به سه دلیل آمدن دیدنتون :

1 _ هر کی به دیدنم بیاد به دیدنش میام ، هر سلامی علیک داره ، هر رفتی اومد داره ...

2 _ سلام حسین رو به اون هیئتیه تو شمال دارید ، پیرمرده ، کفش ها رو جفت می کنه " سلام حسین رو به اون پیرمرده برسانید " این حسینیه آقا داشته ، مداح داشته ، خادم داشته ، آشپز داشته ، بانی داشته ، میوندار داشته ، اما یه پیرمرده دم در دل حسین رو برده ؛ با چه عشقی این کفش ها رو تمیز می کرده که آقا میگه سلام حسین رو به اون برسون ..."

مردونه وایسید پا رکاب امام حسین (ع) مردونه .... مردونه نوکری کنید .


                                       دانلود حكایت



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:34 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic