بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان !!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!! . . . !!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!! . . . "اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد" *نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.* «لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند» *شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید* "منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... " tag:http://babolharam.mihanblog.com 2019-08-24T00:08:44+01:00 mihanblog.com مدح خوانی ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عید غدیرِ خُم به نفسِ حاج حیدر خمسه 2019-08-20T12:40:49+01:00 2019-08-20T12:40:49+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8285 خادم الشهداء همه کس را تو به سجده بخودت وا داری شده ام عاشق تو با همه ی ناداری ای که سر تا به قدم سوگلیِ داداری چه غمت هست که تو حضرت زهرا داری سایه ی هر سر زلفت شده یک رود فرات از دو چشمان تو انداخته ام خم شراب به مَرام تو اَبوباده می آید نه تراب کرده تجویز طبیبم دو سه نسخه مِیِ ناب قدری از بادیِّ لب زده ات را داری   تو که از ایل و تبار ازلی ها بودی عرش می ریخت به پای تو اگر پا بودی این که شیطان سر یک سجده به دعوا بودی سجده می کرد از اول اگر آنجا بودی سجده دارد


همه کس را تو به سجده بخودت وا داری

شده ام عاشق تو با همه ی ناداری

ای که سر تا به قدم سوگلیِ داداری

چه غمت هست که تو حضرت زهرا داری

سایه ی هر سر زلفت شده یک رود فرات

از دو چشمان تو انداخته ام خم شراب

به مَرام تو اَبوباده می آید نه تراب

کرده تجویز طبیبم دو سه نسخه مِیِ ناب

قدری از بادیِّ لب زده ات را داری

 

تو که از ایل و تبار ازلی ها بودی

عرش می ریخت به پای تو اگر پا بودی

این که شیطان سر یک سجده به دعوا بودی

سجده می کرد از اول اگر آنجا بودی

سجده دارد رُخ ماهی که تو آقا داری

 

نفست از گُل صدباغ شمیمی تر بود

لطف انگشترت از هر چه کریمی تر بود

با گدایان سخنانِ تو صمیمی تر بود

حق تعالی دو سه سال ازتو قدیمی تر بود

ای بنازم به تو ارباب ماشالله داری

 

وقتی از خانه برون میزنی انگار علی

می شوی روی زمین کعبه ی سیار علی

شده ای ، اِی دَم تو معجزه آثار علی

در همه عمر تو مشغول دوتا کار علی

یا به سجاده نشستی همه شب یا داری

 

 می بری تا به سحر کیسه ی گندم بر دوش

 

*وقتی از آقا پرسیدن: بهترین روز عُمرت کی بوده؟ ذُق کر د، فرمود: عید غدیر ... غدیر وقتی پیغمبر دستامو بُرد بالا جلو همه مردم کِیف کردم گفت: علی با مَنِ ...*

 

می بری تا به سحر کیسه ی گندم بر دوش

می کشی بار غم غصه ی مردم بر دوش

ساقیِ کوثری و مِهر تو خُم خُم بر دوش

داری عشق و عَلَمِ فاطمه خانُم  بردوش

هر شب ای ماه تو با ما شب یلدا داری

 

ریخته بال مَلَک یکسره دور و برتان

درس پس داده مسیحا همه در محضرتان

کعبه،دیوار و درش ریخت بهم محظرتان

اتفاق است می اُفتد فدای سرتان

بیش از این ها بخدا عاشق و شیدا داری

 

*ان شالله یه روز ، روزیتون بشه بیت الله ، همه ی مسلمین که میرن  زیارت ، وقتی مسئول کاروان ، روحانی کاروان، شرح میده برا مردم آداب واعمال زیارت رو، بچه شیعه ها تا دَمِ دَرِ بیت الله گوش به حرف اون طرف میدن، اما این پله ها رو که میان پایین ،همه دیگه سرها اینور، اونور میچرخه .. دنبال شکاف کعبه اند، سند بچه شیعه ها .. دنبال این هستند ببینن دری که برا آقاشون اختصاصی باز شده کجاست .. ان شالله یه روز بیت الله، مقابل بیت الله...*

 

مشعل عشق به نام توبر افروخته اند

تو نباشی همه در روز جزا سوخته اند

انبیا دست به آقایی تو  دوخته اند

روش بندگی از چشم تو آموخته اند

دل دریا، لب محشر، رخ زیبا داری

 

*ایام، ایام آخر تابستان، مردم پی مسافرت ،خیلی هم عالی،خدا برا همه بسازه ،اما الان تو هم بگو: آقا! من دیدم برم بساط غدیرت خالی میشه، گفتم بمونم مجلس غدیرت رو گرم کنم؛ فردا تو هم قیامت بیا بساط ماهارو گرم کن*

 

علی ای شیر خدا، خیر دمادم حیدر

قطب عالم نجف و قطب نما هم حیدر

نشود سایه ی تو از سر ما کم حیدر

نان شب فاطمه و چشمه ی زمزم حیدر

فاطمه دارد اَبَر مرد و تو زهرا داری

 

گیسوان تو شبیخون زده بر جان و دلم

نا جوانمردم اگر جز تو بُود آب و گلم

من اگر نام تو هر روزنگویم کِسلم

تو بزرگی و من از کوچکی خود خجلم

مو به مو زیر سرت محشر کبری داری



]]>
شور ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عیدِ غدیرِ خُم به نفسِ کربلایی حمید علیمی 2019-08-20T12:36:11+01:00 2019-08-20T12:36:11+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8284 خادم الشهداء اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا به ولایت حیدرحیدر،حیدر،حیدر...میخوام اگه علی نباشهیه لحظه این دنیا نباشهحرومِ اون اذونی که توشعلی وَلیُّ الله نباشهاَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا به ولایت حیدر«حیدر،حیدر،حیدر...»┈┈┈┈صدای تیغ تو بُت شِکنهحریف لشکری تو یک تنهسری نمی مونه رو تن اگهبری تو میسره تا میمنهآیینه ی خدا علی علی علینَفَسِ اِنَّما علی علی علیصاحب لافتی علی علی علیوصی مصطفی علی علی علیاَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا به ولایت حیدر«حیدر،حیدر،حیدر...»

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا
 به ولایت حیدر
حیدر،حیدر،حیدر...
میخوام اگه علی نباشه
یه لحظه این دنیا نباشه
حرومِ اون اذونی که توش
علی وَلیُّ الله نباشه
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا
 به ولایت حیدر
«حیدر،حیدر،حیدر...»
┈┈┈┈
صدای تیغ تو بُت شِکنه
حریف لشکری تو یک تنه
سری نمی مونه رو تن اگه
بری تو میسره تا میمنه
آیینه ی خدا علی علی علی
نَفَسِ اِنَّما علی علی علی
صاحب لافتی علی علی علی
وصی مصطفی علی علی علی
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا
 به ولایت حیدر
«حیدر،حیدر،حیدر...»


]]>
مدح و شعر خوانی ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عیدِ غدیرِ خُم به نفسِ حاج محمود کریمی 2019-08-20T12:33:38+01:00 2019-08-20T12:33:38+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8283 خادم الشهداء سپاه پلک هایش چند لشکر را تکان می دادعلی با خطبه خوانی قلب منبر را تکان می دادبه وقت ظهر سلمان را کرم می کرد و حاتم راعیار راستگویی اش اباذر را تکان می دادخودش نه پلک بر هم می زد و اینگونه بی پیکاردل هر مالکی مانند اشتر را تکان می دادبه یک ضربه سرش را می برید از تن به آسانیبه سختی آن که وقت جنگ پیکر را تکان می دادو جبرائیل درسش را به حیدر چون که پس می دادعلی ابن ابیطالب فقط سر را تکان می دادنه در دنیا دل ما را که نام مرتضی قطعابه وقت مرگ هم اعضای نوکر را تکان می دادمیان گرد و خاک جنگ تا او را بب

سپاه پلک هایش چند لشکر را تکان می داد
علی با خطبه خوانی قلب منبر را تکان می داد

به وقت ظهر سلمان را کرم می کرد و حاتم را
عیار راستگویی اش اباذر را تکان می داد

خودش نه پلک بر هم می زد و اینگونه بی پیکار
دل هر مالکی مانند اشتر را تکان می داد

به یک ضربه سرش را می برید از تن به آسانی
به سختی آن که وقت جنگ پیکر را تکان می داد

و جبرائیل درسش را به حیدر چون که پس می داد
علی ابن ابیطالب فقط سر را تکان می داد

نه در دنیا دل ما را که نام مرتضی قطعا
به وقت مرگ هم اعضای نوکر را تکان می داد

میان گرد و خاک جنگ تا او را ببیند هم
علی بود آن که از جایش پیمبر را تکان می داد

همیشه بعد دیدار علی از بس تحیّر داشت
یکی باید می آمد دوش قنبر را تکان می داد


]]>
شور بسیار زیبا ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر غدیرِ خُم به نفسِ سید رضا نریمانی 2019-08-20T12:31:01+01:00 2019-08-20T12:31:01+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8282 خادم الشهداء بادست پیغمبر،دست حیدر میره بالاآقا او ،والا او،از امروز میشه مولاتاج شاهی رو به حیدر دادبه علی اختیارم  افتاددل مابعداز احمد تنها،حیدر ومیخوادشه عالم شد اباالحسن امروزدیگه کفار ناامید شدن امروزبی بی زهرا میده عیدی،به من امروزدلبر ما حیدر...ذکر مایاحیدرجبرییل میادکه، بیعت کنه باحیدرشه عالم شد ابالحسن امروز دیگه کفار نا امید شدن امروزبی بی زهرا ،میده عیدی ،به من امروزعلی مولا یا علی  علی مولاعلی مولا ...علی مولا....علی مولا_________از اول ،تا آخر ،باپیمبر علی بودهصاحب ،پرچم ،روز خیب

بادست پیغمبر،دست حیدر میره بالا
آقا او ،والا او،از امروز میشه مولا
تاج شاهی رو به حیدر داد
به علی اختیارم  افتاد
دل مابعداز احمد تنها،حیدر ومیخواد
شه عالم شد اباالحسن امروز
دیگه کفار ناامید شدن امروز
بی بی زهرا میده عیدی،به من امروز
دلبر ما حیدر...ذکر مایاحیدر
جبرییل میادکه، بیعت کنه باحیدر
شه عالم شد ابالحسن امروز 
دیگه کفار نا امید شدن امروز
بی بی زهرا ،میده عیدی ،به من امروز

علی مولا یا علی  علی مولا
علی مولا ...علی مولا....علی مولا
_________
از اول ،تا آخر ،باپیمبر علی بوده
صاحب ،پرچم ،روز خیبر علی بوده2
دین پیغمبر شده کامل
آیه بلغ شده نازل 
بیا ودل به علی بسپار
هی نکن دل دل
زمینی ها ،آسمونیها شادن
دست بیعت با ابالحسن دادن
همه  از شوق ،به پای شاه،می افتادن
گل می باره زهرا،خیلی شاده طاها
می درخشه تاج ،شاهی ،روسر مولا
شه عالم شد اباالحسن امروز 
دیگه کفار ناامید شدن امروز
بی بی زهرا میده عیدی ،به من امروز
_________
هر مذهب ،بی حیدر ،ناقصه ونیمه کاره
هرکس که حیدر داشت،توی دنیا چی نداره
خالیه سفره هامون اما...
پُره از عشق مولا...
روی عشق ما ،نذاشت تاثیر ،این گرونیها
آقای ما،بیش از اینها می ارزه
فداحیدر هرچی ذکره وعرضه
دلی که باعلی باشه ،نمی لرزه
عشق تو گرونه، این گرونی عشقه
زندگیمو میدم،بامن بمونی عشقه
شه عالم شد ،اباالحسن امروز 
دیگه کفار ناامید شدن امروز 
بی بی زهرا ،میده عیدی،به من امروز


]]>
مدح خوانی ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عید غدیرِ خُم به نفسِ حاج سعید حدادیان 2019-08-20T12:28:54+01:00 2019-08-20T12:28:54+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8281 خادم الشهداء کیم من قطره ای افتاده در دامان دریایمو یا چون ذرّه در دامان مهر عالم آرایمبه خاک چارده معصوم رخ سودم عجب نبودکه گردد سرمه ی چشم ملک خاک کف پایمنه نام از می نه حرف از خم نه اسمی بود از صهباکه دست غیب از خُمّ ولایت داد صهبایماگر آواره ام آواره ی آل رسول استماگر دیوانه ام دیوانه ی اولاد زهرایمبگو تا عضو عضوم را جدا سازند از پیکرنخیزد جز صدای یا علی از کلّ اعضایمبود از صد هزاران سال طاعات و عباداتمتولاّی علی بهتر وز آن بهتر تبرّایماگر بی مهر او قرآن بخوانم خصم قرآنمو گر بی حبّ او ایمان بیارم کفر تنه

کیم من قطره ای افتاده در دامان دریایم

و یا چون ذرّه در دامان مهر عالم آرایم

به خاک چارده معصوم رخ سودم عجب نبود

که گردد سرمه ی چشم ملک خاک کف پایم

نه نام از می نه حرف از خم نه اسمی بود از صهبا

که دست غیب از خُمّ ولایت داد صهبایم

اگر آواره ام آواره ی آل رسول استم

اگر دیوانه ام دیوانه ی اولاد زهرایم

بگو تا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر

نخیزد جز صدای یا علی از کلّ اعضایم

بود از صد هزاران سال طاعات و عباداتم

تولاّی علی بهتر وز آن بهتر تبرّایم

اگر بی مهر او قرآن بخوانم خصم قرآنم

و گر بی حبّ او ایمان بیارم کفر تنهایم

به بینایی قسم صد بار نابینائیم بهتر

که افتد لحظه ای بر خصم کوُرَش چشم بینایم

بگو گردد چو قرآن آیه آیه پای تا فرقم

به قرآن جز امیرالمؤمنین کس نیست مولایم

نه با جنّت نه با حورا، نه با غلمان بود کارم

که از مولای خود نبود به جز مولا تمنّایم

الا ساقی ز جام چشم خود مست و خرابم کن

که آباد است از فیض ولایت دین و دنیایم

بود شور ولایت در نوای روح انگیزم

تو گویی می دمد روح القدس پیوسته در نایم

به روز حشر دور چارده معصوم می گردم

نه با جنّت بود کارم نه از نار است پروایم

غلام میثم مولا امیرالمؤمنین گشتم

که شد با نام «میثم» ختم شعر روح افزایم

شاعرغلامرضاسازگار

میثم شدم که سر بدهم پای دلبرم 
هرجا علی است دار خودم رابیاورم

میثم شدم که جان بدهم بی معطلی
هر روز کار دست دلم می دهد علی 

علی دینم ،علی قبله ی دیرینه ام
علی این دل که می تپد وسط سینه ام

علی علی آب وگلم سرشته شده با ولای او
اصلا من آمدم بشوم ،خاک پای او

نور علی ز دیده ی هر شیعه منجلی است
فریاد میزنم که امیرم فقط علی است

وقف امیر عشق ،جوانی و پیری ام
عالم سقیفه ای بشود،من غدیری ام 



]]>
شور زیبا ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عیدِ غدیرِ خُم اجرا شده سال 1397 به نفسِ کربلایی حسین سیب سرخی 2019-08-20T12:24:15+01:00 2019-08-20T12:24:15+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8280 خادم الشهداء ای ماه نجف ..دخیلم ای شاه نجف تا عرش خدا.. میروم از راه نجف دستم سوی تو ...جانب درگاه نجف ای حضرت عشق ای اسدالله نجف در طلبم تاب و تبم ذکر لبم ... حیدر ماندم که خدا یا بشری در عجبم ..حیدر «حقَّ حقّا..علی مولا مولا ...»ای شیر خدا ..مردِ عَلَم گیر خدا در دست تو هم ..زِ ازل شمشیر خدا آقای منِ ..شُکوهِ تدبیر خدا در ..آئینه ات جلوه ی تصویر خدا شَمسُ ضُحی  شاهِ وفا قبله نما ..حیدر ای لنگر بر ارض و سماء ..حیدر «حقَّ حقّا ...علی مولا مولا

ای ماه نجف ..دخیلم ای شاه نجف 

تا عرش خدا.. میروم از راه نجف
 
دستم سوی تو ...جانب درگاه نجف 

ای حضرت عشق ای اسدالله نجف 

در طلبم تاب و تبم ذکر لبم ... حیدر 

ماندم که خدا یا بشری در عجبم ..حیدر 

«حقَّ حقّا..علی مولا مولا ...»


ای شیر خدا ..مردِ عَلَم گیر خدا 

در دست تو هم ..زِ ازل شمشیر خدا 

آقای منِ ..شُکوهِ تدبیر خدا 

در ..آئینه ات جلوه ی تصویر خدا 

شَمسُ ضُحی  شاهِ وفا قبله نما ..حیدر 

ای لنگر بر ارض و سماء ..حیدر
 
«حقَّ حقّا ...علی مولا مولا ...»


"ما همه عَبدِ آستان علی
 تشنه ی لطفِ بیکرانِ علی
 سربلندیم روز محشر ،چون 
هست در قلبمان‌نشانِ علی"

«حقَّ حقّا ...علی مولا مولا ...»

"هم  خدا ،هم علی اَحَد باشد 
ذکر ما یا علی مدد باشد"


]]>
مدح خوانی و توسل ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عید غدیرِ خُم به نفسِ حاج محمد بذری 2019-08-20T12:21:47+01:00 2019-08-20T12:21:47+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8279 خادم الشهداء دستان توحالا شده بالاترین دست جبریل بوسه می زندبراین چنین دستخلق ازل ،کار ابد،برعهده توستای اولین دست خدا،ای آخرین دستآن دستها را ،آنقدر بالا گرفتندتا داد یزدان ،باامیرالمومنین دستیاد تو و دست توافتادم وقتیدرعلقمه افتاد بر روی زمین دستهرسه حکایات نگاهت رانوشتنپس آفرین آب،آفرین مشک ،آفرین دستاین دستها که پیش روی ما باز است از پشت بسته می شود ،روزی همین دستپشت وپناهه محکمی بودند اینهازهرا توقع داشت در کوچه ازاین دستدست مغیره ،دست زهرا،داد وبیدادافتاد دست بدترین ها بهترین دستبامن حساب داش

دستان توحالا شده بالاترین دست 
جبریل بوسه می زندبراین چنین دست

خلق ازل ،کار ابد،برعهده توست
ای اولین دست خدا،ای آخرین دست

آن دستها را ،آنقدر بالا گرفتند
تا داد یزدان ،باامیرالمومنین دست

یاد تو و دست توافتادم وقتی
درعلقمه افتاد بر روی زمین دست

هرسه حکایات نگاهت رانوشتن
پس آفرین آب،آفرین مشک ،آفرین دست

این دستها که پیش روی ما باز است 
از پشت بسته می شود ،روزی همین دست

پشت وپناهه محکمی بودند اینها
زهرا توقع داشت در کوچه ازاین دست

دست مغیره ،دست زهرا،داد وبیداد
افتاد دست بدترین ها بهترین دست

بامن حساب داشت عدو،از غدیر خم
از من تورا گرفت ودگر بی حساب شد


]]>
شور بسیار زیبا ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عیدِ غدیرِ خُم اجرا شده سال 1397 به نفسِ حاج محمد بذری 2019-08-20T12:19:07+01:00 2019-08-20T12:19:07+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8278 خادم الشهداء صدای کیست چنین دلپذیر می آیدکدام چشمه به این گرمسیر می آیدصدای کیست که اینگونه روشن و گیراستکه بود و کیست که از این مسیر می آیدخبربه روشنی روز در فضا پیچیدخبر دهیدکسی دستگیر می آیدعلی به جای محمد به انتخاب خداخبر دهید بشیری نذیر می آیدسِرِّ مستون حیدر حیدر حیدرنور علی نور حیدر حیدرحیدرباخداجور حیدر حیدرحیدرباخدا دوست.....اسدالله علی ....ولی الله علیسر توحید حق ...قل هوالله علی یاعلی مولا ...خبردهید به یاران،دوباره از ریشهصدای نعره ی یک شرشیر می آیدخبر دهید که دریا به چشمه خواهد ریختخبر دهید

صدای کیست چنین دلپذیر می آید
کدام چشمه به این گرمسیر می آید
صدای کیست که اینگونه روشن و گیراست
که بود و کیست که از این مسیر می آید
خبربه روشنی روز در فضا پیچید
خبر دهیدکسی دستگیر می آید
علی به جای محمد به انتخاب خدا
خبر دهید بشیری نذیر می آید

سِرِّ مستون حیدر حیدر حیدر
نور علی نور حیدر حیدرحیدر
باخداجور حیدر حیدرحیدر
باخدا دوست.....
اسدالله علی ....ولی الله علی
سر توحید حق ...قل هوالله علی 
یاعلی مولا ...

خبردهید به یاران،دوباره از ریشه
صدای نعره ی یک شرشیر می آید
خبر دهید که دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران غدیر می آید
غدیر آمد ومن خواب دیده ام دیشب 
کسی سراغ من گوشه گیر می آید 
کسی دوباره به پای یتیم می سوزد
کسی دوباره سراغ فقیر می آید

دُرِّ لولاک ...حیدرحیدرحیدر
نور الافلاک ...حیدرحیدرحیدر
خاک پاتم....حیدرحیدرحیدر
پدرخاک ...حیدرحیدرحیدر
اسدالله علی...ولی الله علی
سر توحید حق....قل هوالله علی

علی همیشه بزرگ است درتمام کتب
امیرعشق همیشه امیر می آید
به سربلندی او هر که معترف نشود
به هر کجا که رود سر به زیر می آید
بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاهه قیامت اسیر می آید

بیا که منکر مولا اگر چه پخته ولی 
هنوز از دهنش بوی شیر می آید
کُلِّ قرآن ...حیدرحیدرحیدر
اصل ایمان...حیدرحیدرحیدر
آرزویم ...این که در ایوانت
بدهم جان...حیدر حیدرحیدر


]]>
مدح خوانی زیبا ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عید غدیرِ خُم به نفسِ کربلایی حسین طاهری 2019-08-20T12:16:37+01:00 2019-08-20T12:16:37+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8277 خادم الشهداء خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آوردکه اوصاف علی طبع مرا اینگونه بار آوردکلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ستدراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ستنوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتینوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی...نوشتم شمس... دیدم گنبدش زیباتر از آن استنوشتم کعبه و دیدم نجف بالاتر از آن استبه قرآن سر زدم دیدم علی گویا تراز آن استنوشتم عرش...دیدم مرتضی اعلی تر از آن استشبیه جبرئیل از درک این اوصاف درماندمصد و ده بار امشب قل هوالله احد خواندممن از شوقش زمین خوردم، ولی مولا بلندم کردهمیش

خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آورد
که اوصاف علی طبع مرا اینگونه بار آورد

کلاف شعر دارم، سالها کارم غزل بافی ست
دراین بازار آشفته، علی تحسین کند کافی ست

نوشتم شاعرش هستم، عجب وهم و خیالاتی
نوشتم بی علی هیچم، چه توضیح اضافاتی...

نوشتم شمس... دیدم گنبدش زیباتر از آن است
نوشتم کعبه و دیدم نجف بالاتر از آن است

به قرآن سر زدم دیدم علی گویا تراز آن است
نوشتم عرش...دیدم مرتضی اعلی تر از آن است

شبیه جبرئیل از درک این اوصاف درماندم
صد و ده بار امشب قل هوالله احد خواندم

من از شوقش زمین خوردم، ولی مولا بلندم کرد
همیشه یاعلی گفتم، علی از جا بلندم کرد

سَر و سِرّ مرا با او، کسی جز او نمی داند
علی نادیده می بیند،علی ننوشته می خواند

چه بهتر ازهمین اول بگویم حرف آخر را
کسی از ابتدا تا انتها نشناخت حیدر را

کسی نشناخت حیدر را به غیر از مصطفی وقتی...
گره زد دست خود را سخت در دست خدا وقتی....

...به چشم حاجیان شور تماشا می رسید آنروز
کنار برکه ای دریا به دریا می رسید آنروز

نگاه نافذ احمد، زمین را در تصرف داشت
زمان هم از نبی انگار دستور توقف داشت

نفس ها حبس شد...، در سینه ها خوف و رجا افتاد
بدون همهمه زنگ شتر ها از صدا افتاد

زمینِ گرمِ صحرا از پریشانی سراسر بود
همه باخویش می گفتند آیا حج آخر بود؟!

نبی فرمود بسم الله،ای ارض و سما بشنو!
گواهی باش ای تاریخ! پیغام مرا بشنو

دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری
ولی این مرتبه اتمام حجّت میکنم آری

تفاوت در میان حق و باطل چیست، معلوم است؟
بدون این خبر اسلام کامل نیست، مفهوم است؟

نمانَد زحمت پیغمبران بیهوده، ای مردم!
نه اینکه حرف من باشد خدا فرموده، ای مردم!

نبی همدوش مولا آسمان ها را هوایی کرد
خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد

نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مسلم شد
علیّ بن ابی طالب، ولیُ الله اعظم شد

برای خاتم پیغمبران جزاو نگینی نیست
شهادت می دهم جز او امیرالمومنینی نیست

شکاف کعبه آیا ماند در نزد شما مغفول؟
طواف مرتضی کردید آری ((حَجُّکم مقبول))

الهی گُر نگیرد آتش خاموشِ بعضی ها
الهی که بسوزد پنبه ی در گوش بعضی ها

پیمبر گفت آری انتظار آمد به سر دیگر
ازین دنیای فانی بسته ام بار سفر دیگر

وصیت می کنم هرکس که من مولای او هستم
بداند این علی هارون و من موسای او هستم

که عقبی بی علی  فانی و دنیا باعلی باقی
غدیر خم به جوش آمد...الا یا ایها الساقی!

امام المتقین، عین الیقین، حبل المتین، حیدر
عَماد الآصفین، شمس المبین، یعسوب دین، حیدر

علی غایب، علی حاضر، هُوالاوّل هُوَالآخِر 
علی پنهان، علی پیدا، هُوَالباطن هُوَالظاهر

((اَشدّاء علی الکفار)) قَتّال العرب... یعنی...
جهان از شوکتش فریاد زد: یاللعجب، یعنی...

خدا وقت تماشایش، دلِ بی طاقتی دارد
خوشا قنبر برای خود چه اعلی حضرتی دارد

شاعر مجیدتال




]]>
شور بسیار زیبا ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عیدِ غدیرِ خُم اجرا شده سال 1397 به نفسِ کربلایی حسین سیب سرخی 2019-08-20T12:13:05+01:00 2019-08-20T12:13:05+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8276 خادم الشهداء دیونه ی حیدرمو  میدونم علی مولامِ همه میدونن علی صاحبَمِ علی بابامِ اسم علی باعث پاکیِ من ز  گناهامِ هوای نجف تو سر دارم ایون طلاشُ دوست دارم از دشمن حیدر بیزارم غروبا که تنگ دلم به یاد حرم میزنه زیارت شهر نجف خواب خوشِ سینه زنه«علی علی مولا یا حیدر...»

دیونه ی حیدرمو  میدونم علی مولامِ 

همه میدونن علی صاحبَمِ علی بابامِ 

اسم علی باعث پاکیِ من ز  گناهامِ
 
هوای نجف تو سر دارم
 
ایون طلاشُ دوست دارم 

از دشمن حیدر بیزارم 

غروبا که تنگ دلم به یاد حرم میزنه 

زیارت شهر نجف خواب خوشِ سینه زنه


«علی علی مولا یا حیدر...»


]]>
شور زیبا ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عیدِ غدیرِ خُم اجرا شده سال 1397 به نفسِ کربلایی حسین سیب سرخی 2019-08-20T12:10:21+01:00 2019-08-20T12:10:21+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8275 خادم الشهداء تویی تو  نفس پیمبر و خواجه ی لولاک نشانه ی خود الله و محور افلاک به شان منزلت تو زبان شود قاصر مقام و منزلت تو فراتر از ادراک تو شاهی و سرور به عالمی رهبر «ابالحسن روحی -فِداکَ یا حیدر..»زِ یک نگاه تو عدو شود حیران سایه ی تو حتی به پا کند طوفان یَل نام آورییه تنه محشری تو یداللهیُ و از همه سَر تری  «عَلیٌ الاَعلی مولانا علی ...»___________به وصفت آمده این جمله حیدر کرّار زمین به دور تو گَرد و میان کار وزار ندیده مثل تو را برخو

تویی تو  نفس پیمبر و خواجه ی لولاک 

نشانه ی خود الله و محور افلاک 

به شان منزلت تو زبان شود قاصر
 
مقام و منزلت تو فراتر از ادراک 

تو شاهی و سرور 

به عالمی رهبر 

«ابالحسن روحی -فِداکَ یا حیدر..»

زِ یک نگاه تو عدو شود حیران 

سایه ی تو حتی به پا کند طوفان 

یَل نام آوری

یه تنه محشری 

تو یداللهیُ و از همه سَر تری 
 
«عَلیٌ الاَعلی مولانا علی ...»
___________

به وصفت آمده این جمله حیدر کرّار 

زمین به دور تو گَرد و میان کار وزار
 
ندیده مثل تو را برخودش بَنی بشری

تویی که فاتح هر غزوه ای و هر پیکار 

تویی که سرداری 

افضل الاذکاری  

جان به فدای تو 

قاتل اشراری

نداری همتایی ،عالی اعلایی
 
برای تو این بس ،دلبر زهرایی 

تویی حَبل المتین امیرالمومنین 

الگوی رزمی یَلِ اُمُّ البنین

«عَلیٌ الاَعلی مولانا علی ...»



]]>
مدح خوانی زیبا ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عید غدیرِ خُم به نفسِ سیدرضا نریمانی 2019-08-20T12:07:19+01:00 2019-08-20T12:07:19+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8274 خادم الشهداء باید از نقش و نگار روی پرچم شعر گفتباید از عید غدیر خُم دمادم شعر گفتاین ولایت این امامت از ازل حق علی ستتا ابد باید از این حق مُسَلَّم شعر گفتلافتی اِلا علی، یعنی برای مرتضی نه فقط امثال من،حتی خدا هم شعر گفتروز محشر می شود همواره حسرت می خوردشاعری که از امیرالمؤمنین کم شعر گفتهم غزل را سوی چشمانش هدایت می کنمهم دوباره از غدیر خُم روایت می کنماز جهاز منبران وقتی که منبر ساختنددر کنار برکه ای صحرای محشر ساختندمستمع از مرد و زن،پیر و جوان گرد آمدندهیئتی را دور تا دور پیمبر ساختندشاعران از خط

باید از نقش و نگار روی پرچم شعر گفت
باید از عید غدیر خُم دمادم شعر گفت
این ولایت این امامت از ازل حق علی ست
تا ابد باید از این حق مُسَلَّم شعر گفت
لافتی اِلا علی، یعنی برای مرتضی 
نه فقط امثال من،حتی خدا هم شعر گفت
روز محشر می شود همواره حسرت می خورد
شاعری که از امیرالمؤمنین کم شعر گفت
هم غزل را سوی چشمانش هدایت می کنم
هم دوباره از غدیر خُم روایت می کنم
از جهاز منبران وقتی که منبر ساختند
در کنار برکه ای صحرای محشر ساختند
مستمع از مرد و زن،پیر و جوان گرد آمدند
هیئتی را دور تا دور پیمبر ساختند
شاعران از خطبه ای که مصطفی ایراد کرد
یکصدو ده تا غزل در وصف حیدر ساختند
پیرو "مَنْ كُنْتُ مَوْلاه"، رسول الله بود
اُمت اسلام را در بند رهبر ساختند
از غزالی و بخاری تا امینی های ما 
صدها در مدح این آقا مکرر ساختن
هر کسی را که نباید گفت امیرالمؤمنین
این لقب را مطلقاً مخصوص حیدر ساختن
دین ندارد آن کسانی که علی را نزد خود
با فلانی و فلانی ها برابر ساختن
بشنو از نی تا بدانی بعد از این حق با علی است
من که ایمان دارم اصلاً اسم اعظم  یاعلی است
بعد از این باید حماسی از ولی تعریف کرد
از شکوهِ پهلوانیِ علی تعریف کرد
با رجزهایش میان دشت طوفان می شود
خم به ابرو آورد عالم پریشان می شود
فاتحه سر می دهد دشمن میان معرکه
حضرت شیر خدا وقتی نمایان می شود
هر زمان هَل مِن مُبارز در رجز سر می دهد
هرچه پشت دیگری از ترس پنهان میشود
دستمال زرد را وقتی که می بندد به سر 
زور بازوی یدُاللهی دو چندان می شود
ذوالفقارش را نخواهد کرد خرج هر کسی
لشکری تنها شکارِ تیرِ مژگان می شود 
آستین بالا زند حتماً قیامت می کند
از صدای غرشش مرحب هراسان میشود
آنقدر سر می زند سر می زند سر می زند
دشمنش نه، قابض الاَرواح حیران میشود
می شود یک تن مگر باشدحریف صد نفر؟
آن یکی باشد اگر حیدر  به قرآن می شود
هم صدا تسبیح با سجاده می گویم: علی 
زاهد جا مانده بین جاده ها گوید: علی
یا علی از جا بلندم میکند در مشکلات
بی گمان هر ز پا افتاده می گوید: علی
جُرج جُرداغِ مسیحی سینه چاک حضرت است
هر کسی که بر علی دل داه میگوید: علی
هر چه هرچه بر لبش داردبه ما مربوط نیست
در اذانِ ما مؤذن زاده میگوید: علی 
ذکر عالم یک طرف، تسبیح زهرا یک طرف
حضرت زهرا چه فوق العاده می گوید: علی
هر چه دارم را فدای خاک پایش می کنم
آنقدر خوب است که بابا صدایش میکنم
نقطه ی اَسرار تحت باءِ بسم الله اوست
حجت الله و یدُ الله و ولی الله اوست
آسمان همراه با خورشید گرمِ دیدنش
محشر هست و ماه باشد دکمه ی پیراهنش
بی گمان یه گوشه از لبخند او یعنی بهشت
خلق جنت میکند هرلحظه با خندیدنش
تیر باید در نماز از پای او بیرون کشید
عالمی در حیرت از الله اکبر گفتنش
رزق و روزیِ همه را او معین می کند
یک حسین و دست خلق الله باشد روز شب بر دامنش
یک حسین ویک حسن دارد،که آنها جای خود
در بساط آفرینش دست دارد محسنش 
فاطمه پی بُرده است این مَرد، مَردِ زندگیست
که برای عشق پاکش می فروشدجُوشنش
در زمین و آسمان عاشق تر از مولا نبود
بوی زهرا می دهدگرد وغبار مَدفنش
عاشق مولا اگرهستی، کارِ فاطمه است
زائر شهر نجف قطعاً کنارِ فاطمه است
نخل زردم میرسد،سبزِ بهارم میکند
دوری از این خاندان بی اعتبارم میکند
مثل میثم روز شب از مرتضی دم میزنم 
شک ندارم عشق مولا سر به دارم میکند
فرق دارد با تمام صیدها صیدِ علی
 باکمان نه بلکه با اَبرو شکارم میکند
گیرم اصلاً روز محشر راهیِ دوزخ شوم
 من مُحِبِّ حیدرم آتش چه کارم میکند؟
بهترین سرمایه ی دنیای ام مِهر علی است
عاقبت این مهرورزی رستگارم میکند
من که از پا بوسیِ او تازه بر گشته ولی 
باز هم عکس حرم دارد خمارم میکند
به نجف که میرسم یک دفعه سکته میکنم
هیبت ایوان طلا بی اختیارم  میکند
بعد مردن هم  به وادی والسلامش میروم
این اَبَاالاَیتام  با خود همجوارم میکند
ناخدای کشتیِ کرب و بلای ها علی است 
دست من را زود میگیرد سوارم میکند 
بعد از آن هم به حسینش وا گذارم میکند
هم پدر خونِ خدا ، هم پسر خونِ خداست
حسرت هر ساله ی من، یک نجف تا کربلاست
میرود تاریکی شب، صبح فردا میرسد
با سعودی ها بگو که نوبت ما میرسد
پست فطرتهای کودک کُش ،مترسک های زشت
زورشان تنها به کودکهای تنها میرسد
 مرگ بر آلِ یهود و مرگ بر آلِ سعود 
این صدا فردا به گوش اهل دنیا میرسد
بند پوتین بسته ام؛آماده ی آماده ام 
منتظر ماندم کی فرمانِ آقا میرسد
خانه ی کفار را با خاک یکسان می کنیم
در سحر گاهِ  همان روزی که مولا میرسد



]]>
سرود ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر عیدِ غدیرِ خُم به نفسِ کربلایی حمید علیمی 2019-08-20T12:04:18+01:00 2019-08-20T12:04:18+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8273 خادم الشهداء امشب نم نم میزنه بارونامشب من مستم و سر گردونامشب دارم خودم و می بینم زیر ایوونعلی کنار پیغمبر مثل خورشید وماهِرو لبا أشهد أنَّ علیاً ولیُ اللهِای شیعه وقتش شد بگیری دستتُ بالابشنو از جبرائیل زمونِ بیعتِ حالالبیک یا علی مولانا ...┈┈┈┈امشب نم نم میزنه بارونامشب من مستم و سر گردونامشب دارم خودم و می بینم زیر ایوونامشب جشن آسموناروقطعاً دعوت میکنه ماروامشب بوسه میزنن دستای سیدا روعلی ساقی و امشبدیگه مستی ما جورهفدای اون ضریحش کهپُر از خوشه ی انگورهاز حیدر دارم منهمه دنیا و دینم روتو دستاش می بینم ب

امشب نم نم میزنه بارون
امشب من مستم و سر گردون
امشب دارم خودم و می بینم زیر ایوون
علی کنار پیغمبر مثل خورشید وماهِ
رو لبا أشهد أنَّ علیاً ولیُ اللهِ
ای شیعه وقتش شد بگیری دستتُ بالا
بشنو از جبرائیل زمونِ بیعتِ حالا
لبیک یا علی مولانا ...
┈┈┈┈
امشب نم نم میزنه بارون
امشب من مستم و سر گردون
امشب دارم خودم و می بینم زیر ایوون
امشب جشن آسمونارو
قطعاً دعوت میکنه مارو
امشب بوسه میزنن دستای سیدا رو
علی ساقی و امشب
دیگه مستی ما جوره
فدای اون ضریحش که
پُر از خوشه ی انگوره
از حیدر دارم من
همه دنیا و دینم رو
تو دستاش می بینم برات اربعینم رو
لبیک یا علی مولانا ...


]]>
مدح خوانی ویژۀ عیدِ ولایت عیدالله الاکبر غدیرِ خُم به نفسِ سیدمجید بنی فاطمه 2019-08-20T12:02:06+01:00 2019-08-20T12:02:06+01:00 tag:http://babolharam.mihanblog.com/post/8272 خادم الشهداء من ماجرا را خوب یادم هستچون کاروان ما جلوتر بودپیکی رسید و گفت برگردیددستور دستورِ پیمبر بودچرخید سرهایِ شترهامانچُون باپیمبر بود دلهامانفرمانبری از حرف پیغمبربا حج برایِ ما برابر بودخیل عظیم حج گزاران را گردِ درختانی کهن دیدیمکاربنایِ سایه بان ها با عمار و سلمان و ابوذر بودزنگِ شترها از صدا افتاداز دشت حتی رد نمیشد بادراوی به حرف خویش پایان دادیعنی محمد رویِ منبر بودالیَوم‌َ اَكمَلت‌ُ لَكُم دینی  مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ، عَلِىٌّ مَوْلاهْ بانگ رسایی داشت پیغمبرهرچند بعضی گ

من ماجرا را خوب یادم هست
چون کاروان ما جلوتر بود

پیکی رسید و گفت برگردید
دستور دستورِ پیمبر بود

چرخید سرهایِ شترهامان
چُون باپیمبر بود دلهامان

فرمانبری از حرف پیغمبر
با حج برایِ ما برابر بود

خیل عظیم حج گزاران را
 گردِ درختانی کهن دیدیم

کاربنایِ سایه بان ها با
 عمار و سلمان و ابوذر بود

زنگِ شترها از صدا افتاد
از دشت حتی رد نمیشد باد

راوی به حرف خویش پایان داد
یعنی محمد رویِ منبر بود

الیَوم‌َ اَكمَلت‌ُ لَكُم دینی 
 مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ، عَلِىٌّ مَوْلاهْ 

بانگ رسایی داشت پیغمبر
هرچند بعضی گوشها کر بود

آنها که می دیدند می خواندند
از چشم پیغمبر مرادش را

آنها که نشنیدند می دیدند
در دستِ او دست برادر بود

هم برکه هم دریا شهادت داد
هم طور هم سینا شهادت داد

حتی شن صحرا شهادت داد
حکم ولایت دستِ حیدر بود

از خندق و از بدر تا خیبر
تا لحظه ی آخر که در بستر

از ابتدا حرف از ولایت بود
آری ولایت حرف آخر بود ..


]]>