امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
 كانال توصیه های اخلاقی و معنوی          دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت بر روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join را انتخاب کنید. تذکردرصورتی که پس از کلیک کردن بر روی تصویر با صفحه‌ای از پیغام های لاتین و یا این پیغام که این یک ربات است ،مواجه شدید، می بایست در ابتدا تلگرام خود را به روز نمایند

                

ای باطن غم تو غم کربلا حسن

میراث دار غربت شیر خدا حسن

*حسن جان ...*

ای شاهد مصیبت فرق شکافته

*امیرالمومنین رو آوردند صحن مسجد کوفه؛سر بابا رو به دامن گرفت،شروع کرد های های گریه کردن؛یه وقت امیرالمومنین چشما رو باز کرد،حسن چرا گریه میکنی؟عرضه داشت پدر،کمرم رو شکستی..." حسن جان..."

مرغ دل یک بام دارد دو هوا

گه مدینه میرود گه کربلا

*آقای بی حرم رو صدا بزن ...*

خواب دیدم که تو حرم داری

من ضریح تو در بغل دارم ....

*دلم مدینه میخواد...حسن جان*

ای شاهد مصیبت فرق شکافته

ای شاهد غم در و دیوار،یا حسن

*ای آقایی که کوچه هم به همراه مادرت بودی*

به هر جا مادری از شوق دست طفل خود گیرد

دراین کوچه گرفته طفل دست مادر خود را

*حالا صداش بزن:حسن جان... مدینه نمیذارن صدا بزنی،اینجا صدا بزن...*

ای شاهد غم در و دیوار،یا حسن

ای زخم خورده،زخم زبان خورده از همه

*قربونت برم،تو مسجد موقع طواف زیر پیراهن زره میپوشید؛پسرت زره اندازش نشد...*

ای زخم خورده،زخم زبان خورده از همه

سردار دست بسته ی قحط وفا حسن

عمری اگرچه زیستی ای زاده ی علی 2

هر روز را شهید شدی،مرحبا حسن

*هرروز شهیدت کردند آقای غریبم،گفت:*

حسن شدی که سوال غریب کیست به عالم

میان کوچه و گودال بی جواب بماند...

*امشب با یه امیدی آمدیم در خونت،فرداشب آب رو میبندن...*

بخشیده اند مال،کریمان به مردمان2

بخشیده ای تو آبروی خویش را حسن

*آقای کریم،آقامون خیلی کریمه*

ندهد فرصت گفتار به محتاج،کریم

گوش این طایفه آواز گدا نشنیده ست

ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست

در محضر کریم،تمنا چه حاجت است؟!

*آقای کریم ما امشب با امید آمدیم،آقامون خیلی کریمه،سر سفره ی جذامیا مینشست،به همه خوبی کرد ولی هیچ کس بهش خوبی نکرد...آقای کریم! گرفتاریم؛گرفتار نفس اماره ایم،امشب بیا قفلا رو باز کن،ما رو آزاد کن ....*

نزد کریم فرق ندارد خوب و بد 2

*کریم این جوریه،اگه یه سفره داری بخواد غذا بده فقط خوبا رو راه میده اگه بدبخت بیچاره ها بیان میگه برید غذا نمیدم به شما؟*

نزد کریم  فرق ندارد خوب و بد

یک جا قبول کن همگان را،سوا مکن...

هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر

گویم گرفته ای ز عنایت رها مکن...

*این قدر کریمه این آقا...

ببین کرامتش تا کجاست؟! گفت:*

کریم بیرق و صحن و علم نمیخواهد

کنار فاطمه هرگز حرم نمیخواهد ...

بخشیده اند مال، کریمان به مردمان

بخشیده ای تو آبروی خویش را حسن

هرگز نبود با تو ولی با حسین بود

هفتاد یار صادق و بی ادعا حسن

*این بیت آخر مقدمه ی روضه من باشه...*

افتاد جسم قاسم و عبدالله ت به خاک

شد نذر آخر تو چه زیبا ادا حسن

*حسن جان...حسن جان...*

شاعر: میلاد عرفان پور

  دانلود روضه




نویسنده خادم الشهداء در 05:38 ب.ظ | نظرات()


سیدبن طاووس نوشته"وَخَرَجَ غُلَامٌ كَأَنَّ وَجْهَهُ شِقَّةُ قَمَرٍ "یه نوجوانی وارد میدان شد،صورتش مثل ماهپاره بود"

این که چون مه میدرخشد ای سپه

سیزده ساله ست و ماه چهارده

"فَجَعَلَ یُقَاتِل"شروع کرد جنگیدن مجلسی نوشته چنان جنگی کرد بااین صغر سن35 نفر رو به جهنم فرستاد، حمیدبن مسلم از اصلی ترین راویان کربلاست،میگه من بین لشکر ابن سعد بودم،داشتم این کودک رو نگاه میکردم، دیدم یه پیراهن پوشیده"وعلیه قمیص و ازار"دیدم شلوار ساده پوشیده،به جای کفش جنگ،نعلین پوشیده،حتی حمیدبن مسلم تصریح کرده میگه یادم نمیره بند نعلین پای چپش رو نبسته بود*قربونت برم زره اندازت نشد"شما شنیدید شب هشتم اگه زنده باشیم باید بگیم علی اکبر زره خستش کرد؛برگشت پیش امام حسین"یا ابا العطش قد قتلنی"تشنگی منو کشت "و ثقل الحدید اجهدنی" سنگینی زره خستم کرد*

علی اکبر که جوشن شد آن شد2

تو که جوشن نداری وای بر من

زخم های تن تو کشت مرا

تازه شد داغ اکبرم،قاسم

*حمیدبن مسلم میگه پیش اون ملعون-ابن فضیل بن ازدی لعنه الله علیه-ایستاده بودم،میگه یه وقت صدا زد به خدا قسم یه جوری به این نوجوون حمله کنم داغشو به دل عموش بذارم،میگه من تعجب کردم،گفتم:سبحان الله،اگر این نوجوون به من دست بزنه من اصلا دست به سمتش دراز نمیکنم این همه ادم دورشو گرفتن،محاصرش کردند کافیه؛گفت:نه،من کار خودمو میکنم،قاسم داره میجنگه،داره رجز میخونه،داره به بابای عزیزش افتخار میکنه*

امام حسین وقتی کوفه بابای عزیزش رو ضربت زدند حاضر بود؛دوباره داغ مسجد کوفه تازه شد*

"فَضَرَبَهُ ابْنُ فُضَیْلٍ الْأَزْدِیُّ عَلَى رَأْسِهِ"یه شمشیر به سر قاسم زد"فَفَلَقَهُ "سر شکافت"فَوَقَعَ الْغُلَامُ لِوَجْهِهِ"بچه با صورت به زمین افتاد،قاسم تو که خبر داری تو این خانواده خیلیا با صورت به زمین افتادند،من میخوام دوتاشو بگم،بی بی میگه پشت در ایستاده بودم"والنار تصعر"آتش زبانه میکشید"فسقطت لوجهی"من با صورت به زمین افتادم"اینجا صدا زد"یا ابا هکذا یفعل لابنته" یه دونه دیگشم میگم:اسماء میگه حسنین رو به زحمت بلند کردم؛پاشید برید به مسجد به مادر بگید مادر از دنیا رفت،حسنین آمدند نزدیک مسجد"ورفعا اصواتهما بالبکائا"شروع کردند بلند گریه کردن،اصحاب اومدند:یا بنی رسول الله چی شده؟بلند صدا زدند"ماتت امنا فاطمة"مادر از دنیا رفت،راوی میگه "فوقع علی،علی وجهه"کمر علی رو شکستیم*نوجوون با صورت به زمین افتاد" وَصاح یا عماه"*

افتادم از پشت فرس

عمو به فریادم برس

*عمو بیا،چه شد بماند راوی میگه مثل بازشکاری خودش رو به میدون رسوند"وَ انْجَلَتِ الْغُبْرَةُ" گردو غبار خوابید"فَرَأَیْتُ الْحُسَیْنَ قَائِماً عَلَى رَأْسِ الْغُلَامِ"حسین بالای سر نوجوان ایستاد "وَهُوَ یَفْحَصُ بِرِجْلَیْهِ"آخ قاسمم"

ذبیح پابه زمین سودو یافت چشمه ی زمزم2

تو پا مسای عمو دسترس به آب ندارد

*عموت تشنه ست"اما اون جا هم چشمه ی دیگه ای روان شد"چشمه ی دیگه اینجا بود،گفت:*

جسم لطیف بی زرهت گشته چون زره

از بس که چشمه چشمه ز آثار نیزه هاست

*میدونید اینجا امام حسین چکار کرد؟شروع کرد باهاش حرف زدن*

ماه در خون شناورم قاسم

یادگار برادرم ...

*راوی میگه دیدم اینطور داره میگه"وَ الْحُسَیْنُ یَقُولُ بُعْداً لِقَوْمٍ قَتَلُوكَ"عزیزدلم پدرو جدت روز قیامت از اینا مواخذه میکنند*یه چیزی گفت دل عالم سوخت*

"عَزَّ وَ اللَّهِ عَلَى عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوَهُ فَلَا یُجِیبُكَ‏ أَوْ یُجِیبُكَ‏ فَلَا یَنْفَعُكَ صَوْتُه"خیلی برا عموت سخته عمو رو صدا بزنی جواب نده یا جوابتو بده ولی فایده نداشته باشه*

سخت بود این که در وداع حرم

تشنه لب رفتی از برم قاسم

سخت تر اینکه با بلای عظیم

جان سپردی برابرم قاسم

*قاسم جواب عموتو نمیدی؟*

تو نه ای که جواب عموی خویش نگویی2

لبت زبی رمقی طاقت جواب ندارد

این جا امام حسین(ع) دوجمله دیگه هم به قاسم گفت"هَذَا یَوْمٌ وَ اللَّهِ كَثُرَ وَاتِرُهُ وَ قَلَّ نَاصِرُهُ "قاسم،امروز روزیه که دشمنای عموت فراوونند؛یاور کمه*بعد میدونید چه کار کرد؟* "ثُمَّ حَمَلَ الْغُلَامَ عَلَى صَدْرِهِ"راوی میگه دیدم پاهاش رو زمین کشیده میشد"

 وقتی حسینت از دل میدان برون کشید

پاهای تو به روی زمین خط خون کشید

*روضه تمام شد،قاسم فقط یه حرف مونده؛به دونفر اینا شمشیر زدن،به سر دونفر،علی اکبر رو که شمشیر زدن بااون وضع به زمین افتاد؛همه ی ضرباتی که بر علی وارد شد امام حسین تونست صورت به صورت علی اکبر بذاره،قاسم شمشیر به سرش خورد؛وقتی امام حسین بچه رو به سینه چسبانید سر قاسم رو شونه ی امام بود"اونی که با عمود آهن به سرش زدند"اونی که دستاشو بریدند"اونی که پاهاشو بریدند.

  دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 05:34 ب.ظ | نظرات()

(جسم توبادشنه ها تشریح شد

شرح آن بازینبت تفسیرشد)2

شرح قیل وقال درگودال با

خون یال مرکبت تفسیرشد

شدگلویت ازشرارِ آه زخم

ازهزارو نهصدوپنجاه زخم

تاشنیدی ازمن استمدادرا

دادسردادی گرفتی داد را

*کجا به دادت نرسیده؟*

باتو در حشر آسان میکند۲

عشق تودرحشرآسان میکند

ردشدن از عرصه ی مرصادرا

ازطلاگشتن پشیمان گشته ایم

ذوب کن در کوره ات فولاد را

پاره های پیکرت تقطیع کرد

کاف و هاء و عین و صاد  را

دخترت میدید پشت سیل اشک

گیسوی افتاده دست باد را

*آی...... مجبورم نکن من روضه ی بازبخونم ...*

زینبت از مادرش امداد خواست

تا که مقتل دید آن امداد را

در میان موج آتش جمع کرد

ازتو هرچه مانده بود اولاد را

*بگم یه خط؟!! *

گفت تا راس تو آمد در بَرَش

حتم دارم کُند بوده خنجرش .....

*داشت میومد....." سایه به سایه اش حر داشت حرکت میکرد،میانه ی راه-یه موقع هست دارن کنار یه کاروان حرکت میکنن-یه دایره ای حرکت میکرد دورو ور مراقبن حسین مسیرو عوض نکنه ، کجامیخواد بره با این همه بچه ی کوچیک ؟! اماحر دستور داده بود کسی نزدیک نره زن وبچه همراشن...

منازلی که زن وبچه میخواستن سوارشن حر میگفت: برین دور بایستید زن وبچه اند..." زن وبچه اند..." برین اون طرف بایستد زن و بچه میخواد سوارشه

ده روز بعد ببین چی شد...!! زن وبچه میخوان سوارشن ..." ای خدا...." همه ی منازلی که میخواستن بایستن ، نه فقط کربلا هرجایی آل الله علیهم السلام میخواستن بایستند اصحاب کنارمیرفتند، فاصله میگرفتند ، دورمحمل خانم زینب جوونای بنی هاشم ...." جوون بنی هاشم که دارم میگم یه دونش بایه عالم فرق میکنه ها ... "همه ماه رو،همه سرو قامت،همه محجوب،همه یه دنیایی از شرم وحیا و وقارو غیرت..."دور یه مرکب جمع میشدند اول از همه تالی

فاطمه رو پیاده میکردند با سلام و صلوات..." فقطم بایدم عباس واکبر می آمدند عمه جان !خانم جان !زانو میزدند پارونگه می داشتند،خانم پنجاه و پنج شش سالشونه پیاده میشدند ...*

  دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 05:13 ب.ظ | نظرات()


دست رو شونه ی عباس و علی اکبر،هی میومد پایین..." لحظه به لحظه  میومد پایین،دور و برش رو نگاه میکرد،حس خوب و زیباییه برا حضرت زینب...مادرم کجاست نوه هاشو ببینه؟قربون صدقه همشون میرفت ..." تازه رو زمین قرار میگرفت عصمت الله کوچیکا میومدن،عبدالله ابن حسن میومد... جوون ترا،کوچیکترا میومدن دست رو سینه،درسته عمه جانشونه،خیلی باهاش مانوسن،خانوم خیلی باهاشون راحت و مهربونه اما زینبه..." هیچ کس اندازه بچه های علی عمشونو نمیشناسن..." با بفرما بفرما؛همه ی عالم به دربار حسین داره نگاه میکنه،فرشته ها صف کشیدن برا پیاده شدن زینب،وقتی پیاده شدن،آروم آروم هم میومدن،بچه ها رو میگرفتن، شیرخواره رو میگرفتن،محملا رو مینشوندن،آروم آروم..." اینه که دارم میگم حضرت زینب سلام الله علیها از محمل پیاده شدند،محمل رو باید اول تصور بکنی،شتر رو  اول مینشوننا" این ارتفاع نشسته ی شتر خانوم پیاده شد اینطوری با سلام و صلوات نه از اون بالا..." دیگه ببین بچه میخواد پایین بغلش میکنند..." اون ناقه ی ایستاده مال بعد یازدهمه" خیمه ها علم شد،خیمه ی اصحاب معلوم شد،همه با فاصله،یعنی تو بیابان هم اندرونی و بیرونی،خیمه ها رو زون،سر حسین و زینب یه مقداری خلوت شد،بعضیا نوشتند هفتاد شتر فقط اثاث و لباساشون بوده،اصلا قرار بوده برن کوفه زندگی کنند" اثاث کشی بود،کار داشت پیاده کردن هفتاد شتر،بعضی نوشتند صدو پنجاه شتر،کار داشت،ولی این همه بارها رو دو دقیقه بردند......


سفارشای لازم شد،زینب و ابی عبدالله فاصله سنیشون زیاد نیست ولی یه جورایی خانوم حضرت زینب نسبت به ابی عبدالله مادرانه رفتار میکرد،حسینم مادرانه بهش نگاه میکرد،درسته حسین امام زینبه ولی یه جوری به زینب نگاه میکرد همه انگار دارن به فاطمه نگاه میکنند ...تو گیرو دار داخل خیمه و زن ها ابی عبدالله فرمود: زینب جان یه چند لحظه تشریف بیارید خانوم آمد جانم حسین،به قول خودمون بریم قدم بزنیم،حالا من نمیگم چی فرمودند" شروع کرده مقدمات موضوع رو داره میگه؛یه جایی رسیدند نمیدونم مقام شهادت علی اکبر،چند جمله ای ردو بدل شد،دیدند ابی عبدالله اشاره کرد به زمین،خانوم حضرت زینب شروع کرد به گریه کردن،همه هم دارن نگاه میکنند،کسی هم جرات نمیکنه بره جلو،خصوصیه" خواهر و برادر دارن صحبت میکنند؛زیر بغلشو گرفت، با نوازش رفتند،مسیر عوض شد، شاید داره میگه بچه ای که شیر نخورده دارم میارم آب بهش بدم،خانوم زینب نشست،ابی عبدالله بلندش کرد دارن میان طرف علقمه،اشاره کرد به نخلستان ها،برگشت یه نگاهی از دور به عباس کرد،دونه دونه رو داره شرح میده،جلوتر رفتند رسیدند به گودال،دیگه شروع کرد به حرف زدن؛دیگه زینب نشست،دیگه حسین نشست،چی دارن میگن؟*


آن قدر چکمه به پهلوش زدن نامردان

نیزه و تیر به بازوش زدن نامردان

با عصا بر لب و ابروش زدن نامردان

پنجه در طره ی گیسوش زدن نامردان

خواهرش رو به مدینه شد و فریاد کشید

مادرش از نفس افتاد سپس داد کشید

هر چه که دور و برش بود به غارت بردند

شال سبزی کمرش بود به غارت بردند

آه! عمامه سرش بود به غارت بردند...

حسین......

  دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 05:10 ب.ظ | نظرات()

من کیستم گدای گدای گدای تو

بگذار تا که سر بگذارم به پای تو

*قربون اون پای مجروحت برم؛شنیدم مدائن به پات شمشیر زدن،میخوام باهم دل حضرت زهرا رو به دست بیاریم؛پسر نازنینش رو باهم صدا بزنیم:حسن جان،حسن جان*

جانم مدینه ای و دلم کربلایی است2

در خانه ی تو شغل شریفم گدایی است

*امشب گدا رو ردنکنی آقای کریم*

حق جهاد را تو توانی ادا کنی

گر صبر می‌کنی به رضای خدا کنی

تو مشت خصم را به لب بسته وا کنی

با صلح خویش معجزهء کربلا کنی

صبر و سکوت و صلح تو رمز قیام توست

در کربلا حسین تو قائم مقام توست2

از بس کرم به خانه ی تو موج میزند

*کریم کاری به جز جود و کرم نداره

شب پنج و شش رسید"کار ما به کریم افتاد؛امشب مهمون سفره داریم*

کریم کاری به جز جود و کرم نداره

آقام تو مدینه ست ولی حرم نداره

)آقای بی حرم سلام(

کریم کاری به جز جود و کرم نداره

آقام تو مدینه ست ولی حرم نداره2

صداش بزن،حسن آقام حسن2حسن جان*

از بس کرم به خانه ی تو موج میزند

سائل در آستانه ی تو موج میزند

*آقامون هم کریمه،هم غریبه،چه جوری غریبه؟دیشب سرسفره ی اصحاب امام حسین (ع)بودیم اصحاب امام حسین شب عاشورا چه گفتند؟اوج وفا و ایثار رو نشون دادند،حتی شب عاشورا عهد کردند تا مازنده ایم از بنی هاشم کسی میدون نره یعنی طاقت داغ بنی هاشمم نداشتند چه برسه به دیدن غربت امامشون"اما من قربون اون امام غریبی برم که فرموده باشند:اگر صلح نمیکردم یاران منو دست بسته به معاویه تسلیم میکردند"آقا غریبه،ظهر عاشورا هم وقتی یاران ابی عبدالله مثل سعیدبن عبدالله،زهیر،دیگران در اوج خطر آقا رو تنها نگذاشتند،نگذاشتند دشمن مانع نماز امام بشه اونجا باید برای امام غریبی جون داد که وقتی نماز میخوند اصحابش سجاده رو از زیر پاش می کشیدند" قربون غربتت برم"اما اگه اجازه بدید من یه پرده ی دیگه ی غربتتم بگم*

غریب اونیه که همدم اشک و آهه3

دیده که مادرش تو کوچه بی پناهه2

خودم دیدم که دشمن مادرم را

با همین حالت نیت کن شنونده حضرت زهرا باشه؛ببینه داری بچه هاشو صدا میزنی،حسن،آقام حسن آقام حسن

*حالا میخوایم روضه ی برادرش رو بخونیم چرا نمیگی روضه ی عبدالله؟! آخه روضه ی عبدالله از قتلگاه جدا نیست،خودت قفل دلامون رو وا میکنی*

دلم تو روضه ها میشکنه مثل شیشه

ولی روزی مثه روز حسین نمیشه

*خود امام حسن فرمود"لایوم کیومک یا اباعبدالله"دورتو میگیرن"سی هزار نفر دورت حلقه میزنند

حسین،آقام حسین ...

قرار شد برای حضرت زهرا بخونی،قرار شد بچه هاشو صدا بزنی

حسین،آقام حسین ...

آبرو داری کن،برا حضرت زهرا میخوایم نوحه بخونیم،چه جوری وارد روضه ی عبدالله بشیم؟!مسیر رو خودش مشخص کرده*

غریب اونیه که سر به بدن نداره2

آقام رو زمینه ولی کفن نداره

آقا روی زمین افتاده،سیدبن طاووس نوشته" فَلَبِثُوا هُنَیْئَةً"یه وقت دست از جنگ برداشتند،حسین فاطمه رو به حال خودش گذاشتند*دارند تماشاش میکنند؛از اول میخوان معطل کنند؛باهاش کار دارند*"ثُمَّ عَادُوا إِلَیْهِ وَ أَحَاطُوا بِه "*آخ آخ داداشت گفته بود دورتو میگیرند،برگشتند دور آقا رو گرفتند دورش شلوغ شد،نمیدونم زینب چطور نگاه میکرد!نمیدونم عبدالله چطور سر خم میکرد!دور عمو شلوغ شد*"فَخَرَجَ عَبْدُاللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ هُوَ غُلَامٌ لَمْ یُرَاهِقْ مِنْ عِنْدِ النِّسَاءِ"یه وقت دیدند عبدالله بچه ی نابالغ از خیمه ی زن ها بیرون آمد؛اولین کاری که کرد" یَشْتَدُّ"شروع کرد دویدن از حرم تا قتلگه با شور جانبازی دویدم(این صحنه  دویدن از حرم تا قتلگاه بازم تکرار شد(

از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین،

حسین...

عبدالله فقط تو ندویدی سمت قتلگاه؛زینب از حرم تا قتلگاه هی صدا زد

عبدالله دویدن هم تکرار شد،او میدوید و من میدویدم،عبدالله دوید به هر کیفیتی بود بماند "حَتَّى وَقَفَ إِلَى جَنْبِ الْحُسَیْنِ علیه السلام"یه وقت کنار امام حسین علیه السلام ایستاد مثل تیری که از چله ی کمان رها بشه،دستشو از دست عمه جدا کرد*چرا میگی کمان؟! آخه این عمه قامتش از غم اکبر خم شده،از غم قاسم خم شده،وقتی امام حسین کنار علقمه صدا زد" الان انکسر ظهری"زینب صدای شکستگی های مدینه به گوشش رسید،کمرش خم شده،بچه مثل تیری از قد کمان زینب خودشو جدا کرد مقاتل سن این فرزند امام حسن رو ننوشتند؛خیلیا تصریح میکنند بعد علی اصغر خردسالترین شهید کربلاست

عبدالله قربونت برم یه سوالی ازت دارم:چی میشد تو خیمه ها میموندی؟تو این خیمه ها که دیگه مردی جز زین العابدین نبود..."شاید میموندی کمک اسرا میکردی؛کمک زن ها و بچه ها میکردی..." اگه تو بخوای جواب بدی چی جواب میدی؟!من میگم شاید عبدالله میگه آخه من صبر بابامو ندارم،نمیتونم ببینم جلو چشمم مادرمو بزنند؛من زنده بمونم..."

بابام بچه بود،پیرشد،غم کوچه بابای مرا پیر کرد...اینجای روایت میفرماید" فَلَحِقَتْهُ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِیٍّ"*من بعضی روایاتو امروز نگاه کردم؛آقا از دل قتلگاه صدا میزنه"زینب یا اختی احبسی"نگهش دار...اما طبق این روایت" فَلَحِقَتْهُ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِیٍّ لِتَحْبِسَهُ "زینب خودشو به بچه رسوند...*من نمیدونم یه هو امام حسین نگاه کرد خدایا با زینب چه کنم؟!

زینب برو...زینب قتلگاه جای تو نیست،برو...* هر کاری کرد عبدالله بر نگشت"فَأَبَى وَ امْتَنَعَ امْتِنَاعاً شَدِیداً" بلند صدا زد "لَا وَ اللَّهِ لَا أُفَارِقُ عَمِّی"به خدا از عموم جدا نمیشم..." اگه دقت کنی عبدالله سریعتر از همه ی شهدای کربلا به مقتل خودش رفت؛سریع و فجیع هم شهید شد،آخه استغاثه ی آقا رو شنیده بود،اینجا جای وداع نیست؛جای رجز خوندن نیست؛ای عمو تا ناله ی هل معینت را شنیدم...آخه پسر فاطمه به زور روی دو کنده ی زانو نشست،به شمشیر غریبی تکیه کرد،صدا زد"هل من ناصر ینصرنی...هل من معین یعیننی لوجه الله...هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله...*

  دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 04:59 ب.ظ | نظرات()

          

من شب اول قبل از اینکه دلا رو ببرم سمت کربلا  یا کوفه حتما باید قبلش دلا رو ببرم مدینه؛چون هر جنایتی تو کربلا اتفاق افتاد ریشه تو مدینه داره...از حضرت زهرا اجازه بگیریم بگیم مادر میخوایم برای فرزندت حسین جامه سیاه به تن کنیم؛اجازه میدید مادر؟مادر جان یه نگاه کن! ما میخوایم برای فرزندت عزاداری کنیم.تو تشت گذاریا میرن در خونه ی ابالفضل!حالا میگیم پوشیدن لباس سیاه،چون اون کلمه  منابعم منابع قوی ای  نیست حالا بذاریم سیاه پوشی و شروع سوگواری ابی عبدالله علیه السلام،چاوشی محرم مثلا،بعد اونجا میرن در خونه ی قمر منیر بنی هاشم علیه السلام،خیلی خوبه،عیب نداره ولی من عرض میکنم اول آدم باید بره بشینه در خونه ی صاحب عزا؛صاحب عزا کیه؟اونیه که بیشتر از همه ضجه میزنه.هنوز حسینی در کربلا نرفته،هنوز سری بریده نشده؛هر وقت فاطمه یاد مصیبتای حسین میفتاد جوری ضجه میزد که پیغمبرخدا از حجره میومد بیرون،زهرا رو آروم  میکرد.یا بقیه الله برای تسلای قلب شما عرض میکنم:خبر دادند یا رسول الله فاطمه ی شما وضع حمل کرده،پیغمبر خدا فرمودند:بیارید فرزند فاطمه رو.عرض کردند:یا رسول الله داریم تمیزش میکنیم.فرمودند:کی رو؟!فرزند فاطمه رو؟"طُهر طاهر مطهر من طهر طاهر"پاکه... آوردنش.تو دامان پیغمبر،فاطمه جان میدونی اسمش چیه؟نه! خدا نام فرزند تو رو حسین گذاشته.دخترم حسینتو دوست داری بابا؟"قرة عینی،ثمرة فوادی" اینو خانم ها بهتر میدونند.بانویی که تازه به وضع طبیعی وضع حمل کرده میگن روز اول بگیره بخوابه،استراحت کنه؛روز دوم زیر بغلاشو بگیرید،نمیتونه از زمین بلند بشه،دید پیغمبر داره گریه میکنه،بابا داری گریه میکنی؟فرمودند:جبرییل خبر آورد این حسینو در سرزمینی به نام کرب و بلا با لب تشنه...اون خانم باردار رو عرض کردم خدمتتون که وضع حمل میکنه؟حالا...یه وقت دیدند مادر ما که تازه وضع حمل کرده تمام قامت تو بستر ایستاد؛رو زمین  نشست؛بابا حسینم رو سر میبرند؟هر کی تو خونه بود به ضجه ی زهرا شروع کرد به ضجه زدن.وقتی یه مقدار آروم شد،عرض کرد بابا یا رسول الله این اتفاق کی میفته؟حضرت فرمود:دخترم من نیستم،تو هم نیستی،باباش علی هم نیست،برادرش حسن هم نیست،باز دیدند مادر ما بلند شد یه ناله ای زد،بابا یعنی حسین منو غریب میکشند؟فرمود:غصه نخور دخترم میاد در آخرالزمان قومی که مردا برا حسین تو مثل زنیکه بچش مرده داد میزنند؛روز قیامت از این مردا من دستگیری میکنم از زنها تو شفاعت میکنی بابا؛حالا یه جمله روضه ی مادر بخونم بعد بریم گوشه ی مسجد کوفه‌.به خدا روضه ی حضرت زهرا قلب آدمو به درد میاره.

ابن ابی الحدید معتزلی میگه به استادم ابی جعفر نقیب گفتم‌-تو شرح نهج البلاغه اومده-مطلبی رو شنیدم.شنیدم پیغمبر دختری رو داشت به نام زینب؛این زینب باردار بود،داشت تو یه کاروانی رو مرکب میرفت،یه  عده راهزن حمله کردند،یه نفر زد به مرکب این دختر پیغمبر،مرکب رم کرد،باردار بود،بچش سقط شد،افتاد و مرد.خبر به پیغمبر رسید،مرکب دخترتون رم کرده،دخترتون سقط کرده،مرده.فرمود:خونش هدره،بریدبکشیدش.میگه به استادم گفتم صحت داره؟بله صحت داره.بعد استادم ادامه داد،ابوجعفر نقیب.پیغمبر شنید یکی به مرکب زده فتوا داد برید بکشیدش.اگر بود و میدید یه ملعونی لگد به در زد؛فاطمه پشت در بود،تا فهمید فاطمه پشت دره، در رو بیشتر فشار داد؛در آتش گرفته داره زبانه میکشه؛داره "رَکَلَ الباب بِرِجله"آن چنان با لگد به در کوبید،مرحوم مجلسی نقل میکنه:با این ضربه ی شدید در کنده شر،رو زهرا افتاد.من از شما سوال میکنم امیدوارم با گریتون حقش رو ادا  کنید.خونه ی علی چند تا در داره؟یه در داره.اون چهل تا که رفتند تو علی رو بیرون آوردن از کجا رد شدند رفتند؟مادر ما زهرا اون لحظه کجا بوده؟حالا بریم مسجد کوفه...

کوفه میا حسین جان،کوفی وفا ندارد

کوفی بی مروت،شرم و حیا ندارد

با همین حالتون دستی برداریم برای یوسف فاطمه دعا کنیم:"اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن،صلواتک علیه و علی آبائه،فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا"

  دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 04:48 ب.ظ | نظرات()

من و جدا شدن از مرتضی خدا نکند

که هرکه گشت جدا از علی جدا زخداست

علی کسیست که یک ذره از ولایت او

نجات بخش تمامی خلق روز جزاست

علی کسیست که یک خردل از محبت او

نکوترست زدنیا و آنچه در دنیاست

کننده ی در خیبر بود وصی رسول

نه آنکه کرد فرار از جهاد،عقل کجاست؟

کسی که جای نبی خفت،جانشین نبی ست

نه آنکه راحتی جان خویش را میخواست

کسی که گفت سَلونی سزد امامت را

نه آنکسی که به لولا به جهل خود گویاست

شکسته باد دهانی که بی علی باز است

بریده باد زبانی که بی علی گویاست

ثواب نیست ثوابی که بی علی باشد

نماز نیست نمازی که بی علی برپاست

کجا امام توان یافت تر چو شخص علی

که هم کلام خداوند و هم نشین گداست


*داره مناجات میکنه بالای تپه و بلندی، ابن عباس کنار پیغمبر بود پرسید یا رسول الله علی چه می کنه بالای بلندی؟!! فرمود:همین قدر بهت بگم نه علی داره با خدا نجوا می کنه،خدا داره با علی نجوا می کنه ..."

که هم کلام خداوند و همنشین گداست ...

*وقتی میومد تو خرابه ها به مساکین سرکشی میکرد، می گفتن آقا خودتو معرفی کن !تعبیر مولا اینه:میفرمود: "انا غریب جالس غریبا" منی که همنشین گدا هستم از همه غریب ترم" ان شاالله مولامونو ازین غربت بیرون میاریم" همه با هم :*


علی ولی الله .... علی ولی الله .....

علی ولی الله .... علی ولی الله ....

علی حبل المتین .... علی یعسوب الدین

امام المتقین .... امیرالمومنین ....

علی ولی الله .... علی ولی الله

  دانلود مولودی



نویسنده خادم الشهداء در 05:36 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم