امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد.
درباره ما
!!استفاده تجاری از اشعار در کتاب های مداحی و نرم افزارها مورد رضایت نیست
اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد
هر گونه کپی برداری تجاری از متن روضه و اشعار شرعا و قانونا حرام و مورد رضایت نیست!!
.
.
.
!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .!!
.
.
.
"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری به جز تجاری از مطالب آن بلامانع می باشد"

*نشر این آثار که ثمره ی ساعت ها تلاش بی وقفه در تدوین ، تایپ ، جمع آوری مطالب توسط خادمین این کانال بوده ، برای مقاصد تجاری و مادی شرعا حرام بوده ولی در غیر این صورت نشر کاملا آزاد می باشد.*

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی و...... "


آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
پیوندهای روزانه
برچسب‌ها
حمایت از ما
بابُ الحرم"                                           پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان
دیگر امکانات

Up Page
 دانلود نرم افزار ذكر ویژه مداحان و ذاكران برای موبایل(اندروید)   دانلود نرم افزار مذهبی برای موبایل(اندروید)


برای عضویت در کانال متن روضه باب الحرم در پیام رسان های داخلی "سروش" و "ایتا" بر روی تصویر های زیر کلیک کرده و پس از باز شدن صفحه کانال، گزینه Join یا عضویت را انتخاب نمایید.







"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها،وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ "

یابن الحسن......

 

یادم نمیرود که همه عزتم تویی

من پای سفره تو شدم محترم حسین

 

لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد

ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین


شاعر: حسین صیامی

 
*شبِ جوادلائمه است،یا امام رضا به حق جوادت،ما که نتونستیم زیارت مخصوص بیاییم حرمت،آقا جان! همه رو یک جا و یک کاسه به ما یه کربلا بده....*

 

خاکستر وجود مرا می دهد به باد

سنگینی عزای تو یا حضرت جواد

 

تشنه ، میان خانه ی خود دست و پا زدی

یک جرعه آب ، همسر تو ، دست تو نداد

 

پاره جگر شدی و کنارت طبیب نیست

اینجا کسی به فکر امام غریب نیست

 

وقتی که پای بُغض علی در میان بُوَد

جسم امام و هلهله ، اصلاً عجیب نیست

 

گرچه به لب رسیده نفس های آخرت

لب تشنه ای ، شبیه لب جدِّ اطهرت

 

اما هنوز یاد گل یاسِ پرپری

یاد مدینه کرده ای و یاد مادرت

 

در پیچ و تاب بودی و می دید اُم فضل

بر اشک و ناله های تو خندید اُم فضل

 

گرچه کنار جسم تو در رقص و شادی است

دیگر سر تو را که نبرّید ام فضل

 

خندید بر نوای جگر سوز تو ، ولی

با پای خویش ، جسم تو را زیر و رو نکرد

 

شکر خدا که دور و برت خواهری نبود

در وقت دست و پا زدنت ، مادری نبود

 

خوب است اسیرِ نیزه و خنجر نمی شوی

بی پیروهن در این دَم آخر نمی شوی

 

دست کسی نخورده به گیسویِ دخترت

دلواپس کشیدن مَعجر نمی شوی

 

شکر خدا که دور و برت خواهری نبود

در وقت دست و پا زدنت، مادری نبود

 

شکر خدا کنیزکی از نسل ساربان

آنجا به فکر غارتِ انگشتری نبود


شاعر: محمود مربوبی

 

او که برای عالم و آدم طبیب بود

حتی میان خانۀ خود هم غریب بود

 

خواهر نداشت تا برسد پیش پیکرش

مادر نبود تا که کند گریه در برش

 

از دردِ زهر، کُل تنش تیر می‌‌کشید

خونابه از لبش به کف حجره می‌‌چکید

 

در وقت احتضارِ کسی، کف نمی‌زنند

هنگام دست و پا زدنش، دف نمی‌زنند

 

اما امان ز ظلم و جفای کنیزها

گم شد صداش بین صدایِ کنیزها

 

در لحظه‌‌های آخر خود بی شکیب بود

او غصه‌دارِ روضۀ شیب الخضیب بود

 

با اینکه تشنه بود، ولی نیزه‌ای نخورد

در بام خانه پیرُهنش را کسی نبرد

 

شکر خدا که دختر او را کسی نزد

با کعب نیزه، خواهر او را کسی نزد

 

خیلی حسین در ته گودال خسته بود

قاتل به روی سینۀ آقا نشسته بود

 

شمر از صدای نالۀ زهرا حیا نکرد

در قتلگاه گیسوی او را رها نکرد

 

شاعر:علی سپهری


حسین....





!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 07:28 ب.ظ | نظرات()

http://s9.picofile.com/file/8309975068/taheri.jpg


"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها،وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ،وَ لعَنْ اَعْدائَهُم بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ"

 

*دوید اومد موفق پهلو امام رضا،گفت:آقاجان! ببین آقازاده ات داره چیکار میکنه.....

"جون و دلِ امام رضاست جوادالائمه،اگر حاجتِ خیلی سختی داری،گرفتاری داری،مشکل،گره ی کور داری برو روبروی گنبد امام رضا،جلو ضریح امام رضا،بگو:آقا! به حقِّ جوادت،جگر گوشه ات...اگه سخت تر از این بود حاجتت،بگو: آقا به حق مادر پهلو شکسته ات..."

میگن:امام رضا دوید اومد نگاه کرد،دید جوادش هی داره مشت میزنه رو زمین،هی میگه:" وَالله لَاُخرِجَنَّهُما وَ لَاُحرِقنَّهما" بیرون میکِشم اونا رو از تو خاک،آتیش میزنم اونارو.....

بابا! چه کسانی رو میخوای از تو خاک بیرون بکِشی؟چه کسانی رو میخوای آتیش بزنی؟

نگاه کرد دید دوتا چشمای جوادش اینقدر اشک ریخته،خون آلود شده،فقط تو یه نگاه معنا دار به امام رضا، از امام رضا یه سئوال کرد،گفت: بابا! به من بگو مادرم فاطمه چه گناهی داشت؟چرا اومدن در خونه اش رو آتیش زدن؟ چرا پهلوی مادرم رو شکستن؟

 

"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن..... "*

 

بی درد ما که از غم تو راست قامتیم

با اینکه سر شکسته ی سنگِ ملامتیم

 

بیمارِ عشق می شود آنکس که عاشق است

این رسم عشق نیست که اکنون سلامتیم

 

*یه خود خودمون رو ملامت کنیم،چقدر تو این دوران به فکر گمشده ی حضرت زهرا هستیم؟چقدر به یاد امام زمانمون هستیم؟*

 

در انتظارِ هر که به جز تو نشسته ایم

در سردسیرِ هجر تو گرمِ اقامتیم

 

بی شک بدون تو به درِ بسته خورده ایم

امروز اگر چه همدم اشکِ ندامتیم

 

ما بی تو یا که با تو تفاوت نمی کند

یعنی همیشه شاملِ لطف و کرامتیم

 

دنیا به لطف چشم تو، پُر بود دست ما

گریانِ دستِ خالیِ روزِ قیامتیم

 

عمری عَلَم به دوش حسینیم، چاره ای

مشتقاق گریه کردنِ پای علامتیم

 

*دلت امشب کجاست؟...*

 

امشب که میزبانِ عزا مشهدالرضاست

باب الجواد گرمِ عزا و زیارتیم

 

یاصاحب الزمان.......




!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:37 ق.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8309975068/taheri.jpg


نشسته‌اند ملائک، به روی بامِ جواد

پیمبران همگی بنده و غلامِ جواد

 

*انشاءالله روزیت بشه بری حرم امام جواد،باب المُراد،کسی از در خونه ی جوادالائمه دست خالی برِ،خودش کوتاهی کرده...

برا امام رضا نوشتن:آقاجان!چون کار سخت شده،تو کوچه میان می ایستن،مستحق ها،گداها،اونایی که کار دارن با جوادت،موفق چند روزِ پسرت رو از یه درِ دیگه می بره...

امام رضا نوشت براش: جوادم! ازاون دری رد میشی که مردم ایستادن،مردم به امید تو ایستادن،کار دارن باهات،حاجت دارن...

همه ی اهلبیت بابُ المُرادن،همه کریمن،اما مختص، یکی میشه،جوادالائمه...

اومد پیش امام رضا گفت:آقا! چشمام نابیناس،میشه یه عنایتی کنید؟حضرت فرمود: برات می نویسم بری درِ خونه ی جوادم....

جواد کجاست؟مدینه...امام رضا کجاست؟توس...براش نوشت،اومد مدینه،نامه ی بابارو که دید،جوادالائمه شروع کرد گریه کردن،امضاء ی بابا رو به چشمش کشید...

جوادالائمه گفت:بیا جلو ببینم،تا اومد جلو حضرت یه دست رو چشماش کشید،گفت:چشمت رو باز کن،باز کرد دید عجب،چشمی که مادرزاد کور بوده داره همه چیز رو می بینه...

گفت:بابام هم می تونست این کار رو برات بکنه،اما فرستادنت درِ خونه ی ما تا مردم بدونن حوائج دنیایشون رو باید بیان از جوادالائمه بگیرن...

آی گرفتار! آی مریضدار! بعضی ها یه گره های کوری دارن،دکتر ها جواب کردن،همه جواب کردن،اما جواد که جواب نکرده...همه رو یاد کن،مخصوصاً شهدای مدافع حرم،شهید حججی....*

 

نشسته‌اند ملائک، به روی بامِ جواد

پیمبران همگی بنده و غلامِ جواد

 

شدم جواد، پس از این به احترامِ جواد

که بهتر از همۀ نام‌هاست نامِ جواد

 

جواد مرهمِ دردِ بدونِ تسکین است

چقدر نام جواد الائمه شیرین است

 

شدی جواد، همیشه فقیر تو باشیم

فقیر‌‌هایِ میانِ مسیر تو باشیم

 

شدی بزرگ که ما هم حقیر تو باشیم

خدا کند که همیشه اسیرِ تو باشیم

 

بیا و رخ بنما شاه تا که مات شویم

فقط تو لب تر کن تا همه فدات شویم

 

کسی غریب‌تر از تو نبوده است اصلاً

غریبِ خانۀ خود بود‌ه‌ای، بمیرم من

 

*اونایی که زن و بچه دارن می فهمن،اگه کسی هزار تا مشکل تو کارش بیوفته در طیِ یه روز،شب که بشه بیاد تو خونه،درد و دلش رو با زنش میگه،با همسرش میشینه درد و دل میکنه،آروم میشه...*

 

شهید کرد تو را زهر فتنۀ یک زن

شهادت تو شبیه است به امام حسن

 

*اما نه، درستِ امام حسن خیلی غریبِ،اما جوادالائمه غربتش بیشتر از امام حسنِ،هر دو به دست همسر شهید شدن،هر دو غریب بودن،اما لحظه ی جان دادنِ امام حسن کنار بسترش ابی عبدالله سرش رو به دامن گرفته بود،عباس سر به دیوار گذاشته بود اشک میریخت،زینب کنارش بود،همه داشتن به حال امام حسن اشک میریختن،اما جگر گوشه ی امام رضا،داخل حجره ی دربسته،هر چی میگفت:آه جیگرم داره میسوزه...یه نفر نبود با جوادالائمه هم ناله بشه....یه عده دارن دست میزنن،یه عده دارن هلهله میکنن....یاجوادالائمه

...


 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:35 ق.ظ | نظرات()


http://s9.picofile.com/file/8309975068/taheri.jpg


چه کرد با جگر پارۀ تو، همسرِ تو

نگاه کن چقدر ضعف کرده پیکرِ تو

 

میان حجره نمانده کسی کنار تنش

نبود هیچ کسی وقتِ دست و پا زدنش

 

چه کرده زهر هلاهل، که خشک شد دهنش

چرا به گوشِ کنیزان نمی‌رسد سخنش؟

 

کسی به خواستۀ آخرش جواب نداد

چرا کسی به جواد الائمه آب نداد؟

 

*مادر شهید حججی میگه:دیدم سر بریدنِ پسرم رو،اما اون چیزی که جیگر من رو سوزوند این بود،دیدم لباش خشکِ،فهمیدم لحظه ی آخر،یه قطره آبم بهش ندادن....

نوشتن: فقط یه کنیز بود دلش به حال جوادالائمه سوخت،اُم الفضل میگه: دیدم این کنیز ظرف آبی رو دستش گرفته،گفتم:کجا داری میری؟گفت:مگه نمیشنوی هی داره میگه جیگرم داره میسوزه؟ظرف آب رو اُم الفضل گرفت،محکم رو زمین زد،گفت: اینجا ایستادم ببینم چطور با لب تشنه داره جون میده....

کربلا هم انگار فقط یه نفر صدای ابی عبدالله رو شنید،هلال بن نافع میگه:دیدم داره لبهاش به هم میخوره،گفتم:نکنه داره نفرین میکنه،جلو اومدم،دیدم داره میگه:" شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ...." آخ جیگرم....گفتم:هر چه بادا باد،میرم یه ظرف آب میارم،سپرم رو پر از آب کردم،نزدیکِ گودال شدم دیگه دیر شده بود،دیدم اون نانجیب داره از گودال بیرون میاد،تمام سر و روش خون آلوده،گفت:کجا داری میری؟ گفتم دارم آب می برم..گفت:بیهوده زحمت کشیدی،دامنِ نحسش رو کنار زد،سر رو روی دست گرفت،اما بدنش داره میلرزه،گفتم:تو که کارت رو کردی،چرا بدنت داره میلرزه؟گفت:هلال! گوشه ی گودال لحظه ی آخر هیچ زنی نبود،اما می شنیدم،یه خانومی صداش میاد،هی میگه: " بُنَیَّ!"...*

 

کنیزهای تو در حق تو جفا کردند

تو ناله می‌‌زدی، آنها سروصدا کردند

 

تن تو را به روی بام‌ها رها کردند

کبوتران همه روی تو بال وا کردند

 

شنیده‌ام بدنت زیر آفتاب نبود

و اهل بیتِ تو در مجلس شراب نبود

 

تن حسین هم افتاده بود در گودال

 

}تهِ گودال،بی سر افتاده

لبِ گودال،مادر افتاده

خواهر افتاده،دختر افتاده{

 

تن حسین هم افتاده بود در گودال

تنش به زیر سُم اسب رفت و شد پامال

 

برای غارت جسم حسین شد جنجال

چه دید خواهرش از روی تل که رفت از حال؟

 

حسین در ته گودال دست و پا می‌زد

حسین، عمۀ سادات را صدا می‌زد

 

شاعر:آرش براری

 

*چی دید زینب؟روایت رو ببینی،برا جوادالائمه یه مقدار دلت آروم میگیره،بدن جوادم سه روز زیر آفتاب بود،شیعه ها دیدن رو بام یه مقدار کبوتر از هم جدا نمیشن،این بال ها رو در هم دادن...

آیا کربلا یه دونه کبوتر نبود؟وقتی زینب اومد دید بدن حسینش زیرِ آفتابِ،گفت:داداش! الان یادم اومد یه خاطره ای رو برات بگم،اول زندگیم با عبدالله بن جعفر بود،اُم سلمه،اومد در خونه مون در زد،در رو باز کردم،گفت:خانوم چرا گریه میکنی؟آیا از زندگی با عبدالله ناراحتی؟گفتم:نه عبدالله خیلی خوبِ،گریه ی من برا اینه:سه روزِ من حسینم رو ندیدم....من بی حسین می میرم،گفت:خانوم غصه نخور،الان حسین رو خبر میکنم...

اُم سلمه برام تعریف کرد،وقتی در زدم درِ خونه ی حسین،دیدم حسین هم داره اشک می ریزه،تا اومدم سئوال کنم،گفت:مادرجان سئوال نکن،دلِ من هم برا زینب تنگ شده...

داداش! من اینقدر گریه کرده بودم خوابم برد،بیدار شدم دیدم مقابلم ایستادی،رو دست و پات افتادم،گفتم:حسین جان! چرا بیدارم نکردی؟ گفتی:زینب! دیدم از روزنه ی در یه نور آفتابی رو صورتت افتاده،گفتم:جلو آفتاب بایستم اذیت نشی....

گفتم:حسین!ان شاءالله یه روز تلافی میکنم...حسین جان! امروز روز تلافی کردنِ منِ....

اما به این کبوترِ حسین اجازه ندان تلافی کنه، "فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب" یه عده ریختن تو گودال،با تازیانه دارن جداش میکنن....

هرچقدر کار باهاش داری،این دستای گدایت رو بالا بیار:حسین......

این اشکات رو روی دستت بگیر،دستت رو بالا ببر،خدا! "بدم المظلوم،اللهم عجل لولیک الفرج..."خدا! به جوادلائمه قسمت میدیم،هر کسی هر حاجتی داره،حاجاتی که حتی به نزدیک ترین فرد از خودش هم نمیتون بزنه،به جوادالائمه هیچ کسی رو دست خالی و ناامید برمگردان...*







!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:34 ق.ظ | نظرات()


http://s8.picofile.com/file/8328511292/474193.jpg


اُفتاده بود تشنه لب و آه می کشید

 

*آقا! من بمیرم  که شما آه نکشی تنهایی تو حجره...*

 

اُفتاده بود تشنه لب و آه می کشید

فریاد بی کسیش به جائی نمی رسید

 

*همش میگن:روضه ی امام جواد شبیه جدش ابی عبدالله است،هر دو تشنه بودن،باز امام جواد یه رمق داشت یه آه بکشه،ارباب ما ابی عبدالله سه ساعت تو خون خودش دست و پا زد،هزار و نهصد و پنجاه زخم مگه شوخیِ؟...

امام جواد به دیوار حجره تکیه داد و آه کشید....اما ابی عبدالله به نیزه شکسته ها تکیه داد و آه کشید......*

 

مجموعه ای ز مقتلِ اولاد فاطمه است

پس روضه هاش می طلبد گریه ی شدید

 

باید به پای روضه ی این سَرورِ صبور

سر را شکست ... گریبان ز غم درید

 

* چرا؟ مگه چی شده؟..*

 

کف می زدند، با نَفَسِ آتشین او

چندین کنیزِ پَستِ زنا زاده ی پلید

 

شرمنده ام ز حضرت زهرا از این کلام

آنقدر ناله زد ز عطش، تا نفس بُرید

 

شاعر:مجتبی روشن روان

 

* چهل شب دیگه،شبِ عاشورایِ حسینِ،اونایی که شب عاشورا ناله میخوان،نفس میخوان....

بگم: یا جواد الائمه! تشنگی سختِ،مادر شهید حججی می گفت: همه صحن های پسرم رو دیدم،هیچ کجا دلم آتیش نگرفت،اسارتش رو دیدم،دست بستنش رو دیدم،حتی سر بریدنش رو دیدم،جیگرم کباب نشد،گفت: یه جا جیگرم سوخت، اونجایی که دیدم پسرم رو دارن سوار ماشین می کنند،دوربین اومد تو صورتش،تا نزدیک شدم دیدم لبای بچه ام خشکِ،فهمیدم بچه ام تشنه است،کاشکی آبش میدادن..." بُنَیَّ! قتلوک، ذبحوک و مِنَ الماء منعوک "*

 

مادرِ آب کجایی؟ پسرت آب نخورد

 

*روضه اینِ:بعضی نقل ها نوشته روز عاشورا ابی عبدالله روزه بوده،تو اون گرما،تیر و نیزه،زخم،خون از بدن برِ آدم تشنه میشه،من نمیدونم اون عطش،چه عطشی بود؟ کسی که هزار و نهصد و پنجاه زخم داره،یه بدن مگه چقدر جا داره که زخم بخوره؟با عقل جور در نمیآد،سید بن طاووس تو لهوفش نوشته...

 

می دونی چه جوری زدن؟ می اومدن می رسیدن به بدن،می دیدن جای سالمی نداره،نیزه تو جای قبلی فرو می کردن،شمشیر تو جای قبلی...زخم تو جای زخمِ قبلی،یه جای سالم تو بدنِ آقایِ ما نذاشتن،حسین....بیخود نبود عمه ی سادات رگها رو بوسید..*

 

این کشته ی فتاده به هامون حسینِ توست

این صیدِ دست و پا زده در خون حسین توست

 

این ماهیِ فتاده به دریایِ خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسینِ توست

 

حسین....

 



!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:30 ق.ظ | نظرات()
http://s9.picofile.com/file/8308989834/139507131615.jpg

رباب است و ملال و خسته حالی
میان خیمهِ جایِ طفل خالی

اگر گهواره را پس داده بودند
دلش خوش بود با طفلِ خیالی

بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی
اصلاً خیال کن تو اصغر نداشتی

حسین.....

بس کن رباب حرمله بیدار می شود
سهمت دوباره خنده انظار می‌شود

ترسم که نیزه‌دار کمی جابجا شود
از روی نیزه رأس عزیزت رها شود

یک شب ندیده‌ایم که بی‌غم نیامده
دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده

گرچه امید چشم ترت ناامید شد
بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد

پیراهنی که تازه خریدی نشان مده
گهواره نیست٬ دست خودت را تکان مده

با خنده خواب رفته تماشا نمی‌کند
مادر نگفته است و زبان وا نمی‌کند

بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی
اصلاً خیال کن که تو اصغر نداشتی

دیگر ز یادت این غم سنگین نمی‌رود
آب خوش از گلوی تو پائین نمی‌رود

بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی‌شود
این گریه‌ها برای تو اصغر نمی‌شود






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:10 ق.ظ | نظرات()

(از درِ این خونه بوده این همه بها گرفتم
من تمومِ زندگیمو از امام رضا گرفتم)۳
(وقتی گرفتار میشم به قرآن
میرم دوباره پابوس سلطان)۲
(مشهد سرزمین عشقه
مشهد بهترین پناهه
مشهد فرصت دوباره
واسه توبه از گناهه)۲
(از درِ این خونه بوده این همه بها گرفتم
من تموم زندگیمو از امام رضا گرفتم)۳

حرمش همیشه غرقِ گریه و راز و نیازه۲
به رویِ زائرِ خسته آغوشش همیشه بازه
یادم نمیره حاجتمو داد آقا کنارِ پنجره فولاد
(سلطان آخرین امیده...
سلطان بین قلب خسته ست
سلطان مهربونترین یارِ
این دلِ شکسته ست)۲
(از درِ این خونه بوده این همه بها گرفتم
من تموم زندگیمو از امام رضا گرفتم)۳

اومد و گرفت جوادش ...سرِ بابا رو به دامن ۲
کربلا این رسم عوض شد
پیشِ چشم ِخیلِ دشمن
حسین رسید و دید که چه غوغاست
تنِ عزیزش پخشه تو صحرا
(جسمِ اکبرش رو ارباب
تک تک رویِ یک عبا چید
اومد لب هاش رو ببوسه...اما صورتی نمیدید)۲
(از درِ این خونه بوده این همه بها گرفتم
من تموم زندگیمو از امام رضا گرفتم)۳






!!کپی برداری از متن روضه و اشعارجهت استفاده در کتب مداحی ، نرم افزار های مذهبی و استفاده تجاری به هر نحو به هیچ وجه مورد رضایت نیست .اشعار جهت استفاده مادحین ذاکرین و استفاده در جلسات مذهبی می باشد!! نویسنده خادم الشهداء در 11:02 ق.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم