بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان !!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!! . . . !!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!! . . . "اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد" *نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.* «لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند» *شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید* "منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... " tag:http://babolharam.mihanblog.com 2018-10-20T10:33:15+01:00 mihanblog.com سینه زنی زیبا تقدیم به جامانده های وادیِ عشق _ اجرا شده شب اربعین 96 _ حاج محمد بذری 2018-10-18T12:00:56+01:00 2018-10-18T12:00:56+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7521 خادم الشهداء رفیقامو بردی کرب وبلا ، پس من چیقاطیِ زائرا، پا برهنه ها ، پس من چیتو دلیلشو بگو امام رضا، پس من چیرفیقم رفته حرمیه پیام داده واسممیگه عازمم حلال کنید منوتو حرم که ایستادُعکسشو فرستادُآب کرده دلِ این سینه زنُاین نوکرا رو هم ، بطلب حسین ...جا مونده ها رو هم ، بطلب حسین ...یکی اومد دخیل مشهد شد ، اما مناربعینشم که صدرصد شد، اما منآخر از مرزِ مهران رد شد ، اما مناما من ، چند سالیهدلم اون حوالیهخودم اینجا ولی دل تو کربلاستنزار طعنه بزنناونا که دورِ مننبگن آقا هیئتیاشو نخواستاین رو سیاهو هم ،بط

رفیقامو بردی کرب وبلا ، پس من چی
قاطیِ زائرا، پا برهنه ها ، پس من چی
تو دلیلشو بگو امام رضا، پس من چی

رفیقم رفته حرم
یه پیام داده واسم
میگه عازمم حلال کنید منو

تو حرم که ایستادُ
عکسشو فرستادُ
آب کرده دلِ این سینه زنُ

این نوکرا رو هم ، بطلب حسین ...
جا مونده ها رو هم ، بطلب حسین ...

یکی اومد دخیل مشهد شد ، اما من
اربعینشم که صدرصد شد، اما من
آخر از مرزِ مهران رد شد ، اما من

اما من ، چند سالیه
دلم اون حوالیه
خودم اینجا ولی دل تو کربلاست

نزار طعنه بزنن
اونا که دورِ منن
بگن آقا هیئتیاشو نخواست

این رو سیاهو هم ،بطلب حسین
جا مونده ها رو هم ، بطلب حسین

این نوکرا رو هم ، بطلب حسین ...
جا مونده ها رو هم ، بطلب حسین ...

ای به قربون ِ تووُ اون حرمت ، کرب و بلا
بزن امضاء رو فدای کرمت ، کرب و بلا
قول دادم به مادرم میبرمت ، کرب و بلا

مادرم دست به دعا
توی این شلوغیا
زیر لب داره یه چیزائی میگه

پسرم غصه نخور
از این آقا دل نبُر
میبره حرم مارو ساله دیگه

این مادرا رو هم ، بطلب حسین
جا مونده ها رو هم ، بطلب حسین

شاعر: سید صادق موسوی




]]>
سینه زنی زمینه زیبا _ ویژۀ هفتم صفر شهادت کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام _ اجرا شده دوم صفر سال 97_حاج محمود کریمی 2018-10-18T11:55:56+01:00 2018-10-18T11:55:56+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7520 خادم الشهداء مدینه جایی بین ابراست ..که هر ابری به دورش گریونهیه اقیانوسِ خاکی اونجاسکه خورشید تو عمقش پنهونه ..ملائکه تویِ ملکوت،سمت مدینه پر میزنندتو عالم معنا تو بقیع،دارن حرم درست میکنندفرشته ها از روز ازلخادمِ حرمِ امام حسننیه روضه خوان دائم ، بالاسر قبرشمیخونه از داغِش ... میخونه از صبرش(مگه یادم میره من بودم و یه گلِ پرپر؟!مگه یادم میره زخمِ رویِ صورتِ مادر؟!مگه یادم میره خونابۀ بالِ کبوتر؟!)۲_____________(مدینه شهری تویِ دل هاسکه اسمش دل رو میلرزونه)۲دلُ میلرزونه قبراییکه زیر آفتاب و بارونه .

مدینه جایی بین ابراست ..
که هر ابری به دورش گریونه
یه اقیانوسِ خاکی اونجاس
که خورشید تو عمقش پنهونه ..

ملائکه تویِ ملکوت،سمت مدینه پر میزنند
تو عالم معنا تو بقیع،دارن حرم درست میکنند

فرشته ها از روز ازل
خادمِ حرمِ امام حسنن

یه روضه خوان دائم ، بالاسر قبرش
میخونه از داغِش ... میخونه از صبرش

(مگه یادم میره من بودم و یه گلِ پرپر؟!
مگه یادم میره زخمِ رویِ صورتِ مادر؟!
مگه یادم میره خونابۀ بالِ کبوتر؟!)۲
_____________
(مدینه شهری تویِ دل هاس
که اسمش دل رو میلرزونه)۲
دلُ میلرزونه قبرایی
که زیر آفتاب و بارونه ..

دلی که شد امام حسنی، دیگه زمین براش قفسه
آزاده و رهایِ رهاس، با آسمونا هم نفسه ..

یه روزی زائرِش میشه و
به همۀ آرزوهاش میرسه

یه روضه خوان بینِ ... مقامِ بالاسر۲
میخونه از کوچه ... میخونه از مادر

(مگه یادم میره من بودم و کوچۀ غم ها
مگه یادم میره دستی سیاه که میره بالا
مگه یادم میره روی زمین نالۀ زهرا)۲

مگه یادم میره من بودم و یه گلِ پرپر؟!
مگه یادم میره زخمِ رویِ صورتِ مادر؟!
مگه یادم میره خونابۀ بالِ کبوتر؟!
_____________
(مدینه تو با شعری که خوند
دم آخرِ آقات ، میسوزی)۲
به آیینه ش روز آخر گفت
مثه روز تو نیست هیچ روزی ...

(امام حسن خودش دلارو، برده به کربلایِ حسین)۲
بخشیده روضۀ خودشُ، به اشکِ روضه هایِ حسین

کریمِ عالم بود و گذاشت
دارو ندارشُ برایِ حسین

با جیگر پاره ... با اون تنِ بی حال
میخونه از مقتل ... میخونه از گودال

ای کشتۀ دور از وطن،دور ازوطن ... وای
ای تشنۀ صدپاره تن،ای بی کفن ... وای




]]>
روضه و توسل بسیار جانسوز _ ویژۀ هفتم صفر شهادت کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام _ اجرا شده دوم صفر سال 97_حاج محمود کریمی 2018-10-18T11:50:13+01:00 2018-10-18T11:50:13+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7519 خادم الشهداء زینبم تو گرفتی با حسین روی دامن سرمو من میرم جای شما ببینم مادرمو   پیش مادری که با پرِ زخمی پر کشید دلیل رفتنشُ جز خودم کسی ندید ..   مادری که گیسوهاش مو به مو سفید میشد ذره ذره آب میشد ، روز به روز شهید میشد   شاهدِ شکستنش کسی غیرِ من نبود ... من دیدم که گونه هاش چه جوری شدن کبود   دست سنگین مثل برق،از رویِ سرم گذشت دست من به رویِ خاک،پیِ گوشواره میگشت   بی صدا گریه میکرد یاعلی یاعلی .. اسم بابامُ میبرد


زینبم تو گرفتی با حسین روی دامن سرمو

من میرم جای شما ببینم مادرمو

 

پیش مادری که با پرِ زخمی پر کشید

دلیل رفتنشُ جز خودم کسی ندید ..

 

مادری که گیسوهاش مو به مو سفید میشد

ذره ذره آب میشد ، روز به روز شهید میشد

 

شاهدِ شکستنش کسی غیرِ من نبود ...

من دیدم که گونه هاش چه جوری شدن کبود

 

دست سنگین مثل برق،از رویِ سرم گذشت

دست من به رویِ خاک،پیِ گوشواره میگشت

 

بی صدا گریه میکرد یاعلی یاعلی .. اسم بابامُ میبرد

تا میخواست بلند بشه دوباره زمین میخورد

 

خوبه که دور و وَرَم پُرِ از محارمم ...

ازمیونِ همتون دیگه امشب عازمم

 

سر من رو دامنِ مهربونِ برادرم

قاسمم گریه نکن ... انقده بالاسرم

 

قاسمم یادت نره تا عمو کنارتِ

سختیای زندگی با عمو بهارتِ

 

قاسمم یه روز میاد عمو تنها میشه

پیش چشم تو سیاه همه ی دنیا میشه

 

اون روزه که تو باید جانشینِ من بشی

تویِ میدونِ بلا ، یه تنه حسن بشی

 

*حسن شد؛ چه حسنی!

یمن شد؛ چه عقیقِ یمنی!

همه جاش کبود شد .... سر رو برگردوند ...*

 

خواهرم گریه نکن گریه تُ بذار کنار

همه اشکِ چشمتو برا کربلا بذار

 

یه روزی تو خاک و خون،تنِ بی سر میبینی

 

*فرمود حسین جان من الان چشمم میبندم و باز میکنم ، صورت تو رو میبینم ... ای قربون صورتت ... سرمو برمیگردونم عباسمو میبینم ... ای قربون عباسم .... اما یه روز میاد تو چشمتو باز میکنی جلو چشمات خاکه .... سر رو که برمیگردونی ، از روی خاک میبینی بچه هات دارن خودشون رو میزنند ... این ور برگردونی چکمۀ شمر کنارته ...‌. الان اشک منو شما پاک میکنی .. قربون صورت خون آلودت حسین ....*

 

یه روزی تو خاک و خون،تنِ بی سر میبینی

سرِ یه شیرخواره رو رویِ خنجر میبینی

 

یه روزی که میبینی اوج اشک و ناله رو

درمیاری از آتیش دخترِ سه ساله رو

 

*یه نگاه به عباس ... زینبم! *

 

یه روز از رو نیزه ها جلویِ پایِ حرم

میبینی که افتاده سرِ سقایِ حرم ...


]]>
روضه و توسل جانسوز _ ویژۀ هفتم صفر شهادت کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام _حاج حسین سازور 2018-10-18T11:45:15+01:00 2018-10-18T11:45:15+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7518 خادم الشهداء ابی عبدالله میفرمایید امروز که از دفن امام حسن آمدم ، اولین نفر زینب جلو اومد .. حسین جان داداشمو چجوری دفن کردید؟ ... گفتم خواهرم دست به دلم نگذار  ... انقد بگم بدنشو تیر باران کردن ... “بریم خونۀ امام حسن ...” فرمود حسنم گریه کن نداره ... پیغمبر فرمود همۀ چشم ها فردا قیامت گریانه مگه چشمی که به حسینم گریه کرده باشه ...   باید امشب بلند گریه کنید مثل زینب بلند گریه کنید که مرتب بلند گریه کنید سوخت از غم ، بلند گریه کنید گریه کن ، گرچه گریه تسکی

ابی عبدالله میفرمایید امروز که از دفن امام حسن آمدم ، اولین نفر زینب جلو اومد .. حسین جان داداشمو چجوری دفن کردید؟ ... گفتم خواهرم دست به دلم نگذار  ... انقد بگم بدنشو تیر باران کردن ...

بریم خونۀ امام حسن ... فرمود حسنم گریه کن نداره ... پیغمبر فرمود همۀ چشم ها فردا قیامت گریانه مگه چشمی که به حسینم گریه کرده باشه ...

 

باید امشب بلند گریه کنید

مثل زینب بلند گریه کنید

که مرتب بلند گریه کنید

سوخت از غم ، بلند گریه کنید

گریه کن ، گرچه گریه تسکین است

غم غربت عجیب سنگین است

 

بر غریبیِ کریم گریه کنید

پایِ دردی عظیم گریه کنید

یاده حالی عجیب گریه کنید

بشنوید از غدیر گریه کنید

چشم ها را پر آب تذر بکنید

حالِ ما را خراب تر بکنید

 

زهر نوشید ، فاطمه نالید

سبز پوشید فاطمه نالید

هر چه کوشید فاطمه نالید

خون که جوشید ، فاطمه نالید

رویِ دامانِ مادرش افتاد

رویِ دستِ برادرش افتاد

 

بی نوایی نوایِ او را برد

چنگی آمد عبایِ او را برد

نیزه ای رانِ پایِ او را برد

هق هقِ بی صدایِ او را برد

دست بر قلبِ مضطرش نزنید

پیشِ ما حرفِ همسرش نزنید

 

ظرف یک سو ، آب هم یک سو

تشتُ و قلبی کباب هم یک شو

زینب و اضطراب هم یک سو

جعده یک سو ، رباب هم یک سو

پیشِ قاسم مقابلِ پسرش

می چکد از محاسنش جگرش

 

*حالا اصله روضه که امام حسن سفارش کرده ...*

 

بعدِ مادر مغیره را می دید

هی مکرر مغیره را می دید

رویِ منبر مغیره را می دید

پیشِ آن در مغیره را می دید

او که این روز ها کنارش بود

زدنِ خانم افتخارش بود ...

 

*امروز برا امام حسن داد بزنید ... به خدا کنارِ قبرش کسی جرات نمی کنه یه جمله بلند گریه کنه ...*

 

یادش افتاد رویِ پا برخاست

از دهانش که ناسزا برخاست

دستِ نامرد بی هوا برخاست

آنچنان خورد که صدا بر خاست

روضه ام گیره سنگ دیوارست

همه تقصیرِ سنگ دیوار است

 

پسر ارشدش زمین افتاد

با تمامِ قدش زمین افتاد

بعد ضربِ بدش زمین افتاد

چقدر بد زدن زمین افتاد

خواست تا پا شود دوباره نشد

بعد از آن حرف گوشواره نشد

 

تاب دیگر قلم ندارد حیف

وای آقا حرم ندارد حیف

نه حرم ، سنگ هم ندارد حیف

خادمی محترم ندارد حیف

همگی زیرِ دِینِ آقاییم

روضه خوانِ حسینِ زهراییم

 

*بدنشُ آوردن کنارِ قبرِ پیغمبر ، عایشه و یه عده ای از بنی مروان اومدن جلویِ جنازه رو گرفتن ... حضرت فرمود اگه وصیت حسنم نبود کوچکتر از آنی بودید که جلو جنازه رو بگیرید ... حالا عباس ایستاده ... چنان غضب کرده قمر بنی هاشم ... یه دستش به قبضۀ شمشیرِ ، یه دستش هم به قاسمِ  ... یکی صدا زد آی عایشه ، یه روز سوار بر شتر شدی جمل درست کردی امروز سوار بر اسب شدی جلو بدنِ پسرِ پسر پیغمبر و گرفتی ، نکنه فردا سوارِ فیلم بشی به جنگِ خدا بری .. گفت بنی مروان اینا دارن به من جسارت می کنن ابی عبدالله فرمود بدنُ ببرید بقیع ... اما نامردا خیلی نامردی کردن ... مثله زمانِ علی فهمیدن حسین مامورِ به صبرِ ... آخه اون دومی ملعونم گفت به اعوان و انصارش . گفت هر چی میخواید بی حیایی کنید ، بکنید علی دست از پا خطا نمی کنه ...  علی مامورِ به صبرِ ... همین بود که درُ رو زهرا انداختند .. همین بود که همه از رو در رد شدن ... بدنُ سمتِ بقیع بردن ، اما تیرهاشونو به کمان گذاشتند ....

آی ... بدنُ از تابوت نتونستند در بیارند ... هفتاد شعبۀ تیر زده بودند ... میگم آقاجان ؛ بدنِ برادرتون هفتاد شعبۀ تیر به تابوت خورده بود سختت بود بدنُ از تابوت بیرون بیاری .. چی کشید امام سجاد ... گفت هیچ جوری نمیشه ... فقط حصیر بیارید ... این بدنِ ریز ریز شده رو جمع کنم ...

حسین ...


]]>
سینه زنی سنگین _ویژۀ هفتم صفر شهادت کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام _ حاج مهدی رسولی 2018-10-16T18:42:52+01:00 2018-10-16T18:42:52+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7517 خادم الشهداء تو بیکران آسمونی بالاتر از فهم زمینی (حالا دیگه همه میدونن آقا معز المومنینی)2بمیرم من که محرم بجز غم نداریبمیرم من رو زخمات یه مرحم نداریبمیرم که توی خونه محرم نداری ...صحن چشام شده پر از ستارهباز میخونم با دل پاره پارهسینه زنا (حسن حرم ندار)3آه و واویلا غریب زهرا ...قربون اون که تو رواقش خاکی میشه بار کبوترهمه میگن حسین غریبه حسن شده از حسین غریبترغریب اون که قبرش یه زائر ندارغریب اون که حتی مجاور ندارغریب اون که غم از مزارش میبار ...از آسمون اشکِ عزا می بارهزهرا میگه با دلِ پاره پارهسین

تو بیکران آسمونی بالاتر از فهم زمینی
(حالا دیگه همه میدونن آقا معز المومنینی)2

بمیرم من که محرم بجز غم نداری
بمیرم من رو زخمات یه مرحم نداری
بمیرم که توی خونه محرم نداری ...

صحن چشام شده پر از ستاره
باز میخونم با دل پاره پاره
سینه زنا (حسن حرم ندار)3

آه و واویلا غریب زهرا ...

قربون اون که تو رواقش خاکی میشه بار کبوتر
همه میگن حسین غریبه حسن شده از حسین غریبتر

غریب اون که قبرش یه زائر ندار
غریب اون که حتی مجاور ندار
غریب اون که غم از مزارش میبار ...

از آسمون اشکِ عزا می باره
زهرا میگه با دلِ پاره پاره
سینه زنا (حسن حرم ندار)3

آه و واویلا غریب زهرا ...

داره تو رو میکشه کم کم بغضی که داری توی سینه
(نمیره از خاطرت آقا جسارتِ اهل مدینه)2

چی دیدی که یه شبه موهات سفید شد
دلت دیگه از این دنیا نا امید شد
همه میگن حسن تو کوچه شهید شد ..

ای وای موندن اثر ندار
 برا مرغی که بال و پر ندار
از درد تو ببین خبر ندار

آه و واویلا غریب زهرا ...



]]>
روضه و توسل جانسوز _ ویژۀ هفتم صفر شهادت کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام _ استاد حاج مهدی توکلی 2018-10-16T18:33:21+01:00 2018-10-16T18:33:21+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7516 خادم الشهداء الان بقیع یه دونه زائر نداره ... الان یه نفر نیست تو بقیع به امام حسن سلام بده .. همۀ مفاتیحُ زیر و رو کنی امام حسن یه زیارت نامه نداره که اگه یه وقت بقیع رفتی بتونی برا امام حسن زیارتنامه بخوانی ..   خیلی امام حسن مظلومِ ... الان اگه بری حرم حضرت عبدالعظیم میگن شش پشتش به امام حسن میرسه الان چقدر زائر داره .. چقد اونجا زیارتنامه میخونن .. شبا بری اصلاً این حرم غرقِ نورِ .. اما شب بری بقیع یه شمع بالا قبرِ امام حسن روشن نیست .. روز بری یه سایبان ندارد .. یه زائر به او

الان بقیع یه دونه زائر نداره ... الان یه نفر نیست تو بقیع به امام حسن سلام بده .. همۀ مفاتیحُ زیر و رو کنی امام حسن یه زیارت نامه نداره که اگه یه وقت بقیع رفتی بتونی برا امام حسن زیارتنامه بخوانی ..

 

خیلی امام حسن مظلومِ ... الان اگه بری حرم حضرت عبدالعظیم میگن شش پشتش به امام حسن میرسه الان چقدر زائر داره .. چقد اونجا زیارتنامه میخونن .. شبا بری اصلاً این حرم غرقِ نورِ .. اما شب بری بقیع یه شمع بالا قبرِ امام حسن روشن نیست .. روز بری یه سایبان ندارد .. یه زائر به اون سلام نمی کند ...

جوونا ، خانما ، آقایون هر جا هم برید واعظا ، مداحا میگن حسین غریبه ... اما همین الان شما کربلا باشی امام حسین چقدر زائر داره ؟.. چند روز دیگه اربعین میشه ، ببینید یه برادر بیست میلیون زائر داره یه برادر یه دونه زائر نداره ... این آقا این همه زائر داره . این همه عاشق داره .. اما بقیع یه نفر نیست یه سلام به حسن ابن علی بده ... این امام حسین این همه زائر داره .. این بارگاهِ عظیم رو داره ..

 

یه زنی خدا بهش داده بود مثه رباب ... همین اربعین که اومد کربلابعضی ها میگن یک سال کربلا موند ... از امام زین العابدین اجازه گرفت گفت من برام همسرم عزاداری نکردم ، اشک نریختم .. من از مادرش فاطمه خجالت می کشم ، اجازه بدید من یه سال اینجا بمونم سوگ نگه دارم ، عزاداری کنم .. میگن انقد میومد زیرِ آفتاب ناله میرد و گریه می کرد ، تمامِ صورتش پوست انداخته بود ... بنی اسد گفتن بابا این عروسِ فاطمه ست ، یادگاریِ ، امانتِ ؛ یه سایبان درست کردن ازش خواهش کردن که زیرِ آفتاب نشین بیا زیرِ این سایه بان .. یه بار زیرِ سایه بان نرفت .. بنی اسد گفتن سایه بان که هست ، گفت اخه پسرِ فاطمه که زیرِ سایه بان نرفت ...

گفت سه روز و سه شب انقده آفتاب به این بدن تابید ... این یه همسر ... اما امام حسن یه همسر داره جعده (لعنت الله) ... امام روزه دار بود جگرشُ پاره پاره کرد ... روزه دار چقد تشنه میشه ؟ .. میگن همین کوزه رو برداشت آب رو سر کشید صدا زد کنیزا بگین زینبم بیاد ... جگرش پاره پاره شد .. امام حسین سربازایی داشت جلوش ایستادن حضرت نماز بخونه ، اما امام حسن داشت نماز می خوند سربازاش اومدن سجاده رو از زیرِ پاش کشیدن .. با صورت زمین خورد ... با خنجر رانِ پایِ حضرت رو مجروح کردن ... حضرت بینِ لشگرش که می اومد زره می پوشید ، زیرِ عبا زره می پوشید ترورش نکنند ... اما می خوام بگم ، کاشک به همین اکتفا می کردن و بدنِ مطهرش رو تیر باران نمی کردن ...

 

دلها بسوزد برایِ اون آقایی که وقتی آوردن کنارِ بقیع این بدن رو گذاشتن زمین این تشییع کننده ها جمع شده بودن یکی یکی این تیرها رو از بدن حضرت خارج می کردن ... بعضیا میگن تا هفتاد تا تیر از این بدن خارح کردن ... امام حسین هی صدا می زد غارت زده کسی نیست که اموالش رو غارت کرده باشند ، غارت زده منم که داداشی مثه تو رو اینحور دارم به خاک می سپارم دیگه عطر استعمال نمی کنم .. دیگه محاسنم رو خضاب نمی کنم ...



]]>
سینه زنی زمینه زیبا _ ویژۀ ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 96 _ سید محمد جوادی 2018-10-16T18:29:16+01:00 2018-10-16T18:29:16+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7515 خادم الشهداء تو شامِ غمم .. رویایِ منیتو روشنیِ ..  شبهایِ منی هر چی که باشی ، بابایِ منیخرابه خیلی شباش سردهزجره بی حیا چه نامردهکاشکی می شد عمو برگرده ، باباییحسین .... وا ....از دوریِ تو .. رنگم پریدهنیستی ببینی .. قدم خمیدهعمه موهامو .. شونه کشیدهلباسامو مرتب کردمبه سختی روزمو شب کردمبازم نیمدی تب کردم ، باباییحسین .... وا ....تو شامِ غمم .. رویایِ منیتو روشنیِ ..  شبهایِ منی هر چی که باشی ، بابایِ منیخرابه خیلی شباش سردهزجره بی حیا چه نامردهکاشکی می شد عمو برگرده ، باباییحسین .... وا ...

تو شامِ غمم .. رویایِ منی
تو روشنیِ ..  شبهایِ منی
هر چی که باشی ، بابایِ منی

خرابه خیلی شباش سرده
زجره بی حیا چه نامرده
کاشکی می شد عمو برگرده ، بابایی

حسین .... وا ....

از دوریِ تو .. رنگم پریده
نیستی ببینی .. قدم خمیده
عمه موهامو .. شونه کشیده

لباسامو مرتب کردم
به سختی روزمو شب کردم
بازم نیمدی تب کردم ، بابایی

حسین .... وا ....

تو شامِ غمم .. رویایِ منی
تو روشنیِ ..  شبهایِ منی
هر چی که باشی ، بابایِ منی

خرابه خیلی شباش سرده
زجره بی حیا چه نامرده
کاشکی می شد عمو برگرده ، بابایی

حسین .... وا ....



]]>
زمزمه و روضه جانسوز _ ویژۀ ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها _ حاج میثم مطیعی 2018-10-16T18:21:03+01:00 2018-10-16T18:21:03+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7514 خادم الشهداء دلم از خرابه دیگه خون امشب مزاحم شدم من برا عمه زینب می سوزم تو این تب ...   صورت من کبوده و زرده حرف دلم گلایه و درده یه دختر شامی رو دیدم که روسریِ منو سرش کرده ...   یه دنیا درد دل دارم بابا از اون شبِ سردِ تویِ صحرا موی سرم سپیده و قدم شبیه مادرت شدم بابا  آه بابا .. آه بابا...  دعا کن بمیرم برم از خرابه برای همیشه سه سالت بخوابه که موندن عذابه ...   دوری تو طاقتمو برده دیر برسی دختر


دلم از خرابه دیگه خون امشب

مزاحم شدم من برا عمه زینب

می سوزم تو این تب ...

 

صورت من کبوده و زرده

حرف دلم گلایه و درده

یه دختر شامی رو دیدم که

روسریِ منو سرش کرده ...

 

یه دنیا درد دل دارم بابا

از اون شبِ سردِ تویِ صحرا

موی سرم سپیده و قدم

شبیه مادرت شدم بابا

 

آه بابا .. آه بابا...

 

دعا کن بمیرم برم از خرابه

برای همیشه سه سالت بخوابه

که موندن عذابه ...

 

دوری تو طاقتمو برده

دیر برسی دختر تو مرده

تموم راه شام و بازارو

عمه به جای من کتک خورده

 

تو این خرابه نفسم تنگه

چرا رو لبهات اثر سنگه

راستی تو بازار حراجی ها

دیدم سرِ خاتَمِ تو جنگه ...

 

آه بابا .. آه بابا...

 

یکی نیست بپرسه گناهم چی بوده؟

چی بوده که رنگم پریده کبوده

تو آتیش و دوده ...

 

نگفتی که سه ساله جون میده

واسه تصدق یکی نون میده

خسته شدم بسکه تو این بازار

یکی همش ما رو نشون میده

 

جایِ طناب مونده رو گردنها

حتی حیا نکردن از زنها

از رویِ ناقه افتادم گفتم

الهی هیچ زنی نشه تنها

 

 آه بابا .. آه بابا...

 

شاعر : سید جواد پرئی




]]>
سینه زنی شور _ ویژۀ ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها _کربلایی حمید علیمی 2018-10-16T18:17:02+01:00 2018-10-16T18:17:02+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7513 خادم الشهداء (این پا و اون پا نکن باباچشمات مو دریا نکن بابادارم میمیرم من از این دوریامروز و فردا نکن فردا)3(امشب نیایی دیگه فردا دیرهامشب نیایی دخترت میمیرهامشب نیایی کی دیگه از خولیگشواره های منو پس میگیر)2تَنت زخمی سَرم زخمیسَرم زخمی سَرت زخمیچقدر شکر خواهرت زخمیهمه زخمی ...تَنت زخمی تَنم زخمیسَرت زخمی سَرم زخمیهمه پیکرم زخمی ببین عمه هم زخمی ...چیزی نمونده اَزم باباکُشته منو دشمنم بابااز وقتی افتادم از ناقهخورده تموم تَنم باباافتادمُ بوی زهرا اومدمادر اومد حالِ من جا اومدرو زانوهاش منو خوابوندهیه

(این پا و اون پا نکن بابا
چشمات مو دریا نکن بابا
دارم میمیرم من از این دوری
امروز و فردا نکن فردا)3

(امشب نیایی دیگه فردا دیره
امشب نیایی دخترت میمیره
امشب نیایی کی دیگه از خولی
گشواره های منو پس میگیر)2

تَنت زخمی سَرم زخمی
سَرم زخمی سَرت زخمی
چقدر شکر خواهرت زخمی
همه زخمی ...
تَنت زخمی تَنم زخمی
سَرت زخمی سَرم زخمی
همه پیکرم زخمی
ببین عمه هم زخمی ...

چیزی نمونده اَزم بابا
کُشته منو دشمنم بابا
از وقتی افتادم از ناقه
خورده تموم تَنم بابا

افتادمُ بوی زهرا اومد
مادر اومد حالِ من جا اومد
رو زانوهاش منو خوابونده
یه بی حیا یهو از راه اومد ...

بابا ...

از اون وقت که منو میزد
نمیدونی چه بَد میزد
منو هی با لَگد میزد ...

الان بابایی کجا هستی؟
شاید روی نیزه ها هستی
شاید که کنج تنوری و
شاید تو تَشت طلا هستی

راستی بابا دیگه چشمام تارِ
راستی بابا مَعجرم شد پاره
راستی بابا اگه دیدی پیرم
این آثار رَد شدن از بازارِ ...

هزار دفعه بابا مُردم
روی نی زخماتو میشموردم
زمین خوردی زمین خردم ...





]]>
سینه زنی زمینه زیبا _ ویژۀ ایام اربعین _حاج امیر عباسی 2018-10-16T18:09:15+01:00 2018-10-16T18:09:15+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7512 خادم الشهداء یا حسین  ..ای نهایت رحمت و جلوۀ رویِ خدایا حسین ..ای بهارِ محبت جان و دله عاشقایا حسین ..سینه زن ها دارن همگی حاجت کرببلانور عین یا حسین ... میریم با شهدا .. وَ با همۀ سینه زنا اربعین زِ نجف .. پیاده سویِ کربُبَلا«مولانا یا حسین ای پسر زهرا یا حسین»______یا حسین ..دعا کن آخرِ کارِ ما بشه ختمِ به خیر دلِ ما ..بشهِ بیتِ بهشتیِ عشقِ شما وَ لاغیر جون بدیم ..برا تو مثه عابس و مسلم و حرّ و زهیرنور عین یا حسینقسم به شرر .. شقایقای پرپرِ توما هارُ می کشه .. مصیبتای خواهرِ

یا حسین  ..
ای نهایت رحمت و جلوۀ رویِ خدا
یا حسین ..
ای بهارِ محبت جان و دله عاشقا
یا حسین ..
سینه زن ها دارن همگی حاجت کرببلا
نور عین یا حسین ...

 میریم با شهدا .. وَ با همۀ سینه زنا
 اربعین زِ نجف .. پیاده سویِ کربُبَلا

«مولانا یا حسین ای پسر زهرا یا حسین»
______
یا حسین ..
دعا کن آخرِ کارِ ما بشه ختمِ به خیر
 دلِ ما ..
بشهِ بیتِ بهشتیِ عشقِ شما وَ لاغیر
 جون بدیم ..
برا تو مثه عابس و مسلم و حرّ و زهیر
نور عین یا حسین

قسم به شرر .. شقایقای پرپرِ تو
ما هارُ می کشه .. مصیبتای خواهرِ تو

«مولانا یا حسین ای پسر زهرا یا حسین»
______
شنیدم ..
تویِ کرببلا شدی بی سَرو پاره تن و
روی خاک ..
موندی غرقه به خون و جراحت و بی کفن و
آخرشِ ..
ای عزیز دلِ فاطمه می کشی تو من و
نور عین یا حسین

 واقعا ای آقا .. این روضه ها سخته می دونم
 چه جوری برات از .. اسارتِ زینب بخونم

«مولانا یا حسین ای پسر زهرا یا حسین»
______
یا حسین  ..
ای نهایت رحمت و جلوۀ رویِ خدا
یا حسین ..
ای بهارِ محبت جان و دله عاشقا
یا حسین ..
سینه زن ها دارن همگی حاجت کرببلا
نور عین یا حسین ...

 میریم با شهدا .. وَ با همۀ سینه زنا
 اربعین زِ نجف .. پیاده سویِ کربُبَلا

«مولانا یا حسین ای پسر زهرا یا حسین»




]]>
قسمت_اول روضه و توسل جانسوز _ویژۀ هفتم صفر شهادت کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام _حاج محمد طاهری 2018-10-16T17:55:04+01:00 2018-10-16T17:55:04+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7510 خادم الشهداء حسن جان ... چهل ساله که ساکتی دیگه بس نیست،حسن جان چقدر زجر کشیدی تو جات این قفس نیست،حسن جان لبت غرق خون تو سینت نفس نیست،حسن جان ...   بگو از .. همه حرفایی که شنیدی بگو از .. همه صحنه هایی که دیدی بگو از .. غم و غربتی که کشیدی حسن جان .. حسن جان .. حسن جان ..   حسن جان ... یکم حرف بزن تا سبک شی برادر،حسن جان چهل ساله که هی تو خواب میگی مادر،حسن جان میری کوچه میشه غمت چند برابر،حسن جان   *ابی عبدالله التماسش میک

حسن جان ...

چهل ساله که ساکتی دیگه بس نیست،حسن جان

چقدر زجر کشیدی تو جات این قفس نیست،حسن جان

لبت غرق خون تو سینت نفس نیست،حسن جان ...

 

بگو از .. همه حرفایی که شنیدی

بگو از .. همه صحنه هایی که دیدی

بگو از .. غم و غربتی که کشیدی

حسن جان .. حسن جان .. حسن جان ..

 

حسن جان ...

یکم حرف بزن تا سبک شی برادر،حسن جان

چهل ساله که هی تو خواب میگی مادر،حسن جان

میری کوچه میشه غمت چند برابر،حسن جان

 

*ابی عبدالله التماسش میکرد داداش ...*

 

چی دیدی .. مگه کی باهاتون درافتاد

چی دیدی .. نمیگی چطور مادر افتاد

چی دیدی .. مگه مادرم با سر افتاد

حسن جان .. حسن جان .. حسن جان ..

 

حسن از کوچه چهل سال به خود میگوید

حرف ها را به برادر بزند یا نزند

دست بالا برود چون که به رویِ مادر

روضه برپا شده دیگر بزند یا نزند

 

*یعنی حرمت مادر رو جلوش شکستن .. همین بس که جلو چشم یه بچه ای یه نفر بخواد دست رو مادرش بلند کنه ..*

 

دست بالا برود چون که به رویِ مادر

روضه برپا شده دیگر بزند یا نزند

زهر تلخ است ولی با دلُ جان می نوشی

جعده در ظرف تو شکر بزند یا نزند

مانده تقدیر که آیا بشود یا نشود

از سر تشت حسن پا بشود یا نشود

 

*گفت داداش تو رو بارها زهر دادن، هربار زهر و پس دادی حالت بهتر شده .. گفت حسین این زهر با اون زهرها فرق میکنه، جگرم داخل تشت .. *

 

آنکه باید همۀ فاجعه را میداند

سر این زخم اگر وا بشود یا نشود

جا نشد در دلشو در وسط تشت چه سود

پاره های جگرش جا بشود یا نشود

 

*به عبدالزهرا فرمود،گفت روضۀ من اینه :*

 

کوچه ها علت پیریِ تو را میداند

بر سر تشت قدت تا بشود یا نشود

 

مادری هستی و در نزد تو هم زهرا هست

مدفن گمشده پیدا بشود یا نشود ...

 

*فرمود عبدالزهرا، روضۀ مارو اونطوری که هست نمیخونی برامون؟.. گفت آقاجان من روضۀ شمارو اون چیزی که شنیدم خوندم، شنیدم شمارو مسموم کردن، شنیدم پاره های جگرتون داخل تشت، شنیدم به بدن نازنینتون تیر زدن .. شنیدم نزاشتن بدنتون رو کنار قبر پیغمبر ببرن .. فرمود عبدالزهرا اینا همه روضه های من هست . اما روضۀ اصلی اینه برا گریه کنام اینطوری بگو ...

 

من دستم تو دست مادرم بود .. داشتیم از مسجد به سمت خونه میومدیم ، خوشحال بودم گفتم الان میرم برا بابا میگم مادر چه کرد .. میگم حقشُ چطور از اینا گرفت .. اما این خوشحالی چند دقیقه بیشتر طول نکشید .. یه وقت دیدم وسط کوچه نانجیب اومد .. دست به دیوار گذاشت ، مادرم هی عقب عقب سمت دیوار رفت .. چندتا نامحرم اومدن ، باورم نمیشد اینطور حرمت مادرم رو بشکنن .. عبدالزهرا چنان بی هوا سیلی ...*




]]>
قسمت_پایانی روضه و توسل جانسوز _ویژۀ هفتم صفر شهادت کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام _حاج محمد طاهری 2018-10-16T17:54:40+01:00 2018-10-16T17:54:40+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7511 خادم الشهداء (من غریب این دیارم که همه ازم بریدن این جماعت جانمازُ از زیر پاهام کشیدن ..)2   با کی بگم که ، دل پریشونم شد هم زبونم ، تشنۀ خونَم ..   چشمام ابر آسمونِ لبهام غرقِ لخته خون .. یادِ خنده هایِ قنفذ قلبِ من رو میسوزونه ..   عمریِ طعنه شنیدم شبها غرق اضطرابم عمریِ که خاطرات کوچه ها میده عزابم   *یه عمر امام حسن جلو چشمش میرفتن بالا منبرها به بابایِ مظلومش سب میگفتن .. یه عمر ، جلو چشمای امام حسن، س


(من غریب این دیارم

که همه ازم بریدن

این جماعت جانمازُ

از زیر پاهام کشیدن ..)2

 

با کی بگم که ، دل پریشونم

شد هم زبونم ، تشنۀ خونَم ..

 

چشمام ابر آسمونِ

لبهام غرقِ لخته خون ..

یادِ خنده هایِ قنفذ

قلبِ من رو میسوزونه ..

 

عمریِ طعنه شنیدم

شبها غرق اضطرابم

عمریِ که خاطرات

کوچه ها میده عزابم

 

*یه عمر امام حسن جلو چشمش میرفتن بالا منبرها به بابایِ مظلومش سب میگفتن .. یه عمر ، جلو چشمای امام حسن، سبّ و لعن میکردن امیرالمومنینُ ، نوشتن همه جا صبر کرد به جز اون لحظه ای که اون نانجیب مغیرۀ ملعون رفت بالا منبر ، تا اومد سبّ کنه حضرت از جا بلند شد فرمود ، بشین نانجیب تو دیگه بشین ، من یادم نرفته جلو چشمای من ، انقدر با غلاف شمشیر به بازویِ مادرم زدی ...*

 

دستش بلند شد ، ای داد بی داد

انقدر با پا زد ، از نفس افتاد ...

 

دست مادرم میلرزید

چشماش جایی رو نمیدید

مادر ، از رو خاک بلند شد

راهِ  خونه رو می پرسید ..

 

زینبم گریه نکن که

تو روزایِ سختی داری

یه روزی لباتُ رویِ

رگایِ پاره میزاری ...

 

اونجا میفهمی ، که کی غریبه

تو قابِ چشمات ، شیبُ الخَضیبِ ..

 

شمر و میبینی که خواهر

رویِ عرشِ حق نشسته

مثله سینۀ حسینت

قلبِ فاطمه شکسته ..

 

*بعضیا نوشتن ، امروز تشت و پاره هایِ جگر امان حسن ، داخل تشت جلو امام مجتبی بود، اما تا شنید خواهرش زینب داره از در میاد، اشاره کرد فرمود تشت رو ببرید .. زینب نبینه .. زینبم طاقت نداره ..

همه مراعاتِ حالِ زینب و کردن .. باباش امیرالمومنینم وقتی با سر خون آلود داشتن میاوردنش جلو در خونه، فرمود حسنم حسینم زیر بغلمُ رها کنید با پای خودم وارد شم .. زینب طاقت نداره منو با این حال ببینه .. مادرش زهرا هم مراعاتش رو میکرد .. همه مراعات کردن،بزا اینکه میدونستن چه صحنه هایی رو زینب میبینه ، برا اون لحظه ای که اومد بالا تل زینبیه ایستاد .. چه صحنه ای دید که رو کرد به حرم جدش رسول الله .. صدا زد :

 

صَلّی عَلَیکَ مَلیکُ السَّماءِ هذا حُسَینٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ مُنْقَطَعُ الاعْضاءِ هذا حُسَینٌ ... اگه زینب این لحظه رو ندیده بود نمیتونست برا پیغمبر تشریح کنه هذا حُسینٌ مجزوزُ الَّرأسِ مِنَ القَفا ...*

حسین ... *


]]>
سینه زنی زمینه زیبا _ ویژۀ ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 97_ سید رضا نریمانی 2018-10-13T17:30:14+01:00 2018-10-13T17:30:14+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7509 خادم الشهداء باباجون خستۀ راهمکه اعصابم بهم ریختهچیزی نیست حال من خوبهیه‌کم خوابم بهم ریخته ...خوابم بهم ریختهاعصابم بهم ریخته ...پاهامم آبله دارن ، نمی‌تونم بخوابم پسحالم پریشونه ، آخه ویرونه ویرونهاشکمو هی درآوردن ، باهام بازی نکرد هیچ‌کسچشماتو نبند تا چشمامو نبندم ..تو گریه نکن قول میدم که بخندم ..«مَنِ الَّذیٖ اَیْتَمَنیٖ بابا بابا بابا بابا»حالا که اومدی پیشمبذا خلوت کنم با توبذا تعریف کنم بعدشببین من پیر شدم یا تو ...من پیر شدم یا توبذار خلوت کنم با تو ...نگی من بی‌ادب بودم ، نگی این دختر عاشق نی

باباجون خستۀ راهم
که اعصابم بهم ریخته
چیزی نیست حال من خوبه
یه‌کم خوابم بهم ریخته ...
خوابم بهم ریخته
اعصابم بهم ریخته ...

پاهامم آبله دارن ، نمی‌تونم بخوابم پس
حالم پریشونه ، آخه ویرونه ویرونه
اشکمو هی درآوردن ، باهام بازی نکرد هیچ‌کس

چشماتو نبند تا چشمامو نبندم ..
تو گریه نکن قول میدم که بخندم ..

«مَنِ الَّذیٖ اَیْتَمَنیٖ بابا بابا بابا بابا»

حالا که اومدی پیشم
بذا خلوت کنم با تو
بذا تعریف کنم بعدش
ببین من پیر شدم یا تو ...
من پیر شدم یا تو
بذار خلوت کنم با تو ...

نگی من بی‌ادب بودم ، نگی این دختر عاشق نیست
گریه شده کارم ، اگه من دست به دیوارم
نمی‌تونم پاشم از جام ، پاهام پاهای سابق نیست

موهایِ تو سوخته ، موهایِ منم سوخت
تو آتیشِ خیمه ، کلّ بدنم سوخت

چشماتو نبند تا چشمامو نبندم ..
تو گریه نکن قول میدم که بخندم ..

«مَنِ الَّذیٖ اَیْتَمَنیٖ بابا بابا بابا بابا»

اون شب از روی اون ناقه
توی راه بین اون صحرا
بازی می‌کردم افتادم
اینقد غصه نخور بابا
غصه نخور بابا
تویِ راه بینِ اون صحرا ...

یکی دستش تو تاریکی به گونه‌م خورده چیزی نیست
هیچ‌کس نمیدونه ، بپرس از عمه میدونه
یکی از من یه گوشواره امانت برده چیزی نیست

دندونِ تو افتاد ، تو تشت طلا من ...
دندونایِ شیریم ، باز در میان حتماً

اصلا تو نگفتی ، من خسته و تنهام
تو اوجِ مصیبت ، بابایی‌مو میخوام

«مَنِ الَّذیٖ اَیْتَمَنیٖ بابا بابا بابا بابا»

 


]]>
قسمت_اول روضه و توسل جانسوز _ ویژۀ ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 97_ _ سید مجید بنی فاطمه 2018-10-13T17:16:50+01:00 2018-10-13T17:16:50+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/7506 خادم الشهداء گل بهشت حسینم ز بس نخوردم آب خزان به دیدنم آمد که چهره ام زرد است به پیش ضربت دشمن سپر برایم شد قسم به جان عمویم که عمه ام مرد است بابا نسیم میوزد و صورتم چه میسوزد خدا کند که بمیرم سرم چه آورده است  بین این شهر نحس و مهمان کش مثل عمه فقط خدا دارم تو به لب زخم خیزران داری من به لب روضۀ تو را دارم   *بابا بابا بابا .... هی میگفت بابا .. چرا هر وقت میگم بابا منو میزنن ... منم میخوام انقدر برات کتک بخورم تا برم پیش داداش علی اکبرم ... دلم برا


گل بهشت حسینم ز بس نخوردم آب

خزان به دیدنم آمد که چهره ام زرد است

به پیش ضربت دشمن سپر برایم شد

قسم به جان عمویم که عمه ام مرد است

بابا نسیم میوزد و صورتم چه میسوزد

خدا کند که بمیرم سرم چه آورده است

 

بین این شهر نحس و مهمان کش

مثل عمه فقط خدا دارم

تو به لب زخم خیزران داری

من به لب روضۀ تو را دارم

 

*بابا بابا بابا ....

هی میگفت بابا .. چرا هر وقت میگم بابا منو میزنن ... منم میخوام انقدر برات کتک بخورم تا برم پیش داداش علی اکبرم ... دلم برا علی اصغر تنگ شده بابا ... بابا ....*

 

تو به لب زخم خیزران داری

من به لب روضۀ تو را دارم

دو سه روز است رویِ پلکِ ترم

جایِ سیلیِ بی هوا دارم

 

*امشب حضرت رقیه ای ها،گرفتارم بودن مردم گفتن بریم دست به دامن حضرت رقیه بشیم ...*

 

به رخم عکس دست و بر روی

پیرُهَن عکسِ رد پا دارم

تو نوکِ نیزه جا گرفتی و من

رویِ خاک خرابه جا دارم ...

نه مچ دست سالمی دارم

نه النگویی از طلا دارم

به رخم زجر بی هوا میزد

به دل از او بهانه ها دارم

بعد از آن لحظه ای که سیلی زد

فقط از عمه ام صدا دارم

 

بابا بابا بابا بابا ...

 

شبایِ خرابه چقدر ساکت و سرده

تموم وجودم پُر از زخمِ و درده

ببین غصۀ دوریت چه کرده ...

 

منو خوب نگاه کن ببین باورت میشه

اینا ، جایِ سیلی اینا ، جای آتیش

بمون پیش من واسه همیشه ...

 

*یه خواسته از باباش داره،این خواستش داد زن و مرد و پیر و جوون و در میاره*

 

دعا کن بمیرم ، که موندن عذابه ..

دعا کن که باهم بریم از خرابه ..

 

*بابا بابا بابا بابا...

بابا میخوام یه جیزی رو برات تعریف کنم ...*

 

روی ناقه بودم که خواب تورو دیدم

کنارت نشستم رو پاهای تو خوابیدم

با سرنیزه از این خواب پریدم ...

 

چه زجری کشیدم منِ بی کس و تنها

به یاد تو بودم تو تاریکیِ صحرا

شنیدم سرت برگشت رو نی ها

 

کشیدن موهامو میدونم که دیدی

چشات بسته بود و خجالت کشیدی

 

*همه ی باباها دوست دارن موهای دختراشون رو شونه کنن ...*

 

موهام عشق تو بود ... توی خیمه ها سوخت

تو بازار کوفه ... تو خاکسترا سوخت ...

بابا بابا ...

حسین ...


]]>