سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های اصحاب امام حسین علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      


شب چهارم شب اصحابه ... هر سال در خونه یکی ازاصحاب با صفای امام حسین میریم،هرسالم من میگم ولو گریه کم بشه ولو بر حسب ظاهر هیاهو نباشه ولی ما تعمد داریم اینارو معرفی کنیم"سعیدبن عبدالله حنفی"شیخ طوسی در رجال خودش نوشته:"هو احدالاصحاب الراسخین" از یاران ثابت قدم امام حسینه،از آقاهای کربلاست سعیدابن عبدالله،یکی از اونایی که امام حسینوبه کوفه دعوت کردند و سر دعوتشون موندند،همراه دومین گروهی که نامه ی کوفیان رو برای امام آوردند به مکه،خدمت آقا رسید کنار کعبه،باعث شد آقا به نامه ی اهل کوفه جواب بده، یعقوبی نوشته نامه ای که سعیدبن عبدالله و هانی بن هانی برای آقا آورده بودند،اینطور شروع میشد"إِلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ مِنْ شِیعَتِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ" (آی دروغگوها ! یه کاری کردید که مسلم شرمنده بشه...)"أَمَّا بَعْدُ فَحَیَّهَلَا" آقا به سمت ما بشتاب "فَإِنَّ النَّاسَ یَنْتَظِرُونَکَ"مردم منتظرند(آره مردم منتظرند؛میخوان بکشنت؛مردم منتظرند؛همه بازار آهنگرا صف کشیدند؛یکی شمشیر تیز میکنه؛یکی سه شعبه میسازه؛یکی نعل تازه به اسبش میزنه؛همه منتظرند...)"لَا امامَ لَهُمْ غَیْرُکَ"غیر از شما امامی ندارند"فَالْعَجَلَ الْعَجَلَ ثُمَّ الْعَجَلَ والْعَجَلَ وَالسَّلَامُ"آقا عجله کن،

نامه رو آورد خدمت آقا،خودش برگشت کوفه،مسلم نماینده ی امام حسین وارد کوفه شد،وقتی مسلم در خانه ی مختار بود سعیدبن عبدالله حنفی حاضر شد،بلند شد صحبت کرد،اعلام وفاداری کرد،مردم رو تشویق کرد با مسلم بیعت کنند، گذشت و گذشت شب عاشورا شد،همه رو جمع کرد؛با یه غربتی صدا زد همتون برید"تفرقوا فی سوادکم و مدائنکم"اینا فقط منو میخوان،پراکنده شید برید شهراتون"فان القوم انما یطلبونی" فقط دنبال منند؛دست زن و بچه منم بگیرید ببرید"و لو قد اصابونی لذهلوا عن طلب غیری"اگر به من دست پیدا کنند در پی دیگران نمیرن.

سعیدبن عبدالله بلند شد،البته همتون میدونید اول کی بلند شد! اول یه نفر بلند شد فقط یه سوال کرد،عرضه داشت آقا"َلِمَ نَفْعَلُ ذلِکَ؟! "برای چی این کار رو بکنیم؟ "لِنَبْقی بعدک؟"عباس قربونت برم،عباس که بلند شد،دونه دونه اصحاب بلند شدند،میدونید سعیدبن عبدالله چی گفت؟آروم آروم داریم میرسیم به عاشورا،صدا زد" وَاللهِ لَوْ اَعْلَمُ اَنِّی اُقتَلُ" به خدا قسم اگر میدونستم کشته که میشوم"ثُمَّ اُحْیا"دوباره زنده میشم"ثُمَّ اُحْرَق حیاُ"زنده زنده منو میسوزوندن"ثُمَّ اُذْرى یُفعَلُ بِی ذلِکَ سَبْعینَ مَرَّهً"اگه هفتادبار با من این کارو بکنند"ما فارَقْتُکَ"ازت جدا نمیشم،یا صاحب الزمان!امشب میشه ما این حرفو بهت بزنیم یا نه؟! اگه همین جوری بگیم لاف زدیم...آقا من از تو جدا نمیشم"حَتَّى اَلْقى حَمامِی دُونَکَ"تا در راه تو بمیرم،من اززبون سعیدبن عبدالله میگم:حسین جان! هفتادبار که سهله:

اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم

هزار بار بمیرم،نبینم آن دم را ...

فقط ما رو قبول کن،هر چه خواهی بکن،فقط یه نگاهی به ما بکن؛ما به محرم امیدداشتیم؛ما همین جوری نیامدیم؛به مادرت قسم،ما منتظر بودیم محرم بشه ...؛ آقا ...؛ امام زمان هم در زیارت رجبیه،هم در ناحیه مقدسه به سعیدبن عبدالله حنفی سلام داده(خوش به حالت،امام زمان بهت سلام داده) فرمود" السلام على سعیدبن عبدالله حنفی"سلام بر سعیدبن عبدالله حنفی"  القائل للحسین(ع) وقد أذن له فی الانصراف"همون کسی که وقتی امام حسین بهش اجازه داد بره گفت" لا والله، لانخلیك" به خدا قسم رهات نمیکنم...(من این حرفارو دارم برای خودمون میگم،ما میخوایم چه کنیم؟ما با امام زمان چه میکنیم؟"حتى یعلم الله أنا قد حفظنا غیبة رسول الله(ص) فیك" تا خدا بدونه که در نبود پیامبر خدا ما از تو پاسداری کردیم،(خدایا ما دلمون میخواد در نبود پیامبر به درد دین بخوریم ،در نبود امام آقامونو یاری کنیم،پای ارزشهامون بایستیم)بعد امام زمان فرمود سعید همون کسیه که صدا زد"والله لو أعلم أنی أقتل ثم أحیا ثم أحرق ثم أذرى،ویفعل فی ذلك بی سبعین مرة ما فارقتك"همون کسی که اون جملات نورانی رو شب عاشورا گفت که اگه منو بکشند،زنده کنند،بسوزانند،قطعه قطعه کنند،هفتادبار با من این کارو کنند،از تو جدا نمیشم "وكیف لا أفعل ذلك،وإنما هی موتة أو قتلة واحدة" چرا این کارو نکنم درحالیکه مردن یا کشته شدن یک بار بیشتر نیست؟!

نقد جان بر کف و شرمنده به بازار توام

که بدین مایه ی ناچیز خریدار توام...

)بچه ها ما برای اسلام چک نخوردیم،سیلی نخوردیم،ما به خوشیش رسیدیم)بعد امام زمان فرمود:سعید یه چیز دیگه هم خواست.

"ثم هی بعده الكرامة التی لا انقضاء لها أبدا" یه بار در راه تو جون بدم بعدش غوطه ور شدن در کرامت تمام نشدنیه"

بعد امام زمان فرمود"فقد لقیت حمامك" مرگ را دیدار کردی" وواسیت إمامك" امامت رو یاری کردی"ولقیت من الله الكرامة فی دار المقامة"خودش کرامت خواست حالا ببین امام زمان چی میفرمایند"حشرنا الله معكم فی المستشهدین"خدا ما رو با شما دربین شهید شده ها محشور کنه "ورزقنا مرافقتكم فی أعلى علیین"همراهی شما را در اعلی علیین روزی ما کنه.

حالا دیگه کم کم میخوام روضه بخونم...خوارزمی در مقتل الحسین نوشته:روز عاشورا شد،موقع نماز ظهر رسید،آقای ما خواست نماز بخونه

نماز ظهر ادا کرد و تیرباران شد ...

نماز عصر سرش روی نی نمایان شد ...

آقا میخواست نماز بخونه

نازم به شهادت حسین بن علی

از جان بگذشت،از نمازش نگذشت

ما؛نمازامونو چی کار میکنیم؟بیا امشب عهد ببند با آقا به خاطر تو که در صحنه ی خطر نماز اول وقت رو فراموش نکردی،ما اهل نماز بشیم،آقا جون شما هم از خدا برای ما بخواه،شیرینی یاد خودش رو یه کمی تو کام ما بچشونه،نماز درست نشه هیچی دیگه درست نیست...

نازم به شهادت حسین بن علی

از جان بگذشت،از نمازش نگذشت

"ان سعید بن عبدالله الحنفی تقدم امام الحسین"موقع نماز شد،سعید آمد مقابل آقا ایستاد:

بگذار که در راه نماز تو بمیرم

تا خلق بدانند که من عاشق تیرم

آقا الله اکبر نماز رو گفت،این نماز رو یادته باشه،آخه آقا روز عاشورا نمازای دیگه ای هم داشت"فاستهدف له بالنبل" خودش رو هدف تیرهایی که به سمت آقا میومد قرارداد"فما اخذالحسین علیه السلام یمینا و شمالا الا قام بین یدیه"هر چی آقا به چپ و راست میرفت سعید هم می آمد جلوی امام حسین می ایستاد"فما زال یرمی"اینقدر در برابر تیر ایستاد"حتی سقط علی الارض"سعید افتاد روی زمین..." سعید جان همه نمازگزاران،همه مسجدیا فدای اون نمازی که ظهرعاشورا نخوندی؛سعید بن عبدالله مصداق"یومنون بالغیب و یقیمون الصلوة"حالا وقتی افتاد رو زمین مثیر الاحزان نوشته این جملات رو گفت"اللهم لایعجزک شی ءتریده"خدایا در ایجاد هر چه که بخواهی ناتوان نیستی.

من امشب اصلا ناراحت نیستم تو سروصدا نداری،هیاهو نداری،ما باید اینا رو بشناسیم.چی بهتر ازاین؟! بعد هم یه جمله گفت"فابلغ محمدا صلی الله علیه و آله نصرتی و دفعی"خدایا خبر یاری و دفاع من رو از امام حسین (ع) به پیغمبر برسون"وارزقنی مرافقته فی دارالخلود" در دارالخلود همراه شدن با او را روزی من بکن.

سیدبن طاووس هم نوشته سعید این جملات را میگفت" اللهُمَّ العَنْهُم لَعنَ عادٍ وثمودَ" خدایا اینا رو مثل عاد و ثمود لعنت کن" اللهُمَّ أَبلِغْ نبیَّك عنّی السلامَ"خدایا سلام منو به پیغمبر برسون"وأَبلِغْه ما لَقِیتُ من ألمِ الجِراحِ" از درد و رنج هایی که بر بدن من وارد شده به پیغمبر خبر بده"فإنّی أردتُ بذلكَ  نُصْرَةِ ذُرِّیةِ نبیِّكَ (ص)" من هدفم از این زخم و رنج ها یاری فرزندان پیغمبرت بود.(آقا جونم اگه اجازه بدی از اینجا به دیگه روضه شما رو بخونم)"ثم مات"شهید شدش،"فوُجِدَ بهِ ثلاثةَ عَشَرَ سَهماً،سِوى ما به من ضَربِ السیوفِ وطَعْنِ الرِّماحِ"غیر از جای ضربه های شمشیر و زخم نیزه ها سیزده تیر در بدن سعید پیدا کردند،حالا من با سعید بن عبدالله حرف دارم،سعید میخوام برات روضه بخونم،شنیدم سیزده تا تیر به بدنت زدند،کجا بودی؟اینجای مقتل رو شنیدی یا نه؟

"أُثْخِنَ الْحُسَیْنُ (ع)بِالْجِرَاحِ" جراحات زیادی به آقا وارد شد"وَ بَقِیَ کَالْقُنْفُذِ" دیدند آقا مثل خارپشت شده...میدونی زینب چی گفت؟حسین جان ...

نیزه زار آمده ام یا تو پر از نیزه شدی

*سعید فقط سیزده تا تیر خورد*

نیزه زار آمده ام یا تو پر از نیزه شدی

تیرباران که شدی یاد حسن افتادم..

حسین ....

سعید بن عبدالله سیزده چوبه ی تیر بین بدن تو و زمین حائل شد،دیگه این تیرا بیشتر فرو نرفت؛آروم مثل برگ گل زمین افتادی،یه سوال دارم ازت:میدونی تیرها با بدنت چه میکرد اگر قرار بود از روی اسب به زمین بیفتی؟آخه آقای ما بالای اسب بود،این جای روایت که میگه"و بَقِیَ کَالْقُنْفُذِ"مثل خارپشت شده بود آقای ما بالای اسب بود ....

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد...

میدونی چطور افتاد؟سید بن طاووس نوشته" عَلَى خَاصِرَتِهِ طَعْنَة"ً اون نامرد یه نیزه ای به پهلوش زد..."فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ(ع)عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ"آقا از روی اسب به زمین افتاد... "عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ" با گونه ی راست به زمین افتاد...این تیرها به قلبش فرو رفت...اینجا بود که راوی گفت:مثل ناودون خون میومد... آقا ما رو ببخش ...

آقای ما ظهر عاشورا نماز خوند،نماز دیگه ای هم عصر عاشورا داشت،میدونی با چه کیفیتی؟میدونی چطور وضو گرفت؟به خون چهره و پیشانیت وضو کردی ...

آخه سنگ زدند،تیر به پیشونیش زدند، شمشیر به سرش زدند،کلاه خودش پراز خون شد ... وضو گرفت ...

به خون چهره و پیشانیت وضو کردی

برای سجده به درگاه ذوالکرام،حسین....

آقا میدونی کجا رکوع رفت؟یکی کنار علقمه اون جایی که کمرش شکست؛صدا زد"الان انکسر ظهری" کمرم شکست...من میگم یه رکوع دیگری هم داشت؛اگه تیر به قلب کسی بخوره خم میشه...سجده چطور کرد؟

به خاک بود جبین و سرت جدا کردند

نماز عشق تو در سجده شد تمام،حسین...

یه سوال دارم اگه کسی سجده باشه چطور سرشو جدا میکنند؟یه وقت آقای ما رو برگردوند به پشت...آخه زینبم صدا زد"هذا حُسَیْنٌ مَجْزُورُ الْرِأْسِ مِنَ الْقَفاءِ"

سنگ،مهر و قتلگه سجاده،خون،آب وضو

ذکر بر لب،تیر بر دل،اشک بر صورت روان

شد به زیر خنجر قاتل نماز او تمام2

گفت تسبیحات زهرا را به بالای سنان....

ده مرتبه صدا بزن یا حسین.....

                              دانلود روضه



برچسب ها : مقتل ،خوانی ،شب ،چهارم ،روضه ،اصحاب ،امام ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:36 ق.ظ | نظرات()

عبدالله حر جعفی است، امام با او برخورد کرد به خیمه اش قاصد فرستاد، می آیی ما را یاری کنی یا نه؟ یه جور جواب سر بالا داد، بار دوم امام خودش آمد، آقا فرمودند: نمی آیی ما را یاری بدی؟ جواب داد به آقا گفت: من از کوفه آمد بیرون جزء قاتلان شما نباشم، من نه این طرفی ام نه اون طرفی، با امامش این طور برخورد کرد، به کسی گفت که عالمی جمع شوند یه تار موی علی اصغرش نمی شوند، آقا من نمی آیم، ولی اسب و شمشیرم مال تو، حضرت فرمود من خودتو می خوام، مالت به چه درد ما می خورد.

فرمود: حالا که نمی آیی، نیا، امام فقط یه جایی برو صدای ناله ی ما را نشنوی، کدوم ناله، ناله ای که وقتی ارباب به نیزه ی غریبی تکیه دادم سر داد …

در مقابل یک پیرمرد است، اسمش انس بن حارث وقتی این دعوت را شنید، اومد خدمت آقا، گفت اجازه می دهی من جونم را فدات کنم، با پیغمبر بوده، پیرمرد عارف ابروهای بلندی داشت، آری رفت برای حسین (علیه السّلام) فدا شد … .

در زیارت ناحیه می خوانیم: السلام علی انس بن الکاهل الاسدی

 

منبع:كتاب گلواژه های روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:44 ب.ظ | نظرات()

شجاعت و جوانمردی حبیب آن حدی بود که بعد از شهادتش برای بردن سر حبیب، یکی با دیگری نزاع می کرد و هر کدام درصدد بودند خود را قاتل حبیب معرفی کنند و جایزه ی بیشتری دریافت نمایند. شخصی که حامل سر حبیب بن مظاهر به دارالعماره کوفه بود، سر را به گردن اسب آویخته بود، ناگاه نگاه کرد، دید جوانی پیشاپیش می دود و لحظه به لحظه صورت را بالا کرده به سر بریده  نگاه می کند، حتی با او داخل دارالعماره شد و خارج گردید.

آن شخص با ناراحتی پرسید: چرا مرا رها نمی کنی؟ آن نوجوان گفت:

هذا الرأس الذی معک رأس ابی فتعطینه  حتی ادفنه.

این سر که همراه توست، سر پدرم می باشد، پس آن را به من بده تا دفنش نمایم. ولی آن شخص نپذیرفت.

مقتل ابومحنف ص 146 – منظومه ی عشق ص 183

منبع:كتاب گلواژه های روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:41 ب.ظ | نظرات()

حبیب بن مظاهر دو مرتبه جانش را فدای امام حسین (علیه السّلام) کرد و دو مرتبه هم او را زیارت می کنند، چون قبرش جلوی درب حرم است، یک مرتبه موقع رفتن و یک مرتبه موقع بیرون آمدن از حرم، یکی از علمای بزرگ در خواب، حبیب بن مظاهر را دید و طبق آیه ی شریفه ی (و هم فی الغرفات امنون)، آنان در بهترین جای جنت آسوده اند و به مصداق، (یطوف علیهم ولدان مخلدون) یعنی بهشتیان بهره مند می شوند از دست غلامانی که به انواع تمتعات بساط نشاط را گسترانده اند.

به حبیب بن مظاهر عرض کرد: چگونه شکر این نعمت را به جای می آوری که در جوانی همراه پیامبر و در پیری در رکاب فرزند امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به شهادت رسیدی؟ چنین سعادتی برای هیچ کس نبوده، آیا هیچ آرزویی داری؟ جواب شنید: فقط یک آرزو که ای کاش بار دیگر به دنیا برمی گشتم و مانند شما در عزای امام حسین (علیه السّلام) شرکت می کردم، زیرا از پیامبر اکرم (ص) شنیدم که فرمودند: هر کس در مجلس مصیبت فرزندم حسین (علیه السّلام) حاضر شود و از روی معرفت، قطرات اشک از دیدگانش جاری شود، خداوند ثواب صد شهید را به او عطا می فرماید و درجاتش را در بهشت بالا می برد، اگر چه من در رکاب حضرت شهید شدم، اما ثواب یک شهید را بیشتر ندارم.

 

حکایاتی از عنایات حسینی، ص 139 – مقتل سالار شهیدان ص 415

 

منبع:كتاب گلواژه های روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:34 ب.ظ | نظرات()

اگر شهدای کربلا را درست بشناسی می تونی حسین را کمی بشناسی، یکی از شهدای کربلا جناب مسلم بن کثیر  جانباز جنگ جمل است در رکاب علی جنگیده و از ناحیه ی پا جانباز شده بود، بازم خودش را رسوند، تا فهمید پسر علی غریب است، با اینکه بهانه داشت، ثابت قدم بود، اومد خودش را فدای حسین (علیه السّلام) کرد … .

مقامش به جایی رسید که امام زمان (عج) در زیارت ناحیه به او سلام می دهد: السلام علیک علی مسلم بن کثیر الازدی

 

یاران حسین بن علی / مرتضی آقاتهرانی

منبع:كتاب گلواژه های روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 05:18 ب.ظ | نظرات()

امام حسین (علیه السّلام) یه غلام سیاه داره، به نام جون، آمد مقابل امام حسین ایستاد، گفت به من اجازه می دهی برم جان فدایت کنم، فرمود: من تو را آزاد کردم، برو، گفت: آقا یه عمری غلامیت را کردم، برای این که یه روز جونم رو فدات کنم، حالا امروز داری منو رد می کنی؟

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند.

آقا جان می دونم برای چی داری منو رد می کنی، رنگ پوست من سیاهه، بوی بدنم خوب نیست، ابی عبدالله غلام را در آغوش گرفت، باشه اگه می خوای بری برو ...

جنگ نمایانی کرد، افتاد زمین، با خودش می گفت، غلام ! تو غلامی، تو نباید توقع داشته باشی، حسین بیاد بالای سرت، سرت رو به دامن بگیره، دید سرش از خاک جدا شد، چشماش را باز کرد دید ابی عبدالله آمده، امام حسین (علیه السّلام) کاری با این غلام کرد که فقط با جوونش علی اکبر (علیه السّلام) این کار را کرده ، دیدند خم شد، صورت به صورت غلام گذاشت ... .

 

منبع:كتاب گلواژه های روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 05:11 ب.ظ | نظرات()

اصحاب امام حسین(ع) زمانی که به سمت میدان می رفتند یک شعار و آرمی داشتند. یک چیزی می گفتند و به میدان می رفتند. امام حسین(ع) یک غلام سیاهی داشت. این غلام یک رجز زیبایی خوانده است. معلوم است که از آن عاشقها بوده است. هر کس به میدان می رفت، می گفت: پدرم فلانی است، مادرم فلانی است، اهل فلان قبیله ام، شجاعم، رشیدم و ...   اما این غلام وقتی به سمت میدان می رفت صدا زد:

أمیری حسینُ و نِعمَ الأمیر                   سُرورٌ فواد البَشر النَّذیر

آی مردم! هر کس می خواهد مرا بشناسد بداند آقایم حسین(ع) است. من نوکر امام حسینم.

امام حسین(ع) در میان غلامها یک غلامی هم دارد که پیر است. مریض احوال و قد کمانی است. اسمش جون است. جون غلام ابوذر بود. بعد از مرگ ابوذر آمد در خانه آقا امیر المومنین(ع) و در خدمت علی (ع) تا علی (ع) را کشتند. بعد آمد در خانه امام حسن (ع) و بعد از امام حسن(ع) با حسین(ع) همه جا بود. کربلا هم آمد. عصر عاشورا شد. تمام اصحاب و جوانها کشته شدند. این پیرمرد نزد امام حسین(ع) آمد. صدا زد: حسین! اجازه بده من هم بروم. امام حسین فرمود: اجازه نمی دهم. گفت: حسین جان! می دانم لایق نیستم. چقدر مودب است! چقدر فهمیده است! گفت: حسین جان! می دانم ارزش ندارم اما حسین! بیا به من آبرو بده. بیا به من هم اجازه بده قاطی خوب شوم، من هم آبرومند شوم. این خون کثیفم را قاطی خونهای پاک شهدا کنم. هر کاری کرد آقا اجازه اش نداد. فرمود: جون! من می خواهم تو چند روز دیگر بروی آقا و نوکر خودت باشی. این محاسنت را در خانه ما سفید کردی. جون سرش را بلند کرد و عرض کرد: آقا! وقتی غذای لذیذ هست من نوکر خودت باشم حالا که شمشیر است دست از تو بردارم؟ حسین! من از آن نوکرها ی بی وفا نیستم. حسین! حسین! حسین! حسین! آقا به او اجازه داد. روانه میدان شد، و بعد از پیکارش به شهادت رسید. قبل از شهادتش چشمش را باز کرد دید حسین(ع) بالای سرش است و دارد او را دعا می کند: خدایا! او را خوش بو کن! و او را با ابرار محشور فرما.

هر کس روی زمین می افتاد حسین(ع) سرش را به دامن می گرفت. اما یک ساعتی هم زینب امد، دید حسین(ع) صورتش را روی خاکها گذاشته، از تشنگی طلب آب می کند. 

 

« صلی الله علیکم یا أهل بیت النبوة! بحق الحسین یا الله »



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 03:05 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم