بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان !!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!! . . . !!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!! . . . "اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد" *نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.* «لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند» *شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید* "منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... " tag:http://babolharam.mihanblog.com 2017-02-25T21:08:12+01:00 mihanblog.com روضه جانسوز_ویژه شب جمعه_ایام فاطمیه_حاج حسن خلج 2017-02-25T14:16:10+01:00 2017-02-25T14:16:10+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5808 خادم الشهداء با صبر در نهایت ایوب مانده ام با داغ تو چو مریم مصلوب مانده ام *حسین جانم ... داداش خوبم ... قول و قراری که داشتیم همه رو داشتم ... بی صبری نکردم . بی طاقتی نکردم . حسین جانم ... آبروتو حفظ کردم داداش ...* با صبر در نهایت ایوب مانده ام با داغ تو چو مریم مصلوب مانده ام تا باز گردی از سفر گرگ ، یوسفم پیراهنت به سینه ، چه یعقوب مانده ام *امام زمان هم در ناحیه مقدسه یه اشارهٔ اینجوری دارند ... میفرمایند سلام بر اون بدنهایی که گرگهای درندهٔ کربلا ، این بدنهارو پاره پا

با صبر در نهایت ایوب مانده ام

با داغ تو چو مریم مصلوب مانده ام

*حسین جانم ... داداش خوبم ... قول و قراری که داشتیم همه رو داشتم ... بی صبری نکردم . بی طاقتی نکردم . حسین جانم ... آبروتو حفظ کردم داداش ...*

با صبر در نهایت ایوب مانده ام

با داغ تو چو مریم مصلوب مانده ام

تا باز گردی از سفر گرگ ، یوسفم

پیراهنت به سینه ، چه یعقوب مانده ام

*امام زمان هم در ناحیه مقدسه یه اشارهٔ اینجوری دارند ... میفرمایند سلام بر اون بدنهایی که گرگهای درندهٔ کربلا ، این بدنهارو پاره پاره کردند ... سوال اینه! ... اینهمه درنده ! چرا نگفتن شیرها ؟! چرا نگفتن روباه ها ؟! چرا نگفتن سگهای درنده ؟! اینهمه درنده ... چرا اینقدر روی گرگ تکیه میکنند این خانواده ؟! ...

برای این که خصلت گرگ اینه گرسنه هم نباشه ، پاره میکنه ... بقیه درنده ها یه شکار که میکنند به بقیه دیگه کاری ندارن ... اما گرگهای صحرای کربلا ، علی اکبر رو پاره کردند ... اومدن سراغ قاسم ... قاسم رو پاره پاره کردند ، اومدند سراغ عباس ... رفقا ...گرگهای کربلا به شیرخواره هم رحم نکردند ...*

حسین ... غریب کربلا حسین ...

حسین ... شهید سر جدا حسین ...

*به جان أباعبدالله قسمت میدم به این چشمات التماس کن ... نکنه من این حرفارو بزنم چشمات خشک بمونه و من خجالت بی بی رو بکشم ...*

تا باز گردی از سفر گرگ ، یوسفم

پیراهن به سینه چو یعقوب مانده ام

*مگه به همین جا ختم شد! ...*

کاش دشمن کمی حیا میکرد

ختم میشد مصیبتت اینجا

بوی جسم حسین می آید

از چهل نعل تازه می‌ آید

*به همین جا ختم شد؟! نه ... مگه دست از سر حسین برداشتند! ... حسین جانم ....*

مبهوت آن شب و لب خیزرانی أم

*بابا ولش کنید ... بدنشو که توی کربلا پاره پاره کردید و ولش کردید ... سرشو چهل منزل روی نیزه ها ... چرا دست از سر حسینم برنمیدارید ...*

مبهوت آن شب و لب خیزرانی أم

در راز گفتگوی لب و چوب مانده م

در قتلگاه تو ، نفسم پرسه میزند

من در همان حوالی آشوب مانده ام

من درشُکوه و دلهره ، درعشق و اضطراب

در لحظه ٔ وداع تو ای خوب مانده ام

*نگاه میکردم روی ذوالجناح نشستی حسین جانم ... مثل کوه روی ذوالجناح ... با خودم حیرون مونده بودم ... این همونه که اینهمه داغ  دیده! ... شکوه تورو میدیدم ...

از یه طرف دلهره داشتم نکنه اینم از دستم بره ...*

من در شکوه و دلهره ، در عشق و اضطراب

در لحظهٔ وداع تو ای خوب مانده ام

*بحق زینب سلام الله علیها ... ده مرتبه دستهای گدایی به درگاه الهی بلند کن ده مرتبه بگو یا الله...

]]>
مناجات و توسل زیبا_ویژه فاطمیه _کربلایی حنیف طاهری 2017-02-25T14:00:12+01:00 2017-02-25T14:00:12+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5807 خادم الشهداء (بازم داره صدا میادصدای مجلس عزاصدای مادری میادتو سر صدای کوچه ها ...کی میدونه چی میگذرهتو دلِ بچه سیّدا ....) 2(گوشۀ چادرش مثهِ ضریحجایِ دخیلِ بستۀ منهچادر وصله دارِ فاطمهپناه قلبِ خستۀ منهِ ...)2(اشکِ همه گریه کنااز آب حوضِ کوثرِ ...گریه کنا همه بیایدکه دم دمای آخرِ .....مجلس روضه واسۀشهادت یه مادرِ ....)2دوسش دارن زمین و آسمونفدایی داره قدّ کهکشونگریمونِ از اینه آخه چراکمون شده قدِش،جوون جوون(صاحب قبرِ بی نشونکم نشه سایت از سرم)2از صدقه سرِ توئهِاشکِ تو چشمای ترمدلم هواتو کرده وبهم بگو کجا بر

(بازم داره صدا میاد
صدای مجلس عزا

صدای مادری میاد
تو سر صدای کوچه ها ...

کی میدونه چی میگذره
تو دلِ بچه سیّدا ....) 2

(گوشۀ چادرش مثهِ ضریح
جایِ دخیلِ بستۀ منه

چادر وصله دارِ فاطمه
پناه قلبِ خستۀ منهِ ...)2

(اشکِ همه گریه کنا
از آب حوضِ کوثرِ ...

گریه کنا همه بیاید
که دم دمای آخرِ .....

مجلس روضه واسۀ
شهادت یه مادرِ ....)2

دوسش دارن زمین و آسمون
فدایی داره قدّ کهکشون

گریمونِ از اینه آخه چرا
کمون شده قدِش،جوون جوون

(صاحب قبرِ بی نشون
کم نشه سایت از سرم)2

از صدقه سرِ توئهِ
اشکِ تو چشمای ترم

دلم هواتو کرده و
بهم بگو کجا برم  .....

صاحب سنگ قبر و بی نشون
حرم داری میونِ قلبمون

میگیرِ انتقامتو یه روز
دولتِ عدلِ صاحب الزمون ....

آقا بیا ... آقا بیا ...

 
   
]]>
مناجات و توسل _ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها_کربلایی محمد حسین پویانفر 2017-02-25T13:53:09+01:00 2017-02-25T13:53:09+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5806 خادم الشهداء تا که جان هست ، گدایم به عطایای حسنسرمه ی چشم ترم ، خاک کف پای حسنمقصد سیر و سلوکم ، شده کوه کرمشغرق احسان شده ام ، در دل دریای حسنمادرم خادمه ی مادر مظلومه ی اوپدرم تعزیه دارِ غم بابای حسنخوب رویان جهان مست مه طلعت اوبرده غارت دل من ، زلف چلیپای حسنالدخیلم شده بر قاسم گلگون کفنشسر من باد فدای گل رعنای حسنغصه هایش نتوانم که شمارش بکنمخم شد عالم کمرش ، از غم عظمای حسن*بیاییم امشب گریه هامونو هدیه کنیم به پدران و مادرامون ... اونایی که محبت اهلبیت رو لقمه کردند به دهان ما گذاشتند ... گوشت و

تا که جان هست ، گدایم به عطایای حسن
سرمه ی چشم ترم ، خاک کف پای حسن

مقصد سیر و سلوکم ، شده کوه کرمش
غرق احسان شده ام ، در دل دریای حسن

مادرم خادمه ی مادر مظلومه ی او
پدرم تعزیه دارِ غم بابای حسن

خوب رویان جهان مست مه طلعت او
برده غارت دل من ، زلف چلیپای حسن

الدخیلم شده بر قاسم گلگون کفنش
سر من باد فدای گل رعنای حسن

غصه هایش نتوانم که شمارش بکنم
خم شد عالم کمرش ، از غم عظمای حسن

*بیاییم امشب گریه هامونو هدیه کنیم به پدران و مادرامون ...
اونایی که محبت اهلبیت رو لقمه کردند به دهان ما گذاشتند ...
 گوشت و پوستمون شده اهلبیت الحمدلله ...
 انگار یه عده تو این شهر نمیدونن این ایام فاطمیه هست ....*

مادرم خادمه ی مادر مظلومه ی اوست
پدرم تعزیه دارِ غم عظمای حسن

غصه هایش نتوانم که شمارش بکنم
خم شد عالم کمرش از غم عظمای حسن

پیش چشمان حسن ، مادر او را کشتند
آه مادر ، شده ورد لب شبهای حسن

گفت لایوم کیومک ، دم آخر به حسین
ریخت زینب به هم از ذکر حسین وایِ حسن

 
   
]]>
سینه زنی سنگین _ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها_حاج محمود کریمی 2017-02-24T10:38:49+01:00 2017-02-24T10:38:49+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5805 خادم الشهداء اگر خشکم اگر زردم،درخت رو به پاییزم (تمام برگ هایم را،به پاهای تو میریزم) 2علی جانم علی جانم.... چه نیرو میدهد بر من،نگاه چشم های تو بیا بنشین کنار من،که از عشق تو برخیزم الا ای دست رحمت،دست هایم را نمیگیری که دراین لحظه ی آخر،به دامانت بیاویزم علی جانم علی جانم.... ***تو آن تنهاترین هستی،یل خانه نشین هستی من آن تنها زنی هستم،که از درد تو لبریزم الهی بشکند دستی که باعث شد به پیش تو از اینکه مقنعه از چهره برگیرم بپرهیزم غریبی،خوب میدانم ولی کمتر بیا خانه ...خجالت میکشم وقتی به پایت بر نمیخیزم&nbs

اگر خشکم اگر زردم،درخت رو به پاییزم
(تمام برگ هایم را،به پاهای تو میریزم) 2

علی جانم علی جانم....

چه نیرو میدهد بر من،نگاه چشم های تو
بیا بنشین کنار من،که از عشق تو برخیزم

الا ای دست رحمت،دست هایم را نمیگیری
که دراین لحظه ی آخر،به دامانت بیاویزم

علی جانم علی جانم....

***
تو آن تنهاترین هستی،یل خانه نشین هستی
من آن تنها زنی هستم،که از درد تو لبریزم

الهی بشکند دستی که باعث شد به پیش تو
از اینکه مقنعه از چهره برگیرم بپرهیزم

غریبی،خوب میدانم ولی کمتر بیا خانه ...
خجالت میکشم وقتی به پایت بر نمیخیزم

     ]]>
سینه زنی سنگین _ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها_حاج حسین سازور 2017-02-24T10:13:44+01:00 2017-02-24T10:13:44+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5804 خادم الشهداء گاهی به یک نگاه سخن گفته میشود2 ناگفته های شوهر و زن گفته میشود2حالا که ظاهر تو به سنت نمیخورد2راز سه ماهه ی پیر شدن گفته میشوددست مرا که بست به دستت غلاف زد2در این ورم خجالت من گفته میشود****بی بی جانم .... فاطمه جان ....علی شرمنده شد .... خودتو فدایی علی قرار دادی ...*یک روز میرسد که دراین کوچه های تنگحتما دلیل بغض حسن گفته میشود2ای شمع آب رفته ی من دلخوشم فقطبه چند استخوان که بدن گفته میشودشانه بزن که درد دل بچه‌ها به تو در لحظه های شانه زدن گفته میشود روزی به چادر تو حیا گفته میشود2

گاهی به یک نگاه سخن گفته میشود2
ناگفته های شوهر و زن گفته میشود2

حالا که ظاهر تو به سنت نمیخورد2
راز سه ماهه ی پیر شدن گفته میشود

دست مرا که بست به دستت غلاف زد2
در این ورم خجالت من گفته میشود

***
*بی بی جانم .... فاطمه جان ....
علی شرمنده شد .... خودتو فدایی علی قرار دادی ...*

یک روز میرسد که دراین کوچه های تنگ
حتما دلیل بغض حسن گفته میشود2

ای شمع آب رفته ی من دلخوشم فقط
به چند استخوان که بدن گفته میشود

شانه بزن که درد دل بچه‌ها به تو
در لحظه های شانه زدن گفته میشود
 
روزی به چادر تو حیا گفته میشود2
روزی به چادر تو کفن گفته میشود2

 
   
]]>
سینه زنی سنگین جانسوز آذری _شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها_کربلایی مهدی رسولی 2017-02-24T10:03:07+01:00 2017-02-24T10:03:07+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5803 خادم الشهداء مَن گَرَک هَر دَردیمی ، سَنَن بُلِیدیم بُلمَدیم(من باید دردمو از تو میدونستم که ندونستم)مَن گُرَک غُسلی وِرَن ، ساعت اُلیدیم اُلمدیم(من باید اون ساعتی که غسلت میدادم ، میمردم که نمردم)اُولمَدیم قالدیم جِنازً اُوستَ سینَه داغلادیم 2(نمردم و موندم بالای سر جنازه ، سینه سوز شدم)اُولمَدیم اُوز اُللِّریملَ گُوزلَرینی باغلادیم(نمردم بادستای خودم چشمات رو بستم)یارالی زهرا،گِت سَنی تاپشِردیم اللّها،یارالی زهرا(زهرای زخمی،برو سپردمت به خدا، زهرای زخمی )***دُویموشام جانَ داخی سَنسیز جَهانی نِیلییم 2(از جا

مَن گَرَک هَر دَردیمی ، سَنَن بُلِیدیم بُلمَدیم
(من باید دردمو از تو میدونستم که ندونستم)
مَن گُرَک غُسلی وِرَن ، ساعت اُلیدیم اُلمدیم
(من باید اون ساعتی که غسلت میدادم ، میمردم که نمردم)

اُولمَدیم قالدیم جِنازً اُوستَ سینَه داغلادیم 2
(نمردم و موندم بالای سر جنازه ، سینه سوز شدم)
اُولمَدیم اُوز اُللِّریملَ گُوزلَرینی باغلادیم
(نمردم بادستای خودم چشمات رو بستم)

یارالی زهرا،گِت سَنی تاپشِردیم اللّها،یارالی زهرا
(زهرای زخمی،برو سپردمت به خدا، زهرای زخمی )

***
دُویموشام جانَ داخی سَنسیز جَهانی نِیلییم 2
(از جانم سیر شدم دنیا رو بی تو نمیخوام)
قُرخورام سَنَّن سُرا دُنیادَ چُوخ عُمر اِیلیّیم
(می ترسم بعدِ تو،تو این دنیا زیاد عمر کنم)

اُولمَرَم بو صَبرُ طاقت ، کِ مَنیم وار فاطمه
(فاطمه نمی میرم بااین صبرُ و طاقتی که من دارم)
آچ گُزون سیندِرما دُوستُ دُشمَنیم وار فاطمه
(فاطمه چشماتو بازکن نزار بشکنم پیش دوست و دشمن)

(اِلَدیردی خانوم ....)
(آقا هی میگفت خانومم ....)

***
لَکَه قان دُشمُوش گُزون آچ ، یُومّا یاندِرمامَنی 2
(باز کن چشمی که خون در اون افتاده نبند و نزار بسوزم)
آندُولا اُوز جانِیوَ زَهرا اُوتاندِر مامَنی ....
(قسم به جان عزیز خودت منُ خجالت زده نکن)

مَن نِجَ سیلی گُوَردَن صورَتَ تُوپراق اُوپوم
(من چطور از وقتی سیلی رو دیدم صورت خاک رو ببوسم؟)
مَن نِجَ اُز اُللَّریم جِسمی وَ خَلعَت وُروم
(من چطور با دستای خودم کفن پوشت کنم؟)

یارالی زهرا،گِت سَنی تاپشِردِیم اللّها،یارالی زهرا
(زهرای زخمی،برو سپردمت به خدا، زهرای زخمی)

***
دِلخُوشوُیدُوم عُمرُومَ سَنّن سَنی اُولدُور دُولَر
(به زندگی با تو دلخوش بودم که تورا هم کُشتن)
مین ایل عُمراِتسَم چَتین بیردَ یُوزوم سَنسیز گُولَ
(هزار سال هم اگه عمر کنم سخته بی تو خنده به روم بیاد)

اِتدیلَر جِبریئل اُوپَن دَرگاهَ مَقتَل فاطِمه
(درگاهی که حضرت جبرییل بوسیده بود رو مقتل فاطمه کردند)
چُوخ یُورول مُوشدون بیرآزعُمروندَ دینجَل فاطمه
(خیلی خسته شده بودی،یکم استراحت کن فاطمه جان )

دینجَل ای عُمروندَ بالشَ باش قویمویان
(خیلی خسته شده بودی، توای که سر به بالشت نگذاشتی)
دینجَل ای جاناّن دُویان اُوقلی حُسینَن دُویمویان
(استراحت کن ای که از جان خود سیر شدی و از حسینت سیر نشدی)

یارالی زهرا،گِت سَنی تاپشِردیم اللّها،یارالی زهرا
(زهرای زخمی،برو سپردمت به خدا،زهرای زخمی)

(با تشکر از آقایان یاری و احمدی برای تایپ و ترجمه)

    ]]>
روضه و مناجات جانسوز_ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها سال 95_سید مهدی میرداماد 2017-02-24T09:57:02+01:00 2017-02-24T09:57:02+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5802 خادم الشهداء نام تو را نوشتمُ پشت جهان شکست 2 آهسته ازغم تو،زمین و زمان شکست پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین گفتم که فاطمه،کمر آسمان شکست هجده بهار دیدی و درسوگ تو،دلم بعد ازهزاروسیصد وچندین خزان شکست ای دل بسوز و بشکن،تا باوارت شود حتما دری که سوخته را می توان شکست باهر دری که بعد نگاه تو باز شد انگار در گلویِ علی استخوان شکست2 *حسینِ،ثمرۀ وجود مادرِ،تو حدیث کساء وقتی ابی عبدالله اومد محضر بی بی،اجازه بگیره،سوال کرد کیا هستن؟* اِنّی اَشَمُّ رایَحَهَ جَدّی*بی بی و

نام تو را نوشتمُ پشت جهان شکست 2

آهسته ازغم تو،زمین و زمان شکست

پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین

گفتم که فاطمه،کمر آسمان شکست

هجده بهار دیدی و درسوگ تو،دلم

بعد ازهزاروسیصد وچندین خزان شکست

ای دل بسوز و بشکن،تا باوارت شود

حتما دری که سوخته را می توان شکست

باهر دری که بعد نگاه تو باز شد

انگار در گلویِ علی استخوان شکست2

*حسینِ،ثمرۀ وجود مادرِ،تو حدیث کساء وقتی ابی عبدالله اومد محضر بی بی،اجازه بگیره،سوال کرد کیا هستن؟* اِنّی اَشَمُّ رایَحَهَ جَدّی*بی بی وقتی فرستادش بااین خطالب:* یا ثَمَرَةَ فُؤادی * حسینشُ اینجوری صدا زد"و*یاقُرَّةَ عَیْنی*مادر همۀ بچه هاشو دوست داره، اما هر کدومُ یه جور دوست داره"

همه رو یجور دوست داره همه رو یه اندازه دوست داره؛ اما بعضی دوست داشتنا فرق داره" من از مدینه می خوام *ببرمت کربلا ..*

چند جا تو مدینه بی بی یادِ کربلا کرد" (حسینِ شش هفت سالِ هنوز نه کربلایی هست نه) اما بی بی یاد کربلا کرد، چند جا یاد کرد . کجاها یادِ کرد؟؟

اون وقتی که زینبش رو صدا کرد،کفن ها رو داد به زینب؛کفن اول مالِ منِ دخترم، میدی بابات علی، (تصور کن یه دختر چهارساله) کفن دوم مالِ بابات علیِ، میدی داداش حسنت یه روزی؛ کفن سوم مالِ برادرت حسنِ ؛ وقتی بقچه رو بست زینب مات و متحیّر(اینو من میگما : خوب خدا رو شکر حسینم سالمِ ... حسینم هست ، حتما من زودتر ازحسین میرم که کفنِ حسینُ به من نسپرده)اما یه مرتبه دید یه پیراهن رو داد تو بقل زینب ....

زینبم یه روزی میاد کربلا .. الله اکبر ..

حسینت ازت جدا میشه،به جایِ من پیراهنُ بهش بده ... زیر گلوشُ ببوس زینب ..." این یه جا یاد کربلا کرد ... یه جا دیگه ش رو بگم معطلت نکنم ...

یه جا دیگه هم یاد کربلا کرد وقتی شبِ آخر همه حرف هاشو به علی زد ... همه وصیتاشو گفت ... مادرِ ما همه حرفاشو زد ... همه وصیت هاشو به علی گفت ... یه نفسی کشید ... یه آهی کشید ... صدا زد *لاتَنسی قَتیلِ الاعَدا ...* حسینمُ تشنه می کشن .... حواست به حسینم باشه علی ... از بابام شنیدم بین دو نهر آب ... هی صدا میزنه العطش ...

حسین ...

بریم کربلا ...

میان عاشق ومعشوق رمز بسیاراست

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید ...

مادر مدینه دو جا یاد کربلا کرد و یاد حسین کرد ...

حسینشم تلافی کرد ... دو جا سراغ دارم یادِ مادرش افتاد ... یاد مدینه افتاد بگم یا نه؟؟

یه جا اون لحظه ای بود ... (یا صاحب الزمان من معذرت میخوام) یه جا وقتی پیراهن عربیش رو بالا زد .... وقتی تیر حرمله به قلبش خورد ...*فَرَمَاه حَرملَةُ سَهمٌ مَسمومٌ محدَّدُ ثَلاثُ شُعَبٍ*.... هر کاری کرد تیرُ از روبرو دربیارِ نشد .... کمرشُ خم کرد ....

حالا چرا حرف مدینه شد؟؟؟ وقتی سینه ش سوراخ شد ... مقتل میگه : فَجَرّدَ کَلمیزاب .... عین ناودون از سینه ش خون میریزه ..... دیدن دو دستی زیر خون ها رو گرفت ... هی میمالید به محاسنش .... (چی می گفت ؟؟) می گفت منُ مدینه کشتن ....

اون روزی که مادرمُ تو کوچه ها زدن .....

وای .......

خدایا همین یه دونه آدمُ میکشه ... رحمت خدا به این ناله ها ....

یه جا دیگه هم یاد مادرش کرد .....بگذریم ...بزار ادامه ش رو بگم هی محاسنش رو به خون خودش خضاب کرد ... اما دیگه نتونست رو اسب بمونه ... همچین که اومد از رو اسب بیفته دیدن زیر لب میگه :*بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ...*

هوا زجور مخالف چو قیر گون گردید

عزیز فاطمه از اسب ......

حسین ......

ای خدا به این مادرُ پسر ...

به زائر پهلو شکستۀ کربلا فرج امام زمان را برسان .....



]]>
سینه زمینه بسیار زیبا_ویژه فاطمیه _شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها _سید مجید بنی فاطمه 2017-02-24T09:45:49+01:00 2017-02-24T09:45:49+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5800 خادم الشهداء {(بی تابِ بی تابم از عشقِ مولا عشقِ مولا دارم با اذن زهرا)۲(عالم و آدم افتاده همه بر پای مادرعالم و آدم با مادر همه قربانِ حیدر)۲الهی ای فلک دیگر نگردیاگر دور سر حیدر نگردی ...الهی ای نفس بی یادِ زهرا اگر رفتی به سینه  برنگردی }۲ ***ذکرِ اعجازِ پیمبر یا زهرا ۲هو هو یِ شمشیر حیدر یازهرا ۲(سپرِ جانِ پیغمبر تن و‌جان مولا بودبلا گردونِ حیدر هم تویِ کوچه زهرا بود)۲امیر المؤمنین یاشاه  مرداندل ناشاد ما را شاد گردان همین است و همین است وهمین استفقط حیدر امیرالمؤمنین است***بی تابِ بی تابم

{(بی تابِ بی تابم از عشقِ مولا
عشقِ مولا دارم با اذن زهرا)۲

(عالم و آدم افتاده همه بر پای مادر
عالم و آدم با مادر همه قربانِ حیدر)۲

الهی ای فلک دیگر نگردی
اگر دور سر حیدر نگردی ...
الهی ای نفس بی یادِ زهرا
اگر رفتی به سینه  برنگردی }۲

 ***
ذکرِ اعجازِ پیمبر یا زهرا ۲
هو هو یِ شمشیر حیدر یازهرا ۲

(سپرِ جانِ پیغمبر تن و‌جان مولا بود
بلا گردونِ حیدر هم تویِ کوچه زهرا بود)۲

امیر المؤمنین یاشاه  مردان
دل ناشاد ما را شاد گردان
همین است و همین است وهمین است
فقط حیدر امیرالمؤمنین است

***
بی تابِ بی تابم از عشقِ مولا
عشقِ مولا دارم با اذن زهرا
عالم و آدم افتاده همه بر پای مادر
عالم و آدم با مادر همه قربانِ حیدر
 
الهی ای فلک دیگر نگردی
اگر دور سر حیدر نگردی
الهی ای نفس بی یادِ زهرا
اگر رفتی به سینه برنگردی

 ***
(هر لحظه که دستِ مادر میلرزهِ
زانوهایِ مرد خیبر میلرزه)۲

(حالُ روزِ اهل خونه پریشونُ گریونه
از همون روزی که مادر قدِخم برگشت خونه )۲

فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد
به طفلی رَخت ماتم بر تنم کرد
الهی بشکنه دست مغیره
میون کوچه ها بی مادرم کرد ..


    ]]>
روضه و مناجات جانسوز_ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها سال 95_سید مهدی میرداماد_قسمت اول 2017-02-24T09:36:59+01:00 2017-02-24T09:36:59+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5798 خادم الشهداء گره فتاده به کارم گره گشایی کن  *آقای من* به یک نگاه،دلِ خسته را خدایی کن *یه جوری این فاطمیه ناله کنید که دل امام زمان تسلی پیدا کنه" امام صادق فرمود خدا رحمت کنه اونی که برا مادر ما بلند گریه کنه،بلند ناله بزنه ..." با آقات هم ناله بشی مورد نگاهش و لطفش قرار می گیری* آقاجان ... دعای گوشه نشینان بلا بگردانت مرا خلاص زداغ غم جدایی کن *آقاجانم .... همه امیدم اینه فاطمیه بیاد من از جدایی واز فراق فاصله می گیرم"دلخوشیم اینه* عزای فاطمه آمد سیاه پوشیدم *من بع

گره فتاده به کارم گره گشایی کن

 *آقای من*

به یک نگاه،دلِ خسته را خدایی کن

*یه جوری این فاطمیه ناله کنید که دل امام زمان تسلی پیدا کنه" امام صادق فرمود خدا رحمت کنه اونی که برا مادر ما بلند گریه کنه،بلند ناله بزنه ..." با آقات هم ناله بشی مورد نگاهش و لطفش قرار می گیری*

آقاجان ...

دعای گوشه نشینان بلا بگردانت

مرا خلاص زداغ غم جدایی کن

*آقاجانم .... همه امیدم اینه فاطمیه بیاد من از جدایی واز فراق فاصله می گیرم"دلخوشیم اینه*

عزای فاطمه آمد سیاه پوشیدم

*من بعد محرم و سفر این پیراهنُ بوسیدم گذاشتم کنار ... تا رنگ و بوی فاطمیه اومد، تا صدای عزا و چاووش فاطمه آمد دوباره رفتم پیراهنمُ درآوردم*

 عزای فاطمه آمد سیاه پوشیدم

بیا و با دلِ بیچاره هم نوایی کن ...

به روضه های محرم به فاطمیه قسم

به پای بیرق هیئت مرا فدایی کن

*کیه که دلش نخواد فداییِ این اسم نشه؟؟ به یاد همۀ شهدا، وقتی اسم مادر میومد وسط ، همه سبقت می گرفتن برا رفتن ... مگه نشنیدی سر سبند یا زهرا دعوا بودِ تو جبهه ها ....خوشحالیشون ، ذوقشون ، نهایت آرزوشون این بود پشت پیرهنشون بنویسن:

میروم تا انتقام سیلیِ مادر بگیرم ..

مگه میشه فاطمیه بیاد ما یاد شهدا نکنیم ؟؟؟ فدات بشم بی بی جان ...*

به روضه های محرم به فاطمیه قسم

به پای بیرق هیئت مرا فدایی کن ...

*دل میدی چی میگم ببینم حقشُ ادا می کنی یا نه ...*

قسم به چادر خاکی قسم به روی کبود

مرا شهیدِ شهیدان کربلایی کن ....

یاصاحب الزمان بیا*

 بخوان انا ابن علی رابه صبح روزظهور

ضریحِ فاطمه را ظهر،رونمایی کن ...

*شنیدم اول جایی که میری مدینۀ مادرت زهراست ..."

]]>
روضه و مناجات جانسوز_ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها سال 95_سید مهدی میرداماد_قسمت پایانی 2017-02-24T09:34:45+01:00 2017-02-24T09:34:45+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5799 خادم الشهداء مارم با خودت مدینه ببر ... قول میدم دست و پاگیرت نباشم ..." قول میدم منم باهات برا مادرت گریه کنم ... قول میدم وقتی رفتی کنار قبر پیغمبر ، وقتی صدا زدی مادرم رو به چه گناهی کُشتید؟؟  منم بلند بگم وای مادر ... قول میدم مستمع باشم تو روضه ت ...(نه مستمع معمولی) مگه نفرمود برا مادر ما بلند گریه کنید " قول میدم ... فقط شماهم یه قول به ما بده " ... یه جمله برا ما روضه بخوون آقاجان ...." روضه تم نمی خواد باز باشه " فقط یه بار بزن به سینه ت بگو وای مادر ... مادر مادر ... ب


مارم با خودت مدینه ببر ... قول میدم دست و پاگیرت نباشم ..." قول میدم منم باهات برا مادرت گریه کنم ... قول میدم وقتی رفتی کنار قبر پیغمبر ، وقتی صدا زدی مادرم رو به چه گناهی کُشتید؟؟

 منم بلند بگم وای مادر ...

قول میدم مستمع باشم تو روضه ت ...(نه مستمع معمولی) مگه نفرمود برا مادر ما بلند گریه کنید " قول میدم ...

فقط شماهم یه قول به ما بده " ... یه جمله برا ما روضه بخوون آقاجان ...." روضه تم نمی خواد باز باشه " فقط یه بار بزن به سینه ت بگو وای مادر ...

مادر مادر ...

به قول آذری زبان ها ، میخوان بی بی رو صدا بزنن دستشونو مشت می کنن ، اینجوری صدا میزنن :

آخ ... جوان نَنَه ...

یارالی نَنَه ...

یعنی مادرِ زخمیِ من ...

یارالی نَنَه ..

یارالی به کسی میگن که(الله اکبر)،یه موقع هست خودت رد میشی از کنار دیوار دستت می گیره  به یه میخی به یه چوبی رو دیوار خراش برمیداره ...

.... خودت داری رد میشی زخمی میشی .... به این نمیگن یارالی .... یارالی یعنی کسی که زخمیش کنن ...

مادر ما باردار بین در و دیوار رفت ....

داد بزنTگفت برم پشت در شاید حیا کنن،شاید بگن این دختر پیغمبرِ ،شاید خجالت بکشن برگردن ...

علی بشین آقا ....

رفت پشت در ... حیا نکردن ... خجالت نکشیدن ... چنان لگدی زدن .....

سیدا فاطمیه باید سیاه بشن،کبود بشن ، زخمی بشن"

به خدا فاطمیه سخت تر از محرمِ .... محرم انقد لطمه میزنی همه دو طرفِ صورتت کبودِ ...

امام باقر فرمود: فاطمیه برا ما سخت ترِ ... تلخ ترِ ... آخه عاشورا اومدن برن طرف خیمه ها ابی عبدالله نزاشت،فرمود من هنوز زنده ام ،نفس دارم ،اگه دین ندارید آزاد مرد باشید

اما فاطمیه جلو چشم علی*

من ایستاده بودم

 دیدم که همسرم را

دشمن گهی به کوچه

گاهی به خانه میزد

گردیده بود قنفذ همدست با مقیره

او با قلاف شمشیر

وای مادر ...


]]>
سینه زنی واحد_ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها سال 95_سید مهدی میرداماد 2017-02-24T07:27:01+01:00 2017-02-24T07:27:01+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5796 خادم الشهداء {(به هر مادری که محب شماستشما یاد دادی مادری کردنُ) 2(خدا خیر بده مادرایی رو که 2به ما یاد دادن نوکری کردنُ)2}2(از شیر حلال مادر بودِ ...که سینه زنِ توام ای مادر ...) 2همیشه دعای مادر بودِکه ما رو کشونده پایِ منبر(اونی که دعا کرد دلم روبه راه شه 2همونِ که میگن بهشت زیر پاشه) 2***تو آغوش آرامشِ مادرِکه حس می کنم سایه تِ رو سرم(منم شک ندارم به تو میرسمبابوسیدنِ دستای مادرم ) 2(من بر هرجا که رسیدم بایدمدیون دعای مادر باشمخاکِ چادرِ تو یادم دادهباید خاکِ پای مادر باشم 2) 2جلو پای مادر تاعمر داری پاش

{(به هر مادری که محب شماست
شما یاد دادی مادری کردنُ) 2
(خدا خیر بده مادرایی رو که 2
به ما یاد دادن نوکری کردنُ)2}2

(از شیر حلال مادر بودِ ...
که سینه زنِ توام ای مادر ...) 2
همیشه دعای مادر بودِ
که ما رو کشونده پایِ منبر

(اونی که دعا کرد دلم روبه راه شه 2
همونِ که میگن بهشت زیر پاشه) 2

***
تو آغوش آرامشِ مادرِ
که حس می کنم سایه تِ رو سرم
(منم شک ندارم به تو میرسم
بابوسیدنِ دستای مادرم ) 2

(من بر هرجا که رسیدم باید
مدیون دعای مادر باشم
خاکِ چادرِ تو یادم داده
باید خاکِ پای مادر باشم 2) 2
جلو پای مادر تاعمر داری پاشو 2
تو قلب ما هیشکی نمیگره جاشو

(اونی که دعا کرد دلم روبه راه شه
همونِ که میگن بهشت زیر پاشه) 2

***
(منِ کم بضاعت بازم اومدم
شنیدم بازم روضه داره علی)2
فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ یا فاطمه
به حق دلِ بی قرارِ علی

(با چادر سیاه ِ مادرهامون
سیاهی زدیم برای روضه ت) 2
بچه هایِ مادراییم اما
هی قد می کشیم به پایِ روضه ت
توی فاطمیه نفس تازه کردیم
تو این شبها دورِ یه مادر میگردیم

اونی که دعا کرد دلم روبه راه شه
همونِ که میگن بهشت زیر پاشه

***
من غم ومهر حسین باشیر از مادر گرفتم
روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

برمشام جان زدم یک قطره ازبوی حسین
سبقت از عود و گلابُ نافهُ انبر گرفتم

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه ی آب فرات ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بقل قبر شهید کربلا ...

بلند بگو حسین .....

 
  
]]>
روضه و توسل جانسوز_ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها _حاج حسن خلج 2017-02-23T12:54:13+01:00 2017-02-23T12:54:13+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5795 خادم الشهداء السلام علیک یا فاطمة الزهراء نوای غم دلم دوشینه می زد سیاهی سایه بر آئینه میزد دل من ، پابرهنه ، اشک ریزان پی تابوت زهرا سینه میزد *دارم روضه ی امام حسن میخونم ...* نوای غم دلم دوشینه میزد سیاهی سایه بر آئینه میزد *خودم دیدم ... جلوی چشمم ... فقط من بودم و مادرم ... «یتیمانه گریه کنید امروز» ...* دل من ، پابرهنه ، اشک ریزان پی تابوت مادر ، سینه میزد *فرمود عبدالزهرا چرا روضه منو نمیخونی؟! عرض کرد آقا جانم ، کار من روضه خونیه ... مکرر خوندم مصائب شمارو ...

السلام علیک یا فاطمة الزهراء

نوای غم دلم دوشینه می زد

سیاهی سایه بر آئینه میزد

دل من ، پابرهنه ، اشک ریزان

پی تابوت زهرا سینه میزد

*دارم روضه ی امام حسن میخونم ...*

نوای غم دلم دوشینه میزد

سیاهی سایه بر آئینه میزد

*خودم دیدم ... جلوی چشمم ... فقط من بودم و مادرم ... «یتیمانه گریه کنید امروز» ...*

دل من ، پابرهنه ، اشک ریزان

پی تابوت مادر ، سینه میزد

*فرمود عبدالزهرا چرا روضه منو نمیخونی؟! عرض کرد آقا جانم ، کار من روضه خونیه ... مکرر خوندم مصائب شمارو ... فرمود نه عبدالزهرا ، روضه من زهر و جگر پاره پاره نیست ... شما بفرمایید پس منظور چیه ، منم همونو بگم ... *

یارب! نصیب هیچ غریبی دگر مکن

روضه من اینه

داغی که گیسوان حسن را سپید کرد

با صد امید حامی مادر شدم ، ولی

دستش ز سر گذشت و مرا ناامید کرد

*وای مادرم ، مادرم ، مادرم ...*

دلی پر درد ، نَشتَر خورد آخر

نشتر:زخم زدن با نوک فلز

*این فکر رها نمی کنه منو ... آرامم نمیذاره ... از روز هفت صفر تا امروز ، هروقت روضه امام حسن خونده میشه ، رفقای من که با من توی مجالس هستند شاهد من هستند ، تا اسم امام حسن پیش میاد ، این صحنه برام تداعی میشه ...

زینب دید یه گوشه کِز میکنه ... حسین بلند بلند گریه میکنه ، زینب ناله میزنه ... اما تنها کسی که صداش درنمیاد ، همش یه گوشه خیره خیره نگاه میکنه ...

دل رو زد به دریا ، اومد کنار داداش نشست ... آخه حالا دیگه زینب مادر این خونه هست ... برای حسن و حسین مادری میکنه ... اومد کنار امام حسن نشست ... دست دور گردن برادر انداخت ...

داداش...

بین ما بچه ها ، شما بزرگ مائی ... چرا اینجور میکنی؟! ... اگه شما بی تاب بشی ، شما اینجور افسرده بشی ، من با ام کلثوم چه کنم ؟! ... چیه خب ؟! حرفتو بزن ، بریز بیرون ، راحت شو ، بامن درد و دل کن ... تو که میدونی من ام المصیبتم ...

سرشو بلند کرد گفت زینب جان ! ... یادته مادرم میخواست بره سراغ فدک ، به من گفت حسن جان ! ... به بابات مه نمیتونم بگم ... اما یه مرد باید همراه من باشه ...

زینب ...

اونی که داره منو آتیش میزنه ، اینه ... ««مادرم روی من حساب کرده بود »» ...

اما زینب!

توی کوچه خوب شد شماها نبودید ... مرتیکه لندهور ، با اون قد درازش از روبرو رسید ...

منم قدم کوچیکه ... جلو رفتم سینمو سپر کردم گفتم هان ، چیه ، چی میخوای ، جلو نیا ...

اما زینب دستش از روی سرم رد شد ... یه وقت دیدم مادرم داره با دست دنبال من میگرده ...*

یا زهرا ...



]]>
سینه زمینه زیبا_ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها _کربلایی حنیف طاهری 2017-02-23T12:47:32+01:00 2017-02-23T12:47:32+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5794 خادم الشهداء (گوشه نشین بغضم،یه کوه دردم آقاهر کاری میتونستم،برا تو کردم آقا) ۲(خواهشمو ببین،تو چشمای ترممنتظر توأم،اجازه بدی برم) ۲(خسته ام از دشمناتخسته ام از غربتاتاگه اجازه ندیمن می مونم پا به پات) ۲(علی ... ای جانم) ۴***{(عرش خدا میلرزه،با اشک چشم مظلوم) ۲تا اشکاتو پاک کنم،کمک بده به بازوم } ۲{دق میکنم برات،بی کس و یاوریقرآن بخون برام،این دمای آخری} ۲{کشته منو گریه هاتگریه هایِ بی صداتاگه نخوای تا برممن می مونم پا به پات} ۲(علی ... ای جانم) ۴   

(گوشه نشین بغضم،یه کوه دردم آقا
هر کاری میتونستم،برا تو کردم آقا) ۲

(خواهشمو ببین،تو چشمای ترم
منتظر توأم،اجازه بدی برم) ۲

(خسته ام از دشمنات
خسته ام از غربتات

اگه اجازه ندی
من می مونم پا به پات) ۲

(علی ... ای جانم) ۴

***
{(عرش خدا میلرزه،با اشک چشم مظلوم) ۲
تا اشکاتو پاک کنم،کمک بده به بازوم } ۲

{دق میکنم برات،بی کس و یاوری
قرآن بخون برام،این دمای آخری} ۲

{کشته منو گریه هات
گریه هایِ بی صدات

اگه نخوای تا برم
من می مونم پا به پات} ۲

(علی ... ای جانم)
۴

 
  
]]>
روضه و توسل جانسوز_ویژه فاطمیه_شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها _حاج مهدی سماواتی 2017-02-23T12:39:36+01:00 2017-02-23T12:39:36+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/5793 خادم الشهداء بریم درِ خانه ی حبیبه ی خدا ، فاطمه زهرا سلام الله علیها ... عرض ادب کنیم ... رسم مراسمات اینه آخرین شب بریم درِ خانه حبیبه ی خدا ... بی بی جانم ... هر چه کردیم ، امشب دیگه چشممون به دستهای توئه فاطمه جانم ... کدوم دست ؟!... بمیرم ... علی مرتضی مشغول غسل بود ... أسما میگه من آب میریختم ، علی بدن رو غسل میداد ... یه وقت دیدم دست از غسل کشید ... سر به دیوار گذاشت ، ناله میزنه ، گریه میکنه ...  آقا از فراقت فاطمه گریه میکنی؟! حق داری ... اما خودت فرمودی دل شبه ، اینگ

بریم درِ خانه ی حبیبه ی خدا ، فاطمه زهرا سلام الله علیها ... عرض ادب کنیم ...

رسم مراسمات اینه آخرین شب بریم درِ خانه حبیبه ی خدا ... بی بی جانم ... هر چه کردیم ، امشب دیگه چشممون به دستهای توئه فاطمه جانم ...

کدوم دست ؟!... بمیرم ...

علی مرتضی مشغول غسل بود ...

أسما میگه من آب میریختم ، علی بدن رو غسل میداد ... یه وقت دیدم دست از غسل کشید ... سر به دیوار گذاشت ، ناله میزنه ، گریه میکنه ...

 آقا از فراقت فاطمه گریه میکنی؟! حق داری ... اما خودت فرمودی دل شبه ، اینگونه ناله نزنید ... بلند بلند گریه نکنید ... چی شده اینطور ناله میزنید؟!

فرمود أسما ... فاطمه ی من تا زنده بود ، بازوی ورم کردشو نشونم نداد ...

شبی که آن تنِ عفت حجاب را شستم

به اشک و خون دل آن دُرّ ناب را شستم

مجال غسل نمی یافتم ز اشک روان

شبی که بضعه ی ختمی مَآب را شستم (بمیرم برا دلت علی جانم ...(

به سینه خونِ دلم موج زد در آن دل شب

که زخمِ سینه ی از خون خضاب را شستم

زهرا جان ...

خدا داند دلم چون گریه میکرد

به حالم دشت و هامون گریه میکرد

ندیدم زخم پهلو را من آن شب

ولی دیدم کفن خون گریه میکرد

زهرا جان ....

نازنین بدنِ حبیبه ی خدارو در دل شب غسل داد ... حنوط کرد ... کفن نمود ... اما هنوز آخرین بند کفن رو نبسته ... یتیمان فاطمه رو صدا زد ... هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِنْ أُمِّكُمْ ... یعنی بیایید و از دیدار مادر توشه بردارید ... حسنین اومدند ... خودشونو روی سینه ی مادر انداختند ... ناله میزنند ... کَلِّمینی مادر ...

علی مرتضی میفرماید ، خدارو شاهد میگیرم ، فاطمه مهربانی کرد ، دستاشو از کفن بیرون آورد ... حسنین رو در آغوش گرفت ...

چه منظره ای شد نمیدونم... همین قدر بگم هاتفی ندا داد ... یاعلی بردار حسنین را ... ملائکه ی آسمان طاقت ندارند این منظره رو ببینند ...

حسین ..... حسین ... حسین ...

بگیم ملائکه ... شما نتوانستید ببینید حسین روی سینه ی مادر افتاده ... چه حالی پیدا کردید کربلا ... لحظه ای که دیدید ... الشِمرُ جاٰلِسٌ عَلیٰ صَدرِه ...

حسین ...


]]>