امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
«این پایگاه وابسته به تیم سایبری مؤسسه محراب هدایت شهرشهیدآبادخانوك می باشد.شهر خانوک در 55 کیلومتری شمال استان کرمان واقع شده است،این شهر به شهید آباد استان کرمان معروف می باشد»

"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری از مطالب آن بلامانع می باشد"

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی "
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات
  دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)   متن روضه حضرت علی اصغر علیه السلام شب هفتم محرم حاج محمود كریمی   شعر مداحی کربلایی جواد مقدم در وصف مقام معظم رهبری متن روضه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها- حاج محمد رضا طاهری متن روضه حضرت رقیه محرم93 و یادی از حضرت صاحب الزمان(عج)-میرداماد


                 

بیا مسافر غریب صحرا 

گریه كن ای یوسف زهرا

سری بزن به روضه ی ما

بیا بیا

هر كی بلده با آقاش نجوا كنه

بیا ای همه ی کار و کس ما

 یه نیم نگاهِ تو بسه ما

خوش اومدی به مجلس ما

ما رو برای گریه 

خوشبحال اون كسایی كه قدم می گذارند به سمت روضه حس میكنند امام زمانشون داره باهاشون قدم میزنه

 ما رو برای گریه،کنار خود صدا کن

سینه زن حسین و ،  از کربلا دعا کن

در به درم یه عمره  ، برای یک نشونت

تو روضه ها میگردم ،دنبال خال گونه ات

می خوام با همه وجودم امشب صدات بزنم:

یابن الحسن كجایی،میمیرم از جدایی

ببین،صدقه ی سرت آقا جون

 چه سفره ای پهن ِبرامون

 صدات میاد تو روضه هامون

آقا، جمعه ی اول محرم 

قدم بذار رو چشم ما هم

بیا برای ما بده دَم

مگه میشه نیایی ، شب علیِ اصغر

گمون کنم جلو در  ،نشستی پیش مادر

حسین.....امشب از اول جلسه باید مثل اسپند روی آتیش باشی، مادرها به جای مادرش، شما به جای همه اونایی كه می خوان برای علی اصغر ضجه بزنند.

مگه میشه نیایی، شب علیِ اصغر

گمون کنم جلو در،نشستی پیش مادر

باید خودت بخونی ، روضه ی قحط آبُ

زخم دل عمو و ،داغ دلِ رباب و

لای لای علی اصغر، لای لای علی اصغر

لالا لالا لالا لالا، لالای علی اصغر

آروم بخواب مادر

چه قدر گردن بچه شُله،همچین كه بغلش كنی،سرش میاُفته

این قدر با گریه هات من و آتیش نزن مادر

لالای علی اصغر

تو خیمه ها نمونده، نه آبی و نه شیری

داری جلوی چشمام، آروم آروم میمیری

حسین....

امشب روضه خون یه نفره، من می خوام اول  از زبون مادرش بخونم، كی میتونه روضه بخونه غیر مادر؟

طاقت بیار خدای ما بزرگه ای اصغر

آرم بخواب مادر

زبونت و دور لبات نچرخون ای مادر

لالای علی اصغر

لالا می گم بخوابی، تا عموت آب بیاره

قول عموت عزیزم، اصلاً نشد نداره

لشكر ببینید پسرم، تو تب و تاب ِ

لب تشنه ی آب ِ

رحمی كنید به بچه ای كه زیر آفتاب ِ

لب تشنه ی آب ِ

آبش بدید میمیره

آبش ندید میمیره

مگه گلوی بچه ام، چند قطره آب میگیره

حسین.....

سلامٌ علی طفل الرضیع

امشب می خوام از قران برات روضه بخونم، از قرآن، باور میكنی روضه ی علی اصغر تو قرآن باشه. وقتی مادر موسی،موسی رو به دنیا آورد، فرعون فهمید دستور داد هركی پسر دار شده، باید پسرش كشته بشه،هیچ پسری زنده نمونه، چون می دونست اگه پسری به دنیا بیاد، تاج و تخت و رسالتش رو از بین میبره، مادر موسی بچه ی یك روزه رو می خواد تو آب بندازه، اما نگرانه، مادر باید باشی تا  بفهمی،یه دقیقه از بچه ات جدا بشی میمیری، اما تو قرآن اومده خدا به چهار وسیله، به چهار آیه دل مادر موسی رو محكم كرد. خدا به مادر موسی وحی فرستاد دل مادر را آرام كردف این یه دونه، دل مادر موسی رو نگه داشت، رَبَطْنَا عَلَى قَلْبها. سومین نكته اینه، خدا به مادر موسی قول داد: اِنّا رآدّوهُ ما بر می گردونیم. هم بهش وحی فرستاد و هم دلش رو محكم كرد و هم گفت برمی گردونیم و هم وعده داد گفت:این یه روزی پیامبر میشه، خیالت راحت باشه، با این چهار امیدواری مادر موسی بچه رو تو آب گذاشت و رفت. ای خدا كاش یه نفرم رباب رو آروم می كرد. كی اومد تو كربلا به مادر این شیرخواره آرامش بده؟ مادرها حرف من رو می فهمند، موسی علیه السلام یه روزه بود،یه بچه ی یه روزه رو  مادر می خواست بذاره تو آب، یه روزه كجا و شش ماهه كجا؟ دل كندن از شش ماه سخت تره، بچه ی یه روزه رو راحت تر می تونی باهاش كنار بیای، وقتی موسی رو درون رود نیل گذاشت، پدرش نبود، اما بمیرم برا اون آقایی كه بچه تو بغلش جون داد، هنوز ابی عبدالله داشت حرف می زد، بچه رو با سه شعبه زدند،خیلی عجیب ِ، مادر موسی ، موسی رو تو آب گذاشت بازم نگران بود، اما بچه رو تو خون رها كردند، یه نگاه كرد دید قنداقه غرق خونه...آی حسین....

خیلی این شعر قشنگ ِ، زبان حال رُباب رو گوش بده،رُباب داره با فرشته های آسمون حرف می زنه، آخه تا این بچه رو زدند ندای آسمانی بلند شد: رهاش كن حسین، دَعهُ.فرشته هارو آماده كردیم،بچه ات رو اینجا نگه می دارند.

خبر رسیده به من ای فرشته های خدا

سپرده اند علی اصغر مرا به شما

سپرده اند كه از شیر دایه های بهشت

بنوشد و بشود مرهمش كفیه شفا

ولی ملائكه من مادرم دلی دارم

هنوز دل نگرانم برای آن لب ها

هنوز دل نگرانم برای طفلی كه

مرا گذاشته با گهواره اش تنها

بگو فرشته كه آرام و تخت خوابیده است؟

بگو كه دست خدا تاب می دهد او را؟

شده است دست پدر حال حجر اسماعیل

بگو طواف كنندش فرشته ها به دعا

برای ذبح عظیمی كه نذر حق كردیم

گرفته ایم چه شب ها به گریه اش احیا

نخورده است اصغر من بی وضوی من شیری

نداده بوسه به او جز به نام حق بابا

برای اصغر من زمزمی بجوشانید

قسم به مروه شمارا قسم به سعی و صفا

جواب گریه ی او را خدا پسند دهید

كه تلخ داده جوابی به گریه اش دنیا

سفارش پسرم را نمی كنم دیگر

علی است زندگی ام جان او و جان شما

مادر موسی ِ پیغمبر رو خدا آروم كرد،یه مادر دیگه ام سراغ دارم،اونم آرامشش بهم ریخت اما پیغمبر خدا آرومش كرد،زود بگم و رد شم، اسم بی بی هم برده بشه،كدوم مادر؟ پیغمبر دید فاطمه اش هی نگرانه، بابا این بچه تو رَحِم امانم رو بریده،چی میگه؟ هی میگه: اَنا الغریب، اَنا العطشان، اَنا العریان. پیغمبر آرومش كرد، این مادرم آروم شد، اما كربلا ابی عبدالله می خواست رباب رو آروم كنه، ابی عبدالله بچه رو نگاه كرد، خودت تصور كن، نگاه كرد، دید مِنَ الاُذُنِ إلَی الاُذُن، مِنَ الوَرید إلَی الوَرید. سر بچه به پوست آویزان شد. ابی عبدالله برگشت، یه نگاه به طرف خیمه ها كرد، دید رباب ایستاده، زینب ایستاده،بچه رو زیر عبا گذاشت.حسین......یه نفر بلند شه جواب من رو بده، چرا همه ی مقاتل نوشتند ابی عبدالله یه قدم می رفت، یه قدم برمی گشت. كی می دونه؟بعضی ها نوشتند یه قدم می رفت، می دید رباب ایستاده، اما من میگم نه، بلاخره رباب رو زینب ساكت می كرد، بلاخره رباب آروم می شد، می دونی چرا حسین بر می گشت؟ قدیمی ها می دونند، قدیم مرغ كشته نمی فروختند، باید مرغ زنده می خریدی، می بردی قصاب جلو چشمت سرش رو جدا می كرد. رو خاك جلو چشمت دست و پا می زد. پنج دقیقه مرغ رو خاك بود برمی داشتی می دیدی مرغ هنوز جون داره، ابی عبدالله فكر كرد علی جون داده دو قدم می رفت، بچه دست و پا می زد شیخ جعفر شوشتری می گه، صاحب خصائص می گه: حجت خدا مضطر نمی شه،اضطرار تو وجودش راه نداره، اما كاری با حسین كردند، رفت پشت خیمه ها خودش یه قبر كوچیك كند، بچه رو تو خاك گذاشت. بگو حسین..... ابی عبدالله كاری كرده عصر عاشورا بی نظیره،نام علی اصغر جهانی شده.اومد پیش ابن زیاد، ابن زیاد لعنت الله علیه گفت: چه خبر از كربلا؟ گفت: امیر بهت بگم: تا عصر عاشورا می تونست همه چیز به نفع تو پیش به، اما حسین یه كاری كرد، حسین یه قنداقه ای رو كرد، همه ی عالم فهمیدند حق با حسین ِ. رمز پیروزی قیام عاشورا خون علی ِ اصغر ِ، حالا دستت رو بیار بالا،بدم المظلوم یاحسین.....هركی مریض داره، هركی هر كاری داره..یا حسین.....

                                             دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 10:25 ق.ظ | نظرات()

 

سبط این جوزی  در تذكرة الخواص نوشته:لَمّا رَآهُمُ الحُسَینُ علیه السلام مُصِرّینَ عَلى قَتلِهِ.وقتی آقا دید اصرار دارند بكشنش،دستبردار نیستند." آدم یا اونای میاُفته كه مدینه اومدند پشت درخونه ی مادرش،هرچی نصیحت كرد فایده نداشت، مردم گفتند إن فیها فاطمة ؟....".آقا وقتی دید اینها اصرار دارند، أخَذَ المُصحَفَ قرآن گرفت، قرآن رو باز كرد . وجَعَلَهُ عَلى رَأسِهِ، قرآن رو روی سر گذاشت. شب هفتم ِ، امشب حرم آل علی آب ندارد....یا حسین،یاحسین... آقا قرآن رو روی سر گذاشت، آی مردم : بَینی وبَینَكُم كِتابُ اللّه، وجَدّی مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله بین من و شما قرآن و پیغمبر داور،بعد یه سئوالی ازشون كرد،نمی دونم خیمه ها چه خبر شد. یا قَومِ! بِمَ تَستَحِلّونَ دَمی؟!... برا چی خون من رو مُباح می دونید؟اینجا دیگه خیمه ها بیشتر دچار اضطراب شد.فَالتَفَتَ الحُسَینُ علیه السلام فَإِذا بِطِفلٍ لَهُ یَبكی عَطَشاً، یه نگاه به پشت سر كرد دید علی داره گریه میكنه فَأَخَذَهُ عَلى یَدِهِ،بچه رو روی دست بلند كرد،ای مردم: إن لَم تَرحَمونی فَارحَموا هذَا الطِّفلَ اگه به من رحم نمیكنید به این بچه رحم كنید. فَرَماهُ رَجُلٌ مِنهُم بِسَهمٍ فَذَبَحَهُ تیر آمد به گودیه گلوی علی نشست،علی شروع كرد دست و پا زدن

علیم داره می زنه دست و پا

بچه ام داره میمیره ای خدا

حالا امشب روضه ی من این یه جمله است،یا صاحب الزمان(عج). اول روضه ی امام حسین رو بگم.میخوام بگم حرمله سه تا تیر زد، تیر دوم رو به قلب آقا زد، اون تیر با سینه ی امام حسین چه كرد؟آقا

 همین كه تیر سه شعبه به سینه ی تو نشست

دوباره درد به پهلوی مادرت افتاد

اونی تیری رو كه از عقب درآورد،مثل ناودان خون جاری شد،همون تیر رو حرمله به گلوی علی زد.حالا ببین با علی اصغر چه كرد...ای حسین.....

شد گلویم روی دستت ذبح می دانی چرا؟

حجم تیر از حنجر من بیشتر بود ای پدر

یا باب الحوائج گرفتاریم....روضه رو ادامه میدم. اینجا یكی از جاهایی بود كه آقا گریه كرد. اولیاء خدا صبر دربرابر مصیبتشون به نحو اَتَم و اَكمل ِ،یكی از بزرگان می فرمود: همین گریه ها براشون درجه است، دلشون به رحم میآد. وقتی پیغمبر پسرش وفات كرد،فرمود:قلب میسوزه،اشك جاری میشه، ولی كلامی كه خدا رو خوش نیآد،بر زبان جاری نمیشه. الهی رضاً برضائك. در یه روایتی دیگه حضرت فرمود:بر من آسانه این به عین الله ِ ،خدا داری میبینی.

 فَجَعَلَ الحُسَینُ علیه السلام یَبكی شروع كرد بلند بلند گریه كردن. مادرت داده بود سیرابت كنم،آقا شروع كرد بلند بلند صدا زدن،د عا كردن:: اللّهُمَّ احكُم بَینَنا وبَینَ قَومٍ دَعَونا لِیَنصُرونا خدایا بین ما و اینهایی كه مارو دعوت كردند تا یاری مون بدهند حكم كن،فَقَتَلونا یه وقت صدا از آسمان بلند شد: فَنودِیَ مِنَ الهَوا: دَعهُ یا حُسَینُ؛ حسین جان فرزند رو وا بگذار فَإِنَّ لَهُ مُرضِعاً فِی الجَنَّةِ در بهشت بهش شیر می دهند. دلا برا مادرت بسوزه یه ذره از رباب برامون بگو، یه ذره از دل رباب برامون بخون:

بس كن رباب سر به سر غم گذاشتی

اصلاً خیال كن علی اصغر نداشتی

بس كن رباب حرمله بیدار می شود

سهمت دوباره خنده ی انظار می‌شود

صدا زد:

خیلی به اشك غربت ما خنده شد ولی

آن نیش خند حرمله از خاطرم نرفت

حسین.....

                                       دانلود روضه

 متن كامل مقتل در ادامه مطلب



نویسنده خادم الشهداء در 10:24 ق.ظ | نظرات()

لالا لالا، یکم دیگه دووم بیار

یه کم دیگه دندون روی جگر بذار

اگه همهمه باشه بچه میترسه،اگه لشكر كف بزنن بچه میترسه

لالا لالا یکم دیگه دووم بیار

یه کم دیگه دندون روی جگر بذار

مشکو یکی بُرده که بر می گرده زود

وقتی می رفت فقط به فکر خیمه بود

مده با اشک، زندگی مو به باد

آب می رسه، اگه خدا بخواد

مادر دَووم بیار... بچه كوچیك گلوش نازكه، نمی تونه گردن بگیره، میاُفته.

عمو رسید، کنار علقمه

صدای تکبیرش میاد

لالائی، عموش رفته آب بیاره

لا لا لا لا، منو نکن خونه خراب

چیزی نمونده عمو جون بیاره آب

بابات رفته به یاری آب آورش

داره میاد! چرا خمیده کمرش؟

فَرَجَعَ الحُسین اِلی الْمُخَیَّم،مُنکَسِراً حَزیناً باکیــّــا. می دونی یاد چی میاُ فتم؟

 

اگر گهواره را پس داده بودند

 

دلش خوش بود با طفل خیالی

ای حسین......

 

علیم داره، میزنه دست و پا

بچم داره، میمیره ای خدا

ببین هنوز به سمت علقمه ست

نگاه مضطر بابا

لالائی، الهی بارون بباره

الان بین خانم ها چه خبره؟ اونها بیشتر می فهمند حس مادری یعنی چی، اصلاً فقط مادرها می فهمند یعنی چی. خدایا الان میخوام یه دعا كنم. به اضطرار حضرت رباب، به اون پریشونیه این مادر،خیلی هستند بچه دار نمیشن، خدایا به بی بچه ها بچه بده،اولاد سالم و صالح بهشون بده

لالا لالا، مادر ِ تو بشه فدات

خون می بارن فرشته ها با گریه هات

سوخته دلم رو نفسای داغ تو

آهی بکش شاید که بارون بگیره

خدا تو رو، نمی بره ز یاد

خونده برات، بابا "و إن یکاد"

الهی که، سپیدی گلوت

به چشم حرمله نیاد

لالایی الهی بارون بباره

لالائی، عموش رفته آب بیاره

                                   دانلود روضه

 



نویسنده خادم الشهداء در 05:51 ب.ظ | نظرات()

     

دل زقید غمت ای دوست رها نتوان كرد

هست دردی غم عشقت كه دوا نتوان كرد

می توان دین و دل و عقل زكف داد ولی

رشته ی زلف تو از دست رها نتوان كرد

تا دل جام نشد خون به لبانت نرسید

از تو بی خون جگر كام روا نتوان كرد

به ره كعبه به پا و به ره عشق به سر

زآنكه طی مرحله ی عشق به پا نتوان كرد

اگه می خوای به معشوقت برسی باید با سر بری،نباید هیچ گونه تعلل ،هیچ گونه تردیدی داشته باشی،یكی از شهدای كربلا،جناب مسلم بن كثیر،من شاهد مثال برا این بیت بیارم زود رد شم،امشب حرف زیاده،فقط می خوام بگم این مسلم بن كثیر جانباز جنگ جمله،در ركاب امیرالمؤمنین علیه السلام جنگیده،جانباز شده،درود خدا به جانبازها،به اون هایی كه عضوی از بدن رو دادن،مسلم كثیر جانبازه،از ناحیه پا،اما بازم،خودش رو رسوند به ابی عبدالله،نگفت من كه تو جنگ جمل پامو دادم،بازم رسوند،همچین كه فهمید پسر علی غریبه،با این كه بهانه داشت،تو قرآن هم می گن،لیس علی اعمی حرج،به نابینا حرجی نیست و هم اونی كه از ناحیه پا،لنگ باشه،مصدوم باشه،این ها می تونن جنگ نرن،اینها عضوشون رو هدیه كردن،اما بازم بهانه نیاورد،گفت:كسی كه می خواد جونش رو فدا كنه باید تا آخرین لحظه باشه،ثابت قدم بود،اومد خودش رو فدای حسین كرد،جانم به این شهدا،یكی پس از دیگری قیامتند اگه بری تو وجودشون،

به ره كعبه به پا و به ره عشق به سر

زآنكه طی مرحله ی عشق به پا نتوان كرد

چون نكو بنگری ای دل،دل و دلدار یكی است

آری از یكدیگر این هر دو جدا نتوان كرد

اشك مظلوم كند خانه ی ظالم ویران

در ره سیل بلی خانه بنا نتوان كرد

می گن این خانم سه ساله زهرای كربلا بوده،اینقدر گریه كرد،این گریه قیامتی به پا كرد،آخه از مادرش یاد گرفته،امشب شب ناله است،شب زمزمه است،اومدی برا كسی گریه كنی،كه هیچكی به اندازه ی این خانم،واسه حسین گریه نكرده،جانم،نه فقط از لحاظ ظاهری،نه،نه فقط از لحاظ ظاهر شبیه مادرش بود،مرام و عقیده و راهش هم به مادرش زهرا می ره،شنیده بود مادرش تو مدینه هرچی خطبه خوند،بین در و دیوار رفت،تو كوچه های مدینه اومد؛نتونست رو دل این نانجیب ها اثر بذاره،آخرسر اومد تو بیابونها شروع كرد گریه كردن،آی اونهایی كه می گن این گریه ها الكیه،گوش بدن،اونایی كه می گن بسه چقدر گریه می كنید،دیدید بعضی ها می گن دوباره محرم اومد،این ها گریه هاشون شروع شد،خسته نشدید،هرسال گریه می كنید،ما گریه مون رو از رقیه بلدیم،آخه می گن این دختر اینقدر گریه كرد،تا آخرش به آقاش رسید،به امامش رسید،ماهم اینقدر گریه می كنیم،ایشاءالله یه روز آقامون بیاد،امشب خیلی ها براشون شب عاشوراست

بریم در خونه ی این خانم سه ساله،گریه ای كه خانم رقیه كرد،گریه ی ضعف نبود،گریه،گریه ای بود كه همه بفهمند،ظالم كیه،ظلم كیه،گریه كرد كه برو ببین الان اثری از دارالاماره،اثری از كاخ یزید نیست،فقط برو ببین تو این شهر برا خانم چه حرمی درست كردن،چقدر جلال داره،چقدر جبروت داره،

حالا داره با ،باباش حرف می زنه:

دیشب مدینه بودم و می گفتم می خندیدم

لالایی هات تو گوشمه رو دستت آروم خوابیدم

ای وای بازم خواب می دیدم

دیشب داداش علی اومد به روی دستام بوسه زد

می گفت عزیزم از سفر برات النگو خریدم

ای وای بازم خواب می دیدم

دیشب دیدم كه عمه جون با قاسم اومد خونه مون

می گفت برات یه چادر خوشگل گلدار بریدم

ای وای بازم خواب می دیدم

چرا این خوشی ها همه اش خوابه

دیشب میون دفترم برای داداش اصغرم

عكس عمو رو با علم كنار دریا كشیدم

اینم بازم خواب می دیدم

یه روز جاموندم ازهمه به روی دست فاطمه

چشام می رفت كه خواب بره با سیلی از خواب پریدم

كاشكی اینم خواب می دیدم

چرا تلخی ها تو بیداریه،از بالای ناقه افتادم،تو بیابون تاریك داشتم دق می كردم،یه وقت دیدم سرم تو بغل یه مادره،حسین............

                                        دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 11:59 ق.ظ | نظرات()

14مجلس کامل برای  مداحان اهلبیت علیهم السلام در دهه ی اول ماه محرم

شامل:متن  روضه های اجرا شده توسط مداحان  مشهور کشور

با در دست داشتن این مجموعه می توانید مجالس عزاداری  و سوگواری اباعبدالله الحسین را پرشور برگزار نمایید.


دانلود



موضوعات مرتبط : نرم افزار اندروید ,
نویسنده خادم الشهداء در 11:01 ب.ظ | نظرات()

در این قسمت نرم افزار عارف باالله مرحوم شیخ رجبعلی خیاط رحمة الله علیه را برای شما قرار داده ایم.این نرم افزاز توسط پایگاه باب الحرم ساخته گردیده است. از قسمت های مختلف این نرم افزار می توان به زندگی نامه، اخلاق، سیره، کمالات و تصاویر ایشان اشاره کرد.




دانلود


نویسنده خادم الشهداء در 10:38 ب.ظ | نظرات()

[]

می باره بارون

 روی سر مجنون

توی خیابون رویایی

می لرزه پاهاش

بارونیه چشماش

میگه خدایی تو آقایی

من مأنوسم، با حرمت آقا

حرم تو والله، برام بهشته

انگار دستی، اومده و از غیب

روی دلم این جور، برام نوشته

کربلا کربلا کربلا اللهم الرزقنا

می دونم آخر، می رسه یه روزی

 کنار تو آروم بگیرم

با چشمای تر، یا که توی هیأت

یا وسط روضه بمیرم

یادم میآد فکه مادرم هر شب

من و می آوردش، میون هیأت

یادم میآد مادر من با اشک

می گفت تو رو کشتند تو اوج غربت

کوچیک بودم که مادرم ،حرز تو گردنم می کرد

وقتی محرم میومد، لباس سیاه تنم می کرد

بزرگترای من، من و ،به مجلس تو برده ام

هوام و داشته باش آقا، من و به تو سپرده اند

حسین...........

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 12:52 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم