امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)



برای ورود به هر یک از شبکه‌های اجتماعی و دنبال کردن صفحه ما

 کافی است بر روی آیکن‌های زیر کلیک کنید.


      



نه بوی مشک، نه چون بوی نافۀ ختن است

نه بوی یاسمن استُ ، نه بوی یاسِ من است

 

نه بوی چادر خاکی ، نه عطر آن گودال

بقیع؛ روضۀ مکشوفِ کوچه و زدن است

 

*ان شالله روزی بشه بریم مدینه اونجا ناله بزنیم و گریه کنیم .. بریم پشتِ بقیع روضۀ مادرمونُ بخوانیم .. آخه مادرِ ما خیلی خورده زمین .. الله اکبر .. بگم صدا ناله ت بلند شه ... آخه حرف از زمین خوردن شد .. خیلی ها زمین خوردن .. اما من میگم اگه همۀ عالم زمین بخورن خدا نکنه مرد زمین بخوره جلو چشمِ بچه هاش .. اون صحنه ای که مرحومِ محدثِ قمی تو بیتُ الاحزان میگه ، خیلی هضمش سخته .. آخه طرفِ مقابلمون علیِ ... دلدُل سوارِ عربِ .. قهرمانِ بدر و خیبر و احزابِ .. طرف مقبالمون کسیِ که یه روز نود تا زخم خورده خم به ابرو نیاورده .. چه اتفاقی افتاد ، یه خبر کاری کرد مولایِ ما به این روز بی افته .. یه خبر .. مرحومِ محدثِ قمی میگه بچه هاش اومدن جلو درِ مسجد ، تا دید بچه هاش آشفته ان ، پریشانن ؛ چی شده بابا ؟ حسنین گفتن بیا بابا بی مادر شدیم .. نوشتن : فَسَقَطَ عَلَى وَجْهِ ...

 

علی با صورت افتاد رو زمین ... یه خبر کاری کرد علی با صورت افتاد رو زمین .. آه ... بریم کربلا .. بویِ محرم از الان دیگه کم کم شنیده میشه .. یه خبر کاری کرد علی جلو مسجد با صورت خورد زمین .. کربلا .. یه صدایِ ناله ، با حسین همین کارُ کرد ... کجا ؟؟؟ تا صدا علی اکبرُ شنید ....  فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ (ع) عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ ... اربابِ منو شما با صورت افتاد رو خاک ... دیگه زانوش رمق نداشت ..

 

نمیدونم برم جلوتر یا نه ؟ با ناله ت منو یاری کن فرجِ امام زمانمون .. میخوام بگم امیرالمومنین مردِ جنگِ ، سردارِ خیبر دیده و بدر دیده بود ، تو زمینِ صاف و هموار و کوچه هی خورد زمین هی بلند شد .. اما کربلا .. یه زنی تو سراشیبیِ گودال ، چادر به سر .. میدید حسینشُ دارن میکشن ... وای ... ای حسین ...*

 

زینتِ دوشِ نبی رویِ زمین جای تو نیست ..

 

ای حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:57 ق.ظ | نظرات()

مادر .. مادر .. مادر .... یا زهرا ...

دوباره روزِ مادرِ ، بیفت به پایِ مادرت
بگو برات دعا کنه ، دست بکشه رویِ سرت

اگه  عاشقِ حسینی ، ممنونِ مادرت باش
ابالفضلی هستی اگه ، مدیونِ مادرت باش

مادر .. مادر .. مادر .... یا زهرا ...

همیشه خواستم از خدا ، دلم رو حیدری کنه
جوونی خوبه که براش ، فاطمه مادری کنه ..

یه مادر دعایِ خیرش ، همراهِ بچه هاشه
خدا راضی میشه ازت ، مادر که راضی باشی

اگه سرفرازیم ، به زهرا می نازیم
کاش مدینه برات حرم بسازیم

مادر .. مادر .. مادر .... یا زهرا ...

یه مادری بهم میگه تو هیئتِ محله مون
درِ خونه حسینِ من ، الهی پیر شی ای جوون

تو محشر به دستِ زهراست ، دستِ آقام ابالفضل
یه جور دیگه ست این دله من ، مستِ آقام اباالفضل

مادر مهربونه ، مادر خوب میدونه
کربلا شبِ قدر قرارمونه ....

مادر .. مادر .. مادر .... یا زهرا ...






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:09 ق.ظ | نظرات()

خدانگهدار ،ای مهربونم

ای هم زبونم، چراغ خونم

خدانگهدار، بانوی خستم

از پا نشستی، از پا نشستم

یادم نمیره، اون کوچه و در

دیوار و مسمار، آتیش و هیزم

یادم نمیره، تو گریه کردی

من گریه کردم، میون مردم

یادم نمیره، من که یه روزی

با این دو دستم، خیبر شکستم

یادم نمیره، همسایه هامون

زُل میزدن به، طناب دستم

گفتن علی، نظر شدی ،خندیدن

یکم شکسته تر شدی ،خندیدن

رد شدن از کنار من، میگفتن

سلامتی پدر شدی،خندیدن


خدانگهدار، ای یار جونی

هنوز برا من، تو پهلوونی

سرت رو پایین، چرا گرفتی

نبینم اینجور، عزا گرفتی

عیبی نداره بیا، خیال کن

اصلا ندارم، هیچ زخم و دردی

عیبی نداره، اشکاتو پاک کن

 زینب نبینه، که گریه کردی

عیبی نداره، فدا سرتو

 اگه سرم خورد، گوشه ی دیوار

 عیبی نداره، دیگه گذشته

 هر وقت که خواستی، این میخ و بردار

ببین حسن ،رو زانوهام خوابیده

دیده تو گریه میکنی ترسیده

مادر براش بمیره، خواب دید انگار

پریده از خواب و، تنش لرزیده

از کوچه گفتن دردسر داره

کی از حال حسن خبر داره

شبا با گریه زیر لب میگفت

مادر دلش خوش بود پسر داره

از کوچه ی ما برو برو

 دیگه نبینم تورو برو

 

علی مانده است رد خون كوچه،چشم ما روشن

و این حیدر شكستن را خودت بانو تصور كن

تصور كن علی را در میان بغض این خانه

سكوتِ میخ و آهن را خودت بانو تصور كن

كنارم باش تا آخر ،فلانی داشت می خندید

غرور تلخ دشمن را خودت بانو تصور كن

 

*از امشب برات بگم،غسل كه تمام شد،كفن كردن كه تمام شد،امیرالمؤمین یه نگاهی انداخت دید كسی نیست كمكش كنه،گرچه امام صادق فرمودند:اینقدر بدن مادر ما فاطمه نحیف و لاغر شده بود،بعضی ها میگن:امیرالمؤمنین یك تنه تابوت رو بلند كرد.اما این نكته ای رو كه میخواهم بگم علامه حسن زاده ی آملی نقل می كنند،میگه:امیرالمؤمنین صدا زد: حسن جان! برو سلمان رو خبر كن بیاد كمك من باشه. سلمان میگه:تو خونه نشستم دیدم در خونه رو میزنند تا در رو باز كردم دیدم امام حسن سر به دیوار گذاشته،سلمان بلند شو بیا می خواهیم مادر رو ببریم. اومدم تو خونه ی علی دیدم چه اوضاعی است،زینبین یه طرف،حسن و حسین یه طرف،یه طرف هم امیرالمؤمنین سرتاپا خونیِ و سر تا پا خاكی...تا چشمش تو چشم سلمان افتاد همیدیگر رو بغل كردن،سلمان دیدی چه خاكی به سرم شد،دیدی فاطمه ام رو ازم گرفتن...همه بگید:یازهرا...*



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:48 ق.ظ | نظرات()


یه مدینه یه بقیعِ یه امامی که حرم نداره

نیمه شب ها ،کسی نیست تا

 روی قبرش، یه دونه شمع بذاره

امون ای دل ...امون از غریبی ...

 

دلم برا مدینه تنگ شده.. ان شالله آل سعود نابود بشه بریم مدینه ...

مدینه بری ،نتونی داد بزنی بگی علی ..مدینه بری  ،یه دل سیر برای فاطمه گریه نکنی.. مدینه بری، قاتلاشو  جلو چشمت ببینی.. ان شالله باهم بریم مدینه... یه نفر اگر به یه رفتاری معروف باشه، مثلاً یه اخلاقی یه  رفتاری یه مَنِشی، مثلاً لباس تیره بپوشه همیشه ،همه ی سال لباس تیره بپوشه ،اگه یه بار ترک عادت کنه، لباس روشن تنش کنه همه یادشون میمونه،میگن فلانی اون شب لباسش روشن بود  ، برخلاف همه ی عمرش.. چی بخوام بگم مادر ما خبر داری ..!!

پنج  نفر امام صادق فرمودند :گریه کن های این عالم پنج نفرن،بکائین عالم ، خمسه ی بکائین عالم ، یکی آدم ابوالبشر وقتی رانده شد از بهشت سیصد سال به نقل معروف گریه کردتا بخشیده شد .. دومین از گریه کن های عالم ،نوح نبی هست  برای هدایتِ اُمتش سالیان درازی گریه کرد ،سومین بکائین عالم، یعقوب پیغمبره اینقدر برای یوسفش گریه کرد چشماشو از دست داد، چهارمین گریه کنه عالم ،زین العابدین هست  چهل سال بعضی ها نوشتن سی و پنج سال بعد از عاشورا آب می دید ،آتش می دید، بچه شیرخواره میدید گریه می‌کرد و پنجمین نفر امام صادق می‌فرماید :پنجمین از گریه کن های عالم و سرآمد همه... یک مادر هجده  ساله است.. سوال خیلیه... حرف خیلیه ...می خوام بگم آدم سیصد  سال گریه کرد، زین العابدین چهل سال گریه کرد ،معلومِ آدم چهل سال گریه کنه بایدم سرآمد گریه کن ها  باشه، اما حضرت زهرا سلام الله علیها ،  نود وپنج  روز گریه کرد... تو این فاصله ،از رحلت پیغمبر بیست و  هشت  صفر تا شهادت بی بی به نقل معروف، سوم جمادی الثانی تو  این نود وپنج  روز نوشتن حضرت زهرا سلام الله علیهااین همه گریه ،گریه ،پرچم گریه را بلند کرد، آنقدر گریه کرد که به علی گفتند ما خسته شدیم از گریه هاش ،بهش بگو بره بیرون از مدینه گریه کنه، همسایه ها رو میگم ...




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:34 ق.ظ | نظرات()

تو این فاصله مادر ماه سه بار خندیده سه  تا لبخند زده... من می خوام سه تا لبخند رو بگم.. گفتم کسی که نود وپنج روز گریه کنه سه  بار لبخند بزنه، تو تاریخ می مونه ...کجا لبخند زده بیچاره کرده علی رو ..لبخند اول پدرش رسول خدا داشت  از دنیا میرفت  ،کناربستر داشت گریه میکردبی بی (پدر داره از دست میره) اینقدر بی تابی کرد پیغمبر زهرا را صدا زد: فاطمه جان بیا یک چیزی آهسته بهت بگم امیرالمومنین ایستاده ،

سلمان ایستاده، ابن عباس ،پیغمبر آرام زهراشو بغل کرد ،آهسته کنارِ گوش فاطمه یه جمله ای گفت.. امیرالمومنین میگه  دیدم وسط گریه زهرا یه لبخند زد ،بعدها امیرالمومنین از بی بی سوال کرد ..خانم جان تو اون لحظه ای که پدر از دست می‌دادید ،یه لحظه وسط گریه خندیدی.. علی جان ..طاقتشو داری بهت بگم آره فا طمه جان.. بابام بهم گفت فاطمه جان غصه نخور دخترم، فراق بین من و تو خیلی طول نمیکشه.. اول کسی که به من ملحق میشه تویی.. تو زود می آیی پیش من ...جدایی من و تو خیلی طول نمیکشه.. این یه لبخند ...دومین لبخند، همین روزا بود دیدن بی بی خیلی نگران و ناراحتِ ،مرحوم محدث قمّی، تو بیت الاحزان آورده است.. اسماء می گه گفتم خانوم جان شما را ناراحت می بینم..چیزی شده .. گفت اسماء نگرانم ..نگران چی..؟ بچه ها هستن، علی.. ،گفت اسما ءنگرانم، وقتی من از دنیا رفتم منو می خواهید چه جوری تشیع کنید... خانم جان این حرفها را نزنید.. ایشالله هستید.. اسماءنگرانم حجم بدنم توی تابوت نامحرم ببینه.. تابوتهای مدینه جداره نداشت  ،دیوار نداشت  ،اسماءمیگه  گفتم خانوم جان ،من تو حبشه بودم  یه نوع  تابوت دیدم ، میخوای بگم درست کنن.. گفت آره به من بگو ..گفتم دیوار داره بدنتون رو کسی نمی ببینه ...بعضی نقل ها نوشتن امیرالمومنین تابوت رو درست کرد.. به قول یه اهل دلی..میگفت : همون چوبی که میخواست برا محسنش گهواره درست کنه ،همون چوب رو برای  فاطمه تابوت  درست کرد، یه تابوت درست کرد، با دیواره مثل همه تابوت هایی که ما داریم نوشتن بی بی دوعالم اومد تو حیاط، تا نگاهش  به تابوت افتاد، یه لبخند زد ،گفت علی خیالم راحت شد، این همونی که من میخواستم... این دو تا لبخند... اما لبخند سوم میکُشه آدمو.. هرکی صدا داره.. کمک کنه.. صدادار گریه کنید.. برا حضرت زهرا باید بلند گریه کنید.. دو تا لبخند رو گفتم..  لبخند آخر کجا بود.. اون لحظه و ساعتی که.. امیرالمومنین سر زهرا را بغل کرد ...نفسای آخر... همه نوشتن فاطمه جان داده بود.. علی هی التماس میکرد... فاطمه با من حرف بزن.. یا ام الحسن "یابَضعَه خیری الوَری" .. همه نوشتن جان از بدن بی بی مفارقت  کرده بود... اما یه جوری علی گریه میکرد..مثل بچه های یتیم .. دیدصدا نمی آد .. دیدن داره بلند گریه میکنه.. زهرا من علی ام ...چشماتو وا کن ...چشماشو باز کرد ...دید سرش تو بغل علی هست ، یه نفس کشید.. تا حالا بالا سر محتضر بودی ،محتضر چشماشو میبنده فکر می کنی تمومِ.‌ یک دفعه  چشمشو وا میکنه ...چشمش باز کرد  علی اومدی ...میخوام یه سوال ازت بپرسم ...خیالمو راحت کنی ...چی میخوای فاطمه جان ..علی از بابام شنیدم..زهرا  اگه علی ازت راضی باشه ..خدا ازت راضیه...علی نُه سال تو خونت  بودم ..دارم میرم ..از من  راضی بود یا نه ..؟حلالم کردی یا نه ..؟تا علی سر و به علامت تایید نشان داد... آره راضی ام.. یه مرتبه دیدن فاطمه لبخند زد ...*

 

خداحافظ... ای تمامِ  امیدم..

در این عالم بهتر از تو ندیدم..

 

زهرا یه لبخند زد و چشماشو بست ،آخرین خداحافظی شو بگم "هرکی ناله داره حق شو ادا کنه..سادات ببخشن"

 

خداحافظ...کوچه های مدینه..

خداحافظ ..میخ پهلو وسینه..

خداحافظ...ای نماز نشسته..

 

*دلت رو  ببرم کربلا...دختر از مادر یاد گرفت ..مادر اینجوری خداحافظی کرد..یه روزی هم دختر ..اومد بالای تل زینبیه ...*

 

خداحافظ ای برادر زینب ..

حسین ....

خداحافظ ...ای برادر زینب..

خدا حافظ.. سایه ی سر زینب..

حسین ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:33 ق.ظ | نظرات()

ای کتابِ ثنای تو قرآن

وی ثنا گسترت خدای جهان

حُسن یزدان به چهرت پیدا

سرّ هستی به سینه‌ات پنهان

دشمنی با تو تلخ‌تر از کفر

دوستی با تو خوشتر از ایمان

خانه ی خاکی تو قبلة ی دل

حجرۀ کوچکِ تو کعبۀ جان

دلِ شیرِ خدا زِ تو روشن

جانِ ختم رُسُل تو را قربان

قصّه ی عصمتت نه حدِّ سخن

گفتنِ مِدحتت نه کارِ بیان

بَذلِ یک نانِ تو کُنَد نازل

سورۀ هل اَتی علی الانسان

کیستی تو که مصطفی می‌گفت

جانِ بابا فدات فاطمه جان

 

*فدای اسم قشنگت بی بی جان،اجازه دادی ما  تو فاطمیه بگیم یا فاطمه...سال گذشته کیا بودن ..همین امسال  شبهای اول یک دفعه به خودت میایی میبینی نفسی نیست، توفیقی نیست، عمری نیست ..

اگر مطمئنی فاطمیه ی دوم  نفس داری ..!!نمیخواد امشب بگی مادر...نگه ندار،صداتو ..!!

اون  عالم بزرگوار تو فرمود اگر حالِ عبادت میخواهید ،یه جوری صدا بزنید انگار شبِ آخرِ عمرِشماست.

دیدی به کسی میگن یه روز زنده ای ،یه هفته زنده ای ،چقدر میخواد همه ی کاراهاش انجام بده جمع کنه..

بی بی جان‌باید سجده بجا بیارم بهم اجازه میدی بگم یا فاطمه ..اصلا بهم اجازه میدی بیام، بشینم ..

مگر هر کی هر کیه ...مگه همیجوریه ..حساب و کتاب داره..هر جا نشستی ،حساب و کتاب داره..

عین روایت فرمود : تا ما نخواهیم...تا ما دستت رو نگیریم ..تا ما گریه نکنیم ... تا ما صدات نکنیم،....تو نمی آیی،تو گریه نمیكنی...*

 

کیستی تو که مصطفی میگفت

جانِ بابا فدات فاطمه جان

کیستی ای فِراق تو همه درد

کیستی ای وصالِ تو درمان

کیستی تو که در هجومِ ستم

آمدی حافظ امام زمان

برتر از درک و دانش همه ای

چه بخوانم تو را که فاطمه ای

در دل انبیاء امید تویی

بر لبِ اولیا نوید تویی

آنکه مانندِ قدرِ مجهولش

قبر او مانده ناپدید تویی

 

*عظمت بی بی رو از همین یه  کلام ..آنکه مانند قدر مجهولش ،قبر او مانده ناپدید...سرِّ بی بی دو عالم.. بزرگان باید بگن ...پیغمبر با  اون عظمتش که اشرف مخلوقاتِ  قبرش معلومه ..ائمه ی ما قبرشون معلومه ..

قرارِ تو این عالم یه نفر قبرش معلوم نباشه ..اونم فاطمه اس ...قرارِ تا آخرِ دنیا این  علامت سوال ..؟؟؟!!!همه ی نسلها یکی پس از دیگری بیان و برن ..چرا قبر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی هست ..مگه میشه ..پیغمبر مگه چند تافاطمه داشت ..مگه برای چند نفرگفت پاره ی تنم ..مگه برای چند نفر بلند شد ،خم شد ،دست رو بوسید *

 

از شب میلادِ تو تا آخر نفس

مصطفی یک دست را بوسید وبس

آن هم ای دست خدا دست تو بود 

پس برآن دست و برآن لبها درود

 

*دست بوسیدن پیغمبرفکر نکنی یه کار عاطفی بودفقط .. بگی حالا یه پدر دستِ بچه اش را میبوسید ...نه ...!!! پیغمبر با این کارش میخواست به همه ی عالم بفهمانه  این فاطمه احترامش واجبِ..*

 

در دل انبیاء امید تویی

برلبِ اولیا نوید تویی

آنکه مانند قبر مجهولش

 قبر او مانده نا پدید تویی

آنکه چون زینب و حسین و حسن

پاک فرزند پرورید تویی

آنکه جز باب و شوهر و پسرش

هیچ مردی وِرا ندید تویی

 

*غیر از باباش.. غیر همسرش ..غیر بچه هاش .. پسرهاش.. هیچ مَردی مادر ما را ندیده ..زهرا عصمت اللهِ ..مادرِ ما ناموس خداست ..نه این دنیا، اون دنیا را ببین ، اون دنیا را بشنو .. اون دنیا منادی صدا میزنه ..یا اهل المحشر.. "غُضّوا ابصارکم "همه سرها پائین ،میگن :چه خبره ..میگن فاطمه میخواد رد بشه ..همه ی قیامت سرها را بندازن پائین ..فقط یه عده میتونن سر بالا کنن.....کی ها هستن ..اونهایی که تو دنیا براش اشک ریختن..حالا فهمیدی این گریه چقدر می ارزه ..این محبت چقدر می ارزه ...فردای محشر اونجا معلوم میشه ،هر کسی نمیتونه مادر ما را ببینه ..غیر از پیغمبر و امیرالمومنین و پسرهاش هیچ مردی مادر ما را ندیده.. بمیرم برات وسط کوچه ها...(..وقتی فکر شو میکنی میخوای دادبزنی... )کی باورش میشد.. یه روزی همین زهرا را دوره کنن ..*

 

آنکه اسلام سرفراز از او

وآنکه قدش زغم خمید تویی

آنکه با تیغ احتجاج و بیان

پردۀ خصم را درید تویی

آنکه در موج دشمنان تنها

به دفاعِ علی دوید تویی

آنکه در راه حفظ جانِ علی

رنجِ هستی به جان خرید تویی

آنکه در ماتمش به ناگه، رنگ

از رُخِ مرتضی پرید تویی

 

*روضه بخونم ..بی بی جانم ،همه کَسِ علی ،پشت و پناه علی،بزار بهتر بگم ..حقشو ادا میکنی..زور و بازوهای علی ..قوت زانوهای علی  ... فاطمه ی علی ..نور چشم علی ..همه وجودِ ...پشت و پناه علی ..تکیه گاه علی...همه ی هستیِ امیرالمومنین ، یه نگاهِ زهراست ....




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:31 ق.ظ | نظرات()

بالاتر از اندیشه ی دنیاست زهرا 

بالاتراز بالاتر از بالاست  زهرا

 

 *امام باقر فرمود: ما اهل بیت مریضی، گرفتاری دنیایی،  پیدا می‌کردیم، سجاده پهن میکردیم  میگفتیم  "الهی به حق الزّهرا"خدا را به فاطمه مادرمون قسم میدادیم ..این اسم کم اسمی  نیست نکنه یه وقت اینقدر ساده از کنارش بگذریم ..

 نگاه نکن مردم مدینه حواسشان به این اسم نبود.. شان این اسم رو رعایت نکردن.. قیامت معلوم میشه زهرا کیه... !!وقتی به نصّ سریع اون روایت مرحوم مجلسی تو( دلایل الامامه ) مفصل آورده که  انبیاء ‌اُمّتهای خودشون  را پناه می‌دهد هر امتی پیغمبر خودش رو  صدا میزنه امّت داوود ،امّت سلیمان، امّت عیسی ،اُمّت موسی ،همه ی اُمّتها میرن تو پناه پیغمبرانِ خودشون ،پیغمبران اُممِ مختلف ،پیغمبرما را صدا میزنن ،قیامت هم سلسه مراتب داره ،امتها میرن تو پناه پیغمبرهای خودشون ،پیغمبرهای امتهامیرن تو پناه پیغمبر ما ،بعد اونوقت پیغمبر ما تو پناه کیه ..؟ کی رو صدا میزنه..اولین جمله ای که رسول خدا به زبان جاری میکنه ..خدایا زهرای من کجاست ..!!؟فاطمه کجاست...!!؟بعد منادی ندا میده  ،سرها را بندازید پایین " غُضُّوا ابصارَکم "از همین یه جمله باید مقام بی بی رو بفهمیم ..که محشر با اون عظمت همه نمی تونن حضرت زهرا را ببینن "غُضُّوا ابصارَکم "سرها را بندازید پائین ،مَحرمها سر را بیارن بالا ..اونجا معلوم میشه ..اونجاست که میگه: "وَلَسوفَ یُعطیکَ رَبُّکَ فَتَرضی" اینقدر خدا میبخشه تا زهرا راضی بشه ...میگه تو راضی باش هر کی رو دلت میخواد  برو خودت دست بگیر ..اونجا معلوم میشه بی بی کیه ...*

 

بالاتر از اندیشه ی دنیاست زهرا

بالاتراز بالاتراز  بالا ست زهرا

نورِ خداوند است هر سو بنگری هست

سِرّ خداوند است ناپیداست زهرا

 

* ناپیدای عالم زهراست ..پیغمبر با اون عظمت قبرش پیداست فقط حضرت زهرا قبرش ناپیداست ..(چون سرِّ عالم ست )*

 

اهل قیاس او را نمیفهمند هرگز

آن سو تر از مقیاسِ انسانهاست زهرا

درسِ شهادت را حسین آموخت از او

مرد آفرینِ روز عاشوراست زهرا

در زندگی چیزی برای خود نمی خواست

هرچه علی میخواست را میخواست  زهرا

 

*هر چی علی بگه ..علی بگه صبر کن ..چشم.. علی بگه نفرین نکن..چشم ..علی بگه مو پریشان نکن ..چشم ..علی بگه معجر برندار..چشم ..هر چی علی بگه ...*

 

در زندگی چیزی برای خود نمیخواست

هر چه علی میخواست را میخواست زهرا

با یک سلامِ ساده و سرشارِ از عشق

 از حجمِ غمهای علی می کاست زهرا

 

*کافی بود بیرون از خونه هزار تا غم رو شانه ی علی بشینه  ..مردِ هزاران زخم زبان و هزاران غصه می آمد خونه، روزهای آخرفاطمه میگفت: اسماء زیر بغل هامو بگیر خودم دَر رو باز کنم میخوام یه سلام بدم علی آرام بشه... بدونه تو مدینه یکنفر هست.. هنوز یه نفر هست سلام بده ..*

 

با یک سلامِ ساده و سرشار از عشق

از حجمِ غمهای علی می کاست زهرا 

روزی که مردم وقتِ یاری خواب بودن

پای غریبی علی برخاست زهرا

دل را به آتش زد علی تنها نَمانَد

 

*دید دَرِ خونه گُر گرفته ..عقب...آتیش برای زن باردار سمِّ..مادر ما یه قدمم عقب نرفت ..هی نانجیب لگد میزد ..هی مادر دستش رو پشت در فشار می داد..جون علی در خطره..دل را به آتش زد یعنی همین* ..

 

ما عشق را پشتِ دَرِ این خانه دیدیم

زهرا دَر آتش بود، حیدر داشت میسوخت

 روزی که مَردم وقتِ یاری خواب بودن

پای غریبی علی برخاست زهرا 

دل را به آتش زد علی تنها  نَمانَد

افسوس خود در شعله ها تنهاست زهرا

  پروانه ها  در  شعله ها پروا ندارن

 در ذیل آتش کوهِ باپرجا ست زهرا

در انتهای این  مصافِ نابرابر

 پیروز میدان بی گمان زهرا ست 

 

*پیروز میدان کیه..؟ پیروز میدان اون کسی هست ..که بعد هزار و چهارصد سال اسمش می آد عالم تکون میخوره ..

پیروز میدان علی است..پیروز میدان حیدرِ ..کی پیروز میدانِ..پیروز میدان  مادرِ هجده ساله است...به ظاهر افتاد زمین... اما باطن قصه رو ببین..پرچم علی رو بلند کرد ...

  



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 08:22 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم