هر گونه كپی برداری از این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بلامانع می باشد .
*********به اطلاع بازدیدكنندگان محترم می رساند:در پایگاه بابُ الحرم از مطالب سایر پایگاه های مذهبی استفاده ای نگردیده ، تا مجموعه ای متمایز در اختیار مداحان قرارا گیرد*********
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد .( ...
درباره ما
«این پایگاه وابسته به تیم سایبری مؤسسه محراب هدایت شهرشهیدآبادخانوك می باشد.شهر خانوک در 55 کیلومتری شمال استان کرمان واقع شده است،این شهر به شهید آباد استان کرمان معروف می باشد»

"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری از مطالب آن بلامانع می باشد"

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی "
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
نویسنده خادم الشهداء در 11:00 ق.ظ | نظرات()


         

امشب اومدیم برا امام هادی گریه كنیم،اینقده این آقا غریبه،خادمای حرمش شیعه نیستند،یكی از علماء نقل می كرد،می گفت:زمان طاغوت ما از حوزه ی علمیه خرجیمونو گرفتیم،یكماه رمضون كامل رفتیم سامراء فقط نشستیم تو حرم قرآن خونیدم،اینقده غریبه ،كسی تو حرم نبود،مارو فرستادن حرم از خلوتی در بیاد،آی سامراء،آی سرداب

زبیداد ستم هم ساختم

هركی خیلی اذیت میشه كی و صدا می كنه؟مادرشو،خواهی ،نخواهی

زبیداد ستم هم ساختم،هم سوختم،مادر

سراپا سوختم چون شمع و نور افروختم،مادر

زخون سینه ات نخل ولایت جان گرفته

من برای آبیاری خون دل اندوختم،مادر

شراره زهر آتش زد همه عمق وجودم را

به فریادم برس آتش گرفتم سوختم،مادر

ای وای غریب آقا....

شب تنهایی گرفته بود دلم

انگاری آتیش زدن به حاصلم

تن اشك روی چشام لرزیده بود

آخر غربت و با چشم دیده بود

هنوزم اون همه غم تو خاطره

كه می دید قبر آقاش بی زائره

دل مردمونش و پر كینه دید

سامراء رو شبیه مدینه دید

سامراء گفتی دلم بیچاره شد

باز به صحرا پا گذاشت آواره شد

سامراء هم حرم قنشگ داره

گنبد زرد طلائیه رنگ داره

سامرا می گی دلم گل می كنه

به دو تا امام توسل میكنه

سامراء بیگانه با هر شادیه

سامراء قبر امام هادیه

شنیدم شبونه ریختند تو خونش

اومدن به هم زدن آشیونش

می گه یه بار دیدم آقا داره گریه می كنه،گفتم:آقا برا چی ناله می زنی،آقا فرمود:فرش و كنار بزن،كنار زدم،دیدم یه قبر كندن،فرمود:این قبر و كندن جلو روم،می گن،امشب تو این قبر دفنت می كنیم،هر روز تهدید

شنیدم قبرش و كندن پیش روش

كاسه ی زهرو گذاشتند روبروش

شنیدم درد دلش بود بی حساب

شبونه آوردنش بزم شراب

بعد اون بزم شراب با سوز و درد

یاد عمه زینب و حسین مدد

یاد یه حرفی اوفتادم وسط شعر،بعضی چیزا ،بی برنامه آدمی بهش ملهم می شه،میگه،گفتم آقا فرمود،هر روز می گن،دفنت می كنیم تو این قبر زنده زنده،زنده به گور،این طوری تهدید كردن امام هادی رو،آی بمیرم یه هم چین چیزیم تو اهلبیت داشتیم،میگه دیدم امام سجاد علیه السلام،داره گریه می كنه،تو خرابه گفتم:آقا چی شده،چرا ناله می زنی،فرمود:این نگهبانایی كه جلوی خرابه ایستادن،با زبان رومی حرف میزنن،امام زمان به هر زبانی،مسلطه،می گه امشب دیدم،این نگهبانها دارن با هم حرف می زنن،با زبان رومی،آقا مگه چی گفتن،گفت:امشب یكی به اون یكی میگفت:میدونی فردا چكار می خوان بكنن؟چكار می خوان بكنن؟گفت دستوره فردا،این دیوار خرابه رو رو اهلش خراب كنن،هر جا آتیش گرفتی ناله بزن..

خداوندا ببین بال و پرم سوخت

تماشا كن ببین خاكسترم سوخت

رسید این ارث برما از همان روز

كه زینب گفت:بابا مادرم سوخت

میان آتش تب گریه كردم

تمام روز تا شب گریه كردم

از آن روزی كه رفتم بزم مستان

به یاد عمه زینب گریه كردم

هر نوكری باید یه گریزی بزنه كربلا،ماه رجبه،فردا  آخرین نفسش ها شو تو دامن امام عسكری زد،صلی علیك یا اباعبدالله شو گفت،براش كفن آوردن، ای بی كفن حسین،جانم،یه وقت امام سجاد فرمود:بنی اسد برین یه قطعه حصیر بیارید،حصیر آوردن،پاره پاره بدن اربابتونو ،آی آی،این یعنی چی؟یعنی قسمت به قسمت بدن و میان حصیر گذاشت،حسین...........

 

                                           دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 07:39 ق.ظ | نظرات()

كربلایی میثم مطیعی

سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد

حالا تصور کن به دستش هم، سری باشد

آخه راوی میگه وقتی سر رو آوردند، اول سئوال كرد این چیه؟ هذا رأس أبیک الحسین. این سر باباته، فرفعته من الطّشت حاضنة له با این دستای كوچیك سر رو بلند كرد،مواظبه سر از دستش نیوفته،دستاش میلرزه،چند روزه غذا نخورده،اینقدر به دست و بازوش تازیانه زدند،مواظبه سر بابا از دستش رها نشه

سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد

حالا تصور کن به دستش هم، سری باشد

حالا تصور کن که آن سر، ماهِ خون رنگی

در هاله‌ای از گیسویی خاکستری باشد

دختر دلش پر می‌کشد، بابا که می‌آید

موهای شانه کرده‌اش در معجری باشد

بابا ببین روسریم رو،بابا بابا،كاش به من خبر میدادی، خاك لباسم رو میتكاندم،خرابه رو آب و جارو میكردم.

ای کاش می‌شد بر تنش پیراهنی زیبا

یا لااقل پیراهن سالم‌تری باشد

سخت است هم شیرین زبان‌ باشی و هم فکرت

پیش عموی تشنه‌ی آب آوری باشد

با آن‌همه چشم انتظاری باورش سخت است

سهمت از آغوش پدر تنها سری باشد

آخه دختر همش جاش آغوش گرم باباست،تا حالا كسی ندیده سر بریده ی بابا رو  روی  پای دختر بذارند. ای حسین.....

شلاق را گاهی تحمل می‌کند شانه

اما نه وقتی شانه‌های لاغری باشد

اما نه وقتی تازیانه دست ده نامرد

دور و بَرِ گُم گشته‌ی بی‌یاوری باشد

خواهرتر از او کیست؟ او که، هر که آب آورد

چشمش به دنبال علی ِ اصغری باشد

بابا

نه جای من ،نه جای تو، نه جای عمه است اینجا

مرا با خود ببر بابا  و هم بازی اصغر كن

خواهرتر از او کیست؟ او که، هر که آب آورد

چشمش به دنبال علی اصغری باشد

وای از دل زینب که باید روز و شب انگار

در پیش چشمش روضه‌های مادری باشد

رقیه شبیه مادرم شدی،وقتی سر رو بلند كرد،شروع كرد حرف زدن: یا أباه ! مَن ذا الذی خضّبك بدمائك؟ یا أبتاه! مَن ذا الذی قطع وریدك؟ رگ های گردنت رو كی بریده؟ راوی میگه گفت،گفت.. ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّریف لب به لب های بابا گذاشت. وبكت بُكاءاً شدیداً شروع كرد های های گریه كردن حتّى غشی علیها بچه از حال رفت فلمّا حرّكوها وقتی تكونش دادند فإذا بها قد فارقت روحها الدُنیا ،دیدند بچه از دنیا رفته .آی حسین...

بابا ! مرا با خود ببر ، می‌ترسم آن بدمست

در فکر مهمانی و تشت دیگری باشد

قرآن كجا و تشت زر و خیزران كجا

 چوب جفا كجا و لب میهمان كجا

بزم شراب و رأس امام زمان كجا

زینب كجا و مجلس نامحرمان كجا

بابا

باید بیایم با تو، در برگشت می‌ترسم

در راه خار و سنگ‌های بدتری باشد

باید بیایم با تو، آخر خسته شد عمه

شاید برای او شب راحت تری باشد؟

بابا عمه ام خسته و ناتوان شده

سپرم بس كه شده كمان شده

بابا بابا

زبان را نیست نیرویی كه گویم عمه ممنونم

تو بگشا لعل لب از او تشكر جای دختر كن

زینبم یه وقت شرمنده نباشی من ممنونتم

    دانلود روضهسند این روضه در ادامه مطلب  



نویسنده خادم الشهداء در 06:59 ب.ظ | نظرات()

    حاج میثم مطیعی

السلام علیک یا ابا عبدالله،حسین....

سر آمد شام غم هایم، مه عیدم كجا بودی

شب آرامش من، صبح امیدم كجا بودی

بابا،بابا

سفر اینقدر طولانی؟ نگفتی دختری داری

داره درد دل میكنه با باباش،حرف دخترونه میزنه

سفر اینقدر طولانی؟ نگفتی دختری داری؟

نمی دانی چقدر از عمه پرسیدم كجا بودی

عمه بابام كجاست

مغیلان چیست میدانی؟ فقط این را بگو بابا

ز پایم دانه دانه خار میچیدم كجا بودی

دیگه این آخری ها دست ها و انگشت هاش رمق نداشت خودش خار مغیلان از پا بكشه

انگشت های عمه بگرفته نقش گُل زخم

بابا دستای عمه زخم شد

انگشت های عمه بگرفته نقش گُل زخم

از بس نشسته و خار از پای من كشیده

حسین...صدات برسه كربلا،نوحه خون امام حسین شو، حسین....

مغیلان چیست میدانی؟ فقط این را بگو بابا

ز پایم دانه دانه خار میچیدم كجا بودی

نه لالایی نمی خواهم دگر، اما در این مدت

كه من از درد یك شب هم نخوابیدم كجا بودی

كدوم درد ؟دردش رو بگو، بابا:

سرم، تنم،كمرم ،پهلویم، پرم

یكی دو تا كه نیست كبودی پیكرم

بابا جونم،بابا حسینم،دردامو شماره كرده بودم همه رو به خاطر سپرده بودم،بیای دردای دلم رو بهت بگم،ای بی بی جان درسته كوچیكی،ولی من یقین دارم،همه ی ما یقین داریم ،گره های بزرگ رو باز میكنی، بابا دردهامو شماره كرده بودم، ولی دردام ساكت شد تو اومدی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم كه غم از دل برود چون تو بیایی

دیگه دردی ندارم،دیگه بازوهام درد نمیكنه، دیگه پهلوم تیر نمیكشه،دیگه دست به دیوار نمیگیرم،دیگه مثل پیرزنها راه نمیرم،بهت قول میدم،رقیه خوب شده بابا،بابا،بابا

 با دیدن تو درد ها از یاد من رفت

پس بعد از این دردی اگر دارم ندارم

نه لالایی نمی خواهم دگر، اما در این مدت

كه من از درد یك شب هم نخوابیدم كجا بودی

نمی خواهم بگویم كه كجا رفتم، نمی خواهم

بپرسم از تو در بازار چرخیدم كجا بودی

ای بابا مارو بازار بردند،بابا بابا

در كار گلاب و گل حكم ازلی این بود

كه این شاهد بازاری و آن پرده نشین باشد

بابا بذار یه گزارش سفر بهت بدم:

من و عمه سر و سردار شدیم

من و او راهی بازار شدیم

می خوای یه دونه ی دیگه اش رو برات بگم

من و او راهی بازار شدیم

شهره مجلس اغیار شدیم

همه مارو نشون میدادند،بابا،بابا جون بابا

نمی خواهم بگویم كه كجا رفتم، نمی خواهم

بپرسم از تو در بازار چرخیدم كجا بودی

من نمیگم تو هم به من نگو

نمیخواهد بگویی كه كجا رفتی، نمیخواهد

كه از خاكستر گیسوت فهمیدم كجا بودی

سرت چرا بوی نون گرفته؟

خسته ای از ره دور آمده ای

یا كه از كنج تنور آمده ای

آن شب دل تنور به حال سر تو سوخت

بر میهمان سر زده اش میزبان كریست

حسین.....

نمیخواهد بگویی كه كجا رفتی، نمیخواهد

كه از خاكستر گیسوت فهمیدم كجا بودی

به زحمت روی پنجه ایستادم در میان بزم

خودم با چشم خود دیدم، خودم دیدم كجا بودی

بابا با همون چشم تارم تشت طلا رو دیدم،بابا  با همون گوش پاره صدای قران خوندنت رو شنیدم، صدای چوب خیزران رو شنیدم، یا صاحب الزمان(عج): در ناحیه ی مقدسه فرمود:السَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ ِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ سلام بر اون دندان با چوب نواخته شده.

سرت را وقت قرآن خواندنت در تشت كوبیدند

تو باید بعد از این قاری قرآن خودم باشی

حسین..........

                                دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 03:52 ب.ظ | نظرات()

  حاج محمود كریمی

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم كن ولیك........

شب حضرت رقیه سلام الله علیهاست و هر شب اذن میگیریم،خدا ان شاالله به حق امیر المؤمنین هر كسی هر دردی داره حاجتی داره،حاجت روا كنه به حق حضرت رقیه سلام الله علیها

روزا بی قراری

یا امام زمان

روزا بی قراری

شبا گریه داری

بمیرم برات كه، كسی رو نداری

سرت رو ، روشونش بذاری

روزا گریه دارم

روزا بی قرارم

شبا گریه كارم

برا دیدن تو، لیاقت ندارم

سرم رو كف پات میذارم

یا امام زمان آقا جان

اگه كور ِ كورم

اگه از تو دورم

میخوابم امشبی كه ، تو دریای نورم

دلم رو با اشكام بشورم

تو آقای مایی

می دونم میآیی

شهیدامون امشب،با تو كربلایی

میآیی تو صاحب عزایی

امام زمان

نوایی نوایی ،اَمون از جدایی

بریم خرابه

نوایی نوایی ،اَمون از جدایی

چشام تار ِ تار ِ،باباجون كجایی

خرابه شده كربلایی

آی بابا بابا،آی بابا بابا،آی بابا بابا،وقتی میگن "وای" مال مصیبته،"آه" مال حسرته،"آی" مال درده، آی بابا بابا،آی بابا بابا،آی بابا بابا....

دلم خونه خونه

دلم تنگه تنگه

هنوز داره یك شب

با بچه ات میجنگه

تو موهام پر از خورده سنگه

دلم خونه خونه

دلم تنگه تنگه

هنوز داره یك شب

با بچه ات میجنگه

چی شده خانوم؟بابا یه شب بزرگترها بچه هاشون رو آوردند،دامن بچه هاشون رو پر ازسنگ كردند، یه عده ای هم بچه هاشون چوب دستشون بود،بزرگترهاشون كف میزدند،ریختند تو خرابه، بچه هاشون اینقدر بچه های مارو زدند. تو چیكار كردی خانوم جان؟ همه ما پشت عمه مون سنگر گرفتیم، من كه نمیتونستم فرار كنم پاهام زخم بود،خمیده خمیده میلنگیدم، عمه ام گوشه ی خرابه همه ی ما رو نگه داشت،اما از لابه لای دستا همینطوری چوب و سنگ رد میشد،عمه ام زخمی شد،بابا جون سه ساله منو دیدی ، الان منو ببینی نمیشناسی عجیب نیست، عمری با عمه ام زینب زندگی كردی اگه الان چشات رو وا كنی عمه ام رو نمیشناسی،ای وای بابا،ای وای بابا، ای وای بابا...

وقتی سر تو بر روی یك نیزه جا گفت

تا سر رفت رو نیزه

شلاق سراغ من و  عمه را گرفت

آن نیزه ای كه زیر سر تو نشسته است

آخر تو را ز دست من و عمه ها گرفت

از شمر

سادات ببخشند

از شمر سهم مادریم را گرفتم

یك پهلوی شكسته

سهمت چیه خانم جان؟

یك پهلوی شكسته توان مرا گرفت

امان از محله ی یهودی ها

از بین نیزه پیرزنی گیسوی مرا

با بغض چندساله ی تو بی هوا گرفت

بچه داشت میرفت،خودش ندید،بی هوا گرفت،بی هوا زدند. یك خط حماسه بخونم این جیگرت حال بیاد

از خطبه های عمه دلم قرص شد پدر

باید دهان عمه ی مان را طلا  گرفت

چشم عمو به داد من و معجرم رسید

      اما

حیف از دو گوشوراه كه یك بی حیا گرفت

هی دستش رو گرفت،گفت:نكش خودم در میآرم گوشوراه  هام رو

دختردارها كجا نشستند؟ كی دختر داره؟ كیآ گوش دخترشون رو سوراخ كردن برا گوشواره؟ ان شاءالله بزرگ میشی اونا كه ازدواج نكردن ازدواج میكنند،دختر دار میشین، میفهمین من چی میگم. متوجه میشی،این سوراخ گوش اگه یه مدت گوشواره توش نباشه،خیلی آروم آروم باید بازش كرد،معمولاً این جور كارها رو بابا انجام میده،هی با این گوشواره بازی میكنه، هی میگه بابا یواش،چشم عزیزم،آروم آروم، لاله ی گوش درد نداره،خود گوش درد داره،اونایی كه دختر دارند من میخوام بهشون یاد بدم، هر موقع این سوراخ گوش دختر بسته شد آروم آروم،یه خورده روغن، آروم آروم با خود گوشوراه،با یه سوزنی كه تیز نباشه،با یك سیم خیلی لطیف،اروم آروم میپیچونی كه گوش رو زخم نكنه، اینجوری راه گوشواره باز میشه، اونم از اول تا آخرش هی باید بهش بگی عزیزم، عمرم، تا گفت:بابا بگو چشم،دیگه تموم شد، دوباره عشقم، آروم آروم تا راه گوشواره دوباره باز بشه،بعد هم كه گوشواره رو بخوان در بیارن فشار به لاله ی گوش نباید بیآرن،دارم دختر داری بهتون یاد میدم، آروم آروم این گیره اش رو باز میكنی، آرو آروم این گوشوراه رو درمیآری،

حیف از دو گوشوراه

دستش رو گوشاش بود،هی چپ و راست، دو تا دستارو با یه دست گرفت، دست رو برد طرف گوشوراه،این سرش رو برگردوند،آقام من و ببخشه، اینقدر  زد كه سر بی حس شد، خودم بهت میدم.آی بابا

از سنگ پشت بام سرم درد میكند

از ضجه های بی اثر من صدا گرفت

امان از اون ناله ای كه آه بگیره

گفتم دعا كنم كمر زجر بشكند

با یك دل شكسته چه دیدی دعا گرفت

من هر چقدر ناله زدم بیشتر زدند

از من نفس، عدوی تو با ضرب پا گرفت

ای حسین........

مجنون شبیهه طفل تو شیدا نمیشود

خواهم ببوسم از لبت اما نمی شود

حالا اومدی كه دیگه من نمیتونم جلوت بلند شم.

باشه كنج تنور و تشت طلا رفتی خونی ما نیومدی

ای خدا فرج امام زمان ما را برسان

كیآ مریض دارند؟ كیآ درد دارند؟كیآ قرض دارن كیآ گرفتاری دارند؟برا پدر و مادرت خیلی دعا كن،شب حضرت رقیه است،ای خدا همه مارو حاجت روا بگردان....

                                دانلود روضه



نویسنده خادم الشهداء در 11:40 ق.ظ | نظرات()

                      

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم كن ولیك........

پهلو گرفته است، از اشك چشم سوخته دارو گرفته است

سر با سر آمده، او پیش پاش از مژه جارو گرفته است

از نور از طبق ،انگار چشم بی رمقش سو گرفته است

وقت قدم زدن آمد، خمیده دست به زانو گرفته است

مثل گُل سری است این لخته های خون كه به گیسو گرفته است

تقصیر زجر بود از چشم های عمه اگر رو گرفته است

خورشید صورتش از زیر گونه تا سر ابرو گرفته است

رد غلاف نیست انگار تازیانه به بازو گرفته است

لب باز می كند كنج خرابه با پدرش خو گرفته است

***

قصه به سر رسید

جانم به لب رسید

كه از تو خبر رسید

طاقت ندارمُ ،جز بوسه بر گلوی تو حاجت ندارمُ

 می بوسمت ولی، هدیه به غیر گریه برایت ندارمُ

من دختر توأم ، اما به دختر تو شباهت ندارمُ

تو رفتی از برم،الان به بعد یك شب راحت ندارمُ

از شمر و حرمله از زجر انتظار محبت ندارمُ

اذیت شدیم ولی، من نیتی به غیر شفاعت ندارمُ

دشنام می دهند، با دختران شام رفاقت ندارمُ

هی میخورم زمین، مثل گذشته آن همه قدرت ندارمُ

چو مثل فاطمه است، از این قد خمیده شكایت ندارمُ

دیگر نشانه ای جز پنج خط سرخ به صورت ندارمُ

از معجرم مپرس، رغبت به صحبت از شب غارت ندارمُ

لطفی كن ای پدر، امشب به جان عمه مرا با خودت ببر

***

می رفت قافله،دورش پر از حرامی است، سر مست هلهله

 بابا یك مرتبه بخند، من قول میدهم نكنم از كسی گله

این چشم های تار، امشب برای دیدن تو گشته مسئله

باید چه كار كرد؟ با این همه كبودی و با این همه آبله

باید از این به بعد با عمه ام نشسته بخوانیم نافله

سیلی كه جای خود، مانده به گردنم رد انگشت سلسله

خوردم زمین شبی،بین من و نگاه تو افتاد  فاصله

من فكر میكنم ظلمی كه زجر كرده است نكرده است حرمله

یه جوری من رو آورد،من رو میكشید،می زد،می گفتم بزن،اما من رو به عمه ام برسان،وقتی به ناقه رسیدم،هی نفس میزدم،بین نفس هام، هی میگفتم:عمه عمه عمه

من فكر میكنم ظلمی كه زجر كرده است نكرده است حرمله

میخندیدم یادته،نگاه به لب و دهانم میكردی یادته،من و بغل میكردی یادته، هی به من میگفتی مادرم یادته، من دیگه مثل اون رقیه نیستم،دختر و لبخندش،لبخند و لب و دهان،لب و دهان و دندان.

دندان من شكست

آینه ی كلام پریشان من شكست

دندان من شكست

آخه انگشتر دستش بود،انگشتر تو دستش بود،با اون انگشتری كه بازی میكردم دندان من شكست.

دندان من شكست

بچه دندانش بشكنه كلامش عوض میشه،شین رو س ِ میگه.

دندان من شكست

آینه ی كلام پریشان من شكست

راه و روش دختر داری اینجوریه ،میخوای گوشواره از گوش دختر بچه در بیآری، فقطم باباش باید این كارو بكنه.مادرم میتونه،اما دختر دوست داره پدر گوشواره اش رو در بیاره،چون تا میخواد دردش بگیره،میگه:یواش.بابا هم قربون صدقه میره.

متن مقتل این جوری میگه:سر مطهر رو آوردن در حضور اون مظلومه گذاشتند،پرده رو از رو سر برداشت،پرسید:ما هذا رأس؟این سركیه؟گفتند: هذا رأس أبوک.سر باباته. خود را بر آن سر مطهر انداخت شروع كرد صورت پدر رو بوسیدن،به سر و سینه زدن،اینقدر با دستای كوچیك خودش به دهان زد،دهان پر خون شد و گفت: یا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی خَضَبكَ بِدِمائكَ، محاسنت رو كی با خونت رنگ كرده؟ یا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَ رِیدَیْکَ؟ رگ های گردنت رو كی بریده؟ یا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی؟ بابا من سه ساله هستم یتیم شدم. كی من رو بزرگ كنه؟ بعد شروع كرد به گلایه كردن:بابا نگامون كن، یا أبتاهُ، منْ للنّساءِ الحاسرات؟ زن هارو نگاه كن معجر ندارن! یا أبتاهُ، منْ للْأَرامِلِ المسْبیّاتِ؟ پدر جان، چه كسی دادرسی از این زنان بیوه و اسیر می كند؟ یا أبتاهُ، منْ للْعیونِ الْباكیاتِ؟ چشم های گریون مارو نگاه كن! یا أبَتاهُ، مَنْ لَلشُّعورِ الْمَنْشورات؟نگاه كن ببین موهامون چه وضعی داره. یا أبتاهُ، منْ بَعْدكَ واخَیْبَتاهُ؟ یا أبتاهُ، منْ بَعدكَ وا غُرْبَتاهُ؟ بابا جان تو رفتی ما بی چاره شدیم! یا أبتاهُ، لَیْتنی كُنت لَك الْفِداء. ای بابا كاش من برات می مردم. یا أبتاهُ، لَیْتنی كَنت قَبل هذا الْیَومِ عمیاءَ. بابا جان كاش من كور می شدم تو رو اینجوری نمیدیدم

توضیحش هم این یك خطه:

ساربان ضربه ی دستش چقدر سنگین است

تازه انگشتر او سنگ یمن هم دارد

زخم های سر و روی پدرش را كه شمرد

گفت با عمه چرا زخم دهن هم دارد؟

حسین......

بابا جان كاش من زودتر از این از دنیا می رفتم، من تو رو این طوری نمیدیدم،هی گریه كرد،اشك می ریخت،نفسش به شماره افتاد، گریه راه گلوش رو گرفت: مثل مرغ سر كنده گاهی سر رو طرف راست بعد طرف چپ میگذاشت،میبوسید ناله میكرد،ریش پر خون پدر رو میگرفت پاك میكرد،حسین،همیشه بدنش تازه است،بس كه سر تر و تازه بود،هی خوت می آمد جاری میشد، زن ها دورش رو گرفتند،گفت: بابا این زنهای جوون مرده چه كنند،شیون از همه بلند شد. ثم إنها وضعت فمها على فمه الشریف و بکت طویلا،قشنگ ببین بچه سه ساله سر زخمی بغل كرده. آروم آروم لبش رو رو لب بابا گذاشت،شروع كرد لب بابا رو مكیدن، همینطوری آروم آروم سرش رو زمین گذاشت،صورت رو صورتش بود،اینقده گریه كرد دیدند،آخرهای گریه دستش باز شد،سر غلتید یه طرف رقیه یه طرف، ای حسین.........

چقدر زخمی ِ چشمات بمیرم برات

چقدر خونی ِ لبهات بمیرم برات

شبیهه خودم پریشون و پر خون ِ موهات بمیرم برات

حالا بعداز اون همه عذاب توی آغوشم یكم بخواب

به چشم كسی خواب نیومده بعد از اون مجلس شراب

ناله میزم وای وای كریه میكنم های های

نگفته بودی با سر میای بابا نگفته بودی با سر میای

هركی هر جا نشسته صدا بزنه یا حسین............

                                         دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 05:33 ب.ظ | نظرات()

حمید علیمی

خدایا خدایا بر غاصبین خلافت و ظالمین به مولا لعنت

بر قنفذ و مغیره لعنت

بر قاسطین وناكثین و مارقین و خوارج لعنت

برظالمین و قاتلین آقا رسول الله لعنت

خدایا بر جعده و اُم حكم و قطامه ی ملعونه و اُم فضل ملعونه لعنت

بر ابن ملجم لعنت

بر ابن ملجم و عمرو عاص و معاویه لعنت

بر اشعث و مروان بن حكم و اُم حكم لعنت

بر ظالمین و قاتلین امام حسن  لعنت

بر قاتلین محسن بن علی  لعنت

بر شمر بی حیا لعنت

بر زجر و حرمله لعنت

بر قاتلین اصحاب كربلا لعنت

بر یزید و عمر سعد و خولی و سنان و حكیم بن طفیل  و انصار و اعوانشان لعنت

دانلود دعا



نویسنده خادم الشهداء در 11:05 ق.ظ | نظرات()

[]

بازم توی قلب شب، آهی غریبونه بود

كوچه همون كوچه و، خونه همون خونه بود

می سوزه، تو دل شب ،دوباره دل كبوترها

می گیره، توی شعله، آتیش به پر معجرها

وای ای وای ای وای

ولی خونه ی فاطمه، بال و پر بود كه سوخت

میخ در بود كه سوخت

بین آتیش و دود ،خود مادر بود كه سوخت

وای ای وای ای وای

بازم زمین میخوره، مردی تو این كوچه ها

مونده یه عمر رو دلش، داغ همین كوچه ها

می باره، مثل بارون، دوباره برا غم حیدر

میشینه، روی خاك و ،روضه میخونه برا مادر

وای ای وای ای وای

یه روزی تو این كوچه ها، از ستم می زدند

هر قدم می زدند

یاس پیغمبر و ،همه باهم می زدند

وای ای وای ای وای

تو كوچه ها با دل ِ، خسته پی مركبم

می سوزم و هر نفس، یاد غم زینبم

هستم از، بی كسی و ،غریبی ِ مدینه دلگیر

دیدم كه، داره دشمن، میگیره رو سر من شمشیر

وای ای وای ای وای

ولی غروب كربلا، از قفا می برید

بی حیا تا رسید

پیكر بی سر و ،روی خاكا می كشید

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 09:47 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها