تبلیغات
بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب متن مداحی به همراه فیلم یا صوت
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
   كانال متن نوحه مداحان کشوری        دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                

پروندۀ سیاهِ مرا گرکه رو کنند

ترسم که دورم از درِ لاتَقنَطوا کنند

ترسم کنند اهلِ قیامت ملامتم

گر کرده های زشتِ مرا بازگو کنند

*اونجا تو فرمودی یوم تبل السرائرِ ... پرده ها کنار میره ...*

سنگینیه گناهِ مرا گر کنند بار

بر دوشِ جنُ انس،همه مرگ آرزو کنند

بیش از همه به حالتِ خود گریه می کنم

هرجا که از گناهُ و خطا گفتگو کنند

من نوکرِ حسینمُ ماتم که چون کنم

گر با حسین ، مرا روبرو کنند ....

یک نقطۀ سفید نبینند حاسبان

گر دفترِ سیاهِ مرا جستجو کنند

*از عمل که چیزی ندارم ، فقط دلخوشیم همینه *

جز مهرِ اهلِ بیت که هستم امیدوار

کین نامه را به رحمتِ خود شستشو کنند

بی آبرو تر از همه هستم ...

*تو نگی ام،من میدونم کی ام ....نیازی نیست منو به ملائکت معرفی کنی ...*

بی آبرو تر از همه هستم مگر مرا

از مهرِ آلِ فاطمه با آبرو کنند ....

*مگه اینکه مادر دستگیری کنه ...*

اینک منو گداییِ زهرا که روزِ حشر

هرکار می کنن به دلخواه او کنند ....

*به فاطمه الزهرا الهی العفو*....

*فرمود محبتِ دخترم فاطمه صد جا به دادتون میرسه ... آسون ترین این صد مکان ، دمِ جون دادنِ ... از دمِ مردن مادرانه هوامونو داره .... امشب بگو مادر ، سفارشِ ما رو به فرزندانت  کن ....*

شعلۀ کینه بودُ کوثر بود

جانِ دین بودُ کفرِ کافر بود

قصدشان قبضِ روحِ حیدر بود

پس کجا بود جبرییل آنجا؟

یک نفر سوخت ، یک نفر می دید ...

یک نفر کشته شد ، یکی خندید ...

از جنایت مدینه میلرزید

محشری بود پشتِ در برپا

یک نفر می شکست پهلو را ....

یک نفر می شکست بازو را ...

لاله کردن یاسِ مینو را

چه کند غیرِ صبر شیرِ خدا

یک نفر می زد آن طرف فریاد

این طرف فاطمه زمین افتاد

رفت حکمِ غدیر خم از یاد

کَس نیامد به یاریِ آقا ...

شیرِ دُلدُل سوار را بردن

استحقروا اباالحسن

از حرم مستجار را بردن

همۀ اقتدار را بردن

بردِ این صحنه تابِ زهرا را

دل شکستُ نگاهِ دلبر سوخت

دختری ناله کرد، مادر سوخت

سال ها بعد ...

رویِ دختر سوخت در شرارِ روزِ عاشورا

*دیگه بریم کربلا ... شبِ جمعه ست ...*

یک طرف رویِ خاک پیکرها

یک طرف رویِ نیزه ها سرها

خواهران دور از برادرها

عده ای گفتند معجرها ....

حسین .....

ای علمدارِ دودِمانِ علی

زائرِ عشقِ بی نشانِ علی

یابن الزهرا بیا به جانِ علی

ذوالفقارِ عدالت مولا ....

معنیِ قدرُ و کوثرُ رحمان

بابی انت یا امامِ زمان

دست من را بگیر آقاجان

تا شوم کشتۀ مسیرِ شما ...

*الان کجا داری برا مادرت فاطمه گریه می کنی ؟!! من فقط یه اشارۀ مختصری کنم  مناجاتِ بخونم ...اینکه چند نفری هجوم آوردن بمونه ... چند نفری با چی زدن بمونه ... چند مرتبه بی بی رو زدن بمونه ... فقط یه تعبیری تو نامه خودش به معاویه داره ... من فقط یه عبارتشو بخونم گفت "فصفقت صفقه علی خدّیها" یه جوری زدم که گوشواره زیر مقنعه شکست ...

فقط یه ترجمه کنم "صفقه" یعنی سیلی صدا دار ... من نمی دونم صدای این سیلی رو علی شنید یا نه ....


                            



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:43 ق.ظ | نظرات()

*اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصیر * همین اولِ دعا ، ازت ممنونم .*

زچشمم خواب را بردی به جایش اشک بنشاندی

نبوداین قابلیت در منو بر من عطا کردی

*از امام صادق سوال کردن افضل اعمال و اذکار در این ماهِ شعبان چیه ؟؟ حضرت فرمود استغفارِ ... مخصوصا اگه سحرِ شبِ جمعه باشه ... انبیا مستجاب الدعوه بودن . اما وقتی از اونا تقاضای دعایی میشد به سحرِ شبِ جمعه موکول می کردن ... دستِ گدایی تو بالا بیار:أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ذُوالْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ‏ و اَتوبُ الیه .

همین ساعتا بود که مادرش فاطمه تا سحر مشغولِ دعا و مناجات میشد که امام مجتبی فرمود : شب های جمعه میدیدم مادرم تا صبح مشغولِ دعا و مناجاتِ ... اگه میخوای مادرش دعات کنه ، دستِ گداییت رو بالا بیار ... بلند بگو الهی العفو*

گوشه چشمی اگر از جانب دلبر برسد

دستِ من نیز به آن چشمۀ کوثر برسد

اگر از شانۀ من بارِ گنه برداری

پایِ این بنده هم از عرش فراتر برسد

باز هم توبه شکستم بگذارید فقط

باز هم فرصت یک توبۀ دیگر برسد

همۀ ترسِ من این است که هنگامِ گناه

عمرِ این بندۀ آلوده به آخر برسد

*اگه من تو گناه بمیرم ... چقد بد میشه ... اصلا بزار شبِ اولیه بگم ... برا ما که همیشه گناه کردیم یه جوری بدِ .. اما برا تو بدترِ ....*

همۀ ترسِ من این است که هنگامِ گناه

عمرِ این بندۀ آلوده به آخر برسد

*حالا که نیمه شب رام دادی میگم :*

بس که آلوده ام ابکی لخروجِ نفسی

وای ازآن لحظۀ سختی که اجل سر برسد

*وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ ... زانوهاش به هم میخوره ... وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ ... دیگه باورش میشه رفتنیه ... وَقِیلَ مَنْ رَاقٍ داد میزنه ... کیه منو نجات بده ؟؟*

خیلی از تنگی و ذیقِ لحدم میترسم

وحشت بیشتر آن است که منکر برسد

*انقده هیبت دارن این دو ملک ، بعضیا گفتن همینکه سوال می کنن از هیبت این دو میت لال میشه ... بیخود نیست ما رو با تربت ابی عبدالله راهیه قبر می کنن ... بندِ زبونتُ باز می کنه*

*شبِ جمعه ای چی میخوای؟؟*

همۀ خواهشم این است که در موقع مرگ

سرِ این بنده رویِ دامن حیدر برسد

*بچه هرچقدم که بترسه وقتی باباش میاد کنارش همۀ ترسش از بین میره ... أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ لِلْمُؤْمِنِینَ أَباً رَحِیماً ... علی جان ...اگه امیرالمومنین بیاد ، یه مهمونِ دیگه هم میاد *

مطمئنم که درآن لحظۀ سختُ حساس

حضرتِ فاطمه با آلِ پیمبر برسد

*مادر که بیاد ، تمومه ... ندیدی تو گودال مادرش اومد ... نشنیدی کنارِ تنور خولی مادرش اومد*

چادر مادر ما کارِ خودش را بکند

بگذارید فقط صحنۀ محشر برسد

*همین ساعتا بود زنِ زیدِ یهودی از خواب بیدار شد دید یه نوری از خونش به آسمان ساطعه . به مردش گفت چه خبره این نور ازون صندوقچه داره میاد چی آوردی از بازار ؟؟؟گفت زن هر خبری هست از نورِ چادرِ زهراست ...علی امروز این چادر رو به عنوان رهن آورد پیشِ من گذاشت ...تا صبح همسایه ها رو دونه دونه خبر کرد .... نوشتن هشتاد یهودی به نورِ چادرِ وصله داره فاطمه مسلمون شدن ....هشتاد یهودی به نور چادر زهرا ایمان آوردن ، شدن مشتریِ علی ....اما من نمی دونم اون سیصد نفری که تو روزِ روشن هجوم آوردن به خونۀ بی بی دوعالم ... اونا با دیدنِ خودِ زهرا متنبه نشدن ..." تا تونستن بانویِ خونه رو زدن *

چادرِ مادرِ ما کارِ خودش را بلد است

بگذارید فقط صحنۀ محشر برسد

*فرمود یه سرِ چادر تو بهشت دستِ مادرم فاطمه ست ... یه سرِ چادر رو صراط پهنِ ... ندا میاد أَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَةَ تَعَلَّقُوا بِأَهْدَابِ مِرْطِ فَاطِمَةَ ... پیغمبر فرمود دخترم که وارد محشر میشه یه منبری از نور برا زهرا آماده میشه . ابی عبدالله میاد به دیدن مادر ... چی جوری میاد ؟!! راسهوا بین یدیه .... سر بریدشو تو دست گرفته تا بی بی دو عالم چشمش به ابی عبدالله میوفته چنان ضجه ای میزنه ... که پیغمبر فرمود همه با گریه زهرا گریه می کنن ....*الان آماده ای با ناله مادرانش ناله کنی؟الان کجا نشسته ...*

صدا ، صدای مادرونه ...

صدای یک زن جوونه ...

نشسته گوشه ی یه گودال ...

داره با سوز دل می خونه ...

*چی میگه؟:!!بنی ...قتلوک ...بنی ... بالحسین الهی العفو

                                      




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:43 ق.ظ | نظرات()


{پایِ مکتب ولایت هستیم
همیشه بودیم سرِ خوان کرم
پیچیده تو کوچه هامون بوی سیب
با شهیدایِ مدافع ِ حرم 2} 2

هنوز ایرانیا غیرت دارن 2
پیچیده تو دنیا این آوازه
هنوزم دارن شهید میارن
هنوزم درِ شهادت بازِ 2

یه شهید ، که افتاده به پایِ زینب
یه شهید ، که نورانی تر از مهتابِ
یه شهید ، که دل بریدِ ازین دنیا
یه شهید ، که حالا مهمونِ اربابِ

تو این شهیدا میشه ایثارُ دید، یاحسین
محبتِ حیدرِ کرارُ دید ، یاحسین
تویِوجودِ این شهیدا میشه ، یا حسین
مالکِ اشتراُ عمارُ دید ، یاحسین

یا حسین یاحسین  یا حسین .....

***
(تو شهیدایِ مدافعِ حرم
اقتدارُ پهلوانی داریم) 2
شهدای بی ریایی مثله
حاج حسین ِ همدانی داریم 2

(ما میخوایم نشون بدیم به عالم
جَنَمُ غیرتِ ایرانی رو) 2
خدا  ان شاالله که نِگه داره
حاج قاسمِ سلیمانی رو  2

یه شهید ، که پر گرفتُ تا بالا رفت
یه شهید ، که با اجازۀ مولا رفت
یه شهید ، که واسه انتقامِ رویِ
کبودُ نیلیِ حضرتِ زهرا رفت

شد نفسِ آخرشون ، یاحسین
ذکرِ لبِ بر لبشون ، یاحسین
شک نکنید که موقعِ جون دادن
اومد بالایِ سرشون ، یاحسین

یا حسین یاحسین  یا حسین .....

حسین جانم ... حسین جانم ...

حسین جانم ، جانم ، جانم ، جانم حسین جانم ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:43 ق.ظ | نظرات()


بیکار برای تو دعا سود ندارد
عاشق شدن ناقص ما سود ندارد

ثروت که مهم نیست غرض قرب به مولاست
اینجا سخن از فقر و غنا سود ندارد

خاصیت ما در گرو سوختن ماست
عمری که نشد وقف شما سود ندارد

هر چیز که سود است برای همه مردم
گر دور کنند از تو مرا ، سود ندارد

وقتی که خدا سود کلان داده به این در
رفتن ز درِ تو ، به خدا سود ندارد

تو برکتی و واسطه‎ی برکتی آقا
بی‎فیض شما هیچ کجا سود ندارد

لنگ سفر کرب و بلاییم کمک کن
نوکر نرود کرب و بلا سود ندارد .....

یک جور شکسته ند سر عمه ی سادات
رویش بگذارند دوا سود ندارد ......





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:39 ب.ظ | نظرات()


خدا را شُکر اینجا دخترم نیست
نشانِ نیزه ای بر پیکرم نیست

کسی با دشنه بالای سرم نیست
به فکر غارت انگشترم نیست

لباس فخر ، تن کردند مَردُم
تنِ من را کفن کردند مَردُم

امان از ساعتی که شمر از پشت
شَهِ دین را شبیه صیدها کُشت ....

به گیسویِ یتیمان بُرد انگشت
به معجرها هجوم آورد با مُشت

نگاه هیزِ آن اشرار نامرد
صدای عمه جانم را در آورد ....

حسین ...........

حُسینم گم شده ای رودم ای رود
نَهالم خم شده ای رودم ای رود

اخ ، مسلمانان حسین مادر ندارد ...

اگر کُشتن چرا مویت کشیدن؟؟
چو گرگی پنجه بر رویت کِشیدن

حسین ....

شنیدی پُشتِ اطفالت دویدن
شنیدی چادرِ زینب کشیدن .....

شنیدی دختری دنبال می شد
شنیدی صحبت از خَلخال می شد

شنیدی حرمله من را کتک زد ....
به روی پهلویم پایی لگد زد ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:00 ب.ظ | نظرات()

یه مرتبه همه دیدن درِ زندان باز شد، غریبانه چهار تا غلام زیر یه تخته رو گرفتن دارن میارن. یه‌نفر اومد داد زد گفت این آقا اگه قریشیِ چرا چهارنفر حمال دارن میبرنش؟ اگه قریشی نیست چرا بین قریشیا دارن میبرنش؟

یهو منادی داد زد گفت این بدن،بدن آقا موسی‌بن‌جعفرِ...بذار از قبلش برات بگم :آدم ،سالهای سال یه گوشه‌ای شکنجه بشه، تو زندان باشه، جای درستی نداشته باشه بدنش اذیت میشه. اون نانجیبا اینقدر آقامونُ شکنجه دادن که هیچ، اونی که آدمو بیچاره میکنه اینه:زن بدکاره رو آوردن تو زندان موسی‌بن‌جعفر. میگه دیدم آقا سر به سجده گذاشته، هی داره میگه:خدا من عبدِ ضعیف توأم، خدا من عبد فقیر توأم، منو نجاتم بده؛)زنه عوض شد، آوردنش آقا رو اذیت کنه خودش تغییر پیدا کرد.(یهو همه دیدن زنه به سجده افتاد گفت آقا ببخشید، غلط کردم.بچه‌ها، امشب بیاید ماهم به پاهای آقامون بیفیتم بگیم آقا غلط کردیم ...*

آهسته گذارید روی تخته تنش را

تا میخ اذیت نکند پیراهنش را

اصلا بگذارید روی خاک بماند

زشت است بیارند غلامان بدنش را

این ساقِ به‌هم‌ریخته کتمان شدنی نیست

دیدند روی تختۀ در تا شدنش را

این مرد الهی مگر اولاد ندارد

بردند چرا مثل غریبان بدنش را

این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد...

*یکی اومد صدا زد: "هذا امام رفضَة"**ببینم دلت کجا میره*

این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد

بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را

*تو شهر شام همچین که این خانواده رو آوردن، همه شروع کردن هلهله کردن؛یکی داره بد میگه، یکی داره ناسزا میگه، یکی داره فحش میده٬ یکی داره سنگ میزنه....ناله بزنحسین....*

این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد

ای‌کاش بگیرد جلوی آن دهنش را

یکی میگفت خارجی‌ان

به ما سنگ زدن سنگ زدن سنگ زدن

گفت بچه‌های علی‌ان

به ما سنگ زدن سنگ زدن سنگ زدن

تنگ شده دلم ای داداش

قربون صدات ای داداش

زینب گفتنات ای داداش

خواهرت فدات ای داداش

*تا فهمیدن این آقا موسی‌بن‌جعفرِ اون مردِ رفت همه رو جمع کرد (گفت زشته٬ بدن امام ماست. ما شیعۀ این آقاییم(مگه شیعه‌ها مردن، بدن آقاشونو غلاما بخوان ببرن...اومدن اینقدر گل آوردن، تا حدی گل رو این بدن ریختن که وقتی میخواستن این بدنو بردارن گلا رو کنار زدن تا بدنش مشخص بشه...یه آقایی رو هم من سراغ دارم، همچین که میخواستن بدنُ بردارن دیدن بدن تکون نمیخوره. این تیرا از تابوت زده بیرون، به بدن اثابت کرده....یه‌جای دیگه رو هم من سراغ دارم، گلا رو زینب کنار زد، اما چه گلی؟!؟!گل شمشیر، گل نیزه، گل سنگ، گل چوب...؛همه دیدن خم شد، صورتشو گذاشت رو رگهای بریده....حسین....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:54 ب.ظ | نظرات()

زندان رواقِ روشنی شد،غرقِ نورت

دیوار ها نمناک از شرمِ حضورت .....

 

دهلیزها مَستند هنگامِ عبورت

زنجیر تسبیحی به دَستانِ صبورت

 

*موسی ابن جعفر(ع) با این زنجیر ها چه می کرد ....*

 

این بندها در بندِ زلفِ دلپذیرت

موسیِ دربندیُ هارون ها اسیرت

 

یوسف که ترس از تنگی زندان ندارد

جانِ جهان است او غَمِ کنعان ندارد

 

سیمرغِ عاشق فکرِ آبُ نان ندارد

زندان توانِ بستنِ مردان ندارد

 

عاشق دلش دریاست حتی کنجِ زندان

تصویری از دنیاست حتی کنجِ زندان

*آره والا ... برا مردای خدا این دنیا مثلِ زندونِ ... برا منِ عاشقِ دنیا این دنیا بهشتِ ... امااونی که مردِ خدا باشه میخواد ازین دنیا و ازین قفسِ تنگ رهایی پیدا کنه  .... *

عاشق دلش دریاست حتی کنجِ زندان

تصویری از دنیاست حتی کنجِ زندان

*روزِ شهادتِ  ... خیلی معطلت نمی کنم ...*

ای هفت دریا خیره در پهنایِ صبرت

هفت آسمان یک برکه در دریایِ صبرت

ای هفت شهرِ عشق در معنایِ صبرت

زانو زدن ایوب ها در پایِ صبرت

*این همه بلا ... این همه سال ازین زندان به اون زندان ... این همه جسارت .... این همه صبر ... این همه کضمِ غیظ ... هرچی بلا اومد سَرش یه بار لب به شِکوه وا نکرد ... فقط این آخریا با خدای خودش حرف میزد ... کاری به بقیه نداشت ... *

حجت خدا کارش ببین به کجا رسید ، قربونِ تو آقا برم ....

آقا به این حجمِ بلا عادت ندارم

باید بگویم شاعرم طاقت ندارم ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:50 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم