امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم  دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)  آموزش درآمد زایی دایم در سامانه 7030 ویژه کاربران سایت باب الحرم   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







1-      نام مبارک : رقیه (س) یا زینب

2-      نام پدر : حضرت امام حسین سیدالشهدا علیه السلام

3-      نام مادر : مکرمه ایشان امّ اسحاق دختر طلحته ابن عبدالله

4-      محل تولد : مدینه منوّره

5-      سال ولادت : 57 هجری

6-      سن شریف : سه الی چهار سال

7-      در حادثه کربلا حضور داشت

8-      همراه کاروان به اسارت برده شد

9-      طبق دستور امام حسین (ع) زنان و مادران شهادت پدران را از کودکان مخفی می داشتند

10-حضرت رقیه با دیدن کودکان شامی که همراه پدرانشان به تماشای آنها ایستاده بودند به سراغ عمه آمده و از او بهانه پدر می گیرد .

11- بر اثر گریه و بهانه پس از خواب شب هنگام پدر را در خواب می بیند از خواب بیدار می شده و با گریه مجدد سراغ پدر را می گیرد . و شدت گریه او غوغایی را به راه انداخته که زخم دل زنان و مادران مصیبت دیده را تازه کرده که حتی آرامش را از مسئولین مربوطه و یزید می گیرد به طوری که آن ملعون از خواب بیدار شد و پس از جویا شدن علت گریه ، دستور می دهد که سر بریده پدرش را به او نشان داده تا ساکت شود .

12- پس از بردن سر مبارک امام (ع)در خرابه حضرت رقیه با دیدن سر خون آلود پدر از شدت غم و اندوه فراوان از دنیا می رود .[1]

13- بدن مطهر او را کنار بابا الفرادیس به خاک سپرده می شود این مقبره در شمال غربی محله قدیمی دمشق واقع در کشور سوریه است .

14- مشهد و مزار آن حضرت زیارتگاه و مطاف دلهای محبین اهل بیت علیهم السلام است زرقنا الله زیارتها فی الدنیا و شفاعتها فی الاخره .

«کودکی خردسال و کرامتی بزرگ »

 مرحوم آیت الله حاج میرزا هاشم خراسانی (متوفای سال 1352 هجری قمری )در منتخب التوارخ می نویسد : عالم جلیل ، شیخ محمد علی شامی که از جمله علما و محصّلین نجف اشرف است به حقیر فرمود : جد مادری من ، جناب آقای سیّد ابراهیم دمشقی ، که نسبتش به سید مرتضی علم الهدی منتاهی می شود و سن شریفش از نود افزون بوده و بسیار شریف و محترم بودند ، سه دختر داشتند ولی فرزند پسری نداشتند .

شبی دختر بزرگوار ایشان جناب رقیه بنت الحسین علیها السلام را در خواب دید فرمود به پدرت بگو به والی شام بگوید میان قبر و لحد مرا آب فرا گرفته و بدن من در آزار و اذیت است بیاید و قبر و لحد مرا تعمیر کند .

دختر قضیه را به پدر گفت : امام سیّد ابراهیم از ترس اهل تسنن به خواب او ترتیب اثر نداد . شب دوم ، دختر دومی و شب سومی دختر سومی خواب می بیند بعد از عرضه خواب سید ترتیب اثر نداد تا شب چهارم فرا رسید در آن شب شخص سید خواب می بیند که حضرت رقیه علیها السلام به طریق عتاب فرمودند چرا والی را خبر نکردی ؟ صبح آن روز سید نزد والی شام رفت و خواب خود را برای او نقل کرد والی شام دستور داد علما و صلحای شام را از سنی و شیعه بروند و غسل کنند و لباس نظیف در بر کنند ، آنگاه به دست هر کس قفل درب حرم مقدس باز شد ، همان کس برود و قبر مقدس  را نبش کند و جسد مطهرش را بیرون بیاورد تا قبر مطهر را تعمیر کنند .

بعد از انجام مقدمات دیدند تنها قفل به دست مرحوم سید ابراهیم باز شد وقتی نبش قبر صورت گرفت مشاهده شد که لحد حضرت رقیه علیها السلام را آب فراگرفته و بدن نازنین مخدّره میان لحد قرار دارد و کفن آن مخدّره مکرّمه صحیح و سالم می باشد لکن آب زیادی میان لحد جمع شده است .

سید ابراهیم دمشقی بدن شریف آن حضرت را از لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود تا سه روز نگه داشته به جز برایث نمازهای واجب که آن مخدره را بالای شی نظیفی می گذاشت و نماز می گذارد و تمام این سه روز به جز گریه خواب و خوراکی نداشت و بعداز تعمیر قبر ، آن حضرت را در میان لحد گذاشت سپس دعا کرد و خداوند پسری به نام سید مصطفی به او مرحمت فرمود و در پایان کار والی شام بعد از تفضیلو نوشتن ماجرا به سلطان عبدالحمید عثمانی و او هم تولیت زینبیّه و مرقد شریف حضرت رقیه و امّ کلثوم و سکینه : را به سیّد ابراهیم تولیت این اماکن شریفه را به عهده دارد و این قضیه حدود سنه هزار و دویست و هشتاد اتفاق افتاده است .

«کرامت بزرگ دیگر بوسیله ی این کودک»

مرحوم آیت الله خراسانی در کتاب معجزات و کرامات ضمن نقل قضیّه فوق می نویسد روی پشت بام خوابیده بودیم که ناگهان نار دست یکی از خویشان ما را گزید به طوری که بعد از مدتی مداوا هیچ اثری در بهبودی وی حاصل نشد تا آخر الامر جوانی به نام سیّد عبدالمیر نزد ما آمد و گفت : مریض مار گزیده کجاست و چون محل مار گزیدگی را به او نشان دادند با دست کشیدن به موضع ، بلافاله سلامتی او ببرگشت . سپس گفت : من نه دعایی دارم و نه دارویی فقط این کرامتها از اجداد ما به ما رسیده که هر سمی از زنبور یا عقرب و یا مار باشد اگر آب دهان یا انگشت بر آن بگذاریم فورا خوب می شود و جهتش این است که جدّ ما سید ابراهیم دمشقی موقعی که آب ، قبر شریف حضرت رقیه علیها السلام را فرا گرفته بود جسم آن حضرت را سه روز روی دست خود نگه داشت تا لحد باز سازی شد به برکت و کرامت حضرت رقیه علیها السلام این اثر در خود و اولادش نسلا بعد نسلٍ به یادگار مانده است .

 

1  . مورخ خیبر جناب عمادالدین حن بن علی ابن محمد طبرسی ،

که معاصر با خواجه نصیر الدین طوسی است در کتاب کامل بهائی این داستان را آورده .



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:47 ق.ظ | نظرات()

نام : آمنه ،آمینه ،

پدر : سید الشهدا حضرت امام حسین علیه السلام

مادر : حضرت رباب سلام الله علیها

القاب : سکینه یا سُکینه ، خیر النسوان که امام حسین در روز عاشورا وی را به این لقب خطاب قرارداد

مکان ولادت : مدینه منوّره

سال ولادت : حدودسال 48 هجری

سن مبارک :  70 سال

سال رحلت : 117 هجری در زمان هشام بن عبدالملک

مرقد مطهر : بنابر قولی در باب صغیر شهر دمشق در کشور سوریه اما بیشتر بقیع به نظر می رسد

حضرت سکینه در کربلا حضور داشت و سخنان و اشعار و نقشی که ایفا کرده بود در تاریخ ثبت شده است

 

حضرت سکینه علیها السلام ابتدا به همسری مصعب ابن زبیر در آمد و پی از قتل او زوجه عبدالله ابن عثمان گردید و پس از مرگ عبدالله ابن عثمان همچنان در شهر مدینه به سر می برد و سرانجام در پنجم ماه ربیع الاول 117 هجری در زمان هشام ابن عبدالملک در سن هفتاد سالگی در گذشت .

 

برگی زرین

«آشنایی با زندگی حضرت سکینه (ع)»

حضرت سکینه علیها السلام دختر بزرگوار سید الشهدا در علم و معرفت و آداب و ادب و جذبه ی معنوی به حق تعالی کم نظیر و مورد توجه خاص حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بود نام اصلی آن حضرت را آمنه ، آمینه یا امامه نوشته اند و لقب زیبای سَکینه یا سُکینه که حکایت از سکینت و آرامش است از طرف مادر بزرگوارش حضرت رباب  به او داده شد . او که خواهر حضرت علی اصغر علیه السلام است در حادثه کربلا حضور فعال داشت و در عاشورا سن مبارک ایشان حدود ده الی سیزده ساله بوده است لذا در روز عاشورا امام حسین علیه السلام به او لقب خیرهالنسوان (یعنی برگزیده زنان )راداده است و این مطلب با کودک بودن آن حضرت سازگاری ندارد . ایشان  از نظر سخن گفتن افصح و از نظر علمی اعلم و از نظر زبان و ادبیات عرب ادیب و شاعره پر جذبه ای بود . همچنین در سفر اسارت به کوفه و شام با بیان و فصاحت خویش تأثیری شگرف  خود نشان داد و بعد از حادثه ی کربلا از مبلغین اهداف پدر بزرگوارش امام حسین علیه السلام بود و شرح آنچه در حادثه جانسوز کربلا و مصیبتهای وارده و خطبه ها و اشعاری که بین راه ها در سفر اسارت مربوط به ایشان در کتابهای مقتل (از جمله کتاب نفیس نفسُ المهموم )تألیف شیخ عباس قمی آمده است . طبق نقل به تعبیر شیخ عباس قمی حضرت سکینه بانویی است که فصاحت و عقیله ای که با اصابت رأی افصح و اعلم مردمان زمان خویش بوده و از نظر زبان عرب و شعر و فضل و ادب کم نظیر است .

حضرت سکینه علیها السلام پس از بازگشت از سفر کوفه و شام در خانه پدر بزرگوارش امام  حسین علیه السلام تحت کفالت امام سجاد علیه السلام قرار داشت از فضائل بی شمار او همین بس که محضر سه امام معصوم یعنی امام حسین و امام سجاد و امام محمد باقر علیه السلام را درک نموده است .



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:09 ب.ظ | نظرات()

 

زندگی آن بزرگوار به سه مرحله تقسیم می گردد مرحله ی اوّل مربوط به ایّام کودکی ، مرحله دوم به ایام تحصیل و نوجوانی و مرحله سوّم به ایام مرجعیت همراه با مجاهدت و رهبری آن حضرت مربوط

می شود .

1) ایام کودکی

در سال 1281 مطابق با 20 جمادی الاول همزمان با سالروز میلاد کوثر قرآن حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در خانواده ای اهل علم وتقوی واقع در شهر خمین نوزادی مبارک از تبار حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله چشم بر جهان گشود پدر بزرگوارشان با تفأل از قرآن مجید آیه شریفه «ولا تیئسُوا من رَّوحِ الله اِنَّهُ ولا یائسُ مِن رَّوحِ الله الّا القَومُ الکفِرون َ»[1] نام آن مولود را سیّد روح الله گذاشت .مادر گرامیشان  بعد از زایمان به علت بیماری شدید و نداشتن ششیر لازم او را به دایه ای به نام ننه خاور که کودک  دو ماهه ی او از دنیا رفته بود و جای خالی او را در آغوش خود حس می کرد ، با سپردن سید روح الله به ایشان و تأکید بر رعایت غذای حلال ، غم فقدان فرزندش را فراموش کرد .

ننه خاور همچون حلیمه سعدیه افتخار دوران شیرخوارگی سیّد روح الله در پرورش روح و روان وی نقش به سزایی ایفا کرد .

هنوز پنج ماه از میلاد سیّد روح الله سپری نشده بود که پدر بزرگوار ایشان سیّد مصطفی عالم مجاهد بر اثر مبارزه علیه ظلمه منطقه و خوانین ستمگر چون بهرام خان و غیره توسط دو نفر از عوامل آنها به شهادت رسید.

مادر مکرمه سیّد روح الله هاجر خانم پس از شهادت همسر گرامیش عهده دار سرپرستی  شش فرزند با لخ کامی به همراه «صاحب خانم » عمّه سیّد روح الله پس از زحمات و رنج فراوان در سن 15 سالگی که نهایت انس را به  ایشان داشتند یکی پس از دیگری با فاصله ای اندک اوّل عمّه ی سیّد روح الله جوانمرگ سپس مادر مکرمه آن حضرت از دنیا رفت .

امام خمینی (ره) حدود بیست سال از عمر خود را در دوره ی حکومت قاجار سپری کردند . در این مدت شاهد نا امنی ، غارت ، و در گیریهای قبیله ای و طایفه ای  در اواخر حکومت قاجار بودند .

سال 1299 که آغاز حکومت رضا خان ، دست نشانده انگلیسی ها بود ، روح الله جوان، بیست سال دیگر ازر عمر خود را نیز شاهد حکومت زور و استبداد و خشونت وی بودند . ایشان اهانت به مقدسات اسلامی از جمله : کشف حجاب و زدودن چهره دین از جامعه و مردم  را ، با جان خود لمس کردند . آقا روح الله چهل سال داشتند که رضا خان به وسیله انگلیسی ها سرنگون شد و پسرش محمّد رضا ف دست نشانده آنان بر تخت سلطنت نشست .

محمد رضا پهلوی در  ادامه اقدامات پدر ، این بار اجرا کننده ی سیاست های آمریکا و وابسته کردن کشور به آنان بود . در این راستا طرح هایی مثل انجمن های ایالتی و ولایتی ، انقلاب سفید شاه و طرح کاپیتو لاسیون به اجرا گذاشته شد . با اجرای این طرح ها به تدریج اسلام از زندگی مردم دور می شد رژیم به بهانه آباد کردن روستاها و آموزش به کودکان و نوجوانان روستایی و تأمین بهداشت آنان ، بی بند و باری و فساد را در روستاها رواج می داد . آقا روح الله که از جوانی مطالعه مبانی دینی در حوزه علمیه قم را آغاز کرده بودند با تلاش شبانه روزی خود ، علوم دینی را فرا گرفتند ودر کنار دانش به تقوا و معنویت خود افزودند و در مدت کوتاهی در علوم دینی به سمت استادی رسیدند . و در زمانی که حوزه قفط محل کسب مطالب دینی بود و کمتر در مسائل سیاسی دخالت می کرد : ایشان روح تازه ای به حوزه و روحانیان دمیدند و آنان را حیات سیاسی بخشیدند .

حاج آقا روح الله تا زمان حیات آیت الله بروجردی به تألیف و تدریس در حوزه اشتغال داشتند و بعضاً نماینده ایشان در مسائل سیاسی بودند .

ایشان در سن 28 سالگی با دختر آقای ثقفی ازدواج کردند ف ثمره ی این ازدواج مبارک : دو پسر و سه دختر بود که هر یک از فرزندان ایشان ، خود منشأخیر برای اسلام . جامعه اسلامی بوده ، هستند .

پس از فوت مرحوم آیت الله بروجردی مردم برای تقلید به حاج آقا روح الله خمینی مراجعه کردند و مسئولیت حوزه به تعدادی از مراجع و از جمله : آقا روح الله واگذار شد ؛ و از طرفی ایشان در بین روشنفکران و دانشگاهیان نیز نفوذ کلام برخوردار بودند ؛ و آنان را به سمت دین و دیانت واقعی سوق می دادند ؛ و در برابر هجوم عوامل بیگانه داخلی و خارجی و قدرتهای انگلیسی و آمریکا آگاه می کردند .

پس از رحلت آقای بروجردی ، آقا روح الله با سخنرانی ها و اعلامیه های خود ، مردم را نسبت به فجایع رژیم آگاه کردند و از مردم خواستند که علیه شاه و حکومت او قیام کنند . ادامه مبارزه امام در 15 خرداد سال 1342 منجر به دستگیری ایشان و زندانی شدنشان در تهران شد . امام خمینی (ره) پس از آزادی ، به افشای طرح های ضد دینی شاه پرداختند و در نتیجه مجدداً در 13 آبان سال 43 و 62 سالگی دستگیر و این بار به ترکیه تبعید شدند .

مدت تبعید امام در ترکیه یازده ماه به طول انجامید و ایشان در این مدت کتاب ارزشمند تحریر الوسیله را تألیف کردند . در سیزدهم مهر ماه سال 1344 به جهت فشارهای علما و روحانیون و دانشگاهیان و مجامع بین المللی به رژیم شاه ،امام به همراه فرزندش ، آقا مصطفی ، از ترکیه به نجف اشرف انتقال دادند .

حضرت امام سیزده سال در نجف در سختی و آزار به تدریس وتألیف و همچنین آگاه کردن مردم نسبت به فجایع رژیم پهلوی  پرداختند و در این مدت اعلامیه هایی علیه شاه به مناسبتهای  مختلف   از جمله : جشنهای دو هزارو پانصد ساله و... منتشر کردند . در سال 1356 پس از شهادت آقا مصطفی و برگزاری مراسم سوگواری از طرف علما و مراجع قم و نجف و سایر شهرهای ایران ، رژیم شاه تکریم واحترام به امام را تحمّل نکرده و در نتیجه برای خدشه دار کردن چهره ی امام ، مقاله ای توهین آمیز در روزنامه ی اطلاعات 17 دیماه 1356 منتشر کرد . مردم قم در اعتراض به مقاله ، دو روز بعد در روز نوزدهم دست به راهپیمایی و اعتراض زدند و این اعتراض ، منشأ قیام ها در سایر شهرها شد ؛ امام از نجف با  دادن اعلامیه و اطلاعیه های خود ، مردم را رهبری کردند .

رژیم بغداد با دستور شاه ف مانع فعالیتهای سیاسی امام شدند و ایشان نیز از نجف اشرف به کویت هجرت کردند ؛ ولی دولت کویت مانع ورود امام به کویت شد و در نتیجه ، امام به پیشنهاد حاج احمد آقا به پاریس رفتند و بعد از هفت ماه فعالیت سیاسی در این کشور ، سرانجام در دوازدهم بهمن سال 1357 در سن 76 سالگی به کشور بازگشتند .

در بیست ودو بهمن 57 نهضت امام خمینی به ثمر رسید و حکومت جمهوری اسلامی ایران ، رسماً در دوازدهم سال 1358 جایگزین رژیم دوهزار و پانصدساله شاهنشاهی گردید .

امام خمینی (ره)پس از انقلاب ، مدت کوتاهی در قم و سپس در جماران ساکن شدند . کلبه ی محقر امام در جماران ده سال محل سکونت شخصیتی بود که لقب مرد قرن را به خود اختصاص داد .

امام در قبل و بعد از انقلاب چه مدتی که در قم زندگی می کردند و چه در تبعید ترکیه و نجف و پاریس و چه در ایران ، لحظه ای از فکر مردم غافل نبودند و همواره به سعادت دین و دنیای  مردم می اندیشیدند .

امام خمینی(ره) فقط یک رهبر سیاسی نبودند، بلکه در خانه یک پد رو همسری مهربان و در بین دوستان ، دوستی شایسته و در بین روحانیون ، عالمی ربّانی بودند ، و زندگی او برای همه انسانها در هر لباس و مقامی الگویی شایسته است . ویژگی های امام یاد آور ویژگی های جدّ او رسول الله صلی الله علیه و آله و حضرت امیر علیه السلام است ، انسانی که با ویژگی های مختلف از جمله : محبت ، شجاعت ، ایثار ، قناعت و ساده زیستی ، وارستگی و زهد ، نظم ، رعایت حقوق دیگران ، انفاق و بخشش و... سرآمد دیگران است . در معرفی امام خمینی (ره) همین بس که :

شاگردان او ، او را شایسته ترین استاد :

دوستان و یاران او ، او را بهترین دوست و یار

همسر او ، او را بهترین همسر

فرزندان و نوه های او ، او را بهترین پدر و پدر بزرگ

و سیاستمداران و رهبران ، او را بهترین رهبر و سیاستمدار می شناختند و معرفی  کرده اند .

 

حسن ختام در شناخت امام

در پایان خلاصه ای از زندگانی امام خمینی قدس سره به عنوان حسن ختام نکته ای را به دوستداران آن بزرگوار تقدیم می کنم دقت در زندگانی آن حضرت شباهت نزدیکی از سرگذشت جدّ بزرگوارشان حضرت ختمی مرتبت محمّد بن عبدالله صلی الله علیه و آله را در ذهن اسلام شناس واقعی تداعی می کند به عنوان شاهد

1-   همانگونه پیامبر صلی الله علیه و آله پرد شان قبل از میلاد ایشان از دنیا رفته بود و حضرت در کودکی یتیم گردید ایشان هم در پنج ماهگی با شهادت پدرشان یتیم شد. «الم یجد یتیماً فآوا»

2-   همانطور که با جدّ بزرگوارشان در نام گذاری محمّد صلی الله علیه و آله از الهام الهی نشأت گرفته شد  ایشان هم با تفأل آیه شریف و لا تایئسوا مُن روح الله از الهام حضرت حق به نام روح الله برخوردار شدند .

3-   همانگونه که مادر داغدار و بیمار پیامبر صلی الله علیه و آله به علت نداشتن شیر لازم به دایه او مادر رضاعی چون حلیمه سعدیه منجر شد ایشان هم بعد از میلاد شان به خاطر بیماری مادر نیازمند به مادر رضاعی چون ننه خاور شدند .

4-   همانطوری که وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله در پنج سالگی در سفر مکّه به مدینه منوّره هنگام بازگشت در منطقه ای به نام ابواء مادر عزیز و مونس سفر خود را از دست دادند ایشان هم در پانزده سالگی وقتی برای ادامه تحصیل از خمین به همراه مادر به شهر قم آمده بودند در چنین زمانی مونسی چون مادرشان را زا دست دادند .

5-   همانگونه که جدّ بزرگوارشان بعد از رحلت مادر و عبدالمطلب نیازمند به سرپرستی ون حضرت  ابوطالب شدند ایشان هم بعد از شهادت پدر و درگذشت مادرشان تحت سرپرستی برادرشان سیّد مرتضی در آمدند .

6-   همانطوری که جد ّ بزرگوارشان در هنگام نوجوانی محبوب بسیاری از بزرگان و مردم مکّه او را به نام محمّد امین دوست می داشتند  ایشان هم هنگامی که در حوزه علمیه مورد شناخت اساتیدی چون آیت الله حائری و آیت الله بروجردی واقع شدند و در بین آنها و دیگر دوستان به عنوان سیّد روح الله محبوب همگان گردید و کسانی که ایشان را می شناختند از وی به بزرگی در آینده خبر می دادند

7-   همانطوری که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از بعثت مورد اذیت و آزار اهل مکه به خصوص افرادی چون ابوسفیان گردید ایشان هم بعد از مرجعیت و رهبری مورد آزار و اذیت به خصوص خاندان پهلوی شدند .

8-   همانطوری که حضرت محمد صلی الله علیه و آله برای نجات  و امنیت از شر دشمنان ناچار به رفتن به طائف و سپس هجرت از مکه به مدینه منوّره شدند ایشان هم مانند جدّ بزرگوارشان گاهی تبعید از ترکیه و پاریس و رنج غربت و آوارگی را چشیدند .

9-   همان گونه که حضرت محمد صلی الله علیه و آله بعد از هجرت با قدرت الهی بازگشت نموده و مکّه را از لوث بت پرستان پاک کردند ایشان هم بعد از هجرت بتأیید ذات احدیت به وطن بازگشت  نموده و شاه و شاه دوستی را از میان برداشتند و طاغوت را برای همیشه رسوا کردند.

10-همانگونه که پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله در 63 سالگی به رحمت حق واصل و حضرت علی علیه السلام را جانشین خود قرار دادند ایشان هم بعد از رحلت شان با اشرف روحی که داشتند سیّد علی خامنه ای دام عزه را به جانشینی خود هدایت کردند.

11- همانگونه که بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت زهرا علیها السلام دیگر ازتوان فراق را از دست دادند و به پدر ملحق شدند بعد از رحلت ایشان هم سید احمد خمینی بر اثر داغ مصیبت پدر برای همیشه دنیا را وداع کرده و از دنیا رفتند روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد

 

 11. یا نبی فتحبسوا من یوسف و اخیه و لا تایئسوا من روح الله و لا تایئس من ... (آیه ی 87 سوره یوسف )حضرت یعقوب (ع) خطاب به فرزندانش می گوید از یوسف و برادرش  جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نشوید و همانا کسانی که کافر هستند از رحمت خدا مأیوس می شوند


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:17 ب.ظ | نظرات()

 

نام : زینب علیها السلام

پدر : امیر المؤمنین علی ابن ابیطالب

مادر : فاطمه زهرا علیها السلام

القاب : عقلیه بنی هاشم ، عقیله طالبتیین ، مُوَثقه ، عارفه ، محدثه ، فاضله ، کامله ، عابده آل علی

مکان ولادت : مدینه منوّره

روز ولادت : پنجم جمادی الاول سال پنجم یا ششم هجری

اولاد : 5 فرزند [1]

سن : 57 سال

مکان شهادت : شام

روز شهادت : 15 رجب سال 62 هجری

سبب شهادت : الم و رنج فراوان از مصیبتهای جانگداز کربلا

مرقد مطهر : سوریه

 

 

برگی زرین

«آشنایی با زندگی حضرت زینب کبری صلی الله علیه و آله و سلم»

1-   حضرت زینب علیها السّلام فرزند بزرگوار حضرت امام علی علیه السّلام و حضرت زهرا علیها السّلام و دختر زاده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است .

2-   از ابتدا عالمتا فنای جهان امتحانی سخت تر از امتحان امام حسین علیه السّلام نبوده است و حضرت زینب علیها السلام شریک او در امتحان و پل ارتباطی بین امام حسین علیه السلام و امت است .

3-   حضرت زینب علیها السلام دارای علم لدنی بودند ، چنانکه امام زین العابدین علیه السلام در کُناسه کرفه فرمودند :

«یا همتی بِحمدِ الله عالِمه مُعَلِّمه غَیرُ مُفَهَّمَهٍ »(بحمدالله تو ) دانایی هستی بدون درس خواندن ، فهمیده ای هستی بدون این که کسی تو را تفهیم کرده باشد»[2]

حضرت زینب در سخنوری تالی امیر المؤمنین علیه السلام و در شهامت و شجاعت دلیرترین زن روزگار بعد از زهرای اطهر بودند .[3]

4-      حضرت زینب علیها السلام قهرمان صبر و مقاومت است .

5-   حضرت زینب علیها السلام خاتون در ایام کودکی به برادرش امام حسین علیه السلام چنان انس و محبت داشتند که جز در آغوش آن حضرت آرام نمی گرفت [4]و در هنگامی که در خدمت امام حسین علیه السلام بودند یکسره دیده بر چهره ی مبارک امام حسین علیه السلام داشتند و لحظه ای از حضور آن حضرت دور نمی شدند .

6-   این بانوی بزرگوار ، دارای قوت قلب ، فضاحت زبان ، شجاعت ، زهد و ورع ، عفاف و شهامت از هر جهت فوق العاده بودند .

7-   در طول نهضت عاشورا ، نقش فداکاریهای حضرت زینب کبری علیها السلام ، بسیار با عظمت بود . من جمله سرپرست اسیران اهلبیت علیه السلام از مراقبت از امام زین العابدین علیه السلام و افشا گر ستمگریهای حکام اموی که با خطبه های آتشین خود پس از عاشورا در سفر اسارت ، کوفه و دمشق ، رمز بقای حماسه کربلا و بیداری مردم گشت . وی پس از باز گشت به مدینه نیز در مجالس ذکر و روضه خوانی که برای شهدای کربلا داشتند ، به سخنوری و افشاگری می پرداخت لذا یزید به استاندار مدینه دستور می دهد که حضرت زینب کبری علیها السلام را از مدینه به تبعید کند ، تا در هر کجا که می خواهد ساکن شود . سرانجام با سفری تبعید گونه همراه عبدالله ابن جعفر به شام آورده می شوند و قبل از رسیدن به مرکز شهر دمشق در قریه ای بنام راویه ساکن ، و سپس بر اثر رنج و تأملات روحی در رابطه با حادثه جانسوز کربلا مظلومانه از دنیا می روند [5] .


 1- حضرت زینب 3 در سال 16 هجری با عمو زاده خود عبدالله بن جعفر ازدواج کردند عبدالله در حبشه متولد شد و او نخستین کس از مسلمانان است که در آن سرزمین تولد یافت پیامبر 9 در حق او فرمود : «عبدالله در خوی و سرشت همانند من است » و نیز فرمود :«من در دنیا و آخرت ولی ایشان هستم » . عبدالله سروری شجاع بزرگوار و پارسا بود و ا. را قطب سخا می گفتند ، ولی هیچ گاه مستمندی را محروم کرد .

ثمره این ازدواج مبارک چهار پسر به نام های : علی ، محمد ، عون و عباس و یک دختر به نام ام کلثوم بود (مقتل شبخ الرئیس ).

1. احتجاج طبرسی 2/305 .

2. مقتل مقُرم ص 311 .

3. زینب کبری ، ص 115 .

1. شاهکار آفرینش ،(مقتل شیخ الرئیس )



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:32 ق.ظ | نظرات()

با توجه به اینکه حضرت مسلم داماد و شوهر خواهر حضرت امام حسین (ع) است و آن حضرت ، مسلم بن عقیل را به نیابت از خودش به کوفه فرستاد پس از مدتی مسلم نامه ای مبنی بر ثبات مردم کوفه به سوی امام حسین (ع) ارسال کردند که هر  چه زود تر به کوفه بیا .

گوئی که هنگام حرکت امام حسین (ع) دو فرزند از مسلم بن عقیل به نام محمد و ابراهیم همراه امام حسین (ع) به کربلا آمده اند . وقتی حادثه کربلا پیش آمد و اهل بیت امام حسین (ع) به اسارت دشمن در آمدند ، بعد از دوازده روز که در کوفه زندان بودند هنگام حرکت آنها به طرف شام ضمن شمارش و معرفی آنها متوجه شدند که در میان اسرا دو فرزند از مسلم بن عقیل وجود دارد و با توجه

به حساسیتی که عبدالله بن زیاد در رابطه با مسلم داشت آن دو را از اهلبیت جدا کرده و یکسال در زندان بودند هنگام شب دو قرص نان جو با یک ظرف آب به آنها می دادند وقتی آن دو عزیز خدا دیدند که سر شب  به آنها غذا می دهند لذا روزها را روزه می گرفتند : تا یک سال تمام در زندان بودند سپس دیدند زندانبان آنها را عوض کرده اند و پیرمردی به نام مشکور است محمد که بزرگتر از برادرش ابراهیم بود گفت : برادر این پیرمرد گویا از دوستان آل محمد (ص) است خوب است که امشب که برای ما غذا می آید خود را به او معرفی کنیم زیرا که ممکن است ما در زندان از بین برویم. ابراهیم گفت : برادر پیشنهاد خوبی است لذا وقتی خود را معرفی کردند و آن پیرمرد فهمید که آن دو فرزندان مسلم بن عقیل هستند سفره ای نان و کوزه ای آب آماده کرد و شب هنگام آنها را آزاد نمود ولی سفارش کرد به آن دو طفل که روز ها پنهان شوید و شبها حرکت کنید زیرا در غیر این صورت امکان دارد شما را دستگیر کنند .

لذا طفلان ، ترسان و غریب ، بدون راهنما حرکت کردند که ناگهان کنار شط فرات سر درآوردند

هنگامی که صبح شد و هوا روشن شده بود کنیزی برای بردن آب فرات آمد ، دید که دو طفل کنار نخل خرمایی غریبانه گریه می کنند وقتی به خانه برگشت و جریان را برای بی بی خود تعریف کرد ، آمدند و آن دو طفل را به خانه بردند وقتی دانستند که آن دو طفلان مسلم بن عقیل هستند بسیار متأثر شدند آن دو را غذا داده و در یکی از اطاقهای خانه اش خواباند .

متأسفانه صاحب خانه شوهر آن زن «حارث» شخصی بد سیرت و از درباریان ابن زیاد و دشمن آل محمد (ص) بود . وقتی شب هنگام به خانه آمد گفت : امروز خود و اسبم را کشتم از بسکه دنبال بچه های مسلم گشتم زیرا که مشکور زندانبان آن دو را فراری داده و ابن زیاد دستور داده هر که آنها را بیاورد 2000 درهم جایزه دارد لذا من از صبح تا به حال آنچه گشتم نتوانستم آنها را پیدا کنم . هر چه زنش نصیحت کرد که چرا دنبال این کار می روید اثری نبخشید .

غافل از آن که بچه ها در خانه ی خودش بودند وقتی نیمه های شب شد بچه ها از خوابی که دیدند بیدار شدند . محمد که برادر بزرگتر بود گفت : برادر من خواب دیدم که پدرم مسلم بن عقیل با پیامبر (ص) در بهشت هستند پیامبر (ص) به پدرم مسلم فرمود : شما خودت آمدی ولی بچه هایت را در کوفه جا گذاشتی ؟پدرم در جواب گفت : یا رسول الله ! فردا شب بچه هایم در بهشت مهمان من هستند . ابراهیم گفت : برادر من هم همین خواب را دیدم فکر کنم امشب شب آخر عمر ماست لذا این خواب باعث شد که آن دو همدیگر را در بغل گرفته و گریه کنند ، حارث لعنه الله علیه تا صدای گریه ی آن دو را شنید از خواب بیدار شد و به آن اطاقی که بچه ها در آن خوابیده بودند رفت و دید که آن دو دست به گردن هم انداخته و گریه می کنند سؤال کرد شما کی هستید ؟

گفتند در امانیم گفت : آری . فرمودند ما بچه های مسلم هستیم .

لذا آن کافر سنگدل تا فهمید که این دو طفلان مسلم هستند آنقدر سیلی به صورت آنها زد و فردای آن شب بچه ها را کنار فرات آورد . اول به غلامش دستور داد سر آنها را جدا کند . وقتی غلام متوجه شد که این دو فرزندان مسلم هستند خود را در آب فرات انداخت که از قتل آنها اجتناب کرده باشد سپس به پسر خود گفت : سر آنها را جدا کن پسر امتناع ورزید در نهایت خود حارث غضبناک شد جلو آمد و هر چه بچه ها التماس کردند که ما را زنده ببر پیش عبدالله شاید نجات پیدا کنیم حارث توجهی نکرد . پس آن دو صدا زدند بگذار ما دو رکعت نماز بخوانیم . بچه ها هر یک دو رکعت نماز خواندند . سپس حارث آماده شد که سر آن دو را جدا کند می خواست سر محمد را جدا کند ابراهیم نمی گذاشت و خود را به پای او می انداخت .ای حارث اول سر مرا جدا کن می آمد سر ابراهیم را جدا کند محمد نمی گذاشت در نهایت اول سرمحمد را برید وقتی ابراهیم این صحنه را دید خود را روی بدن برادرش انداخت حارث در همان حال سر ابراهیم را هم جدا کرد و بدن آن دو را در فرات انداخت .

وقتی سرها را پیش عبدالله بن زیاد برد دست انتقام الهی بیرون آمد و ابن زیاد بسیار ناراحت شد و دستور داد چه کسی می رود همانجایی که این نامرد سر این دو طفل را بریده است سر او را جدا کند در پایان غلام ابن زیاد دستور عبیدالله را اجرا کرد و آن دژخیم را کنار فرات آورد و سر نحسش را از بدن جدا کرد .[1]


          1 . منهاج الدموع ، ص 271 و 272 .



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 10:04 ق.ظ | نظرات()

 

1) نام : مسلم

2) پدر : عقیل ابن ابی طالب

3) محل ولادت : مکّه مکرمه

4)نسبت او با امام حسین (ع) : پسر عمو و داماد حضرت امیر المؤمنین و شوهر خواهر امام حسین (ع)

5) بین سالهای 36 تا 40 هجری از جانب حضرت علی (ع) متصدی برخی از منصبهای نظامی بود .

6) سمت : نماینده رسمی اعزامی سید الشهدا

7) حکم اعزام : از مکّه به کوفه

8) مأ موریت : بررسی اوضاع کوفه و بیعت گرفتن به نیابت از امام حسین (ع)

9) پیش آهنگ نهضت سیدالشهدا و سفیر انقلاب کربلا

10) ورود حضرت مسلم به کوفه در سال 60 هجری

11) روز شهادت : هشتم ذی الحجه (روز عرفه)

12)مرقد مطهر : جنب مسجد کوفه

13)همسر مکرمه ایشان رقیه بنت امیرالمؤمنین (ع)

 

 

«برگی زرین »

«آشنایی با زندگانی حضرت مسلم بن عقیل »

در میان جوانان بنی هاشم مسلم بن عقیل برادر زاده امیرالمؤمنین و پسر عموی حسین ابن علی (ع) است ، خاندانیکه مسلم در آن رشد یافت خاندان  علم و شرف و فضیلت بود ، مسلم بن عقیل در زمان حضرت امیر (ع) نوجوانی رشید وپاک سیرت و به افتخار دامادی آن حضرت نائل شد و با یکی از دختران امام (ع) به نام رقیه (س) ازدواج کرد این وصلت مبارک بر میزان فضیلتهای حضرت مسلم افزود .

و او را بیشتر در محوریت حق و خدمت به آن حضرت در زمان خلافتش قرار داد . و به نقل مورخان در دوران حکومت آن حضرت بین سالهای 36 تا 40 هجری از جانب امام (ع) متصدی برخی از منصبهای نظامی لشکر بوده است و از جمله در جنگ صفین ، وقتی امیر المؤمنین (ع)  لشکر خود را صف آرای می کرد . حضرت امام حسن مجتبی (ع) و امام حسین(ع) و عبدالله بن جعفر و مسلم بن عقیل را بر جُنای راست لشکر مأمور ساخت : مسلم ابن عقیل یکی از چهره های بارزی است که شنیدن نام نیکوی او دلالت بر انسانیت والا و سرباز  فداکار راه حق ، که یاد آور تمام خوبی ها و رشادتها و جوانمردی هاست.

خواندن زندگی نامه این سردار رشید اسلام ، الهام بخش و بسیار سازنده است . خصوصاً حماسه حضرت مسلم بن عقیل (ع) در کوفه که پیش در آمدی بر نهضت عاشورای حسینی است و آن حضرت مسلم بن عقیل (ع) در کوفه که پیش آهنگ حماسه سیدالشهدا و سفیر انقلاب بزرگ کربلا است که با استقامت در راه  حق به وسیله شهادت به سعادت . معراج قرب الهی نائل گشت و از میان همه فضائل همین بس که پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص) خطاب به امیر المؤمنین (ع) فرمودند :

فرزند او (اشاره به عقیل) یعنی حضرت مسلم (ع) کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد به گونه ای که چشم مؤمنان براو اشک می ریزد و فرشتگان مقرب الهی بر او درود می فرستند آنگاه پیامبر اکرم (ص)

گریست تا آن که اشکهای او بر سینه مبارکش جاری شد و فرمودند :

به سوی خدا شکایت می برم از آن چه بر خاندانم بعد از من می گذرد .

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 09:11 ق.ظ | نظرات()

«نگاهی کوتاه به زندگانی کوتاه قاسم بن الحسن (ع)»

1) نام : قاسم

2) پدر : حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

3) مادر: نجمه

4) محل تولد : مدینه منوره

5) سن مبارک : 13 سال بنابر قول مشهور

6) در سال 61هجری در حادثه کربلا به شهادت رسید

7) سبب شهادت : جنگ با لشکر یزید

8)  قاتل آن حضرت : عمربن سعد ازدی

9)  مرقد مطهر: کربلای معلی

 

 

امتیازات آن حضرت

1)      سیمای و صورت حسنی ، اما سیرت و تربیت حسینی

2)      شجاعت حیدری در سن 13 سالگی

3)      قدرت تشخیص زمان و مکان علوی

4)   معرفت و امام شناسی – وقتی امام حسین (ع)شب عاشورا به اصحاب فرمودند که فردا هر کس بماند کشته می شود و اگر کسی می خواهد برود من بیعتم را از او برداشته ام و این قوم به جز من با کسی کاری ندارند . حضرت قاسم که در گوشه ای سخنان آن حضرت را گوش می داد بعد از آن که اصحاب اظهار وفاداری نمودند جلو آمد و عرضه داشت عمو جان من هم فردا کشته

می شوم. امام حسین برای انتحان آن حضرت از او سؤال کرد : کیف رأیت الموت .

یعنی مرگ را چگونه می بینی عرض کرد : هُو عندی اَحلی مِنَ  العسل یعنی در رکاب شما مرگ

برای من از عسل شیرین تر است . امام حسین (ع) بعد از شنیدن جواب او را در بغل گرفت هر دو

با هم گریه کردند سپس فرمود : عزیز برادر آری فردا شما هم شهید می شوید و عبدالله برادرت هم شهید خواهد شد .

 

برگی زرین

«آشنایی با زندگانی نورانی قاسم بن الحسن (ع)»

در میان آل محمد (ص) حضرت امام حسن مجتبی از نظر زیبایی آئینه تمام نمای جمال محمدی است لذا به همین جهت آن حضرت را یوسف آل محمد می گفتند و این حُسن و جمال را که امام مجتبی از پیامبر اکرم (ص)گرفته بود به فرزندان ایشان هم به ارث رسیده  است و به همین دلیل افرادی که از نسل امام حسن مجتبی (ع) هستند از سائر سادات بنی الزهرا (س) خوش صورت و زیباتر هستند و از این جهت قاسم (ع) آئینه تمام نمای جمال جدّش رسول خدا و پدرش امام حسن مجتبی است . لذا حضرت سیدالشهدا (ع) به خاطر چشم زخم نصف صورت او را در زیر نقاب پوشانید و با این حال او را روانه میدان کرد . حمید بن مسلم می گویدخَرَجَ اِلَینا غلامٌ کانَ وَجهُهُ شِقَّه قمرٍ یعنی وقتی حضرت قاسم به میدان آمد گوئی پاره ای از ماه ظاهر شده است . و آن حضرت به لحاظ یتیمی خود و غربت عموی بزرگوارش امام حسین (ع)مثل ابر بهار اشک می ریخت إِنَّهُ خَرَجَ وَ دُمُوعُه تَسِیلُ عَلی خدیِّه یعنی به میدان آمد در حالی که سیل اشک بر گونه های مبارکش جاری بود و این رجز را می خواند :

ان تنکرونی فانا بن الحسن

سبط النبی المصطفی المؤتمن

هذا حسین کا  الاسیر المرتهن

 بین الناس لاسقوا صوب المزن

و پس از آنکه حضرت قاسم (ع)با سن به ظاهر کوچک کار زار سختی نمود و بنابر نقل منهاج الدموع سیو پنج نفر از لشکر مخالف را به جهنم فرستاد این رشادت بردشمن بسیارگران تمام شد لذا عمربن سعد ازدی ،

از پشت سر چنان شمشیری بر فرق مبارکش زد که سر او را شکافت و حضرت قاسم  (ع)با صورت روی زمین افتاد . در این هنگام صدای واعماه او بگوش امام حسین  (ع) رسید وقتی امام حسین  (ع) گروه زیادی برای نجالت قاتل حضرت قاسم با امام حسین وارد میدان شدند و در این میان جنگ سختی درگرفت که بدن حضرت قاسم پایمال سم اسبها شد لذا وقتی امام حسین  (ع) بالای سر حضرت قاسم آمد دیدند که پاهایش را به زمین می ساید و در حال جان دادن است . سپس امام حسین  (ع) سر او را به دامن گرفت اشک می ریخت و می فرمود : عمو جان چفدر بر من سخت و گریان است که تو مرا بخوانی و من نتوانم به موقع اجابت کنم وقتی هم اجابت کردم که دیگر به حال تو مفید نخواهد بود .

و مخفی نماند که دست مکافات عمل از آستین حق بیرون شد و درگیر ودار جنگ ، قاتل حضرت قاسم یعنی عمر بن سعد ازدی هم که برای بریدن سر آن حضرت پیاده شده بود پایمال سم اسبان گردید و به هلاکت رسید .

لَعنَتَ الله عَلی القُوم الظّالمین



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 06:35 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم