بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان !!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!! . . . !!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!! . . . "اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد" *نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.* «لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند» *شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید* "منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... " tag:http://babolharam.mihanblog.com 2017-11-21T14:44:39+01:00 mihanblog.com سلام های پایان جلسات مداحی(3) 2017-11-21T07:19:49+01:00 2017-11-21T07:19:49+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6786 خادم الشهداء رو به قبلهصَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّهِ  یا خاتَمَ النَّبِیِّین صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا اَمیرَالمُؤمِنینَ یا عَلیَّ بنَ اَبی طالِب صَلَّی اللّهُ عَلَیكِ یا فاطِمَةُ الزَّهراءِ یابِنتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّ ةَ عَینِ الرَّسوُل صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یااَبا مُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنِ عَلِیِ اَیُّهَا المُجتَبی صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا حُسَینَ بنَ عَلِیٍّ اَیُّهَا الشَّهید صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یاعَلِیَّ بنَ الحُسَینِ یازَینَ العابِدین صَلَّی الل


رو به قبله

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّهِ  یا خاتَمَ النَّبِیِّین

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا اَمیرَالمُؤمِنینَ یا عَلیَّ بنَ اَبی طالِب

صَلَّی اللّهُ عَلَیكِ یا فاطِمَةُ الزَّهراءِ یابِنتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّ ةَ عَینِ الرَّسوُل

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یااَبا مُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بنِ عَلِیِ اَیُّهَا المُجتَبی

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا حُسَینَ بنَ عَلِیٍّ اَیُّهَا الشَّهید

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یاعَلِیَّ بنَ الحُسَینِ یازَینَ العابِدین

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یامُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ اَیُّهَا الباقِر

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا جَعفَرَبنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الصّادِق

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا اَبَاالحَسَنِ یا موُسَی بنَ جَعفَرٍ اَیُّهَا الکاظِمُ یَابنَ رَسوُلِ اللّه
وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ


رو به حرم امام رضا علیه السلام

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا

عَلَیْکَ آلافُ التَّحِیهِ وَالثَّناء وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکَاتُه.


رو به قبله

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَوادُ

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا اَبا الحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الهادیِ النِّقِیُّ

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا اَبامُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بنَ عَلِیٍ اَیُّهَا الزَّکِیُّ العَسکَرِیُّ

صَلَّی اللّهُ عَلَیكَ یا وَصِیَّ الحَسَنِ وَ الخَلَفَ الحُجَّةَ اَیُّهَا القائِمُ المُنتَظَرُ المَهدِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّه

صَلَّی اللّهُ عَلَیْکُم جَمیِعاً وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکَاتُه.

]]>
حکایت زیبا _ ویژۀ شهادت ثامن الائمه امام رضا علیه السلام _ حاج حیدر خمسه 2017-11-19T10:34:29+01:00 2017-11-19T10:34:29+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6785 خادم الشهداء                      لَنگون لَنگون اومد تو حرم، کشاورز،تا حالا هم حرم نیومده بود، هر سال میزد بیاد پولش جور نمیشد،آخر بار این پول رو جمع کرد، به زنش گفت: بریم حرم....   وارد حرم شد کِیف میکرد،هی با خودش می گفت: کاش زودتر می اومدم...اما بلد کار نبود،حرم کجاست؟ضریح کجاست؟چی به چیِ؟ یه جا دید چهار پنج تا لباس یه رنگِ، فهمید مال اونجان، سلام کرد، سلامش رو جواب دادن،گفت: حرم کجاست؟ یه نگاهی کردن،فهمیدن غریب ِ و ساده اس،

                    

لَنگون لَنگون اومد تو حرم، کشاورز،تا حالا هم حرم نیومده بود، هر سال میزد بیاد پولش جور نمیشد،آخر بار این پول رو جمع کرد، به زنش گفت: بریم حرم....

 

وارد حرم شد کِیف میکرد،هی با خودش می گفت: کاش زودتر می اومدم...اما بلد کار نبود،حرم کجاست؟ضریح کجاست؟چی به چیِ؟ یه جا دید چهار پنج تا لباس یه رنگِ، فهمید مال اونجان، سلام کرد، سلامش رو جواب دادن،گفت: حرم کجاست؟ یه نگاهی کردن،فهمیدن غریب ِ و ساده اس، گفتند:تا حالا نیومدی؟ گفت: نه بار اوّلمِ، کجا باید برم؟ گفت: اون در و می بینی،پله هارو بگیر برو بالا، اوناها اون گنبد اتاق امام رضاست...دستت درد نکنه

 

لَنگون لَنگون حرکت کرد، اومدم آقا....در رو باز کرد، هی میگفت: امام رو دیدم چی بگم؟...پاشو گذاشت رو پله ی اول،از اون بالا صدای بلندی شنید: نیا! نیا من اومدم، مگه پات درد نمیکنه؟ آقاش اومد روبروش، خوش اومدی... یه حال و احوالی،یه عشقی کرد، بغلش کرد،حرفاشو زد، راشو گرفت بره، امام رضا فرمود: دفعه بعد خواستی صِدام  کن خودم میام....

 

اومد بیرون اون سه چهارتا خادم رو دید، تا دیدنش گفتن: رفتی بالا یا نه؟ آقاتو دیدی؟ گفت: آره دستت درد نکنه.گفتن دیدی؟ گفت: آره،آقام بغلمم کرد، صورتم رو هم بوسید،گفت: دفعه بعد خودم میام تو نیا....




]]>
ذکر توسل و روضه جانسوز _ ویژۀ شهادت ثامن الائمه امام رضا علیه السلام _ حاج محمود کریمی 2017-11-19T10:28:16+01:00 2017-11-19T10:28:16+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6784 خادم الشهداء   هر چند ناتوان شدی اما ز پا نَیُفت *یاامام رضا!* ای هشتمین عزیز! عزیزِ خدا نَیُفت   می ترسم آن که دست بگیری به پهلویت *این روضه ها آدم رو کجا می بره؟* باشد ز پا بیفت ولی بی هوا نَیُفت   کوچه به آل فاطمه خیری نداشته دیوار را بگیر و در این کوچه ها نَیُفت   مردم میان شهر تماشات می کنند این بار را به خاطر زهرا بیا نَیُفت   دامان هیچ کس به سرت سر نمی زند حالا که نیست خواهر تو پس ز پا نَیُفت   تکّه حصیر خویش از

 http://s8.picofile.com/file/8310675992/Haj_Mahmood_Karimi.jpg

هر چند ناتوان شدی اما ز پا نَیُفت

*یاامام رضا!*

ای هشتمین عزیز! عزیزِ خدا نَیُفت

 

می ترسم آن که دست بگیری به پهلویت

*این روضه ها آدم رو کجا می بره؟*

باشد ز پا بیفت ولی بی هوا نَیُفت

 

کوچه به آل فاطمه خیری نداشته

دیوار را بگیر و در این کوچه ها نَیُفت

 

مردم میان شهر تماشات می کنند

این بار را به خاطر زهرا بیا نَیُفت

 

دامان هیچ کس به سرت سر نمی زند

حالا که نیست خواهر تو پس ز پا نَیُفت

 

تکّه حصیر خویش از این حجره جمع کن

اما به یادِ نیمهِ شبِ بوریا نَیُفت

 

ای وای اگر به کرببلا بوریا نبود!

راهی برای دفن شه کربلا نبود

 شاعر: علی اکبر لطیفیان

***

ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بود

زهری توان مختصرش را گرفته بود

 

معلوم بود از وَجَناتش که رفتنی است

یعنی که رُخصتِ سفرش را گرفته بود

 

از بس شبیه مادرش افتاد بر زمین

در انتهای کوچه سرش را گرفته بود

 

تا رو به روی حجره خمیده خمیده رفت

از درد بی امان، کمرش را گرفته بود

 

چشم انتظار دیدن روی جواد بود

خیلی بهانه ی پسرش را گرفته بود

 

بر روی خاک بود که پیچید بر خودش

آثار تشنگی، جگرش را گرفته بود

 

*فرمود:اباصلت! من اگه عبا روی سرم کشیده بودم دیگه با من حرف نزن،درهارو ببند، نذار کسی وارد بشه،اون که قرارِ بیاد خودش میآد.... اباصلت میگه: دیدم امام رضا داره از آخر کوچه میاد،کوچه کوتاه بود،هی رو زمین می نشست،هی دست به پهلوهاش می گرفت می گفت:وای مادر.... میگه:وارد خانه شد،با اشاره ی دستش درهارو بستم، فرمود: این فرش رو جمع کن... آقا چرا؟ خاکی ِ کف زمین.. فرمود:آخه میخوام مثه جد غریبم رو خاک جان بدم...فرش هارو جمع کردم،آب آوردم براش،فرمود: آب نمیخوام،از لای در حجره میدیدم داره دست و پا میزنه، تا یه وقت دیدم یه آقازاده ای میان دهلیز خانه ایستاده،سئوال کردم آقا جان درهارو بسته بودم شما از کجا اومدید؟ فرمود:منی که با یه چشم بهم زدن، خدا منو از مدینه بیاره از در بسته هم عبور میده، برو کنار... اینقدر وقار داشت فهمیدم آقام امام جوادِ،جوانترین امام ما اومد سر ِ امام رضا رو به دامن گرفت. "نمیدونم از کجا برم کربلا؟" دست های خانوم معصومه رو باز کردند،دیدن نامه ی امام رضا تو دستشه،آخرین کلام خانم معصومه این بوده،هی می گفت:رضا جانم!... دستان یه خواهری هم باز کردن دیدن پیرهن پاره پاره.....*

 

بر روی خاک بود که پیچید بر خودش

آثار تشنگی، جگرش را گرفته بود

 

 

افتاد یاد جدّ غریبی که خواهرش

در بین قتلگه خبرش را گرفته بود

 

دیگر توان دیدن اهل حرم نداشت

از بس که نیزه دور و برش را گرفته بود

 

وقتی که شمر آمد و کارش تمام شد

خلخال دختری نظرش را گرفته بود

 شاعر : محمد فردوسی




]]>
مناجات و توسل جانسوز _ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و پایان ماه صفر _ سید مهدی میرداماد 2017-11-19T10:01:56+01:00 2017-11-19T10:01:56+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6783 خادم الشهداء   عجیب نیست که در سینه غصه مهمان است شب فراق شده حرف حرف هجران است   *چرا اینقدر ماتم زده ای؟شب اول ماه ربیعِ،باید شاد باشی،ماه ربیع داره میاد،اما هر چی درون سینم رو نگاه میکنم،پُر غصه است*   به چشم هم زدنی این دوماه هم رفت و بهار گریه ام امروز رو به پایان است   از این لباس جداگشتن آنقدر سخت است که در برابر این هجر، مرگ آسان است   *آقاجان! بمیرمُ من و از این لباس جدا نکنند،برام سخته آقاجان،لباس مشکی عزات رو خیلی دوست دارم،کوچیک

 http://s7.picofile.com/file/8248537500/mahdimirdamad_ir.jpg

عجیب نیست که در سینه غصه مهمان است

شب فراق شده حرف حرف هجران است

 

*چرا اینقدر ماتم زده ای؟شب اول ماه ربیعِ،باید شاد باشی،ماه ربیع داره میاد،اما هر چی درون سینم رو نگاه میکنم،پُر غصه است*

 

به چشم هم زدنی این دوماه هم رفت و

بهار گریه ام امروز رو به پایان است

 

از این لباس جداگشتن آنقدر سخت است

که در برابر این هجر، مرگ آسان است

 

*آقاجان! بمیرمُ من و از این لباس جدا نکنند،برام سخته آقاجان،لباس مشکی عزات رو خیلی دوست دارم،کوچیک که بودم مادرم جوری برام پیرهن مشکی عزا میدوخت،با احترام،با ادب،تا میکرد میذاشت تو بقچه کنار،بعضی وقت ها قاطی لباس های دیگه ام نمیذاشت، می گفت:پیراهن های امام حسین جدا باشه،آخر صفر هم ازم میگرفت، تا میکرد،می بوسید،میگفت:این بوی گریه ها و روضه هارو میده....قربونت برم آقاجانم،مارو این پیراهن حساسیم،آی آقای عریان بدنِ کربلا، آی شهید بی کفن کربلا....

حسین....ای بی کفن، حسین،حسین،حسین

حسین...

*شاید یه نفر بلند شه،از من سئوال کنه:شهید که کفن نداره،چرا می گی بی کفن؟ آری شهید کفن نداره،اما میگن:لباس شهید خودش کفن شهیدِ، همون لباس خونی، اما قربون اون شهیدی برم... یه نغمه ای قدیمی ها میخوندن یادم اُفتاد،خواهرش اومد تو گودال،هی صدا زد:*

{حسین جان کفنت کو؟

لباس بدنت کو؟....}

 

از این لباس جداگشتن آنقدر سخت است

که در برابر این هجر، مرگ آسان است

 

مرا حلال کن آقا که باز زنده ام و

هنوز در تن من پای روضه ها جان است

 

*نشد برات بمیرم،نشد تو روضه هات دق کنم.....*

 

محرم وصفر ما تمام می شود و

همیشه ابر نگاه تو غرق باران است

 

*"آماده ای؟ اصلاً معطل کردنت جایز نیست..."امام زمان! ما محرم و صفرمون تموم میشه،اما از شما تمومی نداره، تو امروز محرم و صفرت تموم شه، فردا میدونی چی شروع میشه؟

 

تو فاطمیه ات این روزها شروع شده

دلت شبیه دلِ مادرت پریشان است

 

*هر کی میخواد فاطمیه اسمش رو بنویسن، با امام زمانش بگه: وای مادرم،وای مادرم.....آذری زبان ها بخوان زبون بگیرن،این جوری زبون میگرن:یارالی ننه، آی جوان ننه،می دونی یارالی یعنی چی؟ معنای معمولیش یعنی مادر زخمی،اما معنای اصلیش ، یارالی ننه یعنی: ای مادری که چند نفر دورت حلقه زدن،چند نفر به یه نفر زخم بزنند،آی مادر.....  *



]]>
ذکر توسل و روضه جانسوز _ ویژۀ شهادت ثامن الائمه امام رضا علیه السلام و پایان ماه صفر _ حاج محمود کریمی 2017-11-19T09:57:48+01:00 2017-11-19T09:57:48+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6782 خادم الشهداء پشتِ درِ حرم که میام ، خجالتی ام اما برا وارد شدن میخونم : ءَأَدْخُلُ یازهرا   با یه نگاه فاطمه ، زائر رضارو میخره حس میکنم اباالفضل دستم و می گیره و میبَره ...   یا امام رضا ! ... روضه هارو از تو دارم گریه هارو ازتو دارم یا امام رضا ! ... به حسین ، کربلا رو از تو دارم   ***   ناله یِ شعله ورم شعله زده پرها را زده آتش جگرم بالِ کبوترها را   *ما این روضه هارو هدیه می کنیم به مادرمون فاطمه سلام الله علیها ، امام ر


http://s9.picofile.com/file/8310674134/Capture.jpg


پشتِ درِ حرم که میام ، خجالتی ام اما

برا وارد شدن میخونم : ءَأَدْخُلُ یازهرا

 

با یه نگاه فاطمه ، زائر رضارو میخره

حس میکنم اباالفضل

دستم و می گیره و میبَره ...

 

یا امام رضا ! ...

روضه هارو از تو دارم

گریه هارو ازتو دارم

یا امام رضا ! ...

به حسین ، کربلا رو از تو دارم

 

***

 

ناله یِ شعله ورم شعله زده پرها را

زده آتش جگرم بالِ کبوترها را

 

*ما این روضه هارو هدیه می کنیم به مادرمون فاطمه سلام الله علیها ، امام رضا همون اولش که توی کوچه نشت گفت : آخ مادر... امام حسن همچین که گفت : تشت رو بیارید ، حالش که بد شد ، گفت : آخ مادر..... بلند مرتبه شاهی زصدر زین افتاد ، صورتش رو خاک گفت :آخ مادر .... یکی بی دست افتاد گفت : مادر ...... زینب اومد تو مجلس یزید دید خیلی شلوغِ گفت : وای مادر .... بچه جون داد تو خرابه، گفتن : وای مادر .... *

 

ناله یِ شعله ورم شعله زده پرها را

زده آتش جگرم بالِ کبوترها را

 

خواهری نیست به بالای سرم گریه کند

دیده ام در عوضش داغِ برادر ها را

 

روزگاریست که از دوریشان میچینم

از سرِ شاخه ی غم تلخی نوبرها را

 

تا فقط رویِ جگر گوشه یِ خود را بینم

بسته ام، آه جوادم ، همه یِ درها را

 

بسکه پیچیده ام از درد توانم رفته

زهر سوزانده دلِ وارث حیدرها را

 

عطش افتاده به جانم که بخوانم این بار

روضه یِ تشنگی و خشکی حنجرها را

 

روضه یِ کرب و بلا و رُخِ تاول زده را

روضه یِ بی کسی و غارت پیکرها را

 

خیمه در آتش و گلها همه سرگردانند

حرمله میشِمُرد بر سرِ نِی سرها را

 

* یه سر کمِ ، بگردید این یه سر رو پیدا کنید ، هفده سر باید باشه .... ای وای رباب ... هرکی پیدا کرد مال خودش ....*

 

عمه ام میدَوَد و خویش سپر میسازد

نَکِشَد دستِ کسی گیسویِ دخترها را

 

زَجر با دستِ پُر از جانبِ طفلان آمد

تا که تقسیم کُند تکّه یِ معجرها را

 

ای حسین .......



]]>
ذکر توسل و روضه جانسوز _ ویژۀ شهادت آقا ثامن الائمه امام رضا علیه السلام و پایان ماه صفر_ سید مجید بنی فاطمه 2017-11-19T09:52:30+01:00 2017-11-19T09:52:30+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6781 خادم الشهداء   پیرهن سیاه ، خدانگهدارت ... شالِ عزا ، خدانگهدارت ... امام رضا ، خدانگهدارت .... دلم گرفته ... دلم گرفته ...   اگه که گریه کردم این شبها اجازه داده مادرت زهرا ... حالا شبا کجا برم آقا؟(من تازه عادت کرده بودم ...)   غریبیِ تو ما رو عاشق کرد برا تو مادرِ تو هق هق کرد آخه سه ساله تو خرابه ها دق کرد   *دیگه داره تموم میشه ... امشب هر چی داری رو کن ... خستگی رو بزار کنار ... نکنه حواست جایِ دیگه پرت بشه ... بی حال شدی یادِ حرم اما

 http://s8.picofile.com/file/8292665868/farhangnews_53895_.jpg

پیرهن سیاه ، خدانگهدارت ...

شالِ عزا ، خدانگهدارت ...

امام رضا ، خدانگهدارت ....

دلم گرفته ... دلم گرفته ...

 

اگه که گریه کردم این شبها

اجازه داده مادرت زهرا ...

حالا شبا کجا برم آقا؟(من تازه عادت کرده بودم ...)

 

غریبیِ تو ما رو عاشق کرد

برا تو مادرِ تو هق هق کرد

آخه سه ساله تو خرابه ها دق کرد

 

*دیگه داره تموم میشه ... امشب هر چی داری رو کن ... خستگی رو بزار کنار ... نکنه حواست جایِ دیگه پرت بشه ... بی حال شدی یادِ حرم امام رضا کن،خودت رو تو حرم ببین ... بگو یا امام رضا مددی ... یادِ جدت افتادم تو گودال بود ،اما نگاهش با همه ضعفش سمتِ خیمه ها بود ...*

 

هنوز صدایِ نالۀ زینب

میونِ روضه ها میاد هر شب

یه شیش ماهه تو گهواره تب کرد

برات بمیرم ...

 

از علقمه میاد صدا زهرا(ای مادر ...)

به خاک و خون کشیده شد سقا

که تشنه پر کشید لبِ دریا

برات بمیرم ...

 

به زیر دست و پا،علی اکبر

یتیمِ مجتبی زده پرپر

میونِ قتلگاه اومد مادر ...

 

*یا امام رضا قربون خودت،قربون بچه هات،قربون زائرات ... قربونِ مهمونات،قربونِ گریه کنات ...

 

غریب الغرباست،اومد تو حرم گفت آقا که حرم داره . اما معرفت داشت گفت غریب الغرباییش میدونی برا چیه؟

گفت غریب اونی نیست که حرم نداره،غریب اون کسی نیست که زائر نداره،غریب اون کسیِ که وقتِ جون دادن،خواهر بالا سرش نباشه ...

 

قربونِ غریبیت برم،اومد از مدینه بیرون بیاد گفت بزارید با زن و بچه م برم،گفتن نه نمیشه،حضرت فرمود اجازه بدید جوادم با من باشه،گفتن نه. آقا رو از آقازاده ش جدا کردن همچین که اومد حرکت کنه،به خانواده ش فرمود برا من گریه کنید ... گفتن آقاجان شما فرمودید پشتِ سر مسافر گریه خوبیت نداره ؟... فرمود برا مسافری که امیدِ برگشت داشته باشه .. من این بار برم دیگه برنمیگردم ...

 

الهی برات بمیرم،صدا زد اباصلت اگه اومدم که هیچ،اما اگه دیدی عبا به سر کشیدم با من کاری نداشته باش،فقط درِ حجره رو باز کن ... اباصلت میگه ، دلم شور زد هی منتظر بودم تو کوچه دیدم از دور یکی انگار هی میشینه هی بلند میشه ... همچنین که نزدیکتر شد دیدم یه صدایی به گوشم میخوره هی میگه جیگرم ...

 

اما بچه وقتی براش یه اتفاقُ بدی می افته گاهی میگه جیگرم ... گاهی دست رو دیوار میزاره میگه مادرم ... همچنین که در حجره رو باز کردم ، حضرت وارد حجره شد مثلِ مارگزیده به خودش میپیچید ... به سختی دیدم فرشایِ حجره رو کنار زد (آقاجان قربونت برم چرا این کار رو میکنی؟) فرمود اباصلت من دیگه از دنیا میرم فرمود میخوام مثلِ جدم رو خاکا جون بدم ...

 

اباصلت میگه همچین که آقا بی حال شد یه وقت دیدم یه آقایِ زیبا رو آمده ،سرِ امام رضا رو به دامن گرفته ... آقا شما کی هستید؟ فرمود اباصلت من جواد ابن الرضا هستم. آقاجان درِ حجره بسته بود چطور وارد شدی؟ فرمود همان خدایی که قادر است مرا از مدینه تا طوس بیاورد ، قادرست مرا از درِ بسته وارد کنه ...

 

میگه دیدم سرِ امام رضا رو ، رو پاهاش گذاشته از گوشۀ چشم امام رضا اشک جاریِ ... دیدن جواد الائمه هی دستش رو لایِ موهایِ امام رضا میکشید بابایِ قشنگم ... بابایِ مظلومم ... تو غریب بودی بابا ... زخمِ زبون بهت زیاد زدن ... خیلی دلم تنگ شده بود بغلت کنم ... اینجا جواد الائمه سرِ بابا رو بغل گرفت عرضم تمام ... یه شب هم تو خرابه ... سر بریده رو آوردن ... یه دختری سرِ بابا رو بغل گرفت ... (زبانِ حال) بابا همیشه موهایِ منو تو درست میکردی ... حالا این بار من موهای تو رو درست می کنم ... بابا اول به من بگو کی رگایِ گردنت رو بریده ... کدوم نانجیبب چوب به لب هات زده ... بابا شنیدم تنور خولی بردنت ...

حسین ...


]]>
ذکر توسل و روضه جانسوز _ ویژۀ شهادت آقا ثامن الائمه امام رضا علیه السلام و پایان ماه صفر_ حاج حسن خلج 2017-11-19T09:47:02+01:00 2017-11-19T09:47:02+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6780 خادم الشهداء   با آنکه حال و روز زمین و زمان بد است یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است   حتی اگر به آخر دنیا رسیده ای مشهد برایِ عشق شروعِ مجدد است ...   *کافرِ کسی که از امام رضا ناامید بشه ... کافرِ کسی که بگه امام رضا جوابمو نمیده ... حواسمون باشه ، محالِ ممکنه کسی بره در خونه امام رضا نا امید برگرده .... *   امام رضا ، رضا رضا رضا ... آقایِ مهربانم ....   *از خودت نا امید بشو ، از دنیا ناامید بشو ، از اهلِ دنیا ناامید بشو ، اما نبینم بگی

 http://s3.picofile.com/file/8213587592/khalag_sh_02_93.jpg

با آنکه حال و روز زمین و زمان بد است

یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

 

حتی اگر به آخر دنیا رسیده ای

مشهد برایِ عشق شروعِ مجدد است ...

 

*کافرِ کسی که از امام رضا ناامید بشه ... کافرِ کسی که بگه امام رضا جوابمو نمیده ... حواسمون باشه ، محالِ ممکنه کسی بره در خونه امام رضا نا امید برگرده .... *

 

امام رضا ، رضا رضا رضا ...

آقایِ مهربانم ....

 

*از خودت نا امید بشو ، از دنیا ناامید بشو ، از اهلِ دنیا ناامید بشو ، اما نبینم بگی از امام رضا ناامید شدم ...آقا خیلی آقاست ....*

 

حتی اگر به آخر دنیا رسیده ای

مشهد برای عشق شروع مجدد است ...

 

*نه خودش ، خودش که جایِ خودش رو داره ، در و دیوارِ حرمش ... اشیاء ای که به او مُنتَصبند ، همه هدایت گرند و همه طهارت آورند ...*

 

کتیبه هایِ حریمِ تو مصحف نورند

کبوتران تو در چشم اهل دل حورند

 

نوشته در سرِ صحن ت حدیثِ زیبایی

که زائرانِ تو در حشر با تو محشورند ...

 

*خیال کردیم من و تو ، وقتی میریم زیارتش ، یه ساعتی با امام رضا هستیم و بعداً هم خداحافظی میکنیم و ما رها می کنیم و میایم ، آقا هم تو رو رها کرده ! ... نه والله ...

 

فرمود ولِد نمی کنم ، تو قبر میام سراغت ... محشر میام سراغت ... وقتی میخوای از پل صراط رد شی میام سراغت ... میام کمکت می کنم ... برا اینکه اومدی زیارت من ...*

 

یا رئوف .... یا رضا ....

 

نجات دورِ سر دوستان تو گردد

هلاکت ست بر آنان که از شما دورند

 

به زائرانِ تو نازم که با هزاران غم

به یک نظر که به قبرت کنند مسرورند

 

*زیاد شنیدید ، زیرِ لب زمزمه میکردید کنارِ حرم ، آقا خیلی حرف ها داشتم بزنم ... همین که دیدمت همه حرفام یادم رفت ... آقا خیلی غم ها داشتم بگم ، اما همین که دیدمت غصه هام فراموشم شد ... یا امام رضا ... این مردم شصت شبه با کم و زیادش ، دنبالِ پرچم سیاهِ جدت حسین دویدن ... هرگز نمی گم مزدِ عزاداری ، همین که اجازه دادی نفس بزنم ، همین که اجازه دادی مشکی بپوشم ، آقا همه چی بهم دادی ... امام رضا بعضی از این مردم هنوز تاول هایِ پاهاشون خوب نشده ... پیاده رفتن اربعین کربلا ... بعضی هاشونم قلباشون تاول زد چون نتونستن برن کربلا ... اما تو امام درهم بخر ... جانِ مادرت آقا .... جانِ عمه جانت آقا .... من هر چقدر هم بد باشم ، تو میدونی تو این سینه چه خبره ... شامِ غریبانه شماست میدونم ، اما دارم دنبالِ یه راه میگردم روضۀ حسین بخونم آقا ....

آقا جدت همۀ ما رو دربدر کرده .....*

 

حسین ....




]]>
ذکر توسل و روضه جانسوز _ ویژۀ شهادت آقا ثامن الائمه امام رضا علیه السلام گریز روضه حضرت علی اکبر علیه السلام _ حاج حیدر خمسه 2017-11-18T11:35:33+01:00 2017-11-18T11:35:33+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6779 خادم الشهداء   خورشید سر زد از سحرت ایها الغریب از سمتِ چشم های تَرت ، ایها الغریب   تو ابرِ رحمتی که به هر گوشه سر زدی باران گرفت دور و بَرت ، ایها الغریب   جاری ست چشمه به چشمه قدمگاه تو هنوز جنت شده است رهگذرت ، ایها الغریب   *تو مسیر امام رضا قدمگاه نرفته ها برن ها ، یه جا پای آقا مونده مردم چی کار میکنن ... ای وای ای وای ... روضه داره همش ها ، وقت نیست ، یه جا پای امامُ دیدن مردم ، میاد اونجا ، کف زمین اونجا رو میبوسن میگن آقا از اینجا رد شده ...

 http://s8.picofile.com/file/8310902826/94072.jpg

خورشید سر زد از سحرت ایها الغریب

از سمتِ چشم های تَرت ، ایها الغریب

 

تو ابرِ رحمتی که به هر گوشه سر زدی

باران گرفت دور و بَرت ، ایها الغریب

 

جاری ست چشمه به چشمه قدمگاه تو هنوز

جنت شده است رهگذرت ، ایها الغریب

 

*تو مسیر امام رضا قدمگاه نرفته ها برن ها ، یه جا پای آقا مونده مردم چی کار میکنن ... ای وای ای وای ... روضه داره همش ها ، وقت نیست ، یه جا پای امامُ دیدن مردم ، میاد اونجا ، کف زمین اونجا رو میبوسن میگن آقا از اینجا رد شده ... آخ حسین ...

هی خانم داد میزد ، نوۀ پیغمبر خداست نزنیدش ، پیرمردا پاشده بودن ، با عصا میزدن ....*

 

تو آفتابِ رأفتی و کوچه کوچه شهر

در سایه سارِ بال و پرت ایها الغریب

 

با این همه ، غریب غریبان عالمی

 

*خیلی ها براشون سواله ، این غریبیه؟ این شلوغی ، این حرم ، طرف از اینجا رفته یه کشور دور ، کارخونه شرکت مال و اموال بچه زن ، پست و مقام و ثروت ، باهاش حرف میزنی چته؟ میگه دلم گرفته ، دلم برا مادرم تنگ شده ... حالا فهمیدی چرا این آقا غریبه ... بزار یه روضه بگم زنا گریه کنن ، زن هایِ نوغان اومدن پیش شوهراشون ، به هم ریخته ، مردا گفتن چتونه ؟ گفتن ، ما مهریه ای از شما طلب داریم ، آره. همش حلال " چی شده یهو؟ پسر زهرا ، بی کس و یار افتاده ... نه دختر ، نه خواهر ، نه مادر ، گریه کن نداره ... میدونی یاد چی می افتم ، اینجا زن ها آبرو داری کردن ، یه سری زن سراغ دارم ، تو حجره ، صدای آقازادۀ همین امام رضا ، صدا نالش بالا رفت ، زنارو جمع کرد ، گفت هلهله کنید ... کِل بکشید ... صدا گریش بیرون نره ...( زود جمع و جور کنم، عذر میخوام خدا میدونه)*

 

با این همه ، غریب غریبان عالمی

داغی نشسته بر جگرت ، ایها الغریب

 

از کوچه های غربت شهر آمدی ولی

داری عبا به روی سرت ، ایهاالغریب

 

*گفت اباصلت ، اومدم بیرون حواست باشه ، اگه دیدی عبا رو سرمه بدو ... اباصلت میگه أَمَّن یُجِیبُ میخوندم عبا رو سرش نباشه ...

گفت یه خورده ای گذشت چشممو از رو در بر نداشتم ، تا در باز شد زدم تو سرم ، دیدم عبا رو سرشه ...  تا بدوم خورد زمین ، بغلش کردم ، خاک عباشُ ،  خاک از رو لباساش تکوندم ، آقا چتونه؟ دستشو گرفتم ، فقط اشاره میکرد برو برو، دو سه قدم رفتیم دستمو کشید ، نمیتونم راه برم ، یاد یه جا نیافتادی؟ امام حسن ، میگه دست مادرو گرفتم ، اول گفت برو ، دو سه قدم رفت ، دستمو کشید ، راه نمیتونم برم ...التماسِ دعا گفته ها رو فراموش نکنی ... امروز برا امام رضا خوب عرض ادب کنیم ... یه بیتُ التماسِ دعا ...*

 

شکر خدا جوادِ  تو آمد ولی هنوز

بارانی است چشم ترت ، ایها الغریب

 

*بزار روضه بخونم ، گفت اباصلت درارو ببند ، هیچ کس نمیخوام بیاد ، اباصلت درارو بست، اومد دید لبایِ آقا خشکه ، دوید رفت آب آورد ، اومد بالا سر آقا ، آقا آب بفرمایید لباتون خشکه یه نگاه به اباصلت کرد ، گفت انگار کربلا یادت رفته ... مگه فراموشت شد ، جد ما ...*

 

یابن الشبیب، جد مرا با عصا زدن

یابن الشبیب، جد مرا بی هوا زدن

یا بن الشبیب، عمه مارا چه بد زدند ...

 

*اباصلت آبُ ببر ، این زیر اندازمم جمع کن ، گودال یاد ما نمیره ...

زیراندازشو جمع کرد ، گفت دیدم پاشو رو زمین میکشه ، اما چشماش منتظر کسیِ ، (دیگه شندید وقت نیست) ، جوادش که اومد میگه غم هایِ عالم یادش رفت ، سر گذاشت رو پا جوونش ، همۀ عالم همینه باباها ، آدم دلش میخواد دمِ آخر ، سر بزاره رو پا بچه ش ... (بگم یا نه؟)

 

آه ... رو اسب ، از هُولِش ، که به علی برسه، از بالا اسب افتاد، دید اگه دوباره سوار شه وقت نیست ، با زانو ... آخ رسید به بدن ... پاره پارست ... نیزه تو پهلو ... سر ترکیده ... و نَظَفَ الدَّم ... خونُ از دهانش در آورد ، آروم اومد دم گوشش ... هفت مرتبه ، ولَدی ، ولَدی ، ولَدی ، ولَدی ، یبار دیگه به من بگو بابا ...*

 

حسین ....

 شاعر : یوسف رحیمی



]]>
سینه زنی شور زیبا _ ویژۀ وداع با ماه محرم و صفر _ کربلایی حسین سیب سرخی 2017-11-18T11:31:35+01:00 2017-11-18T11:31:35+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6778 خادم الشهداء کسی که تویِ دنیابا تو باشه خوشبختِاز این پیرهن مشکیخداحافظی سخته ....دو ماه هر روزدو ماه هر شبدو ماه گریه آقا به پایِ زینبدو ماه اشکُدو ماه نالهزیارت اربعین ، جایِ سه سالهتموم شد ، مثه چشم بهم زدن ...تموم شد ، رفقایِ سینه زن ...تموم شد ، ماهِ شاهِ بی کفن ...حسن ... ای غریبِ کربلاحسین ...ای شهیدِ سر جدا http://s9.picofile.com/file/8292620950/farhangne.jpg
کسی که تویِ دنیا
با تو باشه خوشبختِ

از این پیرهن مشکی
خداحافظی سخته ....

دو ماه هر روز
دو ماه هر شب
دو ماه گریه آقا به پایِ زینب

دو ماه اشکُ
دو ماه ناله
زیارت اربعین ، جایِ سه ساله

تموم شد ، مثه چشم بهم زدن ...
تموم شد ، رفقایِ سینه زن ...
تموم شد ، ماهِ شاهِ بی کفن ...

حسن ... ای غریبِ کربلا
حسین ...ای شهیدِ سر جدا


]]>
سینه زنی زمینه زیبا _ ویژۀ وداع با ماه محرم و صفر _ حاج امیر کرمانشاهی 2017-11-18T11:27:09+01:00 2017-11-18T11:27:09+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6777 خادم الشهداء محرم صفر زود گذشتشبِ آخرِ ذکرِ ماحسین جان حسین جان حسینرضا جان رضا جان رضاچه روزایی خوبی ، بودچه شب هایِ خوبی بودمثله چشم بهم زدن تموم شدداره میگذره عمرممثله بیشتر عمرمباز ماهِ محرم آرزوم شدحلالم کن ، ارباببرام کاشکی دست به دعا شیهمین کافیه به غلامتبگی تو یه خسته نباشیحسین ... حسین  وای ...دو ماهِ سیاه پوشمُدو ماهِ که سینه زدمیه پایِ دلم کربلاحالا راهیِ مشهدمچه روزایی خوبی ، بودچه شب هایِ خوبی بودبا این گریه ها شدم خداییبازم صحنِ گوهرشادبازم پنجره فولادیک عمرِ منم امام رضاییحلالم کن ارباببر

محرم صفر زود گذشت
شبِ آخرِ ذکرِ ما

حسین جان حسین جان حسین
رضا جان رضا جان رضا

چه روزایی خوبی ، بود
چه شب هایِ خوبی بود
مثله چشم بهم زدن تموم شد

داره میگذره عمرم
مثله بیشتر عمرم
باز ماهِ محرم آرزوم شد

حلالم کن ، ارباب
برام کاشکی دست به دعا شی

همین کافیه به غلامت
بگی تو یه خسته نباشی

حسین ... حسین  وای ...

دو ماهِ سیاه پوشمُ
دو ماهِ که سینه زدم

یه پایِ دلم کربلا
حالا راهیِ مشهدم

چه روزایی خوبی ، بود
چه شب هایِ خوبی بود
با این گریه ها شدم خدایی

بازم صحنِ گوهرشاد
بازم پنجره فولاد
یک عمرِ منم امام رضایی

حلالم کن ارباب
برایِ تو بازم نمردم

به جز یا حسین رو لب هام
دو ماهِ که اسمی نبردم ...

حسین ... حسین  وای ...

تو از آسمونا ببین
چشایِ پر از ابرِ من

میشه یا حسین گفتنم
چراغی تویِ قبرِ من

چه روزایِ خوبی بود
چه شب هایِ خوبی بود
شورِ ماتمِ تو عالمیِ

عشقِ تو مدالِ من
با تو خوبِ حالِ من
وعدۀ منو تو فاطمیه

حلالم کن ارباب
به جز تو کسی رو ندارم

شاید سالِ دیگه نبودم
بیا وقتِ مردن کنارم ....

حلالم کن ارباب
برام کاشکی دست به دعا شی

همین کافیه به غلامت
بگی تو یه خسته نباشی

حسین ... حسین  وای ...


]]>
ذکر مصیبت جانسوز _ ویژه شهادت آقا ثامن الائمه امام رضا علیه السلام _ سید مهدی میرداماد 2017-11-18T11:22:02+01:00 2017-11-18T11:22:02+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6776 خادم الشهداء   خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم   کنارش ذره ناچیز چون خورشید می تابد ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم   نمک پرورده ی دریای جودش بوده ام عمری پُر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم   نسیم رحمتش ، بار گناه از دوش بردارد به آهی کاه گردد کوه عِصیانی که من دارم   به لطف گندمی که داده ام دست کبوترها دگر خالی نماند سفره ی نانی که من دارم   به وقت مرگ می آید به بالینم یقین

 http://s9.picofile.com/file/8296751692/photo_2016_06_15.jpg

خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم

فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم

 

کنارش ذره ناچیز چون خورشید می تابد

ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم

 

نمک پرورده ی دریای جودش بوده ام عمری

پُر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم

 

نسیم رحمتش ، بار گناه از دوش بردارد

به آهی کاه گردد کوه عِصیانی که من دارم

 

به لطف گندمی که داده ام دست کبوترها

دگر خالی نماند سفره ی نانی که من دارم

 

به وقت مرگ می آید به بالینم یقین دارم

شروع وعده های اوست پایانی که من دارم

 

شاعر : علی ذوالقدر

 

*یا امام رضا ! منتظرتم دَم جون دادن ، آدم دَم جون دادن منتظر ِ، خود شما هم اون دَم آخر هی نگاه به دَرِ حجره کردید ، قربونت برم آقا جان ، منو منتظر نذار ، اون لحظه خیلی به من سخت میگذره ، میخوام تا چشمم رو باز کردم ، ببینم آقای مهربونم بالا سرم  نشسته ....

 

روز آخر ِ، بخوای نخوای روز مادر ِ، نمیشه دو ماه سر سفره اش بشینیم روز آخر اسمش رو نبیریم ، اصلاً امام رضا هم مادری ِ، قربونش برم ، مادر ماهم لحظه های آخر چشم انتظار بود ، چشم انتظار کی؟ مرحوم شیخ عباس قمی میگه : جان از بدنش مفارقت کرده بود ، اما تا اشک چشم مولا رو صورت بی بی افتاد ، میگن مادر ما چشمش رو باز کرد ، دید علی اومده ، علی جان ! خوب موقعی اومدی آقا جان ، آروم دست شکسته اش رو بالا آورد *

 

خداحافظ ای تمام اُمیدم

در این عالم بهتر از تو ندیدم

 

خداحافظ کوچه های مدینه

خداحافظ میخ و پهلو و سینه




]]>
مناجات و توسل جانسوز _ امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف_حاج محمود کریمی 2017-11-18T11:18:49+01:00 2017-11-18T11:18:49+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6775 خادم الشهداء اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.سلام ای مهر، از روی تو پیدارخت پنهان و انوارت هویداالهی خانه ات آباد جاناسلام ای خانه ات دلهای شیداسلامم بر نماز و بر سلامتسلامم بر قنوت و ربنایتسلامم بر قیام و بر قعودتبه قرآن و به تبیین و صدایتسلام من به لبخند ملیحتبه اشک و گریه ها و های هایتدعا کردی م http://s8.picofile.com/file/8310675992/Haj_Mahmood_Karimi.jpg

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ
فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً
حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

سلام ای مهر، از روی تو پیدا
رخت پنهان و انوارت هویدا

الهی خانه ات آباد جانا
سلام ای خانه ات دلهای شیدا

سلامم بر نماز و بر سلامت
سلامم بر قنوت و ربنایت

سلامم بر قیام و بر قعودت
به قرآن و به تبیین و صدایت

سلام من به لبخند ملیحت
به اشک و گریه ها و های هایت

دعا کردی من بی معرفت را ...
(من کجا ، مجلس حسین کجا ؟!...)
به قربان مناجات و دعایت

رکوع و سجده ات تفسیر معراج
سلام من به مُهر کربلایت

به گَرد راه خود هم یک نگاهی
نشسته گَرد غم بر شانه هایت

عزاداریم ، عزادارم ، به حزنت
به قربان پَرِ شال عزایت

من نالایق و همراهیت ، کاش
بیایم کربلا از ردّ پایت ...

تمام آسمان را غم گرفته
دلم را حزن یک عالم گرفته

بهشتی که در آن جای عزا نیست
محرم آمد و ماتم گرفته

دوباره خانه ها ماتم سرا شد
حسینیه شد و کرببلا شد

هلال ماه غم شد خنجریُ
میان قلب آلُ لله جا شد

همه مانند زهرا نوحه خوانند
ملائک سینه زن در آسمانند

در این بزم عزا ما میهمانیم
ابالفضل و شهیدان میزبانند




]]>
ذکر توسل زیبا _ ویژۀ ایام شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام _ کربلایی حنیف طاهری 2017-11-18T11:16:11+01:00 2017-11-18T11:16:11+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6774 خادم الشهداء   فدای جود کسی که هر آن چه را بخشید فقط به خاطر خشنودی خدا بخشید   از ابتدا پدرش فکر ما گداها بود که سفره ی کرمش را به مجتبی بخشید   غریب بود اگر چه گدا فراوان داشت کریم بود بدون سر و صدا بخشید   *روز شهادت امام مجتبی اومدیم در خونه ی کریم اهل بیت ... چند روز مگه از اربعین گذشته ... عجب دنیایی ... اینهمه زائر اومده بودن از همه جای دنیا ... هر کی هر جوری بود خودش رو رسونده بود کربلا ...   خیلی ها میگفتن گنبد رو دیدیم یه سلام دادیم

 http://s4.picofile.com/file/8287861568/f683e182.jpg

فدای جود کسی که هر آن چه را بخشید

فقط به خاطر خشنودی خدا بخشید

 

از ابتدا پدرش فکر ما گداها بود

که سفره ی کرمش را به مجتبی بخشید

 

غریب بود اگر چه گدا فراوان داشت

کریم بود بدون سر و صدا بخشید

 

*روز شهادت امام مجتبی اومدیم در خونه ی کریم اهل بیت ... چند روز مگه از اربعین گذشته ... عجب دنیایی ... اینهمه زائر اومده بودن از همه جای دنیا ... هر کی هر جوری بود خودش رو رسونده بود کربلا ...

 

خیلی ها میگفتن گنبد رو دیدیم یه سلام دادیم برگشتیم ، نشد بریم زیارت .... امروز چه خبره بقیع ؟! زائری هست ؟ ... کسی هست !! ... ای آقاجان ...*

 

کریم کار ندارد به اسم و رسم کسی

غریبه را چه بسا بیش از آشنا بخشید

 

ملامتش نکنید آنکه را مدینه نرفت(چرا؟...)

مدینه زائر خود را به کربلا بخشید ...

 

دو ماه گریه برای حسین باعث شد

که رزق اشک حسن را خدا به ما بخشید

 

*روز شهادته ، زیاد معطلت نکنم ...*

 

گمان کنم که دگر مادری زمین نخورد

خدا فقط به حسن این چنین بلا بخشید ...



]]>
سینه زنی سنگین زیبا _ ویژۀ شهادت پیامبر اکرم صلوات الله _ حاج مهدی رسولی 2017-11-18T11:12:17+01:00 2017-11-18T11:12:17+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/6773 خادم الشهداء گریه نکن که بیقرارمبرای تو دلشوره دارمگریه نکن فاطمه جونمکه خیلی زود میای کنارمیه عده که حیا ندارنتو خونه ی تو پا میزارنبه جای گل هیزم و آتیشبرای تسلیت میارن ...میمونی بین در و دیوارفاطمه جان ، خدانگهدار ...من میرم از شهر مدینهتو میمونی و زخم سینهمیبینی با دل شکستهدیگه علی خونه نشینهیه کوچه و چادر خاکیسیلی و گوشواره ی خونیمجبور میشی که صورتت رواز چشم حیدر بپوشونی ...دست حسن تو دستای توسیاهی میره چشمای توفاطمه جان خدانگهدار ...بزار که اشکات و بگیرمبرای غصه هات بمیرماز یاد مردم دیگه میرهسفارش روز http://s8.picofile.com/file/8297018350/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84%DB%8C.jpg
گریه نکن که بیقرارم
برای تو دلشوره دارم
گریه نکن فاطمه جونم
که خیلی زود میای کنارم

یه عده که حیا ندارن
تو خونه ی تو پا میزارن
به جای گل هیزم و آتیش
برای تسلیت میارن ...

میمونی بین در و دیوار
فاطمه جان ، خدانگهدار ...

من میرم از شهر مدینه
تو میمونی و زخم سینه
میبینی با دل شکسته
دیگه علی خونه نشینه

یه کوچه و چادر خاکی
سیلی و گوشواره ی خونی
مجبور میشی که صورتت رو
از چشم حیدر بپوشونی ...

دست حسن تو دستای تو
سیاهی میره چشمای تو
فاطمه جان خدانگهدار ...

بزار که اشکات و بگیرم
برای غصه هات بمیرم
از یاد مردم دیگه میره
سفارش روز غدیرم

همسفر روح الامینم
حسین نشسته روی سینه م
غروب قتلگاه و شمر و
سر بریده رو میبینم ....

وقتی که میره زینب از حال
قرارمون میون گودال
فاطمه جان خدانگهدار ...


]]>