هر گونه كپی برداری از این سایت با ذكر صلوات برای فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بلامانع می باشد .
*********به اطلاع بازدیدكنندگان محترم می رساند:در پایگاه بابُ الحرم از مطالب سایر پایگاه های مذهبی استفاده ای نگردیده ، تا مجموعه ای متمایز در اختیار مداحان قرارا گیرد*********
امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند : هر کس به خاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود نَفَس های او در این حالت تسبیح ، و غمش عبادت حساب می شود ، در ادامه فرمودند : این روایت را با طلا باید نوشت و باز می فرمایند:هر کس که مصیبت ما نزد او بیان شود اشک چشمش جاری گردد هر چند به اندازه بال پشه ای باشد خداوند گناهان او را اگرچه به اندازه کف دریا زیاد باشد می آمرزد .( ...
درباره ما
«این پایگاه وابسته به تیم سایبری مؤسسه محراب هدایت شهرشهیدآبادخانوك می باشد.شهر خانوک در 55 کیلومتری شمال استان کرمان واقع شده است،این شهر به شهید آباد استان کرمان معروف می باشد»

"اگر برای رضای خداوند متعال این پایگاه ایجاد شده است، پس هرگونه كپی برداری از مطالب آن بلامانع می باشد"

«لازم به ذكر است، هزینه تایپ این اشعار توسط یكی از خادمین اهلبیت علیهم السلام تأمین و ایشان فقط از شما مداحان عزیز، در قبال استفاده از این مطالب ، خواستار دعا برای تعجیل در ظهور گل سرسبد عالم خلقت، حضرت بقیةالله اعظم حجة بن الحسن العسكری عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند»

*شما هم می توانید با تایپ اشعارمذهبی و متن روضه ها و ارسال آن به ایمیل و یا با درج آنها در قسمت نظرات ، اسم خودتان را در زمره خادمین ائمه اطهار علیهم السلام ثبت نمایید*


"منابع استفاده شده در این پایگاه تا كنون عبارتند از : كتب گلچین احمدی تألیف ذبیح‌الله احمدی‌گورجی ،كتب ناله های جانسوز عاشقان تألیف عدنانی ساداتی سید عبدالمالك، متن نوحه سی دی های مؤسسه نرم افزاری كوثر،كتاب58 مجلس روضه در عزای اهل بیت ، نوشته ی روح الله گائینی "
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مشاهده صفحه جدید

نویسنده خادم الشهداء در 06:14 ب.ظ | نظرات()


       

روز شنبه است و متعلق به رسول اكرم؛پیامبر رحمت و پیامبر رفق و مدارا. این همه كه مردم مكه او را آزار دادند اما همین كه مكه را فتح كرد صدا زد:اَلْیَوْم یَوْمَ الْمَرْحَمَة.1 امروز روز مرحمه است. همه را بخشید.پیامبر بارها فرمودند:اللُّهُمَّ اهِد قومِی فَاِنَّهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ2 خدایا این ها را هدایت كن همانا بعضی از این قوم نمی دانند؛اللّهُم اغْفِر لِاُمَّتِی3.به او گفتند:یا رسول الله، نوح نفرین كرد،آب آمد.قوم عاد،باد آنها را گرفت.قوم دیگری قحطی آنها را گرفت.شما هم نفرین كنید،شما بیش از پیغمبر های دیگر اذیت و آزار شدید؛ ما أوذِیَ نَبِیٌ مثلَ ما اُذیتُ.4 هیچ پیغمبری مثل پیغمبر ما اذیت نشد.فرمود:نه،من نفرین نمی كنم. خداوند در قرآن می فرماید:تا وقتی دو چیز در بین مردم است عذاب نمی آید:1-شخص تو(پیامبر اكرم صلوات الله علیه و آله و سلم)،تا شما در میان مردم هستی عذاب نمی آید؛2-استغفار،تا استغفار در بین مردم است عذاب عام برای مسلمانان نمی آید.

امروز روز شنبه و متعلق به پیغمبر است. در مفاتیح هم دعایی داردكه مخصوص شنبه است،می گوید:پیغمبر را اینگونه زیارت كنید،درآن زیارت می خوانیم كه اگر مردم پیش تو استغفار كنند،و تو از خداوند برای آنان طلب مغفرت كنی،خدا می پذیرد.یارسول الله،زمان حیات نبودیم كه خدمت شما بیاییم،امروز كه روز شنبه و متعلق به شماست،متوسل به شما می شویم، و از شما می خواهیم كه واسطه بشوی كه خداوند گناهان ما را ببخشد و بیامرزد. این مطلب در فرازی از همین زیارت روز شنبه نیز آمده است. دل ها را روانه كنیم مدینه، نمی دانم مشرف شده اید یا نه؟گنبد خضرای نبوی و در كنارش آن قبرستان خاموش بقیع.

السلام علیك یا رسول الله،السلام علیك یا نبی الله،السلام علیك یا رحمة الله الواسعه و یا باب نجاة الاُمة. رحلت پیامبر گرامی اسلام همان گونه كه امیر المؤمنین فرمود:اعظم مصائب است. یا رسول الله،در حال جان دادن شما حسن و حسین آمدند و خودشان را روی بدن شما انداختند، در نقل دارد پیغمبر دست هایش را باز كرد،یك دست امام حسن و یك دست امام حسین آن ها رابه سینه فشرد. امیرالمؤمنین آمد حسن و حسین را بردارد،پیامبر تب داشت،حالش مساعد نبود،چشمانش را باز كرد و فرمود: نه علی جان، بگذار حسنم روی سینه ام باشد؛ بگذار حسینم روی سینه ام باشد؛بگذار آنها را ببویم؛بگذار آنها را ببوسم. علی جان، اینها بوی بهشت می دهند. اَتَزَوَّدُ مِنْهُما.5 بگذار از آنها توشه بچینم. یا رسول الله حاضر نشدی حسن و حسین را از روی سینه ات بردارند و روی زمین بگذارند،اما نبودی ببینی كه كنار قبرت تیرها بر بدن امام حسن....! یا رسول الله،آنقدر حسین را دوست داشتی كه اگر صحبت می كردی و صدای گریه ی حسین را می شنیدی،صحبتت را قطع می كردی. اگر نماز می خواندی و صدای گریه اش را می شنیدی،صحبتت را قطع می كردی.  اگر نماز می خواندی وصدای گریه اش را می شنیدی، نماز را سریع تمام می كردی. اگر می آمد و روی پشت مباركت می نشست،آنقدر سجده را طولانی می كردی تا حسین پایین بیاید. یا رسل الله،كربلا نبودی ببینی؛ یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری، حسینت روی نیزه شكسته؛یه عده با شمشیر،یه عده با سنگ،یه عده هم با نیزه....!

1-شرح نهج البلاغه،ج17،ص272

2- بحارالانوار،ج11،ص298

3- بحارالانوار،ج31،ص208

4- بحارالنوار،ج39،ص55

5- بحارالانوارج22،ص50؛كشف الغمه،ج1،ص409

           منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص17-15



نویسنده خادم الشهداء در 10:03 ق.ظ | نظرات()


                 

نبی در بستر و زهرا كنارش

عزیز قلب او شد بی قرارش

بگوید دخترم كمتر نوا كن

برای رفتن بابا دعا كن

شب رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله و شب یتیمی جهان اسلام است. امشب همه ی جهان اسلام عزادار و در واقع مصیبت دیده اند . از همه بیشتر ، بر تنها یادگارش زهرای مرضیه سلام الله علیها سخت بود. بر امیرالمؤمنین علیه السلام و بر نوادگان پیغمبر علیهم السلام ، حسن و حسین علیهما السلام و زینب كبری سلام الله علیها و ام كلثوم سلام الله علیها سخت بود. چون یك اُنس عجیبی بین پیغمبر صلی الله علیه و آله و فاطمه ی زهرا سلام الله علیها بود. فاطمه ی زهرا پنج سال داشت كه مادرش را از دست داد. فاطمه برای پیغمبر هم دختری كرد و هم مادری. پیامبر اكرم خطاب به فاطمه می فرمود:اُم ابیها؛ تو مادر من هستی. یك روز شخصی در كنار مسجدالحرام شكمبه ای روی پیغمبر انداخت، بدن و لباس آن حضرت قدری كثیف شد،پیامبر منزل آمدند{ پیغمبر خیلی رئوف بود،خیلی صبور بود،خیلی مهربان بود،همه ی آنها را با این جرم هایشان بخشید} فاطمه ی زهرا همین كه این وضع را مشاهده كرد بلافاصله پدر را تطهیر كرد،لباسی برای او آورد. پیغمبر لباسش را عوض كرد و فرمود:انت اُمّ ابیها؛ تو مادر پدرت هستی. پیامبر این تعبیر را چند جا به كار برده است. روزی كه پیغمبر مدینه بود و فاطمه را نمی دید به او خیلی سخت می گذشت، حتماً باید زهرا را می دید. پدر و دختر خیلی ارتباط شان با هم صمیمی بود؛خانه شان نزدیك هم بود حتی بعد از ازدواج،رفت و آمد می كردند. اما این دو سه روزی كه پیغمبر حالش خوب نبود دیگر فاطمه خانه ی خودش نرفت،خانه ی پیامبر ماند. نوشته اند همین كه پیامبر حالش بد می شد و رنگش تغییر می كرد؛ زهرا گریه می كرد و می فرمود: وَاكَرْباهُ لِكَرْبِكَ یا اَبَتاهْ؛( آه وفغان ازرنج ومصیبت تو ای پدرجان) 1 همین كه پیغمبر متأثر می شد، اشك فاطمه جاری می گشت. خیلی این پدر و دختر صمیمی بودند. با این ارتباط وسیعی كه با هم داشتند. فاطمه امشب و فردا از بالای سر بابا تكان نخورد، نشسته بود و صورت بابا را نگاه می كرد{ یا بقیة الله، ان شاءالله یك شب ِ بیست و هشتم، مدینه ی منوّره عرض ارادت كنیم} فاطمه ی زهرا،امیر المؤمنین،امام حسن و حسین علیهم السلام همگی دور پیغمبر بودند. در نهج البلاغه آمده است:امیرالمؤمنین فرمود: لَقَد قُبِضَ رسولُ اللهِ و اَنَّ رأسَهُ علی صَدری؛2 پیامبر در حالی جان دادن كه سرش روی سینه ی من بود. در حالی جان داد كه سرش را به سینه چسبانده بودم، در این حالت از دنیا رفت.پیغمبر در خانه غسل داده شد،كفن شد،ولی تشییع نشد،در همان خانه ی خودش به خاك سپرده شد.اَنس بن مالك می گوید: وقتی پیغمبر را به خاك سپردیم،سنگ لحد را چیدیم و قبر را پوشاندیم، من از حجره بیرون آمدم،دیدم یك خانم كنار دیوار ایستاده و گریه می كند. از صدای گریه اش فهمیدم فاطمه است. شب بود،تاریك بود،جلو آمد،عرض كرد:اَنَس پیغمبر را به خاك سپردید؟ عرض كردم بله خانم. فرمود:چه طور طاقت آوردید جسم پیغمبر را زیر خاك كنید؟! چه طور گُل مرا زیر گِل قرار دادید؟ چطور خاك بر بدنش فشاندید؟3 اتاق را خلوت كردیم، فاطمه وارد اتاق شد، فرمود: بابا بلند شو، دخترت تنها مانده است.

صُبَّتْ عَلَیَّ مصائِبُ لَو اَنَّها

صُبَّتْ عَلَی الاَیّام صِرْنَ لَیالِیا4

بابا، روز ِ فاطمه شب شد. بابا،خوشی فاطمه تمام شد.بابا،احترام فاطمه پایان پذیرفت.بابا بلند شو ببین آماده شده اند به خانه ی دخترت حمله كنند.بابا بلند شو ببین دخترت تنها مانده.یا فاطمة الزهراء طاقت نیاوردی بر بدن بابا خاك بریزند.شما را احترام كردند. وارد اتاق شدی كنار قبر پیامبر اشك ریختی.اما نبودی ببینی چگونه جلوی چشم قاسم بن الحسن،جنازه ی بابا را تیر باران كردند! به خدا امام حسن غریب است.امام غریب زیست و غریب مُرد.امروز هم قبرش زائر ندارد.یا فاطمةالزهرا،جلوی چشم صغیرهایش بدن را تیر باران كردند. فاطمه جان،طاقت نیاوردی خاك بر بدن بابا بریزند. شما هم یك دختری و دختر اباعبدالله هم یك دختر است. وارد قتلگاه شد،دید بابا سر در بدن ندارد،بدن قطعه قطعه،خودش را روی بدن بابا انداخت. خانم شما را كنار قبر بابا آزاد گذاشتند كه اشك بریزید،گریه كنید،اما دختر اباعبدالله را با تازیانه از بدن بابا جدا كردند!

1-مستدرك ج2،ص451،بحارالانوارج22،ص458،منتهی الآمال،ص148

2-نهج البلاغه،خطبه197،غررالحكم،ص120،ح2103

3-سوگنامه آل محمد،ص23

4-بحارالانوار،ج79،ص106؛مناقب ج1،ص242؛مسكن الفؤاد،ص112

منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص15-13



نویسنده خادم الشهداء در 09:32 ب.ظ | نظرات()

جواد مقدم

آقامون امام رضا میگن عشق عالم تابه

برای اونا كه عاشقن هشتمین اربابه

خدا می دونه امام رضا سرِّ عشق نابه

امام رضا بخرم

 منو ببر به حرم

قسم به چشم ترم

 تویی تو تاج سرم

آقا بیا زكرم

به كربلا ببرم

السلطان ابا الحسن

آقا شده مشهدت برام كربلای ثانی

برا غم و روضه ی شما فاطمه شد بانی

تو دلای بی قرار ما تا ابد سلطانی

تو حل مشكل ما

تموم حاصل ما

تو حج كامل ما

 تو حل مشكل ما

تموم حاصل ما

نماز نافله ما

سرشته باگله ما

جلا بده دل ما

امام رضا بخرم

 منو ببر به حرم

قسم به چشم ترم

 تویی تو تاج سرم

آقا بیا زكرم

 به كربلا ببرم

السلطان ابا الحسن

اگه دیگه قسمتم همین سرنوشت شومه

مگه دل من به  دوریه كربلا محكومه

درد دل ما رو می شنوه حضرت معصومه

غریبت الغربا

 معینت الضعفا

 به درد من تو دوا

به حاجتم تو روا

 كرم نما تو به ما

برات كرببلا

امام رضا بخرم

 منو ببر به حرم

قسم به چشم ترم

 تویی تو تاج سرم

آقا بیا زكرم

 به كربلا ببرم

السلطان ابا الحسن

رضا كیه شهن شاه خراسان و میگم

رضا كیه شه خته ی شیران و میگم

رضا كیه پل بركت ایران و میگم

شفا كجاست توی صحن گوهرشاد رضا

شفا كجاست دم پنجره فولاد رضا

شفا كجاست میون دست صیاد رضا

السلطان یا ابا الحسن علی علی

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 10:07 ب.ظ | نظرات()

شب پایانی ماه صفر شد ‌ ‌ ‌

و رنگ آسمان ها تیره تر شد

كه از زهر ستم  كُل وجود

امام هشتم من شعله ور شد

شهید ظلم و بیداده

به خاك  حجره افتاده

میون غربت جان داده

به قربون كبوترهای سلطانم

غلا م كوی مولای خراسانم

یا رضا جان،رضا جان،رضا جان

صبوی دل به سقا خونه دادم

گدای هر شب باب الجوادم

تو آقایی و آقا زاده هستی

و من هم برده هستم خانه زادم

دل و جون بهرت می بازم

به زُوار تو می نازم

به پایت سر می اندازم

دخیل پنجره فولاد  تو دستم

سگ كوی علی موسی الرضا هستم

یا رضا جان،رضا جان،رضا جان

دل من پر شد از غم های كوفه

میون سینه مملو از لهوفه

اگر گریه كنه ارباب حسینی

براتت  دست آقای رئوفه

من بیچاره ی دیوانه از آقا

فقط آقا فقط یك كربلا می خوام

وای حسین جان،حسین جان،حسین جان

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 09:39 ب.ظ | نظرات()


السّلامُ عََلَیكَ یَا اَبا مُحَمَّد ٍ یَا حَسَنَ بْنَ عَلی

امروز می خواهم دو سه جمله، روضه ی امام مجتبی علیه السلام بخوانم. امام حسن علیه السلام خیلی مظلوم بود در مظلومیتش همین بس كه هنوز كودك بود،پنج سال بیشتر نداشت جلوی چشمش به زهرای مرضیه سلام الله علیها جسارت شد.خودش چهل سال بعد از این حادثه فرمود: «یا مُغَیره أنتَ الَّذی ضربتَ فاطمة بِنْتَ رَسُول الله صلی الله علیه وآله و سلم حتّی أَدْمیتها » 1 تو جز كسانی بودی كه كه مادرم زهرا را زدی تا از بدنش خون جاری شد و مجروح شد . ظلمی به او شد كه چهل سال بعد از این قضیه وقتی مغیره را می بیند گریه می كند.دنبال مادر راه افتاد، مادر میخواست راجع به فدك صحبت كند و قباله ی فدك را بگیرد. هنگام برگشت امام شاهد سیلی خوردن مادر بود. 2

ای كاش من حسن را با خود نبرده بودم

در پیش چشم كودك سیلی نخورده بودم

خیلی سخت است فرزند نتواند عكس العمل انجام دهد و سن او اقتضا نكند،ببیند شخصی به مادرش جسارت می كند،سیلی می زند،نگاه كند و اشك در چشمانش حلقه بزند و گریه كند. سال ها این درد در سینه ی امام حسن علیه السلام بود. مظلومیت امام حسن علیه السلام از روزی كه مادرش بین در و دیوار قرار گرفت شروع شد. یك روز آمد مسجد دید بابایش دارد میان خون خودش می غلطد،صدا زد یا ابتا! این چه حالتی است؟ یك روز هم به دهان طبیب چشم دوخته بود و طبیب گفت: پسر بزرگ آقا شما هستید؟ به بابایت بگو دیگر وصیت كند او توان ماندن ندارد. یك روز هم وقتی صلح كرد در كوچه های مدینه به امام جسارت كردند و گفتند:« یا مذِّل المؤمنین» توهین ها كردند. خانه هم كه می آمد دختر اشعث در خانه بود،همان كسی كه به امام زهر نوشاند. وقتی امام مسموم شد. 3 بچه های صغیری داشت، عبدالله بن حسن شش ماهش بود، قاسم بن الحسن علیه السلام سه سالش بود، خیلی سخت است برای یك مرد كه بچه های كوچك دور بستر مرگش بنشینند؛ اما عزیزان من! برادران و خواهران! كسی كه یك زندگی سخت داشته باشد،درد مریضی بكشد،مشكلات داشته باشد،وقتی از دنیا برود ، اگر با شكوه تشییع گردد و مردم احترام و عزتش كنند و مراسم خوبی برایش بگیرند یك مقدار بچه هایش آرام می شوند و می گویند: پدرمان سختی كشید اما بدنش با احترام دفن شد. دل ها بسوزد برای امام حسن علیه السلام كه این قضیه هم اتفاق نیافتاد. جلوی چشم قاسم بن الحسن علیه السلام ، جلوی چشم عبدالله بن الحسن ، جلوی عباس و جلوی چشم امام حسین علیه السلام كه یك عمر با هم بزرگ شده بودند ، یك عمر با هم زندگی كرده بودند،یك وقت ببیند،چوبه های تیر بر بدن مقدس امام علیه السلام نشست 4

غربت آن است كه بعد از مردن

آتش تیر ببارد بر بدن

آتش تیر چو افروخته شد

كفن و جسم به هم دوخته شد

امام حسین علیه السلام كنار بدن نشست ، تیرها را از بدن بیرون آورد. برادرم! غارت زده آن نیست كه مالش را می برند، غارت زده منم كه با دست خودم داداشم را میان قبر گذاشتم.5

وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ . 6

1-الاحتیاج،ج1،ص278

2-فضایل و سیره ی حضرت فاطمه سلام الله علیها در آثار علامه حسن زاده آملی،ص54

3-مقتل فلسفی،ص47

4-سوگنامه آل محمد،ص 63

5-سوگنامه آل محمد ص 64

6-سوره ی شعراء،آ یه ی 277

 منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص53-51




نویسنده خادم الشهداء در 09:18 ب.ظ | نظرات()


                    

امروز می خواهم دل هایتان را روانه كنم قبرستان بقیع برای غریبی امام حسن مجتبی اشك بریزید و آن آقایی كه مظلوم بود؛مظلوم زیست،و مظلوم تشییع شد.امروز هم قبرش مظلوم است.در زندگی امام حسن،مظلومیت موج میزند.كسیكه زنش به او خیانت كند،از این مظلومیت بالاتر؟!كسی كه یاران خودش به او خیانت كنند. در مدائن درون خیمه ی ایشان ریختند،پای امام را مجروح كردند خون جاری شد. اباعبدالله و اباالفضل وكسانی كه آنجا حضور داشتند،بلافاصله پای امام را بستند و او ا از خیمه بیرون آوردند،مظلومیت از این بالاتر؟! یاران خودش به او پشت كردند،وقتی عبیدالله بن عباس به امام پشت كرد و به معاویه پیوست، امام چقدر متأثر شد.یك،یك فرماندهان و یاران پشت امام را خالی كردند. این از یارانش، و آن هم از همسرش.بعد از آن كه حضرت ازكوفه به مدینه آمد،بعضی ها كه رد می شدند به آقا سلام نمی كردند،بعضی ها جواب سلامش را نمی دادند،بعضی ها به او می گفتند:یا مذلّ المؤمنین. از شام می آمدند رو در روی امام می ایستادند،به او فحش می دادند و ناسزا می گفتند. در مجلسی كه نشسته بود خطیب،منبر می رفت به پدرش امیرالمؤمنین جسارت می كرد.گاهی امام اشك می ریخت و از مجلس بلند می شد،و گاهی مقابله می كرد. قدرت در دست معاویه افتاده بود.قبل از این،بیست سال فرماندار بود و اكنون خلیفه ی مطلق شده و قدرت را قبضه كرده است.مدینه دست اوست،سایر بلاد دست اوست. و امام در این شرایط سخت مظلوم بود. امروز هم قبرش در قبرستان بقیع بدون هیچ شمع چراغی است.لذا پیغمبر فرمود:هر چشمی كه برای حسنم بگرید،قیامت گریان نخواهد بود.1 از زهرای مرضیه هم نقل شده كه به بعضی از ذاكران اهلبیت فرموده است:چرا از حسنم یاد نمیكنید؟چرا برای حسنم شعر نمی خوانید؟. برای حسن،حسین گریه كرده است،حسین برایش شعر گفته. همه ی روضه خوان ها برای امام حسین روضه خوانده اند،امام امام حسین برای امام حسن روضه خواند و اشك ریخت. وقتی كنار بدنش نشست و لخته های خون برادر را در طشت دید،شروع كرد به اشك ریختن و گریه نمودن. امام حسن علیه السلام چشمانش را باز كرد،گفت:برادرم تو گریه نكن،لایومَ كَیَومِك یا اباعبدالله،حسین جان تو برای من اشك نریز،گریه كنان عالم باید برای تو اشك بریزند و گریه كنند.2 وقتی بدن مقدسش را كنار قبر پیامبر آوردند،جلوی اباالفضل العباس و امام حسین بدن را تیر باران كردند.3 عكس العمل هم نمی شود نشان داد،خودش سفارش كرده بود.4امام حسین علیه السلام فرمود: كسی شمشیر نكشد،بدن برادرم را به قبرستان بقیع ببرید. بدن را به قبرستان آوردند،شروع كرد روضه خواندن:فَلَیْسَ حَریباً مَنْ اُصیبَ بمالِه، غارت زده آن نیست كه مالش را می برند، غارت زده منم كه با دست خود،برادرم را داخل قبر گذاشتم.آه ،یك یك چوبه های تیر را از بدن امام حسن علیه السلام بیرون كشید. داداشم، دیگر چگونه در بین مردم ظاهر شوم،داداشم،دیگر چگونه خود را بیارایم، فَلَیْسَ حَریباً مَنْ اُصیبَ بمالِه و َلكِنَّ مَنْ واری اَخاهُ حَریبٌ.5 امام حسین علیه السلام وارد قبر شد و بدن را داخل قبر گذاشت. صورت امام حسن را روی خاك قبر گذاشت. آقا جان،برادر شما با همه ی اذیت هایی كه شد،كفن شد و به خاك سپرده شد،اما دل ها بسوزد برای خود شما كه صورت روی خاك كربلا گذاشتی، وَضَعَ خَدَّهُ عَلی الأرض ِ و َالتُّراب.

1- در عزای مظلومان،انتشارات شفق،ص56-55

2- بحارالانوار،ج45،ص218،المناقب،ج4،ص86،منتهی الامال،ص324؛ اللهوف،ص25

3-  سوگنامه،ص63

4- منهی الاما،ص323،شوگنامه آل محمد ص60

          منبع كتاب مقتل" روضه های  استاد رفیعی " ص51- 49

نویسنده خادم الشهداء در 07:59 ب.ظ | نظرات()

عكس رهبری

دست خدا بر سر ماست

خامنه ای رهبر ماست

تا روزیكه مهدی بیآد

سید علی رهبر ماست

با ولایتیم،وظیفه ی ماست تو عصر غیبت

راه كج نریم،راه ماست تنها راه ولایت

شیعه ها بگو،سفارش حضرت ِ اطاعت

منم سینه چاك ولی

میخونم با صوت جلی

بدونه عالم و آدم

كیه رهبر؟ سید علی

مدد یا حیدر یا حیدر

غلام حیدر هستیمُ

عمار رهبر هستیمُ

كمیل و مقدادیم آقا

مثل ابوذر هستیمُ

سینه مون سپر،سنگ تورو میزنیم به سینه

دشمنت آقا، از تو و از شوكتت غمینه

داره از تو و ، جد غریبت كینه به سینه

علی پشت و پناه تو

ره حیدر ِ راه تو

تویی فرمانده و رهبر

هیئتی ها سپاه تو

مدد یا حیدر یا حیدر

عشق تو شد گوش آویزم

گزینه های ِ رو میزم

با یه اشاره ات آقاجون

دنیا رو بر هم میریزم

مرگ بر آمریكا،از نون شب واجب تر ِ امروز

گوش دشمنت،از شنیدن حرفام كر ِ امروز

تنها سیدعلی،واسه شیعه ها رهبر ِ امروز

تویی حرفم و كلامم

تویی متن هر پیامم

تو غیبت صاحب زمان

تویی نائب الامامم

مدد یا حیدر یا حیدر

دانلود مداحی



نویسنده خادم الشهداء در 04:42 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها