سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های امام حسن عسگری علیه السلام
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



http://s9.picofile.com/file/8337453642/BANIFATEME_8.jpg

هر شب به دلِ غمزده، غوغای تو دارم

نقشی به دل از قامتِ رعنای تو دارم

گر پیشِ نظر باشی و در قلب هویدا

اما چه کنم میلِ تماشایِ تو دارم

نادیده مجسّم شده ای در بر چشمم

آن سان که نظر، بر رخ زیبای تو دارم

ای یوسف زهرا! سَرِ بازار محبّت

با رشته کلافی سَرِ سودای تو دارم

 

*یابن الحسن! نکنه بمیریم نبینیمت آقا...از قدیم یه بیتی دَرِ گوشمون همیشه گفتن...*

لب تشنه اگر آب نبیند سخت است

نوکر رُخِ ارباب نبیند سخت است

 

*آجرک الله یا صاحب الزمان! ....شب شهادتِ بابای مظلومش،هرجا نشستی صداش بزن:یابن الحسن...اللهم عجل لولیک الفرج*

 

آنکه بر محضر شما نرسد

مطمئناً که تا خدا نرسد

بهتر است اینکه زیر خاک رود

آن سری که به سامرا نرسد

عطرِ سرداب را نفهمیده

آنکه بر سُرَّ مَن رَآی …نرسد

چشم برخاکِ آن اگر بکشیم

آسمان هم به گرد ما نرسد

سامرا رفته ها به من گفتند

هیچ جایی به کربلا نرسد

از کفن کردنی دوباره بخوان

تا که روضه به بوریا نرسد

با حسینیم با حسن هستیم

ما گدایِ دوتا حسن هستیم

نام ما را که از قدیم نوشت

از گدایان این حریم نوشت

تا خدا حال و روز ما را دید

بعدِ نام حسن،کریم نوشت

تا که پیش تو دردِ دل کردیم

نام ما را خدا کلیم نوشت

دل ما را اسیر کرد آنکه

بال جبریل را گِلیم نوشت

رفته بودیم مشهد و آقا

باز هم روزیِ عظیم نوشت

سامرا واجبیم ، امام رضا

نه کبوتر که یا کریم نوشت

با حسینیم با حسن هستیم

ماگدای دوتا حسن هستیم

این طرف صحن صاحب کرم است

آن طرف یک غریب بی حرم است

این طرف هرچه هست زائر هست

آن طرف بی چراغ بی علم است

این طرف احترام می بینی

آن طرف ناسزا که دم به دم است

سامرا شد خراب فهمیدم

چقدر روضه ها شبیه هم است

مادری اند هر دوتا آقا

موسپید است هر که غرق غم است

پیش هر دو به گریه می شنوی

روضه ی پهلویی که محترم است

باحسینیم با حسن هستیم

ما گدای دوتا حسن هستیم

 

کاش پلکت کمی تکان بخورد

به زمین ورنه آسمان بخورد

پسرت آمده است تا جگرت

زخم کمتر از این و آن بخورد

 

*لحظات آخر بود،آخری ها همه ی ائمه یا یاد مادرشون افتادن یا یاد جد غریبشون حسین...امام عسکری هم گاهی می گفت:جگرم.. گاهی می گفت:مادرم...*

 

پسرت آمده است تا جگرت

زخم کمتر از این و آن بخورد

ظرف آبی به دستهایش تا

پدر آبی نفس زنان بخورد

شاعر:حسن لطفی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:34 ب.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8337453642/BANIFATEME_8.jpg

فرمود:جیگرم داره میسوزه،لبا خشکِ..آقا حجة بن الحسن خودشون ظرف آبی رو آوردن مقابل دهان بابا گرفتن،همه ی بچه ها زودی میان بالا سرِ باباشون اگه کاری داشته باشه...همه ی باباها هم عشق می کنن،میگن:موقع جون دادن بچه مون بالا سرمون باشه...تشنه بودی میدونم اما مهدیت برات آب آوُرد...

یه نفر هم گفت:من آب ببرم...سپرش رو آب کرد،تا رسید نزدیکِ گودال،دید شمر داره بیرون میاد،گفت: بگو هلال کجا میری؟ گفت:میخوام حسین رو سیرابش کنم...یه وقت نانجیب گفت: من حسین رو سیراب کردم...*

 

زهر افتاده به جان جگرم ، مهدی جان

لرزه افکنده ز پا تا به سرم مهدی جان

به لب خشک پدر جرعه ی آبی برسان

که من از سوز عطش شعله ورم مهدی جان

قبل از آنی که به دل زهر اثر بگذارد

کشته از صحنه ی دیوار و درم مهدی جان

لحظه ای نیست عزیزم که تداعی نشود

واقعه ی کرب و بلا در نظرم مهدی جان

قدح آب روان تا به لبم شد نزدیک

عطش اهل حرم زد شررم مهدی جان

بشکند دستی که با بغض علی سیلی زد

به رُخِ عمه ی نیکو سِیَرَم مهدی جان

 

*آقای من!یا امام عسکری! شما رو آزار دادن،خونه زندگی تون رو بهم ریختن،ریختن تو خونه ی شما... اما فقط یه دَرِ خونه رو آتیش زدن...

یا امام عسکری! خیلی اذیت کردن شمارو،یا امام زمان شما هم خیلی غربت کشیدید، درستِ شما چهار ساله بودید باباتون رو شهید کردن،بارها حرمت باباتون رو نگه نداشتن...اما بمیرم برا اون بچه های قد و نیم قدی که بعد از پیغمبر همه دور مادر رو گرفتن برا پیغمبر عزاداری می کنن،که ریختن تو خونه دَرِ خونه رو آتیش زدن،دستای باباشون رو بستن...

علامه امینی گریه می کرد،گفتن:آقا! چرا اینجور گریه می کنید، گفت:الان تو این فکر بودم اگر برا مادر اتفاق بیوفته بچه ها پناه می برن به بابا،اگه برا بابا یه اتفاق بیوفته بچه ها پناه می برن به مادر،تو کوچه بچه ها به کی پناه بردن...یکی علی رو می کشه یه عده حرومی یه خانومی رو می زنن...

بعضی روضه ها گریه داره،اما بعضی روضه ها داد داره،بلدی داد بزنی یا نه؟ یه کاری کردن مادرِ سادات مثل پیر زنها راه می رفت،می دونی چرا مثل پیر زنها راه می رفت؟ الان یه بیت می خونم...*

 

از آن روزی که سیلی خورده ام دشوار می بینم

به چشم نیمه باز خود جهان را تار می بینم

دلم می خواست چشمانم نمی دیدند جایی را

که خونِ محسن خود بر در و دیوار می بینم

 

*زنی که بخواد بچه به دنیا بیاره،قبلش برا بچه اش لباس آماده میکنه...بعد از ماجرایِ در و دیوار هر وقت بچه ها می خوابیدن،مادرمون لباس بچه اش رو بغل می گرفت...محسن جان خیلی دوست داشتم ببینمت...اما مغیره تو کوچه امون نداد....شبیه این مادر فقط رُبابِ، تو شام یه وقت زینب نگاه کرد دید داره دستش رو تکون میده،چی شده رباب؟گفت:خانوم جان ما بین این زن ها دیدم زنی بچه اش رو بغل گرفته...یادِ علی اصغرم افتادم....حسین...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 04:33 ب.ظ | نظرات()

 
http://s8.picofile.com/file/8310927900/mirdamad_sh_arbain.JPG

بیا که آتشِ دل خانه از بنا سوزاند

بیا که چشمِ مرا سیلِ گریه ها سوزاند

 

هنوز پیرُهنِ مشکی ات عوض نشده

که داغ هایِ پدر آمد و تو را سوزاند

 

تو را کنار خودش خواند و گفت میسوزم

بیا که زهر مرا بی تو بی صدا سوزاند

 

نفس نمانده که آتش کشیده بر جگرم

جگر نمانده که با هر نفس مرا سوزاند

 

بگیر بر سر دامانِ خود سرم را باز

که ذره ذره مرا یاد کربلا سوزاند

 

*همۀ اهل بیت ما لحظۀ آخر به وصال رسیدن ، وصال اینه که آدم عزیزش سرشُ بغل کنه راحت جون بده ، اهل بیت ما همه لحظه هایِ آخر پسراشون سرشون بغل کردن ، غیر از امام مجتبی ... که برادر سرشُ بغل کرد ...

 

رسم اینه پسر سر بابا را بغل کنه ، اما بین همه یه استثنا وجود داره ، کربلا رسمِ عالمُ عوض کرد ، فقط یه بابا سراغ دارم خودش سر پسرش بغل گرفت ، نه ببخشید اشتباه گفتم ، اصلاح می کنم، یه بابا سراغ دارم خودش سر پسراشُ بغل کرد ... یه بار سرِ علی اکبرُ بغل کرد ....

 

«مُنْتخب طُرَیْحی»می نویسه ، «مَعالِی السّبْطَیْن فی أحْوالِ السّبْطَیْنِ الاِمامَیْن الحَسَن و الحُسَیْن» نقل می کنه؛ میگه وقتی تو مجلس عبیدالله اون ملعون یه نگاه به سر کرد ، صدا زد : حسین من تو رو قبلِ کربلا دیده بودم ، اینقدر پیر نبودی حسین ... چی شده همه موهات سفید شده ... میگن تا این حرفُ زد ، زینب بلند شد ، گفت : من میدونم داداشم کجا پیر شد ، داداشم کنارِ علی اکبر پیر شد ... تا سر علی بغل کرد ، اما این یه سر عزیز بود بغل کرد ، با همۀ مصیبت و سختیش اما سخت تر از این هم حسین داشت ، این اوجش بود ، جنگیده بود ، اما وقتی قنداقه شو رو دست گرفت سر علی اصغر رو با تیر زدند ، امام باقر میگه سر علی اصغر آویزان شد به پوست ... جد ما خونها رو به آسمان ...*

 

آی حسین .....

 

پسرات باید سرتو بغل می کردن اما تو سر پسراتو بغل کردی ... اما کربلا رسم عوض شد ، به جایی که پسرا سر باباشون بغل کنن ، یه دختر سر بابا رو بغل کرد ... اما این دختر تو خرابۀ شام سر بابا رو بغل کرد ... دید همۀ رگ ها پاره شده ... همه دندونا شکسته ... لب ها ترک خورده ... موها سوخته ...

 

آی حسین .....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:21 ب.ظ | نظرات()


"یا وَلِیَّ اللّهِ ! إنّ بَیْنى وَ بَیْنَ  اللّهِ عز و جل ذُنُوبا لا یَأْتى عَلَیْها إلّا رِضاكُمْ"

"یا اَبامُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بنَ عَلِیٍ اَیُّهَا الزَّکِیُّ العَسکَرِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه"

 

آنقدر آمدند و گرفتارتان شدند

خاک شما شدند و هوادارتان شدند 

زیباترین اهالی دنیای عشق هم

یوسف شدند و گرمی بازارتان شدند 

لطف شماست این که تمامیِ انبیا

بالاتفاق سائل دربارتان شدند 

آن ها که پای منت چشم کریمتان

بی سر شدند تازه بدهکارتان شدند 

نفرین به آنکه مهر تو را سرسری گرفت

یا هرکه حاجت از حرم دیگری گرفت

 ای جلوه ی خداییِ بی انتها حسن

خورشیدِ روشنِ سحرِ سامرا حسن

امشب عروج زخمی بال مرا ببر

تا سامرا ، مدینه ، نجف ، کربلا ؛ حسن 

در بین خانواده ی زهرای مرضیه

باید شوند تمام علی زاده ها ؛ حسن 

زنجیره ی مُحبت زهراست دینِ من

با یک حسین و چار علی و دو تا حسن 

آن که مرا فقیر حرم میکند تویی

یک التماسِ پشت درم میکند تویی 

آن که در این زمانه ی بی اعتبارها

با یک سلام معتبرم میکند تویی 

آن که تو را همیشه صدا میکند منم

آن که مرا همیشه کرم میکند تویی

شکرخدا گدای امام حسن شدم

خاکی ترین کبوتر بام حسن شدم

شاعر:علی اکبر لطیفیان

 

*درِ خونه ی اون آقایی بریم، که عُمدتاً  عمرش رو در زندان گذراند، تحت نظر گذراند، بیست و هشت سال بیشتر عمر نکرده...*

 

یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست

کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرائی شده ام ، راه گدایی بلدم

لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند

بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

 

*به خدا قسم اگه روضه هر چیزی غیر از این بیت بود تحملش برا آقا راحت بود، آقارو تازیانه بزنند، در غل و زنجیر بکنند، تحت نظر و مراقبت باشه، اما این بیت نباشه تحملش برا آقا سخت نیست...*

 

پیش چشمان تو دشنام به مولا دادند

تا بگویند در این شهر مسلمان کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خون آبه

ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به دندان تو یعنی این بار

خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

 شاعر: سید حمید رضا برقعی

 * یه شربتی است آقا فرمود برا من آماده کنید، تا این شربت رو برا آقا آوردند، آقا تا کنار دهانش بیاره، اما دستان مبارک بلرزه، نتونه این شربت رو میل کنه، لحظاتی بعد صدا زد: مهدیم رو بگید بیاد. تا چشمش به جمال مهدیش روشن شد، هی داره قربون صدقه مهدیش میره،پسرم! میخوام از دست تو آب بنوشم، آقامون برای پدرشون ظرف آبی آوردند...چقدر لذت بخشِ برای یه بابا از دستان فرزندش آب بخوره،اما عرضم اینِ آقا جان! کربلا کار برعکس شد،دیدن پسر از وسط میدان صدا زد: " یَا أبَه ! الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِی"...آی حسین...*

 

پاشو داره جونم بالا میاد

پاشو عمه از خیمه ها میاد

پاشو تو رو جون زهرا پاشو

جون به لبم کردی...

کاش خیمه برگردی...

مُراعات حالم کن

بیا استقبالم کن

بذار دلخوش باشم من

بخند و خوشحالم کن

تو نباشی اُف به دنیا

ای علی جان...

باز نگاهی کن به بابا

ای علی جان....

ولدی علی....

علی! شده غرق خون گیسویت

علی! همه جا پیچیده بویت

علی! امان از زخم پهلویت

علی! چشمم شده دریا

بابا بگو بابا....

با چشمان کم سویم

تو را هر جا میجویم

ببین لشکر میخندد

که میلرزد زانویم

ای جوانم! ای شهیدم! ای علی جان!

کرده داغت، مو سفیدم،  ای علی جان!

ولدی علی....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:33 ب.ظ | نظرات()

 


*دلا بره سامرا و حرم عسکرییِّن علیهم السلام، عرض ادب کنیم به ساحت مقدس اون آقایی که امروز روز شهادتشِ، ان شاءالله به همین زودی تو حرمش کنار قبر مطهرش...

"اَلسلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بْنَ عَلِی اَیُّهَا الزَّكىُّ الْعَسْكَرِىُّ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ "*

 

ای آفتابِ حُسن تو را ماه مشتری

هر جا خدا،خداست تو را نیز رهبری

فرزند چهارمین علی و دوّمین حسن

ریحانةُ الجواد،ملقب به عسکری

آیینه ی جمال خداوند ِ ذو المنن

مولا اَبامحمد، ابن الرضا حسن

قرآن خجسته مدح و ثنای تو

قلب مقربان خدا سامرای تو

با اینکه جسم پاک تو مدفون به سامراست

مُلک وجود آمده دارُالولایه توست

تو بحر نور را صدف آخرین دُری

دل ها پر از ولای تو،تو از خدا پُری

من کیستم گدای ِ سرای تو یا حسن

با لطف تو مدیحه سرای تو یا حسن

شویم لب از شراب طهورا هزار بار

تا وا کنم زبان به ثنای تو یا حسن

هر جا سخن به منقبتت آفریده ام

خود را کنار مرقد پاک تو دیده ام

تو دُر ده یَمی و یَمِ آخرین گوهر

اوصاف مهدیت به لبِ سیدُ البشر

چشم انتظار آمدن ِ مهدی تواَند

پیغمبران،ائمه، خصوصاً پیامبر

تیغ علی به پنجه ی توحید گسترش

از یازده امام سلام ِ مکررش

من کیستم گدای گدای درِ شما

با کام خشک تشنه لب کوثر شما

از آن زمان که چشم گشودم همیشه بود

چشمم به سوی حُسن خدا منظر شما

در حُسنتان جمال خدا را شناختم

نام پدر نبرده شما را شناختم

قدر شما بلندتر از اوج انبیاست

قبر شما قلبوبِ تمامی ِ اولیاست

هر کس که دور شد زشما از خداست دور

هر کس که شد مطیع شما عبد کبریاست

دردا که کرد باد مخالف خزانیت

مسموم کرد خصم به فصل جوانیت

با کشتن تو خصم ،جهان را یتیم کرد

داغ تو ماند بر دل و جان را یتیم کرد

آنکس که ریخت زهر ستم را به کام تو

بالله قسم امام زمان را یتیم کرد

مهدی زدیده اشک یتیمی به رُخ فشاند

آه از جگر کشید و به جسمت نماز خواند

پیوسته ریخت لشکر اندوه بر سرت

مسوم شد ز زهر، دل ِ درد پرورت

تشییع شد جنازه ات اما به احترام

درکربلای سامرا شد دفن پیکرت

هر دم دهم سلام مُکرر به تربتت

باید گریست تا صف محشر به غربتت

 

*لحظات آخر مهدیِ چهار،پنج ساله شو صدا زد، فرمود: " یا سَیِّدَ اَهْل ِ بَیْتِهِ،إسْقِنِی الْمَاءَ،فَاِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی" مهدی جانم! ای آقای اهل بیتش،جرعه ای آب بهم بده، لحظه ی آخرِ،دیگه دارم میرم.... ظرف آب رو داد بابا، اما بدن میلرزه، در اثر زهر رعشه گرفته...*

 

کاسه ی آب به دستم بنگر میلرزد

رعشه افتاده به پا تا به سرم مهدی جان

 

*با این یه جمله دلارو ببرم کربلای معلی...، آقای من! اینجا پدر از شما لحظه ی آخر آب خواست، ظرف رو دادید به بابا، کجا بودید کربلا؟ یه جرعه ی آب هم به لب خشکیده ی جد مظلومت حسین برسانی؟...رو زمین گرم کربلا افتاده بود، لباش مثل دو چوب خشک از تشنگی بهم میخورد، صدا میزد: "اِسقُونی شَربَةً مِنَ الماء فَقَد نَشِفت كَبِدی"... ده نفر آب رو آوردند، همین که رسیدن کنار گودی قتلگاه مقابل چشم عزیز فاطمه،آب هارو روی زمین خالی کردن...حسین....

بی خودی نبود خودش هم روضه ی عطش خواند، از حلقوم بریده صدا زد:

 

"شیعَتی ما اِنْ شَربتُمْ عَذْبَ ماءٍ فَاذکُرونی

اَوْ سَمِعتُمْ بغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبونی

 لَیْتکُمْ فی یَوْمِ عاشورا جَمیعاً تَنْظُرونی

کَیْفَ اَسْتَسْقی لِطِفلی فَأبوا اَنْ یَرْحَمونی"

 

هر وقت آب گوارا نوشیدید از من یاد کنید، ای کاش همتون کربلا بودید منو نظاره می کردید که چگونه توی بغلم علی اصغرم رو سیراب کردند..حسین....

خدایا! به امروز امام زمان،به سوز دلش، به اشک چشمش، خدایا! دیگه امر فرجش را اصلاح بفرما، موانع ظهور و فرج و قیامش هر چه هست برطرف بفرما، خدایا! امروز دیگه با مژده ی ظهور و فرجش قلب نازنینش شاد بفرما، با دست با کفایتش مُهمات دنیا و آخرت همه ی ما کفایت بفرما....*






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:22 ب.ظ | نظرات()

 http://s8.picofile.com/file/8310387726/95261901_110868.jpg

سامرا ، باز با صفا شده ای

درحریمت برو بیا داری

اربعین پا به پایِ کرب و بلا

زائر و دسته ی عزا،داری

 

باز هم گنبدِ طلائی تو

مثلِ مشهد ز دور معلوم است

همه دانند زیرِ این گنبد

مدفن دو امام معصوم است

 

معرفت حکم میکند اینجا

وقتِ گریه به رسمِ جود و کرم

همه یادی کنیم این شبها

از تمام مدافعانِ حرم

 

تا ابد یادمان نخواهد رفت

راهِ ما در مسیرِعاشوراست

در کنارِ دعایِ صاحبمان

امنیت زیرِ سایه شهداست

 

همه دلخوشیِ ما این است

لااقل یک حسن حرم دارد

صبح و ظهر و غروب، سفره بپاست

بسکه صاحب حرم ، کرم دارد

 

اهلِ بیت رسول این ایام

به غم وغصه ها اسیر شدند

راستی بین بچه هایِ علی

این حسن ها چه زود پیر شدند

 

*آخه یه حسن دیگه هم مدینه خیلی زود پیرشد، محاسنش سفید شد...*

 

چشم خود باز کرد و باگریه

پسر خویش را نگاهی کرد

دست انداخت دورِ گردنِ او

لب او را رویِ لبش آورد

 

زیر لب گفت : الوداع پسرم

بعداز این موسم جدائی هاست

این بیابان نشینی ماها

همه اش ارث مادرت زهراست

 

بعد از آنکه زدند مادر را

جایِ او کنجِ بیت الاحزان شد

شادی از خانواده ی ما رفت

بیت الاحزان شبی که ویران شد

 

عصمت الله پشت در افتاد

پایِ دشمن به خانه اش واشد

آنقدر با قلاف کوبیدند

استخوانهایِ بازویش تا شد

 

محسنِ بی گناه را کشتند

دادِ زصدیقه را در آوردند

فضه و جد ما به پشتِ در

جسم ششماهه دفن میکردند

 

تشنه ی قدری آب بودم من

لب عطشانِ من تکان می خورد

کی به پیش نگاهت ای بابا

لب من چوبِ خیزران می خورد

 

عمه ات هست و مادرت هم هست

نه میانِ نگاههای حرام

وای از ماجرایِ بزم شراب

وای از ازدحام شهرِ شام

 

آستینها حجاب سر میشد

بین آن گیر و دار در بازار

چه کسی دیده است دعوایِ

زن و یک نیزه دار در بازار

  شاعر:قاسم نعمتی

 

*"حالا که تا اینجا اومدم بذار بگم" امام سجاد فرمودند:همه ی مارو به یه طناب بستند، جلوی این سلسله منو بستند، عقب این سلسله عمه ی مارو بستند، هر جایی تند حرکت می کردم این بچه ها روی زمین می افتادند، اگه آروم حرکت می کردم منو میزدند،می گفتند:تند حرکت کن،نمیدونستم باید چه کنم... تا وقتی که رسیدیم دم مجلس اون ملعون هر چی این طناب رو میکشم دیدم این سلسله حرکت نمیکنه، بر گشتم دیدم عمه ی ما این دو دست رو انداخته تو حلقه ی در هی میگه: زینب کجا و مجلس حرام کجا؟...آی حسین....

صدا زد مهدی شو، ظرف آبی برداشت، خدمت امام عسکری، اما اینقدر این بدن ضعیف و نحیف شده، همه ی وجود امام رو فرا گرفته، بدن این آقا داره میلرزه، تا این ظرف رو آورد جلوی لب های مبارک امام عسکری،اینقدر این لب و دندان داره میلرزه، میگن: این ظرف دائم به لب و دندان های امام میخورد، نمیدونم بالاخره آب رو خورد یا نه؟ اما امام زمانِ ما چهار پنج سال بیشتر نداره، سر بابا رو به بغل گرفت،"دلت کجا رفت؟.." سر بابا رو بغل گرفت، اما این سر هنوز به بدنِ، قربون اون سه ساله ای برم، که اینقدر بهونه ی باباشو گرفت، یه مرتبه سر بریده ی بابا رو آوردند،گفت: بابا!:..*

 

به جرم این که ندارم پدر،زدند مرا

*مثل کی بابا؟....*

شبیه مادرت در پشت در، زدند مرا

ای حسین....

 





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:00 ب.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8292622684/farha.jpg

عزیزِ فاطمه ای مهربانِ بی همتا

دوباره سائلی آمد درِ حرم بگشا

 

نشانِ خانه تان را ز هرکه پرسیدم

نشانِ سیدی از خانوادۀ زهرا

 

به گریه مردم عابر جواب میدادن

برو به کوچۀ رحمت ، محلۀ طاها

 

*حسن جان .... حسن جان ... قربونِ غریبیت برم آقا ... زائر کم داره ، امشب درسته شبِ تاج گذاری امامِ زمانِ ، ولی از ادب دورِ وقتی حجت ابن الحسن امشب چشمانش اشک باره ما شادی کنیم ، ما خوشحالیم ولی شادیمون رو فردا بروز میدیم " امشب خدا یه فرصتی داده برا بابات گریه کنیم ... بهت تسلیت بگیم آقا ... مجلسِ ختم منعقد است به نامِ نامیِ امامِ عسکری ... آقا ، بینِ ما اینطور رسمِ مجلسِ ختمِ پدر ، اگه پسر زنده باشه دمِ در می ایسته ... همه بهش سر سلامتی میگن ، تسلیت میگن ... خدا بهتون صبر بده ، غم نبینید ... صاحب عزا هم تشکر میکنه میگه خوش اومدی زحمت کشیدید ... آقا ما انتظارِ تشکر نداریم اما اومدیم امشب بهت تسلیت بگیم ...

 

اونایی که اربعین امسال روزیتون نشد برید حرمش ... این آقا موسس و بنیانگذارِ سفرِ اربعینِ ...*

 

عزیزِ فاطمه ای مهربانِ بی همتا

دوباره سائلی آمد درِ حرم بگشا

 

نشانِ خانه تان را ز هرکه پرسیدم

نشانِ سیدی از خانوادۀ زهرا

 

به گریه مردم عابر جواب میدادن

برو به کوچۀ رحمت ، محلۀ طاها

 

 کسی به دادِ دلِ من نمی رسد جز تو

بگیر دست مرا خورده ام زمین آقا ...

 

اگر اجازه دهی داخلِ حرم بشوم

 

*امشب ما رو زائرِ خودت حساب کن ... دلم برایِ سامرا تنگ شده ... آقا حرمت داره آباد میشه الحمدالله ... اون روزی که گنبدت رو خراب کردن با خودم گفتم ای کاش خونۀ ما خراب میشد ... به به چه گنبدِ زیبایی رونمایی شده ... اما حرمِ حسنِ فاطمه هنوز ساخته نشده ...*

 

حسن جان ...

 

اگر اجازه دهی داخلِ حرم بشوم

کنار سفرۀ فضلت نشینم ای مولا

 

 بزرگ زاده چه مهمان نواز و خون گرمی

گذاشتی دهنم زود لقمۀ خود را

 

مگر سرای تو دارالنَعیم عشاق است؟

هزار لیلی و مجنون نشسته اند این جا

 

 امام عسگری ای تکیه گاه امروزم

رها نمی کنمت تا قیامت فردا

 

دعا کنید که همسایۀ شما باشم

جوار چشمۀ تسنیم جنتُ الاعلی

 

 اگر بهشت بیایم ، بدان که بنشینم

به زیر سایۀ مهرت ، نه سایۀ طوبی

 

هوای سامره دارد دلِ هوایی من

بده برات سفر ،جانِ مادرت زهرا ...

 

برایِ کربُبَلا خرجی سفر بدهید

به حقِ چادر خاکیِ زینب کبری

 

مدینه گر بروم تا سحر دعا خوانم

برایِ مهدی تان زیر گنبدِ خضرا

 

یگانه غایت خلقت وجودِ مادر توست

کجاست مرقد او؟ خاک بر سر دنیا

 

شنیده ام که غروب مدینه دلگیر است

شبیه حال و هوایِ غروب عاشورا

 

شنیده ام که نباید ز مَشک حرفی زد

به خاطرِ دل پر درد مادرِ سقا ...

 

*روضه بخونم برا امامِ عسکری بلند گریه کنیم ... شیخِ طوسی در الغیبة نقل کرده ، چنان زهر به بدنِ امامِ عسکری اثر کرد 28 بهار فقط از عمرش گذشته بود ... براش ظرفِ آب آوردن ، آقایِ ما تشنه شد ، ظرف رو بلند کرد روایت میگه انقه دستاش میلرزید ... این ظرف مرتب به دندان هاش اصابت میکرد ... ظرف رو رویِ زمین گذاشت ، خادم رو صدا زد درون حجره بیا ، مهدیِ من مشغولِ نمازِ ، سر به سجده گذاشته صداش بزن ...

 

میگه وارد حجره شدم ، آقا پدرتون حالشون خوب نیست ، مهدیِ فاطمه آمد ... امامِ عسکری فرمود ای آقای خاندانِ من به پدرت آب بده ... ظرف رو بلند کرد به لب هایِ بابا آب گذاشت ... من بمیرم امام عسکری موسسِ زیارتِ اربعین ... من یه آقایی رو کوفه می شناسم ، مسلم ابن عقیل ... قبل از شهادتش آب طلب کرد ، آب رو به سمتِ دهانش برد ، دندانش داخلِ ظرفِ آب افتاد ظرفِ آب خونی شد ، آب رو نخورد ... یه آقایِ دیگه هم می شناسم به لبهایِ مبارکش آب نرسید ... ظرفِ آب به دندان هایِ مبارکش نخورد ... اما اون نامرد چوبِ خیزران رو بلند کرد ... به لبُ دندانِ پسرِ زهرا میزد .. یه وقت زینب صدا زد : .... یا یَزید لا تَشَل ، مُنتَحیاً علی ثَنایا ابی عَبدالله علیه السّلام  ....*

 ای حسین .....







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 09:09 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic