امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.






                    

لَنگون لَنگون اومد تو حرم، کشاورز،تا حالا هم حرم نیومده بود، هر سال میزد بیاد پولش جور نمیشد،آخر بار این پول رو جمع کرد، به زنش گفت: بریم حرم....

 

وارد حرم شد کِیف میکرد،هی با خودش می گفت: کاش زودتر می اومدم...اما بلد کار نبود،حرم کجاست؟ضریح کجاست؟چی به چیِ؟ یه جا دید چهار پنج تا لباس یه رنگِ، فهمید مال اونجان، سلام کرد، سلامش رو جواب دادن،گفت: حرم کجاست؟ یه نگاهی کردن،فهمیدن غریب ِ و ساده اس، گفتند:تا حالا نیومدی؟ گفت: نه بار اوّلمِ، کجا باید برم؟ گفت: اون در و می بینی،پله هارو بگیر برو بالا، اوناها اون گنبد اتاق امام رضاست...دستت درد نکنه

 

لَنگون لَنگون حرکت کرد، اومدم آقا....در رو باز کرد، هی میگفت: امام رو دیدم چی بگم؟...پاشو گذاشت رو پله ی اول،از اون بالا صدای بلندی شنید: نیا! نیا من اومدم، مگه پات درد نمیکنه؟ آقاش اومد روبروش، خوش اومدی... یه حال و احوالی،یه عشقی کرد، بغلش کرد،حرفاشو زد، راشو گرفت بره، امام رضا فرمود: دفعه بعد خواستی صِدام  کن خودم میام....

 

اومد بیرون اون سه چهارتا خادم رو دید، تا دیدنش گفتن: رفتی بالا یا نه؟ آقاتو دیدی؟ گفت: آره دستت درد نکنه.گفتن دیدی؟ گفت: آره،آقام بغلمم کرد، صورتم رو هم بوسید،گفت: دفعه بعد خودم میام تو نیا....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 02:04 ب.ظ | نظرات()


                               http://s8.picofile.com/file/8290821200/Y2A5993.jpg

عده از اهلِ آذربایجان ، اومدن زیارتِ امام رضا ... تو اولین کاروانسرایی که بعد از خراسان اتراق کردن ، شروع کردن عکس هایی که تو حرم امامرضا انداخته بودنُ به هم نشون دادن ... یه پیرمردِ ناینایی کنارِ هجرۀ اینا نشسته بود ، از سر و صدایِ این اوراقُ عکس ها پرسید اینا چیه ؟ ...

 

اینا گفتن این که نابیناست ، نمیبینه ، گفتن اینا برگه هایِ آزادیِ از آتشِ جهنمِ ...امام رضا تو این زیارت به ما داده ... پیرمرده خیلی دلش شکست ... گفت باشه امام رضا ... باشه آقا .... تو فقط به اونایی که چشم دارن براتِ آزادیِ از آتش رو دادی ....

 

دوباره برمیگردم ... هر چی گفتن پیرمرد ، شوخی کردیم ... گفت نه ، من تا برگه م رو نگیرم ، وطنم نمیرم ....

 

دوباره پایِ پیاده برگشت تو حرم ... صورت گذاشت رو ضریحِ امام رضا ...همینجوری داشت گلایه میکرد ... یه مرتبه دید یه کاغذی تو دستش گذاشتن ... بهش گفتن خوب نگاه کن ... گفت من که چشم ندارم .... گفتن نگاه کن ، چشمِتَم بهت دادیم .... این چیه تو مشتِ من گذاشتید ؟؟....

 

باز کرد ، دید امام رضا نوشته : اَنا ضامِنٌ ... من بهشتُ برا تو ضمانت می کنم ... این برگۀ آزادیِ از آتشِ جهنمِ ..... یعنی میشه امشبم به ما بدی آقاجان ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:43 ق.ظ | نظرات()

                

زن و مردِ آلمانی رسیدن محضر آیت الله میلانی (ره) گفتن میخوایم مسلمون بشیم ..." ایشون علتِ تشرّفِ اینا رو به اسلام پرسیدن"

اینا گفتن ما یه دختر مریض داشتیم ، تو یه سانحه ای پهلوش شکست"همه دکترا جواب کردن ... آخرالامر گفتن دیگه باید ببرید منزل" امیدی به خوب شدنش نیست" آوردیمش منزل ، روز به روز ناامید تر ، افسرده تر ، حالشم بدتر میشد" حتی نمی تونست تو بستر از این پهلو به اون پهلو بره ..."

یه خادمی داشتیم ، مسلمون بود ، نامِش بی بی سیّده ای بود وقتی خبردار شد دکترا دخترمونو جواب کردن" به دخترم گفت غصه نخور ... ما مسلمونا هر وقت از هرجا ناامید بشیم یه دکتری داریم ... میریم درِ خونش ... اسمِ دکترِ ما فاطمه ست ...

بی بی جان شما از همه بهتر دردِ این مردمُ میدونی ...... این مردُم اینهمه راه ُ اومدن با شما حرف بزنن ... یکی از القاب شما "حنّانه" ست ...یعنی بانویِ بسیار دلسوزُ مهربان ....

این خادم  مسلمان به این دخترِ مریضِ آلمانی یاد داد که اگه خواستی بری سراغِ طبیبِ ما چی بگی ..."

با زبونِ خودش یادگرفته بود هی می گفت ای فاطمۀ پهلو شکسته ....

این بانویِ سیده هم زیرِ آسمان سجاده ش رو ، روخاکا پهن کرد گفت مادر نگاه به بدی من نکن ، نگاه به روسیاهی من نکن ... امروز برات یه مهمانِ ویژه آوردم .... خیلی تعریف تورو بهش کردم ... حاشا به کَرَمِت .... هی پشتِ سر هم به حالت تضرع میگفت : یا فاطمۀ پهلو شکسته ....

یه مرتبه اهالی خونه دیدن دختر داره فریاد میزنه ....

یاللعجب ... اینی که پهلوش شکسته بود ، صداش در نمی اومد اصلا نمی تونست حرف بزنه حالا داره فریاد میزنه ....

آری طبیبِ واقعیِ عالم ... مادرِ امامِ زمان(عج) شِفاش داده .....

حالا ما اومدیم پیشِ شما فرزندِ زهرا ، به عنوانِ تشکرِ از مادرِتون فاطمه مسلمان بشیم ...

حالا باحالِ خوشِت بی بی رو صدا بزن ....

یَا فَاطِمَةُ الزَّهْراَّءُ یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِکِ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاکِ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنَا یَا وَجِیهَةً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعِی لَنَا عِنْدَ اللّه ....

                                    



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:26 ق.ظ | نظرات()

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ حینَ تَحْمَدُ و َتَسْتَغْفِر

*سلام بر اون زمانی که داری برا ما استغفار می کنی آقاجان ...*

نمی دونم اولِ سالی نام مارم به زبانت جاری کردی یا نه ؟!!

خیلی به دعای تو من محتاجم ...

مرحوم سید کریم محمودی ، پینه دوز تهران ، تو تشرف مسجد جمکران از مسجد آمد بیرون ، اعمالشو انجام داد ...

می گه از دور دیدم یه سیدی داره میاد ، اما لباساش گرد و خاکیه ، وجناتش اینجوری نشون میده که مسافر ، عرق از پیشانیش داره جاری میشه ، معلوم خیلی راه اومده ...

باخودم گفتم تشنه ست ، جرعه ای آب بهش میدم،میگم آقاجان برا فرج مهدی زهرا دعا کن.

سید به من نزدیک شد جرعۀ آبی بهش دادم ، گفتم آقا سید بنوش ، نوش جان ، برا مهدی(عج) و فرجش دعا کن ، این جامِ آب و گرفت فرمود :

سید کریم اگه مردم به اندازۀ عطش من به این جرعۀ آب عطش من مهدی رو داشتن منو میدیدن ..."

هفتاد و یک بیت قصیده ای گفت سید رضا هندی ، با خودش گفت به تعداد شهدایِ کربلا قصیدمُ می سرایم ، بیتِ آخر این سوال رو مطرح می کنم کربلا کی بر بدن ابی عبدالله نماز به جا آورد ..."

*آماده ای گریه بر حسینت با امام زمانت عجین بشه ؟!! گفتمُ  التماس دعا ...*

هر چی مقاتلُ زیر و رو کرد چیزی پیدا نکرد ...."

خسته شد کنار این کتاب ها خوابش برد ، در عالم رویا حضرتُ زیارت کرد ، حضرت فرمود سید رضا میخوای بگم کربلا کی بر جدم حسین نماز خواند ؟!

این بیت آخر رو از زبان من مهدی بنویس :

*صَلاة عَلی جِسمِ الحُسَین سُیوفُها ...*

کربلا شمشیر ها بر بدنش نماز خوندن ...

حسین ....

میخوام بگم یا صاحب الزمان هر نماز مگه چند تا سجده داره ، اگر چهار رکعتی باشه هشتا سجده داره ، اما این نماز شمشیرها بگم چقدر بود ... هزار و نهصد و پنجاه...

حسین ..."

                                     





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:55 ب.ظ | نظرات()

          

زیر بارون ... میوه شُ گرفته ... لاتِ میدون شوشِ برا خودش . از تو هجره ش زده بیرون داره میره خونه "

یه دفعه دید اثاثِ طرفُ ریختن زیر بارون ..."

یه زنُ و دخترم کنار خیابون وایسادن ... رو به دیوار کردن مردم نبیننشون ، خجالت بکشن"

یه بنده خدایی ام هی افتاده به پای یکی آقا تورو خدا بزار یه ماهی اثاثم اینجا بمونه ، زن و بچه م اسیر نشن .....

اومد جلو ، گفت : چه خبرِ؟

گفت یه سالِ کرایه ندادِ ...

گفت طِیّب خان یه سالِ کرایه ندادِ ...

یه نگا کرد طِیّب ، دید زنُ بچه ش روشونو به دیوار کردن از خجالت

داشت فکر می کرد با خودش ، یه مرتبه صاحب خونه اومد گفت  : سید " بیا این وسیله تم جا مونده ...

تا گفت سید بیا ... تموم شد ....

.... سیدِ ...."

هر چی پول داشت داد ، گفت الباقیشم بیا دم هجره بگیر " کرایۀ یه سالش رو میدم ... سال دیگه شم من میدم ..."

بزار وسایلشونو تو خونه ... خودشم کمک کرد ...

داداش جون با نماز شبِ خالی به هیچ جا نمیرسی ....

باید یه کاری بکنیم ......

یکی از بزرگان و علما سوال کرد: یه کلید و راهی به من نشون بدید با همون برم جلو ..."

یه جمله گفت ، ایام فاطمیه هم بود ، گفت فقط  بهت می گم یه کاری کُن به چشمِ مادر سادات بیای .....

به چشم مادرِ سادات اومد اون کسی که جلویِ حسین ابن علی رو گرفته بود ...

اما وقتی اسم فاطمه اومد وسط ... سرشُ انداخت پایین ....

بخون علّامۀ مجلسی میفرماید ، با گردن کشیده ، فرماندۀ هزار تا سوارِ مقابلِ حسین ابن علی رو گرفته .... چشم به چشمِ ابی عبدالله ... گفت تا امیرم عبیدالله دستور نده اجازه نمی دم از اینجا تکون بخوری ...

حضرت عصبانی شد فرمود :

«ثَکَلَتْکَ أُمُّکَ» ..... برا یه پهلوون آوردنِ اسمِ مادر مرگ حساب می شد ...

مرحوم علّامۀ مجلسی یه عبارتی رو دارن : میگه تا این حرف رو زد ، اومد تا جواب بده " وقف کرد ... سکوت کرد ... سرشُ انداخت پایین  ....گفت اگه مادرت فاطمه نبود جوابتُ میدادم حسین ...

زودی به چشمِ مادر سادات اومد .....

همه وسائل رو گذاشت تو خونه ، زنُ بچه شم گفت برید تو خونه ، اینجا واینسید ... ناموسِ سید درم در خونه .....

درُ بست زیر بارون داشت میرفت ، سید درِ خونه رو وا کرد دنبالش دوید ...." گفت هر چی هستی باش " آبرومو خریدی مادرم آبروتو بخُرهِ ......

دیدی مادرش آبروشو خرید ؟؟؟ .....

الان زیر پای سیدالکریم(ع) دفنِ .....

یا امام رضا (ع) میشه به مادرت بگی آبروی ما رو بخرِ ......

لا اله الا الله .... آدم میترسه بعضی حرفا رو بگه ....

آقا شما میدونی اگه آدم آبروش بریزه چقدِ سختهِ ....

سرشُ علی بالا نمی گرفت تو کوچه ها ....

خجالت میکشید از مادرتون .....

تو فاطمیه باید بیای پیچ و مهره های شُلتُ سفت کنی ، باید بیای خرابی هاتو درست کنی ... تو باید بیای خدمت حضرت زهرا(س) بشینی دو زانو ... بگی ای مادر سادات ... که اگه به کسی نگاهی بکنی کسی رو بخری همه چی حلّه ...

آی اونایی که فکر می کنید خیلی خرابهِ وضعتون ....

اگه فاطمه نبود بهت میگفتم برو نا امید شو ....

اما فاطمه هست ........  




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:27 ق.ظ | نظرات()

                        

از خراسان پیرمرده حرکت کرد اومد مدینه زیارت امام باقر علیه السلام ،ماه ها تو راه بود ،خسته شد گرسنه شد . پاهاش زخمی شد ..." با همه ی این سختی و درموندگی رسید مدینه .

سراغ امام و که گرفت ، گفتن آقا مشغوله درس و بحثه"

اومدن وارد منزل حضرت شد" دید شاگردا همه نشستن ، دودستش رو گذاشت به آستانه ی درب خانه ی حضرت ؛ عرضه داشت اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسوُلِ الله ...

خیس عرق،پاها پینه بسته،خسته و درمونده، عرضه داشت یابن رسول الله این همه راه رو از خراسان طی کردم فقط و فقط به عشق زیارت شما" این همه راه رو اومدم بگم آقا دوستت دارم ...

آقاجان میشه به من بگی این محبت به چه درد من میخوره ؟؟

)ای کسایی که این شبا از این جلسه به اون جلسه میرید با امام زمان برا مادرش زهرا گریه کنید ... امشب به آقا بگو من دوست دارم ... من اومدم تو رو از غربت دربیارم ... شنیدم تو ، تو بیابونا خیمه میزنی ... مردم شهر تو رو از خودشون روندن ... اومدم با شمای خیمه نشین هم دم باشم (

حضرت بلند شدن ، فرمودن : إِلَیهِ" بیا کنار خودم بنشین تا جوابتو بدم ..."

دونه دونه این شاگردای حضرت رو کنار زد ، تا رسید محضر امام باقر، حضرت کنار خودشون او رو قرار دادن ... همین که نشست حضرت فرمودن: همین سوال رو یه نفر از بابام زین العابدین پرسید. میخوای بدونی این محبت ما با شما چه می کنه؟؟ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ ... قیامت دونه دونه تون که ما رو دوست دارید با ما محشور میشید ....

)این شبا با امام زمان باید اینجوری حرف بزنیا ... بگو آقاجان عمرم داره تموم میشه هنوز نتونستم رخ زیباتو ببینم ... گفتم میرم کربلا میبینمت ... نشد ... اومدم امشب تو روضه ی مادر دنبالت میگردم ...) حضرت فرمود نگران نباش خیالت راحت باشه ، قیامت با ما محشور میشی ..."

تا وقتی که زنده ای عزیز و سربلندی ... محب ما ذلیل نمیشه ... وقتی ام از دنیا بری ماها میایم بالا سرت ... مادرم فاطمه میاد بالاسرت ....

                                    



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:53 ب.ظ | نظرات()

                 

در دعای عرفه هست خدا ما با تو که قصد جنگ نداریم؛سحره آمدند با تو بجنگند گرفتیشون؛خدایا گناهان ما جنگ با تو نبود،شیطنت نفس بود،تو رو قبول داشتیم،زمین خوردگی های ما جنگ با تو نیست به خدا امیدوار باشید؛فرمود: "کن  لِما لا تَرجُو أرجى مِنكَ لِما تَرجو" اونجایی که امیدت قطع میشه امیدت به خدا بیشتر باشه،موسای کلیم میرفت آتیش بیاره پیغمبر شد،امیدوار باشیم به فضل خدا،فرمود:هیچ کسی به هیچ خیری نرسید الا با امید به فضل خدا،به خدا امید داشته باشید" دستگاه خدا بی نهایت وسیعه،رحمتش بی نهایت وسیعه،تو ابوحمزه دیدید چندین بار تکرار شده خدایا منو ببخش،درسته گناهای من بزرگه-عظمت گناها رو تو ابوحمزه توضیح میده- ولی "و ما خطری" خودم و گناهام تو دستگاه تو اصلا چی به حساب میایم؟! اصلا گمیم،یه تصرف تو دل آدم بکنه محبت دنیا بره بیرون محبت امیرالمومنین بیاد جاش،کار تمامه،امشب شب این جور فیض های خداست.

***

این که امشب همه ی ما رو گفتند بیدار باشید یه لحظه هم نخوابید چون ممکنه تو همون یه لحظه یه خبری بشه، حواستون جمع جمع باشه...این جوریه...یه لحظه فقط...به مرحوم بافقی حضرت وعده داده بودند تو راه کربلا که به طرف ایران می آمدند قم و نیشابور منو میبینی،قم حضرت رو زیارت نکرد وقتی نیشابور دید گفت:آقا شما به من وعده ی قم داده بودید،فرمودند:آمدیم،در حرم حضرت معصومه یکی از شما مساله پرسیده بود مشغول بودید حواستون نبود،ماهم رفتیم،شب قدر یعنی این..." یعنی همه ی لحظاتش؛... یه لحظه هست برق میگیره آدمو...گرفت، دیگه تمام عالمتون عوض میشه...دیدید هواپیما راه میره یه لحظه پرواز میکنید،اون لحظه ی پرواز اگر خواب بودید دیگه کار تمامه،امشب به خدا امیدوار باشید،یه برق از امیرالمومنین بخوره،یه جلوه از امیرالمومنین امشب تو دل کسی بیاد کارش تمامه ها،بار عمرش بسته میشه ... اصلا باب گناه به روش بسته میشه ... لذت گناه از ذائقش میره بیرون ... لذت عبادت تو ذائقش میاد ... شب قدر یه همچین شبیه ... خیلی مواظب باشید... ثانیه هاش ثانیه هست . به فضل خدا امیدوار باشیم،عمل نداریم؛خب چه کار کنیم؟به حضرت تو مسجدالنبی عرض کرد:یا رسول الله"متی تقوم الساعة؟ "قیامت کی برپا میشه؟حضرت نماز رو خوندند،برگشتند رو کردن به جمعیت فرمودند : کی سوال کردفرمود: من...؛اعرابی بود، از بیابون آمده بود، انس میگه خیلی دوست داشتم اینا که می آمدند سوال و جوابا خیلی شیرین بود،خالص سوال میکردند خالص جواب میگرفتند،حضرت بهشون فرمود:چی آماده کردی؟عرض کرد آقا من خیلی اهل نماز و روزه نیستم،واجباتمو میخونم ... ولی شما رو دوست دارم ... حضرت یه جمله گفتند-انس میگه مسلمونا هیچ روزی اینقدر خوشحال نبودند- "المرء مع من احبه" از من جدا نیستی،اگر تو منو دوست داری منم تو رو دوست دارم ... من تو قلب توام ... امیدوار باشیم،خدا به خاطر محبت امیرالمومنین امشب  یه چیزی هممون بده ... شما اگر کسی بهتون بدی کرده باشه بیادسراغتون ، نمیبخشیدش؟ میبخشیدش دیگه ...گاهی انسان ازش راضی هم میشه ... دشمنش بود میشه دوست دوست ... خدای متعال سریع الرضاست ... یعنی زود راضی میشود،نه میبخشید

***

در روایت داره در روز قیامت به یه عده ای که زحمت کشیدن،میدن،یه عده ای هم کاری نکردند،مثل اونا رو بهشون میدن،میگن خدا به اینا چرا؟! ما جون کندیم به این مقامات رسیدیم میفرماید: اینا خواستند،دعا کردند ما هم بهشون دادیم..مردونه از خدا بخواهید امشب حسن ظن به خدا داشته باشید؛دوم اینکه یه چیزی قرآن به ما یاد داده:جرمی برادران یوسف کردند آمدند محضر پدر "یا ابانا استغفر لنا" فرمود:"سوف استغفر لکم" سحر جمعه دستاشو بالا برد کار تمام شد،این گناهان با عظمت رو خدا بخشید ، پیغمبرشو تو چاه انداختند؛قصد کشتنش رو داشتن ... امشب بریم در خونه امام زمان بگیم استغفرلنا،اونایی که پدر و مادر دارن،برن خودشونو رو پای پدر مادراشون بندازن،بگن یه دعایی برا کن،یه وقت دیدی یه دعایی کردن،کارتون گرفت،بارتون بسته شد

                              دانلود سخنرانی



برچسب ها : توصیه ،برای ،شب ،قدر ،میر ،باقری ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:13 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم