سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب اشعار و روضه های اصحاب امام حسین علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



عزیزِ فاطمه حُرَم ولی حُرِ گرفتارم

اسمم حُر هست در ظاهر آزادم ، اما گرفتارم ... اون روایتِ عجیب رو که امام رد میشد از در خانه ای تو مدینه ، دید صدایِ ساز و دهل و طبل میاد در زد ، غلام درُ باز کرد،گفت به من بگو صاحب این خونه " حرِ" هست یا بنده است ؟ آزادِ یا گرفتارِ ؟ گفت نه آقا آزادِ ... حضرت فرمود اگه بنده بود گناه نمیکرد .. چون آزادِ داره گناه می کنه ... وقتی درُ بست صاحب خانه ازش پرسید چی بهت گفت دمِ در؟ گفت : یه آقایی رد شد گفت صاحبِ خانه" حرِ" یا بنده هست ؟ گفتم "حُرِ" آزادِ " گفت چون آزادِ داره گناه میکنه ... دَوید پابرهنه دنبالِ امام ... یه جملۀ امام عوضش کرد ...

"حُرَم" وقتی بندۀ امام شد از همۀ تعلقات آزاد شد ، تازه "حر" شد ... مواظب باشیم *

عزیزِ فاطمه حُرَم ولی حُرِ گرفتارم

گنهکارم ، گنهکارم ، گنهکارم ...

سرشکِ شرم بر رخسارُ چشمم بسته از خجلت

اگر چه از نظر افتاده ام،تنها تو را دارم

*آقاجانم،بزار از چشمِ همۀ دنیا بیفتیم،اما حسین ما رو بخره،این یعنی معامله پُر سود*

نگاهم کن،نگاهم کن،پناهم ده،پناهم ده

تو و آن لطفِ سرشارُ منُ این جُرمِ بسیارم

میان آن همه دشمن تو کردی دوستی بامن

دلم درخوابِ غفلت بودُ چشمت کرد بیدارم

نه تنها ترکِ دشمن کرده ام با دوست پیوستم

من از راه آمدم،تا سر به پایِ دوست بسپارم

*تاریخ می نویسه "حُر" یه معلم داشت تو نوجوانی،به نامِ " ابو عامِر" تاریخ مینویسه خیلی "حر" تو کربلا تو اون تصمیمِ مهمش نقشِ اون معلم واضحُ مشهودِ

این معلمِ که آدم رو تو این مسیر هدایت میکنه،خوش بحال اونایی که معلمِ خوب دارن

چی بهش گفته بود؟ به "حر" تو نوجوانی یه درسی داده بود . حُر اگه یه روز سرِ دو راهی قرار گرفتی،نمیدونستی کدوم راه درسته" ببین کدوم راه به نفعِ دنیایِ تو نیست به سودِ آخرتِتِ ... همون راه،راه درسته ... راهی که به نفعِ آخرتت باشه رو انتخاب کن ... "حُر" ایستاد،یه طرف عمر سعد،یه طرف اباعبداللهِ ... راهشُ کج کرد،کجا داری میری "حُر" ؟ ...

الله اکبر ... حواسمون باشه تو تصمیماتمون حواسمون جمع باشه یه شبه میتونیم فاصله ها رو طی کنیم .. سعود کنیم شهداء مگه کجایی بودن ؟ مال کجا بودن ؟ یه شبه ره صد ساله رفتن،جاودانه شدن . "حُر" یه لحظه از دلِ دشمن اومد بغلِ سید الشهداء ...

نه تنها ترکِ دشمن کرده ام با دوست پیوستم

من از راه آمدم،تا سر به پایِ دوست بسپارم

اگر چه از گناهم در گذشتی باز می باید

که از دستِ علمدارِ رشیدت بوسه بردارم

*چند جور حالات "حُر" رو نوشتند ، وقتی برگشت به طرفِ ابی عبدالله،چکمه هاشو انداخت گردنش،کلاه خودِشُ برداشت،موهاشو آشفته و پریشان کرد ... بعضی ها نوشتند به غلامش گفت منُ رو خاکا بکش که سر و صورتم خاکی بشه ... اما اینها مهم نیست مهمش اینجاست میدونی چه کرد؟ اول رفت سراغ عباس ... از راهِ اباالفضل وارد شد ... اول اومد پیشِ عباس اذن گرفت ... عباس برو به حسین بگو من غلط کردم ... عباس تو آبرو دارِ این خیمه هایی ...

اونایی که کربلا میرید اول میرید حرم اباالفضل،تا عباس اجازه نده نمیری سمتِ حرمِ داداشش ... بابا همه کاره عباسِ چه جوری بگم بابُ الحُسین عباسِ ...

این هنرِ "حُر" بود این زرنگیِ "حُر" بود اول اومد دستِ عباسُ بوسید ... گفت عباس ، عباس تو رو خدا برو به حسین سفارشِ "حُرُ " بکن ... دوتایی اومدن محضرِ ابی عبدالله ...

بعضی ها نوشتند اینقدر آشفته بود "حُر" ابی عبدالله تا نگاش کرد با تعجب گفت،کی هستی ؟ بارها "حر" رو دیده،اما سر وضعِ "حر" رو که دید"مَن انتَ یا شِیخ ؟" تو کی هستی ؟ خودش دست گرفت زیر صورتِ "حر" سر آورد بالا تو "حُری" دیگه سر تو پایین ننداز ... کسی درخونۀ من میاد سربلندِ عالمِ ... تو دیگه مالِ خودمی ... از این به بعد "حُر" منی ... آقاجان :

نگه کردی به حُر ، حُرِ یزیدی گشت زهرایی

به یُمنِ وصل تو خورشید سر زد از شبِ تارم



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:38 ب.ظ | نظرات()


رفت میدان ، نه خودش تاریخُ ورق بزن اول پسرشُ فرستاد ... الله اکبر ...

بعضی ها نوشتن دوتا پسر داشت بعضی ها میگن یه دونه . میگن لشگرِ دشمن بهش گفتن اول خودتُ بکشیم یا پسرت ؟ یا اول پسرِ تو بعد خودتُ؟ گفت نه میخوام بچه م فدایِ حسین بشه جلو چشم ،اول بچه مو بکشید ... الله اکبر ... بهش گفتن چرا ؟ گفت میترسم اول منو بکشید،پاهایِ بچم سست بشه برگرده ... من میخوام بچه هامم فدایِ حسین بشن ...

مُصعَب داداششم رفت ، عینِ عباس ... ببین کسی که دستش به دست عباس بخوره ، اینجوری بار میاد ... عباس هم اول برادرشُ فرستاد فدایِ حسین بشند ... "حُرَم" اول برادرش ، بعد غلامشُ همه کس و کارشُ فرستاد راحتت کنم ... همه که رفتند گفت حالا نوبت خودمِ ... رفت وسطِ میدان اسبشُ هِی کردن ... اسب از دستش فرار کرد تنها شد ... ریختن دورش هر چی کینه داشتن سرش خالی کردن ... یه وقتی رسید حسین دید "حُر" سرش رو خاک افتاده ... اومد نشست حُر باورش نمیشه ... من حُرِ گنه کارِ خطاکار ... کارم بجایی برسه چشمشُ وا کرد ، دید حسین بالا سرشِ ...

الله اکبر سرِ "حُر" رو بغل کرد با دستش پیشانیِ حرُ رو پاک کرد ... زخمایِ صورتِ "حرُ" پاک کرد ... خونُ از رو چشاش پاک کرد ... (حواست به جمله من بود یا نه؟) خون از رو چشمِ حر پاک کرد حُر دوباره حسینُ ببینه ، جون دادن براش راحت بشه ...

اینجا یه سردار خون رو چشمش بود ، حسین خونُ از رو چشم سردار پاک کرد ... یه سردار دیگه هم کنارِ علقمه ... حسین رسید دید یه تیر تو چشمش خورده ... یه عمود به فرق نازنینِش خورده ... از سر عباس چیزی نموده ... آخ نشست دو دستی ....

سر حُرُ یه دستی برداشت گذاشت رو پاش ، اما سرِ عباسُ دو دستی برداشت ... چراش باشِ شبِ عاشورا ...

تیر از چشمش درآورد خونُ از چشمش پاک کرد ... تموم شد روضه همینه ، اما جلوترم میتونم برم به شرطی که تو مشتری بشی ... من حرفمُ میزنم یه سوال دارم خونِ چشم حُرُ خودش گرفت ... خونِ چشمِ عباس رو هم خودش پاک کرد .... بگم آتیش بگیری ... خدا خیرت بده ... خودش هم سنگ به پیشونیش خورد وقتی افتاد تو گودال ... زینب میخواست بیاد خونِ چشمِ حسینُ پاک کنه ... وقتی رسید دید :

سری به نیزه بلند است ...

قسمتِ کی شد خونِ چشمِ حسینُ پاک کرد؟ ... نیزه به نیزه ... کوچه به کوچه ... منزل به منزل ... سرُ گذاشتن تو بغلِ دختر ... دید چشایِ باباش پره خونِ ...

همین الان وقتِش همتونُ دارم میبینم خیلی چشماتون اشکِ این اشکُ بمال کفِ دست دستتُ بیار از سرت بالاتر ... ما همۀ حاجتمون همینه الهی بحق الحسین ، الهی العفو .....

 

!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:37 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8274224584/%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86.jpg

یک پیکی از دوستانِ حر نامه آورد برایِ حر ابن یزیدِ ریاحی ، تو اون نامه عبیدالله ملعون نوشته بود راه رو بر حسینُ ببند و بر حسین سخت بگیر .

حر نامه رو دید و اومد پیشِ رفقایِ خودش برگشت به اون رفیقِ خودش که نامه رو آورده بود گفت بی چاره این چه نامه ای هست برا من آوردی ؟ خوش خبری آوردی ؟؟ ... گفت خو باید جلو امام حسین رو بگیری ، گفت باشه جلوش رو میگیرم ولی اینجا عبیدالله نوشته بر حسین سخت بگیر "

من به حسین بی ادبی کنم ؟؟ تند خویی کنم ؟؟ من نمی تونم ...

اومد با احترام به آقا گفت دیگه نمی تونید برید ، تصمیم گرفته خوب بشه ... حسین امامِ زمانِشِ ... اون معرفت نداره به امامِ زمانِش ، امامِ زمانِش که معرفت داره که ...

گفت حرتصمیم گرفته با ادب رفتار کنه ، یه امتحانش کنیم ، خودمم کمکش می کنم ... صدا زد حر ، مادرِت به عزات بشینه این چه برخوردیه ... (ببینِ حر از کوره در میره یا نه ) حر ادبِش نجاتش داد ...

اومد غضب کنه (ادب اینجا نجات میده) برگشت گفت یااباعبدالله ، چیکار کنم ، مادرت فاطمه ست ... من نامِ مادرت رو بر زبان هم جرات نمی کنم جاری کنم ... اباعبدالله الحسین چی فرمود ؟ علی القاعِده ها (تو دلش میدونی چی گفت ؟) صدا زد خدایا دیدی حر رو ... دیدی چه ادبی داره ... عادت کرده به مادرِ من احترام بزاره ... و اِلا اینجا جایِ هیجان بود ، باید یه چیزی می گفت ...

اگه عادت نداشت الان اون هیجانِ غضب او رو بیچاره کرده بود ...

جلویِ امام حسین رو گرفت ولی سخت نگرفت ... تندی نکرد ، درشتی نکرد ... تا حسین رسید به کربلا صدا زد اینجا چه سرزمینیه ؟ گفتن اینجا کربلاست ... گفت یکم از خاکِش رو بدید بو کنم ... گفتن آقا چرا ؟ فرمود من یه خاکی رو می شناسم ، رسول خدا وقتی من کودک بودم در آغوشش بودم اُمِ سلمه به من فرمود جبرییل امین صدا زد یا رسول الله این حسینِت رو دوست داری؟ رسول خدا فرمود بله دوست دارم ... رفت برگشت ، آیا حسینِتو دوست داری ؟ گفتن بله خیلی دوسش دارم ... آیا حسینتو دوست داری ؟ بارِ دیگه سوال کرد ... دوست دارم معلومه که دوسِش دارم ، خیلی دوسش دارم ... اصلاً دلبری میکرد اباعبدالله الحسین ، بعد صدا زد جبرییل خدا سلام میرساند می فرماید این حسینِتو می کُشن ... اونجا دیگه شیونی شد ... غوغایی شد ... انقدر رسولِ خدا اشک ریخت ...

یه دفعه ای جبرییل امین صدا زد میخوای یه مقدار از تربتِ خاکِ مکانی که حسینِتو به شهادت می رسد رو بیاورم ؟ رسول خدا درخواست کرد ، بله بیاور ... جبرییل امین این خاک رو آورد رسول خدا می بوییدُ گریه می کرد ...

ظاهراً این خاکُ همه بوییده بودن .. حسینم هم خودش بوییده بود ... خاک رو آوردن حسین بویید فرمود بله همین جا کربلاست ...  عباسم ، اکبرم ، خیمه ها رو برقرار کنید .... ولی با چه احترامی میومدن دورِ خیمۀ مخدرات ... دورِ محملِ مخدرات  ... محملِ حضرتِ زینب رو عنانِ ناقه رو اباالفضل العباس گرفته ... علی اکبر ، دستِ عمه اش زینب رو می گیره با چه احترامی این کاروان رو پیاده کردن ... امون از اون شبی که که این کاروان آوارۀ تو بیابان از یک نفر ازین مردهایِ مرد خبری نیست .....

علی لَعنةُ الله علی القُومِ الظالِمین

 




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:20 ب.ظ | نظرات()

"اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم واهلک اعدائهم لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل،نعم المولی و نعم النصیر، استغفرالله الذی لااله الاهو الحی القیوم الرحمن الرحیم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه"

بالحجة الهی العفو...

 

خانمان سوز بود آتش آهی گاهی

ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی

*فرمود:چندوقته نیستی کجایی؟عرض کرد آقاجان خدا بهم دختر داده،به به دختر رحمته،اسمشو چی گذاشتی؟با افتخار عرض کرد با اجازه ی شما فاطمه،دیدند اوضاع روحی و جسمی حضرت تغییر کرد،همینطور که نشستند سر کم کم داره میاد پایین،مرحله به مرحله هی میفرمایند:آه فاطمه!چهار پنج بار آه کشیدند...

خانمان سوز بود آتش آهی گاهی...

عرض کرد:مگه آقاجان بد کردم؟فرمودند:نه،فاطمه زیباترین اسمه و بدان خانه ای که در آن فاطمه نامی باشد اهل آن خانه قیامت در آتش نمیسوزد،اما حالا که اسمشو فاطمه گذاشتی حواست باشه مبادا سیلی بخوره*

خانمان سوز بود آتش آهی گاهی

ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی

*داشت میفرمود:"هل من ناصر ینصرنی؟هل من معین یعیننی؟"یه دفعه ناله ی علی اصغر بلند شد،دید از اون طرف خبر نیست ولی از طرف خیمه ها یه بچه ای صدا میزنه،علی اصغرو آورد،این بچه پشت لشکر دشمنو چنان شکست! با اون ناله و بااین حضور که عمرسعد آمد داره اعتراف میکنه،چه جوری؟فریاد میزنه حرمله"اِقطَع نزاع القوم" لشکرم به هم ریخته،اینا دارن باهم دعوا میکنند میگن ما که با شیرخواره جنگ نداریم،چه کنم امیر؟پدر یا پسر؟مگه سفیدی گلوی بچه رو نمیبینی؟!یعنی حرمله اگه میخواستم پدر رو بزنم غیر از تو هم تیرانداز زیاد بود،من میخوام شیرین کاری کنی،گلوی بچه رو همه نمیتونند بزنند*

خانمان سوز بود آتش آهی گاهی

ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی

گر مقدر بشود،سِلك سلاطین پوید

سالك بی خبر خفته به راهی گاهی

*تو خیمه ش نشسته،دور سفره شلوغه،طوری تنظیم کرده مبادا باحسین هم مسیر بشه،اما اینجا دیگه هیچ راه چاره نبوده،حالا آن طرف خیمه زده،تو خیمه کنار سفره همه جمعند یه دفعه دید صدای پیک و سفیرحسین می آید،کدام سفیر من و تو رو از ازل برا حسین صدا زد؟اذن دخول خواست،وارد شد،من پیک حسین بن علی هستم،مولای من،زهیر تو رو خوانده،میگن زهیر لقمه در دستش ماند،همسرش نهیب زد زهیر!اینیکه صدات زده پسر زهراست!این سبط پیغمبره میخوای بی جواب بگذاریش؟ خلاف ادب عمل نکن،پاشو ببین این غریب چه کارت داره؟*

گر مقدر بشود،سِلك سلاطین پوید

سالك بی خبر خفته به راهی گاهی

*آمد خدمت امام حسین علیه السلام بین امام حسین و زهیر چه گذشت علی الاطلاق ننوشتند،بعضی ها در آوردند و جزء روایات ضعیفه،آنچه مسلمه،معروفه میگن تا اومد امام حسین یه نگاهی بهش کرد

به نگاهی تو مرا مهمان کن

نظری به منم از احسان کن

لذا بزرگان ما وقتی دعا میکردند میگفتند برو ان شاالله  که از اون نظرا که به زهیر کرد به تو کنه

یه نگاه کرد حالا حرف ها و حجت ها هم بمانه،زهیر دگرگون شد،برگشت،خانمش نگاه کرد دید این زهیر اون زهیر نیست،عوض شده،گفت:تو را چگونه میبینم؟گفت:من دیگه حسینی شدم تو رو جلو همه اقرار میکنم طلاقت دادم که تو آزاد باشی کار من آخرش شهادته.زنه گریه کرد گفت:من تو رو حسینی کردم حالا من برم؟از بعضی شنیدم شام غریبان همسر زهیر یه کفن داد دست غلامش،گفت اینا جنازه ها رو دفن نمیکنند دل شب برو بگرد جنازه ی زهیر رو پیدا کن دفن کنم صبح دید غلامه ژولیده برگشت کفن رو شونشه،چی شد؟گفت:زهیری پیدا نبود همه بدنا بی سر بود،تازه اگرم پیداش میکردم کفن نمیکردم،چرا؟تا وقتی حسین رو زمین باشه کاری به زهیر ندارم*

خانمان سوز بود آتش آهی گاهی

ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی

گر مقدر بشود،سِلك سلاطین پوید

سالك بی خبر خفته به راهی گاهی

قصه ی یوسف و آن قوم،چه خوش پندی بود

به عزیزی رسد،افتاده به چاهی گاهی

زرد رویی نبود عیب،مرانم از پیش

جلوه بر قریه دهد،خرمن كاهی گاهی

*نوبت غلام سیاهه،فرمود:برو آزادی،بعضی میگن یکی از غلام ها رو بخشید به زین العابدین،ایشون آزادش کرد،حالا که آزاد شده آمد مقابل ابی عبدالله، آقا! آزادی کدومه؟من اسیر عشقتم،بذار برم؛فرمود:نه! یه عمر نوکری کردی حالا برو آقایی کن،گریه کرد، گفت: آقایی در نوکری حسینه،بذار برم، فرمود : نمیشه،یه حرفی زد،بلد بود چطور با دل حسین بازی کنه‌،عرض کرد:

آقاجان! دیدی سیاهم نمیذاری برم؟دیدی بدنم بو میده نمیذاری برم؟نکنه نمیخوای خون این غلام با این اصحابت آمیخته بشه،امام حسین بغلش کرد، گفت:چه کنم برو (امروز یاد بگیر التماس کردن به اربابو، آقاجان کی نوبت من میرسه؟همتون یه حاجت دارید،بگیرید امروز:آقاجان من اربعین کربلا میخوام..(

زرد رویی نبود عیب،مرانم از پیش

جلوه بر قریه دهد،خرمن كاهی گاهی

اشك در چشم،فریبنده ترت می بینم

در دل موج ببین صورت ماهی،گاهی

عجبی نیست،اگر مونس یار است،رقیب

*من این یه کلمه معینی کرمانشاهی رو به فراخور مجلس تغییر بدم به جای رقیب یه کلمه دیگه بذارم*

عجبی نیست،اگر مونس یار است چو من

*مال خوبی من نیست ارباب ممتازه...*

بنشیند بر گل ،هرزه گیاهی گاهی

  دانلود روضه




برچسب ها : مقتل ،خوانی ،شب ،چهارم ،روضه ،اصحاب ،امام ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:18 ب.ظ | نظرات()

"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن  ،صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ،فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ،وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً،حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

دلم از انتظار آب نکن

با فراغت مرا عذاب نکن

گر جوابم نمیدهی دیگر

از در خانه ات جواب نکن ....

گرچه لایق نیم تو ای مولا

جز غلامت مرا حساب نکن

گرچه من خود حجاب وصل توام

تو دگر چهره در حجاب نکن

گنه بی حساب آوردم

تو کرامت کن و حساب نکن .....

یابن الحسن ..... یابن الحسن ......

السلام علی حجت رب العالمین

السلام علی خامس اصحاب الکسا

السلام علی ساکن کربلا ....

السلام علی الاعضاء المقتعات

أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ

أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ

أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ

حسین .....

حسین .......

حسین ............

ارباب خوب من .... 3

از نوکر بد هم که بپرسی گوید

ارباب به خوبی تو پیدا نشود ....

"إِلَهِی أَلْبَسَتْنِی الْخَطَایَا ثَوْبَ مَذَلَّتِی" خدایا این گناه باعث شده لباس ذلت و خواری به تن کنم ..."وَ جَلَّلَنِی التَّبَاعُدُ مِنْكَ لِبَاسَ مَسْكَنَتِی وَ أَمَاتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنَایَتِی" من با گناه خودمو دل مرده کردم" چی جوری زنده اش کنم؟ فرمود "فاحینی بتوبه من" هر کی اومد توبه کنه دست گداییشو بیاره بالا (خسته نشیا) فَبِعِزَّتِكَ لا اَجِدُ لِذُنُوبی غافِرا به خدا غیر از خودت آمرزنده ای سراغ ندارم .. فَوَا أَسَفَا مِنْ خَجْلَتِی وَ افْتِضَاحِی إِلَهِی إِنْ كَانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً اگه پشیمانی توبه حساب میشه وَ عِزَّتِكَ مِنَ النَّادِمِینَ امروز اومدم بگم بعزت و جلالت من بد کردم پشیمانم ....

الهی العفو ....الهی العفو ....

از لشکر فاصله گرفت بعضیا نوشتن این سر و صورتشو خاک مالی کرد،بایدم اینجوری باشه چون این آقا پسر ابوترابه" اگه او پسر ترابه ما باید "کنت ترابا باشیم ..." چکمه های جنگیشو دور گردنش «َفَاخْلَعْ نَعْلَیْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً» موسی اینجا کربلاست کفش هاتو در بیار وقتی به موسی اینجوری ندا میاد حرم ادب کرد؛ کفش هاشو دور گردنش انداخت ؛ هنوز داره نادمو پشیمون میاد ، حتی بعضی ها گفتن پسرشو صدا زد، گفت گریبان منو کشون کشون بگیر هَلْ یَرْجِعُ العَبْدُ الآبِقُ إلاّ إلی مَوْلاهُ” عبد فراری دم خونه ی آقاش نره کجا بره ....؟!!

تا روبروی ابی عبدالله قرار گرفت یه سوال کرد و یه جواب شمید آقا هـــــل لـــی مـــن تـــوبـه؟! فبکا بُکَاءً شَدِیداً ..." تو گریه هاش گفت آیا راه برگشتی برا من هست؟!! ابی عبدالله فرمود: "ارفع راسک" هر کی در خونه ی ما بیاد دیگه سر به زیر نیست ...."

حالا هر کی سربلندیش باورش شده بگه حسین ....... اجازه رو گرفت اما حسین کربلا رو با خواهرش شروع کرده؛ اذن زینبم لازمه،نه بالاتر از اذن امام ؛ نه؛ زینب حلقه ی اتصال به فاطمه ست " گفت آقا اجازه میدی برم سمت خیام و حرمت؟ قربون حیا کردنت برم ...." اینجا همه بنی هاشم هنوز زنده ان تو اجازه گرفتی ...." آخ نبودی اون ساعتی که تن بچه ها به لرزه افتاد،هرچی نگاه کردن دیدن بنی هاشمی باقی نمانده ...." یه نانجیب فریاد میزنه کیه خیمه هاشو بسوزونه ........" یکی هم داره فریاد میزنه کیه به بدن حسین اسب بتازونه ....." یکی هم داره بلند بلند تکبیر میگه ....." این زن و بچه شروع کردن به لرزیدن ،اومدن پیش عمه جان ، دیدن عمه هم مستأصله ...." اومد پیش زین العابدین، حضرت بی معطلی فرمود علیکن بالفرارحسین......

                             دانلود روضه قسمت اول

دانلود روضه قسمت دوم




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 05:31 ب.ظ | نظرات()

                  

غلام امام حسینه،امام حسین میفرمایند:من تکلیف رو از تو برداشتم،پاشو برو؛آزادت کردم.گریه کرد،حسین جان کجا برم؟من بودن با تو رو رستگاری میدانم،کجا برم؟این جوری شو، جون بده برا ولی،بیین ولی برات چه کار میکنه! این غلام افتاد رو زمین،یه وقت دید صورتش گرم شد،یه دست مهربانی داره خون رو از رو صورتش پاک میکنه وقتی چشماشو باز کرد دید حسین فاطمه صورت به صورتش گذاشته.یه ناله ای زد:"مَن مثلی و ابن رسول الله واضع خَدّی علی خدی"کیه مثل من؟پسر پیغمبر صورت رو صورت من گذاشته.حالا بشنوید از حر.خیلی داستان این حر زیباست و چقدر آقاست حسین! کسیکه چند روز قبل اینجوری بهش فرموده ها:مادرت به عزات بشینه...حالا ابی عبدالله تو خیمه نشسته،یه وقت رو کرد به علی اکبر،برو به استقبال عمو جانت! پرده ی خیمه رو زدند بالا دیدند حر داره میاد.دستا بسته،چشما بسته،دستا به گردن،پا برهنه،ریسمان رو دست غلام یا پسرش(الان اشتباه از منه)داده،میکشه به سمت خیمه ی حسین،هی میگه:"التوبه...التوبه..‌"حسین جان منو قبول میکنی آقا؟بابا ولی خدا خیلی مهربان تر از این حرفاست،حسین غریبه،بی کَسه،الان کمکش کن.تِرِمّا داری میری به فکر زن و بچتی؟ضحاک بی معرفت ظهر عاشورا دیدی حسین نیاز به کمک داره ول کردی رفتی؟تو روز قیامت پیوسته این لعن و نفرین رو به خودت خریدی؟اما حر اومد.برا خودش یلیه،فرمانده ست،علمدار لشگر دشمنه،دیدند حر غرق در تفکره،نگاه کرد این ور کیان؟چند نفرند؟سی هزار نفر تا دندان مسلح! حسین میگه شما منو دعوت کردید نمیخواید برگردم ولی میگن دست از تو برنمیداریم تا بین دو نهر آب سرتو ببریم.این ور کیه؟اون ور کیه؟این ور دنیاست اون ور لبخند علی اصغر،لبخند رقیه ست،دلگرمی عیال حسینه،سربلندی حسینه که بزرگ اون طرف آمده این طرف.حسین جان قبولم کن...قبولم کن...ابی عبدالله پذیرفتش و فرمود:تو سعیدی در دنیا و آخرت بعد هم که به شهادت رسید حضرت فرمود:مادر خوب نامی برات گذاشت.

امروز از یکی از اساتید شنیدم من خودم ندیدم.حر وقتی دید امام حسین علیه السلام او را پذیرفته یه کاری کرد،چه کاری کرد؟اومد پیش ابالفضل گفت:عباس جان(همه فکر میکردند حر الان سوار مرکب میشه و میزنه به قلب دشمن)من نمیتونم این کارو بکنم تو این کارو بکن.بیا دست منو بگیر ببر کنار خیمه ی زینب،به زینب بگو حر آمده معذرت خواهی بکنه،منو قبول کن.ابالفضل العباس آمد تو خیمه ی زینب سلام الله علیها،خواهر جان! حر اومده برا معذرت خواهی،دل تو و بچه ها رو لرزونده.حر مشمول دعای عقیله العرب شد،اینگونه سعادتمندانه از دنیا رفت.

"اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن،صلواتک علیه و علی آبائه،فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا"

  دانلود روضه



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 11:09 ق.ظ | نظرات()

السلام علیک یا مظلوم،یا غریب،یا وحید یا اباعبدالله،السلام علیک یا قتیل العبرات، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا صَرِیعَ الْعَبْرَةِ السَّاکِبَةِ وَ قَرِینَ الْمُصِیبَةِ الرَّاتِبَةِ

)به انتظار نشستیم کربلا بشود

که پیش مرگی مولا نصیب ما بشود)2

*آقا ... مولا ...*

چقدر کرب وبلا مثل عید قربان است2

خوشا کسی که چنین در منا فدا بشود

*مارو کی فدای خودت میکنی؟ما رو کی انتخاب میکنی؟ما به دردی نخوردیم برای تو...ما به درد امام زمانمون نخوردیم...تعارفم نداریم...*

سر تعارفمان نیست با حسین ولی 2

کجا به دادن سر دین ما ادا بشود

*اگه الانم سر بدیم چه فایده؟ما دیر رسیدیم ولی بیا یه کاری کن! من میخوام به شب عاشورا برسم؛اون موقعی که صدا زدی همه برید اینا فقط منو میخوان...*

بدا به نامه ی اعمال ما به روز حساب

نماز صبح شهادت اگر قضا بشود

*شهادت ...شهادت ... همه آرزومه ...

شهادت ... شهادت ... رویای ناتمومه ...*

خدا نبخشدمان گر که زنده باشیم و

خیام دوست گذرگاه اشقیا بشود

)خدا نبخشدمان گر که زنده باشیم و

سه شعبه در گلوی شیرخواره جا بشود)2

*دستای گداییتونو بلند کنید این جوری نمیشه... ای خدا به سوز دل مادرش رباب اون موقعی که بچشو داد سیراب کنند،به اضطرار و تحیر امام حسین علیه السلام اون موقعی که نگاه کرد بچه دست و پا میزنه ... بالحسین الهی العفو ..." به ما سوز دل بده،ما اومدیم تو غمت بسوزیم ما فقط تو رو داریم...*

فقیر گوشه نشین محبتت هستم 2

بساز با دل آن که فقط تو را دارد ...

*به حق اون مادری که وقتی رسیدی حسن جانت خودش رو به روی سینه ی شکسته ی مادر انداخت،خودت رفتی صورت به کف پای مادر گذاشتی... به مادرت ... امشب یه نگاه به ما بکن . دوباره دستاتو بلند کن اگه اشک میخوای اول باید استغفار کنی..." به ناله ی زهرا بین در و دیوار الهی العفو...*

خوشاکه کشته شویم وبه لحظه ای نرسیم2

که جسم اکبر او جمع در عبا بشود

*آخه یه وقت برگشت سمت خیمه ها، جوانان بنی هاشم "احملوا اخاکم"

به قطعه قطعه شدن در هوای عشق حسین2

رضا دهیم,خداوند اگر رضا بشود

شاعر : میلاد عرفان پور

                           دانلود روضه



برچسب ها : مقتل ،خوانی ،شب ،چهارم ،روضه ،اصحاب ،امام ،
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:39 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic