بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان !!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!! . . . !!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!! . . . "اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد" *نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.* «لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند» *شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید* "منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... " tag:http://babolharam.mihanblog.com 2020-05-26T13:58:09+01:00 mihanblog.com سینه زنی زیبا به مناسبت فرارسیدن ایام دهۀ مبارک فجر و پیروزی انقلاب بر طاغوت و آمریکایِ جنایتکار با نوایِ حاج مهدی ترکاشوند 2020-02-09T18:18:35+01:00 2020-02-09T18:18:35+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8700 Montazer دوست دارم ..تو ای مهدِ خروش شهیدانِ مندوست دارم ..تو ای خاک مزارم و جانانِ مندوست دارم ..وطن ای وطن ایرانِ منایران من ..عاشق تو ام ، اما خیال و مستی نهجون میدم برات ، اما کورش پرستی نهدینِ من میگه ، حبُّ الوَطن مِنَ الایمانمرگ به لشکرِ وطن فروشِ بی ایمانآب و خاک ما حسینیهپیر راه ما امام خمینیِ ، با کلام صریحمیخونیم تا شورِ این نفسمیمونیم تا  آخرین نفس ، با ولیِّ فقیه«حسینی میمونیم .. حسینی میمیریم ..»دیدیم همه ..لغزشِ خواص بی بصیرتُدیدیم همه ..شیفتگان زر و زور و قدرتُهستیم همه ..تا نفس با

دوست دارم ..
تو ای مهدِ خروش شهیدانِ من
دوست دارم ..
تو ای خاک مزارم و جانانِ من
دوست دارم ..
وطن ای وطن ایرانِ من

ایران من ..
عاشق تو ام ، اما خیال و مستی نه
جون میدم برات ، اما کورش پرستی نه
دینِ من میگه ، حبُّ الوَطن مِنَ الایمان
مرگ به لشکرِ وطن فروشِ بی ایمان


آب و خاک ما حسینیه
پیر راه ما امام خمینیِ ، با کلام صریح
میخونیم تا شورِ این نفس
میمونیم تا  آخرین نفس ، با ولیِّ فقیه

«حسینی میمونیم .. حسینی میمیریم ..»


دیدیم همه ..
لغزشِ خواص بی بصیرتُ
دیدیم همه ..
شیفتگان زر و زور و قدرتُ
هستیم همه ..
تا نفس باقیه با ولایتُ ، با غیرتُ

وقتی ذکر ما ، هیهات منا الذله شد
کل دنیا هم ، جمع شد حریف ما نشد
مرگ به هر کسی ، اشرافیت مسیرشه
مرگ به هر کسی ، که آمریکا امیرشه

نه دی سرور ماست
آینۀ غرور ماست ، عالمی بدونه
میثاقِ ولایت
همه از ارادتِ ، عالمی بدونه

«حسینی میمونیم .. حسینی میمیریم ..»


آماده ایم ..
که اگه دیگه صف شه نفاق
سینه سپر ..
از خروشِ ما دفع شه نفاق
لعنت به هر .. 
سبز و سرخ و بنفشِ نفاق

صف شه نفاق ..
محکم و خشن ، جواب فتنه رو میدیم
پایِ انقلاب ، آخر یه روز سرم میدیم
تویِ مشتمون ، ما کینه توزُ میگیریم
با بصیرتِ ، جلو نفوذُ میگیریم

دشمنم با فکری که
پرچم تو رو سوزوند ، سال هشتاد و هشت
مثه نانجیبی که
سرتو یه روز گذاشت ، آقاجون توی طشت


]]>
سینه زنی زیبا به سبکِ «بهمنِ خونین جاویدان ..» به مناسبت فرارسیدن ایام دهۀ مبارک فجر و پیروزی انقلاب بر طاغوت و آمریکایِ جنایتکار با نوایِ حاج امیر عباسی 2020-02-09T18:16:04+01:00 2020-02-09T18:16:04+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8699 Montazer ما که دلدادۀ بو ترابیمنسل هایِ پس از انقلابیمخار چشم سیاهی و ظلمتروشن از پرتوِ آفتابیمهمدم غربت فاطمیهجان نثارانِ پیرِ خمینیمکربلایی بُوَد نهضت ماگریه کن هایِ داغ حسینیماین بُوَد بر لب خاص و عامتا ابد زنده بادا اسلامنالۀ هر شهیدِ گمنامتا ابد زنده بادا اسلامآن شهیدانِ از جان گذشتهاختران پر از نور ایمانآری الحق که بودند و هستندیادگارانِ پیر جمارانتا به آخر به شور حسینیمآیه هایِ هدایت بخوانیمچون حبیب و ظهیر مثل همتجان فدای ولایت بمانیمراه ما راه سعادتیا زیارت یا شهادتاین بود سر سیادتیا زیارت یا ش

ما که دلدادۀ بو ترابیم
نسل هایِ پس از انقلابیم
خار چشم سیاهی و ظلمت
روشن از پرتوِ آفتابیم

همدم غربت فاطمیه
جان نثارانِ پیرِ خمینیم
کربلایی بُوَد نهضت ما
گریه کن هایِ داغ حسینیم

این بُوَد بر لب خاص و عام
تا ابد زنده بادا اسلام
نالۀ هر شهیدِ گمنام
تا ابد زنده بادا اسلام

آن شهیدانِ از جان گذشته
اختران پر از نور ایمان
آری الحق که بودند و هستند
یادگارانِ پیر جماران

تا به آخر به شور حسینیم
آیه هایِ هدایت بخوانیم
چون حبیب و ظهیر مثل همت
جان فدای ولایت بمانیم

راه ما راه سعادت
یا زیارت یا شهادت
این بود سر سیادت
یا زیارت یا شهادت

فارغ از مکر دنیا پرستان
دل سپردیم به امر علمدار
جز امام و شهید و ولایت
ما نباشیم به شخصی بدهکار

انقلاب مال مستضعفین است
نه کسانی که غرقِ رفاهند
خائنانِ به اسلام و قرآن
در حضور خدا رو سیاهند

بر سر فتنه می باریم
دشمنانِ استکباریم
با عدو سازش نداریم
دشمنانِ استکباریم

عاقبت می رسد در زمستان
فصل ناب بهار خوش ابری
و ولی فقیه می سپارد
پرچمش را به دستان مهدی

می شود سر نگون کفر و تکفیر
نور پیغمبری آشکار است
فصل یک رنگی و اتحاد و
موسم غرش ذوالفقار است

سیدی یا حجه الله
العجل یا بقیه الله
آرزوی دل ثارالله
العجل یا بقیه الله


]]>
سینه زنی زیبا به مناسبت فرارسیدن ایام دهۀ مبارک فجر و پیروزی انقلاب بر طاغوت و آمریکایِ جنایتکار با نوایِ سید رضا نریمانی 2020-02-09T18:00:09+01:00 2020-02-09T18:00:09+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8698 Montazer جرعه جرعه تشنۀ شهادتمُتشنه‌ام به خون خصم آل علیسرنگونی رژیم آلِ یهوداین همیشه بوده رسم آل علیای که تا همیشه سر به زیر خیبریپشت قلعه‌اند شیعه‌های حیدریتا نماز جمعه در حریم بیت قدسمانده یک خروشِ یا حسین دیگریبشنو از میان لشکری که آمده‌ستاین صدای پای ارتش محمد استآمده به جنگ مرحبِ یهودیانیک علی که سید از دیار مشهد است «حزب‌الله هُمُ الغالبون»قطره قطره خون کودکان یمنهمچو سیل میرود به سوی ریاضمژده مژده ای خمینی روح خداتیغ تو رسیده تا گلوی ریاضای که تا همیشه خار چشم دشمنیباغبان نخل انقلاب بهمنیکا

جرعه جرعه تشنۀ شهادتمُ
تشنه‌ام به خون خصم آل علی
سرنگونی رژیم آلِ یهود
این همیشه بوده رسم آل علی

ای که تا همیشه سر به زیر خیبری
پشت قلعه‌اند شیعه‌های حیدری
تا نماز جمعه در حریم بیت قدس
مانده یک خروشِ یا حسین دیگری

بشنو از میان لشکری که آمده‌ست
این صدای پای ارتش محمد است
آمده به جنگ مرحبِ یهودیان
یک علی که سید از دیار مشهد است 

«حزب‌الله هُمُ الغالبون»


قطره قطره خون کودکان یمن
همچو سیل میرود به سوی ریاض
مژده مژده ای خمینی روح خدا
تیغ تو رسیده تا گلوی ریاض

ای که تا همیشه خار چشم دشمنی
باغبان نخل انقلاب بهمنی
کاخ دشمنت چنان کَفی‌ست روی آب
کوخ تو ولی چنان کوه آهنی

دشمنت اگر سرش به زیر مانده است
امّتت اگر که با غدیر مانده است
آن که بود امیر، اگر امیر مانده چون
پای نهضتت علی چو شیر مانده است

«حزب‌الله هُمُ الغالبون»


امّتی که مانده در پناه حسین
تن نمیدهد به فتنه‌های یزید
در قلوب شیعیان هراس نبُوَد
از قماربازهای کاخ سفید

خورده‌اید اگر میان منطقه شکست
بند ائتلافتان اگر ز هم گسست
با اطاعت از ولی به کوری شما
شیعه فاتح نبرد اقتصادی است

امت خمینی از جهاد خسته نیست
شیعه از ندای اتّحاد خسته نیست
مردم از مدیر ناتوان خسته‌اند
ورنه اصل روح اقتصاد خسته نیست

«حزب‌الله هُمُ المُفلِحون»


وای اگر که سوی قبضه‌های جهاد
دست شیعیان بوتراب برود
کور خوانده‌اید اگر گمان بکنید
قدس پایتختتان حساب بشود

هر معامله که میشود خیالی است
قدس سهم مردم همین حوالی است
روح غزّه روح عزّت و شهامت است
دست او اگرچه از تفنگ خالی است

سرپناه شیعیان امام مهدی است
شیعه تیغ خارج از نیام مهدی است
آخرین کلام شیعیان همین و بس
قدس پایتخت صبح و شام مهدی است

«حزب‌الله هُمُ الغالبون»


]]>
پادکست زیبا تقدیم به ساحتِ مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها ویژۀ ایام فاطمیه با نوایِ حاج مهدی رسولی 2020-02-09T17:53:22+01:00 2020-02-09T17:53:22+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8697 Montazer میبارم مثل آسمون براتمیکُشی منو با اشکِ بی صداتسرتو بگیر بالا جونِ علیبمیرم برات ..پاشو اینجوری منو نده عذاب ، کلمینیبری از پیشم میشم خونه خراب ، کلمینیبینِ این همه سلام بی جواب ، کلمینییه کمی حرف بزن علی نمیرهحرفِ رفتن نزن علی میمیرهرنگِ صورتت شده سرخ و کبوداز علی دل بریدی اما زودخانومم رفیقِ نیمه راه شدیقرار این نبود ..علیِ نشسته بالایِ سرت ، کلمینیبگو تو کوچه چی اومد به سرت ، کلمینیچیزی که به من نمیگه پسرت ، کلمینییه کمی حرف بزن علی نمیرهحرف رفتن نزن علی میمیرهنه اولار زینبی آغلاتمیاسانبالا

میبارم مثل آسمون برات
میکُشی منو با اشکِ بی صدات
سرتو بگیر بالا جونِ علی
بمیرم برات ..

پاشو اینجوری منو نده عذاب ، کلمینی
بری از پیشم میشم خونه خراب ، کلمینی
بینِ این همه سلام بی جواب ، کلمینی

یه کمی حرف بزن علی نمیره
حرفِ رفتن نزن علی میمیره

رنگِ صورتت شده سرخ و کبود
از علی دل بریدی اما زود
خانومم رفیقِ نیمه راه شدی
قرار این نبود ..

علیِ نشسته بالایِ سرت ، کلمینی
بگو تو کوچه چی اومد به سرت ، کلمینی
چیزی که به من نمیگه پسرت ، کلمینی

یه کمی حرف بزن علی نمیره
حرف رفتن نزن علی میمیره

نه اولار زینبی آغلاتمیاسان
بالامی بیرده قوجاقه آلاسان
بو قدر عمو قیزی حیدری سن
اوتاندیرمیاسان

بیلیرسن هئچ کیمه یالوارمامیشام،کلمینی
عمریده هئچ کسه اوزسالمامیشام،کلمینی
منده سن تک گجه یاتمامیشام،کلمینی

ایندی اما سنه من یالواریرام
ایندی زهرا نه من اوز سالمیشام
گِتمه زهرا

شاعر: محمد علی محمدی


]]>
سینه زنی زمینه زیبا ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها با نوایِ حجت الاسلام سید حسین موسوی 2020-02-09T17:47:24+01:00 2020-02-09T17:47:24+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8696 Montazer فاطمیه ، چراغِ راهِ هدایتِطنینِ سرخِ شهادتِمسیرِ سبزِ امامتِفاطمیه ، کلاسِ درسِ ولایتِشکوهِ صبر و صلابتِتجلیِ استقامتِذکرِ لبِ پیر و جوون ، یازهرا یازهرا یازهرا ..زمزمۀ فاطمیون ، یازهرا یازهرا  یازهرا ..سربنده رزمنده هامون ،  یازهرا یازهرا  یازهرا ..هستیم با ولایت تا شهادت مثه زهراهستیم تو حمایت از امامت مثه زهرا« زهرا یا زهرا یا زهرا .. »فاطمیه ، شروعِ راهِ محرمِطلوعِ شعرِ محتشمِعزایِ اولاده آدمِفاطمیه ، رو چشمامون اشکِ نم نمِبساط روضه فراهمهخدا عزادارِ این غمِ ای سایۀ رویِ

فاطمیه ، چراغِ راهِ هدایتِ
طنینِ سرخِ شهادتِ
مسیرِ سبزِ امامتِ

فاطمیه ، کلاسِ درسِ ولایتِ
شکوهِ صبر و صلابتِ
تجلیِ استقامتِ

ذکرِ لبِ پیر و جوون ، یازهرا یازهرا یازهرا ..
زمزمۀ فاطمیون ، یازهرا یازهرا  یازهرا ..
سربنده رزمنده هامون ،  یازهرا یازهرا  یازهرا ..

هستیم با ولایت تا شهادت مثه زهرا
هستیم تو حمایت از امامت مثه زهرا

« زهرا یا زهرا یا زهرا .. »

فاطمیه ، شروعِ راهِ محرمِ
طلوعِ شعرِ محتشمِ
عزایِ اولاده آدمِ

فاطمیه ، رو چشمامون اشکِ نم نمِ
بساط روضه فراهمه
خدا عزادارِ این غمِ

 ای سایۀ رویِ سرم ، یازهرا یازهرا یازهرا ..
ذکرِ قنوتِ مادرم ، یازهرا یازهرا یازهرا ..
پشتُ پناهِ رهبرم ، یازهرا یازهرا یازهرا ..

هستیم با بصیرت ، پایِ وحدت مثه زهرا
هستیم تویِ غربت کوهِ غیرت ، مثه زهرا

« زهرا یا زهرا یا زهرا .. »

فاطمیه ، ایام صبر و بصیرتِ 
غدیرِ و فصلِ بیعتِ
دوباره بیعت با نهضتِ

فاطمیه ، سراسرش نور و عزتِ
برایِ شیعه یه عبرتِ
رهایی از ظلم و ذلت

با استعانت از خدا ، یازهرا یازهرا یازهرا ..
میپیچه روزی هر کجا ، یازهرا یازهرا یازهرا ..
حتی تو قلبِ آمریکا ، یازهرا یازهرا یازهرا ..



]]>
ذکر توسل و روضۀ شام غریبان حضرتِ صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها و گریز به روضه حضرت رقیه سلام الله علیها ویژۀ ایام فاطمیه با نوایِ حجت الاسلام محسن مهدوی 2020-02-09T17:40:40+01:00 2020-02-09T17:40:40+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8695 Montazer پرستویِ مهاجرم، چرا زلانه می‌روی؟ اگر ز لانه میروی، چرا شبانه می‌روی؟   قرارِ من،شَکیبِ من، مهاجرِ غریبِ من فدای غربتت شوم،که مخفیانه می‌روی   حیاتِ جان، امیدِ دل، علی بُود ز تو خِجل که با کبودیِ بدن، زتازیانه می ‌روی   کبوترِ شکسته پر،مرا به همرهت ببر چرا بدونِ جُفتِ خود، ز آشیانه می‌ روی   چهار طفلِ خون جگر، زنند از غمت به سر تو بر زیارتِ پدر، چه عاشقانه می‌روی   اَلا به رُخ نشانه ات،مگر شکسته شانه ات که مویِ ز


پرستویِ مهاجرم، چرا زلانه می‌روی؟

اگر ز لانه میروی، چرا شبانه می‌روی؟

 

قرارِ من،شَکیبِ من، مهاجرِ غریبِ من

فدای غربتت شوم،که مخفیانه می‌روی

 

حیاتِ جان، امیدِ دل، علی بُود ز تو خِجل

که با کبودیِ بدن، زتازیانه می ‌روی

 

کبوترِ شکسته پر،مرا به همرهت ببر

چرا بدونِ جُفتِ خود، ز آشیانه می‌ روی

 

چهار طفلِ خون جگر، زنند از غمت به سر

تو بر زیارتِ پدر، چه عاشقانه می‌روی

 

اَلا به رُخ نشانه ات،مگر شکسته شانه ات

که مویِ زینبین خود، نکرده شانه می‌روی

 

فتاده بر دلم شرر، که تو در این دلِ سَحَر

ز همسرت غریب‌تر، برون زخانه می‌روی

 

*بَدَنِ حضرت زهرا سلام الله علیها رو امیرالمؤمنین داره غسل میده،اسماء بِنتِ عُمَیس میگه من از چاه آب می آوردم،رو بَدَنِ حضرت زهرا سلام الله علیها  آب می ریختم،علی بدنِ فاطمه رو غسل میداد،اسماء میگه رفتم دوباره از چاه آب بکشم،دیدن علی صدایِ فریادش بُلَند شده،برگشتم اومدم،دیدم سر به دیوار گذاشته،داره داد میزنه گریه میکنه،اومدم جلو...آقاجانم! مگه خودتون نفرمودید: آروم آروم گریه کنید،همسایه ها صداتون رو نَشنَوَن؟ فرموده باشند:اسماء این روشنایی رو بیار جلو،بیا ببین پهلویِ زهرام شکسته...صورتِ فاطمه کبوده،بازوش رو شکستن...

 

امیرالمؤمنین دست از غسل دادن کشید،اما من یه غسّال دیگه هم میشناسم،موقع غسل دادن دست از غسل دادن کشید،کجا؟ زهرایِ سه ساله رو تویِ خرابه ی شام داشتن غسل میدادن، یه وقت دیدن،اون زَنِ غساله دست از غسل دادن کشید، گفت: من این بدن رو غسل نمیدم...چرا؟ بی بی جان! همین که لباس های این بچه رو دَر آوردم،خواستم بدنش رو غسل بدم،دیدم همه جایِ بدن این بچه سیاه و کبوده...می ترسم مرضی که این بچه داشته منم بگیرم،من این بدن رو غسل نمیدم...بی بی زینبِ کبری سلام الله علیها فرمود: آی زنِ غساله! بخدا از کربلا تا اینجا اینقدر این بچه رو زدن....ای حسین...*

 

نَم نَم داره بارون میآد

داره برام مهمون میآد

خرابه بویِ خون میآد

وای وای

 

داره از راهِ دور میآد

تو طبقی از نور میآد

از سَفَرِ تنور میآد

وای وای

 

*دیدن این تشت رو گذاشتن جلویِ این بچه،دست بُرد،سر رو از تشت برداشت،نگاه کرد دید خدا سَرِ بُریده ی بابا....سَرِ بُریده رو برداشت،شروع کرد با بابا حرف زدن...*

 

آروم آروم از طبق بیا كنارم

سر رو سَرِت بذارم

حرفِ نگفته دارم

وای وای

 

*چیه حَرفِ نگفته ات؟..*

 

چند شبه بابا یه لقمه نون نخوردم

اسم تو كه می بردم

 فقط كتك می خوردم

وای وای

 

*بابا! هر وقت صدات زدم کتکم زدن،بابا! هر وقت صدات زدم،تو صورتم سیلی زدن...بابا! هر وقت گریه کردم بهم تازیانه زدن...بابا!..*

 

نبودی و  اسیر شدم

بسته به یك زنجیر شدم

یه شبِ پیرِ پیر شدم

وای وای

 

یكی زد و همه ام زدند

لگدِ مُحكمم  زدند

 

*حالا هر کجا صدایِ منو می شنوی صدات رو بلند کن...یاحسین...*



]]>
سینه زنی زمینه زیبا ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها با نوایِ حجت الاسلام شحیطاط 2020-02-09T17:27:04+01:00 2020-02-09T17:27:04+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8694 Montazer میخوای از کنارم بری همه کس و کارم بریآروم و قرارم بریای دار و ندارم بری .. بری .. بری  ..رحمی به من ای یارمرحمی که گرفتارمرحمی که منِ تنها تو رو دارم‌ ، تو رو دارم ..آخه خودت بگو ، بعدِ یار چه کنمبا دلِ دخترت ، دلِ زار چه کنمدر و عوض کنم ، با دیوار چه کنم ..میخوای از کنارم بری همه کس و کارم بریآروم و قرارم بریای دار و ندارم بری .. بری .. بری  ..یارِ نیمه راهم شدیاشکِ منو آهم شدییادم نمیره تو کوچهیه تنه سپاهم شدی ..رحمی به شبِ تارمرحمی گلِ بیمارمرحمی که شبِ غسلتبی یارم ..

میخوای از کنارم بری 
همه کس و کارم بری
آروم و قرارم بری
ای دار و ندارم بری .. بری .. بری  ..

رحمی به من ای یارم
رحمی که گرفتارم
رحمی که منِ تنها
 تو رو دارم‌ ، تو رو دارم ..

آخه خودت بگو ، بعدِ یار چه کنم
با دلِ دخترت ، دلِ زار چه کنم
در و عوض کنم ، با دیوار چه کنم ..

میخوای از کنارم بری 
همه کس و کارم بری
آروم و قرارم بری
ای دار و ندارم بری .. بری .. بری  ..

یارِ نیمه راهم شدی
اشکِ منو آهم شدی
یادم نمیره تو کوچه
یه تنه سپاهم شدی ..

رحمی به شبِ تارم
رحمی گلِ بیمارم
رحمی که شبِ غسلت
بی یارم .. بی یارم ..

با صورت کبود ای بانو ، چه کنم
دستم اگر رسید به بازو ، چه کنم
از اینا رد بشم با پهلو ، چه کنم

میخوای از کنارم بری 
همه کس و کارم بری
آروم و قرارم بری
ای دار و ندارم بری .. بری .. بری  ..

چی میشه حالت جا بیاد
نفسِ تو بالا بیاد
دیگه داره وقتش میشه
پسرم به دنیا بیاد

رحمی به دلِ خونم
رحمی که پریشونم
لالایی برا محسن 
چی بخونم .. چی بخونم

با دلِ بچه هات بگو من چه کنم
زینب آروم بشه با حسن چه کنم
بگو با گریۀ بی کفن چه کنم ..

میخوای از کنارم بری 
همه کس و کارم بری
آروم و قرارم بری
ای دار و ندارم بری .. بری .. بری  ..



]]>
سینه زنی زمینه ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها با نوایِ کربلایی جواد مقدم 2020-02-09T17:22:12+01:00 2020-02-09T17:22:12+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8693 Montazer با صدای مناجاتت شبا مادر بیدار میشماشکاتو وقتی می بینم دوباره بی قرار میشمانگاری می بَری از خاطرت درداتو هر شبکه میشه خرج همسایه دعاهای تو مرتبیه کمم فکر ما باش واسه ی خودت دعا کنسه ماهه داری می سوزی توی آتیش این تبمادر مهربونی .. روحِ خونه مونی ..حرف رفتنُ نزن ، خیلی تو جوونی ..« واویلا واویلا ، واویلا واویلا »وقتی حالت رو می پرسم چرا مادر دمق میشیپا میشی واسه دلگرمیم ولی زود بی رمق میشیچرا گلبرگ گونه ت غرق شبنم میشه مادرمی دونم که یه روزی درد تو کم میشه مادریعنی میشه دوباره حال این خونه عوض شه

با صدای مناجاتت شبا مادر بیدار میشم
اشکاتو وقتی می بینم دوباره بی قرار میشم

انگاری می بَری از خاطرت درداتو هر شب
که میشه خرج همسایه دعاهای تو مرتب


یه کمم فکر ما باش واسه ی خودت دعا کن
سه ماهه داری می سوزی توی آتیش این تب


مادر مهربونی .. روحِ خونه مونی ..
حرف رفتنُ نزن ، خیلی تو جوونی ..


« واویلا واویلا ، واویلا واویلا »


وقتی حالت رو می پرسم چرا مادر دمق میشی
پا میشی واسه دلگرمیم ولی زود بی رمق میشی


چرا گلبرگ گونه ت غرق شبنم میشه مادر
می دونم که یه روزی درد تو کم میشه مادر

یعنی میشه دوباره حال این خونه عوض شه
یعنی میشه ببینم بسترت جمع میشه مادر


دنیامه نگاهت .. فدای روی ماهت ..
می سوزم با اشکُ ، می سوزم با آهت


« واویلا واویلا ، واویلا واویلا »


بذار دستت رو ، رو شونم وقتی که داری پا میشی
نفست بند میاد آخه ، هر دفعه جا به جا میشی


میدونی وقتی افتادی زمین من چی کشیدم
تا ابد از جلو چشمام نمیره هر چی دیدم


همه دنیا خراب شد رو سرم اون لحظه ای که
تو زیر دست و پا بودی صداتُ می شنیدم

وای از این زمونه .. دردام بی امونه ..
دردای دل من قد آسمونه ..


« واویلا واویلا ، واویلا واویلا »



]]>
ذکر توسل به ساحتِ مقدس صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها ویژۀ ایام فاطمیه با نوایِ کربلایی حسین رجبیه 2020-02-09T17:16:48+01:00 2020-02-09T17:16:48+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8692 Montazer من بحر نهفته در سبویمفریادِ شکسته در گلویمخورشید در آبگینه دارمصد قُلزم خون به سینه دارمبحری شده‌ام تمام گوهردر مدح و ثنایِ کفو حیدرطوبی تمام قدِ احمدزهرا گلِ گلشنِ پیمبرآن بهجت قلب قلب هستیآیینۀ حق و حق‌پرستیرکن دگر امام خلقتمام پدرِ تمام خلقتلبخند نماز بر لب اوستصد لیله قدر ، هر شب اوستاو مادرِ دودمان وحی استخورشید ستارگان وحی استجبریل کند بسی تعلّمتا در بر او کند تکلمعنقای سحر بدان کمالشدل بسته به نغمه بلالشفردوس گدای فضه اوستخاک کف پایِ فضه اوستاحمد که خدا دهد سلامشمأمور بُود به احترامشدر مح

من بحر نهفته در سبویم
فریادِ شکسته در گلویم
خورشید در آبگینه دارم
صد قُلزم خون به سینه دارم
بحری شده‌ام تمام گوهر
در مدح و ثنایِ کفو حیدر
طوبی تمام قدِ احمد
زهرا گلِ گلشنِ پیمبر

آن بهجت قلب قلب هستی
آیینۀ حق و حق‌پرستی
رکن دگر امام خلقت
مام پدرِ تمام خلقت
لبخند نماز بر لب اوست
صد لیله قدر ، هر شب اوست
او مادرِ دودمان وحی است
خورشید ستارگان وحی است

جبریل کند بسی تعلّم
تا در بر او کند تکلم
عنقای سحر بدان کمالش
دل بسته به نغمه بلالش
فردوس گدای فضه اوست
خاک کف پایِ فضه اوست
احمد که خدا دهد سلامش
مأمور بُود به احترامش

در محضر او قیام می‌کرد
بر او به ادب سلام می‌کرد
وقتی به نماز بست قامت
کردند فرشتگان قیامت
دیدند خدای بی‌نیازش
فخریه نموده بر نمازش
چون پرتو حق که تابد از طور
تابید شبی ز چادرش نور

زان نور که بود نور ایمان
هفتاد یهود شد مسلمان
حیدر که امامت و ولایت
دارد به جهانِ بی نهایت
چون فاطمه اش دُّر سخن سُفت
رازی زِ کمالِ خویشتن گفت
حیرت زده رو به قهقرا رفت
یکباره به نزدِ مصطفی رفت

احمد که زقصه بود آگاه
لبخند زد و شکفت آنگاه
کی کُلّ علوم را تجسم
بنشین به بَرم بزن تبسم
کین رازِ نگفته با تو گویم
زهراست محمد و من اویم
ای روحِ لطیفُ و جاودانی
وی جان و تنِ تو آسمانی

ای مادرِ انبیاء زِ آدم
وِی قدِ نبی به محضرت خم
ما را نرسد ثنات زهرا
خورشید کجا و مورِ صحرا
جایی که رسول بوسدت دست
باید که لب از سخن فرو بست
تو یارِ امام راستینی
تو دستِ خدا در آستینی
جز دستِ خدا کسی نشاید
کز دستِ کسی گره گشاید

{به خواستگاری من چو فروختی سپرت را
کنون برایِ تلافی کنم سپر سینه ..
محسن که جایِ خود حسنینم فدایِ تو
وقتی تو بی کسی به پسرها نیاز نیست
دیوار هم برایِ اذیت شدن بس است
دیگر فشار دادن درها نیاز نیست}
________
کی گفته که قبرِ تو نهان است
خاکِ تو فراتر از جهان است
بالله قسم ای رسول را اُم
عالم شده در مزار تو گم
ارکانِ وجود محکم از توست
مُلک و ملکوتِ عالم از توست
بر عرشۀ فُلکِ تو فلک چیست
در وسعیتِ مُلکِ تو مَلک چیست
مسکینِ تو ای ملیکۀ دین
صد باغِ فدک دهد به مسکین
بالله به بهشت ناز داری
تو کی به فدک نیاز داری؟
تو بهرِ علی قیام کردی
خود را سپرِ امام کردی

شاعر : استادغلام رضاسازگار
________
 شیخ عباس قمی "طاب ثراه"
نقل کرده ست حدیثی جانکاه
از سُلیم آن ثقه گفتی روزا
کامدم مسجد و دیدم آنجا
در یکی حلقه نشسته جمعی
همه پروانه علی چون شمعی
رویِ خود کرد به مولا عباس
پرسشی کرد از آن خیر الناس
گفت کی معدنِ علمِ یزدان
از چه رو دومیِ بی ایمان
حقِ عمال همه نصف نمود
غیرِ قنفذ که از او کم ننمود
علی آن پادشه بی مانند
یک نگاهی به جوانب افکند
چون که بیگانه در آن جمع ندید
آهی از سینۀ پر درد کشید
حلقه زد اشک به چشم آن شاه
گفت با ناله و آهی جانکاه
کان ستم پیشۀ رذلِ نامرد
به ع م ر خدمتِ شایانی کرد
چون ع م ر گفت بزن ای قنفذ
بازویش را بشکن ای قنفذ
تازیانه به غضب بیرون کرد
بازویِ فاطمه را پر خون کرد
آنقدر زد که شکست آن بازو
تا پایِ مرگ دُختِ نبی را کتک زدن ...

معنی "طاب ثراه" :پاک و پاکیزه باد خاک او .
 (دعائی است که درباره ٔ مردگان هنگام ذکر نام آنان بر زبان آرند)






]]>
سینه زنی ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها با نوایِ حاج سید مجید بنی فاطمه 2020-02-09T13:50:43+01:00 2020-02-09T13:50:43+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8691 Montazer طرفدار علی ..پاشو مادری کن برایِ دلِ زینبگرفتار علی ..صدا نالۀ تو منو میکشه هر شبپاشو یار علی ، طرفدار علی ..مویِ زینب ، دو سه ماهه که شونه نخورده عزیزمپاشو خانم ، تا که دنیارو رویِ قدمات بریزمدیدی چی شد ، نشد آخر سر پسرمُ ببینماین روزا من ، تویِ خونه نشستمُ خیلی مریضمسرم سنگینه زهراتویِ کوچه مغیره تا منو میبینه زهراغم عالم رویِ قلبِ علی میشینه زهراامون از کارِ دنیا .. امون از کارِ دنیا ..نرو جان علی ..که هنوز تو جوونی و علی جوونهبمون پیش علی ..که علی به هوای تو زنده بمونهنرو جان علی .. نرو جا

طرفدار علی ..
پاشو مادری کن برایِ دلِ زینب
گرفتار علی ..
صدا نالۀ تو منو میکشه هر شب
پاشو یار علی ، طرفدار علی ..

مویِ زینب ، دو سه ماهه که شونه نخورده عزیزم
پاشو خانم ، تا که دنیارو رویِ قدمات بریزم
دیدی چی شد ، نشد آخر سر پسرمُ ببینم
این روزا من ، تویِ خونه نشستمُ خیلی مریضم

سرم سنگینه زهرا
تویِ کوچه مغیره تا منو میبینه زهرا
غم عالم رویِ قلبِ علی میشینه زهرا
امون از کارِ دنیا .. امون از کارِ دنیا ..

نرو جان علی ..
که هنوز تو جوونی و علی جوونه
بمون پیش علی ..
که علی به هوای تو زنده بمونه
نرو جان علی .. نرو جانِ علی ..

دیدم هر شب ، که رو بسترِ تو پر لالۀ خونه
دیده زینب ، میگن همسایه ها مادرت نمیمونه
حالم خوش نیست ، بگو هستی کنارِ علی تاقیامت
خوب میدونی ، که یه ثانیه بی تو علی نمیمونه

حلالم کن عزیزم ..
تو آتیش بودیُ دستامو بستن پیش چشمات
مگه یادم میره میسوختی و میسوختم همرات
حلالم کن عزیزم .. حلالم کن عزیزم ..

دلم تنگه توِ ..
اگه حال و روزم مثل ابرِ بهاره
دلم تنگ توِ ..
اگه همدمت آروم و قرار نداره
دلم تنگ توِ .. دلم تنگ توِ .. 

اینجا بی تو مردی که زمین و زمان پیش پاشه
سرگردونه ، که بریده بریده همه نفساشه
یاد چشمات ، خوابُ گرفته از این من حیرون
نه ممکن نیست ، که برای علی کسی مثل تو باشه

دلم طاغت نداره ..
به دوری تو از این خونه نه عادت نداره
دیگه حیدر به جز دیدار تو حاجت نداره
دلم طاغت نداره .. دلم طاغت نداره ..


]]>
روضه و توسل ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها با نوایِ حاج سید مجید بنی فاطمه 2020-02-09T13:46:39+01:00 2020-02-09T13:46:39+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8690 Montazer عمریست با عنایت تو گریه می كنم تنها به قصد قربت تو گریه می کنم   عمریست پای بیرق مشکی روضه ها در سایه سار رحمت تو گریه می کنم   گاهی ستاره می شوم و تا سپیده دم در آسمان غربت تو گریه می کنم   قبرت که نیست دلخوشم از اینکه لاأقل پایین پای هیئت تو گریه می کنم   آه ای ضریح گمشده! بانویِ بی نشان! در حسرت زیارت تو گریه می کنم   تا تربت شهید اُحد پا به پای اشک هرشب به رسم عادت تو گریه می کنم   تا صبح در حوالی دلتنگی بقیع


عمریست با عنایت تو گریه می كنم

تنها به قصد قربت تو گریه می کنم

 

عمریست پای بیرق مشکی روضه ها

در سایه سار رحمت تو گریه می کنم

 

گاهی ستاره می شوم و تا سپیده دم

در آسمان غربت تو گریه می کنم

 

قبرت که نیست دلخوشم از اینکه لاأقل

پایین پای هیئت تو گریه می کنم

 

آه ای ضریح گمشده! بانویِ بی نشان!

در حسرت زیارت تو گریه می کنم

 

تا تربت شهید اُحد پا به پای اشک

هرشب به رسم عادت تو گریه می کنم

 

تا صبح در حوالی دلتنگی بقیع

با بوی یاس تربت تو گریه می کنم

 

گاهی به یاد هق هق آن پلک نیمه جان

در سوگ بی نهایت تو گریه می کنم

 

گاهی کنار روضه ات از دست می روم

از بسکه در مصیبت تو گریه می کنم

 

از ابتدای مرثیه هایت قدم قدم

تا کوچۀ شهادت تو گریه می کنم

 

*رفقا دهۀ محرم که شروع میشه از شب اول آروم آروم با مصیبتا جلو میای تا به شب تاسوعا و عاشورا برسی حرف و بعد میگیم اما فاطمیه برعکس همه ایناس از شب اول با اوج روضۀ فاطمیه مواجه میشیم .. برا همینه سفرۀ مادر برا هرکسی نیست .. سفرۀ محرم عامه اما سفرۀ فاطمیه خیلی خاصه .. میخوام بی مقدمه شروع کنم نمیدونم این چه رسمیه فاطمیه باید از همین جا شروع بشه : آی مردم مادرمونُ زدن .. آی جوونا یه جور مادرمونُ زدن ۱۸ ساله بوده .. اما مثل پیرزن ها دست به دیوار میگرفت راه میرفت سرتو بالا بیار داد بزن برای مادر .. مگه نگفتن برا جوون مرده داد میزنن .. حالا که روضۀ کوچه س بسم الله ..

کدوم شما طاقت دارید زمین خوردن مادرتونُ ببینید؟من یه آقایی رو میشناسم گفت با مادرم تو کوچه بودیم یه نامردی جلو مادرمُ گرفت هرچی جلو جلو اومد مادرم عقب عقب رفت .. عاقبت دستشُ بالا آورد یه طوری زد دیدم مادرم دور خودش میگرده .. میخوام فقط شعر بخونم خودت حق روضه رو ادا کن*

 

غروب بود و غمی میوزید در کوچه

و پلک فاجعه ای می پرید در کوچه

 

هوا گرفته،زمین تیره،آسمان ها تار

غروب بود و شب اما رسید در کوچه

 

در امتداد دو دیوار سنگیِ نزدیک

فرشته ای پر خود میکشید در کوچه

 

و کودکی که پَرِ چادری به دستش بود

کنار مادر خود میدوید در کوچه

 

مسیر خانه همین بود و چشم او میدید

چگونه راه به پایان رسید در کوچه

 

در امتداد دو دیوار سنگی و نزدیک

چهل نفر همه از سنگ دید در کوچه

 

به خشم پنجۀ خود میفشرد نامردی

همان که لب ز غضب میگزید در کوچه

 

کشید چادرِ مادر بیا که برگردیم

کبوترانه دلش می تپید در کوچه

 

چه شد ، که زد ، چه به روزش رسید با سیلی؟

صدای مادر خود میشنید در کوچه

 

چه شد ، که زد ، که ز دیوار هم صدا آمد

چه ضربه ای نفسی را برید در کوچه

 

*آی جوونا یه جور زد دیدن مادر رو زمین افتاد ... مادر بلند شو بریم مادر .. بزار زبانِ حال بگم : اول حرفی که زد گفت حسن جان نکنه به بابا حرفی بزنی .. خدا نکنه مادر جلو بچه کتک بخوره .. امام حسن دیگه جلو مادر نرفت میگفت مادرم سیلی خورده منو ببینه خجالت میکشه .. *

 

یارب نصیب هیچ غریبی دگر مکن

دردی که گیسوان حسن را سفید کرد

با صد امید حامی مادر شدم ولی

سیلی زنی امید مرا نا امید کرد

 

*یه جوری سیلی به صورت مادر زد .. (بعضیا فکر میکنن یه سیلی بوده تموم شده رفته ؛ نه .. وقتی بعدِ شهادت ، دومی رسید جلو مقدادُ گرفت گفت کجا زهرا رو به خاک سپردن ، وقتی حوابِ سر بالا شنید یه سیلی تو صورت مقداد زد .. مرد بود ، قوی بود ، رو زمین افتاد .. زد زیر گریه گفت تو با یه سیلی خوردن من اشکت در اومد هان؟ بلند شد گفت نامرد گریه ام برا خودم نیست .. میخوام بگم اینطور که به من زدی چطور به زهرا زدی ... ای جوونا فقط بهت بگم یه جوری زد مادر گریه میکرد میگفت :

 

از آن روزی که سیلی خورده ام دشوار میبینم

به چشم نیمه باز خود جهان را تار میبینم ..

 

بریم کربلا .. سال ها گذشت زینب یاد این شب افتاد ، اون شبی که تو خرابه دید رقیه چشماش خوب نمیبینه .. سر بابارو بغل گرفت گفت بابا به من حق بده ..

 

دست عدو بزرگتر از صورتِ من است ..



]]>
سینه زنی زمینه ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها با نوایِ حاج محمود کریمی 2020-02-09T13:43:37+01:00 2020-02-09T13:43:37+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8689 Montazer حوریه سوخت در آتش ، از پای تا سر آتشبر رویِ مرتضی شرم ، بر رویِ مادر آتشدر سوخت پر سوخت یاسِ پیمبر سوختاز آه ، ناگاه ، تمام حیدر سوختعلی به سمتِ مسجد روونه ، آتیش گرفته تموم خونهمادر گرفته دامانِ مولا ، پیچیده دستش به تازیونه« یارالی ننه .. »انسیه شد وحیده ، رشیده شد خمیدهنوری که پایِ ظلمت به چادرش رسیدهکوثر  با سر  اُفتاده پشت درمادر  پرپر  برابرِ حیدرخونۀ امید پر از شراره ، چهرۀ خورشید پر از ستارهاین قصه دیگه تموم نمیشه ، این زخما دیگه دوا نداره« یارالی ننه .. »گلا نفس بر

حوریه سوخت در آتش ، از پای تا سر آتش
بر رویِ مرتضی شرم ، بر رویِ مادر آتش

در سوخت پر سوخت یاسِ پیمبر سوخت
از آه ، ناگاه ، تمام حیدر سوخت

علی به سمتِ مسجد روونه ، آتیش گرفته تموم خونه
مادر گرفته دامانِ مولا ، پیچیده دستش به تازیونه

« یارالی ننه .. »

انسیه شد وحیده ، رشیده شد خمیده
نوری که پایِ ظلمت به چادرش رسیده

کوثر  با سر  اُفتاده پشت در
مادر  پرپر  برابرِ حیدر

خونۀ امید پر از شراره ، چهرۀ خورشید پر از ستاره
این قصه دیگه تموم نمیشه ، این زخما دیگه دوا نداره

« یارالی ننه .. »

گلا نفس بریدن ، چشما به خون تپیدن
خورشیدِ آسمونو رویِ زمین کشیدن

بال  لاله  زخمی و بی حاله
از این  کوچه  راهیِ گوداله

کنار گودال میزنه پرپر ، وقتی که قاتل میکشه خنجر
ای رود تشنه  ای عشق بی سر  ای بی کفن ای غریب مادر

« غریبِ مادر ... »


]]>
سینه زنی زمینه ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها با نوایِ حاج محمود کریمی 2020-02-09T13:39:48+01:00 2020-02-09T13:39:48+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8688 Montazer نفس تو سینۀ مادربه پیشِ دید به حیدربریده بریدهمادر جون به لب رسیدهبا ناله ای كه علی شنیده ، می خونهبرات بمیره مادرحسین ، شهیدِ بی سرشده شهادتینمحسین غریبِ مادر ..تویِ نماز نشستهبا یه قنوت شكستهنمی تونه پاشهدیگه سفر تنها دواشهولی نگرون بچه هاشه ، می خونهجونم ، رسیده بر لببیا كنارم امشبحسین عزیزِ مادرحسین سالار زینببرات بمیره مادرحسین ، شهیدِ بی سرشده شهادتینمحسین غریبِ مادر ..برا جوونِ خمیدهشبِ جدایی رسیدهتو نیمۀ شب هامادرِ رو به قبلۀ ماوصیتاشُ میگه به بابا ، می خونهرسید دمایِ آخرسفر نزدیکِ حیدرق

نفس تو سینۀ مادر
به پیشِ دید به حیدر

بریده بریده
مادر جون به لب رسیده
با ناله ای كه علی شنیده ، می خونه

برات بمیره مادر
حسین ، شهیدِ بی سر
شده شهادتینم
حسین غریبِ مادر ..

تویِ نماز نشسته
با یه قنوت شكسته

نمی تونه پاشه
دیگه سفر تنها دواشه
ولی نگرون بچه هاشه ، می خونه

جونم ، رسیده بر لب
بیا كنارم امشب
حسین عزیزِ مادر
حسین سالار زینب

برات بمیره مادر
حسین ، شهیدِ بی سر
شده شهادتینم
حسین غریبِ مادر ..

برا جوونِ خمیده
شبِ جدایی رسیده

تو نیمۀ شب ها
مادرِ رو به قبلۀ ما
وصیتاشُ میگه به بابا ، می خونه

رسید دمایِ آخر
سفر نزدیکِ حیدر
قرار ما تو گودال
كنار تنِ بی سر

حسین ... 

غریبِ مادر حسین ..


]]>
سینه زنی زمینه ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها با نوایِ کربلایی جواد مقدم 2020-02-09T13:34:56+01:00 2020-02-09T13:34:56+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8687 Montazer پاشو خانومِ خونم گرفته دلمپاشو ای مهربونم گرفته دلمپاشو بی تو می میرم پاشو فاطمهپاشو دردت به جونم گرفته دلمای قرارِ حیدر،بمون پیشم...بیقرارِ حیدر ،بمون پیشم...تو بری زهرا جان ،سیاه میشه...روزگارِ حیدر ،بمون پیشم...نرو بمون تو رو جونِ منتو رو به گریه هایِ حسنشبا تو خواب همش میگه کهنزن تو مادرم رو نزن...مرو مرو مرو فاطمه...پاشو ابرِ بهاره چشایِ علیمی مونه خاطراتت برایِ علییادم میاد شبی که بابات گفت بهمایشاالله که بشی پیر به پایِ علیپیر شدی زود حالا ،پریشونی...معلومه از حالت ،نمیمونی...نا نمونده

پاشو خانومِ خونم گرفته دلم
پاشو ای مهربونم گرفته دلم
پاشو بی تو می میرم پاشو فاطمه
پاشو دردت به جونم گرفته دلم

ای قرارِ حیدر،بمون پیشم...
بیقرارِ حیدر ،بمون پیشم...
تو بری زهرا جان ،سیاه میشه...
روزگارِ حیدر ،بمون پیشم...

نرو بمون تو رو جونِ من
تو رو به گریه هایِ حسن
شبا تو خواب همش میگه که
نزن تو مادرم رو نزن...

مرو مرو مرو فاطمه...


پاشو ابرِ بهاره چشایِ علی
می مونه خاطراتت برایِ علی
یادم میاد شبی که بابات گفت بهم
ایشاالله که بشی پیر به پایِ علی

پیر شدی زود حالا ،پریشونی...
معلومه از حالت ،نمیمونی...
نا نمونده واست ،بخوای حتی...
پاشی از جات اما ،نمیتونی...

یادم میاد که رنگت پرید
همون دمی که قدت خمید
تو بودی و چهل مرد پَست
منم محاسنم شد سفید

مرو مرو مرو فاطمه...


بی تاب و بی قراری، بمیره علی
می بینم نا نداری، بمیره علی
راه میرفتی و دیدم همش فاطمه
دست رو پهلوت میذاری، بمیره علی...

بشکنه دستی که ،شکسته پهلوت...
با غلاف زد محکم ،رویِ بازوت...
من ز پا افتادم،قدم تا شد...
وقتی افتادی و ،در افتاد روت...

تنِ تو مونده بود زیرِ در
همون دری که بود شعله ور
دیدم که از رو در رد شدن
یه عده از خدا بی خبر...

مرو مرو مرو فاطمه...


]]>