سئو سایت حرفه ای

بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان - مطالب روضه های حضرت زهرا(سلام الله علیها)
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ"

 

مادر مادر...

 

 با حال و روزِ حیدرت اینگونه تا مكن

این خانه را به حالِ خودش تو رها مكن

 

حرفت درونِ سینه یِ تو گیر میكند

این دنده ات شكسته، كسی را صدا مكن

 

زحمت مكش، كه فضه كمك حالِ زینب است

دستت شكسته است به زور آسیا مكن

 

 پیچیده بین كوچه، كه حالِ شما بد است

اما شما به حرف زنان اعتنا مكن

 

داری دوباره در بَرِ من كار میكنی؟

حیدر نمرده فاطمه، كاری شما مكن

 

 این خانه ام كه بی تو به دردی نمیخورد

اینگونه در برم كفنت را سوا مكن

 

شاعر حامد جولازاده

 

زهرا نفس نفس زدنت می کُشد مرا

این رازداریِ حسنت می کُشد مرا

 

زهرا خودت بگو چه کنم با نبود تو

حیدر فدایِ چهره ی زرد و کبود تو

 

چشم و چراغ خانه ی کم سوی من ! مرو

از من گذشته...محض رضایِ حسن مرو

 

جای غلاف مانده سَرِ بازویت ولی

فریاد می زدی که فدایِ سر علی

 

ای کشتیِ نجاتِ علی، رو گرفته ای؟

من مُرده ام مگر، که تو پهلو گرفته ای

 

ای سربلند ها، همه پیش تو سر به زیر

پیش حسین دست به پهلوی خود مگیر

 

مویت در این سه ماه، حسابی سپید شد

محسن میانِ شعله ی آتش شهید شد

 

شاعر  احسان نرگسی

 

*این روزها بی بی می خواست موهای زینبش رو شانه کنه نمی تونست...دیگه دستش یاری نمی کرد...*

 

شانه ی ضرب دیده اش نگذاشت

موی او را دوباره شانه کند

 

باید انگار جای بازوی خود

مادرش شانه را بهانه کند

 

زینب از دست های لرزانش

خوب فهمید هُرم آتش را

 

مادرش زیر لب چنین می گفت

با تو هم اینچنین زمانه کند

 

اشک ها شان برای هم زیباست

کربلا و مدینه ای بر پاست

 

زینب افتاده است یاد غلاف

مادرش یاد تازیانه کند

 

آن زمانی که دید آتش را

آستین در دهان گذاشت ولی

 

خوب فهمید روز عاشورا

خیمه ها را عدو نشانه کند

 

 

دربِ آتش گرفته سویی بود

روی دیوار جای خون مانده

 

با وجود هجوم خاکستر

خانه را او چگونه خانه کند

 

شاعر علی اصغر یزدی

 

می زد مرا مغیره و یک کس به او نگفت

زن را کسی مقابلِ شوهر نمی زند

 

*هر نفسی که بی بی می کشید، از سینه اش خون جاری میشد،.....*

 

توکه رفتی همه ی خیمه به هم ریخت حسین

  دیدم از دور پرت ریخت، پرم ریخت حسین

 

تو نگاهت به حرم بود و سنان خیره به تو

از نگاهش به تو بد جور دلم ریخت حسین

 

شمر هم آمد و دیدم به دوچشم تر خود

کار گشت تمام و اثرم ریخت حسین

 

نفسم حبس شد و بین حرم سرگردان

دشمن از  راه رسید و به سرم ریخت

 

* وصیت هاشو کرد به علی، علی جان! شب ها بالا سر حسینم،ظرفِ آب بذار...گفت:فاطمه جان! خیلی زود داری از کنار من میری،اینجوری نبود قرارِ من و تو...راوی میگه: آخرین سنگِ لحد رو که علی میخواست بذاره،..گفت:  زهرا! یه قراری با هم گذاشتیم...چه زمانی...*

 

 

خوشی ز عُمر ندیده خدا نگهدارت

صنوبری که خمیده خدا نگهدارت

 

قرار بعدی ما ظهر روز عاشورا

کنار رأس بریده خدا نگهدارت

 

*چه زمانی؟ "الشمر جالسٌ علی صدره..."




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 10:02 ب.ظ | نظرات()


"اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَه،اَلسَّلامُ عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَه"

 

کیستی تو بهشتِ بابایی

کوثر و قدر و نور و طاهایی

دو جهان ذره و تو خورشیدی

همگان قطـره و تـو دریایی

هم صدا با تمامی سادات

شیعه گوید تو مادرِ مایی

مَطلعُ الفجرِ بامدادِ ازل

لیلةُ القدرِ حق‌تعالایی

برتر از درک و دانشِ همه ای

چه بخوانم تو را که فاطمه ای

ای مَقامت ز وَهم‌ها برتر

قدر و جاهت ز وصفِ ما برتر

مدح تو بر لبِ رسولِ خدا

ذکر نابی ا‌ست از دُعا برتر

رتبه ی توست از زنانِ بهشت

به خداوندیِ خدا برتر

جز محمد که دست‌بوسِ تو بود

تویی از کلِّ انبیا برتر

حجره‌ات کعبه ی دلِ حیدر

بیتت از بیت کِبریا برتر

 

(پیغبر فرموده بود:" إِنَّ فَاطِمَهَ بَابُهَا بَابِی وَ بَیْتُهَا بَیْتِی فَمَنْ هَتَکَهُ فَقَدْ هَتَکَ حِجَابَ اللَّه" دَرِ خونه ی فاطمه،دَرِ خونه ی مَنِ، خانه ی فاطمه،خانه ی منِ...) دیگه اهل روضه بخونن حدیث مفصل رو...چه کردن با این خانه؟...*

 

خانه ای روشن از کلامُ الله

سر زد از آن،دو آفتاب و دو ماه

__________

ای بهشتِ خدا گُلِ رویَت

ای رسولِ خدا ثنا گویت

سورۀ نور، خطِ پیشانی

 لیلۀ قدر، تارِ گیسویت

شبِ معراج مصطفی می دید

 باغِ جنت پُر است از بویت

روحِ بینِ دو پهلویِ احمد!

 به چه جرمی شکست پهلویت؟

گر جسارت نبود می‌گفتم

 هُرمِ آتش چه کرد با رویت

 

*حالا بزن تو سینه و تو صورتت،بگو: آخ مادر!...به چه جُرمی زدن مادرِ مارو...*

 

از علی‌دوستی نشان مانده

 هم به رخسار هم به بازویت

 

شاعر:حاج غلامرضاسازگار

 

 

*این روزها خبر دادن به بلال،مؤذنِ پیامبر،گفتن: زهرا ازت گِله کرده،گفته: همه ی مدینه به من پشت کردن،از بعضی ها توقع نداشتم،چرا بلال نمیآد یه سری به ما بزنه؟...بلال متوجه شد زهرا ناراحتِ،اومد مدینه،اومد ملاقاتِ بی بی،اجازه گرفت از امیرالمؤمنین برم زهرا رو ببینم،همچین که اومد تو خانه،اول نگاش به دَرِ خانه افتاد...چرا در سوخته؟ چرا دیوار خونی شده؟ چرا بچه ها اینجوری زرد و لاغر شدن؟چی شده،من چند سال مگه نبودم؟من دو ماه مدینه نبودم...

اومد محضر بی بی شرفیاب شد،دو زانو با ادب نشست،خانوم یه گِله ی مادرانه کرد،صدا زد: بلال تو چرا زهرا و علی رو تنها گذاشتی؟صدا زد:خانوم جان!من بعد از پیغمبر دیگه دلم نیومد مدینه بمونم...وقتی فهمیدم حقِّ علی رو غصب کردن،به نشانه اعتراض گفتم دیگه اذان نگم،جایی که پیغمبر و علی نباشن دیگه نمیخوام اذان بگم...اذان واسه کی بگم؟

بی بی فرمود:می دونم بلال،اما حالا که دختر پیغمبر دلش برا صدایِ اذانِ تو تنگ شده،دلم میخواد یه بار دیگه بری بالای مأذنِ،تا بی بی فرمود: یه بار دیگه صدایِ اذانت رو بشنوم،مکث نکرد،بلند شد،گفت: چشم،از تو به یک اشاره/از ما به سر دویدن...من چقدر خوشبختم که فاطمه دلتنگِ صدایِ منِ...

رفت بالای مأذنِ،مدینه ساکتِ،یکدفعه دیدن یک صدایِ آشنا داره میاد.."الله اکبر" یهو مدینه لرزید... "الله اکبر" همه از خونه هاشون بیرون اومدن،صدای بلالِ،از کجا داره صدا میآد...از پشت بامِ خانه ی فاطمه...این صدا چند وقتِ تو مدینه نمیآد"أشهد أن لا إله إلا الله" یک مرتبه بچه ها دیدن مادر بلند شد،اسماء بیا زیر بغل هام رو بگیر،فضه بیا جانمازم رو پهن کن،زینب آبِ وضو بیار... "أشهد أن لا إله إلا الله" سجاده رو پهن کردن،زینب خوشحال شد،حسنین خوشحال شدن،مادرِ ما میخواد ایستاده نماز بخونه،یه مرتبه صدای بلال بلند شد" اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله" تا اسم پیغمبر رو شنید،تا اسم پدر رو شنید،با صورت خورد زمین،فاطمه بیهوش شد،بچه ها تو صورت هاشون میزدن،بلال دیگه بس کن،بلال اذون نگو...

یه دختر اسمِ باباشو بالا مأذنِ شنید بی هوش شد،اسمِ باباش رو فقط شنید،اما یه دختر سَرِ بُریده  بغل کرد،رگ هایِ بریده بغل کرد...*

 

بابا! دخترت از دنیا بُریده

بِدونِ تو خوشی ندیده

ببین همه موهام سفیده

بابا!خوشی به قلبم دستِ رَد زد

یه بی حیا بهم لگد زد

 

*مدینه...فضه و اسماء اومدن،آب ریختن تو صورتِ فاطمه،بی بی، بهوش اومد،اما خرابه ی شام،هر چی زینب رقیه رو تکون داد...پاشو دختر! پاشو عمه!...پاشو چشات رو باز کن...حسین...*

 

فراق یار و سنگ اهل شام و خنده ی دشمن

من آخر کودکم، این بار سنگین است بر دوشم

 

*به نیتِ فرج سه مرتبه بگو: یازهرا...*





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:57 ب.ظ | نظرات()


ای كه میگی به روضه خون

روضه ات رو اینجوری نخون

منم میگم با دلِ خون

خدا كنه دروغ باشه

 

میگن كه گوشواره شكست

میگن روی زمین نشست

مونده هنوز جایِ یه دست

خدا كنه دروغ باشه

 

به زخم تو نمک زدن

به خاطر فدک زدن

مادرمُ کتک زدن

خدا كنه دروغ باشه

 

دنیا به ما وفا نکرد

دردامونُ دوا نکرد

قنفذ چرا حیا نکرد

خدا كنه دروغ باشه

 

جاریِ اشکش مثه رود

بینِ در و آتیش و دود

گناهِ محسنش چی بود

خدا كنه دروغ باشه

 

تو کوچه هایِ بی سپر

تنها میونِ رهگذر

چهل نفر به یک نفر

خدا كنه دروغ باشه

 

*از اینجا وصل شیم علقمه، از اونجا روضه بخونم،علقمه هم همین اتفاق افتاد،چهل نفر نه،چهار هزار نفر به یک نفر،اما اون یک نفر عباس بود،اون یک نفر پسرِ امیرالمؤمنین بود،چهارهزار نفر رو کنده ی زانو همه هدف گرفتن عباس رو،الله اکبر،اول دست هارو قطع کردن،وقتی بازوش رو زدن،ابی عبدالله داشت رجز میخوند،تا این اتفاق افتاد،ابی عبدالله،از اون ورِ میدان صدا زد: " اَنَا بنُ فاطِمه" یعنی عباس یادت نره،بازوی مادرِ من رو هم تو کوچه ها زدن...تو مَردی،تو پهلوانی،تو عباسی،اما مادرِ من یک زنِ هجده ساله...مگه دستش چقدر توان داشت،چهل نفر دورش حلقه بزنن....امام باقر فرمود: سبب شهادت مادرِ ما همون ضربه های غلاف بود...یه جوری زد...

 

 

علی بهانه شد و ضربه خورد بازویت

دری شکست در آن دَم، فتاد بر رویت

 

شرار آتش ظلم زمان زبانه کشید

رسید آتشِ نمرودیان به گیسویت

 

جراحتی است به روی پرت از آن ایام

نشانه ای ز ملاقات میخ و پهلویت

 

هوا ز جور مخاف چو قیرگون گردید

نشست سایه ی دستی سیاه بر رویت

#شاعر وحید محمدی

 

*مدینه با غلاف زدن،کربلا هر کی هرچی داشت دور حسینش حلقه زد،" فرقةٌ بالسیوفِ وفرقةٌ بالرماحِ وفرقةٌ بالحجارةِ"  امام باقر فرمود:جدِّ مارو به پنج وسیله کشتن،یه عده شمشیر زدن،یه عده تیرزدن،یه عده نیزه زدن،یه عده سنگ زدن....{ اما این آخری رو تا قیامت نمیشه باورش کرد...خیلی باورش سخته} امام باقر می فرمایند:" وفرقةٌ بالخَشَبِ والعصا؛" پیرمردها با چوب و عصا میزدن...بگو:حسین....






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:56 ب.ظ | نظرات()


زندگی ما خزونه

علتِ گریه هامُ کی میدونه

اون غمی که دلامونُ سوزونده

مصیبتِ یه مادر جوونه

 

تو سرخیِ سپیده دیدی یا نه؟

مادرِ قد خمیده دیدی یا نه؟

شنیدی از مزارِ بی نشونه

اون که کسی ندیده دیدی یا نه؟

 

هر آدمی دلش میگیره میره پیش مادرش

دلم گرفته که  مزارشم ندیدم آخرش

حرم نداره .. چه سخته باورش

 

اونی که مارو میکُشه همیشه

رازِ یه  دیوار و در و آتیشه

تو اون شلوغی و تو اون هیاهو

میخوام بگم چی شد ولی نمیشه

 

بعد تموم ضربه ها دَر افتاد

مادرمون از نفس آخر افتاد

روضۀ امشبم همین یه خطِ

جلو چشایِ بابا مادر افتاد

 

مگه ندیدینش  چه غرقِ زخم شده همه تنش

میون شعله ها  یه چیزاییِ سخته گفتنش

همین که محسنُ چجوری کشتنش

 

*همه رو کنار زد .. دید علی رو دارن میبرن .. گفت مگه زهرا مرده باشه علی رو پابرهنه میبرن .. دید چهل نفر دارن علی رو میکشن دست انداخت کمربندِ علی رو گرفت .. چنان کشید چهل مردِ جنگی رو زمین افتادن ‌.. چهل نفر رو زمین افتادن نامرد دومی کم آورد دید یه زنی که پهلو شکسته اس هر جوریه  اومده از علی داره حمایت میکنه .. حالا مردای جنگیِ منو خراب میکنی وسطِ مردم .. گفت الان یه کاری میکنم ... یه وقت دیدن وسط جمعیت نگاه کرد صدا زد قنفذ بیا ... گفت امیر چه کنم ؟.. گفت یه کاری کن دیگه قدم از قدم برنداره .. غلافُ با شمشیر بالا آورد اینقدر به بازویِ مادر زد .. اینقدر زد .. اسماءمی گفت من آب میریختم دیدم علی دست از غسل کشید هی میگه زهرا ..

چی شده آقا داد میزنی فرمودی بچه ها آروم گریه کنن .. فرمود دستم رسید به بازویِ ورم کردۀ زهرا .. وای مادر ...





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:52 ب.ظ | نظرات()


کم نکن سایۀ لطفت زِ سرم آقاجان

گرچه من جنس خرابم، بخرم آقاجان

 

آنقدر فکر و خیالم شده دنیا دیگر

از غم و غصۀ تو بی خبرم آقاجان

 

*تو چقدر غریبی ما یارتیم .. تو چقدر غریبی که ما خاطرخواهتیم .. امام مجتبی علیه السلام فرمودن اگه به تعدادِ انگشتانِ دست یار داشتم قیام میکردم .. به خودت قسم تو از امام حسنم غریب تری آقا .. همه اینا الکیِ پا عمل میرسه اول خودم .. من پات نیستم .. اما به خودت قسم دوست دارم ..*

 

یک قدم محضِ رضایِ تو نشد بردارم


*السَّلاَمُ عَلَى الْمَهْدِیِّ الَّذِی وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ ..*

 

یک قدم محضِ رضایِ تو نشد بردارم

اصلاً انگار فقط دردسرم آقاجان

 

در بساط غمتان مدعی‌ام ، اما حیف

غافل از ناله و اشکِ سحرم آقاجان

 

پر و بالم شده زخمی ، تو بلندم کردی

کمکی کن که به سویت بپرم آقاجان

 

*رفیق ، رفیقی نیست که تو خوشی ها فقط باشه .. نقل کردن علامۀ امینی رحمت الله علیه که دارایِ اون سکنات و مقامات بوده ، بهش گفتن علامه این همه داری خرج میکنی ، عمرُ جوونیُ زندگیتُ همه رو تو این سفر اون سفر ، این شهر اون شهر ، این کشور اون کشور ، مدارک جمع کردی مستندات برایِ اینی که علی رو رو کرسیِ حقیقتِ خودش بنشانی ، این همه در رابطه با زهرایِ مرضیه مطلب نوشتی ، خوب اگه علامه و مرجع نمیشدی ، چی کار میکردی ؟ گفت اگه من علامه نبودمُ و مرجع نمی شدم زندگیمو تو یه توبْره میریختم میرفتم تو بیابونا ، (خُب ..) تا آخرِ عمرم گریه میکردم و لطمه میزدم برا بلایی که سرِ زهرا آوردن .. ما اصلاً چیزی نمیدونیم ..

 

بزار روضه مُ اینجور بگم .. یه وقت من عصبانی ام میگم فلانی پاشو برو فلانیُ بزن .. یه وقتم من عصبانی ام میام سلاحِ طرفُ بر میدارم ... نوشتن حرومی این شمشیرُ گرفت ، یه جوری زد .. بگم صدا ناله ت بلند شه .. نه با قلاف با آهنِ بالایِ غلاف یه جوری زد به زهرا ..*

 

پر و بالم شده زخمی ، تو بلندم کردی

کمکی کن که به سویت بپرم آقاجان

 

غیر این خانه پناهِ دگری نیست مرا

*رفیق تو این دورِهمی ها ، شب نشینی ها ، دید و بازدیدا شده یه بار برا امام زمان دعا کنی ، یادش کنی ؟ .. انقده بی معرفتیم ..*

 

غیر این خانه پناهِ دگری نیست مرا

باز کن دربه رویم ، پشتِ درم آقاجان

 

تا به اینجا که رسیدم مدد سلطان است

راهی‌ام کن دم ایوانِ حرم آقاجان

 

بعد مشهد ، سفرِ کربُبَلا می‌چسبد

یک شب جمعه بیا و ببرم آقاجان

 

شاعر: روح‌ الله پیدایی

 

اباصالح .. دلم یه کربلا می خواد

اباصالح .. دلم یه گنبدِ طلا می خواد

اباصالح .. دلم امام رضا می خواد

________________________

بی نام تو زهرا گره ای وا شدنی نیست

هرگز نفسی بی تو مسیحا شدنی نیست

 

بوسیدن دستان تو معراج رسول است

فرزند کسی ، ام ابیها شدنی نیست

 

اصلاً چه نیازی به پسر داشت پیمبر

نسلِ نبوی جز به تو احیا شدنی نیست

 

تو منحصراً بانیِ این چرخِ کبودی

در خلقت ما نقش تو حاشا شدنی نیست

_______________

دستار بسته ای که نبینم سرت شکست

جایِ شکستگی به همه جای جایِ توست

 

تکرارِ ضربه ها که به یک جا نمی خورد

جای قلاف بر سرُ بر دستُ پای توست

_______________

همین که درد زِچشم تو خواب میگیرد

تمام جانِ مرا اضطراب میگیرد

 

بیا به همسرِ خود لحظه ای تبسم کن

دلم از این همه حالِ خراب میگیرد

 

گشوده دخترِ تو آیه‌هایِ قرآن را

نشسته رویِ سرِ خود کتاب می‌گیرد

 

عوض شده است در این خانه کارها امشب

حسین پیشِ لبت ظرفِ آب می‌گیرد

 

خدا کند که نبینند پهلوانی را

که آستین رویِ ردِ طناب می‌گیرد

 

شاعر : حسن لطفی




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:14 ب.ظ | نظرات()


صاحب عزایِ مادر ، یا اَیُها المُنتظر

بگو کدوم جمعه پس ، میرسه از تو خبر؟

 

شده یه رازِ جانکاه ، همین سوالِ کوتاه

ندبه چقدر بپرسه أَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ  ..

 

نگاه نکن که روسیام

نگاه بکن به حاجتام

دیگه فقط تو رو میخوام ..

 

«غریب آقام .. غریب آقام ..»

_______

کجایی آقا  دلا قرینِ آهِ ،  زندگیا تباهِ

اصلاً ما هیچی آقا ، فاطمه چشم براهِ

 

روضۀ این شهیده ، اَمونمُ بریده

روضه خوانا میخونن ، رنگِ حسن پریده

 

مقتل بخوان یابن الحسن

جلو چشه خبر شکن

مادرِمونُ میزدن ..

 

«غریب آقام .. غریب آقام ..»

_______

کارِ یه عده نوکر ، گریه و آه و ناله ست

روضۀ امشبِ ما ، روضه یک سه ساله ست

 

روضه بخوان یابن الحسن

بگو که شامیا بَدَن

دختر سه ساله رو زدن ..

 

*چند وقتی بود امام صادق علیه السلام دید یکی از شاگردانُ از دوستانشون بینِ جمع نیست ، سراغشُ گرفت حضرت .. (یعنی میشه یه روزی ام امام زمانم سراغِ ما رو بگیره ؟..) گفتن آقا ، خدا بهش اولاد داده ..

 

بعد از چند روز  اومد خدمتِ حضرت ، آقا فرمود شنیدم اولاد دار شدی؟! عرض کرد بله یابن رسول الله . حضرت فرمود پسر هست یا دختر ؟! یه نگاه کرد گفت آقا خدا بهم یه دختری عنایت کرده . حضرت فرمود اسمشُ جی گذاشتی ؟! گفت آقا با اجازۀ شما اسمشُ گذاشتم فاطمه ...

 

تا گفت فاطمه دید حضرت آروم آروم داره گریه می کنه .. آقاجان اگه اشتباه کردم منو ببخشید ، آقا فرمودن نه بهترین کارُ انجام دادی .. اسمی قشنگتر و بالاتر از نامِ مادرم زهرا نیست .. اما فقط همینُ بهت بگم حالا که اسمشُ گذاشتی فاطمه مبادا سرش داد بزنی .. (بگم؟! ..) حالا که اسمشُ گذاشتی فاطمه نکنه یه موقع دست به روش بلند کنی ...* وای مادرم .. مادرم .. مادرم ..





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 08:01 ب.ظ | نظرات()


شفیعه ا ی که شفا می دهد، جواب شده است

فَلَک به رویِ سَرِ مرتضی خراب شده است

 

نفس کشیدنِ زهرا، چقدر قیمتی اَست

که قَدرِ جانِ علی، هر نفس حساب شده است

 

*گفتن:بابا! مادر مُرد...روای میگه: از خونه تا مسجد راهی نبود،اصلاً تو هم بوده،هی علی می خورد زمین، هی بلند میشد...وارد حجره ی فاطمه شد،دید پارچه ای کشیدن رو صورتِ زهرا...زینبین هر کدوم گوشه ای نشستن،زینب و اُم الکلثوم دارن میلرزن...اومد بالا سر زهرا نشست،پارچه رو کنار زد...فاطمه جان!...*

 

برای صورتِ او بَرگِ گُل ضرر دارد

همان کسی که به او حورا خطاب شده است

 

از امام صادق علیه السلام پرسیدند:آقاجان! چرا به مادرِ شما گفتند: اِنسیَّةَ الحورا ؟ فرمود: حوریه توی بهشت اگر برگ بهشتی از درخت جدا بشه،تو آسمون بچرخه...از کنارِ صورتِ حوریه رد بشه،صورت حوریه کبود میشه...

چقدر لطیفِ...اون وقت اون نامرد سیلی هاش مشهور بوده،در عرب میشناختنش،اون وقت شما تصور کنید این نانجیب،دست های بلند،قلبش پر از کینه، حالا زهرا رو تنها گیر آوُرده...*

 

مهریه ی فاطمه را شَرمِ مرتضی پرداخت

برای دادن مهرش، چقدر آب شده است

 

دلیل شرم علی، بال زخمی زهراست

دلیل شرم علی، قصه طناب شده است

#شاعر محسن حنیفی

 

*همچین که پارچه رو کنار زد،زینب داره می بینه،دو تا دستای کوچیکش را گذاشت رو صورتِ مادر تا بابا صورت رو نبینه،هفتاد و چند روزِ زهرا رو گرفته...دستای کوچیک زینب رو علی گرفت،عزیزِ دلِ بابا، تو فکر کردی بابا خبر نداره؟

 علی سَرِ فاطمه رو گذاشت رو زانوش،دخترِ رسول الله! دید جواب نمیآد...مادرِ حسن و حسین! دید جواب نمیآد...رمز و کلیدِ قفلِ زبون فاطمه یه کلمه است،زهرا! من علی ام....تا گفت: من علی ام،چشمای زهرا باز شد...دید علی نشسته،قطره قطره اشک های چشمِ علی رویِ صورت فاطمه...زهرا با همون دستِ شکسته، که جون نداره بالا بیاره،هی دست رو میخواد بالا بیاره،اما دست می اُفته،بار دوم،بار سوم،امیرالمؤمنین فرمود: فاطمه! میخوای چه کنی؟ این دستِ شکسته رو اینقدر بالا نیار...دست رو برد زیرِ دست زهرا،دست رو بالا بیاره...اینقدر زهرا خانومِ،اینقدر علی دوستِ،یه بار نگفت:علی تو صورتت رو پایین بیار،اصلاً نمیخوام ببینم سرت پایین باشه،علیِ من همیشه باید سرش بالا باشه،دستِ زهرا رو آورد بالا،بالا،مقابل صورت،یه وقت امیرالمؤمنین دید انگشتای بی رمق زهرا حرکت کرد،اشکایِ صورتِ علی رو پاک کرد،علی جان!جلویِ من اینجور گریه نکن...

شبِ شهادتِ مادرِ،اما بی حسین نمیشه،بی کربلا نمیشه،رفقا وقتی علی گفت:زهرا! من علی ام،زهرا چشماش رو باز کرد،شروع کرد با علی حرف زدن،اما " لا یوْمَ کیوْمِک یا ابا عبدالله  " ابی عبدالله هرچی صدا زد:علی اکبر! من باباتم...*

 

ای پسر من پدرِ پیرِ تو هستم

پدرِ پیر و زمین گیرِ تو هستم

 

سخنی گوی  دلم را خوش کن

 تو که آتش زده ای خاموش کن





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده Montazer در 07:43 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic