هر گونه كپی برداری از این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بلامانع می باشد .
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد ....
درباره ما
«این پایگاه وابسته به تیم سایبری مؤسسه محراب هدایت شهرشهیدآبادخانوك می باشد.شهر خانوک در 55 کیلومتری شمال استان کرمان واقع شده است،این شهر به شهید آباد استان کرمان معروف می باشد»

"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری از مطالب آن بلامانع می باشد"

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی "
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
نویسنده خادم الشهداء در 01:10 ب.ظ | نظرات()

     


بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِیَّةِ حَبیبَةِ حَبیبِكَ وَنَبِیِّكَ، وَاُمِّ اَحِبّائِكَ وَاَصْفِیائِكَ، الَّتِى انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلى نِساءِ الْعالَمینَ، اَللّـهُمَّ كُنِ الطّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَكُنِ الثّائِرَ اَللّـهُمَّ بِدَمِ اَوْلادِها، اَللّـهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها اُمَّ اَئِمَّةِ الْهُدى، وَحَلیلَةَ صاحِبِ اللِّواءِ، وَالْكَریمَةَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الاَعْلى، فَصَلِّ عَلَیْها وَعَلى اُمِّها صَلاةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ أبیها مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَتُقِرُّ بِها اَعْیُنَ ذُرِّیَّتِها، وَاَبْلِغْهُمْ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ اَفْضَلَ التَّحِیَّةِ وَالسَّلامِ.( صلوات بر حضرت زهرا سلام الله علیها، منبع: مصباح المتهجد شیخ طوسی، ج‏1، ص 401)

السلام علیك ِ یا فاطمه، بریم در خانه ی امیر المؤمنین علیه السلام،شب اول روضه است،شما خاندان كَرَم هستید ، هر چه می خواهید شب آخر به ما بدهید، همین شب اول به ما عطا كنید، با یه اُمیدی اُمدیم اینجا یا زهرا

فكر كردن به غم و غصه ی مادر سخت است

خواندن روضه ی در چند برابر سخت است

از حسین این همه اصرار: حسن حرف بزن

حسنم به من بگو كوچه ی بنی هاشم چه خبر شد؟

از حسین این همه اصرار: حسن حرف بزن

از حسن بغض پی پی بغض: برادر سخت است

آخه حسینم خودم دیدم، كه دشمن.... یازهرا

از حسن بغض پی پی بغض: برادر سخت است

مادرم زهرا جان، ای چراغ خونه ی امیرالمؤمنین علیه السلام

زیر بار غم تو می شکند پشت پدر

زندگی بی سر و بی همسر و سرور سخت است

هی میآمد كنار بستر زهرا،خودش پرستار بی بی است،شیخ مفید ،شیخ طوسی  هر دو در اَمالی خودشان نقل كردند: و كان یمرضها بنفسه ،علی خودش پرستاری میكرد،از بین مردم مدینه فقط یه نفر كمك میكرد . وتعینه على ذلك أسماء بنت عمیس (رحمها الله) اسماء كمكش میكرد،پرستاری میكرد،اون شبی هم كه میخواست غسل بده،بازم اسماء كمكش كرد. بریز آب روان اسماء ولی آهسته آهسته

دل حیدر دل کوه است، دل کوه آری

ولی این داغ برای دل حیدر سخت است

من همان اول بسم الله اشکم جاری است

چقدر زمزمه سوره کوثر سخت است

***

خواندن روضه ی در سخت است ای مرثیه خوان

از خداحافظی فاطمه این بار بخوان

اجازه بدهید من روضه ی خداحافظی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا را بخوانم،امیرالمؤمنین نماز ظهر رو در مسجد خواند،قصد منزل كرد. إِذَا اسْتَقْبَلَتْهُ الْجَوَارِی بَاكِیَاتٍ‏ حَزِینَاتٍ‏. در بین راه كنیزها رو مشاهده كرد، همه دارند گریه میكنند، اینقدر مضطربند،اینقدر پریشانند، امیرالمؤمنین تا زنها رو دید فرمود: مَا الْخَبَرُ چه خبر شده؟ نكنه زهرام رو از دست دادم؟ وَ مَا لِی أَرَاكُنَّ مُتَغَیَّرَاتِ الْوُجُوهِ وَالصُّوَرِ چرا مضطربید چرا رنگ هاتون پریده؟ عرضه داشتند یا امیرالمؤمنین: أَدْرِكْ ابْنَةَ عَمِّكَ الزَّهْرَاءَ اگه یه بار دیگه میخوای زهرا رو ببینی بشتاب. علی جان زهرا رو دریاب،یه جمله ای هم گفتند: وَ مَا نَظُنُّكَ تُدْرِكُهَا، بعیده به زهرا برسی. امیرالمؤمنین وارد منزل شد، فَأَلْقَى الرِّدَاءَ عَنْ عَاتِقِهِ، عبا از دوش برداشت وَ الْعِمَامَةَ عَنْ رَأْسِهِ، عمامه برداشت، وَ إِذَا بِهَا مُلْقَاةٌ عَلَى فِرَاشِهَا . زهرای مرضیه داخل بستر،چشم ها رو بسته،آمد سر بی بی رو به دامن گرفت،شروع كرد بی بی رو صدا زدن، وَ نَادَاهَا یَا زَهْرَاءُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ،صدا زد یا زهرا صدایی نشنید، فَنَادَاهَا یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى فَلَمْ تُكَلِّمْهُ بار سوم،بار چهارم صدا كرد بی بی جواب نداد، یه جمله ای گفت، صدا زد: یَا فَاطِمَةُ كَلِّمِینِی فَأَنَا ابْنُ عَمِّكَ عَلِیُّ، من علی مظلومم، دلش به رحم آمد، فَفَتَحَتْ عَیْنَیْهَا فِی وَجْهِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَیْهِ چشم های مبارك رو باز كرد،شروع كرد علی رو نگاه كردن، خیلی این جمله جانسوزه، وَ بَكَتْ وَ بَكَى هر دو شروع كردن های های گریه كردن،زهرای من بانوی خانه ی من چی شده؟ عرضه داشت: یَا ابْنَ الْعَمِّ إِنِّی أَجِدُ الْمَوْتَ الَّذِی لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِیصَ عَنْهُ علی جان مرگ رو در مقابل دیدگانم میبینم، پدرم رو در خواب دیدم،رسول خدا فرمود: یَا بُنَیَّةِ هَلُمِّی إِلَیَّ فَإِنِّی إِلَیْكِ مُشْتَاقٌ پدر من فرمود: دخترم بیا من مشتاق دیدن توأم، بعد شروع كرد آرام آرام وصیت كردن: فَغَسِّلْنِی وَ لَا تَكْشِفْ عَنِّی  علی جونم اگه من رو غسل میدی لباس من رو از تن بیرون نیآر،من نمیدونم چی شد، آخه وقتی بی بی رو غسل میداد،یه وقت سر به دیوار گذاشت،شروع كرد های های گریه كردن،آقا مگه خودتون نفرمودید: آروم آروم گریه كنید، همه صدا بزنید یا زهرا.....

 منبع: بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏43، ص: 178

متن كامل این سند در ادامه مطلب           دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 10:31 ب.ظ | نظرات()


          

ابن فتّال نیشابوری در روضة الواعظین نوشته:

وقتی بی بی رحلت كرد، فَصَاحَتْ أَهْلُ الْمَدِینَةِ صَیْحَةً وَاحِدَةً مردم نامرد مدینه شروع كردند شیون كردن وَ اجْتَمَعَتْ نِسَاءُ بَنِی هَاشِمٍ فِی دَارِهَا زن های بنی هاشم اومدند خونه ی بی بی فَصَرَخْنَ صَرْخَةً وَاحِدَةً آنچنان ناله زدند،آنچنان شیون میكردندكَادَتِ الْمَدِینَةُ أَنْ تَزَعْزَعَ مِنْ صُرَاخِهِنَّ نزدیك بود مدینه به لرزه در بیاد، هی صدا می زدند: وَ هُنَّ یَقُلْنَ یَا سَیِّدَتَاهْ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ علی هم نشسته،مردها اومدند خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام وَ أَقْبَلَ النَّاسُ إِلَى عَلِیٍّ وَ هُوَ جَالِسٌ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ع بَیْنَ یَدَیْهِ یَبْكِیَانِ امام حسن و امام حسین مقابل پدر نشسته اند گریه میكنند،‏ فَبَكَى النَّاسُ لِبُكَائِهِمَا... مردم از گریه ی این دو گریه میكردند، "تا حالا كجا بودید،مردم مدینه،نمی دونم شاید امیرالمؤمنین نگاه می كرد،بعضی از این چهره ها آشنا بود،اینها رو دیده بود،پشت در خونه دیده بود،بعضی ها هیزم می آوردند،الان اومدید گریه میكنید؟كوفه هم همین جور بود،همونهایی كه نامه نوشتند،وقتی زینب شروع كرد حرف زدن،دید دارند گریه میكنند،زین العابدین فرمود أتبكون؟گریه می كنید؟ مَنَ الَذْی قَتَلَنا؟ كی مارو كشت؟" حالا مردم نشستند،جنازه بیرون بیآد ،نماز بخونند،آقا ابوذر رو فرستاد، اومد بین مردم،صدا زد: اِنْصَرِفُوا همه ی شما برید فَإِنَّ ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَدْ أُخِّرَ إِخْرَاجُهَا فِی هَذِهِ الْعَشِیَّةِ فعلاً جنازه بیرون نمی آد،بلند شید برید، گذشت،ساعت ها گذشت فَلَمَّا أَنْ هَدَأَتِ الْعُیُونُ وَ مَضَى مِنَ اللَّیْلِ وقتی همه خوابیدند،دل شب شد أَخْرَجَهَا عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (ع) وَ عَمَّارٌ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَقِیلٌ وَ الزُّبَیْرُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ سَلْمَانُ خواص و یاران اومدند ،جنازه رو بیرون آوردند صَلُّوا عَلَیْهَا وَ دَفَنُوهَا فِی جَوْفِ اللَّیْلِ نماز خوندند،به خاك سپردند،وقتی كار دفن تمام شد، وقتی علی شروع كرد با پیغمبر حرف زدن،دیدن هنوز علی داره ادامه میده وَ سَوَّى عَلِیٌّ حَوَالَیْهَا قُبُوراً مُزَوَّرَةً مِقْدَارَ سَبْعَةٍ حَتَّى لَا یُعْرَفَ قَبْرُهَا داره بازم قبر میكنه،داره قبر و صاف میكنه،یه وقت نیان نبش قبر كنند.آخه چند روز بعد تصمیم گرفتند.گفتند: والله لننبشن قبرها. نبش قبر میكنیم نماز میخونیم.

متن كامل این سند در ادامه مطلب           دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 10:12 ب.ظ | نظرات()

دلت خونه توی این خونه

پریشونه توی این خونه

ببین زینب  میگه كه مادر

نمیمونه توی این خونه

من و یك عُمر خاطر زهرا

به كارم خورده گره زهرا

بیا كه تابوتت آماده است

نگاه كن بر زخم دل زهرا

لعنت به هركس زندگیم و زهر كرد

اصلاً خدا با این مدینه قهر كرد

لعنت به هركس زندگیم و سوزوند

شوهرت و انگشت نمای شهر كرد

شكسته قامتم و هر كه بیندم گوید

كه این علی مگر آن قهرمان خیبر كرد

چرا می لرزی چرا سردی

خودم میدونم پر از دردی

حالا یك روز خونت و خانم

چی میشد جارو نمی كردی

چرا امروز رو نمی گیری

با این دردا خو نمی گیری

چرا پس دستی به دیوار رو

دستی به پهلو نمی گیری

لعنت به هر كس به تو حرف بد زد

راه شكستنم رو شد بلد زد

لعنت به هركس كه به پشت این در

به در كه نه به بخت من لگد زد

شنیدم دیشب دعا كردی

برا مرگت گریه ها كردی

اینم میدونم كه امروزم

به چه زحمت در رو وا كردی

هنوز جای التماسم هست

نرو هستیم باغ یاسم هست

تا این در واشه واسم چند بار

زمین می اُفتی حواسم هست

یه گوشه ی از حجره نشسته زینب

چند وقته كه شده شكسته زینب

ازون شبی كه همه مون می دونیم

یه بقچه ای دادی به دست زینب

یه بقچه ی كفن رو،گرفته روی سینه

میگه همه ببینند، ولی حسین نبینه

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 10:03 ب.ظ | نظرات()

مردم این شهر دیگه،نه اون مردم خوب،كه خیلی هم بدن

تو خونه ای كه نبی،اجازه میگرفت،بی اجازه اومدن

دختر پیغمبر رو،پیش چشم ما، تو  خونمون زدن

وای،كشته مارو، غربت مادرمون

وای،تو شعله ها ،سوخته بال و پرمون

وای،یتیم شدیم،آب گذشت از سرمون

بین هیاهوی شهر،كی دیده غربت، نگاه خسته رو

تو اوج طوفان بلا،كی دیده لرزش،پر شكسته رو

تو موج دریای درد،كی دیده كشتی ِ،به خون نشسته رو

وای،روگونه ها اشكامون دونه دونه

وای، توی دلا داغ مادر می مونه

وای،فقط خدا درد ما رو می دونه

وای،كشته مارو، غربت مادرمون

وای،تو شعله ها ،سوخته بال و پرمون

وای،یتیم شدیم،آب گذشت از سرمون

بین اینها هیچ كسی،نبود كه لااقل، یكم حیا كنه

با مادر هیچ كس نبود،كه تازیانه رو، ازش جدا كنه

كسی نبود بینشون،كه دست بسته ی،علی رو وا كنه

وای،آتیش از این پُر شرر تر نمیشه

وای، كسی از این خون جگر تر نمیشه

وای،برای ما هیچ كی مادر نمیشه

شهر مدینه پُر شر

یه عده با تیغ و تبر

آتیش آوردن پشت در

در خونه آتیش گرفت

به پشت در رفت بی سپر

مادرمون چادر به سر

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 09:10 ب.ظ | نظرات()

بگشودی عاقبت گره ی معجر مرا

دیدی نشان پیری و موی سر مرا

دیدی تمام آنچه نشانت نداده ام

ناگفته های سوخته ی حنجر مرا

آثار آن حجوم كه با تیغ در غلاف

دستی شكسته ساقه ی نیلوفر مرا

امشب كبودی بدنم فاش می كند

راز وصیت سحر آخر مرا

با اینكه راحتی كه دهن باز كرده است

جان می دهی كه غسل دهی پیكر مرا

تنهاتر از همیشه به اكراه می بری

از آشیانه سوخته خاكستر مرا

بر روی دست می بری از بس سبك شدم

تا پای قبر این بدن لاغر مرا

شبیهه شمع چكیدن به تو نمی آید

و مرگ را طلبیدن به تو نمی آید

خودت بگو  كه مگر چند سال داری تو

جوان شهر خمیدن به تو نمی آید

فقط بلند مشو كه زود می اُفتی

بدون بال پریدن به تو نمی آید

تلاش كن كه دو چشمی مرا نگاه كنی

چنین ندیدن و دیدن به تو نمی آید

چه خوب بود فقط گوشواره می افتاد

چه كردند؟ شنیدن به تو نمی آید

تكان نخور نفس سینه جابه جا نشود

نفس بلند كشیدن به تو نمی آید

بمان كه دخترمان را خودت عروس كنی

به آرزو نرسیدن به تو نمی آید

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 10:32 ق.ظ | نظرات()

[]

نمیره روضه ی تو از یادم

نفس زدی از نفس افتادم

كاشكی بودم میون اون كوچه

جواب سیلیشو میدام

دستای سنگینش،به روی مادر خورد

مثل حسن من هم، به غیرتم بر خورد

لعن الله عَلی مَنْ عاداكَ یا علی

مشت می زد به روی اون خاكا

ابن الرضا صدا می زد بابا

كاشكی بودم میون اون كوچه

جواب سیلوشو می دادم

از بچگی آقا دیگه زمین گیر شد

با روضه ی كوچه آقا دیگه پیر شد

لعن الله عَلی مَنْ عاداكَ یا علی

سرش به روی دامن زهراس

تو علقمه صدا می زد عباس

كاشكی بودم میون اون كوچه

جواب سیلوشو می دادم

دستی كه سیلی زد به صورت زهرا

به روی زینب خورد غروب عاشورا

لعن الله عَلی مَنْ عاداكَ یا علی

نوشته بودن رو لباساشون

شهیدا با اشكای چشماشون

كاشكی بودم میون اون كوچه

جواب سیلوشو می دادم

هر كی كه یازهرا رو پیشونیش بستش

جام شهادت رو گرفتش از دستش

لعن الله عَلی مَنْ عاداكَ یا علی




نویسنده خادم الشهداء در 08:00 ب.ظ | نظرات()

[]

سلام ما به قبر پنهون تو مادر

سلام ما به چشم گریون تو مادر

تویی یاس مدینه،تویی بانوی عالم

برایت گریه كردن،شده تحویل سالم

به عشقت دل بستم مادر

به دامانت دستم مادر

عزادارت هستم مادر

تو حال و هوای فاطمیه

میمیرم شب های فاطمیه

سلام ما به خوبی ها و پاكی تو

سلام ما به اون چادر خاكی تو

باید كه مست ذكر، حسین و یا حسن شم

تموم سینه هفت سین، همینه سینه زن شم

میرم روضه این شب ها مادر

سیاپوشه هر كجا مادر

شده عید ما عزا مادر

تو حال و هوای فاطمیه

میمیرم شب های فاطمیه

توی سال جدید من، ایشاالله حیدری شم

میخوام كه واسه ارباب،دیگه خوب نوكری شم




نویسنده خادم الشهداء در 07:17 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها